33281231 - 33281232 - 33281484 آدرس :تهران بازار چوب ایران شهرک صنعتی خاوران bestart2000@gmail.com
0 مورد
انتخاب صفحه
سخنان «توماس ادیسون» درباره ی موفقیت

سخنان «توماس ادیسون» درباره ی موفقیت

سخنان «توماس ادیسون» درباره ی موفقیت

علت موفقیت من در این است که وقتی به کاری می پردازم تا تمام کردن آن کار از آن دست بر نمی دارم.

( توماس ادیسون )

Thomas_Alva_Edison   (12)

رابطه شگفت انگیز و زیبای ادیسون با مادرش!
مجموعه : مطالب خواندنی و جالب

مادرم کسی بود که زندگی مرا ساخت. او برای من بهترین، درست‌کارترین و معتمدترین آدم روی زمین بود و تنها به خاطر وجود او بود که احساس می‌کردم چیزی مرا به ادامه زندگی تشویق می‌کند. من هیچ‌گاه از او ناامید نشدم چون همیشه یک حامی تمام و کمال بود و در هیچ شرایطی امید مرا به ناامیدی تبدیل نکرد.

اینها جملات ادیسون هستند که همیشه و در هر شرایطی او آنها را بارها و بارها تکرار می‌کرد اما فکر می‌کنید چرا مادر ادیسون تا این حد روی سرنوشت، احساسات و افکار او تاثیر داشت؟ توماس هفت ساله بود که مدت 12 هفته به مدرسه رفت و در یک اتاق کوچک که 38 دانش‌آموز از سنین مختلف در آن بودند، درس خواند.

معلم او که بسیار بی‌صبر، بداخلاق و بدون مهارت بود و با 38 دانش‌آموز قد و نیم قد هم باید سر و کله می‌زد چندان از ادیسون خوشش نمی‌آمد چون از سوالات پیاپی او خسته شده بود و پاسخی برای آنها نداشت و ضمنا به نظر او ادیسون رفتاری خودمحور داشت که هیچ‌کس نمی‌توانست حریف آن شود.

معلم همیشه او را با لقب کله پوک بی‌خاصیت صدا می‌کرد در حالی که ذهن ادیسون سرشار از سوالات و نادانسته‌ها بود و همه می‌دانستند که او بسیار بزرگ‌تر از سن و سالش فکر می‌کند اما معلم او معتقد بود توماس پیش از حد فعالیت می‌کند که حتی بعدها بسیاری از متخصصان معتقد بودند او دچار بیش فعالی و کاهش تمرکز است.

این رفتارها و واکنش‌ها که در مدرسه نسبت به او ارایه می‌شد توماس را ناراحت کرده بود ولی مادرش اقدامی انجام داد که شاید در آن زمان بی‌معنا و بیهوده بود اما در اصل بسیار موثر و سرنوشت‌ساز شد. مادر که بسیار به توماس علاقه داشت و به گفته ادیسون زندگی او را ساخت شرایط را کاملا درک کرد و از اوضاع و احوال فرزندش و جو مدرسه به این نتیجه رسید که بهتر است فورا پسرش مدرسه را ترک کند و در عوض خودش در منزل مسوولیت تدریس او را به عهده گرفت چون حس می‌کرد محیط مدرسه نه تنها تاثیری مثبت روی او ندارد بلکه ممکن است راه را برای او ببندد.

مادر خیلی زود متوجه شده بود که به علت هوش سرشار پسرش این دیگران هستند که او را درک نمی‌کنند. به این ترتیب کتاب‌های مختلف از جمله انجیل را به او یاد داد.

 

عمده منابع آموزشی او در منزل از کتب موثق آن زمان بود. متاسفانه ماجرا به همین خوبی و خوشی ادامه پیدا نکرد چون توماس در همان سنین کودکی مشکل شنوایی پیدا کرد که دلیل آن مخملک و عفونت مکرر گوش بود اما مادر این موضوع را هم برای توماس به یک مشکل پیش پا افتاده تبدیل کرد و نگذاشت ناامیدی و یأس راه او را مسدود کند. ادیسون با همان ذهن پویا و جدی علاقه شدیدی به تاریخ و ادبیات انگلیسی پیدا کرد و دایم اشعار مختلف شعرای انگلیسی زبان را زمزمه می‌کرد.

در سن 11 سالگی، پدر و مادر او سعی کردند اشتهای وافر او را به دانستن از طریق آشنایی به کتابخانه محلی برطرف کنند چون او سرشار از سوالات مختلف بود و علاقه وافری به دانستن داشت. این تمایل آن‌قدر زیاد بود که توماس هر کتابی که در قفسه بود می‌خواند اما باز هم مادرش با درایت به موقع او را راهنمایی کرد تا در آنچه می‌خواند دقت نظر داشته و انتخاب کند و باز هم مادر بود که در جریان تمام کتب خوانده شده و یا موجود در کتابخانه قرار داشت.

به این ترتیب او در سن 12 سالگی مطالعه حدود 5 سری چند جلدی از کتب معتبر تاریخی، آناتومی، علوم و شیمی را تمام کرد. متاسفانه از این سن به بعد او با مشکلاتی روبه‌رو شد. مثلا علاقه شدیدی به فیزیک و قوانین نیوتن پیدا کرد اما مادر نتوانست با همان اندوخته‌های اندک از علم فیزیک ذهنش را پرورش داده و قدرت تفکر و آزمایش را در او ایجاد کند.

متاسفانه چون تحصیلات رسمی نداشت، نتوانست در مراحل پیشرفته‌تر علوم و مهندسی ادامه تحصیل بدهد اما باز هم مادر به کمکش شتافت و نگذاشت درمانده و ناامید شود.

به این ترتیب با تشویق‌های مکرر مادر او به این فکر افتاد که خودش آزمایش‌ها را انجام دهد. نکته قابل‌توجهی که در شخصیت توماس دیده می‌شد و تا آخر عمرش برای همه جالب بود صبر و حوصله بیش از حد او در حل مسایل و مشکلات بود که به گفته او از مادرش یاد گرفته بود.

در همان 12 سالگی رفتاری بزرگ‌منشانه داشت و از والدینش خواست که اجازه کار به او بدهند و باز هم والدین و به خصوص مادر با درایت کافی به او اجازه کار دادند چون حس می‌کردند با این اقدام به توماس کمک می‌کنند که هر چه زودتر بتواند آزمایشگاهی را که همیشه دوست داشت راه بیندازد .

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

در سن 16 سالگی در حالی که 80 درصد شنوایی گوش راستش از بین رفته بود باز هم با تشویق‌های مادر توانست اولین اختراع خود را که تکرارکننده خودکار بود مطرح کند. این دستگاه سیگنال‌های تلگراف را منتقل می‌کرد و اجازه می‌داد هر کس سیگنال‌های موردنظر را با سرعت و سلیقه خود به صورت کد مورد نظر تبدیل و ترجمه کند و بعد از آن اختراعات گوناگون انجام داد که درنهایت به اختراع الکتریسیته رسید.

ادیسون می‌گوید: در مراحل مختلف آزمایشات و اختراعات بارها و بارها شکست می‌خوردم و حتی خرابی به بار می‌آمد اما می‌دانستم که تنها یک مکان مرا دوباره آرام کرده و به ادامه کار تشویق می‌کند و آن هم نزد مادرم بود. هیچ‌گاه مرا سرزنش و یا مسخره نکرد.

ناامیدم نکرد و فقط حمایت و پشتیبانی از او می‌دیدم. صبر من که زبانزد همه همکاران بود از مادر به من رسیده بود. او با درایت و راهکارهای عاقلانه و درست، زندگی مرا ساخت و من هم تا جایی که می‌توانستم دنیا را ساختم.

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

وقتی سرانجام به این نتیجه رسیدم که رسیدن به نتیجه ای ارزشمند است، دست به کار می شوم و بارها و بارها راه های مختلف را امتحان می کنم تا به خواسته ام برسم.

( توماس ادیسون )


 

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

توماس آلوا ادیسون (انگلیسی: Thomas Alva Edison؛ ۱۱ فوریهٔ ۱۸۴۷ – ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) یک طراح نورپردازی، مهندس، مخترع، دانشمند، و کارآفرین اهل ایالات متحده آمریکا بود.

وی همچنین برنده جوایزی همچون لژیون دونور (فرمانده) شده است.

وی وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است.

هنگامی که ادیسون در دوره ابتدایی درس می‌خواند مدیر مدرسه وی اعتقاد داشت که ادیسون شاگرد کودنی است و عذر وی را از مدرسه خواست.

ادیسون در طول حیات علمی خویش توانست ۲۵۰۰ امتیاز اختراع را در ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کند که رقمی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به نظر می‌رسد. واقعیت این است که بیشتر اختراعات وی تکمیل شدهٔ کارهای دانشمندان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رسانیدن نوآوری‌هایش یاریش می‌کردند. دهنی زغالی تلفن، ماشین چاپ، میکروفن، گرامافون، دیکتافون، کینتوسکوپ (نوعی دستگاه نمایش فیلم)، دینام موتور ولاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که بدست ادیسون و همکارانش ابداع یا بهینه شدند.

ادیسون از اولین مخترعانی بود که توانست با موفقیت، بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه برساند.

 


 

عکس های توماس ادیسون ( کمیاب و دیدنی )

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

توماس ادیسون از آن شخصیتهای آمریکایی است که پیش همه جهانیان عزیز و محترم است.او در سال 1874در شهر میلان (اهایو)به دنیا آمد و در کودکی با پدرش به شهر میشیگان کوچید,در آنجا خبرنگار روزنامه ای شد وسپس خود مستقلا دست به انتشار روزنامه ای زد همه سازمان این روزنامه در کامیونی جا داشت واین کامیون هم آزمایشگاه و چاپخانه وهم اداره روزنامه اش بود.دراین کارگاه متحرک بود که نیروی برق نظرش را جلب کرد و او را به آزمایش و تحقیق وا داشت. چون تلگراف به وجود آمد,همه همت خود را به فرا گرفتن آن مصروف داشت تا آنجا که در این کار به مهارت رسید.ولی درانجا نایستا د وبه کاوش پرداخت تا دستگاهی اختراع کرد که بی واسطه کارگر,اخبار را با سیم دومی به طرف برساند. چندی بعد اخبار را با چهارسیم ارسال می داشت و ضمنا در پی ارتباط تلگرافی با ترنهای متحرک برآمد . به سال 1886کارخانه وآزمایشگاهی درمنزل خود بر پاداشت که بعدها مشهور شد,در آنجا چهل و پنج سال باقی عمررا به تفکر واختراع پرداخت تا آنجا که کمتر وقت برای خورد و خواب می یاف تفونوگراف و میکروفون و میمو گراف از اختراعات مفید او است که در آسان کردن زندگی آدمی اثر فراوان داشته؛اما برتر ازهمه ی اختراعاتش چراغ برق است که سالها بر سرآن رنج فراوان کشید و با همه دشواریهائی که پیش آمد؛دست از طلب و تکاپو بر نداشت آخرالامر درخت کوشش او ببار آمد وبه جهان روشنایی بخشید.کینه توسکوب از ابداعات اوست که نتایج آن سینمابوجودآمد ؛وبا ترکیب فونگرافش با فیلم ؛سینمای صدادار ایجاد شد؛هم اولاستیک مصنوعی درست کرد که امروزه رواج فراوان دارد.این مخترع بزرگ از ناشنوائی در زحمت بود و درکارش نا به سامانی هم پدید می آورداما خودش شکوه نمی کرد وبرای ارضای خود می گفت :این خاموشی به من جمعیت خاطر می بخشد.ادیسون دو بار ازدواج کرد و پنج فرزند به وجود آورد که یکی ازآنها حکمران نیوجرسی شد.این پدر اختراع و روشنائی بخش جهانیان؛خود دراکتبر 1931در تاریکی ابدی فرو رفت.

گالری عکس های ادیسون همسر توماس ادیسون آزمایشگاه ادیسون منزل ادیسون ادیسون و همسرش قبر ادیسون و همسرش

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان  توماس ادیسون

زندگانی و اختراعات و ایده ها و سخنان توماس ادیسون

سال‌های پایانی زندگانی توماس ادیسون
در اول فوریه ۱۸۹۳ ادیسون ساختمان «بلک ماریا» نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در اورنج غربی، نیوجرسی به پایان برد. او کوشید تا اختراع دوربین فیلم برداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در ۱۰ مارس ۱۹۰۲ ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد.

در سال ۱۸۹۴ او در زمینهٔ ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی انجام داد که سرانجام به اختراع کینه‌توفون انجامید. این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینه‌توسکوپ و گرامافون استوانه‌ای بود با استقبال مردم مواجه نشد.

در ۶ ژانویه ۱۹۳۱ ادیسون درخواست‌نامهٔ ثبت آخرین اختراع خود «وسیلهٔ نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری الکتریکی» را به ادارهٔ ثبت اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ، اَجل به او مهلت نداد و این مخترع بزرگ در اواخر همان سال در سن ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست.

رجبعلی خیاط

رجبعلی خیاط

شیخ رجب‌علی خیاط

 

تصویری از شیخ رجبعلی خیاط

تصویری از شیخ رجبعلی خیاط

قبر رجبعلی خیاط در گورستان ابن‌بابویه - آبان ۱۳۹۴

قبر رجبعلی خیاط در گورستان ابن‌بابویه – آبان ۱۳۹۴

 

زندگینامه شیخ رجب علی خیاط
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:
« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم….؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »
اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »
شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.

 

خانه ی  شیخ رجب علی خیاط
خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.
يكی از فرزندان شيخ می‌گويد:
پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می‌آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق‌ها قرار دهيد، فرمود:
« نه! هر كه مرا می‌خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.

 

 

طرز لباس پوشیدن شیخ رجب علی خیاط
لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می‌كند:
« نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم …»!
جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می‌رسيد میگذاشت.
هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می‌كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

 

شغل شیخ رجب علی خیاط
خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.
يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:

«عيال و اولاد را چه كنم؟! »

 

 

در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :
« إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛
خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود.يكی از فرزندان شيخ می‌گويد: در 30 تير سال 1330 هجری شمسی وقتی شيخ وارد منزل شد، شروع كرد به گريه كردن و فرمود:

«حضرت سيد الشهدا(ع) اين آتش را با عبايشان خاموش كردند و جلوی اين بلا را گرفتند، آن ها بنا داشتند در اين روز خيلی ها را بكشند؛ آيت الله كاشانی موفق نمی‌شود ولی سيدی هست كه می‌آيد و موفق می‌شود. »
پس از چندی معلوم شد که مقصود از سید دوم، امام خمینی (ره) است.
ناصردین شاه در برزخ
در رابطه با وضعيت ناصرالدين شاه قاجار در عالم برزخ، يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل كرد: « روح او را روز جمعه‌ای آزاد كرده بودند و شب شنبه او را با هل به جايگاه خود می‌بردند، او با گريه به مأموران التماس میكرد و میگفت:« نبريد ». هنگامی كه مرا ديد به من گفت: اگر می‌دانستم جايم اين جاست در دنيا خيال خوشی هم نمی‌كردم! »
ستایش از پادشاه ستمکار
جناب شيخ، دوستان و شاگردان خود را از همكاری با دولت حاكم ( پهلوی) و به خصوص از تعريف و تمجيد آنان بر حذر میداشت. يكی از شاگردان شيخ از وی نقل كرده‌است كه فرمود:
« روح يكی از مقدسين را در برزخ ديدم محاكمه مي‌كنند و همه كارهای ناشايسته سلطان جاير زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذكور گفت: من اين همه جنايت نكرده‌ام.
به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتی: عجب امنيتی به كشور داده‌است؟
گفت: چرا!
به او گفته شد: بنابر اين تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد. »
در نهج‌البلاغه آمده است كه امام علی(ع) فرمود:
« الراضي بفعل قوم كالداخل فيه معهم، و علي كل داخل في باطل اثمان: اثم العمل به، و اثم الرضا به؛
هركه به كردار عده‌ای راضی باشد، مانند كسی است كه همراه آنان، آن كار را انجام داده باشد و هر كس به كردار باطلی دست زند او را دو گناه باشد؛ گناه انجام آن و گناه راضی بودن به آن. »

 

 

وفات شیخ رجب علی خیاط
سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.يكی از ارادتمندان جناب شيخ، كه شب قبل از وفات، از طريق رؤيای صادقه رحلت ملكوتی وی را پيش‌بينی كرده ‌بود، ماجرای وفات را چنين گزارش می‌كند:
شبی كه فردای آن شيخ از دنيا رفت، در خواب ديدم كه دارند در مغازه‌های سمت غربی مسجد قزوين را می‌بندند، پرسيدم: چه خبره؟ گفتند آشيخ رجبعلی خياط از دنيا رفته. نگران از خواب بيدار شدم. ساعت سه نيمه شب بود. خواب خود را رؤيای صادقه يافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دليل اين حضور بی‌موقع سؤال كرد، جريان رؤيای خود را تعريف كردم.

ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و ميش، به طرف منزل شيخ راه افتاديم. شيخ در را گشود، داخل شديم و نشستيم، شيخ هم نشست و فرمود:
« كجا بوديد اين موقع صبح زود؟ »
من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كرديم، شيخ به پهلو خوابيد و دستش را زير سر گذاشت و فرمود: « چيزی بگوييد، شعری بخوانيد! »
يكی خواند:
خوش‌تر از ايام عشق ايام نيست
صبح روز عاشقان را شام نيست
اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
منبع:aviny.com


رجبعلی نکوگویان ، شیخ رجب‌علی خیاط

رجبعلی نکوگویان (زادهٔ ۱۲۶۲، تهران – درگذشتهٔ ۲۲ شهریور ۱۳۴۰، شهر ری)، مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش، مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. رجب علی نکوگویان در روز دهم شهریور ۱۳۴۰ هجری شمسی و در سن ۷۸ سالگی درگذشت. او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد (در اصطلاح شیعی: چشم برزخی) را داشته است. قبر او در ابن‌بابویه تهران است.
رجبعلی نکوگویان دارای ۹ فرزند، شامل: پنج پسر و چهار دختر بود که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت. رجبعلی نکوگویان در عالم سیاست نبود، اما با رژیم پهلوی و سیاستمداران حاکم آن به شدت مخالف بود. گرچه وی پایبند به احکام شریعت و مقلد آیت الله سید محمد حجت کوه‌کمریبود و علمایی همچون محمدعلی شاه‌آبادی نیز وی راتایید کرده‌اند مدرسی چهاردهی مدعی شده بود وی مرید پیرمراغه محبوب‌علی‌شاه بوده و از او اجازه دستگیری داشته است.

 

کیمیای محبت
زندگی‌نامه و گفته‌های شیخ توسط محمد محمدی ری‌شهری با عنوان کیمیای محبت به چاپ رسید. این کتاب که بسیار مورد توجه قرار گرفت تا سال ۹۲ به چاپ چهل و سوم رسید. ناشر این کتاب انتشارات موسسه علمی‌فرهنگی دارالحدیث است.

منابع
حکایت‌هایی از زندگی شیخ رجب‌علی خیاط، به کوشش محمدمحمدی‌ری‌شهری.
ماهنامه موعود شماره ۶۵
زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط (سیاست)
سیری درتصوف -صفحه 268، مدرسی چهاردهی
«کیمیای محبت». وبگاه کتابخانه ملی. بازبینی‌شده در ۰۴ دسامبر ۲۰۱۴.

 

رجبعلی نکوگویان

تصویری از رجبعلی نکوگویان
زادروز ۱۲۶۲
تهران
درگذشت ۲۲ شهریور ۱۳۴۰ (۷۸ سالگی)
شهر ری
آرامگاه گورستان ابن‌بابویه
محل زندگی شهرری، تهران
ملیت ایرانی
پیشه خیاطی
لقب شیخ رجبعلی خیاط
مذهب شیعه
مکتب محبت خدا

 

منبع : ویکی پدیا 

 


 

گلچین سخنان شیخ رجبعلی خیاط
قیمت تو به اندازه خواست توست،اگر خدا را بخواهی،قیمت تو بی نهایت است و اگر دنیا را بخواهی،قیمت تو همان است که خواسته ای رجبعلی خیاط

 

دین حق همین است که بالای منبرها گفته می شود،ولی دو چیز کم دارد:یکی اخلاص و دیگری،دوستی خدای متعال رجبعلی خیاط

 

هی نگو دلم اینطور می خواهد،ببین خدا چه می خواهد. رجبعلی خیاط

 

خدا همه عالم را برای شما و شما را برای خودش آفریده است.ببینید که چه مقام و منزلتی برای شما آفریده است. رجبعلی خیاط

 

قاشق برای خوردن غذل خوب است و فنجان برای چای نوشیدن و…انسان هم تنها برای آدم شدن خوب است. رجبعلی خیاط

 

مقدسها همه کارشان خوب است فقط باید منیت خود را با خدا عوض کنند. رجبعلی خیاط

 

اغلب مردم اظهار میدارند که ما امام زمان را از خودمان بیشتر دوست داری،حال که اینطور نیست زیرا اگر او را بیشتر از خود دوست داشته باشم،باید برای او کار کنیم،نه برای خود رجبعلی خیاط

 

اگر چشم برای خدا کند می شود(عین اللّه) و اگر گوش برای خدا کار کند می شود(اذن اللّه) و اگر دست برای خدا کار کند می شود(ید اللّه) تا می رسد به قلب انسان که جای خداست.رجبعلی خیاط

 

همه خودهای انسان از خودپرستی است.تا خداپرست نشوی به جایی نمی رسی. رجبعلی خیاط

 

فرهاد هر کلنگی که می زد به یاد شیرین و به عشق او بود.هر کاری انجام می دهی تا پایان کار،باید همین حال را داشته باشی.همه فکر و ذکرت باید خدا باشد،نه خود… رجبعلی خیاط

 

از کلمه (ما) بگذرید،آن جا که در کارها کلمه(من) و (ما) حکومت می کند،شرک است. رجبعلی خیاط

 

وقتی خدا را شناختی،هر چه می کنی باید خالصانه و عاشقانه باشد.حتی کمال خود را هم در نظر نگیر.نفس بسیار زیرک و پیچیده است و دست بردار نیست.به هر نحو شده میخواهد خود را وادار کند. رجبعلی خیاط

در هر نفس کشیدن،امتحانی است.ببین با انگیزه رحمانی آغاز می شود یا با انگیزه شیطانی آمیخته می گردد. رجبعلی خیاط

مطالب مرتبط:
شیخ رجبعلی خیاط کیست؟

برچسب‌ها: زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط, جملات عارفانه شیخ رجبعلی خیاط, سخنان عرفانی شیخ رجبعلی خیاط, جملات کوتاه و زیبای عارفان


 

زندگينامه مرحوم شيخ رجبعلي خياط (ره):
30236 : شمار بازدید
فرستادن به دوستان

زندگينامه مرحوم شيخ رجبعلي خياط (ره)

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری

عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » يك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنيا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شيخ بيش از اين اطلاعاتی در دست نيست. اما او خود، از قول مادرش نقل می‌كند كه:
« موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی [ پدرت غذايی را به خانه آورد] خواستم بخورم ديدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم می‌كوبی، احساس كردم كه از اين غذا نبايد بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسيدم….؟ پدرت گفت حقيقت اين است كه اين ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار می‌كنم] آورده‌ام! من هم از آن غذا مصرف نكردم. »

اين حكايت نشان می‌دهد كه پدر شيخ ويژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شيخ نقل شده است كه:

« احسان و اطعام يك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گرديده كه خداوند متعال او را از صلب اين پدر خارج سازد. »

شيخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه يكی از دخترانش در كودكی از دنيا رفت.

خانه

خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست.
نكته جالب اين است كه چندين سال بعد، جناب شيخ يكی از اتاقهای منزلش را به يك راننده تاكسی، به نام « مشهدی يدالله »، ماهيانه بيست تومان اجاره داد، تا اين كه همسر راننده وضع حمل كرد و دختری به دنيا آورد، كه مرحوم شيخ نامش را « معصومه » گذاشت. هنگامی كه در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، يك دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود:

« آقا يدالله! حالا خرجت زياد شده از اين ماه به جای بيست تومان، هيجده تومان بدهید. »

يكی از فرزندان شيخ می‌گويد: من وقتی وضع زندگيم بهتر شد به پدرم گفتم: آقا جان من « چهار تومان » دارم و اين خانه را كه خشتی است « شانزده تومان » می‌خرند، اجازه دهيد در« شهباز » خانه ای نو بخريم. شيخ فرمود:

« هر وقت خواستی برو برای خودت بخر! برای من همين جا خوب است. »

پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كرديم و به پدرم گفتم: آقايان، افراد رده بالا به ديدن شما می‌آيند، ديدارهای خود را در اين اتاق‌ها قرار دهيد، فرمود:

« نه! هر كه مرا می‌خواهد بيايد اين اتاق، روی خرده كهنه ها بنشيند، من احتياج ندارم. »

اين اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن يك گليم ساده و در آن يك ميز كهنه خياطی قرار داشت.
لباس

لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت.
نكته قابل توجه اين بود كه او حتی در لباس پوشيدن هم قصد قربت داشت، تنها يك بار كه برای خوشايند ديگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شيخ خود اين داستان را چنين تعريف می‌كند:

« نفس اعجوبه است، شبی ديدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمی‌توانم حضور پيدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه يكی از اشراف تهران به ديدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشايند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم …»!

غذا

جناب شيخ دنبال غذاهای لذيذ نبود، بيشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سيب زمينی و فرنی استفاده می‌كرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خميده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست می‌گرفت هميشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب يكی از دوستان كه دستش می‌رسيد میگذاشت. هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول يا رد می‌كرد، با اين حال بيشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمی‌كرد.
از غذای بازار پرهيز نداشت، با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست. يك بار كه با قطار در راه مشهد می‌رفت، احساس كوری باطن كرد، متوسل شد، پس از مدتی به او فهماندند كه: اين تاريكی در نتيجه استفاده از چای قطار است.
شغل

خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.
جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود.

يكی از فرزندان شيخ در اين باره می‌گويد: ابتدا پدرم در يك كاروانسرا حجره‌ای داشت، و در آن خياطی می‌كرد. روزی مالك حجره آمد و گفت: راضی نيستم اينجا بمانی. پدرم بدون چون و چرا و بدون اين كه حقی از او طلب كند، فردای آن روز چرخ و ميز خياطی را به خانه آورد و حجره را تخليه كرد و تحويل داد، از آن پس در منزل، از اتاقی كه نزديك در خانه بود برای كارگاه خياطی استفاده می‌كرد.

يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فراموش نمی‌كنم كه روزی در ايام تابستان در بازار جناب شيخ را ديدم، در حالی كه از ضعف رنگش مايل به زردی بود. قدری وسايل و ابزار خياطی را خريداری و به سوی منزل می‌رفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت كنيد، حال شما خوب نيست. فرمود:

«عيال و اولاد را چه كنم؟! »

در حديث است كه رسول خدا (ص) فرمودند :

« إن الله تعالي يحب أن يري عبده تعباً في طلب الحلال؛
خداوند دوست دارد كه بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببيند. »

« ملعون ملعون من ضيع من يعول؛
ملعون است، معلون است كسی كه هزينه خانواده خود را تأمين نكند. »

سياست

شيخ در عالم سياست نبود، اما با رژيم منفور پهلوی و سياستمداران حاكم آن به شدت مخالف بود. او نه تنها با شاه و دار و دسته‌اش مخالف بود، بلكه مصدق را هم قبول نداشت، ولی از آيت الله كاشانی تعريف میكرد و می‌فرمود:
« باطن او به منزله سقاخانه است. »

وفات

سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.
فرزند شيخ روز قبل از وفات او را چنين تعريف می ‌كند:
روز قبل از وفات، پدرم سالم بود، مادرم در خانه نبود، تنها من در خانه بودم، عصر هنگام، پدرم آمد و وضو گرفت و مرا صدا كرد و گفت:

« قدری كسل هستم، اگر آن بنده خدا آمد كه لباسش را ببرد، دم قيچی‌ها ( پارچه های زائدی که بعد از دوخت لباس باقی میماند ) در جيبش است و سی تومان بايد اجرت بدهد. »

پدرم هرگز به من نگفته بود كه كسی اگر آمد، اجرت كار چقدر است، من جريان را نفهميدم.
يكی از ارادتمندان جناب شيخ، كه شب قبل از وفات، از طريق رؤيای صادقه رحلت ملكوتی وی را پيش‌بينی كرده ‌بود، ماجرای وفات را چنين گزارش می‌كند:

شبی كه فردای آن شيخ از دنيا رفت، در خواب ديدم كه دارند در مغازه‌های سمت غربی مسجد قزوين را می‌بندند، پرسيدم: چه خبره؟ گفتند آشيخ رجبعلی خياط از دنيا رفته. نگران از خواب بيدار شدم. ساعت سه نيمه شب بود. خواب خود را رؤيای صادقه يافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دليل اين حضور بی‌موقع سؤال كرد، جريان رؤيای خود را تعريف كردم.
ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و ميش، به طرف منزل شيخ راه افتاديم. شيخ در را گشود، داخل شديم و نشستيم، شيخ هم نشست و فرمود:

« كجا بوديد اين موقع صبح زود؟ »

من خوابم را نگفتم، قدری صحبت كرديم، شيخ به پهلو خوابيد و دستش را زير سر گذاشت و فرمود:

« چيزی بگوييد، شعری بخوانيد! »

يكی خواند:
خوش‌تر از ايام عشق ايام نيست
صبح روز عاشقان را شام نيست
اوقات خوش آن بود كه با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

هنوز يكساعت نگذشته بود كه حال شيخ را دگرگون يافتم، از او خواستم كه برايش دكتر بياورم. يقين داشتم كه امروز شيخ از دنيا می‌رود.
شيخ فرمود:
« مختاريد »

دكتر… نسخه‌ نوشت، رفتم دارو را گرفتم هنگامی كه برگشتم ديدم شيخ را به اتاق ديگری برده‌اند، رو به قبله نشسته و شمد سفيدی روی پايش انداخته‌اند و با شست دست و انگشت سبابه شمد را لمس می‌كرد.
من دقيق شده ‌بودم كه ببينم يك مرد خدا چگونه از دنيا می‌رود، يك مرتبه حالی به او دست داد، گويا كسی چيزی در گوش او می‌گويد، كه گفت:
« إن شاء الله »

سپس فرمود:
« امروز چند شنبه است؟ دعای امروز را بياوريد. »

من دعای آن روز را خواندم، فرمود:
« بدهيد آقا سيداحمد هم بخواند. »

او هم خواند، سپس فرمود:
« دست‌هايتان را به سوی آسمان بلند كنيد و بگوييد: يا كريم العفو، يا عظيم العفو، العفو، خدا مرا ببخشايد. »

من به دوستم نگاه كردم و گفتم: بروم آقای سهيلی را بياورم، چون مثل اين كه رؤيا صادقه است و دارد تمام می‌شود، و رفتم.

آقا جان خوش آمدی!
ادامه اين داستان را از زبان فرزند شيخ بشنويد: … ديدم اتاق پدرم شلوغ است، گفتند: جناب شيخ حالش به هم خورده، بلافاصله وارد اتاق شدم، ديدم كه پدرم در حالی كه لحظاتی قبل وضو گرفته و وارد اتاق شده بود، رو به قبله نشسته، كه ناگاه بلند شد و نشست و خندان گفت:
« آقاجان خوش آمديد »! ( مقصود از آقا جان امام زمان (ع) است. )

دست داد، و دراز كشيد و تمام شد، در حالی كه آن خنده را بر لب داشت!

نمای بيرونی آرامگاه جناب شيخ – ابن بابويه – شهر ری

شب اول قبر
يكی ديگر از دوستان ايشان می‌گويد: در عالم رؤيا، شب اول قبر مرحوم شيخ خدمتش رسيدم، ديدم جايگاه عظيمی از طرف مولا امير المؤمنين (ع) به او عنايت شده، به جايگاه ايشان نزديك شدم تا مرا ديد، نگاهی بسيار ظريف و حساس به من كرد، مانند پدری كه به فرزندش تذكر می‌دهد و او توجه ندارد، از نگاه او به ياد آوردم كه هميشه می‌فرمود:
« غير خدا را نخواهيد. »

ولی ما باز هم گرفتار هوای نفسيم.
به او نزديكتر شدم، دو جمله فرمود:

جمله اول:
« خط زندگی، انس با خدا و اوليای خداست. »

جمله دوم:
« آن كس زندگی كرد، كه عيالش پيراهنش را شب زفاف در راه خدا ايثار نمود.»

منظورمولا امير المؤمنين (ع) بود که همسرشان حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها پيراهنشان را شب زفاف در راه خدا ايثار نمودند.
خصوصیات اخلاقی
جناب شيخ بسيار مهربان، خوشرو، خوش اخلاق، متين و مؤدب بود. هميشه دو زانو می نشست، به پشتی تكيه نمی‌كرد، هميشه كمی ‌دور از پشتی می‌نشست. ممكن نبود با كسی دست بدهد و دستش را زودتر از او بكشد. خيلی آرامش داشت. هنگام صحبت اغلب خنده رو بود. به ندرت عصبانی می‌شد. عصبانيت او وقتی بود كه شيطان و نفس سراغ او می‌آمدند. در اين هنگام سراسر وجودش را خشم فرا می‌گرفت و از خانه بيرون میرفت و آن گاه كه خود را بر نفس چيره می‌يافت، آرام باز می گشت.
نكته مهمی كه در حسن خلق، مورد توجه شيخ بود و ديگران را نيز بدان توصيه می‌فرمود، اين بود كه انسان بايد برای خدا خوش اخلاق باشد و با مردم خوش رفتاری كند. در اين باره می‌فرمود:

« تواضع و حسن خلق، برای خدا، نه برای جلب مردم به سوی خود و رياكارانه.»

شيخ بسيار كم حرف بود، حركات و سكنات او به خوبی نشان می‌داد كه در حال فكر و ذكر و توجه به خداست. اول و آخر صحبتش خدا بود. نگاه به او، انسان را با خدا آشنا می‌كرد. هر كس به او نگاه می‌كرد به ياد خدا میافتاد. گاهی كه از او می‌پرسيدند: كجا بودی؟ می‌فرمود:
« عند مليك مقتدر »!
در جلسات دعا، بسيار گريه می‌كرد. هرگاه اشعار حافظ يا طاقديس خوانده می‌شد می‌گريست. در عين گريه، قادر بود تبسم كند و بخندد و يا مطلبی را نقل كند كه همه را از كسالت بيرون بياورد. نسبت به وجود مقدس اميرالمؤمنين(ع) بسيار عشق می‌ورزيد، مانند پروانه گرد شمع وجودش پر و بال می‌زد، هنگامی كه می‌نشست در هر چند نفس، يك بار ذكر:
« يا علی ادركنی »
را تكرار می‌كرد.

اخلاق سفر

شيخ در طول عمر پربركت و نورانی خود سفرهايی به مشهد، كاشان، اصفهان، مازندران و كرمانشاه داشته است. تنها سفر وی به خارج از كشور، مسافرت به عراق، برای زيارت عتبات عاليات بوده است.
به گفته همسفرانِ جناب شيخ، او خوش سفر بود، و در مسافرت‌ها بی آلايش و خوش مشرب.
هيچ فرقی ميان خود و شاگردان و ارادتمندانش قايل نبود. اگر اثاثيه‌ای بايد حمل می‌شد، او نيز حمل می‌كرد و سهم خود را از هزينه سفر می‌پرداخت.

آشتی دادن

يكی از مسايل مهم اخلاقی كه جناب شيخ به آن اهميت می‌داد، آشتی دادن بين افراد بود. از افرادی كه با هم قهر بودند دعوت می‌كرد و با تكيه بر قرآن و احاديث اسلامی آنان را آشتی می‌داد.

جديت در كار

جناب شيخ در كار خود بسيار جدی بود و تا آخرين روزهای زندگی تلاش كرد تا از دست رنج خود زندگيش را اداره كند. با این كه ارادتمندان وی با دل و جان حاضر بودند زندگی ساده او را اداره كنند، ولی او حاضر به چنين كاری نشد.

در حديثی از رسول اكرم (ص) آمده است:
« من أكل من كد يده، كان يوم القيامه في عداد الأنبياء و يأخذ ثواب الأنبياء؛
هر كه از دسترنج خود گذران زندگی كند، روز قيامت در شمار پيامبران باشد و پاداش پيامبران بگيرد. »

و در حديث ديگری فرمود:
« العباده عشره أجزاء تسعه أجزاء في طلب الحلال؛
عبادت ده بخش دارد، كه نه بخش آن در طلب (روزی) حلال است. »

تواضع

دكتر فرزام ( شاگرد شيخ ) در اين باره می‌گويد: ايشان در رفتار با ديگران خيلی متواضع بودند، هميشه خودشان در خانه را باز می‌كردند و اجازه ورود می‌دادند، گاهی بی تكليف ما را به داخل اتاق كارشان می‌بردند كه بساط خياطی در آن جا بود.
يك بار زمستان بود، دو انار آوردند و يكی را به من دادند و گفتند:
« بخور! حميد جان. »
خيلی بی تكبر و تكلف. انگار نه انگار كه تفاوتی بين خود و ديگران قايل‌اند. اگر نصيحتی می‌كردند، از باب ارشاد و هدايت و انجام وظيفه بود. هميشه دم در می‌نشستند و هر كه می‌آمد تعارف می‌كردند.
يكی ديگر از شاگردان شيخ می‌گويد: هنگامی كه همراه دوستان بود جلوتر از آنها وارد نمی‌شد.
ديگری میگويد: به اتفاق شيخ به مشهد رفته بوديم، عازم حرم شديم، حيدر علی معجزه- پسر مرحوم ميرزا احمد مرشد چلويی – ديوانه وار خود را جلوی پای شيخ انداخت و خواست پايش را روی چشم خود بگذارد!
فرمود:
« بی غيرت! آن نافرمانی خداوند را نكن، و از اين كار خجالت بكش. من چه كسی هستم؟! »
زهد

فرزند شیخ می‌گويد: روزی يكی از امرای ارتش با چند تن از شخصيتهای كشوری به خانه ما آمده بودند، او وضع زندگی ما را كه ديد؛ رفت دو قطعه زمين خريد و آن ها را به پدرم نشان داد و گفت: يكی را برای شما خريده ام و ديگری را برای خودم، پدرم گفت:

« آن چه داريم برای ما كافی است. »

بی اعتنايی به موقعيت‌های اجتماعی
در اواخر عمر شيخ، به تدریج جميعی از نخبگان با او آشنا شدند، و نه تنها برخی از بزرگان حوزه و دانشگاه با او رابطه داشتند، بلكه تعدادی از شخصيتهای سياسی و نظامی كشور نيز با مقاصد گوناگون خدمتش می‌رسيدند.
شيخ، با همه تواضع و فروتنی كه در برابر مردم مستضعف و مستمند و به ويژه سادات داشت، نسبت به رؤسا و شخصيتهای دنيوی بی‌اعتنا بود. هنگامی كه آنها به خانه‌اش می‌آمدند میفرمود:

« آمده اند سراغ پيرِزنه (دنيا) را از من بگيرند، گرفتارند، دعا می‌خواهند، مريض دارند، وضعشان به هم خورده … »

فرزند شيخ می‌گويد: يكی از امرای ارتش كه به شيخ ارادت می‌ورزيد به من گفت: می‌دانی چرا من پدرت را دوست دارم؟ وقتی برای اولين بار خدمتش رسيدم، نزديك در اتاق نشسته بود، سلام كردم، گفت: « برو بنشين »، رفتم و نشستم، نابينايی از راه رسيد، جناب شيخ تمام قد از جا برخاست، با احترام او را در آغوش کشيد و بوسيد و كنار خود نشاند.
من نگاه كردم كه در خانه او چه می‌گذرد، تا اين كه مرد نابينا از جا برخاست تا برود، شيخ كفش او را جلوی پايش جفت كرد، ده تومان هم به او داد و رفت!

ولی هنگامی كه من خواستم خداحافظی كنم از جا برنخاست و همان طور كه نشسته بود گفت:
« خداحافظ! »
ایثار

یکی از برجسته ترین ویژگیهای زندگی شیخ خدمت به مردم مستمند و ایثارگری او در عین تنگدستی بود. از دیدگاه احادیث اسلامی، ایثار و از خود گذشتگی، زیباترین نیکیها، بالاترین مراتب ایمان و برترین مکارم اخلاقی است.
جناب شیخ با آن که درآمد ناچیزی از دست رنج خیاطی عایدش می شد، از فضیلت ایثار- در عین تنگدستی- بهره ای وافر داشت.
حکایتهای ایثار و فداکاری این مرد الهی به حقیقت اعجاب انگیز و آموزنده است.

ايثار شب عيد
مرحوم « شيخ عبدالكريم حامد » نقل میكرد كه: من شاگرد خياطی جناب شيخ بودم و روزی يك تومان دستمزدم بود. شب عيد نوروز، جناب شيخ پانزده تومان پول داشت، مقداری از آن را به من داد برنج تهيه كنم و برای چند آدرس ببرم، بالاخره پنج تومان از آن مبلغ ماند، آن را هم به من دادند!.
پيش خود گفتم: شب عيد دست خالی به منزل می‌رود؟ در همان وقت سر زانوی فرزندش پاره است. لذا پول را داخل كشو گذاشتم و فرار كردم. هر چه جناب شيخ صدا زد، برنگشتم. پس از رسيدن به خانه متوجه شدم كه مرا صدا می‌كند و با اوقات تلخی فرمود:
« چرا پول را برنداشتی؟ »
و با اصرار پول را به من داد!
ايثار نسبت به همسايه ورشكسته
يكی از فرزندان جناب شيخ نقل می‌كند:
پدرم يك شب مرا از خواب بيدار كرد و دو گونی برنج از منزل برداشتيم، يكی را من حمل كردم و ديگری را خودش. برديم در خانه پولدارترين فرد محل خودمان، ضمن تحويل آن به صاحب خانه گفت:

« داداش! يادت هست انگليس‌ها مردم را بردند در سفارت‌خانه خود و به آن‌ها برنج دادند و در عوض هر يك دانه آن يك خروار گرفتند و باز هم آنها را رها نمیكنند! »

با اين شوخی برنج‌ها را تحويل او داديم و برگشتيم. صبح آن روز مرا صدا زد و گفت:

« محمود! يك چارك برنج نيم دانه بگير و دو ريال هم روغن دنبه، بده به مادرت تا برای ظهر دم پختك درست كند »!

در آن هنگام، اين گونه حركات پدر برای من سنگين و نامفهوم بود، كه چرا آن چه برنج در منزل هست را به پولدارترين فرد محل می‌دهد در حالی كه برای نهار ظهر بايد برنج نيم دانه بخريم!؟
بعد فهميدم اين بنده خدا ورشكسته شده و روز جمعه مهمانی مفصلی در خانه داشت.
انصاف

انصاف در گرفتن اجرت
شيخ در گرفتن اجرت برای كار خياطی، بسيار با انصاف بود. به اندازه ای كه سوزن می‌زد و به اندازه كاری كه می‌كرد مزد می‌گرفت. به هیچ وجه حاضر نبود بیش از کار خود از مشتری چیزی دریافت کند.

در حدیث است که امام علی (ع) فرمود:
« الانصاف افضل الفضائل:
انصاف برترین فضیلتها است. »

يكی از روحانيون نقل می‌كند كه : عبا و قبا و لباده‌ای را بردم و به جناب شيخ دادم بدوزد، گفتم چقدر بدهم؟
گفت: « دو روز كار می‌برد، چهل تومان. »
روزی كه رفتم لباسها را بگيرم گفت :« اجرتش بيست تومان می‌شود. »
گفتم: فرموده بودید چهل تومان؟
گفت: « فكر كردم دو روز كار می‌برد ولی يك روز كار برد. »!
احسان

سر خلقت
جناب شيخ به اين اصل تربيتی فوق‌العاده اهميت می‌داد. يكی از شاگردانش از او نقل می‌كند كه فرمود:

« با خداوند انسی داشتم، التماس كردم كه سر خلقت چيست؟ به من فهماندند كه سر خلقت، احسان به خلق است. »

امام علی عليه السلام می‌فرمايد:
« بتقوي الله امرتم، و للإحسان و الطاعة خلقتم؛
به تقوی الهی امر شده اید و برای نيكو كاری و فرمانبرداری (از خدا) آفريده شده‌ايد. »

يكی از دوستان شيخ می‌گويد: روزی به او گفتم: آميرزا! چيزی به من بدهيد كه به درد من بخورد! گوش مرا پيچاند و فرمود:
« خدمت به خلق، خدمت به مردم! »

شيخ می‌فرمود:
« اگر میخواهی به حقيقت توحيد راه پيدا كنی به خلق خدا احسان كن، بار توحيد سنگين است و خطرناك و هركس توان تحمل آن را ندارد، ولی احسان به خلق، تحمل آن را آسان می‌كند. »

و گاه به مزاح می‌فرمود:
« روز به خلق خدا نيكی كن و شب برای گدايی در خانه او برو »!.

یکی از نکات مهم در این باب، انفاق و بخشش در عین تنگدستی است،

پیامبراسلام (ص) در این مورد میفرمایند:
« ثلاثة من حقائق الایمان: الانفاق من الاقتار، وانصافک الناس من نفسک و بذل
العلم للمتعلم:
سه چیز از حقیقت های ایمان است: انفاق در تنگدستی، انصاف با مردم و دانش
بخشی به جوینده دانش. »
توصيه به سفره اطعام
شيخ علاوه بر تلاش‌هايی كه با واسطه و بی‌واسطه برای احسان به خلق و حل مشكلات گوناگون مردم داشت، به مناسب‌های مختلف به ويژه اعياد مذهبی، در منزل كوچك خود از حاضران پذيرايی میكرد، و برای اطعام اهل ايمان و گسترده بودن سفره احسان در منزل، اهميت خاصی قايل بود. همواره سفارش می‌كرد كه بكوشيد تا در خانه، سفره اطعام داشته باشيد و معتقد بود كه اگر پول آن را بدهند تا نيازمندان برای خود غذا تهيه كنند، آن خاصيت را ندارد.
احسان به عيالواری بيكار
يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند: مدتی بيكار بودم و سخت گرفتار، به منزل ايشان رفتم تا شايد راهی پيدا شود و از گرفتاری خلاص شوم، همين كه به اتاق شيخ وارد شدم و نگاه او به من افتاد، فرمود:
« حجابی داری كه چنين حجابی كمتر ديده‌ام! چرا توكلت از خدا سلب شده؟ شيطان سرپوشی بر تو قرار داده كه نتوانی بالا را درك كنی! »

در اثر فرمايشات شيخ انكساری در من پديد آمد و خيلی منقلب شدم، فرمود:
« حجابت برطرف شد ولی سعی كن ديگر نيايد. »

بعد فرمود:
« شخصی بيكار است و مريض و دو عيال را بايد اداره كند، اگر می‌توانی برو قدری پارچه برای بچه‌ها و خانواده او تهيه كن و بياور. »

با اين كه من بيكار بودم و از نظر مالی ناتوان، رفتم و از مغازه يكی از دوستان قديم – كه بزازی داشت – مقداری پارچه نسيه خريدم و به محضر ايشان آوردم. همين كه بقچه پارچه‌ها را خدمت ايشان بر زمين نهادم، استاد نگاهی به من كرد و فرمود:

« حيف كه ديده برزخی تو باز نيست، تا ببينی كعبه دور سر تو طواف می‌كند، نه تو دور خانه. »!

آقای دكتر ثباتی می‌گويد: يكی از دستورات مؤكد ايشان احسان به خلق بود. برای احسان به خلق ارزش زيادی قايل بود، و احسان را يكی از طرق بسيار نزديك و مؤثر در سير الی الله میدانست. به طوری كه اگر كسی از راه سير و سلوك عاجز بود به او توصيه می‌كرد:

« از احسان كوتاهی نكن و تا می‌توانی احسان كن. »
تا توانی به جهان خدمت محتاجان كن
به دمی يا درمی يا قلمی يا قدمی

خودش هم در احسان به خلق پيش قدم بود. برای يك نفر گرفتاری پيش آمده ‌بود، به جناب شيخ مراجعه نمودند، ايشان فرمود:

« اين شخص فقط از خمس به فاميلش كمك می‌كند و احسان ديگری نمی‌كند. »

يعنی: خمس دادن تنها كافی نيست.

حواله ولی عصر عليه السلام به امام جماعت
يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: مرحوم سهيلی – رضوان الله تعالی عليه – می‌گفت: مغازه من در چهار راه عباسی- تهران- بود روزی در هوای گرم تابستان ديدم كه شيخ نفس زنان به مغازه من آمد و ضمن دادن مبلغی پول گفت:

« معطل نكن، فوراً اين پول را برسان به سيد بهشتی. »

او امام جماعت مسجد حاج امجد در خيابان آريانا بود. من به هر نحو شده فوراً خود را به منزل ايشان رساندم و پول را به ايشان دادم.
بعدها از ايشان پرسيدم كه جريان آن روز چه بود؟ پاسخ داد: آن روز مهمان برايم آمده بود و هيچ چيزی در منزل نداشتم، رفتم در اتاق ديگر و به حضرت ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه – متوسل شدم، كه اين حواله به من رسيد!

جناب شيخ هم گفت:
« حضرت ولی عصر – صلوات الله عليه- به من فرمودند: زود به سيد بهشتی پول برسانيد. »

مقام حضرت عبدالعظيم الحسنی
يكي از ياران شيخ می‌گويد: با شيخ به زيارت سيد الكريم عليه السلام رفتيم، (جناب شيخ) از ايشان ( يعنی از حضرت عبدالعظيم ) پرسيدند كه:

« از كجا به اين مقام رسيديد؟ »
حضرت عبدالعظيم عليه السلام فرمود:
از طريق احسان به خلق، من قرآن می‌نوشتم و با زحمت می‌فروختم و پول آن را احسان می‌كردم!
ياری نابينا و نورانيت دل
یکی از شاگردان شیخ نقل كرد كه: يك روز با تاكسی در «سلسبيل» می‌رفتم، نابينايی را ديدم كه در انتظار كمك كسی كنار خيابان ايستاده است، بلافاصله ايستادم و پياده شدم و به او گفتم: كجا می‌خواهی بروی؟
گفت: می‌خواهم بروم آن طرف خيابان.
گفتم: از آن طرف كجا می‌خواهی بروی؟
گفت: ديگر مزاحم نمی‌شوم.
با اصرار من گفت: می‌روم خيابن هاشمی، سوارش كردم او را به مقصد رساندم.
فرد صبح خدمت شيخ رسيدم، بدون مقدمه گفت:

« آن كوری كه سوارش كردی و به منزل رساندی جريانش چه بود؟ »

داستان را گفتم، گفت:

« از ديروز كه اين عمل را انجام دادی خداوند متعال نوری در تو خلق كرده كه در برزخ هنوز هست. »

اطعام چهل نفر و شفای بيمار
يكی از دوستان شيخ می‌گويد: فرزندم تصادف كرده و در بيمارستان بستری بود، نزد جناب شيخ رفتم و عرض كردم: چه كنم؟ فرمود:

« ناراحت نباش، گوسفندی بخر و چهل نفر از كارگرهای ميدان را جمع كن و برايشان آبگوشت درست كن و يك روضه خوان هم دعوت كن تا دعا كند. وقتی آن چهل نفر «آمين» گفتند، بچه تو خوب می‌شود و روز بعد به خانه می‌آيد. »
اهمیت ندادن به اطعام، علت مرگ فرزند
هم ايشان نقل كرده كه: شخصی به رغم درمان‌های مختلف در داخل و خارج، بچه‌دار نمی‌شد تا اینکه يكی از ياران شيخ او را به خدمت ايشان آورد و جريان را گفت، شيخ فرمود:

« خداوند به اين‌ها دو پسر می‌دهد و هر پسری كه داد يك گاو بكشند و بدهند خلق الله. »

پرسيد: برای چه؟
ايشان پاسخ دادند:

« من از امام رضا عليه السلام خواستم و ايشان هم قبول كردند. »

پسر اول به دنيا آمد، پدر، به فرموده شيخ، گاو كشت و اطعام كرد، ولی پس از تولد پسر دوم عده‌ای از اقوام پدر، با طرح مسايلی مانند اين كه: مگر شيخ رجبعلی خياط امام ‌زاده است؟! معجزه كرده؟! او چكاره است كه می‌گويد اين طور می‌شود؟ و …، مانع از كشتن گاو و اطعام شدند، و هنگامی كه معرف او به شيخ، تأكيد می‌كند كه اين كار را انجام بده، می‌گويد: اين كارها خرافات است. پس از چندی فرزند دوم از دنيا رفت.

بركت سير كردن يك حيوان گرسنه!
يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند كه: روزی به اين جانب فرمود:

« شخصی از يكی از كوچه‌های قديمی تهران عبور می‌كرد، ناگاه چشمش به داخل جوی به سگی افتاد كه چند بچه داشت، بچه‌ها به پستان مادر حمله می‌برند ولی مادر از فرط گرسنگی قارد به شير دادن نبود و از اين وضع رنج می‌برد، او بلافاصله به دكان كبابی در همان كوچه رفت و چند سيخ كباب گرفت، و پيش آن سگ ريخت…، در سحر همان شب خداوند متعال به آن شخص عنايتی كرد كه گفتنی نيست. »
احسان براساس خدا خواهی
مسأله اصلی در خدمت به مردم از ديدگاه جناب شيخ، انگيزه و چگونگی آن است. شيخ معتقد بود كه:
ما بايد همان گونه در خدمت مردم باشيم كه امامان ‌ما و اوليای الهی بودند، آنان هدفی در خدمت جز خداوند متعال نداشتند، خدمت آنان به مردم برای خدا و به عشق او بود

در اين ‌باره می‌فرمود:
« احسان به خلق بايد بر اساس خدا خواهی باشد؛ ﴿ إنما نطعمكم لوجه الله ﴾، هزينه فرزندت را چگونه می‌پردازی و قربان و صدقه‌اش هم می‌روی؟ آيا كودك كاری برای پدر و مادر می تواند انجام دهد؟ پدر و مادر عاشق فرزند خردسال خود هستند، و از روی خاطر خواهی برای او خرج میكنند، حال چرا با خداوند متعال اين گونه معامله نمی‌كنی؟! چرا به اندازه فرزند خود به او عشق نمی‌ورزی؟! و اگر گاهی هم به كسی احسان می‌كنی برای پاداش آن كيسه می‌دوزی؟! »

اخلاص

يكی از اصلی ترين مسايلی كه شيخ در تعليم و تربيت شاگردان هميشه بر آن تأكيد داشت، مسئله اخلاص بود. اخلاص نه تنها در عقيده و عبادت، بلكه اخلاص در همه كارها.

او بارها تأكيد میكرد كه:
« دين حق همين است كه بالای منبرها گفته می‌شود ولی دو چيز كم دارد: يكی اخلاص و ديگری دوستی خداوند متعال، اين دو بايد به مواد سخنرانی‌ها افزوده شود. »

همه كارها برای خدا

یکی از سخنان ارزنده و بسیار آموزنده جناب شیخ این است که می فرمود:
« همه چیز خوب است، اما برای خدا »!

گاه به چرخ خياطی خود اشاره می‌كرد و می‌فرمود:

« اين چرخ خياطی را ببينيد، همه قطعات ريز ودرشتش مارك مخصوص كارخانه را دارد … می‌خواهند بگويند كوچكترين پيچ اين چرخ هم بايد نشان كارخانه ما را داشته باشد. انسان مؤمن هم همه كارهای او بايد نشان خدا را داشته باشد. »

در مكتب تربيتی شيخ، سالك قبل از انجام هر كاری بايد تأمل كند، اگر آن كار نامشروع است، برای خدا آنرا ترک کند و اگر مشروع است و انجام آن خوشايند تمايلات نفسانی نيست، آن را برای خدا انجام دهد، و اگر مشروع است و خوشايند نفس، ابتدا از ميل نفسانی خود استغفار كند، سپس آن كار را برای خدا انجام دهد.

اخلاص حتی در خوردن و خوابیدن

براساس رهنمود پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله كه به ابوذر فرمود:
« يا ابا ذر، ليكن لك في كل شيء نية صالحة، حتي في النوم والأكل؛
ابوذر! بايد در هر كاری نيتی پاك داشته باشی، حتی در خوردن و خوابيدن. »

شيخ به شاگردان خود مكرر تأكيد می‌كرد كه:
« همه كارها بايد برای خدا باشد، حتی خوردن و خوابيدن. »
و می‌افزود:
« هرگاه اين استكان چای را به قصد خدا بخوری، دل تو به نور الهی منور می‌شود، ولی اگر برای حظ نفس خوردی، همان می‌شود كه خواسته بودی. »
می‌خواهی طلبه بشی يا آدم؟

آيت الله مهدوی كنی فرمودند: در آغاز تحصيل و اوايل طلبگی وقتی خواستم لباسی برای خود بخرم- بعد از اين كه لباس عاريه مرحوم برهان را می‌خواستم پس بدهم- پيش شخصی به نام شيخ رجبعلی خياط رفتم، در آن هنگام چهارده- پانزده سال داشتم، پارچه را برای ايشان بردم، محل كار او در منزلش و در اتاقی نزديك در بود. قدری نشستم، ايشان آمد و گفت:
« خوب، حالا می‌خواهی چه بشی؟ »

گفتم: طلبه.
گفت: « می‌خواهی طلبه بشی يا آدم؟ »

من قدری تعجب كردم، كه چرا يك كلاهی با يك معمم اين گونه حرف می‌زند، سپس گفت:
« ناراحت نشو! طلبگی خوب است، ولی هدفت آدم شدن باشد. به شما نصيحتی می‌كنم فراموش نكن، از همين حالا كه جوان هستی و آلوده نشده‌ای، هدف الهی را فراموش نكن، هر كاری می‌كنی برای خدا انجام بده، حتی اگر چلوكباب هم خوردی به اين قصد بخور كه نيرو بگيری و در راه خدا عبادت كنی و اين نصيحت را در تمام عمر فراموش نكن. »

برای خدا بدوز!

به كفاش می‌فرمود:
« وقتی كفش می‌دوزی، اولاً برای خدا سوزن را فرو كن و بعد آن را خوب و محكم بدوز كه به اين زودی پاره نشود. »
به خياط میگفت:
« هر درزی كه می‌دوزی به ياد خدا بدوز و محكم. »
برای خدا بيا!
يكی از شاگردان شيخ توصيه‌های ايشان به اخلاص را چنين توصيف می‌كند: شيخ می‌گفت:
« اين جا (خانه شيخ) كه می‌آييد برای خدا بياييد، اگر برای من بياييد ضرر می‌كنيد! »

حال عجيبی داشت، مردم را به خدا دعوت می‌كرد، نه به خود.

برای خدا دوست داشته باش!
يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: در جلسه خصوصی به من فرمود:
« حواست فلان جاست، خوب است، ولی بايد برای خدا باشد. »

روزی من با يكی از دوستان خدمت ايشان بوديم، اشاره كرد به قلب دوستم و گفت:
« در اين جا دو تا دختر ( يا پسر ) می‌بينم، اين خوبه، ولی دل جای خداست بايد علاقه به فرزند برای خدا باشد. »

می‌فرمود:
« مقدس‌ها همه كارشان خوب است، فقط «من» خود را با «خدا» بايد عوض كنند. »
برای خدا ببوس!
آيت الله فهری، توصيه‌های شيخ درباره اخلاص را چنين توصيف می‌كند: تكيه كلام ايشان: « كار برای خدا بود ». آن قدر ضمن فرمايشات خود تكرار می‌كرد كه: « كار برای خدا بكنيد، كار برای خدا بكنيد » كه برای شاگردانش « كار برای خدا » حالت ملكه پيدا می‌كرد. مانند يك فيل بانی كه مرتب با چكش به سر فيل می‌كوبد، مرتب بر انديشه شاگردانش میكوبيد كه « كار برای خدا ».
مثال‌هايی از خود و ديگران در اين زمينه می‌آورد تا حالت ملكه در مخاطب ايجاد شود. به همه و در همه حال تأكيد میكرد:

« كار برای خدا ».

می‌فرمود:
« شب كه به خانه می‌روی و همسرت را میخواهی ببوسی، برای خدا ببوس »!

می گفت:
« در تمام زوايای زندگی انسان بايد خدا باشد. »

مقامات و مكاشفات كسانی كه در مكتب شيخ پرورش می‌يافتند در اثر عمل به اين دستورالعمل بود.

وای بر من!
يكی از شاگردان شيخ كه نزديك به سی سال با ايشان بوده نقل می‌كرد كه: شيخ به من می‌فرمود:
« روح شخصی از علمای اهل معنا – ‌كه ساكن يكی از شهرهای بزرگ ايران بود – را در برزح ديدم كه تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم!
از او پرسيدم كه چرا چنين ميكند؟ پاسخ داد: در ايام حيات، روزی با يكی از اهل معنا كه كاسب بود برخورد كردم، او مرا به برخی از خصوصيات باطنی خود متذكر ساخت، پس از جدا شدن از او تصميم به رياضت گرفتم، تا مانند آن شخص ديده برزخی پيدا كنم و به مكاشفات و مشاهدات غيبی دست يابم. مدت سی سال رياضت كشيدم تا موفق شدم، در اين هنگام مرگم فرا رسيد، اكنون به من می‌گويند: تا آن هنگام كه آن شخص اهل معنا تو را متذكر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقريباً سی سال از عمر خود را صرف رسيدن به مكاشفات و رؤيت حالات برزخی كردی، اينك بگو: عملی كه خالص برای ما انجام داده‌ای كدام است؟!. »
خوب شدن برای خدا!
يكی از علمای معاصر كه خود استاد اخلاق و عرفان است، فرمودند كه:
از جناب شيخ رجبعلی درباره خودم سؤال كردم كه چگونه‌ام؟
پاسخ داد:
« آقای حاج شيخ! دلت می‌خواهد خوب شوی ولی برای خودت! سعی كن برای خدا بخواهی خوب شوی »!!
آثار اخلاص
تكيه كلام شيخ اين جمله بود:
« من كان لله كان الله له » كسی كه صد در صد برای خدا كار كند خدا هم برای او خواهد بود

و می‌فرمود:
« تو برای خدا باش، خداوند و ملائكه‌اش برای توست. »

گاهی می‌فرمود:
« اگر انسان موفق به عملش هم نشود، صحبت آن اثر خوبی در روحيه شخص می‌گذارد. »

هدايت ویژه الهی از برکات اخلاص
شيخ يكی از بركات مهم اخلاص را برخورداری از هدايت ويژه الهی می‌دانست و بر اين اعتقاد به اين آيه كريمه استناد می‌كرد:
﴿ والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا : و کسانی که در راه ما کوشیده اند به یقین آنها را به راه های خود هدایت می کنیم. سوره عنکبوت آیه 69 ﴾ و در تبيين مطلب می‌فرمود:

« اگر تو برای خدا قيام كنی، تمام عوالم خلقت دليل راه تو هستند. چون كمالشان در فنای در تو می باشد، آن‌ها می‌خواهند آن چه را در فطرت دارند تحويل دهند تا به كمال واقعی برسند، اگر انسان برای خدا قيام كند، همه عوالم وجود سر راه او صف می‌كشند، تا آن چه را در خود دارند به او عرضه كنند و راهنمای او باشند. »

شيخ برای برخورداری از هدايت ويژه الهی كه در واقع تربيت خاص اوست، بالاترين مراتب اخلاص را ضروری می‌دانست، بدين معنا كه انسان بايد از تلاشهای خود هيچ هدفی جز رضای خداوند متعال نداشته باشد، حتی كمال خود را هم در نظر نگيرد و در اين باره می فرمود:

« تا انسان كمال خود را در نظر دارد به حقيقت نمی‌رسد، آن چه در توان انسان است بايد در راه رسيدن به خدا به كار گرفته شود، كه در اين صورت خداوند متعال انسان را برای خود تربيت می‌كند. »

بوی خدا در عمل!
جناب شيخ تأكيد می‌كرد كه:

« وقتی خدا را شناختی، هر چه می‌كنی بايد خالصانه و عاشقانه باشد، حتی كمال خود را هم در نظر نگير، نفس بسيار زيرك و پيچيده است، و دست بردار نيست به هر نحو شده میخواهد خود را وارد كند.
انسان تا وقتی كه خود را می‌خواهد و توجه به خود دارد، كارهای او نفسانی است و اعمالش بوی خدا نمی‌دهد، ولی اگر خودخواهی را كنار گذاشت و خداخواه شد، كارهای او الهی می‌شود و اعمالش بوی خدا میدهد، و آن يك نشانی دارد كه در كلام سجاد عليه السلام آمده است كه می‌فرمايد:« و ما أطيب طعم حبك: چقدر محبت تو خوش طعم است. مناجات خمسة عشر- مناجات العارفین- مفاتیح الجنان» ».

غلبه بر شيطان!
يكی از بركات كار برای خدا غلبه بر شيطان است. شيخ در اين باره، می‌فرمود:

« كسی كه برای خدا قيام كند نفس با هفتاد و پنج لشگر و شيطان با جنود خود، برای از بين بردنش قيام می‌كنند ولی « جند الله هم الغالبون ». عقل هم دارای هفتاد و پنج لشگر است و نخواهد گذاشت بنده مخلص، مغلوب شود: ﴿ إن عبادي ليس لك عليهم سلطان: بدان که بر بندگان ( خالص) من دست نخواهی یافت. سوره حجر آیه 42 ﴾. اگر علاقه به غير خدا نداشته باشی، نفس و شيطان زورشان به تو نمی‌رسد، بلكه مغلوب تو می‌گردند. »

و می فرمود:
« در هر نفس كشيدن امتحانی است، ببين با انگيزه رحمانی آغاز میشود يا با انگيزه شيطانی آميخته می‌گردد! »
باز شدن چشم دل
جناب شیخ معتقد بود تا انسان به غیر خدا توجه دارد و غیر او را می خواهد در
واقع مشرک و دل او آلوده به زنگار شرک است و در این رابطه به آیه کریمه
( انما المشرکون نجس: همانا مشرکان پلیدند. سوره توبه آیه 28 )
تا وقتی كه غبار شرك بر آينه دل باشد، انسان نمی‌تواند با حقايق هستی آشنا شود. از اين رو شيخ می‌فرمود:

« تا انسان توجهش به غير خداست، نسبت به حقايق هستی نامحرم است و از باطن خلقت آگاه نيست. »

اما اگر انسان خالص شود، غبار شرك از آينه دل او زدوده شده و محرم راز آفرينش می‌گردد. جناب شيخ در اين باره می‌فرمود:

« اگر كسی برای خدا كار كند، چشم دلش باز می‌شود، اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا را در آن راه ندهيد، آن چه را ديگران نمی‌بينند می‌بينيد، و آن چه را ديگران نمیشنوند شما می‌شنويد. »

بركات مادی و معنوی اخلاص
قرآن كريم تصريح می‌فرمايد كه اگر كسی اهل دنيا هم باشد بايد بداند كه اطاعت خدا از دنيای او نخواهد كاست، بلكه اطاعت خدا علاوه بر دنيا حيات طيبه جاويد را هم نصيب او خواهد كرد:

« من كان يريد ثواب الدنيا فعند الله ثواب الدنيا و الأخرة:
هركس ثواب دنيوی می‌خواهد ( بداند كه ) ثواب دنيوی و اخروی نزد خداوند است. سوره نساء آیه 134 »

به بيان ديگر، خداوند متعال همه چيز است، كسی كه خدا دارد همه چيز دارد. يكی از ارادتمندان جناب شيخ می‌گويد: شيخ از من پرسيد:

« شغل شما چيست؟ »
گفتم: نجار هستم.
فرمود:
« اين چكش را كه به ميخ می‌زنی به ياد خدا می‌زنی يا به ياد پول؟! اگر به ياد پول بزنی، همان پول را به تو می‌دهند و اگر به ياد خدا بزنی هم پول به تو می‌دهند و هم به خدا می‌رسی. »
برای خدا درس می‌دادم!
يكی از شاگردان شيخ از ايشان نقل می‌كند كه:

« در تشييع جنازه آيت الله بروجردی – رحمه الله عليه- جمعيت بسياری آمدند و تشييع باشكوهی شد، در عالم معنا از ايشان پرسيدم كه چطور از شما اين اندازه تجليل كردند؟ فرمود: تمام طلبه‌ها را برای خدا درس می‌دادم. »

خدا كار ما را درست كرد!
يكی از ارادتمندان شيخ از ايشان نقل می‌كند كه فرمود:

« اسم فرزندم برای سربازی درآمده بود، می‌خواستم دنبال كار او بروم كه زن و مردی برای حل اختلاف نزد من آمدند، ماندم تا قضيه آن دو را فيصله دهم، بعد از ظهر فرزندم آمد و گفت: نزديك پادگان به چنان سردردی مبتلا شدم كه سرم متورم شد، دكتر معاينه كرد و مرا از خدمت معاف دانست، همين كه از پادگان بيرون آمدم، گويی اثری از ورم و سردرد نبود! »

شيخ در پايان اضافه كرد كه:

« ما رفتيم كار مردم را درست كنيم، خدا هم كار ما را درست كرد. »
احترام

احترام ويژه به سادات
به فرزندان علی (ع) و فاطمه (ع) و سادات خيلی احترام می‌كرد. بارها ديده شد كه دست و پايشان را می‌بوسيد و به ديگران نيز توصيه می‌كرد كه به سادات احترام كنند.
سيد بزرگواری بود كه گه گاهی به ديدار شيخ می‌آمد. او به قليان عادت داشت، هنگامی كه برای او قليان آماده می‌كردند، شيخ با اين كه اهل دود نبود، برای آن كه سيد شرمنده نشود، نخست خودش نی قليان را به لب نزديك می‌كرد و وانمود می‌ساخت كه قليان می‌كشد، آن گاه به سيد تعارف می‌كرد.
يكي از دوستان شيخ نقل می‌كند: روزی در فصل سرما، در محضر شيخ بودم فرمودند:

« بيا با هم برويم در يكی از محله‌های قديم تهران »

با هم رفتيم در يكی از كوچه‌های قديمی، يك دكان خرابه بود و پير مردی از سادات محترم – كه مجرد بود- در آنجا زندگی می‌كرد و شب‌ها همان جا میخوابيد و شغلش زغال فروشی بود.
معلوم شد شب گذشته، كرسی آتش گرفته و لباس‌ها و بعضی از وسايل او سوخته بود، شرايط زندگی آن پير مرد به گونه‌ای بود كه بسياری از مردم حاضر نيستند در چنين مكان‌هايی حضور پيدا كنند. شيخ با نهايت تواضع نزد او رفت و پس از احوال پرسی لباسهای نشسته و كثيف او را برای اصلاح و شستشو برداشت.
پير مرد گفت: آقا سرمايه‌ام تمام شده و نمی‌توانم ذغال فروشی كنم. جناب شيخ به من فرمود:

« چيزی به او بده كه سرمايه كارش كند. »

احترام به همه مردم
جناب شيخ نه تنها به سيدها، بلكه برای همه مردم احترام قايل بود. اگر كسی اشتباهی می‌كرد، او را در انظار ديگران سبك نمی‌نمود. خطاهای كسی را به رخ او نمی‌كشيد و در ظاهر با او گرم می‌گرفت.
طبع شعر

جناب شيخ به اشعار عرفانی و اخلاقي بسيار علاقه‌مند بود. بيشتر وقت ها مواعظ شيخ آميخته با اشعار آموزنده بود و در اين ارتباط به شعرهای حافظ و مثنوی طاقديس خيلی اهميت می‌داد و هنگامی كه اشعار آنان خوانده می‌شد می‌گريست.
به مثنوی طاقديس خيلی علاقه داشت، و مي‌فرمود:
« اگر در همه شهر يك كتاب طاقديس ملااحمد نراقی بود، هر چه داشتم می‌دادم و آن كتاب را می‌خريدم. »

دكترابوالحسن شيخ، كه سال ها از نزديك با جناب شيخ آشنايی داشته میگويد: شيخ، حافظ شناس خوبی بود و اشعار حافظ را خوب تفسير می‌كرد.
شیخ در مورد حافظ می فرمود:

« حافظ از جنبه معنوی واقعاً كوتاهی و فروگذار نكرده، و آن چه كه لازمه بيان حقايق معنوی و ذوقيات عرفانی بوده در شعر او هست. »

شيخ به حافظ بيش از ديگر شاعران ارادت می‌ورزيد و اشعار او را به زبان می‌آورد و حتی اگر می‌خواست كسی را تنبيه كند و يا هشدار دهد شعر حافظ می‌خواند.
خواندن اشعار با صدای خوش
دكتر فرزام در اين باره می‌گويد: مرحوم جناب شيخ اشعار را با لحن و آواز خوشی می‌خواندند، مثلاً گاهی اشعار مرحوم فيض كاشانی را می‌خواندند، مانند:

ز هر چه غير يار استغفرالله
ز بــــــــود مستعار استغفرالله
دمی كان بگذرد بی ياد رويش
از آن دم بی شمار استغفرالله

اين اشعار را می‌خواندند و رفقا را منقلب می‌كردند.
سيره

اساتید و شاگردان

مقامات و كمالات معنوی جناب شيخ برای هر كس كه او را از نزديك می‌شناخت، يا پای صحبت آشنايان او نشسته بود، نيازی به توضيح ندارد.
اصلی‌ترين سؤال در زندگی اين شخصيت بزرگ معنوی آن است كه: او چگونه به اين جايگاه والای انسانی دست يافت؟ و چگونه كسی كه از معلومات رسمی حوزه و دانشگاه بی بهره بود، به جايی رسيد كه نه تنها مردم كوچه و بازار، بلكه تحصيلكردگان حوزه و دانشگاه از بركات هدايتش بهره می‌بردند؟ و در يك جمله: راز جهش و موفقيت جناب شيخ چه بود؟ او در مكتب كدام استاد پرورش يافت، و مربی معنوی او كه بود؟
جناب شيخ، هر چند از دانستنی‌های رسمی حوزه و دانشگاه بی‌بهره بود، ولی محضر برخی بزرگان علم و معرفت و معنويت را درك كرده بود. كسانی همچون مرحوم آيت الله محمدعلی شاه آبادی، استاد حضرت امام خمينی (ره)، مرحوم آيت الله ميرزا محمدتقی بافقی و مرحوم آيت الله ميرزا جمال اصفهانی سمت استادی وی را داشتند. همچنين جناب شيخ از درسهای دو عالم بزرگوار: آقا سيدعلی مفسر و سيدعلی غروی- مفسر و امام جماعت مسجدی در محله سلسبيل تهران- استفاده می‌كرد.
ايشان، در نتيجه همين تحصيلات غيررسمی، با قرآن كريم و احاديث اسلامی كاملاً آشنا شده ‌بود و در مجالسی كه بر پا می‌داشت، قرآن و احاديث وادعيه را ترجمه و تفسير می‌كرد و معانی لطيفی از آن‌ها ارائه می‌نمود، كه ديگران كمتر بدان توجه می‌كردند.

بنابراين آشنايی جناب شيخ با معارف اسلام، مرهون بهره‌گيری از محضر اين بزرگان و امثال آنان بوده‌است، ليكن مبدأ جهش و تحول معنوی او را بايد در جای ديگری جستجو كرد، كه آن نقطه عطفی در زندگی پرماجرای شيخ است، و اگر شيخ فرموده:
« من استاد نداشتم»
اشاره به اين نقطه است.
يكی از ارادتمندان جناب شيخ نقل می‌كند كه: ايشان میفرمود:

« من استاد نداشتم، ولی در جلسات مرحوم شيخ محمدتقی بافقی كه شب‌ها در صحن مطهر حضرت عبدالعظيم (ع) برگزار می‌شد و ايشان سخنرانی می‌كرد شركت می‌كردم، او اهل باطن بود. يك شب نگاهی به مجلس كرد و خطاب به من فرمود: تو به جايی می‌رسی. »
شیخ شاگردان زیادی داشت، که آنها عبارت بودند از تحصیلکردکان دانشگاه و افراد تاجر و کاسب و افراد دیگر، که اسامی تعدادی از آنان به شرح زیر است:

مرحوم دکتر عبدالعلی گویا ( دکترای فیزیک هسته ای از فرانسه )،
جناب دکترعلی مدرسی ( دکترای فیزیک )،
جناب آقای دکتر حمید فرزام ( دکترای ادبیات فارسی )،
جناب مرحوم دکتر ابوالحسن شیخ ( پدرشیمی ایران )،
دکترهوشنگ ثباتی،
دکتر حاج حسن فرشچی ( مشهور به توکلی- دندانپزشک )،
دکتر میر مطهری،
مهندس فروغی زاده،
دکتر خوانساری،
دکتر محمد محققی،
مرحوم شيخ عبدالكريم حامد،
جناب آقای صنوبری،
جناب آقای شایسته،
جناب آقای حاج مهدی ابوالحسنی،
جناب آقای رستمیان،
جناب آقای پاچناری
وجناب سید حسن میرمالک…..
تحول معنوی

شبيه داستان حضرت یوسف
جناب شيخ در ديداری كه با حضرت آيت الله سيد محمدهادی ميلانی داشته تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:

« در ايام جوانی ( حدود 23 سالگی ) دختری رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: « رجبعلی! خدا میتواند تو را خيلی امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم:
« خدايا! من اين گناه را برای تو ترك می‌كنم، تو هم مرا برای خودت تربيت كن.»»

آنگاه دليرانه، همچون يوسف (ع) در برابر گناه مقاومت می‌كند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می‌ورزد و به سرعت از دام خطر میگريزد. اين كف نفس و پرهيز از گناه، موجب بصيرت و بينايی او می‌گردد. ديده برزخی او باز می‌شود و آن چه را كه ديگران نمی‌ديدند و نمی شنيدند، می‌بيند و می‌شنود. به طوری كه چون از خانه خود بيرون می‌آيد، بعضی از افراد را به‌صورت واقعی خود می‌بيند و برخی اسرار برای او كشف می‌شود.
از جناب شيخ نقل شده‌است كه فرمود:

« روزی از چهارراه «مولوی» و از مسير خيابان «سيروس» به چهار راه «گلوبندك» رفتم و برگشتم، فقط يك چهره آدم ديدم! »

مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشارتی می کرد و می فرمود:

« من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می کنم و از آن چشم می پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن. »

ره صد ساله
دعای جوانی به دام افتاده كه: « خدايا مرا برای خودت تربيت كن » در آن فضای هيجان انگيز مستجاب شد، و جهشی در زندگی معنوی اين جوان سعادتمند پديد آورد، كه انسان‌های ظاهربين و سطحی‌نگر قادر به درك آن نيستند. رجبعلی با اين جهش، ره صد ساله را يك شبه طی كرد و شد:
« شيخ رجبعلی خياط ».
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد
باز شدن چشم و گوش قلب، نخستين گام از تربيت الهی
در نخستين گام از تربيت الهی، چشم و گوش قلبی اين جوان باز شد و اينك در باطن جهان، و در ملكوت عالم چيزهايی می‌بيند كه ديگران نمی‌بينند و آواهايی میشنود كه ديگران نمی‌شنوند، اين تجربه باطنی، موجب شد كه شيخ اعتقاد پيدا كند كه: « اخلاص » موجب باز شدن چشم و گوش « دل » است، و به شاگردانش تأكيد می‌كرد:

« اگر كسی برای خدا كار كند چشم و گوش قلب او باز می‌شود. »

برای نمونه حدیثی از رسول خدا (ص) روایت شده که ایشان می‌فرمايند:

« ما من عبد إلا و في وجهه عينان يبصر بهما أمر الدنيا، و عينان في قلبه يبصر بهما أمر الآخره، فإذا أراد الله بعبد خيرا فتح عينيه اللتين في قلبه، فأبصر بهما ما وعده بالغيب، فآمن بالغيب علي الغيب؛
هيچ بنده‌ای نيست جز اين كه دوچشم در صورت اوست كه با آن ها امور دنيا را می بيند و دو چشم در دلش كه با آن‌ها امور آخرت را مشاهده میكند، هرگاه خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد، دو چشم دل او را میگشايد كه به وسيله آن‌ها وعده‌های غيبی او را می‌بيند و با ديده‌های غيبی به غيب، ايمان می‌آورد. »
هدایت ویژه الهی
جوان خياط پس از رهايی از دام نفس اماره و شيطان و باز شدن چشم و گوش دل، در صف بندگان شايسته‌ قرار می‌گيرد و از اين پس گاهی در خواب و گاهی در بيداری، از الهام‌های سازنده غيبی برخوردار می‌شود و ازهدايت ويژه‌ای كه خاص مجاهدان راستين و با اخلاص است بهره‌مند می‌گردد.
اين هدايت در حديث نبوی چنين تبيين شده است:

« إذا أراد الله بعبد خيرا فقهه في الدين، و ألهمه رشده؛
هر گاه خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد او را در دين فقيه و آگاه گرداند و راه راست را به او الهام كند. »

یکی از برکات ارزشمند هدایت الهی، برای کسانی که تحت تربیت خاص او قرار دارند، آگاهی از عیبهای خویش است. در حدیثی از پیامبر اکرم ( ص ) آمده است:

« إذا أراد الله عزوجل بعبد خيرا فقهه في الدين، و زهده في الدنيا، و بصره بعيوب نفسه؛
هرگاه خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد او را در دين فقيه و آگاه گرداند، به دنيا بی اعتنايش كند و بينای عيبهايش سازد. »
تاوان اندیشه مکروه
آيت الله فهری نقل می‌كند كه جناب شيخ به ايشان فرمود:

« روزی برای انجام كاری روانه بازار شدم، انديشه مكروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار كردم. در ادامه راه، شترهايی كه از بيرون شهر هيزم می‌آوردند، قطاروار از كنارم گذشتند، ناگاه يكی از شترها لگدی به سوی من انداخت كه اگر خود را كنار نكشيده بودم آسيب می‌ديدم. به مسجد رفتم و اين پرسش در ذهن من بود كه اين رويداد از چه امری سرچشمه می‌گيرد و با اضطراب عرض كردم: خدايا اين چه بود؟
در عالم معنا به من گفتند: اين نتيجه آن فكری بود كه كردی.
گفتم: گناهی كه انجام ندادم.
گفتند: لگد آن شتر هم كه به تو نخورد! »
فرزندت را برای خدا بخواه!
يك بار جناب شيخ فرمود:

« شبی ديدم حجاب دارم و نمی‌توانم به محبوب راه يابم، پيگيری كردم كه اين حجاب از كجاست؟ پس از توسل و بررسی فراوان متوجه شدم كه در نتيجه احساس محبتی است كه عصر روز گذشته از ديدن قيافه زيبای يكی از فرزندانم داشتم!. به من گفتند: بايد او را برای خدا بخواهی! استغفار كردم… »
تو سير و همسايه گرسنه؟!
يكی از شاگردان شيخ می گويد: از ايشان شنيدم كه فرمود:

« شبی در عالم رؤيا ديدم مجرم شناخته شدم و مأمورانی آمدند تا مرا به زندان ببرند، صبح آن روز ناراحت بودم كه سبب اين رؤيا چيست؟ با عنايت خداوند متعال متوجه شدم كه موضوع رؤيا به همسايه ام ارتباط دارد. از خانواده خواستم كه جستجو كنند و خبری بياورند. همسايه ام شغلش بنايی بود، معلوم شد كه چند روز كار پيدا نكرده و شب گذشته او و همسرش گرسنه خوابيده اند؛ به من فرمودند: وای برتو! تو شب سير باشی و همسايه ات گرسنه؟! در آن هنگام من سه عباسی پول نقد ذخيره داشتم! فوراً از بقال سر محل، يك عباسی قرض كردم و با عذرخواهی به همسايه دادم و تقاضا كردم هر وقت بيكار بودی و پول نداشتی مرا مطلع كن. »
حجاب غذا!
يكی از ارادتمندان شيخ درباره او نقل میكند كه: شبی در يكی از جلسات- كه در خانه یکی از دوستان شيخ بود- شیخ پيش از آن كه صحبت های خود را شروع كند احساس ضعف كرد و قدری نان خواست، صاحب خانه نصف نان «تافتون» آورد، ايشان آن را ميل كرد، و جلسه را آغاز نمود.
شب بعد فرمود:

« ديشب به ائمه (ع) سلام كردم ولی آنان را نديدم، متوسل شدم كه علت چيست؟ در عالم معنا فرمودند: نصف آن نان را که خوردی ضعفت برطرف شد، نصف ديگر را چرا خوردی؟!
مقداری از غذا كه برای بدن مورد نياز است، خوردنش خوب است، اضافه بر آن موجب حجاب و ظلمت است. »
مقامات معنوی شیخ

غرق در توحيد
حديث مشهوری است كه در نظر اهل فن به «حديث قرب نوافل» معروف است.
اين حديث را محدثان شيعه و سنی با اندك اختلافی از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده‌اند، متن حديث چنين است:

« قال الله عز و جل: … ماتقرب إلي عبد بشي‌ء أحب إلي مما افترضت عليه، وإنه ليتقرب إلي بالنافله حتي احبه، فإذا أحببته كنت سمعه الذي يسمع به، و بصره الذي يبصر به، و لسانه الذي ينطق به، ويده التي يبطش بها، إن دعاني أجبته، و إن سألني أعطيته؛
خدای عز و جل فرمود: هيچ بنده‌ای با وسيله‌ای كه نزد من محبوبتر باشد از آن چه بر او واجب كرده‌ام، به من نزديك نشد. همانا او با «نافله» به من نزديك می‌شود تا آن جا كه او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم، گوش او شوم كه با آن بشنود و چشم او شوم كه با آن ببيند و زبان او شوم كه با آن سخن گويد و دست او شوم كه با آن ضربه زند. اگر مرا بخواند، جوابش دهم و اگر از من خواهشی كند به او بدهم. »

مقصود از «نافله» در احاديث «قرب نوافل» كه انجام آن پس از «واجبات»، حركت انسان را به سوی كمال مطلق و مقصد اعلای انسانيت تسريع می‌كند، همه كارهای نيك و شايسته است.
بر اساس اين احاديث انسان میتواند از راه انجام كارهای نيك برای خداوند، گام به گام به كمال مطلق نزديك شود و در اوج عبوديت، چشمش جز برای خدا نبيند، گوشش جز برای خدا نشنود، زبانش جز برای خدا نگويد و قلبش جز برای خدا نخواهد.
به سخن ديگر، با ذوب كردن اراده خود در اراده خداوندی – به تعبيری كه در احاديث «قرب نوافل» آمده – خداوند چشم و گوش و زبان و قلب او گردد، و در نهايت به جوهر عبوديت كه همان ربوبيت است نايل شود.
به فرموده جناب شيخ:

« اگر چشم برای خدا كار كند می‌شود «عين الله»، و اگر گوش برای خدا كار كند می‌شود «اذن الله» و اگر دست برای خدا كار كند می‌شود «يدالله» تا می‌رسد به قلب انسان، كه جای خداست كه فرموده‌اند: قلب المؤمن عرش الرحمن؛
قلب مؤمن عرش خداوند رحمان است. »

و به فرمايش امام حسين عليه السلام:

« جعلت قلوب أولياءك مسكناً لمشيتك؛
خداوندا! قلب دوستانت را جايگاه مشيت و خواسته خود قرار دادی. »

بررسی دقيق و منصفانه احوالات شيخ، نشان می‌دهد كه پس از جهشی عظيم، كه در نتيجه پشت پا زدن به شهوت جنسی برای رضای خدا، در زندگی معنوی او پيش آمد، و در نتيجه تربيت الهی والهام‌ها و امدادهای غيبی، به اين نقطه از كمالات معنوی دست يافت و شايد اين نكته، راز علاقه او به زمزمه اين اشعار بود:

در دبستان ازل حسن تو ارشادم كرد
بهر صيدم ز كرم لطف تو امدادم كرد
نفس بد سيرت من مايل هر باطل بود
فيض بخشی تو از دست وی آزادم كرد

يكی از شاگردان شيخ كه نزديك به سی سال با وی در ارتباط بوده می‌گويد:
به توصيه شيخ به ديدارآيت الله كوهستانی رفتم. مرحوم كوهستانی ضمن مطالبی، درباره شيخ فرمود:

مرحوم شيخ رجبعلی خياط هر چه داشت از توحيد داشت، او مستغرق در توحيد بود.
مقام فنا
دكتر حميد فرزام كه سال ها از محضر جناب شيخ استفاده كرده، ايشان را چنين توصيف می‌كند:
جناب شيخ رجبعلی نكوگويان (ره) عارفی وارسته و به خدا پيوسته بودند كه بر اثر تزكيه نفس و صفای باطن به مقام فانی فی الله و بقاء بالله نايل گشته بودند، و به بركت عمل به احكام شريعت و به فضل و عنايت پروردگار به سر منزل حقيقت واصل گرديده بودند.
عاشق خدا
يكی ديگر از شاگردان شيخ در توصيف او می‌گويد:
مرحوم شيخ از كسانی بود كه وجود او را خدا مسخر كرده بود، او غير از خدا نمی‌توانست ببيند، او هر چه می دید خدا می دید، او هر چه می‌گفت از خدا می‌گفت اول و آخر كلامش خدا بود، چون عاشق خدا بود. او عاشق خدا و اهل بيت(ع) بود، هر چه می‌گفت از آنها می‌گفت. مقدسی، غير از عاشقی است. شيخ رجبعلی، عاشق بود. هنر او محبت خدا و كار برای خدا بود، كسانی كه در معنويات عاشق اند چشم هايشان نشان میدهد، چشم های او چشم معمولی نبود، گويا چيزی غير از خدا نمی ديد.
شيخ چنان عاشق خدا بود كه در محضرش غير از مكالمات ضروری حاضر نبود سخنی غير از محبوبش به ميان آيد.

بزرگترين منزلت!
شدت محبت به خدا و كمال اخلاص، جوان خياط را به منزلت كبری و مقصد اعلی رساند، و بدين ترتيب او – چنان كه در حديث آمده‌ – از راهی جز راه‌های مرسوم به كمالات و مقامات اهل معرفت دست يافت.
در روايتی از امام صادق عليه السلام آمده است:

« إن اولي الألباب الذين عملوا بالفكرة حتي ورثوا منه حب الله – إلي أن قال-: فإذا بلغ هذه المنزلة جعل شهوته و محبته في خالقه، فإذا فعل ذلك نزل المنزله الكبري فعاين ربه في قلبه، و ورث الحكمته بغير ما ورثه الحكماء، وورث العلم بغير ما ورثه العلماء، و ورث الصدق بغير ما ورثه الصديقون. إن الحكماء ورثوا الحكمته باصمت، و إن العلماء ورثوا العلم بالطلب، و إن الصديقين ورثوا الصدق بالخشوع و طول العباده؛
خردمندان كسانی هستند كه انديشه را به كار گيرند تا بر اثر آن مخبت خدا را به دست آوردند – تا آن جا كه فرمود: چون به اين منزلت برسد خواهش و محبت خود را از آن آفريدگارش قراردهد و هرگاه چنين كند به بزرگترين منزلت دست يابد و پروردگارش را در دل خويش ببيند و حكمت را بيابد نه از طريقی كه حكما يافتند و دانش را نه از طريقی كه دانشمندان، و صدق را نه از راهی که صدیقان.
حکیمان حکمت را با خاموشی فرا چنگ آورده اند و دانشمندان دانش را با جستن و صديقان صدق را با خشوع و عبادت دراز مدت. »
راه يابی به تمام عوالم!
يكی از ارادتمندان شيخ كه سالهای طولانی در خلوت و جلوت با او بوده، در باره كالات معنوی شيخ چنين می‌گويد: در نتيجه شدت محبت به خداوند متعال و اهل بيت عليهم السلام حجابی ميان او و خدا نبود. به تمام عوالم راه داشت. با ارواحی كه در برزخ هستند از آغاز خلقت تاكنون صحبت می‌كرد. آن‌چه را هر كس در دوران عمر خود طی كرده، به محض اراده می‌ديد و نشانه‌های آن را می‌گفت، آن‌چه اراده می‌كرد و اجازه می‌دادند آشكار می‌كرد.
ديدار ملكوت!
ديدن ملكوت آسمان‌ها و زمين با ديده دل، مقدمه رسيدن به مرتبه والای يقين شهودی و يا عين اليقين است.

﴿ وكذالك نري إبراهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين. سوره انعام آیه 75 ﴾
« اين چنين ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نشان داديم تا از اهل يقين شود.»
در حديث است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:

« لولا أن الشياطين يحومون علي قلوب بني آدم لنظروا إلی الملكوت؛
اگر نبود اين كه شيطان‌ها برگرد دل‌های آدميان می‌گردند، هر آينه انسان‌ها ملكوت را می‌ديدند. »

همه كسانی كه از دام نفس و شيطان رهايی يافته و حجاب‌های دل را به كناری زده‌اند، می‌توانند ملكوت آسمان‌ها و زمين را مشاهده كنند، آنگاه در صف «اولوا العلم» و در كنار فرشتگان، شاهد يگانگی ذات مقدس حق باشند:
﴿ شهد الله أنه لآ إله إله هو و الملائكه و أولوا العلم ﴾.
« خداوند و فرشتگان و اولوا العلم گواه‌اند كه جز او خدايی نيست. »
يكی از شاگردان شيخ نقل میكند كه: از مرحوم حاج مقدس پرسيدم كه اين حديث از پيامبر صلي الله عليه و آله درست است كه فرمود:

« لولا أن الشياطين يحومون علي قلوب بني آدم لنظروا إلی الملكوت»؟
ايشان پاسخ داد: آری.
گفتم: شما ملكوت آسمان‌ها و زمين را مي‌بينيد؟
پاسخ داد: خير، ولی «شيخ رجبعلی خياط» می‌بيند.

حالات شيخ در سن شصت سالگی
از مرحوم شيخ عبدالكريم حامد نقل شده است كه: شيخ در شصت سالگی از حالی برخوردار بود كه وقتی توجه می‌كرد هر چه می‌خواست می‌فهميد.
جناب آقای دکتر مدرسی ( شاگرد شیخ ) می گوید با تنی چند از اساتید دانشکده علوم که در جلسات هفتگی شیخ شرکت می کردیم سوالاتی از مسائل مشکل فیزیک می پرسیدم، شیخ میفرمود:

« می پرسم و جواب می دهم »

سپس سر فرود میکرد و لختی بعد برمی آورد و برای سوالات جوابی درست می آورد.
دکتر فرزام می گوید که بارها در حضور شاگردان به صراحت میفرمود:

« رفقا! خدا در حق من كرامت فرموده و من قالب برزخی اشخاص را می‌بينم. »

كمك به كارگر زحمتكش
دکتر فرزام می گوید : كارگر زحمتكش و درستكاری به نام «علی قضاتی» كه اهل آذربايجان بود، در منزل همسايگان محل و گاهی در خانه ما كار می‌كرد و مزد می‌گرفت. او در فصل زمستان و تابستان يك لباس بلند نظامی ‌می‌پوشيد. جناب شيخ اصلاً او را نديده بودند. يك روز بدون مقدمه به من فرمودند:
« آن مرد قد بلندی كه لباس سربازی بر تن دارد و گاهی به منزل شما می‌آيد و كمك میكند، شخص عيالوار و مستمندی است، بايد بيشتر به او كمك بكنيد »!
همسر شما در امريكاست
فرزند جناب شيخ رجبعلی نقل می‌كند كه: مرحوم دكتر ابوالحسن شيخ ( پدر شیمی ایران ) درباره آغاز آشنايی خود با جناب شيخ اظهار می‌كرد: علت آشنايی من و مرحوم آقا شيخ رجبعلی خياط، موضوع گم شدن چند ماهه همسرم بود. هر چه گشتيم ايشان را پيدا نكرديم، به خيلی ها از اهل باطن مراجعه می‌كرديم، بی فايده بود. در اوج نگرانی‌ها، شخصی آدرس منزل آقا شيخ رجبعلی را داد و بنده برای اولين بار به خدمت ايشان رسيدم. وقتی مرا ديد توجهی كرد و فرمود:

« همسر شما در امريكاست و تا دو هفته ديگر می‌آيد، ناراحت نباشيد. »

همين طور هم شد، همسرم آمريكا بود و آمد.
اثر تواضع با خلق برای خدا
يكی از شاگردان شيخ نقل می‌كند: يكی از رفقا نقل كرد: وقتی آقا شيخ مرتضی زاهد را درون قبر گذاشته بودند جناب شيخ فرمودند:

« بلافاصله از جانب خدای متعال خطاب رسيد به نكيرين: شما اين بنده را به من واگذار كنيد، كاری به كار ايشان نداشته باشيد … او در عمرش به خاطر من با خلق متواضع بود، ذره‌ای در خود احساس غرور نداشت. »
سخن گفتن با گياهان
يكی از شاگردان شيخ نقل می‌كند كه: ايشان می‌فرمود:

« گياهان هم زنده هستند و حرف می‌زنند و من با آن‌ها صحبت می‌كنم و آن‌ها خواص خود را برای من می‌گويند. »
پاداش مخترع پنكه
يكی از شاگردان شيخ نقل كرد كه ايشان فرمود:

« روزی پنكه كوچكی برايم هديه آوردند، ديدم در دوزخ – برزخ – پنكه‌ای جلوی مخترع آن گذاشتند. »
اين مكاشفه، تأييد كننده مفهوم رواياتی است كه دلالت می‌كند: هر چند كافران به بهشت نمی‌روند ولی اگر كارهای شايسته ای انجام داده باشند، بی‌پاداش نمی‌ماند. در حديثی از رسول خدا (ص) آمده است كه فرمود:

« ما احسن محسن من مسلم و لا كافر الا اثابه الله. قيل: ما اثابه الكافر؟ قال: إن كان قد وصل رحماً، او تصدق بصدقه، او عمل حسنه، اثابه الله تعالي المال و الولد و الصحه و اشباه ذلك. قيل: و ما اثابتة في الآخره؟ قال: عذاب دون العذاب، و قرأ: (أدخلوا ءال فرعون اشد العذاب. سوره غافر آیه46)،
هر كس كار نيك كند، مسلمان باشد يا كافر؛ خداوند او را پاداش می‌دهد. عرض شد: پاداش دادن به كافر چگونه است؟ فرمود: اگر صله رحمی كرده باشد يا صدقه‌ای داده‌ باشد و يا كار نيكی انجام داده ‌باشد، خدای تعالی به پاداش اين كارها به او ثروت و فرزند و سلامتی و مانند اينها دهد. عرض شد: در آخرت چگونه پاداشش دهد؟ فرمود عذابی كمتر به او بچشاند. آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود:« خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذابها در آوريد. »».
كمك به مال باخته
پس از وفات شيخ، شخصی برای يكی از فرزندان او تعريف می كند كه: خانه‌ام را فروخته بودم و می‌خواستم پولش را به بانك بسپارم كه بانك تعطيل شده بود. پول را به منزل بردم، شب هنگام پول به سرقت رفت. پيگيری‌هايم از طريق مراجعه به اداره آگاهی هم به جايی نرسيد. متوسل به امام زمان شدم، در شب چهلم در عالم رؤيا آدرس منزل جناب شيخ را من دادند. صبح زود در خانه شيخ آمدم و مشكل خود را گفتم، شيخ فرمود:

« من دعا نويس و فالگير نيستم اشتباه به شما گفته‌اند! »

گفتم: به جدم شما را رها نمی‌كنم، شيخ مكثی كرد و مرا به داخل خانه برد، و بعد فرمود:

« برو ورامين، فلان منزل، در فلان روستا دو اتاق تو در تو هست، در اتاق دوم پول شما دست نخورده در دستمال ابريشمی قرمزی در كنار تنور است، پول را بردار و بيرون بيا، آنها تو را به نوشيدن چای دعوت میكنند ولی تو شتابان بازگرد. »

من به همان آدرسی- كه منزل خدمتكار خودم بود- مراجعه كردم، صاحب خانه تصور كرد همراه مأمور آگاهی هستم، به اتاق دوم رفتم، پول را با همان نشانه هايی كه شيخ داده بود برداشتم، صاحب خانه چای تعارف كرد، بر سر آن ها فرياد كشيدم و بيرون آمدم.
مجموع پول‌ها يكصد تومان بود، نيمی از آن را خدمت شيخ آوردم و با گريه و زاری و سپاس آن را در مقابل او گذاشتم ولی ايشان نپذيرفت.
بهترين لذت من هنگامی بود كه شيخ با اصرار من بيست تومان را پذيرفت؛ اما نه برای خود، بلكه به من برگرداند و فرمود:

« چند خانواده بی بضاعت را معرفی می‌كنم كه دخترهايشان جهاز می‌خواهند، نبايد اين كار را به كسی واگذار كنی، خودت بايد بروی و آن چه برای آن‌ها ضروری است تهيه كنی و در منزلشان تحويل دهی. »

و برای خود حتی يك ريال هم برنداشت!
بوی سيب سرخ
يكی از دوستان شيخ نقل می‌كند كه: همراه ايشان به كاشان رفتيم. عادت شيخ اين بود كه هر جا وارد می‌شد به زيارت اهل قبور می‌رفت. هنگامی كه وارد قبرستان كاشان شديم، شيخ گفت:

« السلام عليك يا أبا عبدالله (عليه السلام) »
چند قدم جلوتر رفتيم فرمود:
« بويی به مشامتان نمی‌رسد؟ »
گفتيم: نه! چه بويی؟
فرمود:
« بوی سيب سرخ استشمام نمی‌كنيد؟ »
گفتيم: نه!
قدری جلوتر آمديم به مسؤول قبرستان رسيديم، جناب شيخ از او پرسيد:
« امروز كسی را اينجا دفن كرده‌اند؟ »
او پاسخ داد: پيش پای شما فردی را دفن كرده‌اند و ما را سر قبر تازه‌ای برد. در آن جا همه ما بوی سيب سرخ را استشمام كرديم. پرسيدم اين چه بويی است؟
شيخ فرمود:

« وقتی كه اين بنده خدا را در اين جا دفن كردند، وجود مقدس سيد الشهدا(ع) تشريف آوردند اين جا و به واسطه اين شخص عذاب از اهل قبرستان برداشته شد. »
پاداش خودداری از نگاه نامشروع
ديگری گفت: با تاكسی از ميدان سپاه – كنونی – پايين می‌آمدم، ديدم خانمی بلند بالا با چادر و خيلی خوش تيپ ايستاده، صورتم را برگرداندم و پس از استغفار، او را سوار كردم و به مقصد رساندم.
روز بعد كه خدمت شيخ رسيدم – گويا اين داستان را از نزديك مشاهده كرده باشد – گفت:

« آن خانم بلند بالا كه بود كه نگاه كردی و صورتت را برگرداندی و استغفار كردی؟ خداوند تبارك و تعالی يك قصر برايت در بهشت ذخيره كرده و يك حوری شبيه همان… »
آتش مال حرام!
شخصی در مجلسی مشغول سحر و جادو بود، فرزند شيخ كه در آن مجلس حضور داشت نقل می‌كند كه: من جلوی كار او را گرفتم، جادوگر هر چه كرد، نتوانست كاری انجام دهد، سرانجام متوجه شد كه من مانع كار او هستم و با التماس از من خواست كه: « نان مرا نبر» سپس قاليچه‌ای گران بها به من هديه داد.
قاليچه را به خانه بردم، هنگامی كه پدرم آن را ديد فرمود:

« اين قاليچه را چه كسی به تو داده است كه از آن دود و آتش بيرون می‌آيد؟! زود آن را به صاحبش برگردان. »

من هم آن را پس دادم.
از كار افتادن گرامافون
يكی از فرزندان شيخ نقل می‌كند كه: با پدرم به جشن عروسی يكی از بستگان رفتيم، ميزبان كه متوجه آمدن شيخ شد، از جوان‌ها خواست گرامافون را خاموش كنند، ما داخل مجلس شديم، جوان‌ها آمدند ببينند چه كسی آمده كه آن‌ها نبايد از گرامافون استفاده كنند. وقتی شيخ را نشان دادند، گفتند: ای بابا به خاطر او گرامافون را خاموش كنيم؟! و دوباره رفتند و آن را روشن كردند.
من نصف بستنی را خورده بودم كه پدرم به دست من زد كه:

« بلند شو برويم. »

من كه توجه نداشتم موضوع چيست، گفتم آقاجان من هنوز بستنيم را نخورده ام.
پدرم گفت:
« خيلی خوب، بلندشو. »
شنيدم همين كه ما از در خارج شديم گرامافون سوخت، يكی ديگر آوردند، آن هم سوخت، اين واقعه موجب شد كه ميزبان به صف ارادتمندان شيخ بپيوندد.
توسل جوان عاشق
يكی از دوستان شيخ می‌گويد: در سفری به مشهد همراه با جناب شيخ بوديم، در صحن مطهر امام رضا (ع) در كنار پنجره فولاد جوانی را ديديم كه فرياد می‌زد و با گريه و زاری امام را به مادرش سوگند می‌داد.
جناب شيخ به من گفت:

« برو به او بگو درست شد برو. »

من جلو رفتم و گفتم، جوان تشكر كرد و رفت. به جناب شيخ عرض كردم: جريان چه بود؟
فرمود:
« اين جوان عاشق دختری است می خواهد با او ازدواج كند، به او نمی‌دهند، آمده متوسل شده به حضرت رضا (ع)، حضرت فرمودند: درست شده، برود. »
عصبانی نشو!
يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: روزی در بازار با يكی از متدينين بحث دينی و علمی داشتم، هر چه اقامه دليل كردم زير بار نرفت، قدری عصبانی شدم، ساعتی بعد خدمت شيخ رسيدم، تا مرا ديد نگاهی به من كرد و فرمود:
« با كسی تندی كردی؟ »
جريان را گفتم فرمود:
« در اين گونه موارد عصبانی نشو، شيوه ائمة اطهار را پيشه كن، اگر ديدی نمی‌پذيرد سخن را قطع كن. »
به ريشش چه كار داری؟
از قول يكی از شاگردان شيخ نقل شده كه: شبی وارد جلسه شدم، قدری دير شده بود و شيخ مشغول مناجات بود. چشمم كه به افراد جلسه افتاد، يكی را ديدم كه ريشش را تراشيده است، در دلم ناراحت شدم و پيش خود اعتراض كردم كه: چرا اين شخص ريشش را تراشيده است.
جناب شيخ كه رو به قبله و پشت به من بود، ناگهان دعا را متوقف كرد و گفت:

« به ريشش چه كار داری؟ ببين اعمالش چگونه است، شايد يك حسنی داشته باشد كه تو نداری. »

اين را گفت و مجدداً مشغول دعا شد.
پاسخ وسوسه شيطان
فرزند شيخ نقل می‌كند كه : روزی همراه پدرم میرفتيم، ديدم دو خانم آرایش كرده و بی حجاب، يكی اين طرف پدرم می‌رود و ديگری در طرف ديگر، در دست هر يك فرفره‌ای بود، آنها به پدرم میگفتند: آشيخ فرفره ما را نگاه كن، كدام يك قشنگ می‌چرخد؟
من كوچك بودم و نمی‌توانستم چيزی بگويم، پدرم اعتنايی نمیكرد، سرش پايين بود و لبخند می‌زد. چند قدم همراه ما آمدند ولی يك باره از نظر ناپديد شدند! از پدرم پرسيدم كه اين‌ها كه بودند؟
پدرم فرمود:
« هر دو شيطان بودند. »
روش تربیتی شیخ

انسان سازی
جناب شيخ از تأثير نفس و قدرت سازندگی بالايی در تربيت جانهای مستعد برخوردار بود. يكی از شاگردان شيخ می‌گويد: روزی من و شيخ همراه مرحوم آيت الله محمدعلی شاه‌آبادی در ميدان « تجريش » می‌رفتيم، شيخ به آيت الله شاه‌آبادی خيلی علاقه داشت، شخصی به ما رسيد و از مرحوم شاه‌آبادی پرسيد: شما درست می‌گوييد، يا اين آقا؟ ( اشاره به شيخ )
آيت الله شاه ‌آبادی فرمود: چه چيز را درست می‌گويد؟ چه می‌خواهی؟
آن شخص گفت: كدام يك از شما درست می‌گوييد؟
آيت الله شاه‌آبادی فرمود:
« من درس می‌گويم و ياد می‌گيرند، ايشان انسان می‌سازد و تحويل می‌دهد! »
هر چند اين سخن حاكی از نهايت تواضع و فروتنی اين عالم ربانی و عارف كامل است، ليكن بيانگر تأثير كلام و قدرت تربيت و سازندگی جناب شيخ نيز هست.
تأثیر کلام شیخ در تربیت نفوس
دكتر حميد فرزام، تأثير كلام و جاذبه جناب شيخ را چنين توصيف مي‌كند: استاد جلال‌الدين همايی، از استادان معروف دانشگاه تهران كه در علوم و معارف، خاصه ادبيات فارسی و عرفان و تصوف اسلامی از مشاهير زمان ما بود و سمت استادی بنده را داشتند، در شصت سالگی به حضور جناب شيخ رسيده بودند. زمانی كه من در هفده سالگی به حضور استاد همايی رسيدم، استاد، در همان زمان كتاب « التفهيم لا وائل صناعة التنجيم » نوشته ابوريحان بيرونی و «مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه » نوشته عزالدين محمود كاشانی را تصحيح كرده بودند و كتابهايی مانند « غزالی نامه » در احوال و آثار امام محمد غزالی به شيوه ای بسيار عالمانه تأليف نموده بودند، مقدمه مفصل ايشان بر كتاب « مصباح الهدايه » خود يك دوره كامل عرفان نظری و عملی است.
باری: اين مرد عارف در سن شصت سالگی استاد من بودند. طبق معمول، يك روز كه به خدمت جناب شيخ رسيدم فرمودند:

« استادت آقا جلا‌الدين همايی پيش من آمدند. من چند جمله به ايشان گفتم، سخت منقلب شدند و با حسرت و ندامت محكم دستی بر پيشانی خود زدند و حديث نفس كردند و گفتند: عجب!! شصت سال راه را عوضی رفتم!! »

آری جاذبه جناب شيخ و تأثير كلام ايشان به حدی بود كه استاد همايی را با آن مقامات عاليه علمی و عرفانی، از خود بی خود می‌كرد، خدايشان بيامرزاد.
آخرين كلاس عرفان
در بعضی از جلسات دعا و نيايش كه گرم صحبت می‌شدند می‌فرمودند:

« رفقا! اين حرف‌هايی كه من به شما می‌زنم از آخرين كلاس عرفان است. »

و راستی همين طور بود.
يكی ديگر از شاگردان شيخ می‌گويد: درسهای شيخ مس را به طلا تبديل می‌كرد.
بنابراين، اولين نكته در تبيين سازندگی شيخ، كشف راز اثرگذاری او بر مخاطب و بيان شيوه تعليم و تربيت و روش سازندگی اين مرد الهی است.
تربیت با رفتار
از نظر روايات اسلامی اصلی‌ترين شرط مؤثر افتادن تعليم و تربيت مربيان اخلاق، التزام عملی مربی به رهنمودهای خويش است. امير مؤمنان، علی (عليه السلام) در اين باره می‌فرمايد:

« من نصب نفسه للناس اماماً فعليه أن يبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره، وليكن تأديبه بسيرته، قبل تأديبه بلسانه؛
هر كه خود را پيشوای مردم كند، بايد پيش از آموزش ديگران، به آموزش خويش بپردازد و پيش از آن كه (ديگران را) به گفتار، ادب كند بايد به رفتار خود تربيت نمايد. »

رمز اصلی تأثير نفس شيخ و قدرت سازندگی او، در به كار بستن اين توصيه اميرالمؤمنين (ع)، و دعوت به خدا از راه كردار، قبل از گفتار است.
شيخ اگر ديگران را به توحيد دعوت می‌كرد، خود ﴿ أرباب متفرقون: خدایان متفرق. سوره یوسف آیه 39 ﴾ و در رأس آن‌ها، بت نفس خود را شكسته بود. اگر ديگران را به اخلاص در تمام كارها فرا می‌خواند، همه حركات و سكناتش برای خدا بود. اگر لحظه‌ای غافل می‌شد، لطف حق به او مدد می‌رساند، به گونه‌ای كه می‌گفت:

« هر سوزنی كه برای غير خدا به پارچه فرو كنم به دستم فرو می‌رود! »

و اگر ديگران را به محبت خدا دعوت می‌كرد، خود همچون پروانه، در آتش عشق خدا می‌سوخت.

 

زندگینامه شیخ رجب علی خیاط
مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی

ارزیابی خواص مکانیکی چوبهای دوگلاس فر و سدار ژاپنی

ارزیابی خواص مکانیکی چوبهای دوگلاس فر و سدار ژاپنی

ترجمه مقاله ای تحت عنوان :
چوب چیست , انواع چوب , کاربرد چوب , تحقیق در مورد چوب , خواص انواع چوب , چوب در معماری

Evaluation of the mechanical properties of Douglas-fir and Japanese cedar lumber and its structural glulam by nondestructive techniques

نویسندگان: Te-Hsin Yang a, Song-Yung Wang a, Cheng-Jung Lin b, Ming-Jer Tsai.a

گرداورنده:    مصطفی برزگر

ارزیابی خواص مکانیکی چوبهای دوگلاس فر و سدار ژاپنی

توسط تکنیکهای غیر مخرب

 

·        چکیده:

هدف این تحقیق بررسی تاثیر چیدمان لایه ها بر روی خواص خمشی گلولم های ساخته شده از چوب دوگلاس  فر و سدار ژاپنی با استفاده از روشهای درجه بندی بصری، مطابق با CN13631 و تکنیکهای ارزیابی غیر مخرب (شامل تکنیک امواج فراصوت، آزمون ارتعاش عرضی و آزمون خمش استاتیکی) از لایه های دارای MOE استاتیکی و دینامیکی بالا برای لایه های خارجی به منظور تولید گلولم ساختمانی همگن و غیر همگن با خواص مقاومتی بالا انتخاب شد. میزان همبستگی، با استفاده از انواع مختلف روشهای آزمایش غیر مخرب و سپس تجزیه و تحلیل آنها به دست آمد. این نتایج حاکی از آن بودند که مقادیر DMOEv، DMOEt و MOE در دو گونه دوگلاس فر و سدار ژاپنی به ترتیب از درجه کاربردی به درجه استاندارد و سپس به درجه ساختمانی کاهش می یابد. همچنین مشخص شد که آزمون ارتعاش عرضی روش غیر تخریبی مناسبی برای ارزیابی الوار به شمار می رود. از چیدمان مختلف لایه های یک گلولم می توان برای ساخت گلولم با درجات خمشی مختلف گوناگون بهره گرفت. مقادیر پیش بینی شده Eb گلولم از مقدار واقعی بیشتر بود. ضمنا Eb به طور خطی با افزایش MOE لایه بیرونی گلولم افزایش یافت.

 

واژگان کلیدی:   گلولم. انتقال ارتعاش . آزمون خمش استاتیک . روش اولتراسونیک . درجه بندی بصری

 

 

 

·        مقدمه:

Glulam یا لایه های چوبی آغشته شده به چسب یک محصول چوبی مهندسی شده است که می تواند به نحو احسن نقش و نگار زیبای چوب را به نمایش بگذارد…..

) کلیاتی در مورد گلولم ذکر شده بود که به دلیل تکراری بودن حذف شد.] مترجم ( [

به دلیل اینکه بین خواص مکانیکی و مدول الاستیسیته چوب رابطه ای مستقیم و خطی وجود دارد، لذا با اندازه گیری MOE که شامل آزمایش استاتیکی و همچنین دینامیکی است می توان به خواص مقاومتی چوب پی برد. در آزمون استاتیکی از بار مرده تا میزان مقاومت الاستیک چوب بر وری آن باقی می ماند و MOE از طریق رابطه بین خیز و ظرفیت تحمل بار محاسبه می گردد. آزمون دینامیکی شامل آزمایش ارتعاش و روشهای زمان عبور موجهای فراصوتی و زمان عبور موجهای تنشی می باشد. بازرسی چشمی یک روش غیر مخرب ساده و راحت می باشد. Galliyan و همکاران اشاره کردند که در هنگام استفاده از بازرسی چشمی و نیز روش ارزیابی ماشین تنش، می توان ارزیابی پایه ای از مقاومت محصولات چوبی به عمل آورد، هر چند بسته به نوع روش ارزیابی استفاده شده نتایج مختلفی حاصل خواهد شد. چوبهای دوگلاس فر و سدار ژاپنی که در این مطالعه استفاده شده اند، با استفاده از روشهای بازرسی چشمی، امواج فراصوت، آزمون ارتعاش عرضی و آزمون تنش خمشی استاتیک آزمایش شده اند. میزان ارتباط بین نتایج به دست آمده، از این روشهای آزمونی غیر مخرب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. ضمن اینکه با استفاده از آزمون امواج فراصوت و روش خمش استاتیک گلولم های تولید شده از هر دو چوب نیز مورد بررسی قرار گرفت.

 

·       مواد و روشها:

·       درجه بندی چوبهای بریده شده:

به طور کلی 160 قطعه از چوبهای بریده شده دوگلاس فر  با وزن مخصوص هوا خشک 530 کیلو گرم بر متر مکعب و 138 قطعه چوب بریده شده سدار ژاپنی، با وزن مخصوص هوا خشک 520 کیلو گرم بر متر مکعب به ابعاد 8/3 *9/8*260سانتیمتر در این مطالعه استفاده شد. بعد از اینکه چوبهای دو گونه خشک شده و به رطوبت بین 12 تا 13% رسید، چوبها با استفاده از روشهای زیر درجه بندی شدند. با توجه به قیود و شرایط CNS 84631 مربوط به چوبهای ساختمانی مورد استفاده برای ساخت سکو، لایه ها به صورت زیر طبقه بندی شدند.

A: چوبهای با درجه ساختمانی B: چوبهای با درجه استاندارد C: چوبهای با درجه عالی

 

از آزمون میزان شدت عبور امواج فراصوت با به خدمت گرفتن دستگاه SAVA test به منظور تعیین میزان شدت عبور امواج فراصوت (v) و مدول دینامیک بخش الاستیسیته چوب استفاده شد. آزمون فراصوتی نیازمند جابه جایی 2 مبدل فیزوالکتریک در تماس با انتهای سمت مخالف می باشد و V و DMOEv   با استفاده از رابطه زیر محاسبه شد:

v شدت امواج فرا صوت در جهت موازی با الیاف چوب

L فاصله بین دو مبدل

T  زمان انتشار ضربان (پالس) از مبدل فرستنده به مبدل گیرنده است.

 

DMOEv مدول الاستیسیته بخش الاستیک در جهت موازی با الیاف و چوب است که ρ دانسیته (وزن مخصوص) یا همان جرم حجمی چوب است .آزمون ارتعاش عرضی با استفاده از دستگاه ارتعاش عرضیMetri guard  مدل 340 انجام شد مدول الاستیسیته دینامیکی DMOEt  با اندازه گیری ارتعاش عرضی ، جایی که فرکانسهای اولیه کاهش یافته هرنمونه مشخص شده تعیین شد. DMOEt چوب با استفاده از معادله زیر تعیین گردید:

 

DMOEt: مدول الاستیسیته بدست آمده توسط ارتعاش عرضی

Fr  : فرکانس طبیعی (Hz)،  W وزن چوب

L : فاصله بین دو تکیه گاه و I  ممان اینرسی است.

آزمون خمش استاتیک با استفاده از روش بار گذاری سه نقطه ای و با به خدمت گرفتن از ماشین مدل Shimadzo  انجام شد. MOE با استفاده از منحنی خیز – بار در زیر نقطه حد تناسب، با استفاده از رابطه زیر محاسبه گردید:

 

P: بار در حد تناسب

a: فاصله بین انتهای تکیه گاه تا نزدیکترین نقطه بار

L: دهانه بین دو تکیه گاه

δ: خیز وسط دهانه

I: ممان اینرسی

 

·       تولید و آزمایش گلولم :

 

به منظور تولید گلولم با خواص مقاومتی بالا، لایه های مقاوم در دو سطح خارجی قرار داده شد. در این مطالعه برای ساخت گلولم از 322 گرم بر متر مربع چسب رزول رسینول، RF با فرکانس القای فشار گرما استفاده شد. زمان بالا زمان عبور امواج فرا صوت بین لایه ها و گلولم مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش خمش استاتیک سه نقطه ای در محلی که فاصله بین دو نقطه سمت راست و چپ تکیه گاه برابر بود انجام شد. در موقعیتهای شبیه به این، میانگین سرعت بارگذاری نباید از7/14 MPa  بر دقیقه بیشتر شود. همچنین مدول الاستیسته خمشی Eb و مدول گسیختگی با استفاده از روابط زیر محاسبه شد:

 

P’: بار در نقطه حد تناسب

a: فاصله بین انتهای تکیه گاه تا نزدیکترین نقطه بار

L: دهانه بین دو تکیه گاه

δ: خیز وسط دهانه

I: ممان اینرسی

 

·       بحث و نتیجه گیری:

تجزیه و تحلیل همبستگی بین درجه بندی چشمی و MOE.

با توجه به قیود وشرایط CNS13631  برای چوبهای ساختمانی مورد استفاده برای ساخت سکو، چوبهای بریده شده دوگلاس فر ابتدا مطابق با جدول 1 طبقه بندی شد .

نتایج طبقه بندی این چوبها به این صورت است که :

A: 16 قطعه چوب با درجه ساختمانی  :B23 قطعه چوب با با درجه استاندارد   C: 22 قطعه چوب با درجه عالی و 99 قطعه چوب با کیفیت کم.

تجزیه وتحلیل ارقام MOE مطابق با استاندارد CNS13631و با استفاده از تجزیه واریانس حاکی از وجود اختلاف معنی دار درMOE چهار درجه چوبهای ساختمانی دارد نتایج تجزیه واریانس دارای اختلاف چشمگیری بود (جدول 1)

 

نتایج روشن ساخت که مقادیر DMOEV و DMOET  و MOE در هر دو گونه دارای سیری نزولی به ترتیب زیر بودند :     درجه ساختمانی > درجه استاندارد > درجه عالی > بی کیفیت

مقادیر MOEچوب بریده شده سدار ژاپنی طبقه بندی شده براساس TAS به صورت ذیل بود:

چوب با کیفیت خیلی بالا > چوب درجه یک > چوب درجه دو > چوب درجه سه

با درجه بندی چشمی گونه Taiwania Crrptomeridiy مشخص شد که هرچه درجه چوب بهتر باشد، مقدار MOE نیز بیشتر است.

 

·       مقادیر MOE چوبهای بریده شده دوگلاس فر و سدار ژاپنی:

 

مقادیر MOE چوبهای فوق تحت بار خمش استاتیک MPa 7262.1- 20820 با میانگین MPa 11880 بود؛ تجزیه وتحلیلها نشان داد که DMOEV به دست آمده با روش سرعت عبور امواج فرا صوت از DMOET به دست آمده از روش آزمون ارتعاش عرضی و MOE بزرگتر بود.

مقدار به دست آمده برای   DMOEV به اندازه 12.6% از DMOET و 14.2% بیشتر از  MOEبود؛ DMOET  و MOE درمقایسه با DMOEV با هم مشابه بودند. DMOET به میزان14% بیشتر از MOE بود. مقادیر MOEچوب بریده شده سدار ژاپنی بین 7979.3-16417 و میانگین 10547.3 بود. تجزیه وتحلیل ها  نشان دادند که DMOEV هم از DMOET و هم از MOE بیشتر بود. DMOET  و  MOEمشابه هم بودندبطوریکه DMOEV 5.4% از DMOET و .4 از  MOE بیشتر بودDMOET  و  MOEمشابه هم بودند، با این اختلاف که   DMOEVبه اندازه 0.89% از MOE بیشتر بود.

مقادیر بالاتر DMOEV  از DMOETو MOE به این دلیل است که چوب یک ماده ویسکوالاستیک و ضربه پذیر است. در هنگام ارتعاش نمونه های چوب، نیروی الاستیک ذخیره شده متناسب با جابه جایی است و نیروی پراکنش با سرعت (شتاب) متناسب است. بنابراین وقتی بار برای مدت کوتاهی اعمال می شود چوب یک رفتار الاستیک کامل از خود نشان می دهد، در حالی که وقتی مدت اعمال بار طولانی تر می شود، چوب رفتاری مشابه با مایعات ویسکوز از خود بروز می دهد؛ این رفتار در آزمون خمش استاتیک به نسبت آزمون فرا صوتی، نمود روشن تری پیدا می کند لذا مقادیر مدول الاستیسیته تعیین شده با روشهای فراصوتی، معمولا بزرگتر از مقدار تعیین شده توسط آزمون خمش استاتیک می باشد.

Wang و همکاران با استفاده از روش خمش استاتیک، ارتعاش عرضی و سرعت عبور موجهای تنشی، آزمایشاتی را بر گونه کاج جک (Jack Pine) و کاج قرمز انجام داده و دریافتند که MOESW تعیین شده با آزمون سرعت انتشار موجهای تنش از MOE تعیین شده توسط آزمون ارتعاش عرضی و MOET بیشتر می باشد. برای کاج جک، MOESW 24.7% بیشتر از MOET و 21.6% ازMOE  بالاتر بود. درحالی که برای کاج قرمز MOESW، 18.8%  از MOET و 21.2 % از ازMOE  بالاتر بود.

به طور کلی MOET و MOE دارای مقادیر نزدیک به هم بودند؛ یا به بیان دیگر MOETدر حدود 7% از MOE  بیشتر بود.

N.Kweray و Burdzik چنین مطرح کردند که مقدار MOET در حدود 5%  بیشتر از مقدار MOE است و این یافته با یافته های ما مطابقت دارد چرا که ما دریافتیم DMOEV هم از MOE و هم ازDMOET بیشتر است، در حالی که مقادیر DMOET و MOE نزدیک به هم می باشند.

 

·       همبستگی بین وزن مخصوص و  MOE:

مقادیر DMOET  و DMOEV و MOE و نیز وزن مخصوص دوگلاس فر و سدار ژاپنی با استفاده از تجزیه تحلیل های رگرسیون خطی مورد ارزیابی قرار گرفت ومشخص شد که با افزایش وزن مخصوص، مقادیر DMOET  و DMOEV و MOE افزایش می یابد اگرچه این نتایج در سطح 1%  معنی دار بود اما مقادیر R² تجزیه و تحلیل رگرسیون زیاد نبود. Lins Wang دریافتند که مقادیر R²آنالیز رگرسیون خطی MOE و MOR و وزن مخصوص سدار ژاپنی بین 0.314 و 0.624 قرار دارد.

N.Kweray و Burdzikهمچنین پی بردند که صرفا با استفاده از وزن مخصوص چوب نمی توان به درستی مقادیر MOR و  MOE را تخمین زد. وزن مخصوص فقط یک فاکتور کاربردی در تخمین MOR و  MOE برای چوب به شمار می رود.

 

·       همبستگیDMOET  و DMOEV و MOE

ما دریافتیم  که معمولا DMOET  و DMOEV بالاتر از MOE بوده و می توان از این موضوع به عنوان منبعی برای پیش بینی خواص چوب استفاده کرد . ما می دانستیم که همبستگی شدیدی بین DMOET  و DMOEV با MOE وجود دارد. نتایج تجزیه و تحلیل DMOET  و DMOEVو MOE با استفاده از آنالیز رگرسیون خطی در جدول 3 طبقه بندی شده است.

 

با توجه به این نتایج، ما می دانیم که DMOET  و DMOEVهر دو دینامیک بوده و در نتیجه به یکدیگر وابسته اند. همچنین یک همبستگی شدید بین اندازه گیری DMOET و DMOEVو MOE  مخصوصا بین DMOET وMOE  که مقادیر DMOET وMOE  آنها به ترتیب 0.83 و0.80 می باشد، وجود دارد؛ و این شیوه، روشی مناسب برای برای تعیین  MOEبود. شکل 1و2

این نتایج مشابه نتایج Wang  و همچنین Lin و Wang بود، N.Kweray وBurdzik گونه Eucalyptus grandis را برای DMOET وMOE  انتخاب کردند، مقدار R²0.813 بود.Mara  و همکاران گونه هملاک شرقی را با مقدار  R²، 0.92 مورد آزمایش قرار دادند. Pellerin Ross  گونه دوگلاس فر با مقدار R² 0.98 مورد آزمایش قرار دادند. green  و همکاران گونه های بلوط قرمز و افرای قرمز را با مقادیر R²به ترتیب 0.92 و0.85 مورد آزمایش قرار دادند.

همانطور که از اطلاعات جدول 2 و3 بر می آید، ارزیابی خواص چوب از طریق DMOET ,DMOEV و MOE کار آسانی به نظر می رسد بنابر این از این نوع ارزیابی غیر مخرب می توان برای تعیین درجه تنش تنش مکانیکی با صرفه اقتصادی برای لایه های گلولم استفاده نمود.

خواص خمش استاتیک گلولم های دوگلاس فر وسدار ژاپنی Chang و  Wangاعلام کردند که مطلوبیت لایه های گلولم مبتنی بر استحکام خمشی آنها است، به این معنی که استحکام خمشی گلولم مجموع سختی تک تک لایه های منفرد آنهاست که به صورت زیر نمایش داده می شود: (2)

اگر ما تاثیر لایه چسب را نادیده بگیریم، آنگاه استحکام خمشی برابر خواهد بود با حاصل رابطه (3) ولی اگر تاثیر وجود چسب در بین لایه ها را درنظر بگیریم، استحکام خمشی گلولم مجموع سختی تک تک لایه های منفرد، به علاوه سختی لایه چسب آنها خواهد بود.(4)

در این مطالعه 160لایه دوگلاس فر به چهار گروه A با استفاده از رابطه گروه بندی شد.

گروه حاوی لایه های نا یکنواخت به تر تیب  GD3H(MOE of e3 16.7 GPa; MOE of e1 and e2: 12.7 GPa) و GD2H(MOE:13.7 GPa) و GD1H(MOE: 12.7 GPa)( MOE:9.8 GPa) بودند.

در این مطالعه 138 لایه از سدار ژاپنی، با استفاده از فرمول به چهار گروه دسته بندی شد. گروه ساخته شده از لایه های نایکنواخت دارای GJI (MOE of e3: 13.7 GPa; MOE of e1 and e2:   9.3 GPa), وگروه مرکب از لایه  های یکنواخت GJ3H (MOE: 11.8 GPa), GJ2H (MOE: 10.8 GPa), GJ1H (MOE: 9.3 GPa بودند.

مقادیر به دست آمده ( Eb (Spبرای گلولم با استفاده از فرمول شماره چهار در جدول 4 نشان داده شده است. ضخامت لایه های چسب (RF) 0.0282 سانتی متر و MOE آن MPa 17044.2 در فرمول جایگذاری شد؛ مقادیر(Eb (Sc با استفاده از آزمون بارگذاری سه نقطه مطابق با جدول 4 تعیین شد. ما دریافتیم که مقادیر ضریب نوسانات گلولم از لایه های آن کمتر می باشد.

از مقایسه (Eb (Sp  با (Eb (Sc دریافتیم که با افزایش Eb (Sp)، Eb (Sc)  هم افزایش می یابد با تجزیه و تحلیل توسط آزمون F مشخص شد که آن در سطح 0.01 معنی د دار است. تمامی مقادیر Eb (Sp)، از مقادیر Eb (Sc) بیشتر بودکه این افزایش بری گونه سدار ژاپنی %1 – 14%  و برای گونه دوگلاس فر %1 – 17 % بود؛ این اتفاق به دلیل ترکیب شدن تنش خمشی با تنش برشی در مدت انجام آزمون خمش است هر چند اثرات کرنش برشی حاصل از تنش برشی در محاسبه Eb (Sp) که با استفاده از فرمول 4 انجام گرفت؛ لحاظ شده بود. رابطه بین Eb (Sp) و Eb (Sc)  همچنین با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی بررسی  و همبستگی آنها مشخص شد. DMOEV1  لایه های گلولم توسط  اندازه گیری سرعت انتشار امواج اولتراسونیک مورد بررسی قرار گرفت، DMOEV1 و   DMOEVهیچ اختلاف معنی داری نداشتند؛احتمالا دلیل آن این است که لایه های گلولم توسط لایه چسب محکم شده و لذا خواص گلولم در حین فراورش با چسب و اعمال فرکانس فشار و حرارت تغییر کرده است.

مقاومت به خمش استاتیک گلولم دوگلاس فر و سدار ژاپنی در جدول 4 ذکر شده است.

رابطه بین MOR  و Eb (Sc)  که توسط معادلات رگرسیون خطی محاسبه شده، در جدول شماره 5 ذکر شده است. با در نظر گرفتن سفتی تک تک لایه ها، تنش خمشی لایه خارجی گلولم را می توان با استفاده از تئوری خمش تیرهای چند سازه محاسبه نمود

 

M: ممان (لنگر)خمشی

E : مدول الاستیسیته

Y: فاصله محور خنثی موثر تا سطح خارجی گلولم

مقادیر EJIJ∑ با استفاده از رابطه شماره 4 محاسبه شده اند

مقادیر σ که در جدول 5 نشان داده شده، با استفاده از رابطه شماره 5 محاسبه گردیده است

از مقایسه σ با MOR مشخص شد که با افزایش σ مقدار MOR نیز افزایش می یابد (شکل 4) و همبستگی آنها را می توان با رگرسیون خطی مثبت مشخص نمود.(جدول 5) با یک ارزیابی که توسط آزمون F- STUDENT انجام گرفت، مشخص شد آن که در سطح 1% معنی دار است. فرمول رگرسیون همبستگی در جدول5 ذکر شده است.

همچنین ما تاثیر MOE لایه های خارجی و داخلی، بر روی گلولم حاصله را ارزیابی کردیم و دریافتیم که همانطور که مقادیر e1 e2 از لایه داخلی به لایه خارجی افزایش می یابد. هر چند وقتی این اختلاف از یک حد مشخصی فراتر برود، Eb(sc) کاهش می یابد؛ این کاهش به این دلیل است که در هنگام بار گذاری، لایه های بیرونی در مقابل نیروهای اعمال شده مقاومت کرده و سالم باقی می مانند.در حالی که لایه های داخلی در برابر نیروهای برشی افقی تاب مقاومت نداشته و دچار تخریب می شوند و در نهایت مقاومت گلولم را کاهش می دهند.

به دلیل اینکه مقدار Eb(sc) در گلولم رابطه مستقیمی با مقدار MOE لایه های خارجی گلولم دارد. مقدار ویژه e3/ Eb(sc) به عنوان شاخصی تاثیر گذار بر روی کیفیت ،برای بررسی تاثیر Eb(sc) گلولم استفاده شد. شکل6  نشان می دهد مقادیر Eb(sc) گلولم مطابق با مقادیر K می باشند و همبسستگی بین آنها را درجدول 6 می توان ملاحظه نمود.

نتیجه گیری:

با توجه به تحقیق آزمونی انجام شده در این مطالعه نتایج زیر را می توان استنتاج نمود:

1.    مدول الاستیسیته دینامیک دوگلاس فر و سدار ژاپنی با افزایش درجه با توجه به توضیحات درجه بندی قید شده در CNS14631 افزایش می یابد.

2.   مقادیر DMOET  چوبهای بریده شده بیشتر از DMOEV و MOE آنها می باشد، بنا بر این آزمون ارتعاش عرضی روش غیر مخرب مناسبی، برای ارزیابی چوبهای بریده شده به شمار می رود.

3.   با استفاده از ترکیب بندیها در چیدمان مختلف لایه ها در یک گلولم می توان گلولم هایی با مقاومت خمشی گوناگون تولید کرد.

4.   با افزایش MOE لایه های خارجی Eb گلولم افزایش یافت . اگر اختلاف در مقادیر  e1 وe3  بین لایه های داخلی وخارجی افزایش یابد (Eb(sc گلولم افزایش می یابد.

5.      به دلیل صلب بودن لایه های گلولم، میانگین میزان (Eb(sp گلولم تقریبا 6% بیشتر از (Eb(scآن است.

 

 

 

References:

[1] Sobue N. Measuring method of the strength related factors. Wood

Indus 1992;47:13–9.

[2] Iijima Y. Wood-base material wood science and utilization technique

III large scale wooden structure. In: Japan Wood Research Society,

published, 1993. p. 23–62.

[3] Galligan WL, Snodgrass DV, Crow GW. Machine stress rating:

Practical concerns for lumber producers. FPL-GTR-7, USDA Forest

Serv., Forest Prod. Lab., Madison, Wis., 1997.

[4] Yamada M, Takada M, Sano A. Fire-resistance performance of

structural LVL (4). In: Abstracts of the 51st annual meeting of the

Japan Wood Research Society, 2001. p. 425.

[5] Wang SY, Lin SH. Effect of plantation spacing with quality of

visually graded limber and mechanical properties of Taiwan-growth

Japanese cedar. Mokuzai Gakkaishi 1996;42(5):435–44.

[6] Hsu KP, Wang SY. Effects of different spacing distance on wood

property of Taiwania Cyptomerioides. In: Abstracts of the 2002

annual meeting of the Chinese forestry association, 2002, p. 335–50.

[7] Halabe UB, Bidigalu GM, Gangarao HVS, Ross RJ. Nondestructive

evaluation of green wood using stress wave and transverse vibration

techniques. Mater Eval 1997;55(9):1013–8.

[8] Wang X, Ross RJ, Mattson JA, Erickson JR, Forsman JW, Geskse

EA, et al. Nondestructive evaluation techniques for assessing modulus

of elasticity and stiffness of small-diameter logs. Forest Prod J

2002;52(2):79–85.

[9] Burdzik WMG, Nkwera PD. Transverse vibration tests for prediction

of stiffness and strength properties of full size Eucalyptus grandis.

Forest Prod J 2002;52(6):63–7.

[10] Pellerin RF. A vibrational approach to nondestructive testing of

structure lumber. Forest Prod J 1965;15(3):93–101.

[11] Marra GG, Pellerin RF, Galligan WL. Non-destructive determination

of wood strength and elasticity by vibration. Wood Wood Prod

1966;24(10):460–6.

[12] Ross RJ, Pellerin RF. Stress wave evaluation of green material:

preliminary results using dimension lumber. Forest Prod J

1991;41(6):57–9.

[13] Green DW, McDonald KA. Investigation of the mechanical properties

of red oak 2 by 4’s. Wood Fiber Sci 1993;25(1):35–45.

[14] Green DW, McDonald KA. Mechanical properties of red maple

structure lumber. Wood Fiber Sci 1993;25(4):365–74.

[15] Erikson RG, Gorman TM, Green DW, Graham D. Mechanical

grading of lumber sawn from small-diameter lodgepole pine,

ponderosa pine, and grand fir trees from northern Idaho. Forest

Prod J 2000;50(7/8):59–65.

[16] Wang SY, Chang T. Studies on the flexural properties of laminated

beams with different wood species (1) Bending modulus of elasticity.

Q J Chin Forest 1978;11(1):43–52.

[17] Okuma M. Studies on the mechanical properties of plywood. Bull

Tokyo Univ Forest 1967;63:1–60.

[18] Wang SY, Cho JL. Studies on the dynamic and acoustic behaviors of

wood (III). Forest Prod Indus 1985;4(3):2–26.

[19] Curry WT, Hearmon RFS. The strength properties of plywood. In:

The strength properties of Timber. London, UK: MTP Construction;

1974. p. 6.177–208.

[20] Gere JM, Timoshenko SP. Mechanics of materials. 4th ed. Boston,

MA: PWS Publishing Co; 1997. p. 391–6.

[21] Dansoh AB, Koizumi A, Hirai T. Bending strength and stiffness of

glued butt-jointed glulam. Forest Prod J 2004;54(9):40–

آینه های جدید برای میز کنسول

W

آینه های جدید برای میز کنسول

آینه های جدید برای میز کنسول

در این مجموعه از تصاویر نمونه هایی از جدیدترین های آینه و کنسول را مشاهده میفرمایید .

گالری تصاویر از آینه های رو میزی برای کنسول های چوبی زیبا

آینه و شمعدان. مدل آینه های زیبا. آینه های دیواری. مدل آینه های شیک. جدیدترین مدل آینه های قدی. مدل آینه های زینتی جدیدترین مدل آینه. جدیدترین مدل آینه چوبی. .

میز کنسول تمام چوب بلوط و گردو ( سفارشی ساز و دست ساز )  رنگ تمام پلی استر

میز کنسول چوب راش

درود بر شما کنسول چوب راش و بدنه هایگلاس مشکی در تصاویر میز کنسول های زیر رنگ مشکی را میتوانیم از ورق هایگلاس مشکی بگیریم و هم می‌توان از رزین پلی استر مشکی استفاده کنیم، اگر با پوشش های پوست و پولیش آشنایی داشته‌باشید میدانید این رنگ با کیفیت بالایی که دارد، می‌تواند...

انواع تايل آینه کاری در هر رنگ، آینه کنسول

درود بر شما آینه و کنسول، آینه کاری هنر ایران زمین آینه شیک و زیبا قطر 100 سانت آینه کاری دکوراتیو روی بوفه ویترین، قاب چوبی آینه کاری، دکوراسیون شیشه و آینه آینه کنسول مدرن آینه کنسول لاکچری آینه سه بعدی آینه کلاسیک لاکچری سینی استیل گرد ساعت دیواری آینه دکوراسیون...

بوفه و ویترین چوب راش 

بوفه و ویترین چوب راش  ایده بوفه و ویترین چوب راش قیمت بوفه ویترین , بوفه و ویترین , قیمت بوفه سلطنتی , بوفه کوتاه , بوفه اسپرت و مدرن , قیمت بوفه سلطنتی طلایی تمام چوب ورق طلا , قیمت مینی بوفه سلطنتی , انواع بوفه های جدید ایده و مدل بوفه شیک

میز کنسول چوبی

میز کنسول چوبی ، مدل کنسول چوبی طرح های بسیار متنوع و متفاوتی ،‌میز کنسول های چوبی با قاب آینه های منبت کاری ،‌میز کنسول و آینه، مناسب آپارتمان های کوچک ، نسول ها از جنس چوب راش و میز از ام دی اف وارداتی

رنگکاری

رنگکاری

رنگ کاری مبل

انواع رنگ در سازه های چوبی ، رنگ کاری دکوراسیون چوبی

انواع رنگ در سازه های چوبی ، رنگ کاری دکوراسیون چوبی

انواع رنگ٬ انواع رنگ چوب٬ رنگ٬ رنگ چوب٬ رنگ دکوراسیون٬ رنگ کاری چوب٬  رنگ کاری ٬

رنگ كاري چوب به دلايل مختلفي انجام مي‌شود ، كه مهمترين آنها عبارتند از: زيبایی و پنهان شدن معايب چوب است  ، قسمت‌های خراب و زشت ، جلوگيری از نفوذ حشرات موذی ، رطوبت ، حفاظت در مقابل اثرات مخرب نورخورشید uv و دی اکسید کربن موجود در هوا و غیره .

رنگ کاری چوب با سیلر کیلر ، رنگ کردن چوب کیلر سیلر ، انواع رنگ چوب ،  سیلر کاری چوب ،  قیمت سیلر کیلر چوب ،  قیمت رنگ سیلر کیلر ؛  قیمت رنگ

براي رنگ آميزي ، رنگ‌هاي مختلفي وجود دارند كه بسته به نوع رنگ آميزي انتخاب مي‌شوند . براي مثال اگر چوبي كه مي‌خواهيم رنگ كنيم خوش نقش باشد و بخواهيم نقوش آن به چشم بيايد بايد از رنگ‌هاي روشن كه زير آن ديده مي‌شود استفاده كرد و اگر بخواهيم چوبي كه نقوش جالبي ندارد و بتونه هم شده است را رنگ كنيم بايد از رنگ‌هايي استفاده كنيم كه سطح كار را طوري بپوشانند كه زير كار ديده نشود .

اگر در طبيعت رنگي وجود نداشت استحكام و قدرت بينايي انسان از بين مي رفت و يكنواختي و كسالت ايجاد شده و از تماشاي طبيعت لذتي نمي برديم .

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

رنسانس در اواسط قرن پانزدهم باعث ايجاد تحولات بسياري در عرصه پرسپكتيو رشته هاي مختلف معماري ، نقاشي ، علم مناظر و مزايا گرديد . در گذشته به همهء‌افراد اجازه داده نمي شد تا وارد حرفه نقاشي شوند و فرد بايد حتماً مراحل و مراتبي را طي مي كرد تا بتواند به اين حرفه وارد شود و ازمحضر اساتيد بهره برد. يكي از آن سلسله مراتب مبحث آناتومي و ديگري مبحث رنگ است . بيشترين كاربرد رنگ در طبيعت قابل رؤيت نمودن اشياء‌مي باشد . وقتي دو شيء يا دو فرم هم رنگ يا داراي نهايت كنتراست يا دوشيء داراي حالت مكمل و يا دو شيء داراي رنگهاي ملايم را كنار هم قرار مي دهيم چيزي كه از لحاظ بصري مي بينيم يكسان نيست. اگر در مكاني از نهايت كنتراست هااستفاده شود در آن مكان اغتشاش بوجود مي آيد . اصولاً كنتراست هاي شديدباعث ايجاد اغتشاش ذهني مي گردند و بايد رابطي در جهت تعديل و هماهنگي آنها وجود داشته باشد .

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

در امور گرافيكي بيشتر از فرم هاي هندسي بهره گرفته و فضاهاي مثبت و منفي را مد نظر قرار مي دهند .

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

در چيدمان ومعماری داخلي منزل ، چون افراد از كار روزمره به خانه باز مي گردند و نياز به آرامش و تسكين خاطر دارند كاربرد رنگهاي گرم و تند و فرمهاي با برشهاي تند و تيز باعث ايجاد آزار واذيت بصري و گرفتن آرامش از افراد مي شوند . به عبارت ديگر در فضاهاي داخل منزل و طراحي دكوراسيون داخلي بايد سعي شود كه از فرمهاي تيز و خشن و رنگهاي خيلي گرم به مقدار زياد استفاده نشود. معمولاً براي چيدمان داخلي رنگ هاي ملايم واز نظر ارزشي زير شصت درصد بكار برده مي شود .

 

همان طوركه در جلسات قبل اشاره كرديم كاربرد رنگهای سرد احساس سرما و در خود فرو رفتن را به افراد القاء مي كنند و كاربرد رنگهاي گرم احساس وجد و هيجان را تشديد مي كنند .

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

گاهي مشاهده مي شودكه وقتي رنگهاي سرد و گرم را دركنار هم قرار مي دهيم اين توازن و بالانس در ديد بصري به خوبي مشاهده نمي شود . به همين دليل براي از بين بردن فاصله و شكاف ميان رنگهاي گرم و سرد احتياج به يك رابطي داريم تا احساس ملايم تري بوجود آيد .

شرح و دستور العمل هایی برای رنگ كاری:

كارهايي كه قبل از رنگ كاري بايد انجام داد :

بتونه كاری :

ابتدا سطوح چوب را با انواع بتونه ، بتونه كاري مي‌كنيم . انتخاب بتونه به نوع رنگي كه استفاده مي‌كنيم بستـگي دارد . با اين كار تمام خـلـل و فرج و ترك‌هاي سطحي را پر مي‌كند و سطحي صاف و هموار را بوجود می آورد .

سنباده زني:

در اين قسمت بتونه هايي كه به چوب زده‌ايم را سنباده مي‌زنيم تا به سطح چوب برسيم . هدف از اين كار اين است كه فقط بر ميان خلل و فرج و ترك‌ها و شيارها بتونه بماند و روي سطح بتونه‌اي باقي نماند ، چون باعث افزايش اندازه قطعه چوبي مي‌شود .

عکس کله نمد و پوست بره رنگ کاری پلی استر

سمباده کاری , عکس فرز ( دستگاه سمباده ) و لرزون رنگ کاری

سمباده کاری , عکس فرز ( دستگاه سمباده ) و لرزون رنگ کاری

رنگ زدن:

در اين قسمت ، عمل اصلي كه همان رنگ زدن است با انواع وسايل ( قلمو ، پارچه پرزدار و … ) انجام مي‌شود . اين قسمت مهمترين قسمت است كه بايد به دقت انجام شود. مثلاً نبايد به يك قسمت آنقدر رنگ بزنيم كه شرّه كند و در قسمتي كمتر رنگ بزنيم كه زير رنگ ديده شود . معمولاً رنگ را در دو نوع نوبت ( دو دست ) به قطعه چوب مي‌زنند . دست اول براي رنگ‌آميزي كلي كار و دست دوم نيز كه به كل زده مي‌شود كاستي‌هاي رنگ را در قسمت‌هاي مختلف برطرف مي‌كند .

طبقه بندي رنگ‌ها

رنگهای خنثی :

اين رابطه ها همان رنگهاي خنثی هستند .  رنگهای خنثی درست مثل يك پل، از زمستان به بهار يا از رنگهای گرم به رنگهای سرد عمل مي كنند . رنگهاي خنثي مثل رنگ خاكستری به محض اينكه در كنار رنگهای ديگر قرار مي گيرند باعث ايجاد وجد و هيجان مي شوند . مثلاً وقتي رنگ خاكستری در كنار رنگ قرمز می آيد باعث ايجاد هيجان مي شود. اما اين هيجان ايجاد شده به اندازه  رنگ قرمز نيست بلكه تعديل شده آن است .

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

به طور خلاصه رنگهاي خنثي تعديل كننده رنگهاي گرم بوده و از شدت آنها مي‌كاهند. همچنين اين رنگها تعديل كننده رنگهاي سرد نيز بوده و ا زشدت سرما و بي حس و حالي آنها مي كاهند . به عبارت ديگر رنگهاي خنثي پلي هستند بين رنگهاي سرد و گرم و هر زماني كه در كنار رنگهاي ديگر قرار بگيرند باعث تعديل آنها مي شوند . رنگ هاي خاكستري خيلي سريع با تضاد هاي شديد و خشن خو گرفته و نيروي آنها را جذب مي كنند. به طوري كه اين تضادها ديگر آن پختگي سابق راندارند و متعادل تر مي شوند.

رنگهاي دوران كلاسيك با رنگهاي امروزي كاملاً متفاوت هستند چون زمان ومكان ، علم و تكنولوژي، ابداعات و اختراعات بشر و شناخت او نسبت به زبان و مسايل علمي، هنري تغيير پيدا كرده است. دركارهاي گرافيكي عامل جذابيت رنگ و خالص بودن آن اهميت فراواني دارد . بنابراين در كارهاي گرافيكي كاربرد رنگهاي اصلي و خالص حسن كار محسوب مي شود. اما در چيدمان داخلي منزل كاربرد رنگهاي پخته و خنثي مناسب تر است . مثلاً‌در رنگ آميزي مبلمان معمولاً رنگ سبز اصلي بكار نمي رود بلكه اين سبز مايل به حنايي و به صورت تركيب با رنگ قرمز است .

 

به نظر دلاكروا رنگ های خنثی (خاكستری) تخريب كنندهء‌ رنگهای ديگر محسوب مي شوند .

 

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

رنگ کاری چوب , مبلمان , بوفه ویترین , انواع رنگ و ورق طلا ، کهنه کاری و پتینه

مناسب ترين تمرين براي شروع كار در زمينه كاربرد رنگها ، پر نمودن فاصله دو رنگ با دوازده درجه مختلف رنگي است . در دايره رنگ هر چه به طرف داخل پيش مي رويم مي بينيم كه رنگها ديگر آن شفافيت و خلوص اوليه را ندارند و كم كم پخته تر و متعادل تر مي شود .در آثارنقاشان سبك امپرسيونيسم ، كاربرد رنگهاي خنثي و تركيب آنها با رنگهاي اصلي را مي توان به وفور مشاهده نمود. استفاده از ضربه هاي قلم مو بر روي بوم ،وسيله اي است كه با آن نقاشان امپرسيونيست به صورت مداوم نور را بر روي اجسام خلق مي كند .

تركيبات رنگهای خنثی و اصلی در آثار نقاشان :

 

در بسياري از آثار نقاشان بزرگ همچون ماتيس ، سورا ، مونه و … مي توان تركيبات بديع رنگهاي اصلي و خنثي را مشاهده نمود .

هر گاه رنگهاي خالص با رنگهاي سفيد و سياه تركيب شوند از روشني و شفافيت آنها كاسته مي شوند. نقاشان كنتستراكتيويسم ازتركيب رنگهاي سياه و سفيد كه باعث توليد رنگ خاكستري مي شوند به صورت آبستراكت (گردش رنگ در فضا) استفاده نموده اند .

اگر به حجمهاي بسيار تزييني و كاربردي منزل نگاه كنيم متوجه مي شويم كه از جمله اين حجمها درب و پنجره است . امروزه براي ارزانتر كردن هزينه ها درب و پنجره ها را از فيبر و نئوپان و تخته هاي سه لايي مي باشد و روي آنها را با چوب مي‌پوشانند .

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

ترکیب رنگ ابی زرد در دکوراسیون چوبی

رنگهاي شفاف :

از انواع رنگهاي شفاف ، كيلر روغني مي باشد كه حلال آن تينر روغني است و در معرض هوا خشك مي شود و با پيستوله و با قلم مو رنگ آميزي مي شود .

سيلر و كيلر از انواع سخت و با دوام رنگهاي شفاف هستند و مخصوص پر كردن منافذ چوب مي باشند به وسيله قلم مو و اسپري پرداخت مي شود با تينر رقيق مي شود و با هوا خشك مي‌شود.

پلي استر و نيم پلي استر نيز از انواع رنگهاي روغني مي باشند كه در مقابل ضربه ، حرارت و مواد شيميايي بسيار سخت و مقاوم و نيز گران قيمت مي باشند . و در معرض هوا خشك مي شوند .رنگها براي سلامتي انسان زيان آور هستند و در كاربرد آنها بايد مسائل بهداشتي را رعايت نمود .

هر عنصري در طبيعت داراي يك بافت فشرده است ، كه پس از تابيدن نور خورشيد بر آن اين شيء و بافت مولكولي آن تمام نورها را جذب مي كنندو يكي را منعكس مي كنند ، كه اين همان رنگ شيء است . لذا هر چه سطح آن روشن تر باشد انعكاس آن تا زمان جذب بيشتر است . نور بعد از گذشت از منشور به هفت رنگ قرمز ، نارنجي ، زرد ، سبز ، آبي ، ارغواني و بنفش تجزيه مي شود . زمان ديده شدن يك جسم بوسيله چشم برابر با سرعت نور (30000 كليومتردر ثانيه ) مي باشد . براي شناخت رنگها بايد آنها را از زواياي مختلف فيزيكي و رواني و جامعه شناسي و غيره مورد بررسي قرار داد . مثلاً حالت رنگ قرمز داراي انحنا است و لذابه صورت منحني حركت مي كند .تاباندن نور از زواياي مختلف به شيء اي كه داراي بافت ، حجم و رنگ است باعث ايجاد بعد در آن مي شود . اما تابش مستقيم نور باعث مسطح ديده شدن سطح اشياء مي گردد . رنگ به عنوان وسيله اي براي زيبا جلوه دادن حجم نيز بكار مي رود.

رنگهاي اصلي از جنب و جوش، قدرت ديداري و جذابيت برخوردارند .لازم به ذكر است كه تركيب رنگهاي مختلف با هم باعث از بين رفتن شفافيت آنها مي گردد .

رنگهاي اصلي :

رنگهاي اصلي شامل سه رنگ قرمز ، آبي و زرد مي باشندكه داراي قدرت و هيجان بيشتري نسبت به ساير رنگها هستند .كودكان به رنگهاي اصلي بسيار علاقمندند . بنابراين رنگ اتاق كودك بايد شاد و با نشاط باشد و با رنگ ساير نقاط خانه متفاوت باشد.

رنگ در گذشته ، نقشي در زيبايي نداشت و تنها بر اساس نظر عرفا و فلاسفه براي مباحث مذهبي بكار مي رفت . دانشمندان ، فلاسفه و انديشمندان هر يك نظرات متفاوتي در تعريف رنگ دارند . مثلاً ديدگاه نيوتن در مورد رنگ بر اساس انرژي خورشيدي است. سنت اگوستين رنگ را بعنوان يك انعكاس افلاطوني (گرايش به سوي خدا) تعريف مي كند .

تنوع ديداري رنگ :

انسان به تنوع ديداري رنگها نيازمند است . در طبيعت هيچ شيءاي را نمي توان يافت كه رنگ نداشته باشد در غير اين صورت در اشياء يكنواختي بوجود مي آيد .

ويژگي هاي رنگ :

مبحث رنگ داراي ويژگي هاي اساسي است . نخستين ويژگي پاسخ به اين سئوال است كه رنگ چيست ؟

با تركيب رنگهاي اصلي زرد ، قرمز ، آبي رنگهاي بيشماري بوجود مي آيد . هنرمندان در گذشته با استفاده از نور طبيعي و سه رنگ اصلي ، تركيبات زيبايي از رنگها را ايجاد مي‌كردند . رنگهاي استعمال شده در نقاشي يا هنر كلاسيك ،رنگهاي تزييني نبوده است بلكه رنگهاي پخته تركيبي بوده كه ازتركيب رنگهاي اصلي بوجود آمده است .

ارزش رنگ :

دومين ويژگي مبحث رنگ ، ارزش رنگهاست كه به تيرگي و روشني آنها مربوط است. ارزش رنگهاي تيره نسبت به رنگهاي روشن بيشتر است .

اشباع و خلوص رنگ:

در صورت استفاده از رنگ بصورت طبيعي مسئله خلوص رنگ مطرح مي شود، زيرا باتركيب رنگ از درجه خلوص آن كاسته مي شود .هر رنگ به عنوان سنبل و نماد خاصي مورد استفاده قرار مي گيرد . مثلاً در مخازن شركت نفت از رنگ سفيد استفاده مي كنند . لذا در صورت تابش نور خورشيد به آن ، نور منعكس مي شود و از تبخير يك سوم بنزين جلوگيري مي‌شود.گاهي رنگ بر وزن نيز تأثيرمي گذارد . رنگها در ايجاد آرامش و هيجان نيزمؤثرند. مانند رنگهاي آبي و قرمز . رنگها در درمان بيماريهاي روحي و رواني نيز تأثيربه سزايي دارند.به طور كلي برخي افراد معتقدند كه منشاء‌زيبايي ارتباط ارگانيك بين اشكال و رابطه احجام با فضا و مباني تجسمي مي باشد و برخي ديگر لذت بردن از يك اثر هنري را زيبايي مي دانند. شناخت ما از طبيعت بر اساس فرم و رنگ بدست مي آيد . در طبيعت ابتدا رنگ را مي بينيم و بعد فرم را .ولي در وجود انسان و اشياء‌ابتدا فرم را مي بينيم و بعد رنگ را .

رنگ چوب , وارنیش , سیلر کیلر و پلی استر

چوب کاج خوش موج ، رنگ کاری چوب

1.     تأثيرات رنگ :

2.  هر گونه تحركات رنگي باعث مي شوند در وجود ما انعكاس و تحركات بصري خاصي به وجود آيد كه اين واكنشهاي احساسي و رواني واكنشهاي فيزيكي را هم در بر دارد .

 

علاقه افراد به فضاهاي روشن و نوراني نسبي است و در افراد مختلف متفاوت است . اثرات رنگ هم بر افراد مختلف نسبي است و محيط زندگي نيز در اين امرتأثير گذار است . امروزه حتي در علوم پزشكي نيز سعي مي شود براي ايجاد آرامش در بيماران از تركيب رنگها استفاده كرد ه و فضاهاي آرام بخشي را ايجاد كنند.اصولاً نور پس از گذشت از منشور رنگ به شكل يك طيف هفت رنگ مشاهده مي شود .جايگيري رنگهاي اصلي در مثلث رنگها به اين ترتيب است كه رنگ زرد در قسمت بالاي مثلث و رنگ آبي در گوشه سمت چپ مثلث و رنگ قرمز در گوشه سمت راست مثلث است . دايره رنگهاي سرد و گرم از سه رنگ اصلي زرد ،قرمز و آبي تشكيل شده است . بايد دانست كه تشخيص درجات رنگهاي سرد و گرم بسيار مشكل است . يكي از مباحث اساسي رنگ ،حجم است . به بيان ديگر هر چه ابعاد جسم بيشتر باشد آن جسم نرمتر و زيبا تر خواهد بود .

ارزش رنگ :

رنگها داراي ارزشهاي متفاوتي هستند كه اين ارزش ها از طريق مقايسه بدست مي‌آيند . اصولاً واقعيت رنگها از طريق رنگهاي 4 بدست مي آيد .درمبحث ارزش رنگ بايد جنبه هاي فيزيكي و شيميايي رنگها مورد تجزيه وتحليل قرار بگيرد . بهترين مقياس دراين زمينه،مقايسه دو رنگ سياه و سفيد مي باشد كه داراي بيشترين كنتراست نسبت به هم

اگر به حجمهاي بسيار تزييني و كاربردي منزل نگاه كنيم متوجه مي شويم كه از جمله اين حجمها درب و پنجره است . امروزه براي ارزانتر كردن هزينه ها درب و پنجره ها را از فيبر و نئوپان و تخته هاي سه لايي مي باشد و روي آنها را با چوب مي‌پوشانند . يكي از راههاي حفاظت از درب و پنجره رنگ آميزي آنهاست . رنگ آميزي چوب به منظور مقاوم كردن ن در برابر رطوبت ، حشرات ، جلوگيري از لق شدن و رعايت مسائل بهداشتي صورت مي گيرد.

رنگ آميزي به دو گونه انجام مي شود :

به وسيله مداد جوهري شفاف كه در آنها نقش چوب مشهود است .

رنگهاي پوششي كه فقط رنگ ديده مي شود :

 

رنگهاي شفاف :

از انواع رنگهاي شفاف ، كيلر روغني مي باشد كه حلال آن تينر روغني است و در معرض هوا خشك مي شود و با پيستوله و با قلم مو رنگ آميزي مي شود .

سيلر و كيلر از انواع سخت و با دوام رنگهاي شفاف هستند و مخصوص پر كردن منافذ چوب مي باشند به وسيله قلم مو و اسپري پرداخت مي شود با تينر رقيق مي شود و با هوا خشك مي شود .

پلي استر و نيم پلي استر نيز از انواع رنگهاي روغني مي باشند كه در مقابل ضربه ، حرارت و مواد شيميايي بسيار سخت و مقاوم و نيز گران قيمت مي باشند . و در معرض هوا خشك مي شوند .رنگها براي سلامتي انسان زيان آور هستند و در كاربرد آنها بايد مسائل بهداشتي را رعايت نمود .

لاك الكل كه با تركيب 10% لاك و 90% الكل بدست مي آيد و در مقابل حرارت، اسيدها و الكل مقاوم نيست . استعمال آنها صرفاً براي جلا دادن چوب است. روغن جلا كه صرفاً نوعي براق كننده چوب است و معمولاً براي وسايلي بكار مي روند كه زياد در دسترس نيستند و حلال آن تينر روغني است و مقاومت خيلي كمي دارند .

روغن بزرك نوعي براق كننده است كه براي جلادادن به چوب از آن استفاده مي‌شود.رنگهاي شفاف به غير از تينر روغني ، حلالهاي ديگري دارند كه علاوه بر رقيق كردن خاصيتهاي ديگري هم دارند مثل تري بانتين نوعي حلال رنگ طبيعي است كه درخت كاج گرفته مي شود . از انواع ديگر حلالها مي توان به روغن اليف اشاره كرد . استعمال روغن اليف براي شفاف كردن چوب و زير بتونه كاري است كه باعث مقاوم بودن چوب مي شود .روغن اسكايتو حلال ديگري است كه مخلوط كردن آن با رنگ باعث مي شود كه رنگ زودتر خشك شود .

رنگهاي پوششي :

معمولاً استعمال رنگهاي پوششي براي چوب هايي است كه نقش زيبايي يا اعتبار چنداني ندارند . اين رنگ‌ها رنگهايي هستند كه وقتي روي چوب زده مي شوند خود چوب و نقش يا رنگ آن ديده نمي‌شود. رنگ آميزي چوب به سه روش قلم مو ، پاشيدن رنگ روي چوب و غوطه ور كردن قطعات چوب در رنگ انجام مي گيرد .

از انواع آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد :

 

رنگهاي روغني :‌

يعني رنگهايي كه حلال آنها از روغن ساخته شده است . خود رنگ را هم در ابتدا يك مايع سفيد رنگ است با اضافه كردن رنگدانه ، جوهره رنگ مي گيرد. در مايع سفيد رنگ اسكايتو حلالها و روغنها در پايه رنگ وجود دارد .

اين رنگها در معرض هوا خشك مي شوند و به دوصورت براق و مات يافت مي‌شوند . استفاده از اين رنگها براي چوب مناسب تر است زيرا به آساني قابل نظافت و شستشو مي باشند. ماتكن ، ماده اي است كه با اضافه كردن آن به رنگهاي براق از شفافيت و براقي آنها كاسته مي شود . حلال بيشتر اين رنگها تينر روغني است . همچنين براي رقيق كردن اين رنگها يا شستشوي قلم مو مي توان از تينر و بنزين هم استفاده نمود.

رنگهاي تينري :

رنگهاي تينري سريع خشك مي شوند و استفاده از آنها عوارض در پي دارد . زمان استفاده از اين رنگ ها ، قلم مو و رنگ روي آن زود خشك مي شود . براي اجتناب از اين موضوع مي توان در هنگام استفاده از رنگهاي تينري از پيستوله استفاده كرد . نوع مات و براق رنگهاي روغني به صورت فراوان يافت مي شوند و خيلي هم گرانقيمت هستند . خاصيت ديگر رنگهاي روغني اينست كه مي توان آنها را پوليش داد يا براق تر كرد .

پلی استر

کیلر , پلی استر

درب هاي غير چوبي ‍:

معمولاً براي درب ورودي خانه از درب آهني بدليل مقاومت زياد آنها استفاده مي شود . همچنين غير از پنجره هاي چوبي از پنجره هاي فلزي و پلاستيكي استفاده مي شود . جنس پنجره هاي فلزي عمدتاً از آلومينيوم و آهن است . آلومينيوم را بدليل زنگ بصورت خالص و رنگ نشده بكار مي برند البته براي تزيين و براي جلوگيري از زنگ آنها رنگ آميزي مي كنند . پنجره هاي آهني بسيار مقاوم هستند بايد حتماً رنگ آميزي شوند . معمولاً بصورت ظريف ساخته مي شوند . مدرن ترين و جديد ترين درب و پنجره پلاستيكي است كه استعمال آنها در ساختمان مناسب نيست.

رنگ چوب , دکوراسیون چوبی

رنگ کاری درب

امروز نقاشان، با تركيب رنگهاي متناسب، شاهكارهايي بوجود ميآورد كه براي همه‌ي مردم قابل فهم نيست. در روزهاي پيشين بيشتر شاهكارها بوسيله ي تركيب خطوط به وجود مي‌آمده. البته از رنگ نيز استفاده مي‌شد و صفحات مصگردد. امروز ديگر كسي روي در و يا روي درِ كاخها منبت كاري يا كنده كاري نمي‌كندور نسخ دستي بهتر شاهد ذوق و سليقه هنرمندان در تركيب رنگ‌هاست، ولي رنگ چوب صندل يا فوفل به خودي خود زيباست و كافي است كه با قلم و چكش در روي آن سايه و روشنهايي بوجود بياورند تا لايق دست امرا و سلاطين . امرا و پادشاهان امروزي سطوح ساده و بي‌نقش را بر ريز كارها ترجيح ميدهند.

 

ساختمانهاي دانشگاه‌ها و عمارات دولتي از قبيل بانك‌ها و وزارتخانه‌ها و كاخ دادگستري يا كاخ اقتصاد ، با سطح مرمر سفيد پوشيده شده و به ندرت نقش مختصري در گوشه‌اي از آنها پديدار مي‌گردد. چنين كاخها اگر در زمان شاه عباس ساخته مي‌شد از داخل و خارج با كاشيهاي هفت رنگ و معرق كاريها تزيين مي‌گرديد و داخل اطاقها با نقاشيهاي ديواري هنرمندان معروف پوشيده مي شد.

طريقه ساخت انواع رنگ‌

رنگ سبز

براي درست كردن رنگ سبز ماده هاي زير را به كار مي برند:

گياهي است كه در شوره زار مي رويد. قلياي اين مواد رادر كوره‌اي چنان مي‌سوزانند كه شعله ور نشود و به هم بچسبد و به رنگ سياه در آيد. هر بار قلياي سوخته را مشتريان مي خرند و آن را مي كوبند و نرم مي‌كنند.

سنگ سفيد

سنگ‌هاي سفيد را از بستر رودخانه پيرامون لا لجين فراهم ميكنند و خريداران هر باري آن را مي كوبند و خرد مي كنند. شيشه

ده من قليا و ده من سنگ سفيد را كوبيده را درهم ميكند و برخاكستر نرمي كه در پيرامون آتش كوره است مي ريزند تا آب شود. ماده اي كه از گداخته و در هم شدن قليا و سنگ به دست مي آيد « شيشه » مي نامند.

سرب پخته

سه من را در تابه اي ( « تابه» را به گويش خود « توا(1)» مي نامند) مي‌ريزند و آن تابه را در كوره مي گذارند. سرب كم كم آب مي شود و پس از آن كه تمام آن گداخته شد كمي كمتراز يك من قلع در آن مي اندارند تا پس از آب شدن با سرب آميخته گردد. بر روي اين همبسته گدازان چيزي مانند خاكستر پديدار مي شود كه آن را با سيخي به كنار تابه مي‌كشند و آن رفته رفته خود را مي گيرد و به رنگ زرد زرنيخي در مي‌آيد و اين كار چندان ادامه مي يابد كه تمام همبسته به همان صورت در آيد. ماده اي كه به اين روش در كنار تابه فراهم آمده بسيار داغ است و كمي قلع در آن مي اندازند تا به بينند جرقه اي از آن مي جهد يا نه. اگر جست مي گويند سرب پخته است و آن را آهسته آهسته در ظرفي به نام « چيقاوان» كه دو دسته چوبي مي‌گذارند تا خنك شود.

 

مس سوخته

مقداري مس ( دَم قيچي) را بر خاكستر پيرامون آتش كوره مي ريزند تا بسوزد. از سوختن آن، ماده اي مانند خاكستر به دست مي آيد كه « مس سوخته» ناميده مي شود.

لاجورد

مقداري لاجورد طبيعي را ( كه آن را لاجورد خارجي مي نامند) بر سنگي مي‌ريزند و سپس سنگ ديگري مي سايند و كم كم آب به آن مي افزايند تا به صورت آبگون در آيد.

پستاهي

دو من شيشه ، دو من سرب پخته و يك من سنگ سفيد را درهم مي كنند و آن را در دستگاهي به نام اسياب بيرون مي آيد سفيد چركين است و آن را يك « معيار» يا يك « پستاهي» مي نامند.

ساختن رنگ سبز ـ180

مثقال لاجورد در هم و در آسياب آميخته و نرم ميكنند. ماده آبگوني كه به دست مي آيد رنگ سبزي است كه مي خواهند ولي در اين هنگام سفيد و چركين است و سبزي ان پس از پخته شدن سفال در كوره پديدار مي شود. اين آبگون را از كنان مي گذارنند تا براي رنگ آميزي آماده شود.

 

رنگ زرد

دومن سنگ سفيد و دو من سرب پخته را باهم مي آميزند و در « توا» مي‌ريزند وآن را در كوره مي گذارند تا به صورت خمير در آيد. سپس آن را با سيخي از « توا» بيرون مي آورند و در ظرف پر از آبي مي ريزند. چون اين آب سرد وآن خمير داغ است به زودي خمير در آب به صورت ماده اي خشك و پوك در مي آيد كه آن را مي كوبند در آسياب با آب نرم و آبگون مي كنند و از كتان مي‌گذارنند.

 

رنگ قهوه اي

يك پستاهي و نيم من « ملغ»(2) كويبده در آسياب مي ريزند و با افزودن آب، آبگوني درست مي كنند و سپس آن را از كتان مي گذرانند. اگر « ملغ» بيش از نيم من باشد رنگ سياه، و اگر كمتر باشد رنگ سركه اي از آن به دست مي آيد.

 

رنگ لاجوردي

هشت من سرب پخته و يك من قلع را در كوره آب مي كنند و مي گذارند سرد شود و سپس آن را مي كوبند و دو من از اين كوبيده را با يك من سنگ سفيد و دومن شيشه و 36 مثقال لاجورد مي آميزند و با آب در آسياب نرم مي كنند و آن را از كتان مي‌گذرانند

 

نتيجه گيري:

 

رنگ كاري چوب به دلايل مختلفي انجام مي‌شود ، كه مهمترين آنها عبارتند از: زيبايي ، پنهان شدن معايب ، قسمت‌هاي خراب و زشت ، جلوگيري از نفوذ حشرات موذي ، رطوبت ، حفاظت در مقابل صدمات و … .

براي رنگ آميزي ، رنگ‌هاي مختلفي وجود دارند كه بسته به نوع رنگ آميزي انتخاب مي‌شوند . براي مثال اگر چوبي كه مي‌خواهيم رنگ كنيم خوش نقش باشد و بخواهيم نقوش آن به چشم بيايد بايد از رنگ‌هاي روشن كه زير آن ديده مي‌شود استفاده كرد و اگر بخواهيم چوبي كه نقوش جالبي ندارد و بتونه هم شده است را رنگ كنيم بايد از رنگ‌هايي استفاده كنيم كه سطح كار را طوري بپوشانند كه زير كار ديده نشود .

اگر در طبيعت رنگي وجود نداشت استحكام و قدرت بينايي انسان از بين مي رفت و يكنواختي و كسالت ايجاد شده و از تماشاي طبيعت لذتي نمي برديم .

رنسانس در اواسط قرن پانزدهم باعث ايجاد تحولات بسياري در عرصه پرسپكتيو رشته هاي مختلف معماري ، نقاشي ، علم مناظر و مزايا گرديد . در گذشته به همهء‌افراد اجازه داده نمي شد تا وارد حرفه نقاشي شوند و فرد بايد حتماً مراحل و مراتبي را طي مي كرد تا بتواند به اين حرفه وارد شود و ازمحضر اساتيد بهره برد. يكي از آن سلسله مراتب مبحث آناتومي و ديگري مبحث رنگ است . بيشترين كاربرد رنگ در طبيعت قابل رؤيت نمودن اشياء‌مي باشد . وقتي دو شيء يا دو فرم هم رنگ يا داراي نهايت كنتراست يا دوشيء داراي حالت مكمل و يا دو شيء داراي رنگهاي ملايم را كنار هم قرار مي دهيم چيزي كه از لحاظ بصري مي بينيم يكسان نيست. اگر در مكاني از نهايت كنتراست هااستفاده شود در آن مكان اغتشاش بوجود مي آيد . اصولاً كنتراست هاي شديدباعث ايجاد اغتشاش ذهني مي گردند و بايد رابطي در جهت تعديل و هماهنگي آنها وجود داشته باشد .

در امور گرافيكي بيشتر از فرم هاي هندسي بهره گرفته و فضاهاي مثبت و منفي را مد نظر قرار مي دهند . در چيدمان ومعماري داخلي منزل ، چون افراد از كار روزمره به خانه باز مي گردند و نياز به آرامش و تسكين خاطر دارند كاربرد رنگهاي گرم و تند و فرمهاي با برشهاي تند و تيز باعث ايجاد آزار واذيت بصري و گرفتن آرامش از افراد مي شوند . به عبارت ديگر در فضاهاي داخل منزل و طراحي دكوراسيون داخلي بايد سعي شود كه از فرمهاي تيز و خشن و رنگهاي خيلي گرم به مقدار زياد استفاده نشود. معمولاً براي چيدمان داخلي رنگ هاي ملايم واز نظر ارزشي زير شصت درصد بكار برده مي شود .

همان طوركه در جلسات قبل اشاره كرديم كاربرد رنگهاي سرد احساس سرما و در خود فرو رفتن را به افراد القاء مي كنند و كاربرد رنگهاي گرم احساس وجد و هيجان را تشديد مي كنند .

گاهي مشاهده مي شودكه وقتي رنگهاي سرد و گرم را دركنار هم قرار مي دهيم اين توازن و بالانس در ديد بصري به خوبي مشاهده نمي شود . به همين دليل براي از بين بردن فاصله و شكاف ميان رنگهاي گرم و سرد احتياج به يك رابطي داريم تا احساس ملايم تري بوجود آيد

چوب  گونه های  مختلف دارای رنگهای طبیعی گوناگونی  از سفید ( در برون  چوب اکثر گونه ها)  تا زرد لیمویی ( شمشاد ) کرم تا صورتی ( راش ) خاکستری  تا قهوه ای  مایل به  سیا (  گردو )  و سیاه ( آبنوس )  وسایر رنگهای بینابین آنها می باشد.  حتی در یک قطعه  چوب ممکن است اختلاف  رنگ  وجود داشته  باشد.  مانند اختلاف رنگ  رنگ درون  چوب و برون  چوب ، چوب بهاره و چوب تابستانه ، بافت پره های  چوبی و بافتهای  مجاور آن .  اختلاف رنگ بیشتر  در چوب درون وجود دارد.  حال آن که ، چوب برون در اکثر گونه ها به رنگ سفیدروشن است.

به طور کلی  رنگ چوب یکی از خصوصیات بارز در اگر گونه های چوبی  است ، اما تشریح وبیان آن با کلمات  مشکل  به نظر می رسد.  معمولا رنگ چوب با مشاهده  ظاهر آن تشخیص  داده  می شود.  بدین ترتیب  که چوب مانند سایر اجسام  در برابر روشنایی ،  بخشی از طیفهای  مرئی نور طبیعی  را به خود  جذب  می کند و بقیه را منعکس می سازد واین نور منعکس شده روی  حس بینایی  اثر می گذارد و رنگ چوب مشخص می گردد.

معمولا چوبی که در معرض  هوای آزاد  قرار می گیرد ، اغلب  تیره رنگ  می شود و این  تغییر رنگ  غالبا در برون چوب  پدید می آید.  چنین تغییر رنگی منشا شیمیایی داشته  در نتیجه  اکسیده شدن  ترکیبات معدنی  موجود در چوب به وجود می آید.  تغییر رنگ ، ممکن است بلافاصله  پس از قطع درخت در جنگل و یا بعد از تبدیل  تنه به چوب آلات موردنظر  به وجود  آید. مثلا رنگ توسکا پس از  بریده شدن  بسرعت  از سفیدی  به قرمزی  و بعد به قهوه ای مایل به زرد تعییر می یابد  و یارنگ  درون چوب « اقاقیا »  به سبز روشن  تا قهوه ای  تیره  تغییر می کند

ذخیره شدن  بیش از حد  مواد  رنگی در چوب ، ممکن است  موجب تغییر رنگ  موضعی گردد.  تغییر رنگ  همچنین ممکن  است در اثرحمله  قارچها ،  باکتریها و یا سایر عوامل خارجی  دیگر پدید آید .

صنایع چوب و کاغذ  و فرآورده های آن نقش مهمی در زندگی بشر ایجاد نموده است  و ما در کمتر  جایی مشاهده می کنیم که  از چوب  و فرآورده های چوبی استفاده نشده باشد.

امروزه  علی رغم پیدایش مواد مصنوعی  مختلف چوب همچنان  اهمیت  خود را به عنوان  یک ماده  خام حفظ  کرده است و با وجود تمام گرایش ها  به مواد مصنوعی  گرایش  سازه های چوبی  همچنان  حالت صعدی  دارد مثلا  در فرآیند  تولید درب وپنجره – تولید دکراسیون  داخلی و خارجی  و مخصوصا رنگ  کاری می توان اشاره کرد

سنباده

 

سنباده عبارت است  از دانه های  سخت ساینده و خورنده ای  که با  چسبهای  مخصوص مخلوط شده و برروی  صفحات  کاغذی و پارچه ای مخصوص چسبانده می شود.  و برای ساییدن  و پرداخت در صنعت از آن  استفاده می شود و میتواند به دو صورت  طبیعی  یا مصنوعی باشد.

1) ماسه               2) سنگ لعل                     3) سنگ کواتر و..

و مواد مصنوعی  عبارتند از :

1) کربور سیلسیم   2) اکسید آلومینیوم  3) براده فلزات   4) کاربید  سیلسیم و یا ….

که دانه های فوق  به روش الکتریکی  و یا الکترومغناطیسی  و. به صورت یکنواخت روی صفحات  چسبانده میشود.

رنگکاری و نقاشی روی چوب

رنگکاری و نقاشی روی چوب

تقسیم بندی  صفحات  سنباده

صفحات کاغذی را براساس  وزن به  درجات A ( سبک وزن ) D,C ( متوسط ) E     ( سنگین وزن )  تقسیم بندی می کنند.

صفحات  پارچه ای  را نیز به نسبت  به وزن خود با علامت j ( سبک وزن ) و x         ( سنگین وزن )  نشان می دهند.

 

انواع  سنباده

1-    ( سنباده  پارچه ای )

سنباده هایی هستند که پشبند آنها پارچه ای است و به آن  سنباده آهن  نیز می گویند  این نوع  سنباده در اکثر صنایع استفاده میشود.

2-    ( سنباده کاغذی)

سنباده کاغذی از کم جانترین و بی دوام  ترین نوع سنباده ها هستند که معمولا  به رنگ کرم به صورت  رولی یا توپی ویا ورقی  هستند.

3-    ( سنباده پوست آب )

کاغذ سنباده هایی هستند که چسب ضد آب (  سیلیس ) دارند  برای سنباده کاری هایی که باید همراه با آب مورد استفاده قرار گیرد وبه صورت دو نوع ضد آب و معمولی  است و معمولا از جنس کاربید سیلسیم می باشد.

 

دانه  بندی  سنباده ها

تعداد دانه های ساینده در واحد سطح ، اینچ مربع  شماره سنباده را تعیین  کند ، یعنی در سنباده شماره (120) تعداد 120  دانه ساینده در یک اینچ  مربع وجود دارد البته  اندازه دانه  ها هم  فرق میکند  یعنی سنباده  (80) اندازه دانه هایش با شماره (320)  یکی نیست .

واز پشت  صفحه سنباده می توان فهمید  چه شماره ای است مثل p120 و حروف S.B.K.P نوع چسب مصرفی را نشان می دهد.

 

 

کاردک  ولیسه

لیسه و کاردک  دو وسیله  ساده ضروری  برای  بتونه کاری میباشد  کاردک  قطعه فلزی است که به صورت  مثلث متساوی الساقین می باشد که  در راس این  مثلث  دسته ای  چوبی می باشد و لیسه  به شکل مستطیل و ذوزنقه میباشد.

 

جنس کاردک و لیسه

از فلزات  قابل خمش و دارای  فنریت می باشد تا بتوان راحت عمل  بتونه کاری را انجام داد  از لیسه جهت  ماستیک کاری و از کاردک  برای  برداشتن  بتونه استفاده می شود.

 

تخته پوست

چون کف دست یکنواخت و صاف نمی باشد  و سطح کار به راحتی وبه طور یکنواخت نمی توان سنباده زد  از وسیله ای به نام تخته  پوست می توان برای سنباده  زدن  با دست  استفاده نمود و از قطعه چوبی به شکل مستطیل  می توان استفاده کرد مثلا به ابعاد3 × 5 ×12 سانتیمتر .

 

تخته بتونه

تخته بتونه وسیله ای است  جهت ساختن بتونه برروی ان  که می توان نوع چوبی یا فلزی و پلاستیکی  باشد ولی  نوع چوبی آن  بهتر است  باید از نوعی باشد که با برخورد با آب کنده نشود و  پرز  ندهد و نوع فلزی  بهتر است از نوع گالوانیزه باشد.

 

بتونه

به ماده ای گفته می شود که  برای پرکردن درزها ، ترک ها ، منافذ و  گودی های  چوب  از ان استفاده می شود در رنگ کاری  چوب  پنج نوع  بتونه بیشترین  کاربرد را دارد این ها  عبارتند از :

بتونه  سیرپشمی :

این بتونه از خاک اره نرم + چسب چوب + کمی آب و کمی مل ساخته می شود زمان خشک شدن آن مدت 12 ساعت است.

بتونه  سریشی

این بتونه  از مل +  سیریش +د  آب ساخته  می شود که مل  به اندازه  سطح  کار مورد نظر سیریش  به اندازه 8%  مل و آب  آنقدر  که بتونه  حالت  خمیری پیدا کند.

بتونه روغنی :

این بتونه از مل + روغن الیف + کمی آب + رنگ روغنی + سینکا ساخته می شود که مل به اندازه کار موردنظر  سینکا 4/1  مل ، آب  به اندازه نصف لیوان برای  یک  کیلو مل ،  آب به اندازه  نصف لیوان برای یک کیلو مل ، روغن الیف  آنقدر که بتونه  خمیری شود.

بتونه همرنگی :

این بتونه  از مل + سیریش + آب + پودرهای رنگی ساخته  میشود که  مل  به اندازه  سطح کار مورد نظر و آب آنقدر  که بتونه  خمیری شود  و سیریش حدود 8% مل وپودرهای رنگی بسته  به رنگ  مورد نظر  دارد.

 

 

 

 

 

5)بتونه فوری

به صورت آماده در قوطی های 1 و 4و 20  کیلویی به بازار  عرضه می شود  این بتونه  به رنگ های قرمز و سفید می  باشد و با تینر فوری 10000 رقیق می شود و با کاردک ولیسه  و پیستوله  استفاده می شود.

آستریهای رنگ :

آستریها  مواد جامد تزیینی هستند  که در اندازه های  مختلف و شکلهای  مختلف درحلالهای  مربوطه به حالت  معلق  تهیه میشود و بکار میرود برای  آماده سازی سطح کار  برای  رنگ نهایی  حتما باید آستری  زده شود  استریها به دو صورت  کلی هستند .

1)    آستری  پوششی ( آستری منفذ گیر)

2)    آستری  همرنگی

الف )  اشیاء و چوب هایی که در معرض  باد و باران و یا آب

قرار می گیرند  مانند :  پنجره ها ، اثاثیه آشپزخانه و بیمارستان ها و درب های   خروجی منزل  که مرتبا  با آب تماس  دارند  باید طوری آستری و رنگ شوند  که آب به داخل  آن نفوذ  نکند و در اثر شستشو  خاصیت خود رااز دست  ندهد این نوع آستری  به سه دسته  تقسیم می شود:  1- آستری  اولیه 2-  آستری ثانویه 3- رنگ رویه نهایی

آستری اولیه :

اولین دسته کامل رنگ را برروی سطح  بدون رنگ زده  می شود را  گوسفند  که شامل  آستریهای سرب دار ، بدون سرب ، آستریها  برپایه  امولسیون و آستریها  آلمینیوم  تقسیم بندی می شوند.

آستری ثانویه :

آستری ثانویه  باید طوری باشد که  بتواند هم باید طوری  باشد که بتواند هم آستری   اولیه را خوب بپوشاند و هم زمینه  را برای رنگ نهایی  آماده کند و باعث افزایش  استحکام سیستم رنگ  شود.  به این منظور  استفاده از  مقدار  بیشتر رنگدانه  ( به میزان 50  تا 60 درصد )  موثرتر و سودمند تر خواهد بود.

 

آستری  رویه نهایی :

رنگ رویه نهایی که باید بسیار  براق باشد  برحسب  سلیقه و  نوع کار  با پوشش  یکنواخت زده می شود.

آستری  همرنگی :

آستری که برای تغییر رنگ چوب به رنگ دلخواه  یا بهتر منعکس  کردن  زیبایی طبیعی  چوب  و نقش الیاف  آن و یا تقلید  یک چوب گران قیمت  به کار  برده می شود را گویند این همرنگی باید طوری باشد که برروی چوب و الیافش  تاثیر نگذارد و آن را از بین نبرد تا چوب  بهتر بتواند  اصلی خود را در زیر همرنگی  نیز حفظ  کند.

انواع آستری  همرنگی :

1)    آستریهای  همرنگی  از نظر حلال به کار رفت

در آن معمولا به گروه های  حلال آب ، حلال تینر ، نفت ، الکل ، بنزین  ، استات  آمیل  تر بانتین ، آمیل استات و …دسته بدی می شود.

2)    آستریهای  همرنگی  از نظر مواد اولیه

معمولا به گروه هایی مانند :آستری  قهوهای گردویی ( روشن و تیره ) مومی ، دود دادنی  قیری و دوتایی  دسته بندی می شود.

3)آستری  های همرنگی  از لحاظ  چگونگی  تاثیرگذاری  روی چوب

معمولا به  دو گروه  آستری های نفوذی ( منفی ) و آستریهای شیمیایی ( مثبت ) تقسیم بندی می کنند.

 

 

 

 

آستریهای  نفوذی ( منفی ):

این آستریها در حقیقت  با اختلاف نفوذی که بین چوب  بهاره و چوب  تابستانه وجود دارد. تمایز و اختلاف  رنگ رادر زمینه چوب  به وجود  می آورد.  همرنگی آبی ، الکی ، روغنی و آستر  قیری  را می توان از این  جمله آستریها  نام برد.

آستریهای شیمیایی ( مثبت ):

به علت تغییر مقدار  مواد قلیایی موجود در  چوب بهاره و تابستانه و مقدار تاثیر گذاری آستری روی آنها باعث  تمایز و اختلاف رنگ در  زمینه چوب می شود  چوب تابستانه  تیره تر و پررنگ تر از چوب  بهاره است در آستریهای  شیمیایی می توان از آمونیاک ، نمک های  فلزات و آب آهک  استفاده کرد.

 

انواع مواد  رنگی  در آستری های  همرنگی :

به طور کلی ایجاد  رنگ در چوب  به طور طبیعی و به وسیله دانه  های رنگی  موجود در سلولهای  چوب انجام می شود و ما می توانیم به وسیله  مواد  شیمیایی  این کار  رادر چوب  تقلید کنیم و این مواد به دو دسته طبیعی ومصنوعی  تقسیم می شوند.

مواد رنگی  طبیعی :

مواد رنگی  طبیعی معمولا  از رنگدانه  های معدنی ، گیاهی و جانوری به دست می آید  مثل :

رنگدانه های سفید  مانند کربنات  کلسیم یا خاک  سفید یا  گل مل

رنگدانه های  قرمز مانند گل اخرا –  زرد  یا نارنجی مانند گل ماشی – قهوه ای  گل ارمنی یا گل امرا

 

 

 

مواد رنگی  گیاهی

مواد  رنگی گیاهی که منشاء گیاهی دارند و از قسمتهای مختلف گیاهان  رناس – لاجورد –  بغم – حنا پوست  گردو اسپرک بدست می آید.

·   مواد رنگی مصنوعی  این مواد  به دو دسته  رنگهای اسیدی و بازی  تقسیم می شوند  که رنگهای این  دودسته  را  نمی توان با هم مخلوط  کرد ، زیر یکدیگر  را ضایع  می کنندو برای  به دست اوردن رنگ دلخواه  ازرنگهای اصلی ( قرمز – آبی – زرد و سیاه )  می توان استفاده  کرد به  طوری که آنها  را با هم مخلوط  کرده و به آهستگی در آب داغ حل کرد  تا رنگ  مورد نیاز خود را بهدست آوریم.

 

پاک کردن  آستر  همرنگی  روی چوب

برای  پاک کردن  آستری از حلال های  مربوط به آن استفاده می شود بعضی ازحلال ها عبارتند از :

1 . آمیل  استات

2. استون

3.کربنات پتاسیم

4.تترا کلرو کربن

5.سوزسوزان یا سودا

6 .پتاسیوم سوزان یا پتاس

 

 

 

 

 

رنگ

رنگ عبارت است از  مایعی که  برای حفاظت وپوشش سطح کار  همچنین  زیبایی و تزئین  سطوح به کار می رود.  نوع رنگ های  مورد مصرف  در صنایع چوب  کلا به  موارد  مصرف کالاهای  چوبی بستگی  دارد.

 

تاثیر  بافت چوب  در رنگ کاری

بافت چوب تعیین  کننده در تعداد دفعات استفاده از بتونه و مواد رنگی  می باشد بافت چوب  هر قدر  متراکم باشد دارای حفره های  ریزتری می باشد  پس بنابراین نیاز به مواد کمتری  داردو بالعکس و در نئوپان نیز باید سطح کار را کاملا بتونه کرد و سنباده  زد و اگر باز هم نیاز به بتونه داشت دوباره آن را بتونه کرد وبه اصطلاح ماستیک کاری کرد (  به بتونه کاری  کل سطح  کار ماستیک  کاری می گویند.)

 

انواع رنگ کاری

امروزه  به طور کلی  کارهای چوبی به دو صورت رنگ آمیزی می شود  یکی به صورت  جوهری که در این  حالت بعد از عملیات  رنگ کاری نقش  و موج  چوب نمایان می باشد حتی می توان پس از  عمل رنگ آمیزی نوع  چوب را  تشخیص داد.

دراین صورت  باید از صفحات  مصنوعی روکش شده  که دارای موج و نقش زیبایی هستند و اگر از چوبهای  توپر ( ماسیو )  استفاده می کنیم  چوب باید خوش  نقش و  بدون پوسیدگی  و بافتگی باشد تا بعد از عملیات  رنگ  کاری زیبا جلوه دهد.

رنگ آمیزی دیگر  به صورت  پوششی می باشد که دراین حالت معمولا از  چوب های  نامرغوب  وصفحات مصنوعی بدون روکش ( نئوپان ) استفاده  می شود  برای اینکه سطح کار را کاملا        می پوشاند.

رنگ های پوششی

1.    رنگ روغنی :

ترکیبی از رنگ دانه ها ، رنگدانه ها یارها ، حلال ، ذوغن اسکاتیف ، روغن برزگ و… می باشدرنگ  روغنی به وسیله تینر  روغنی رقیق  می شود و رنگهای  هوای  خشک هستند و به دو صورت  مات و براق به بازار  عرضه می شوند.

2.رنگ تینری  یا فوری :

برای  ساخت این نوع  رنگ ها کمتر از روغن های  مورد مصرف استفاده می شود  رقیق کننده این رنگ ها تینر  فوری می باشد این رنگ ها در دو نوع مات و براق  به بازار عرضه می شوند.

3.اکلیلها :

پودر  فلزاتی  هستند که بیشتر  جنبه ی تزئینی دارد پودر  نقرهای رنگ از آلمینیوم و پودر طلایی  از برنز میباشد و پودر مسی رنگ نیز از مس  میباشد.  این پودرها رامیتوان  با انواع رنگ ها ، روغن ها و لاکها  مخلوط کرد و  استفاده نمود.

رنگهای اروسول ( اسپره ای یا فیکلتوری ) رنگ هایی هستند  به  صورت آماده و در  انواع فوری، روغنی ، مات و براق  که در قوطی آنها چند عدد  سنگ ریزه یا ساچمه  قرار داده اند و حتما باید  قبل از مصرف  تکان  داده شوند.

 

 

 

 

 

 

 

رنگ های  شفاف

( کلیر روغنی  یا جلای آلکیدی )  که جزء خانواده  وارنیشها می باشند  لاک بیرنگ  و شفافی است که با تینر  روغنی رقیق  شده و جهت براق  تر کردن رنگ روغنی استفاده می شود  بعد از مصرف  حدود 10 الی 20 دقیقه طول می کشد  تا خنک شود توسط قلمرو و یا پیستوله  زده میشود.

( سیلروکیلر) جزء وارنیشها بوده و در دسته لاکهای  نیتر و سلولوزی  قرار دارند.

اجزای اساسی  رنگها و لاکهای  نیتر و سلولوزی  عبارتند از خودرنگپایه  سلولوزی  که قدرت و سختی به ان می دهد و یک رزین  سخت که معمولا  ضمغ استر  یارزین طبیعی  است از مواد کننده  نیز برای افزایش  برق دوام و کشسانی  استفاده  میشود  سیار  به رنگ کرم  است و جهت پر کردن  منافذ و خلل و فرج چوب  قبلاز  رنگ کاری استفاده می شود و مدت  زمان خشک  شدن آن 15 تا 20 دقیقه طول  می کشد و توسط قلم مو و یا  پیستوله  زده می شود و باید توجه دات  که سیلر نسبت  به رطوبت و  حرارت زیاد مقاوم نیست.

 

رنگ های  پلی استر

پلی استر رنگی  است شفاف و بیرنگ و جزء  دسته  لاکهای  دوتایی  هستند و حلال آنها  اتیلن و تینر فوری  است و در مقابل  رطوبت ، حرارت ، الکل ، اسیدها ، مواد قلیایی  پاک کننده ، روغن  و چربی ، بنزین ، مرکب و جوهر  تا حدودی  مقاوم هستند و به دو دسته تقسیم  می شوند.

 

 

 

 

 

 

الف  : نیم پلی استر

این رنگ  از سه جزء ماده اصلی رنگ ( رزین ، روغن های کوتاه ،اوره فرم آلدئید ) حلال ( اتیلن ، تینر ) و ماده سخت کننده  ( سولفونیک اسید و ..) تشکیل  شده است  این رنگ پس از مصرف نیاز  به پولیش ندارد و به  دو صورت  مات و براق  در بازار عرضه می شود. این  رنگ از دسته  رنگ  های نیمه هوای خشک  می باشد.

 

ب. پلی استر :

اینرنگ  از یک جزء ماده اصلی  رنگ و  جزء هاردنر (  سخت  کننده )  تشکیل شده است و ماده حل کننده و رقیق کننده ای ندارد.  این  دسته از لاک  های  فوق العاده شفاف هستند و زیبایی طبیعی چوب را به طور کامل منعکس می کنند.

 

روغن جلا :

همان گونه که از نامش  پیداست  برای جلا دادن  سطوح کار استفاده میشود و جزء براق کننده ها  می باشد با تینر روغنی  رقیق میشود  و با  قلمو  و پارچه و پیستوله قابل استفاده است و میتوان  به روش  غوطه وری هم از آن استفاده کرد رنگ قهوه ای روشن دارد و کمی نیز متمایل به قرمز است .

 

 

 

 

 

 

رقیق کننده :

رقیق کننده ها مایعات فراری هستند که  همواره بارنگ ها  استفاده می شوند بدون اینکه  رسوب  کنند و اگر رنگ رقیق نشود قابل استفاده نیست.

 

انواع رقیق کننده های مورد استفاده در رنگ کاری

1-  تینر روغنی –  این رقیق کننده از مواد نفتی تهیه  می شود و قدرت کمتری نسبت به تینر فوری دارد و چرب می باشد و از ان  برای رقیق کردن انواع  رنگ های  روغنی و روغنها استفاده می شود  و می توان از بنزین و نفت  استفاده کرد.

2-  تینر  فوری – یکی از پرکاربرد ترین رقیق کننده ها در رنگ کاری می باشد این رقیق کننده  ها که با قدرت  های متفاوت تحت عنوان  درجه فراریت  های مختلف  به بازار عرضه می شود  رقیق کننده انواع لاکهای  فوری و رنگها وپلی استر و پلی استر و نیم می باشد.

 

باید هنگام استفاده

1.    در قوطی  را باز نگه  نداریم چون  هم تبخیر می شود و هم هدر می رود.

2.    حتما از دستکش  ایمنی استفاده شود.

3.    سعی کنیم  از ماسک  ایمنی استفاده شود.

 

 

 

 

 

وسایل جانبی

پیستوله :

وسیله ای  جهت پاشیدن رنگ  می باشد و در نوع کاسه زیر و کاسه بالا می باشد پیستوله  بادی  به وسیله باد  تولید شده  توسط کمپرسور کار می کند.

 

کمپرسور:

کمپرسور دستگاهی است  که باد تولید می کند. کمپرسور در اندازه های مختلف  موجود است  که با برق تک فاز و سه فاز کار می کند و در اصطلاح  به آن پمپ باد می گویند.  این دستگاه دارای دوموتور می باشد موتور الکتریکی  توسط انرژی ( تسمه انرژی) را به موتور مکانیکی  منتقل       می کند و با حرکت درآمدن  سوپاپ ها وپیستونها  باد داخل  تانک  جمع  شده و از طریق  شیرتانک  باد جهت  مصرف خارج می شود.

دارای دو مخزن  است که روغن و آب موجود در هوای کمپرسور  را گرفته و فقط هوای خالص را به سمت پیستوله هدایت می کند.

در زیر سیلندر پیچی  قرار دارد  که ناخالصی  های هوای  کمپرسور را تخلیه می کند و کمپرسورها دارای موتورهای مکانیکی  یک سیلندر، دوسیلندر و چهارسیلندر هستند.

 

 

 

 

 

 

 

اکثر چوب های مورد مصرف در صنایع چوب

بیشتر چوب  هایی که  امروزه در ایران استفاده می شود تعداد محدودی  میباشند که مختصراً  توضیحی در مورد آنها میدهم .

1.      راش :  که در جنگلهای  شمال ایران می روید و دارای  بافت همگن و متراکم میباشد چوبی  نیمه سنگین است که رنگ و لاک  را به خوبی میپذیرد.

2.  افرا : چوب نیمه سنگین می باشد با بافتی نیمه متراکم و همگن می باشد و رنگ و لاک  را مانند چوب راش خوب می پذیرد.

3.  گردو :  دارای بافت متراکم و همگن می باشد و چوبی سنگین  دارد بسیار خوش نقش و خوش موج  است.

4.  ممرز : چوب  سنگینی می باشد با بافت متراکم بعلت  سختی ان زیاد مورد استفاده  قرار نمی گیرد برای رنگ کاری آن باید  زیرکاری  خوب تهیه شود.

5.  نراد( کاج روسی ) : چوبی بسیار سبک و با بافتی  غیرمتراکم وناهمگن میباشد واز این  چوب بیشتر در کارهای خود  رنگ استفاده می شود.

6.    صنوبر: نیمه سنگین وبافتی متراکم و همگن دارد و رنگ چوب آن سفید  تا کرم می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

نکات ایمنی  در کارگاه  صنایع چوب

1.هنگام  رنگ کاری  حتما از ماسک  تنفسی و ماسک محافظ سروصورت استفاده کنیم.

2.هنگام کار سعی شود  از دستکش  استفاده شود تا دستمان آلوده  به مواد شیمیایی نشود.

3.هرگز مواد آتش زا  مانند رقیق کننده ها و حلال ها را به مقدار زیاد در انبار کارگاه  قرار ندهیم  یا در کارگاه انبار نکنیم.

4 . از روشن کردن چراغ  و اتش  در کارگاه برای گرم شدن  خود استفاده نکنیم.

5 .حتما  باید کارگاه دارای کپسول  آتش نشانی و سطل  شن و شیر آب  باشد.

6 . حتما باید تهویه هوا در کارگاه تعبیر شود.

7 .  هرگز در کارگاه شوخی نکنیم  و سیگار  نکشیم.

8 . بعد از  اتمام کار حتما  شیلنگ باد از  زمین  جمع کنیم.

9 .بعد از استفاده ازحلال ها  و رقیق کننده ها حتما در آنها را بسته تا تبخیر نشود و آتش نگیرد.

10.از پاشیدن رنگ و رقیق کننده ها جهت پاک کردن  مجرای پیستوله  بدون  هدف در هوا خودداری کنیم.

11. بعد از اتمام کار حتما  پستوله را از برق  بکشیم

 

عملیات سنباده کاری به وسیله ماشین سنباده کاری ( بشقابی )

این دستگاه که به صورت  عامیانه  پولیش گفته می شود  یکی از وسایل  سنباده کاری  در صنایع چوب به کار می رود که در کارگاه  صنایع چوب کار میرود که در کارگاه  صنایع چوب دانشگاه نیز موجود  می باشد در این جا مختصری ازاین دستگاه و طرز استفاده از آن  را شرح می دهم.

ورقهای سنباده  (گردشکل ) را هم میتوان  بر روی صفحه ( دیسک ) چسباند و هم میتوان  زدن چسب آن را بروی صفحه بست و بعد استفاده نمود. ازاین ماشین جهت سنباده کاری  برروی سطح چوبهای ماسیو یا روکش  شده استفاده کرد ولی  متاسفانه  بخاطر  خشن  برداشتن  سطوح کار  کمتر  به کار میرود . با تعویض دیسک آن       می توان ازدیسکت مجهز  به نمد پولیش نیز  استفاده کرد که برای  براق شدن  سطح رنگ  شده استفاده کرد.

 

طریقه تعویض سنباده آن

ابتدا  نسبت به  نوع کار و کیفیت  مورد نظر شماره سنباده  را انتخاب  میکنیم  با توجه بهاین که دونوع سنباده وجود دارد که یکی  به صورت  بریده و آماده ورولی  و یا صفحه ای  که باید از آن  بریده شود و با استفاده از چسب فوری به صفحه دیسک ماشین بچسبانیم.

معایب ماشین  سنباده دیسکی

معایب عمده  این دستگاه این  است که  سرعت حرکت آن  در کنار دیسک بیشتر  از وسط آن است  و بدین ترتیب سطح کار به طور نامساوی  سنباده میشود برای رفع  این نقصیه هنگام سنباده کاری  باید صفحه  آن را  حتما به طور  یکنواخت روی سطح مورد نظر  با فشار  ملایم حرکت دهیم.

سرویس نگهداری ماشین سنباده دیسکی ( برقی )

مهمترین  قسمتهایی که باید مورد بازدید و کنترل قرار گیرد  درصورت  نیاز تعمیر و یا تعویض شود عبارت است از بازدید  ذغال  و تعویض آن ، بررسی  بلبرینگ  ها و گریسکاری  یا تعویض آن ، بازدید از  لقی شفت و برسی کاسه نمدها و کنترل خازن و غیره

قسمت های  مختلف ماشین سنباده دیسکی به ترتیب شماره آن

1- کاسه گیربکس
12-شفت
2- پیچ  کاسه  گیربکس
13-فلاش روی دیسک
3- رول بلبرینگ
14-محل کاسه نمد
4-خار
15-کاسه نمد
5-دنده
16-خار
6-رینگ پشت دنده
17-بلبرینگ
7-بلبرینگ
18-پوسته روی کاسه نمد
8-جای  بلبرینگ
19-پروانه سر آرمیچر
9-پیچ
20-آرمیچر
10-کاسه نمد
21-پیچ  بالستک
11-خار
22-بلبرینگ  ته آرمیچر
23-خار
33- بست کامل
24-بلبرینگ
34- خازن
25- بادگیر
35-پیچ
26-کاسه
36-جای کلید
27-بالشتک
37-پیچ
28-درب جای زغال
38-پیچ
29-زغال

30-دسته ماشین سنباده

31- کابل

32- کابل نگه دارنده

39-کلید تنظیم دور

40- درب جای زغال

41- دسته ماشین ( کشتی )

 

 

 

عملیات  سنباده کاری  با ماشین سنباده  لرزشی

به این ماشین  سنباده محوری نیز می گویند  بدین معنی که بالشتک زیرین ان حرکت محوری     ( نسبت به محور موتور) برروی کار دارد از این ماشین عموما برای سنباده های نرم استفاده       می شود  حرکت بعضی ازاین نوع  ماشین ها بسیار کم است در نتیجه آنها را برای سنباده  زنی یا پولیش ( پرداخت کاری در رنگ )بسیار ظریف ومتناسب می سازند. پرداخت کاری با سنباده لرزشی برای سطوح اوراق فشرده ( چد لایی ها ) ویا صفحات روکش شده ( روکش طبیعی ) یا چوب های ماسیو ( توپر) مورد  استفاده قرار می گیرد ودر هنگام  سنباده کاری می توان  به صورت  طولی و  یا عرضی سنباده کرد ولی در مرحله پایانی باید در جهت  راه الیاف  وطول کار  سنباده کاری کرد.

 

طریقه تعویض سنباده ، ماشین سنباده  لرزشی

ابتدا سطح  ماشین سنباده را از طول  و عرض اندازه گیری می کنیم سپس  شماره سنباده را از لحاظ زبری و نرمی  با توجه به نوع کار و کیفیت مورد نظر انتخاب می کنیم آنگاه آن را اندازه گرفته  و 5 الی 7 سانتیمتر  بیشتر در جهت طولی  سنباده  از نوار سنباده ( رول یا توپ ) یا از سنباده  صفحه ای می بریم و دو  گیره عقب و جلوی ماشین را آزاد می کنیم قسمت ابتدا و انتهای سنباده رادر داخل گیره های عثب  و جلوی ماشین قرار می دهیم وگیره  را برمی گردانیم  و باید دقت  کنیم که ورق سنباده کاملا  در وضعیت کشیدگی  قرار گرفته باشد روی این ماشین منظور کف آن  دارای  سوراخهایی  است که حالت مکندگی  دارد و گردو غبار  را از سطح کار تمیز       می کند و خارج می کند.

 

سرویس نگهداری ماشین سنباده  لرزشی ( برقی )

برای آماده  به کار نگه داشتن  ماشین سنباده لرزشی باید  پس از چند بار سنباده کاری  آن را از خاک  سنباده تمیز کرد.  مخصوصا  قسمتهای  گردننده (  موتور و شفت )  عاری از هرگونه مواد زائد شود.

لاستیکهای لرزان  زیر صفحه  بازدید شوند  تا بلبرینگها خشک نبوده و به خوبی کار کنند گیره های دوطرف  ماشین  از لحاظ گرفتن ورق سنباده بازرسی  شوند و دقت کنیم  روغنکاری و گریسکاری آن طبق دستورالعمل  سازنده ماشین به موقع انجام شود.

قسمتهای مختلف  ماشین سنباده لرزشی به ترتیب شماره آن

1- پیچ در پوش
14-روکلیدی
2-روپوش دسته
15-کلید
3-پوسته ماشین
16-محافظ کابل
4-واشر
17-کابل
5-بلبرینگ
18-خازن
6-چرخ لنگ
19-صفحه ماشین
7-بوش
20-واشر
8-بالشتک
21-لاستیک های لرزان
9-بست روی  بالشتک
22-واشر
10-پیچ بست
23-پیچ
11-آرمیچر
24-پروانه بادگیر
12- بلبرینگ
25- واشر
13-واشر
26-بلبرینگ
27- روی بلبرینگ
33- قالب های  نگهدارنده سنباده
28-خار
34-صفحه  لاستیکی
29-میله
35-واشر
30-فنر
36-پیچ
31-تکیه گاه سنباده
37-سنباده
32-تیغه تکیه گاه

 

اصطلاحات در رنگ  کاری چوب

وارنیش –  یک کلمه انگلیسی بوده و به معنی  براق کردن  و جلا دادن و کلا به هر ماده ای که سطح کار براق و یا صیقلی کند گویند.

ماسیو – به چوبهای ماسیو گویند.

ماستیک کاری –  به بتونه کاری  کل سطح کار ماستیک  کاری گویند.

بوم کردن – هنگامی که  کار آماده  برای رنگ  رویه میشود یعنی کار  قبل  از رنگ رویه  را کار بوم شده می گویند.

صابونی شدن – زمانی که  کار سیلر  خورده و سنباده نرم زده شود گرد سفیدی  حاصل می شود و سطح کار نرم می شود که صابونی  شدن  میگویند.

پوست زدن –  یعنی سنباده زدن سطح کار

رویه کردن –  رنگ نهایی که روی  سطح کار زده میشود  را گویند.

سایه زدن –  پررنگ کردن لبه های  کار ، بخصوص در کارهای جوهری را که برای زیباتر کردن  وپوشاندن عیوب می باشد  را سایه زدن می گویند.

ته پوست –  سنباده ای که کار کرده و زبری آن از بین  رفته و یا سنباده نرم را گویند.

نتیجه گیری

در اصل اصول رنگ کاری در بسیاری از کارگاههای صنایع چوب انجام میشود. هرچند که به دلیل  صرفه جویی اقتصادی  امروزه سعی میشود تا محصولات چوبی سریع  تر در کارگاه رنگ کاری و رنگ آمیزی شود و بع  بازار  فروش عرضه  شود. بنابراین این مسئله  سبب شده است  تا روشهایی  به منظور  صرفه جویی  در مدت  ماندگاری  محصولات چوبی در کارگاه  رنگ کاری  ابداع شود.  که برخی از آنها موجبات  پایبن آمدن کیفیت کاری  را فراهم می آورد.

اما یکی از مسائل مهم و شایان ذکر در رنگ کاری  چوب این است که در رنگ کاری چوب تجربه و ابتکار عمل دارای اهمیت  زیادی است و بعد از یادگیری  اصوب کلی باید به تقویت این دو عامل  پرداخت چرا که بسیاری از مسائل  در رنگ کاری  چوب وجود دارد که انجام  آنها نیازمند  سالها تجربه در این ضمینه است  و یا پیشرفت فن رنگ کاری و رنگ آمیزی محصولات  چوبی  با رنگهای  زیبا  و نقوش  و طرحهای دلفریبش  که توجه  هر بیننده ای را به خود معطوف می نماید  نیازمند  کاربردی ابتکاری  در این ضمیمه  می باشد و شاید بتوان گفت بدلیل وجود تجربه و خصوصا ابتکار  در نثاشان  چوب است  که با وجود سرازیر شدن  انواع کالاههای مشابه چوب مانند : انواع مبلمان ، میز ، تختخواب ، دراور ، کتابخانه و دکوراسیون که از فابر گلاس و فلزات  متفاوت  ساخته شده اند همواره هنوز هم به دلیل زیبایی ، صلابت ،سنگینی و متانت کالاهای چوبی تقاضای  خرید  کالاهای  چوبی  هرروز نسبت به کالاهای مشابه دارای سیر صعودی است


رنگ مخصوص چوب

رنگ چوب شاپان

انواع رنگ چوب
بتونه کاری چوب

رنگ پلی استر چوب

رنگ مناسب برای چوب

رنگ شاپان

گروه فن و هنر ایران زمین تاسیس 1340 تهران محله قلهک است . ما تولید کننده دکوراسیون لوکس منزل بصورت سفارشی ساز هستیم . رد کردن