0 Items
سالنامه جشنهای ایرانی

سالنامه جشنهای ایرانی

سالنامه جشنهای ایرانی

جشن ایرانیان٬ جشن های باستانی٬
نویسنده: { فربد حیدری } Farbod Heidari – دوشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٠
1فروردین عید نوروز
6فروردین روز امید ، روز شادباش نویسی
13 فروردین سیزده به در
19فروردین فروردینگان

ابوریحان بیرونی در  التفهیم در پاسخ به این سوال که نوروز چیست می فرماید :

«نخستین روز است از فروردین ماه و زین جهت روز نو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز ، همه جشن هاست و ششم فروردین ماه نوروز بزرگ دارند، زیرا که خسروان بدان پنج روز حقهای خشم و گروهان بگزاردندی و حاجتها روا کردندی ، آنگاه بدین روز ششم خلوت کردندی ، خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین آنست که اول روزی ست از زمانه و بدو فلک آغازید گشتن.

==================================
2اردیبهشت جشن گیاه آوری روز زمین پاک
1تیر جشن آب پاشان ، آغاز تابستان
چنین آورده اند از پیشینیان که خوب است در این روز ،آب برسر و روی دوستان پاشیدن و پنجره ها را گشودن.
6تیر جشن نیلوفر
چنین آورده اند از پیشینیان که خوب است در این روز، گل خریدن و گل بوییدن و گل دادن ودسته گل به آب دادن.

ابو ریحان در آثار الباقیه می نویسد:

برخی از علمای ایرانی می گویند سبب اینکه این روز را نوروز می نامند این است که در ایام تهمورث صائبه آشکار شدند و چون جمشید به پادشاهی رسید دین خود را تجدید کرد و این کار خیلی بزرگی به نظر آمد و آن روز را که روز تازه ای بود ،جمشید عید گرفت.

========================

١۵تیر جشن خام خواری، زادروز حضرت ابولفضل عباس (ع)
6خرداد خردادگان
26خرداد زادروز حضرت علی(ع)

7مرداد مردادگان
4شهریور شهریورگان ،روز کارمند
15 شهریور جشن بازار
13مهر مهرگان ، روز جهانی کودک
جشنهای باستانی ایران زمین

درین آغازین گام‌های سال نوین، شادی را آرزومندم از برای سراسر آفرینش.

خدای بزرگ است اهورامزدا، آنکه این زمین را آفرید، آنکه آن آسمان را آفرید، آنکه مردم را آفرید، آنکه شادی را برای مردم آفرید
در ایران باستان، جشن های بسیاری به پا می‌شده است ؛ از بسیاریِ جشن ها پیداست که ایرانیان برای شادی های زندگی ، ارزش فراوان قائل بودند و طبع انسانی و روح دادگری و گرایش به راستی و مهربانی ، خود دلیل آشکاری بر طبع تاژ (لطیف) و شادی آفرین نیاکان ما می‌باشد. آنچه که بیشتر فرهنگ های امروز جهان ، درباره‌ی اندوه و غم و سر بر زانو نهادن گرامی ‌می‌دارند در فرهنگ ایران بد شمرده شده است :

غم مخور چه غم خورنده را رامش گیتی و مینو از میان می‌رود و کاهش به تن و روانش افتد
در اوستا و نیز در نوشته های هندیان، از نوروز و مهرگان و سده سخنی نیامده است؛ همچنین در نوشته های ساسانی نیز از سده‌یادی نشده است. به احتمالی، نوروز و تا حد کمتری مهرگان که به جشن مردمان برزگر و نه گله دار و کوچنشین می‌ماند،‌یا از بومیان ایران گرفته شده است‌یا از میانرودان و بابل  نشانه هایی در دست است که نزد آریاها آغاز پاییز سرآغاز سال شمرده می‌شده است و در ظاهر، در آغاز روزگار هخامنشی نیز، پاییز به همراه جشن های مهرگان در ماه بغ‌یاد، ماه ستایش مهر، آغاز سال به شمار می‌رفته است.

نوروز

فروردین از آنِ فروهرهای پاکانست که برای دیدار کسان خود به زمین می‌آیند. برای فرخندگی آتش می‌افروختند و بنام هفت امشاسپندان (سپند مینو و شش فروزه‌ی اهورایی) سفره های هفت سین می‌چیدند. نوروز را روز آغازین آفرینش نیز نامیده اند که در آن، اهورامزدا جهان را بیافرید و شش روز درین کار بود؛ از اینروست که نخستین روز فروردین، به نام خداست و ششم نوروز را بزرگ داشته اند.
نوروز تجدید خاطره‌ی بزرگی است از دلبستگی آدمی به جان جهان و طبیعت دل انگیز آن و هم‌یادی است به قدمت هزاره ها و به عظمت‌یک ملت. و چه زیباست آیین باستانی ایران که به هنگام شادی زمین و شکفتن جهان، آدمی را به روزگاران کهن می‌برد؛ روزگارانی که هرچند در آنها نبوده است، آنها را حس می‌کند و به‌یاد دارد و بدینسو نیاکان خویش را باز می‌یابد.
باری، در افسانه ها آمده است که جمشید شاه  ایران ، دراین روز بر تخت زرین نشسته است که مردم آن را بر دوش خود داشتند  آنان پرتوی آفتاب را بر جمشید دیدند و این روز را جشن گرفتند. فردوسی فرماید که جمشید پس از سامان دادن به کشور،  بفر کیانی تختی ساخت  و بزرگان و مردمان، از گوشه و کنار جهان رو بسوی تختگاه او نهادند و همگی، ارمغانهای گرانبها از زر و سیم و در و گوهر، نثار کردند و شکوه و نیرو و توان جمشید را گرامی داشتند. این اجتماع بزرگ در تختگاه جمشید، در روز ویژه‌ ای انجام گرفت که با روزهای دیگر سال فرق داشت؛ آنروز هرمزد روز،‌یکم روز از ماه فروردین، آغاز بهار و سال نو بود
در نوشته های اسلامی که متاثر از روزگار ساسانی است، آمده که جمشید، شهر استخر را گسترش داده است و تختی برآن نهاده است و آیین نوروز را برپا کرده است. از روی نوشته های دینی که در ودای هندیان نیز بازتاب دارد، می‌دانیم که جمشید  متعلق به دورانی کهن است که آریاییان بر ایران فرود می‌آمدند و جایگاه وی در حدود پاختر خاوری ایران بوده است، با دقت نظر می‌توان دریافت که کارهای داریوش بزرگ، در ورای نام جمشید نهفته است. البته باید دانست که نوروز جشنی کهن و بسیار باستانی است که شاید به روزگار آریایی و زمان جمشید برگردد.
پس از زردشتی شدن بخش بزرگی از مردم ایران و همگانی شدن سالشماری اوستایی در ایران، در  واپسین سالهای شاهنشاهی داریوش بزرگ،  در بامداد نخستین روز فرودین (هرمزد روز)  سال ۷۲هخامنشی (۴۸۷پیش از میلاد) به افق تخت جمشید، که خورشید پس از طی برج های دوازده گانه دوباره به برج حمل باز می‌گشت، ماه های هخامنشی که نمونه‌ی ایرانی ماه های بابلی بود، با ماه های اوستایی تطابق داده شد، و از این هنگام بدینور نوروز در آغاز بهار ثابت شده و آنرا جشن می‌گرفتند، این اقدام در عالم گاهشماری ایران و ستاره‌شناسی،‌یکی از کارهای مبتکرانه و مهمی است که در روزگار داریوش بزرگ انجام گرفت.
بی گمان‌یادواره ها‌یی از برافراشتن تالارهای تخت جمشید در آن تخت  بلند در دامنة کوه مهر (شاید این نام بمناسبت بر آمدن خورشید‌یا مهر فروزان از پشت آن کوه به آن داده شده است)  در ذهن مردم ایران بازمانده است  که می‌دانستند میان بنیاد کاخ با برگزاری آیین نوروز و مهرگان در آن و گردآمدن در باریان و بزرگان و نمایندگان کشورهای گوناگون در این جای ورجاوند، پیوندی وجود داشته است. همچنین از مراسم تحویل خورشید به برج حمل و مراسمی که در تابیدن نخستین پرتو خورشید در بامداد نخستین روز تابستان بزرگ و سال نوین را می‌گردید، خاطرهایی در ذهن مردم ایران بوده است. از اینرو با توجه به آنکه سرآغاز نوروز بسیار دور و شاید به روزگار جمشید بوده است، و همآنکه در روزگار داریوش بزرگ گاهشماری های ایرانی‌یگانه گشت، آنرا از جمشید دانستند.
چنین بر می‌آید که در آغاز، تخت جمشید جایگاهی برای برگزاری نوروز نبوده و مهمترین کارکرد آن، برگزاری انجمن های مشورتی با حضور نمایندگان همه‌ی کشورهای بافرهنگ بوده است. ولی پس از برگزاری نوروز بزرگ سال ۷۲هخامنشی، همه ساله در آغاز بهار، با حضور نمایندگانی که هر‌یک هدیه ای آورده اند جشن نوروز با شکوه و خرمی فراوان و با انبوه گل های زیبای بهاری در تخت پارسه برگزار می‌شده است. البته برخی، برگزاری نوروز در تخت جمشید را به کلی عاری از مدارک مستند می‌دانند
[۱] مینوی خرد، به نقل از جنیدی، حقوق جهان در ایران باستان، ص ۱۸۶

[۲] بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ص ۴۹۵تا ۴۹۸

[۳] شریعتی، علی. (ص ۵۰۲تا ۵۰۶). هبوط در کویر، چاپخش، تهران،  ۱۳۶۵

[۴] ملهم از نگاره های تخت جمشید و آرامگاه های هخامنشی

[۵]چون این کارهای وی آمد بجای     ز جای مهی برتر آورد پای

بفر کیانی ‌یکی  تخت ساخت         چه مایه بدو گوهر اندرنشاخت

که چون خواستی دیو برداشتی        ز هامون به گردون برافراشتی

چو خورشید تابان  میان هوا           نشسته  بر او شاه  فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت اوی         شگفتی فرومانده از بخت اوی

به جمشید بر گوهر افشاندند          مر آنروز  را روز نو خواندند

سرسال نو، هرمز فروردین             برآسوده از رنج، تن، دل زکین

[۶] دکتر رضا مردای غیاث آبادی طرفدار این نگره است.

=============

جشنهای ایرانیان

گاهنبار

در ایران کهن، شش جشن سالیانه به نام جشن های گاهنباری برگزار می‌شده است. در داده های دینی، این شش گام از سال را شش گام آفرینش خوانده اند. این جشن ها با مبدا تابستان، بدین گونه اند: میانه‌ی تابستان (میدیوشم)، پایان تابستان (پتیه شهیم)، آغاز سرما (آیاثرم)، میانه‌ی سال (میدیارم)، برابری شب وروز و گرما و سرما (همسپت مدم) و میانه‌ی موسم سبز(میدیوزرم). چنین بر می‌آید که جشن های گاهنباری بازمانده ای از گاهشماری کهن پیش از زرتشت است که سال را به چهار موسم و چهار نیم موسم بخش می‌کرده اند که هر‌یک جشن ویژه ای داشته است. سال گاهنباری از تابستان آغاز و پس از طی هفت پاره (سه موسم و چهار میانه‌ی فصل) به پایان می‌رسیده است. در دوران ساسانی کوشش می‌شود به این گام ها، جنبه‌ی دینیِ آفرینش در شش گام داده شود و همزمان در فاصله‌ی راستین گاهنبارها و شمار آنها دخل و تصرف می‌شود.

سده

جشن سده بزرگترین جشن‌ آتش و‌یکی از کهن‌ترین آیین‌های گروهی  شناخته شده در ایران باستان است که در شامگاه دهم بهمن ماه برگزار می‌شود. گستره‌ی برگزاری آن که فراتر از ایران است، نشان از دیرینگی بسیار آن می‌دهد. در شاهنامه آمده است که دراین هنگام هوشنگ، نیای آریاییان، آتش را بدست آورده است؛ البته گفته می‌شود که کشف آتش در زمان هوشنگ باوری نوین است و از بخش های افزوده‌ی شاهنامه. پیدایی این جشن را نشان به ستوه آمدن مردم از‌یخبندان و آرزو برای رفتن سرما و همچنین رخدادهای کیهانی چندی بر شمرده اند که از آنجمله است: دهم بهمن ماه، ‌یکی از دو هنگامِ سال است که در عرض‌های بالایی ایران‌زمین، طول تاریکی کامل آسمان، دوازده  ساعت تمام است. در زبان اوستایی، سد به معانی متضاد فرو رفتن و برآمدن است؛ در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده که بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد و آن برآمدن و فرورفتن همزمان  ستاره های سماک رامح و نسر واقع است.

جشن ماه ها

در ایران باستان، هنگامی که نام ماه و روز با هم‌یکی می‌شد آنرا جشن می‌گرفتند.

فروردینگان:

فروردین روز فروردین ماه که به‌یاد  روان درگذشتگان پاک برگزار می‌شده است که در آن، برای شادی روان مردگان نیایش می‌کرده اند. نام فرورد (فرورتیش) در میان مادهای ایرانی نشان از کهنگی این جشن می‌دهد.

اردیبهشتگان:

اردیبهشت روز اردیبهشت ماه که به نام اردیبهشت، جشن پاکی و  راستی ودادگری است که بارعام شاهنشاهان را در نیز پی داشته است.

خردادگان:

در خرداد روز خرداد ماه به نام خرداد، جشن رسایی و تندرستی و کمال است که نیاکان ما درآن به کنار جشمه سارها و رودها و دریاها می‌رفته اند.

تیرگان:

تیر روز تیرماه که به نام ایزد باران، آبریزان نیز گفته می‌شود. از این گذشته، اینروز‌یادواره‌ی آرش کمانگیر، ابرمرد دلاور ایران نیز هست که با رها کردن تیری با تمام نیروی خود مرز ایران و توران را تا به رود جیحون نمایاند و جان سپرد. در تیر‌یشت  یشت   بند ششم می‌خوانیم: تیشتریای رایومند را می‌ستاییم، کسی که به تندی به سوی دریای فراخکرت می‌تازد، به تندی تیری که آرش کمانگر، بهترین تیرانداز آریایی  از کوه خشوث  به سوی کوه خوان ونت  انداخت.

مردادگان:

مرداد روز یک مردادماه ، که جاودانگی را می‌نمایاند که در آن، مردمان به باغ ها و دامن طبیعت رو می‌آوردند.

شهریورگان:

شهریور روز شهریور ماه جشن شهریاری بوده است.

مهرگان:

مهر روز مهر ماه، جشن کهنی است که به‌یاد مهر، ایزد آریایی برگزار می‌شده است و  به مانند نوروز اهمیت بسیاری داشته است. در حقیقت مهرگان، پیش از رواج نوروز جمشیدی، جشن آغاز سال بوده است. چنانکه به گفته‌ی گاهنویسان کلاسیک، در آغاز، دربار پارس به هنگام پاییز به پارس رو می‌نهاد. مهرگان را روز  پیروزی فریدون بر آژدهاک نیز می‌دانند.

آبانگان:

آبان روز آبان ماه، به نام آناهید، ایزد آب است که با ستایش و نیایش و شادمانی و در کنار چشمه سارها و رودها برگزار  می‌شده  است.

آذرگان:

آذر روز آذر ماه، به نام آتش و ایزد موکل آن بوده و به گرامی‌داشت آن پرداخته و آتش افروزی می‌نموده اند.

دیگان:

روز هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه به نام دی  است که برای تشخیص آنها، با نام روز پس از خود همراه می‌شده است. نخستین روز نیز هرمزد می‌باشد که نام آفریننده جهان است؛ پس به این ترتیب، روز نخست و هشتم و پانزدهم و بیست و سوم دیماه به نام خداوند است و چون نام ماه و روز‌یکی می‌شود هر چهار روز جشن است. این جشنها را جشن اورمزد و سه دی میگویند؛‌یعنی  نخستین، در اورمزد روز و سه دیگر در سه روزی است که هر سه دی نام دارد. در ترجمه‌ی آثار الباقیه‌ی ابوریحان بیرونی درباره‌ی دی ماه مطالبی نوشته شده که خلاصه آنها به این شرح است: دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هر دو بنام خداوند است که هرمزد نامیده شده است. در این روز، عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت پایین می‌آمد و جامه‌ی سفید می‌پوشید و در بیابان بر فرشهای سفید می‌نشست و دربانها و محافظان را که هیبت پادشاه به آنهاست کنار می‌راند و هر کس که می‌خواست پادشاه را ببیند خواه دارا‌یا نادار بدون هیچگونه حاجب و مانع به نزد شاه می‌رفت و با او گفتگو می‌کرد و در این روز پادشاه با برزگران همنشینی می‌نمود و در‌یک سفره با آنها غذا می‌خورد و می‌گفت: من امروز مانند‌یکی از شماها هستم و با شما برادرم زیرا دوام و پایداری دنیا به کارهایی است که با دست شما انجام می‌شود و امنیت کشور  نیز با شاه است؛ نه شاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از شاه و چون حقیقت امر چنین باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر می‌باشم و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود.

بهمنگان:

بمهن روز بهمن ماه، به نام بهمن و به منشی است. ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم  می‌نویسد:

بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، در این روز بهمن سفید  نام گیاهی است  با شیر سره  و پاک می‌خوردند و می‌گویند حافظه می‌آورد و فراموشی را ببرد، اما در خراسان هنگام این جشن مهمانی می‌کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزیها وجود دارد.

سپندارمذگان (اسفندگان):

اسفند روز اسفندماه به نام سپندارمذ، جشن عشق و گستردگی و برکت بود که گذشته از زمین که مام همه‌ی ماست، در زنان پدیدار است؛ از اینرو این جشن از آن زنان بود و به پاس قدردانی از مقام زن، مردان و پسران، هدیه هایی به مادران و خواهران و دختران می‌دادند.

Khshaotha

Hvanvant
نظرات ()

ماه آذر و جشن آذرگان

ماه آذر و جشن آذرگان

آذر ماه 

به فرخندگی فرارسیدن جشن آذرگان

انگیزه برگزاری جشن آذرگان
فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن دراندیشه ایرانیان.

جایگاه آذر در فرهنگ ایران
آذر در اوستا « آتَر/ آتَرش» و در پهلوی « آتُر / آتَخش » و در فارسی امروز « آذر / آتش »است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آورده اند. در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی ستودنی است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی می بخشد پس « سوی پرستش » اهورا مزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می کنند. جشن آذرگان از جشن‌های ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار می شود.

ایزد آذر در متن‌های کهن
در بسیاری از متون کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شده است. برای نمونه در « یسنا، هات 62 » از آذر اهورایی با صفاتی چون « برازنده ستایش و نیایش » ، « گشایش بخش » و « پناه بخش » یاد شده است و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شده اند. همچنین در « آتش نیایش » در ستایش آذر اهورایی آمده است: « درود بر تو ای آتش! ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا … به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد ! افروخته باش در این خانه ! پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه ! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه! به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! آسایش آسان! پناه آسان ! آسایش فراوان! فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند… »

آیین‌های جشن آذرگان
در « فرهنگ جهانگیری » ، « برهان قاطع » ، « مروج الذهب مسعودی» و « المدخل فی صناعة احکام النجوم » از « کیا کوشیار ابن لبان شهری جیلی » این جشن را با نام « آذرخش » نوشته اند.
ابوریحان بیرونی در « آثارالباقیه » دربارهٔ جشن آذرگان نوشته است: « روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام ” آذرجشن” می گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش‌ها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند ».

نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته می دانستند و در خانه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایش‌ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی‌های گوناگون در آتشکده‌ها که آذین بندی شده بودند، جشن می گرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوب‌های خوش سوز و خوش بو می نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه‌ها فروزان بود و نمی گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می دانستند. یکی از نیایش هایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده می‌شود « آتش نیایش » نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش « خرده اوستا » است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعه هایی که برای نام ماه‌های ایرانی سروده، دربارهٔ « آذر ماه » می گوید:

ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر

او همچنین دربارهٔ « روز آذر » گفته است:

ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه

آیین‌های جشن آذرگان در ایران امروز
جشن آذرگان این روزها در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، تهران و… از طرف زرتشتیان و با شرکت این گروه از اقلیت‌های مذهبی در مراکز دینی خودشان برگزار می‌شود. خواندن بخش‌هایی از اوستاتوسط موبد، بخش همیشگی این آیین به شمار می‌رود.

گل میژه جشن آذرگان

در کتاب پهلوی « بندهش » آنجا که « دربارهٔ چگونگی گیاهان » سخن به میان می آید، از میان گل‌ها « آذریون» گل ویژه آذر معرفی شده و آمده است: « … این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:… آذریون آذر را … ». در متون فارسی گل آذریون را با نام‌های دیگری همچون « آذرگون »، « گل آتشی » یا « گل آتشین » نیز نامیده اند چنان که امیر معزی، صائب و واعظ قزوینی در اشعار خود آن را گلی با رنگ سرخ آتشین تصویر کرده اند و گفته اند که گرچه سرخ است اما گل سرخ نیست و خوش بو هم نیست. اما در برخی دیگر از منابع آن را گلی زرد دانسته اند. پس چنان که پیداست در زمان‌های گوناگون نام « آذرگون » را بر گل‌های مشابه نهاده اند. در همین مورد در لغت نامه دهخدا زیر واژه‌های آذریون و آذرگون آمده است: « گلی باشد زرد که در میان زغب و پرزی با ریشه‌های سیاه دارد و خوش بوی نیست و ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانه بپراکنند ( از قاموس ). چنان که در آذرگون گفته شد آذریون معرب آذرگون است و اقوال فرهنگ نویسان مانند شعرا در معنی آن نهایت مختلف و مضطرب است، و آن را خیری و نوعی بابونه و سطردیقون و اقحوان و زبیده و کخله و گاوچشم و همیشه بهار و نوعی از شقایق و گل آفتاب پرست و امثال آن گفته اند. صاحب تحفه گوید: نباتی است میان شجر و گیاه بقدر ذرعی برگش بی زواید و نرم بقدر برگ جرجیر و با اندک زغبیت و گل‌های او بزرگ و پهن و مدور و زرد و رخشنده و در وسط او برگ‌های ریزه ٔسیاه مایل به سرخی و به غایت خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و به حرکت او دور می کند… و تشویش اقوال مؤلف اختیارات بر ارباب بصر پوشیده نخواهد بود – انتهی . و از این تعریف روشن می‌شود که آذریون همان گل است که اکنون آفتاب گردان نامند : و آذریون از حسد رخسار آتش رنگ او رخ بزرآب فروشست و به سان غمگینان از اوراق گلناری چهره زعفرانی بنمود. ( تاج المآثر …)از امثله فوق و نیز از مندرجات فرهنگ‌ها و لغت‌های طبی چنین مستفاد می‌شود که آذرگون را قدما به درستی نمی شناخته اند و یا این کلمه در امکنه و ازمنه مختلف معانی مختلف می داده است . از معانیی که برای این کلمه آورده اند همیشه بهار، خجسته، قسمی از شقایق که اطرافش خیلی سرخ و وسطش نقطه سیاه دارد، لاله، شقر، لاله ٔ دختری، آردم، گل آفتاب پرست، گاوچشم، خیری، کحله و زبیده است و گفته اند نوعی از گل است که بعضی به سرخی زند و برخی به زردی … ». و اما لامعی گرگانی ( از شاعران دوران ملکشاه سلجوقی ) نیز در ابیاتی آذرگون را با گلبرگ هایی زرد با میانه سیاه تصویر کرده است:

دو چشم خویش برافکن به چشم آذرگون / در این زمان و بر آماق او گمار آماق

به چشم بر مژهٔ زرد اگر نکو نبود / نکو بود سیه اندر میان چشم احداق

به این ترتیب اگرچه در برخی از فرهنگ‌های گیاه‌شناسی گاه « آذرگون » را به عنوانی صفتی برای گل هایی همچون شقایق، لاله، سیکلامن و همیشه بهار که به سرخی می گرایند، نیز به کار برده اند اما از آنچه در متون کهن فارسی دربارهٔ گل آذرگون یا آذریون برجای مانده چنین می توان نتیجه گرفت که این گلی است گرد و بزرگ با گلبرگ‌های زرد که گاهی نیز به سرخی می زند و با توجه به شواهد موجود به نظر آذرگون یا آذریون مورد اشاره در متون کهن ایرانی گونه ای از آفتابگردان یا همان « Sunflower » با نام علمی ( Helianthus annuus ) است که در اندازه‌های گوناگون و با رنگ‌های زرد یا سرخ یا ترکیبی از زرد و سرخ در طبیعت وجود دارد.

در نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن « آذرگان » برگزار می شود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی.

۱ آذر آذر جشن
۵ آذر روز بسیج مستضعفان
۷ آذر روز نیروی دریایی
۹ آذر آذر روز، جشن آذرگان
۱۰ آذر روز مجلس
۱۱ آذر اربعین حسینی [ ٢٠ صفر ]
۱۲ آذر تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
۱۲ آذر روز جهانی معلولان [ 3 December ]
۱۳ آذر روز بیمه
۱۵ آذر روز حسابدار
۱۶ آذر روز دانشجو
۱۹ آذر رحلت رسول اکرم؛شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام [ ٢٨ صفر ]
۲۱ آذر شهادت امام رضا علیه السلام [ ٣٠ صفر ]
۲۲ آذر هجرت پیامبر اکرم از مکه به مدینه [ ١ ربيع الاول ]
۲۵ آذر روز پژوهش
۲۶ آذر روز حمل و نقل
۲۹ آذر شهادت امام حسن عسکری علیه السلام [ ٨ ربيع الاول ]
۳۰ آذر جشن شب یلدا


جشن آذرگان

آذر روز از آذرماه برابر با 9 آذر در گاهشماری ایرانی
«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ ترین آفریده ی اهورامزدا و سزاوار ستایش»
یسنا 62، بند 9

روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ِویژه ی همه ی آتش هاست و از احترام ویژه ای نسبت به سایر آخشیج ها (عناصر) برخوردار می باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.

در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«… روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند …»

در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته اند.

در جشن های آتش مردم روی بام خانه ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می گیرند.
نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می نهاده اند. در این روز آتشکده ها  را آراسته  و آذین بندی می کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه ای برای جشن برگزار می کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره ی امور و دشواری ها به نتیجه ی مطلوب می انجامد.

آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه ای به شکلی آن را ستوده اند.

دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این باره دارد و نشان می دهد که چگونه همه ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می ستایند و از متمدن ترین کشورها در اروپا تا وحشی ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.

در نزد هندوان نیز، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی ها، «اَتره ون»(Athravan) می باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می شود است.

همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می شد خاموش گردد.


8 آذر 

29 نوامبر؛ روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین

در 29 نوامبر سال 1947 سازمان ملل قطعنامه ناعادلانه تقسیم فلسطین را تصویب کرد

8 آذر (29 نوامبر)، روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین
روز 29 نوامبر هر سال یادآور وقایعی تلخی مانند صدور قطعنامه تقسیم فلسطین است. این روز همچنین روز اعلام همبستگی با ملت فلسطین و انتخاب فلسطین به عنوان کشورعضو ناظر شورای امنیت سازمان ملل نیز به شمار می‌آید.

جهان همه ساله در 29 نوامبر در گرامیداشت منزلت مردم فلسطین و به مناسبت روز جهانی همبستگی با ملت فلسطین مراسمی را برپا می دارد. بیش از 60 سال از اشغال فلسطین گذشته است، اما گویی رنج و آلام مردم فلسطین تمامی ندارد و ادامه این ظلم و بی عدالتی همچنان چشم بشریت را تر می سازد.

در 29 نوامبر سال 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ناعادلانه تقسیم فلسطین را تصویب و به آن رسمیت داد. بر اساس قطعنامه 181تقسیم، فلسطین به دو پاره تقسیم شد و مجمع عمومی بخشی از آن را برای تشکیل کشور و دولت یهود و بخش دیگر را برای کشور و دولت فلسطین در نظر گرفت. هرچند قطعنامه ناعادلانه تقسیم بانادیده گرفتن فلسطینی بودن فلسطین و پیشینه این سرزمین با قدمت، نیمی از فلسطین را به مردم فلسطین ونیمی دیگر را برای صهیونیستها درنظر گرفت، اما در ماه می سال 1948 صهیونیستها حتی اختصاص نیمی از سرزمین فلسطین را نیز به ساکنان اصلی آن تحمل نکردند و با اشغال فلسطین، مانع از تشکیل کشور مستقل فلسطینی تا امروز شده اند.

در این راستا نیز هر چند مجمع عمومی در سال 1977 طی قطعنامه ای، روز 29 نوامبر را روز همبستگی با مردم فلسطین اعلام کرد، اما تاریخ همچنان به قضاوت درخصوص ظلم و ستمی نشسته است که سنگ بنای آن در مجمع عمومی و در قطعنامه تقسیم فلسطین گذاشته شد. اکنون پس از 60 سال، مردم فلسطین از ابتدایی ترین حقوقشان نیز محرومند. دهها هزار فلسطینی هنوز در کمپ های غزه و کرانه باختری زندگی می کنند.

سازمان ملل سال 1977 طی قطعنامه ای، 29 نوامبر را روز همبستگی با مردم فلسطین اعلام کرد

میلیونها آواره فلسطینی هنوز پس از 6 دهه درکمپهای سوریه، لبنان و اردن، روزگار خود را سپری می کنند. احداث شهرکهای صهیونیست نشین در بیت المقدس و کرانه باختری همچنان باروندی پرشتاب خانه های مردم فلسطین را مصادره می کند تا با بی خانمان کردن ساکنان کرانه باختری و قدس شرقی، فلسطینی ها را به کوچ اجباری وادارد. غزه نیز که به صحنه کارزار اشغالگران دربرابر مردم بی دفاع آن مبدل شده ،اکنون بیش از دو سال است در محاصره نظامیان اسرائیلی قرار دارد و اکنون مردم آن در تاریکی با فقر و بیماری و گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند.

پس از60 سال از اشغال فلسطین، غزه سندی گویا از جنایاتی است که بر مردم فلسطین رفته است و اکنون نیز پس از 6 دهه سازمان ملل که خود در رنج مردم فلسطین دست داشته است با سکوت و یا بی عملی خود تنها نظاره گر فاجعه انسانی درنوار غزه است.

منبع : cgie.org.ir – مجموعه: مناسبتها در ایران و جهان


نهم آذرماه، جشن آذرگان

 9 آذر 

جشن آذرگان
روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ویژه­ ی همه­ ی آتش­هاست و از احترام ویژه­ای نسبت به سایر آخشیج­ها (عناصر) برخوردار می­باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن­های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.
ابوريحان بیرونی در صفحه ۲۵۶ ترجمه­ی آثارالباقيه درباره­ی این جشن می­آورد :
« … روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می­گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می­باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته­ای که به همه­ی آتش­ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده­ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند … »
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته ­اند.
در جشن­های آتش مردم روی بام­ خانه­ ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک­های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می­گیرند. نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می­نهاده­ اند.
در این روز آتشکده­ ها را آراسته و آذین بندی می­کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه­ای برای جشن برگزار می­کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره­ی امور و دشواری­ها به نتیجه­ی مطلوب می­انجامد.
آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه­ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه­ای به شکلی آن را ستوده­اند.
دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این­باره دارد و نشان می­دهد که چگونه همه­ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می­ستایند و از متمدن­ترین کشورها در اروپا تا وحشی­ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.
در نزد هندوان، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی­ها، «اَتره­ون»(Athravan) می­باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می­شود است.
همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می­بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می­شد خاموش گردد.

منبع:irandeserts.com – مجموعه: مناسبتها در ایران و جهان

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین


منابع
اوستا ( کهن‌ترین سرودهای ایرانیان)، گزارش و پژوهش دکتر جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، 1375 خورشیدی.
بندهش، فرنبغ دادگی، گزارش و برگردان دکتر مهرداد بهار، انتشارات توس، تهران، 1385 خورشیدی.
فرهنگ اساطیر ایرانی بر پایه متون پهلوی، خسرو قلی زاده، نشر کتاب پارسه، تهران ، 1387 خورشیدی.
گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم رضی، انتشارات بهجت، تهران، 1380 خورشیدی.
فرهنگ رستنی‌های ایران، دکتر هادی کریمی، انتشارات پرچم، تهران ، 1381 خورشیدی.
گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی، دکتر بهرام گرامی، انتشارات سخن، تهران، 1386 خورشیدی.
لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ج اول، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1372 خورشیدی.

WhatsApp chat