0 Items

حکیم ابوالقاسم فردوسی

درود بر شما

بنام خداوند جان و خرد ،
کزین برتر اندیشه بر نگذرد .
خداوند نام و خداوند جای ،
خداوند روزی ده رهنمای
سلام بر دوستان عزیزم صبحتان بخیر و شاد باد.
*امروز سه شنبه 25 اردیبهشت ماه برابر با روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت شاعر ماندگار ایرانی که سرشار از عشق و وطن دوستی بود بنام حکیم ابوالقاسم فردوسی است.
توانا بود هر که دانا بود ،
زدانش دل پیر برنا بود.
از این پرده برتر سخن گاه نیست ،
زهستی مرد اندیشه را راه نیست .
سیاوش منم نه از پریزادگان ،
از ایرانم از شهر آزادگان .
دریغ است ایران که ویران شود ،
کنام پلنگان و شیران شود
چو ایران نباشد تن من مباد ،
در این بوم و بر زنده یک تن مباد .

شاهنامه

شاهنامه

شاهنامه فردوسی 

شاهنامه (دیباچه) از فردوسی درباره شاهنامه
شاهنامه (دیباچه)
از فردوسی
درباره شاهنامه

شاهنامه پر آوازه ترین سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشته‌های ادبیات کهن فارسی است.

وی برای سرودن آن نزدیک به 15 سال تلاش کرد .

شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدوداً از 60 هزار بیت تشکیل شده و دارای 3 دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است.
25 اردیبهشت بزرگداشت این شاعر پرآوازه و اسطوره ایرانی گرامی باد

سالروز بزرگداشت فردوسی مبارک

سالروز بزرگداشت فردوسی مبارک

سالروز بزرگداشت فردوسی مبارک

Abu ʾl-Qasim Ferdowsi Tusi

سالروز بزرگداشت فردوسی مبارک

سالروز بزرگداشت فردوسی مبارک

ابوالقاسم فردوسی توسی (۳۲۹ هجری قمری – ۴۱۶ هجری قمری، در توس خراسان)، شاعر حماسه‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملیایران، است. برخی فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند  که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن و حکیم توس گویند.

گزیده ای از اشعار فردوسی

« شعری از فردوسی »
چو گفتـــــار بيهــوده بسيــار گشت                       سخنگوي در مردمي خوار گشت

به نايـافت رنجه مـكن خـــــويشتن                          كه تيمـار جان باشد و رنج تـن

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

****اشعار فردوسی*****

 

زدانش چو جان تـــرا مـــايـه نيست                    به از خامشي هيچ پيرايــه نيست

توانگر شد آنكس كه خرسنـــد گشت                  از او آز و تيمار در بنـــد گشت

 

****اشعار فردوسی*****

بـه آمــوختن چون فــروتن شـــوي                            سخن هــاي دانندگــان بشنوي

مگوي آن سخن، كاندر آن سود نيست                       كز آن آتشت بهره جز دود نيست

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی

****اشعار فردوسی*****

 

بيــــا تا جهــــان را به بــد نسپريم                   به كوشش همه دست نيكي بريم

نبــاشد همي نيك و بـــد، پــــايدار                   همـــــان به كه نيكي بود يادگار

 

****اشعار فردوسی*****

 

همــــان گنج و دينار و كاخ بلنـــــد                نخواهــــد بدن مرترا ســـودمند

فــريــدون فــرّخ، فرشته نبـــــــود               بــه مشك و به عنبر، سرشته نبود

 

به داد و دهش يــافت آن نيگـــــوئي

تو داد و دهش كن، فريدون توئي

 

شاهنامه (دیباچه) از فردوسی ، درباره شاهنامه

شاهنامه (دیباچه)
از فردوسی ، درباره شاهنامه

********اشعار فردوسی********

 

 

« شعری از فردوسی »

سپاه شب تیره

 

شبی چون شَبَه روی شسته به قیر

نه بهرام پیدا ، نه کیوان ، نه تیر

 

****اشعار فردوسی*****

 

دگرگونه آرایشی کرد ماه

بسیچ گذر کرد بر پیشگاه

شده تیره اندر سرای درنگ

میان کرده باریک و دل کرده تنگ

ز تاجش سه بهره شده لاژورد

سپرده هوا را به زنگار و گَرد

شاهنامه (دیباچه) از فردوسی ، درباره شاهنامه

شاهنامه (دیباچه)
از فردوسی ، درباره شاهنامه

****اشعار فردوسی*****

 

سپاه شب تیره بر دشت و راغ

یکی فرش گسترده از پّر زاغ

نموده ز هر سو به چشم اهرمن

چو مار سیه ، باز کرده دهن

 

****اشعار فردوسی*****

 

چو پولاد زنگار خورده سپهر

تو گفتی به قیر اندر اندود چهر

فرو ماند گردون گردان به جای

شده سست خورشید را دست و پای

 

****اشعار فردوسی*****

 

سپهر اندر آن چادر قیرگون

تو گفتی شدستی به خواب اندرون

نَبُد هیچ پیدا نشیب از فراز

دلم تنگ شد زان شب دیریاز
با تشکر از توجه شما گروه فن و هنر ایران زمین

منابع :

ویکی پدیا

بیتوته

مجموعه: شعر و ترانه

 

روز بزرگداشت فردوسی

ابوالقاسم فردوسی توسی

امروز ۲۵ ارديبهشت‌ماه روز بزرگداشت «حكيم ابوالقاسم فردوسی»، بزرگ‏ترين حماسه‌سرای ايران و يكی از حماسه‌سرايان بزرگ جهان است.

 

شاهنامه٬ حکیم ابوالقاسم فردوسی٬ فردوسی٬

ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری – درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.

 

شاهنامه (5)

شاهنامه

شاهنامه

شاهنامه

شاهنامه

شاهنامه (دیباچه)
از فردوسی

درباره شاهنامه

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حماسه‌ای منظوم در بحر متقارب مثمن محذوف و دربرگیرندهٔ نزدیک به ۶۰٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسه‌ای جهان است که سرایش و ویرایش آن گنجینه، دست‌آورد دست کم سی سال رنج و تلاش خستگی‌ناپذیر این سخن‌سرای بزرگ ایرانی است.

درون‌مایهٔ این شاهکار ادبی، اسطوره‌ها، افسانه‌ها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سدهٔ هفتم است که در چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان گنجانده می‌شوند و به سه بخش اسطوره‌ای :

(از روزگار کیومرث تا پادشاهی فریدون)

پهلوانی (از خیزش کاوه آهنگر تا مرگ رستم)

و تاریخی (از پادشاهی بهمن و پیدایش اسکندر تا گشایش ایران به دست اعراب) بخش‌بندی می‌شود.

هنگامی که زبان دانش و ادبیات در ایران زبان عربی بود، فردوسی با سرودن شاهنامه با ویژگی‌های هدف‌مندی که داشت زبان پارسی را زنده و پایدار کرد. یکی از بن‌مایه‌های مهمی که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آن استفاده کرد، شاهنامهٔ ابومنصوری بود. شاهنامه نفوذ بسیاری در جهت‌گیری فرهنگ فارسی و نیز بازتاب‌های شکوه‌مندی در ادبیات جهان داشته‌است و شاعران بزرگی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کرده‌اند.

شاهنامه بزرگ‌ترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به همهٔ زبان‌های زندهٔ جهان بازگردانی شده‌است. نخستین بار در ۶۰۱ خورشیدی بنداری اصفهانی شاهنامه را به زبان عربی بازگردانی کرد و پس از آن بازگردانی‌های دیگری از شاهنامه (از جمله بازگردانی ژول مل به فرانسوی) انجام گرفت.

یکی از تاریخ‌دانان و مصرشناسان گفته‌است که زبان قبطی و ادبیات کهن مصر در یورش عرب‌ها به این سرزمین از بین رفت و به فراموشی سپرده شد و امروزه زبان رسمی کشور مصر، عربی است، چون مصریان کسی مانند فردوسی ایرانی را نداشتند. مصر با یورش اعراب تمدن، تاریخ، فرهنگ و زبانش را از دست داد، ما نمی‌توانیم دربارهٔ فرهنگ مصریان گفتگو کنیم چون امروزه کسانی با آن فرهنگ در آن‌جا حضور ندارند. فردوسی فرهنگ، زبان و تاریخ حماسه‌ای ایرانیان را با شاهنامه جاودانه کرد

آغاز کتاب
به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده و رهنمای
خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برترست

نگارندهٔ بر شده گوهرست
به بینندگان آفریننده را

نبینی مرنجان دو بیننده را
نه اندیشه یابد بدو نیز راه

که او برتر از نام و از جایگاه
سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد
خرد گر سخن برگزیند همی

همان را ستاید که بیند همی
ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست
خرد را و جان را همی سنجد او

در اندیشهٔ سخته کی گنجد او
بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان
به هستیش باید که خستو شوی

ز گفتار بیکار یکسو شوی
پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود
از این پرده برتر سخن گاه نیست

ز هستی مر اندیشه را راه نیست
ستایش خرد
کنون ای خردمند ارج خرد

بدین جایگه گفتن اندر خورد
خرد بهتر از هر چه ایزدْت داد

ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای

خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی و زویت غمیست

وُ زویت فزونی و هم زو کمیست
خرد تیره و مرد روشن روان

نباشد همی شادمان یک زمان
چه گفت آن سَخُنگوی مرد از خرد

که دانا ز گفتار او برخورد:
کسی کو خرد را ندارد ز پیش

دلش گردد از کردهٔ خویش ریش
هشیوار دیوانه خواند وُرا

همان خویش بیگانه داند وُرا
ازویی به هر دو سرای ارجمند

گسسته خرد پای دارد ببند
خرد چشم جانست چون بنگری

تو بی چشم شادان جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس

نگهبان جان است و آنِ سه پاس
سه پاس تو چشم است و گوش و زبان

کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان
خرد را و جان را که یارد ستود

و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود

ازین پس بگو آفرینش چه بود
تویی کردهٔ کردگار جهان

ندانی همی آشکار و نهان
به دانش ز دانندگان راه جوی

به گیتی بپوی و به هر کس بگوی
ز هر دانشی چون سَخُن بشنوی

ز آموختن یک زمان نغنوی
چو دیدار یابی به شاخ سَخُن

بدانی که دانش نیابد به بُن
آثار فردوسی

 

WhatsApp chat