0 Items
مفاهیم و اصطلاحات : معماری ایرانی چیست؟

مفاهیم و اصطلاحات : معماری ایرانی چیست؟

مفاهیم: معماری ایرانی چیست؟

معماری ایران دارای ویژگی‌هایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است.

معماری در ایران بیش از ۶۰۰۰ سال تاریخ پیوسته دارد، دست کم از ۵۰۰۰ ق. م معماری هر چه باشد سازنده و سامان دهندهٔ فضای زیست انسان است. مقصود ادراک گذشته و آموختن آن گوهر اساسی معماری گذشته، یعنی فضاست، چیزی که دیگر زمان نمی‌شناسد و فضای شهری واجد همین گوهر اساسی است.

خانه و درب و پنجره های قدیمی , قوس در معماری ایرانی

خانه و درب و پنجره های قدیمی , قوس در معماری ایرانی

گرایش اجتماعی و معماری

عامل اصلی وحدت و هماهنگی معماری گذشته ایران در گرایش و اعتقادهای مذهبی نهفته‌است. گرایش‌های مذهبی که محور اصلی آن احدیت و وحدانیت است.

فرهنگ اصول حاکم و پویا
فرهنگ در برهان قاطع به معنی علم و دانش و عقل، ادب و بزرگی و سنجیدگی آمده‌است. هیچ هنرمند مسلمانی از میراث پیشینیان بی‌بهره نمانده‌است. سخن از سنت، سخن از اصول تبدیل ناپذیری است با منشأ آسمانی و سخن از کاربردشان در مقاطع مختلفی از زمان و مکان.

اصل نظم و وحدت

گره سازی هنر اصیل ایرانی

گره سازی هنر اصیل ایرانی

نظم جهان هستی الهام بخش معماران ایران زمین بوده و معماری اصیل سعی داشته به فضای زیست انسان نظم دهد. معماری ایران تجلی وحدت در کثرت و تلاش برای رسیدن به یک وحدت در عالم کثرت است و با اتخاذ اجزاء بر اساس نظم صورت می‌گیرد.

اصول ورودیها
فضای ورودی به عنوان یک عنصر کل نسبت به سایر فضاهای معماری گذشته ایران از اصول و ویژگی‌های خاصی برخوردار است. کارکرد و نقش اصلی در ورودی هر فضای محصور، تأمین یک ارتباط قابل کنترل میان درون و بیرون آن فضاست و لذا متناسب با خصوصیات کارکردی و کالبدی آن طراحی ساخته شود. گاهی سردر و فضای ورودی برخی از بناهای بزرگ عمومی نقش نشانه و نماد شهری را پیدا می‌کرد. (سردر ورودیِ مسجد جامع یزد)

عکس و نمایی از مسجد جامع یزد

عکس و نمایی از مسجد جامع یزد

حیاط / فضای باز
حیاط، فضایی مرکزی با انتظام هندسی، درون‌نگر مرتبط با فضاهای اطراف، محور سازمان‌دهی، سرگشوده، برگرفته از باغ که تعاملی تنگاتنگ با اقلیم دارد. جایگاه حیاط مرکزی همواره تجسم‌بخش اصول نظم فضایی و وحدت‌آفرین است.

نیارش و هندسه
در این معماری پیمون با عنایت به جانگداز و فضاهای مقصود، وسیله تنظیم ابعاد و اندازه‌هاست و هندسه راهنمای معماری در تأمین تناسب و هماهنگی اصولی.  در تمام مراحل مربوط به تکوین یک اثر معماری، رابطه. همیاری تنگاتنگ نیارش، هندسه، پیمون و گز نقش اساسی دارد. هندسه و نیارش با استفاده از پیمون و عنایت به نیاز، عامل تعیین و کنترل ابعاد و اندازه‌ها و راهنمای دستیابی به نتیجه‌ای مطلوب است. نیارش درلغت به معنی علم ساخت سازه بناست. و در اصطلاح به فن اجرای ساختمان می گویند. این لغت که یکی از اصول اصلی معماری ایرانی است، در گذشته کاربرد فراوانی داشته اما امروزه بدست فراموشی سپرده شده.

اصل گنبدسازی
گنبد نه تنها رسالت پوشاندن ابعاد بزرگی از فض را از نظر ایستایی دارد بلکه یکی از مهم‌ترین نمادهای معماری ایرانی به‌شمار می‌رود. از مهم‌ترین خصوصیات گنبد در ایران اینکه «گنبدهای ایرانی بی هیچ چوب بست و قالب ساخته می‌شد.»

اصل طبیعت
هماهنگی با طبیعت و استفاده از انرژی پایدار آن همانند نور و باد… و عناصر اصلی آن مثل آب و خاک و گیاه… به نحو شایسته در معماری گذشته به خدمت فضای زیست گرفته شده‌است. معماری ایران پاسخ معمارانه به طبیعت و اقلیم داده‌است. در همه دوره‌ها آسایش فضا مطرح بوده‌است.

فناوری‌های جدید و معماری ایرانی
با بوجود آمدن تکنولوژی‌های جدید و مصالح ساختمانی نوین تناقضاتی در طراحی معماری و سازه ساختمان به وجود آمد که پیاده‌سازی این‌گونه معماری را در ساختمان‌های جدید با مشکل روبه رو ساخت. درحال حاضر مدل‌سازی اطلاعات ساختمان به عنوان یک رویکرد جدید به عنوان مدل سه بعدی پارامتریک از خصوصیات ساختمان امیدها را برای بکارگیری این نوع معماری در ساختمان‌های نوین و کاهش چالش‌های طراحی و پیاده‌سازی آن زنده کرده‌است.

مسجد و کاروانسرای دیوارچین قم معماری ساسانی

مسجد و کاروانسرای دیوارچین قم معماری ساسانی

مسجد و کاروانسرای دیوارچین قم معماری ساسانی

واژگان
آسمانه: سقف

آشکوب: طبقه. به سقف هم گفته می‌شود. آشکُب و آشکو هم خوانده می‌شود

آمود: آنچه به تن سازه و نه جان سازه افزوده می‌شود. کارکرد آن در نمای سازه است

آوان: ایوان

آوگون: خمیدگی درون‌سوی پای تاق یا گنبد. این سبک را در چَفد سروک می‌توان دید

تاق آهنگ: گونه‌ای تاق که به شکل گهواره بر روی دو دیوار موازی ساخته می‌شود. نام دیگر آن تاق گهواره است

اَزج یا اَزغ: عربی شده واژه سَغ. آشکوب (سقف) خمیده در برابر آشکوب تخت.

اُستوان: ستون با مقطع گرد

اِسپر: تکیه‌گاهی ست که در تاق‌های به روش آجرچینی ضربی برای لنگر رج اول به کار می‌رود. نیز به هر دیوار غیرباربر گفته می‌شود. نگ تیغه

اَفزیر: استخوان بندی بنا یا اسکلت ساختمان

اوزیر: همان افزیر است

ایوارگاه: بخشی از تاق در زاویه °۶۷٫۵ درجه که نقطه اوج فشارهای درون‌سو است و در اثر آن فشارها چَفدهای ناپیمون به درون می‌چاکند.

بام: بالاترین بخش بیرونی سازه. سطح زیرین بام آشکوب یا سقف است

بَروار: راهروهای دو سوی یک دهانه بزرگ مانند راهروهای دوسوی یک شبستان یا ایوان یا شاه‌نشین

بَستو: تاق یا گنبدی مازه‌دار که خیز چَفد آن بسیار زیاد باشد. به آن چفد مازه‌دار تیز هم می‌گویند (بیضی ایستاده تیز)

بیز: تاق یا گنبدی مازه‌ای که خیز چَفد آن کمتر از بَستو ولی همچنان زیاد است. به آن «هلوچین تند» هم می‌گویند

بَهر: یکای اندازه‌گیری طول برابر با ۳٫۳ سانتیمتر است. هر دو بَهر یک گِرِه می‌شود

بِشکَم: پیش‌آمدگی در نمای ساختمان مانند بالکن و ایوان. بَشکَم نیز گفته می‌شود

بُلُندین: نعل درگاه که در زیر آن قرار می‌گیرد. سَفت نیز گفته می‌شود. بُلُند= واداشته

بَندروغ: تخته‌های آب‌بند که جلوی آب را سد می‌کنند

پیل‌پا: ستونی که بار آسمانه یا سقف روی آن است.

پاراسته: پست‌ترین بخش تاق یا گنبد که از روی دیوار -پاکار- تا نقطه‌ای از تاق را که هنوز چفد (قوس) آغاز نشده دربرمی‌گیرد

پَرگِره: سبکی در اجرای پوشش بیرونی گنبد به شکل طوقه چینی که در بالاترین بخش بیرونی گنبد انجام می‌شود

پَرگَر: همان پَرگره

پالگانه: در مشبک کوچکی که از آن برای پاییدن بیرون مانند پنجره بهره می‌برند. تفاوتش با پنجره در این است که آهنین است و پنجره چوبی. بالکانه نیز خوانده می‌شود

پَنام: عایق در سازه مانند جِرز یا کُناله و هر ساخت دیگری که سازه را هرچه بهتر در برابر تغییر دما نگه دارد.

پالانه: تاقی که به روش چند لایه اجرا شده‌است. لایه‌هایی سبک و تیغه‌ای که روی هم می‌نشینند. تاق جهازه هم خوانده می‌شود

پاتوپا: روشی در آجرچینی تاق یا دیوار، نیز نام یک جور چَفد است

پادیاب: نگ پادیاو

پادیاو: گودالی که برای باغچه کنده می‌شده و از خاک آن برای ساختمایه (مصالح) سازه بهره برده می‌شده‌است. گاه از این گودال برای ساخت وضوخانه و حوضخانه بهره برده می‌شده‌است.

پانیذ: نوعی تاق با چفد بسیار کم خیز و خفته که در دهانه‌هایی که جرز دیوارهای پاکار ستبری بیشتری داشته مانند اشکوب‌های کم پهنا و همچنین تاق‌هایی که بار به نسبت کمتری را متحمل می‌شدند ساخته می‌شده‌است

پَروَر کردن: اصطلاحی برای جای گرفتن آجر در تاق ضربی

پَردی: چوبهای باریک و کوتاهی که روی دو تیر اصلی سقف‌های نهاده می‌شوند تا رویشان را بوریا انداخته و سپس از خاک و گل پر کنند

پرواز: همان پَردی

پادیر: نگ پالار

پالار: ستون بزرگ و اصلی سازه که بیشترین بار بر روی آن است

تاژ: نوعی تاق که چهار بخشی است

تیغه: دیواری بسیار نازک که ناباربر است و برای جدا کردن فضاها ساخته می‌شود. معمولاً با باریک‌ترین بخش آجر یا خشت (قسمت نَر) برای ساخت آن بهره گرفته می‌شود

توفال: تخته بسیار نازک و سبک که به زیر سقف کوبند و سپس روی آن را گل یا گچ می‌اندایند. کاری که اکنون با راویس انجام می‌شود

تاوه: نوعی تاق با چفد بسیار کم خیز

تیرگُم: نوعی سقف تخت تیردار که تیرهای آن را با روشی از نگاه پنهان می‌کنند. این تاق استواری کمتری دارد

جهازه: در «جهازه چاغ کردن» پوشش چند لایه آجری بر روی تاق را گویند که به روش چپیله‌ای آجرچینی می‌شود و چون بسیار نازک و کم خیز است برای همین روی چهارچوب‌های چوبی بنا می‌شود. از آنجا که در روش چپیله‌ای آسمانه نازک می‌شود ازینرو این تاق‌ها را به روش لاپوش که چند لایه آجر روی هم هم است می‌سازند. این تاق پالانه هم خوانده می‌شود

جِناغی: تاقی که چفد آن تیزه دار باشد. نام دیگری برای تاق‌های تیزه دار در برابر تاق‌های مازه دار

چارسوق: بخشی از بازار که دو راسته همدیگر را بریده و چهار راهی را پدیدآورند

چَپری: نعل درگاهی که به شکل سه گوش باشد

چَمانه: گونه‌ای چَفد جناغی یا تیزه‌دار است که دارای خیز بلندی ست و توان باربری بالایی دارد.

چَفد: در معماری ایرانی به هر نوع خمیدگی و قوس در سازه گفته می‌شود.

چَپیله: نوعی روش آجرچینی در اجرای تاق است. بافتی که از این روش به دست می‌آید معمولاً نازکترین است. ازینرو تاق‌های با این روش آجرچینی همانند تاق پالانه یا جهازه ناباربر بوده و کارکردهای آمودی یا بر روی چارچوب‌های چوبی داشته‌اند.

چَمله: نوعی چفد در تاق که کارایی باربری نداشته و بیشتر در نعل درگاه‌ها از آن‌ها بهره گرفته می‌شود. این چفد بسیار نزدیک به نیم دایره است.

خاگی: پوشش بیضوی شکل تاق یا گنبد. تاق‌ها معمولاً بیضی هستند خواه به صورت شلجمی یا بیضی ایستاده یا به صورت معروف به بیضوی که بیضی خوابیده‌است یا حالتی نزدیک به دایره. از آنجا که ساختار دایره کمترین نیارش و پایداری را در سازه داشته در گذشته هیچ تاقی به صورت دایره کامل ساخته نمی‌شده‌است.

خاگار: ابزاری برای کشیدن بیضی. این ابزار در معماری ایرانی بیشتر نخ چنبر و دو میخ بوده‌است. در معماری کاربرد خاگار به ویژه در رسم چفدها برای تاق‌ها و گنبدها فراوان بوده‌است. در پیمون به دلایل آزمون و خطایی طولانی یا دلایل شهودی در طول تاریخ معماران به این نتیجه رسیده بودند که بیضی ساختار پایدار تری را در رسم چفد برای تاق و گنبد ایجاد می‌کند. برای همین خاگار کاربرد به مراتب بیشتری از پرگار داشته‌است.

خَرپشته: پوشش‌های شیب دار که امروز شیروانی گفته می‌شوند. به برجستگی بخشی از بام نیز گفته می‌شود

خیمه پوش: نوعی پوشش تاق است که چارسویه است.

خوانچه پوش: نوعی تاق آمودی است که در میان تویزه‌های باربر ایجاد می‌شود که در سبک کردن سازه و ایجاد راه رفت و آمد از میان تویزه‌ها را برای نمونه در کمرپوش‌ها کارایی دارد.

منبع : همشهری انلاین  همشهری آنلاین مهدی تهرانی

بی سلیقگی حاکم بر فضای معماری ( نقد معماری ایران )

بی سلیقگی حاکم بر فضای معماری ( نقد معماری ایران )

بی سلیقگی حاکم بر فضای معماری بخش اول

معماری نیازی به بازسازی ندارد، نیاز دارد منتقدان متفکرتر باشد

معماری نیازی به بازسازی ندارد، نیاز دارد منتقدان متفکرتر باشد

زکا زولا: رهبری راه در معماری زیست محیطی

زکا زولا: راه رهبری معماری زیست محیطی

معمار, همکاران معمار, کارفرما, بساز و بفروش, دولت, شهرداری, تولیدکنندگان و واردکنندگان مصالح ساختمانی, خریدار و مصرف کننده نهایی ساختمان و همه در آنچه معماری امروز ما را شکل داده و می دهد, سهم دارند به ظاهر سهم سرمایه گذار یا همان کارفرما, بیش از همه است زیرا اوست که مالک ساختمان به حساب می آید و در آن حق اعمال نطر مالکانه دارد اما این ظاهر قضیه است سرمایه گذار در اکثر موارد مجبور به تبعیت از سلیقه عمومی است سلیقه عمومی که نویسنده این سطور و گروهی که ممکن است با هم در این موضوع هم نظر باشیم, ترجیح می دهیم آن را در عرصه معماری امروز, و در اکثر موارد بی سلیقگی عمومی بنامیم, مگر در مواردی که عکس آن دیده می شود

در حقیقت جامعه و مصرف کننده نهایی است که بیشترین سهم را در این بی سلیقگی حاکم بر فضای معماری ما دارد. از نشانه های روشن این موضوع نیز اینکه در جامعه، از بین زن و مرد، و در گروه های سنی مختلف تا به حال چند بار با کسانی برخورد داشته اید که بخواهند ساختمانی را بخرند یا بسازند و بگویند که «من از معماری چیزی نمی دانم»؟ این گروه بسیار اندکند و کسانی هستند که مطلع ترین و آشناترین گروه از افراد عادی جامعه ما را تشکیل می دهند که بالاترین سواد عمومی هنری و معماری را دارند.

از سوی دیگر توقع بی جایی است که مردم عادی در معماری، خود به خود، صاحب سلیقه باشند یا اینکه خود به خود صاحب سلیقه بشوند. دوباره به خط اول این نوشته بازگردیم و آن را مرور کنیم. در بین عوامل مؤثر بر معماری امروز یک غایب بزرگ به چشم می خورد: منتقد…

منتقد معماری

این منتقد است که با فنی دیدن و توضیح چرایی معایب و محاسن یک کار معماری، در قالب جلسات نقد و بررسی، سخنرانی، مقاله و حتی کتاب، ذهن مخاطب عادی و حتی متخصص را به روی مفاهیم معماری به طور کلی و امتیازات و ضد امتیازات یک اثر معماری، به صورت خاص، باز می کند. با تکرار این گفتگوها و نقد و بررسی واقعی آثار معماری می توانیم در بلندمدت و میان مدت شاهد رشد و ارتقای سلیقه عمومی در این عرصه باشیم.

فرض بگیریم که امروز معمارانی داریم که همگی توان آن را دارند که آثار معماری درخور تأیید و تحسین عرضه کنند و باز هم فرض بگیریم که سرمایه گذاران و سازندگانی داریم که این معماری را درک می کنند و آماده هستند نظرات معماران را بدون افزود و کاست و دخالت مخرب در پروژه ها پیاده کنند؛ اما کماکان این بی سلیقگی عمومی سنگین، در جامعه مصرف کننده اکثریت داشته باشد. به نظر شما اکثریت معماران و سازندگان سلیقه خودشان را دنبال می کنند یا از بی سلیقگی عمومی تبعیت می کنند؟

سرمایه گذار برایش پرورش میگو و کشت قارچ و واردات سیگار برگ و ساختمان سازی، تفاوت خاصی ندارد! او به سود خود و امنیت سرمایه اش می اندیشد و این عیب نیست، مشخصه سرمایه گذار خوب است. معمار هم فرض بر این است که از طریق معماری کسب درآمد می کند و اینجا برای او محیط کار است و تابع قانون بازار. شکی نیست که ما از معمار نمی توانیم توقع داشته باشیم که در قامت مصلح اجتماعی ظاهر شود و کمر به اصلاح امور ببندد.

و خوب است همین جا بگوییم و اصرار کنیم که بی شک از معمار توقع داریم در چهارچوب اختیارش و تا آنجا که می تواند، به اصول پایبند باشد و مصالح را فدای منافع نکند.

اگر بخواهم شخصاً به این سؤال پاسخ بدهم، سرمایه گذاران تا نود درصد از سلیقه عمومی پیروی می کنند و بسیاری از معماران نیز در عین گردن نهادن به این بلبشو، تلاش هایی خواهند کرد تا حرکت های درستی انجام دهند؛ ولی این سهم کوچکی از خروجی ساختمان هایی خواهد بود که ساخته می شوند، دیده می شوند، استفاده می شوند و بر روان انسان ها تأثیر می گذارند.

آنچه می تواند این چرخه معیوب را به تدریج بشکند و جریان جاری را به نفع آنچه بهتر است تغییر دهد، انتقاد در عرصه معماری است. اما «انتقاد» در معنای دقیقش و نه آنچه امروز از آن می فهمیم. اگر امروز جایی بشنویم که فلان فیلم مورد انتقاد قرار گرفت یا عملکرد فلان شخص مورد انتقاد قرار گرفت، یعنی از آن بدگویی شد!

امروزه نه تنها در حوزه معماری منتقد ـ به معنای دقیق کلمه ـ نداریم، بلکه در سایر حوزه ها نیز در فقر مطلق انتقاد به سر می بریم. اجازه بدهید با معناپژوهی در خصوص واژه انتقاد سعی کنم منظورم را بیشتر توضیح بدهم.

عیار نقد

در برابر واژه انتقاد در فرهنگ های لغت، جداکردن خوب از بد، کاه از گندم، سره از ناسره، به ْگزینی، خرده گیری، آمده است. در خصوص معنایی هم که در اینجا به شکل اخص مورد نظر ماست، آمده که «در اصطلاح ادب و هنر در مقابل لفظ کریتیک به کار برند و آن عبارت است از شرح معایب و محاسن شعر یا مقاله یا کتابی، یا سنجش اثر ادبی یا هنری بر معیار یا عملی تثبیت شده».

اما امروز در ذهن و زبان ما واژه انتقاد معادل «بدگویی» و «عیب جویی» است و من شخصا واژه ای ندارم که بتوانم آن را در فارسی امروز معادل واژه انگلیسی critique بدانم. یادم می آید چند سال پیش در جلسه ای که به بحث در حوزه معماری مربوط بود، دوست هنرمند و ارزنده ما، آرش مظفری، به دلیل همان دقتی که از او در همه کارهایش سراغ داریم، چند بار که در گفته هایش از واژه انتقاد یا انتقادی استفاده کرد و برای روشن شدن منظورش مجبور بود به معادل انگلیسی آن نیز اشاره کند.

امروز به منتقد هنری نیاز داریم تا به ما بگوید اصلا هنر در زندگی به چه کار ما می آید؟ چرا خوب است که در معرض آثار هنری باشیم؟ هنر چه خوراکی به ما می رساند؟ چگونه به ما کمک می کند که به تعادل برسیم؟ چگونه آنچه را در زندگی اهمیت حیاتی دارد و ما می دانیم اما فراموش می کنیم، یادآور می شود؟

«هنر چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند؟» عنوان کتابی است از آلن دوباتن و جان آرمسترانگ با ترجمه هنرمندانه گلی امامی که خواندن چندباره اش را پیشنهاد می کنم. کتابی که می توان آن را بخشی از آرمان نامه [مانیفست] هنر، به ویژه هنر مدرن دانست. با اطمینان می گویم برای اهالی هنر هر چند سال یک بار و برای همه اهل فهم و فرهنگ حداقل یک بار خواندن آن مفید و دیده گشاست.

منتقد معماری

منتقد خوب معماری لازم نیست که معمار خوبی باشد. حتی لازم نیست که معمار باشد. منتقد لازم نیست که خوب خط بکشد، اما لازم است خطها و خطاها را خوب و دقیق ببیند. منتقد لازم نیست حکم صادر کند. معمار مجاز است اعمال سلیقه کند، اما منتقد معماری بهتر است اعلام سلیقه هم نکند. منتقد خوب آنچه را چشم غیرمسلح نمی بیند به ترتیبی بازگو می کند که مرئی می شود. افکار و نگاه معمار را می بیند و آن را تا حد ممکن خالی از ارزش داوری به زبان جامعه بازگو می کند.

ضوابط شهرداری، استانداردهای اجباری، موارد تحمیل شده از طرف کارفرما، اجبارهای اقتصادی، مشکلات زمین، محدودیت مصالح، بی خبری های معمار از مصالح و فنون جدید، موفقیت ها و عدم موفقیت های معمار در حل مسائل ساختمان مورد نقد، ایمنی، امنیت، ضریب استهلاک، تعمیرات، نگهداری، نظافت، قیمت تمام شده، سبک کار، چرایی مناسب بودن یا مناسب نبودن سبک انتخابی، رعایت منظر شهری، رعایت مدیریت انرژی… و البته ایده کلی…

منتقد معماری نه تنها به نقد ساختمان های ساخته شده خواهد پرداخت، بلکه پروژه هایی که در مرحله طراحی قرار دارند در اولویت هستند. حتی پروژه هایی که در قالب مسابقات معماری بوده و قرار نیست که ساخته شوند، خوب است که مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته، فرصتی برای رشددادن فهم معماری و سلیقه مرتبط با آن در جامعه باشند.

سبکها و شیوه های معماری نیز حتماً خوب است که مورد نقد قرار بگیرند و از زوایای مختلف به آنها و مناسب بودن یا نبودنشان برای کی و کجا پرداخته شود. البته همه اینها به دور از سلیقه شخصی و خالی از واژه هایی مثل خوب، بد، زشت، زیبا.

(بیشتر…)

حسین لرزاده درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران

حسین لرزاده درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران

نویسنده: { فربد حیدری } Farbod Heidari – چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
حسین لرزاده

درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران

دستان ماست که قطع می شوند!

اشاره: در ماههای آخر سال ۸۱، سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری طی مراسمی از چهار تن از پیشکسوتان و نام آوران کشور در عرصه علم، ادب و هنر تجلیل کرد. در این مراسم، حسین لرزاده معمار و هنرمند شهیر معاصر ایران یکی از کسانی بود که لوح سپاس و جایزه را دریافت کرد و از وی قدردانی به عمل آمد.

استاد حسین لرزاده به دلیل کهولت سن قادر به انجام بحث و گفت وگو نبودند، دو تن از شاگردان ایشان یعنی آقای حسین مفید و خانم مهناز رئیس زاده و البته خانواده محترم استاد در تهیه این مطلب، مساعدت و همکاری صمیمانه ای با ما داشتند که در همین جا سپاس و تشکر خود را ازآنان اعلام کنیم.

گروه فرهنگی هنری

نگاهی کوتاه به زندگینامه استاد لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف  به  لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف  به  لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف  به  لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف  به  لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

استاد حسین لرزاده در سال ۱۲۸۵ در تهران متولد شد. در سن هفت تا هشت سالگی بود که حدود شش ماه به مکتبخانه «میرزا حسن» در نزدیکی چهارراه حاج رضا خیابان بلورسازی رفت و سپس او را به مدرسه ای در کوچه پشت گذر مهدیخان فرستادند. سالهای آخر دبستان برای استاد مفهومی نداشت، چرا که درسالهای قبل، هندسه و حساب و رسم فنی و نقاشی را در کلاسهای بالاتر و سطحی عالی تر طی کرده بود. پس از دوران ابتدایی، چند سالی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر فرستاده شد. از آنجا که این مدرسه، رشته فنی مورد علاقه اش را نداشت، مدرسه را ترک و به شعبه مجسمه سازی مدرسه کمال الملک فرستاده شد. پس از یکسال و نیم که قالبگیری و قالبسازی آموخت، به دلیل شبهه حرمت این شغل، او را نزد مرحوم سیدمحمد تقی نقاش باشی که کار تابلوسازی می کرد، فرستادند. استاد خود می گوید: مایل به ادامه تحصیل در مدرسه کمال الملک بودم، اما به هر صورت به دفتر کار نقاش باشی در خیابان ناصریه روانه شدم اما از طرف دیگر، پدرش او را به کارهای فنی و رشته های معماری نیز وا می داشت و در جلسات شبانه که معماران برای آموختن رموز معماری در خانه ایشان جمع بودند، لرزاده را نیز در کار آنها شرکت می داد. استاد جوان نیز با استعداد و قریحه خود، نمونه ها را با گچ و مقوا اسکلت (اصطلاحی که قبلا به آن ماکت سازی می گفتند) می کرد و به طور عملی معماری را فرا می گرفت.

پس از مرگ پدر در سال ۱۳۰۵، به دعوت استاد جعفرخان کاشانی که مشغول ساختن عمارت سنگی تپه علیخان در سعدآباد بود به آنجا رفت و مشغول به کار نقاشی در یکی از اتاق های این عمارت شد. نخستین کار مستقل استاد را می توان سر در بانک شاهی (بانک تجارت فعلی) واقع در میدان توپخانه تهران دانست.

استاد لرزاده در طول عمر هنری نزدیک به یک قرن خود، مساجد متعددی را طراحی و اجرا کرده که در رأس آن مسجداعظم قم به دعوت مستقیم آیت الله بروجردی از وی است. همچنین بنابه مأموریتی که آیت الله بروجردی به وی محول کرد، مأمور تعمیر و پاره ای تغییرات در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا در کربلا شد که طی حکمی از طرف آیت الله شهرستانی تولیت وقت آن حرم مطهر در عراق به عنوان افتخارآمیز معمار آستانه مقدسه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نایل گردید.

استاد حسین لرزاده تعداد ۸۴۳ مسجد را طرح و بعضا اجرا و یا نظارت کرده است. همچنین برخی از احکام، جوایز و نشانهای دریافتی توسط استاد لرزاده شامل مدال فردوسی در سال ۱۳۱۳ به خاطر طراحی و ساخت ساختمان مقبره حکیم توس، مدال و نشان علمی در سال ۱۳۱۹ به دلیل لیاقت حسین لرزاده(معمار)، دریافت درجه کارشناس آستانه مقدس حسینی(کربلا) در رمضان ۱۳۸۴ قمری به خاطر تعمیرآستانه مقدسه اباعبدالله الحسین مخصوصا تجدید بنای ایوان بزرگ و…

همچنین استاد صاحب تألیفاتی نیز هستند، از جمله: احیای هنرهای از یاد رفته در دو مجلد که شامل آموزش اصول اربعه معماری سنتی با روشی بسیار سهل و ممتنع است، نغمه لرزاده شامل اشعار، خاطرات، صدامیه مجموعه اشعار استاد در زمان جنگ و انقلاب حدود ۵۰ تابلو و لوح از گره های بنایی بدیع و یگانه و همینطور مقرنس و رسمی و سرقلم های گوناگون طراحی و رنگ آمیزی کرده است که به صورت تابلو، زینت بخش اتاق و منزل اوست.

مروری مختصر بر شیوه های کار استاد

به گفته شاگردان استادلرزاده، چنانچه کارهای معماری وی را در یک منظر کلی بررسی کنیم، بزرگترین ویژگی شان سهل و ممتنع بودن آنهاست. هیچیک از آثار استاد؛ شگفتی آفرین نیست و هیچ انگشتی از مشاهده آثار ایشان به دندان گزیده نمی شود، بلکه به آرامی آنچنان با جان آدمی عجین است و به دل می نشیند که اصلا دیده نمی شود؛ اما با مخاطبان، بده بستان دارد. در واقع این بزرگترین و معمول ترین شیوه کار اوست که آثارش با انسان صمیمی است و نگاهی از بالا، تحقیرآمیز و از سر لطف به آدمی نمی کند؛ آنگونه که این روزها و در این ایام به غایت شیوع یافته است. آثار استاد لرزاده با مخاطب خودمانی است، بی آن که در این رهگذر باجی به مخاطب دهد و عوام فریبی کند. این ویژگی، تنها با ارتباط با کلیت آثارش و توجه و تحلیل رخ می نمایاند وگرنه، آنقدر صمیمیت در آنها وجود دارد که اصلا دیده نشود. استاد تقریبا بر همه عوامل معماری ایران مسلط است. در مقاله اعجاز و ایجاز رنگ در معماری مسجد ایرانی که توسط مهناز رئیس زاده شاگردش به دومین کنگره مساجد در کاشان ارائه شد، مقایسه و تحلیلی بر دو کار استاد نخست، مسجد گیتی (سجاد) واقع در خیابان جمهوری نبش فخررازی و شبستان مسجد سپهسالار واقع در میدان بهارستان انجام گرفته که با دقت بر روی کارهای وی، راه گشاست. استاد در مسجد گیتی از رنگ بر روی نقوش گره استفاده ای به کمال کرده و آن قدر به ظرایف و دقایق نقوش و رنگ آمیزی آن و نیز نورپردازی و ارتباط آنها در حجم و جهت دادن نقوش به سمت قبله پرداخته است که شاید بتوان ادعا کرد کار را در این مسجد کوچک به کمال رسانده و از عناصر کلیشه ای در این باب همچون مناره و گلدسته و حتی گنبد پرهیز کرده است. در حالی که این پرهیز هیچگاه به چشم نمی آید و چنین ویژگی ای در استاد منحصر بفرد است.

حال آن که در شبستان سپهسالار که با فاصله ای ۲۵ ساله نسبت به مسجد سجاد ساخته شده، اصولا مقوله رنگ نقشی ندارد . استاد این بار سایه روشن و ترام را با همان ویژگی ها و در خدمت حجم و پرسپکتیو و نیز در جهت قبله سامان می دهد.

کاسه سازی یا شمسه زیاد در آثار لرزاده

کاسه سازی یا شمسه زیاد قبل از استاد لرزاده بسیار کار شده و به هیچوجه ابداع او نیست، کمااینکه هفت کاسه ورودی شرقی مجموعه سپهسالار کار مرحوم استاد جعفرخان کاشانی هنوز از نفایس هنر معماری است اما این هنر به وسیله استاد لرزاده به اوج رسید، تا آنجا که می توان کاسه سازی یا شمسه زیاد را امضای استاد لرزاده بر آثارشان دانست. در مساجد امام حسین(ع)، انبار گندم، مساجد تخریب شده سنگی، سلمان، عمار، فخریه، سجاد و سپهسالار همه جا، این یادگار ارزنده استاد، هنوز پابرجا هستند. حتی استاد برروی پخی باریکی که در پیش ورودی گنبدخانه سپهسالار است، یک نه کاسه مادر و بچه ظریف طراحی و اجرا کرده تا این هنر را به کمال رسانده باشد.

آثار یادبودی لرزاده

ویژگی دیگر در کار استاد لرزاده، اگر بی سابقه نباشد، کم سابقه است. به عنوان مثال سردر دارالفنون که طرح و عمل وی است، آن چنان با ساختمان اصلی پیوند زده شده که اصلا تصور دارالفنون بدون این سردر، بعید می نماید. یا سر در بانک شاهی میدان توپخانه که یک چهار کاسه را در درون خود جای داده و به عنوان ورودی حتی در مقایسه با آنچه که امروزه در چنین مواقعی به کار می برند، نقشی بی بدیل و در عین حال غیرمتظاهرانه و ناگسستنی با خود بنای اصلی دارد.

از بزرگترین و شاخص ترین بنای یادبودی که استاد هم در طراحی و هم در ساخت آن نقش نخست را ایفا کرده، می توان به مقبره فردوسی اشاره کرد.

حسین لرزاده و ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده اقلیت زرتشتی مجلس در کنار آرامگاه فردوسی
این مقبره نخست توسط مرحوم آندره گدار پایه ریزی شده و تا پله دوم نیز اجرا گردیده بود؛ اما طرحی که برایش در نظر گرفته شده بود، هرمی چون اهرام مصر بوده است. این طرح مورد قبول ذکاءالملک فروغی رئیس انجمن آثار ملی، قرار نمی گیرد و قرار می شود که معماری ایرانی با طرحی باستانی آن را تکمیل کند. به این ترتیب طرح آندره گدار به کشورش بازگردانده می شود. استاد لرزاده مأمور طراحی و ساخت مقبره حکیم فردوسی می شود و طی دو سال طرح را اجرا و به اتمام می رساند. از آنجا که فردوسی شاعری شیعه مذهب است، استاد در سردابه مقبره یک چهار کاسه به نشانه ارکان اربعه شیعه برروی سنگ بنا می کند و سپس از طریق سوسن ها، کناری به حجرات دیگر زیربنای یادبود مرتبط می سازد.

استادان و همکاران لرزاده

از جمله استاد کارانی که از نظر اجرایی با استاد همکاری داشته اند، می توان به مرحوم حاج محمد معمار کاشانی و حاج محمد شعر باف، حاج حسن خواتین شیرازی و حاج حسین شکل آبادی اشاره کرد. در مسجد سپهسالار هنرمندان دیگری نیز بوده اند که نام آنها در لوحه جنب محراب گچ بری شده، آمده است. به عنوان مثال، کاشیکاری سر در جلوخان، کار اسدالله عموحسین و معرق کار حسین برهانی است. قسمت زنانه مسجدلرزاده و سردر، با کمک حاج حسن انگشت باف به انجام رسیده است.

در مقبره فردوسی نیز با هنرمندانی چون مرحوم عمادالکتاب، عباس و غلامعلی دهشیری و حسین حجار باشی همکاری داشته است. از همکاران استاد لرزاده در گنبد کاخ مرمر می توان از احمدخاک نگار مقدم و طاهرزاده بهزاد نام برد.

استاد لرزاده در مجلس ترحیم مرحوم استاد محمدکاشی گفته است: «اینها دستهای ما و انگشتانمان هستند که یکی یکی قطع می شوند.»

آثار حسین لرزاده هرکدام به جهتی از دیگر کارهای وی شاخص و متمایزند. اما خود می گوید: «در هیچ بنایی همچون کاخ مرمر همه استادان جمع نبوده اند». در واقع این کاخ، جامع کلیه هنرمندان زمان خود بوده است.

کتاب  ماجرای معماری سنتی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی  به روایت استاد حسین لرزاده قرار است به زودی توسط حسین مفید و مهناز رئیس زاده انتشار یابد.  این کتاب شامل گفته های جمع آوری شده استاد لرزاده به وسیله نویسندگان آن است که به معرفی استادکاران و همکاران حسین لرزاده طی سالهای اخیر می پردازد.

ادامه از ویکی پدیا
حسین بن محمد معمار معروف  به  لرزاده  ( ۱۲۸۵ تهران  – ۱۳۸۳ تهران ) معمار  و هنرمند ایرانی بود . وی طراح  و سازنده آرامگاه  فردوسی است .

نام اصلی             حسین لرزاده

زادهٔ        ۱۲۸۵

تهران ،  ایران

درگذشت             ۲۴ شهریور ۱۳۸۳

تهران ،   ایران

ملّیت      ایرانی

حوزه فعالیت        معماری

سبک      معماری ایرانی

آثار        آرامگاه فردوسی، کاخ مرمر، کاخ شهوند، مسجد اعظم (قم)، مسجد سپهسالار، آستانه حرم حسین بن علی

جوایز    مدال فردوسی (۱۳۱۳)،

مدال درجه اول  همایون (۱۳۲۹)

شبستان زمستانی مسجد سپه سالار تهران اثر حسین لرزاده (۱۳۴۲ شمسی)

آپدیت جدید این پست بصورت کامل شامل زندگی نامه و .. در لینک زیر :

معمار و هنرمند بزرگ ایرانی استاد حسین لرزاده
(بیشتر…)

بادگیر های ایرانی ( معماری و شکوه ایرانی )

بادگیر های ایرانی ( معماری و شکوه ایرانی )

بادگیر های ایرانی 

نویسنده: { فربد حیدری } Farbod Heidari – سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠
از بادگیرهای ایرانی تا معماری اکوتک

 

بادگیر خانه گلبتان بندرلنگه

بادگیر خانه گلبتان بندرلنگه

عکس بادگیری در قشم

عکس بادگیری در قشم

بادگیر

بادگیر ابرکوه یزد

بادگیر ابرکوه یزد

ما قرنها پیش درکشورمون از بادگیر استفاده می کردیم و الان که حرف از معماری eco-tech میشه اصلایادمون نمی یاد که ما خودمون در گذشته پیشرو در این نوع معماری بودیم و تو شهر خودمون هم از این تکنولوژی جدید خیلی قدیم تر ها داشتیم. ولی وقتی یکیاز این عناصر در معماری معاصر توسط معماران کشور های دیگه استفاده میشه اسمشوخلاقیت و نوآوری می گذاریم . اصلا هیچ توجهی به این آموزگاران بزرگ که گذشته برایمعماران امروز بجا گذاشته نمی کنیم و خیلی ساده از کنار آنها می گذریم ،این‌منبع الهام غنی می توانند ما را بسوی خلاقیت های جدید راهنمایی کنند . تاریخمعماری ما باید استادان ما به سوی معماری نوین باشد.

Wind catcher,1. for summer ventilation
2. Solar array at back of house for hot water and electricity
3. High-level of wall insulation
4. Biomass boiler

بادگیرها

بادگیر ابرکوه یزد

بادگیر ابرکوه یزد

حرکت هوا را به دلیل اختلاف فشار جو باد گویند. باد روی زمین عامل مهمی در تبادل دما، رطوبت وانتقال ذرات معلق است. این امر در ایجاد شرایط آسایشانسان یا اخلال در آن نقش مهمی دارد.جا به جایی هوا در بالا بردن سطح کارآیی ذهنی و فیزیکی افراد و کاهشمیزان ابتلا به بیماری‌هابسیار موثر است. همچنین می‌تواند عاملی در کاهش مصرف سوخت‌های فسیلیباشد. اهمیتباد در طرح وساخت محیط مسکونی از دیرباز مورد توجه بوده است. ارسطو چهار قرن قبل از میلاد وویترویرس معمار روسی یک قرنقبل از میلاد از روش استفاده باد در معماری وشهرسازی صحبت می‌کنند.

میراث گذشته در کشور ما در طی قرون متمادی تمام ساختمان‌ها با توجهبه اقلیم و شرایط محیطی ساختهمی‌شده است. آفتاب، باد، رطوبت، سرما و گرما و به طور کلی شرایط آب وهوایی و جغرافیایی،تاثیرمستقیمی در معماری سنتی ایران در مناطق مختلف داشتهاست.

بارزترین روش تهویهطبیعی ساختمان بادگیر است. بادیگرهایی با اشکال مختلف در بسیاریاز شهرهای مرکزی و جنوبیایران بر حسب سرعت و جهت باد مطلوب طراحی و اجرا شده‌اند. ازنام‌های باستانی و گوناگونآن مانند واتفر، بادهنج، باتخان، خیشود، خیش‌خان، خیشور، ماسوره وهواکپ‌ برمی‌آید که پدیده‌ایبس کهن است.باد پس ازبرخورد با سطوح فوقانی به دالان‌هایی هدایت می‌شود که با سطح آب داخلحوض‌خانهبرخورد کرده (مثلبادگیر باغ دولت آباد یزد) و فضای داخلی اتاق را خنک می‌کند و در مناطقمرطوب باد فقط از کانال‌های خشکعبور می‌کند (مثل بادگیرهای بنادر جنوبی) و فضای اتاق را تهویهمی‌کند.

انواع بادگیر

بادگیر ابرکوه یزد بادگیر ابرکوه یزد

بادگیر ابرکوه یزد

بادگیرها از لحاظ شکل بیرونی چند دسته هستند. ساده‌ترین نوع بادگیر یک جناحی است و بسیارکوچک و محقر بر فرازمحفظه‌ای، مانند سوراخ بخاری در پشت بام ساخته می‌شود در این روشبرای پرهیز از گزندگردبادها و طوفان‌های سنگین، بادگیر را فقط در جهت بادهای خنک ونسیم‌های مطبوع می‌سازند وجبهه‌های دیگر آن را می‌بندند. در برخی موارد بادگیرهای یک طرفه را پشتبه بادهای شدید و آزاردهندهمی‌سازند و در واقع این بادگیر عملکرد تهویه و تخلیه هوا را انجاممی‌دهد.ابعاد آن نسبت بهسایر انواع کوچک‌تر و شکل آن اولیه‌تر است. این مسیر مورب (که در بالایبامدیده می‌شود) پس ازاتصال به کانال عمودی داخل دیوار و پنجره خروجی داخل ساختمان مانندبخاری در یک ضلع اتاق قرارمی‌گیرد و تهویه را انجام می‌دهد. این نمونه بیشتر در منطقه سیستانو قسمتی از شهرستان بم دیدهمی‌شود.

نوع دوم، نوع دوطرفه که دارای دو وجه روبه‌روی یکدیگر و با پنجره‌های بلند و باریک بدون حفاظساخته می‌شود و در قسمت داخلیساختمان به شکل یک یا دو حفره در طاقچه دیده می‌شود. ایننمونه در سیرجان و به ندرت در کرمان دیدهمی‌شود.

بادگیر نوع سوم سهجناحی است و دو نوع دارد، سه جناحی متصل و سه جناحی منفصل (اشکمدریده) .در این نمونهمی‌توان به تفکیک از یک یا دو یا سه جبهه استفاده کرد. البته استفاده از این نوعبادگیر نادر است.

نوعچهارم، بادگیرهای چهار طرفه است که به شکل کامل و مفصل‌تر از انواع دیگر ساختهشده‌اند ومعمولا داخلکانال‌های آن با تیغه‌هایی از آجر یا چوب یا گچ به چندقسمت تقسیم می‌شوند. دربعضی از نمونه‌ها در زیر کانالبادگیر حوض به نسبت بزرگ و زیبایی می‌ساخته‌اند که هوای خشکودارای گرد و غبار پس ازبرخورد با آب با جذب رطوبت خنک و گرد و غبار آن جدا و هوای اتاق (حوضخانه) در گرمای تابستانبسیار مطبوع می‌شده است. در مناطقی که امکان ایجاد حوضخانه درطبقه همکف وجود نداشته است آبقنات را در زیر زمین جاری و نمایان می‌کرده‌اند و امتداد کانالبادگیر نیز تا روی این جریانآب ادامه می‌یافته است. این فضاها (سرداب‌ها) محل تجمع اهالیخانه در بعد از ظهرهای تابستانبوده است. این نمونه در یزد، کرمان و بوشهر و… دیدهمی‌شود.در شهرستان یزد وبرخی قسمت‌های مرکزی ایران بادگیرهای چند وجهی (معمولا هشت وجهی وحتی گاهی مدور) معمول استکه نوع پنجم بادگیرها را تشکیل می‌دهد.

علت ساخت این گونه بادگیرها وجود بادهای مطلوبی است کهاز هر طرف وزش داشته و تیغه‌هایکانال می‌تواند از هر جهت باد را گرفته و به داخل مسیر هدایتکند.

بادگیر چپقی نوع ششمبادگیرهاست که به جای فضای مکعبی شکل خارجی، سازنده از ایجادچندلوله خم‌دار (زانومانند) برای حجم خارجی بادگیر استفاده کرده است، اما کانال‌ها وقسمت‌هایداخلی مانندنمونه‌های چند طرفه است این نوع بادگیر تنها در سیرجان دیده شدهاست.

نماسازی بادگیرها خوداز ویژگی‌های خاصی برخوردار است و در نهایت ظرافت به وسیله‌ آجرکاری ویا گچ‌بری ساخته می‌شود. دراین جا لازم است از بادگیر مضاعف، بادگیر دواشکوبه و بادگیر حفره‌اینیز نام برد.

در شیراز نیزبادگیرهایی کم و بیش دیده می‌شود که به عنوان نمونه می‌توان از بادگیرارگ و آب انبار کریم‌خان زندیاد کرد.چشم‌اندازآیندهبا ورود معماری مدرنو به ویژه استفاده از تاسیسات مکانیکی به تدریج نقش اقلیم در ساختمان‌هاکم‌رنگ شد اما از نیمه دومقرن گذشته که اقلیم و حفظ محیط زیست پیوسته مورد توجه قرار گرفتاستفاده از فناوری همگون بامحیط طبیعی، بازیافت ضایعات صنعتی و استفاده از انرژی‌های پاکمانند انرژی خورشید، باد و آباهمیت بسیاری یافتند. در زمینه معماری نیز از این زمان توجه بهمحیط زیست و تلاش برای طراحیساختمان‌های اقلیمی و معماری همساز با اقلیم آغاز شد.

امروزه می‌توان از بادگیر به عنوان مکمل سیستم تهویه وبرودت ساختمان استفاده کرد. به وسیله بادگیر می‌توان در مواقعی از سال شرایط آسایش را با تهویه طبیعی تامینکرد و تنها زمانی که باددیگرنتواند پاسخگوی نیاز ساکنان باشد باید از تاسیسات مکانیکی بهرهگرفت.

حسن فتحی معمار مصریکه تلاش فوق‌العاده‌ای برای تلفیق معماری سنتی و تکنولوژی روز خودانجام داده است، از یک پمپآب در داخل کانال بادگیر ساختمان‌هایش استفاده می‌کرد که با ایجادفواره‌ای در روزهایی کههوا گرم و پرگرد و غبار بود، هم از میزان گرما و هم از میزان گرد وغبارمی‌کاست.

علاوهبر موارد گفته شده، طرح‌های دیگری در سایر کشورها که با تکیه به تهویه طبیعیطراحی شده به عنوان مثال درمرکز فروش بلو واتر انگلیس هوای تازه از طریق دنباله‌ای از بادگیرهای مخروطی با ارتفاعدو متر تامین می‌شود این بادگیرها روی بام سوار شده‌اند تا هوای خنک‌تری رابه پایین فرستاده و آن را درفضای داخی پخش کنند. آنها در فاصله 15 متری نسبت به هم و رویمحور مرکزی مجتمع قرارگرفته‌اند و پس از دریافت جریان هوای خارجی، هوای تازه را به داخلساختمانمی‌فرستند.

همچنین برجآرموری چین شامل مجموعه‌ای از بلوک‌های هم‌شکل سوار شده بر یکدیگر با کاربریاداری، خرده‌فروشی، هتل ومسکونی است. در فصل تابستان یک بادگیر هوای تازه را به سمتپایین دهلیز میانی سوقمی‌دهد. سپس این هوا از جداره‌ها به سمت بیرون کشیده می‌شود. درفصل زمستان این بادگیر هوارا از بدنه ساختمان و مجرای جذب کننده‌های خورشیدی به سمت خودمی‌کشد و از ساختمان خارجمی‌کند.

 

 

نمونه قابل ذکردیگر لیستر انگلستان است میزان مصرف انرژی در ساختمان کوئینز دانشگاهمونتفورت، نصف انرژی مصرفی دریک ساختمان معمولی مشابه این بنا است که در آن سیستم تهویه مطبوع استفاده شده است. بادگیرهای مرتفع جلو اغتشاشهوایی را گرفته و برای انتقال هوایداخل به خارج از بنا طراحی شده است.

(بیشتر…)

WhatsApp chat