0 Items
شناخت اساطیر ایران

شناخت اساطیر ایران

معنی اساطیر و شناخت اساطیر ایران زمین

اساطیر ، اساطیر ایران ، اساطیر جهان ، آفرینش ، اساطیر

اساطیر ، اساطیر ایران ، اساطیر جهان ، آفرینش ، اساطیر

اساطیر ، اساطیر ، اساطیر ایران ، اساطیر جهان ، آفرینش ، اساطیر

موجودات افسانه ای   , انسان‌نمای افسانه‌ای , تخیلی ، اسطوره ها

موجودات افسانه ای , انسان‌نمای افسانه‌ای , تخیلی ، اسطوره ها

لغت نامه دهخدا

اساطیر. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اِسطار و اسطارة و اسطیر و اسطیرة و اسطور و اسطورة. سیوطی در المزهر گوید: اساطیر، جمعی باشد بی واحد. ابوعبیده گوید واحد آن اسطارة است و بعضی دیگر بر آنند که جمع سطر اسطار باشد و جمع اسطار اساطیر. سخنهای پریشان . بیهوده ها. افسانه ها. (از منتهی الارب ).  افسانه های باطل . (غیاث اللغات ). اباطیل و اکاذیب . احادیث بی سامان . قصه های دروغ :

که اساطیراست و افسانه نژند

نیست تعمیقی و تحقیقی بلند.

فرهنگ فارسی معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ اسطوره ؛ افسانه ها، افسانه های باستان دربارة خدایان و پهلوانان .

اساطیر

( اسم ) 1 – جمع اسطوره افسانه های باطل اباطیل و اکاذیب داستانهای بی سامان قصه های دروغ . 2 – افسانه ها و داستانهای خدایان و پهلوانان ملل قدیم . یا اساطیراولین . افسانه های پیشینیان خرافات قدیمیان .

اساطیر الاولین

افسانه ها و خرافات پیشینیان

اساطیری

( صفت ) منسوب به اساطیر داستانی افسانه ای خیالی خرافی .

 

اسطوره 

در فهم عامه و در برخی از فرهنگ‌ها، اسطوره (اساطیر) معنی «آنچه خیالی و غیر واقعی است و جنبهٔ افسانه‌ای محض دارد» یافته‌است؛ اما اسطوره را باید داستان و سرگذشتی مینوی دانست که شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده‌ای طبیعی است که دست کم بخشی از آن‌ها از سنت‌ها و روایت‌ها گرفته شده و با آیین‌ها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد. در اسطوره سخن از این است که چگونه هر چیزی پدید می‌آید و به هستی خود ادامه می‌دهد. علم اسطوره‌شناسی به بررسی اساطیر می‌پردازد. از ویکی پدیا

معنای واژه اسطوره

اسطوره کلمه‌ای معرب است که از واژۀ یونانی هیستوریا (historia) به معنی «جستجو، آگاهی، داستان» گرفته شده‌است. برای بیان مفهوم اسطوره در زبان‌های اروپایی از بازماندهٔ واژهٔ یونانی میتوس (mytos) به معنی «شرح، خبر، قصه» استفاده شده‌است.

(اسطوره در لغت)

اسطوره واژه ای است عربی که آن را به دو صورت توجیه و ریشه یابی کرده اند: یکی اینکه « اساطیر» از فعل «سطر»(نوشتن) و اسم آن یعنی «سطر» است و صیغه جمع یا جمع الجمع اسطار یا اسطیر یا اسطیره یا اسطور یا اسطوره است. دوم اینکه «اساطیر» جمع «اسطوره» است و واژه اسطوره هم معرب واژه یونانی «ایستوریا» (Istoria) که در زبان انگلیسی به صورت هیستوری (History) به معنای تاریخ و استوری (Story) به معنای داستان و خبر درآمده است. که البته امروزه بیشتر لغت شناسان عرب مایل به نظر دوم هستند.

معنی اسطوره

میتوس (Mythos) در کلام یونانیان به معنی “افسانه”، “قصه”، “گفت و گو” و “سخن” بوده، اما نهایتاً به چیزی اطلاق گردید که « واقعاً نمی تواند وجود داشته باشد». هرچند اسطوره در دیدگاههای مختلف تعاریف و تعابیر متعدد دارد، اما در یک کلام می توان آن را اینگونه تعریف نمود: اسطوره عبارت است از روایت یا جلوه ای نمادین درباره ایزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی .

تعریف استوره

هیستوری (Historya) واژه ای یونانی و لاتینی به معنای سرگذشت و آگاهی و تاریخ است.و از آنجا که در بسیاری تلفظها “ه” در ابتدای کلمه به صورت “ا” تلفظ میشود. بنابراین استوری (Story) در زبان انگلیسی احتمالا از همین واژه ریشه شده. کلمه استوری (Story) در ادبیات انگلیسی به معنی سرگذشت یا داستان تاریخی و حقیقی است. البته در ادبیات انگلیسی واژه های تخصصی برای استوره ملتها، واژه های میث (Myth) و لجند (Legend) هستند. به طور خلاصه در ادبیات انگلیسی به داستان منطقی بر مبنای واقعیت : استوری (Story)، وبه استوره ملتها که اگرچه در ظاهر رویایی است اما بر مبنای واقعیت است، میث (Myth) و لجند (Legend) میگویند.

میتولوژی

میتولوژی

فرهنگ فارسی معین

(تُ لُ) [ فر. ] (اِ.) علم تفسیر اساطیر و قهرمانان و خدایان افسانه ای ، اسطوره شناسی .

بر همین پایه دانشی که به بررسی استوره ملل میپردازد را میتولوژی مینامند که ما معادل آن را در فارسی استوره شناسی به کار میبریم.

و اما تعریفهایی که میتوان برای استوره ها ارائه داد:برخی استوره را تاریخ گمشده مردمان میدانند و پاره ای دیگر، آن را برگرفته از ترس انسان نخستین از ناشناخته های اطراف. انسان مجموعه دیده ها و دریافتهایش را از پیرامون، در غالب داستانهایی بر زبان میآورد. این داستانها در زمان خود، بخشی از داشته های تاریخی و فرهنگی یک ملت به شمار میآیند. اما به مرور و با گذشت زمان این داستانها برای انسان امروزین به برداشتی اغراق شده از رخدادهایی کهن بدل شد و برآن نام myth نهادند.

تعریف دکتر محمودی بختیاری از دانش استوره یا میتولوژی این است : رمزهایی درباره پیدایش و آفرینش جهان و داستانهای ایزدان و پهلوانان و نشانه های ویژه نژادها و مردمان.

دکتر یوسف فضایی پنج ویژگی را برای استوره در نظر دارد :

1- جابجایی یادمانها و نوشتارهای بنیادین

 

2- دگرگونی نام جایها و کسان و یا کاربرد صفت به جای نام.

 

3- جاودانگی یا دیرزیوی چهره ها.

 

4- به شمار آوردن کردارهای گذشتگان برای آیندگان و یا وارون آن.

 

5- نمایش یک دودمان یا یک سرزمین در سیمای یک فرد

 

یکی از هموندان استوره را اینگونه تعریف میکند:

 

استوره ها مجموع ترس انسان از طبیعت اطراف است. این ترس چیزی تاریخی نیست بلکه یک هویت فرهنگی است و به همین سبب در دورانی معین تعریف و زاویه نگاه به آن تغییر میکند. این دوران شامل نوعی پرش یا تغییرات بنیادین فرهنگی در میان هر ملت است. به طور مثال در ایران با ورود اسلام تغییرات بنیادین فرهنگی روی میدهد و زان پس کم کم مجموع سندهای زرتشتی برداشتی استوره ای می یابند. تا آنجا که هم اکنون حتا یک زرتشتی نیز برداشتی تاریخی و واقعی از مثلا مجموعه یشت ها ندارد.

با این تعریف به گمانم استوره شکلی ملموس تر مییابد و همچنین از یک برداشت افسانه وار به چیزی مانند داشتانهای راستین اما رنگ و لعاب داده شده یک ملت نزدیک میشوند.

آیا استوره ها انواع دارند؟

از سوی دیگر باید دانش mythology را دربردارنده شاخه های گوناگون دانست. استوره های پهلوانی، مذهبی، مجموع باورهای ملل درباره آفرینش و سرآغاز جهان و نیز فرجام کار آن و…. مثلا آن بخش از استوره یک ملت که به پیدایش و آفرینش جهان و مردمان و ویژگی های خدایان و ایزدان و دیوان میپردازد در گذشته نه داستانی رمزآمیز بلکه همان باورهای دینی – آیینی یک ملت بوده است. که با نگاه خردورزانه و مادی گرایانه دانش امروزین، استوره آفرینش خوانده میشود و نمایانگر طرز تفکر و نگرش و اندیشه های کهن یک ملت است. بخش دیگری از استوره یک ملت که به سرگذشت سیاسی – اجتماعی آن در درازنای تاریخ پرداخته و ماجرای جنگها و شاهان و پهلوانان و رویدادهای طبیعی آن را شرح میدهد را حماسه ملی یا استوره تاریخی مینامند. که با رمزگشایی آن میتواند به عنوان تاریخ یک ملت به کار رود.

 

با اینچنین دیدی، هم مشکل پراکندگی منابع استوره شناسی تا حدودی بر طرف میشود و هم با تقسیم بندی، امکان سنجش و مقایسه دیدگاه های گوناگون درباره یک شاخه به خصوص از استوره ها فراهم میآید. به این ترتیب مثلا از میان منابع موجود برای استوره های ایرانی، شاهنامه همانقدر یه ما یاری خواهد رساند که متون مذهبی یشتها، بندهشن و…

 

درباره استوره باید به نکته ای توجه شود و آن اینکه استوره ها، متعلق به ملتها هستند و نه سرزمینها. استوره یهودیان، استوره ملت یهود است. استوره هندی ها و چینی ها همینطور. استوره آریاییها هم استوره ملت آریا است.

 

نکته دیگر درباره همسانیهای است که در بررسی استوره های ملل مختلف میبینیم. چیزی که در بررسی های بعدی با آن زیاد برخورد خواهیم کرد. امید عطایی فرد باور دارد که باید استوره ها را به دو بخش جهانشمول و بومی بخشبندی کرد. و بر این اساس چنین فرضیه میدهد که در دوران پیش از تاریخ، رویدادهایی جهانی رخ داده که همه اقوام آنرا دیده و به ذهن سپرده اند و به همین جهت بیننده همانندی در استوره ها هستیم. درحالیکه نگرش دیگر چنین است که این همانندی به جهت وامگیری یک ملت از ملت دیگریا همان واردات فرهنگی است.

 

آیا استوره ها زمان و منشاء ویژه ای دارند؟

 

شاید هرگز نتوان مقیاس دقیق زمانی برای استوره ها یافت. از آن رو که حاصل اندیشه یک دوران ویژه یا افراد به خصوصی نیستند.از همین رو میگوییم استوره ملل اما درباره منشا پیدایش استوره ها شاید بتوان فرضیه ای سا خت. و برای اینکار شاید بد باشد که نخست پیشینه ای ازآفرینش انسان هوشمند، پدربزگان عزیزی که راه های پیدایش استوره ها را باز کرده اند بدست آوریم.

 

کمی به عقب برگردیم.

 

4 میلیون سال پیش از این جنس انسان Homo پا به عرصه حیات مینهد.

 

2.5 میلیون سال پیش انسان نخستین قادر به ابزار سازی با سنگ میشود.

 

1.2 میلیون سال پیش گونه کهنی از انسان با نام Homo erectus بکار گیری آتش را فرامیگیرد. به این معنی که می آموزد آتش را خود درست کند. و به این ترتیب نسبت به نیاکان خود اجتماعی تر مشود. این گونه طی تکامل به گونه های چندی ختم میشود که پهنه دنیای کهن اوراسیا و آفریقا را فرا میگیرند. از مهمترین این گونه ها انسان نئاندرتال و سپس پسر عموهای او، یعنی گونه انسان هوشمند کنونی هستند که ما نوادگان آنها هستیم. انسان نئاندرتال تا حدود 30000 سال پیش در نواحی اروپا میزید و به دلایل نامعلومی منقرض میشود. اما انسان هوشمند Homo sapiensکه حدود 100000 سال پیش در آفریقا پا به عرصه حیات مینهد، مهاجرت خود را به تمام زمین آغاز میکند و نخستین انسانی است که هنر را به عنوان یک ابزار ثانویه در زندگی خود به کار میگیرد.

 

فرضیه های گوناگونی پیرامون چگونگی پراکندگی انسان داده شده. اهمیت بررسی این فرضیه ها این است که ترتیب ورود انسان به هر ناحیه از زمین ارتباط نزدیک با پیشینه استوره ای و تاریخی آن سرزمین دارد و تخمین ها را آسانتر میکند. تقریبا همگان براین همسو هستند که انسان از آفریقا نخست به خاور میانه میرود._نظریه _out of Africaـ اما بر سر زمان آن تفاوتهایی هست.(در زیر نقشه این مهاجرت احتمالی را میبینید)

 

تمام نقاشی ها و آثار یافت شده در غارها که برای کهنترین آنها تاریخی برابر 40000 سال پیش تخمن زده شده را پدربزرگها و مادربزرگهامان کشیده اند. اما نمیدانیم چرا چندی این آثار دراروپا بیشتر است. بزرگترین سایتهای sapiens که در بردارنده این گونه آثار دیواری است، در جنوب غربی فرانسه، دامنه های آلپ و غار آلتامیرای اسپانیا کشف شده، که از آنها به عنوان Paleolithic art یاد میشود. اما هچنین آثاری در آفریقا در تاریخ 40000تا 13000 سال پیش و در آسیا در نواحی عربستان کنونی در تاریخی معادل 14000سال پیش، در خاور میانه ونیز درهند در تاریخ میان 40000تا 25000 سال پیش دیده میشود..

 

منابع نوشتارهای دانشیک:

 

Images of the ice age

 

Human evolution and prehistory

 

Cambridge Encyclopedia of human evolution

 

نقشه زمانی مهاجرت انسان هوشمند

آفرینش خدایان/امید عطایی فرد

منبع :http://pajuhesh-iranshenasi.blogfa.com


 

شناخت اساطیر ایران

علی بلوکباشی
اسطوره و شناخت معنا و مفهومی که از آن می توان دریافت از دیرباز یکی از مقولات مهم تحقیقی در میان دانشمندان علوم اجتماعی و علوم انسانی بوده است. در گذشته اسطوره را برابر و یکسان با افسانه می گرفتند و صورتی خیالی و واهی از آن ترسیم می کردند و جوهرۀ آن را نادرست و دروغ می انگاشتند. از میانۀ  قرن نوزدهم با کنکاش دقیق در متون اساطیر مردم جهان و مطرح کردن مباحث و تحلیل های تازه ای دربارۀ نقش و کارکرد اساطیر در جامعه ها، به ویژه در جامعه های ابتدایی، و اهمیت آنها در آگاه سازی انسان از جایگاهش در برابر کائنات، الهگان و نیروهای فراطبیعی، دانشمندان نحله های گوناگون علوم اجتماعی و درآن میان انسان شناسان و مردم شناسان را به ارائۀ نظریه ها و تعریف هایی نو از اسطوره واداشت.

امروزه با توجه به اختلاف نظرها در عناصر شکل دهندۀ اسطوره و کارکرد اساطیر، این اتفاق نظر میان دانشمندان علوم اجتماعی وجود دارد که در هر اسطوره عناصری از رویدادهای تاریخی، واقعیت های اجتماعی، اقتصادی و رگه هایی از نظام های اعتقادی- آئینی و تربیتی با یکدیگر درآمیخته اند. رمز استمرار و پایداری اسطوره در میان نسل های گونا گون دوره های متوالی زندگی اجتماعی، وجود بن مایه های نیرومند فرهنگی- اجتماعی و آموزه های دینی تنیده در تار و پود بافت ساختار معنایی آنها است.

شناخت ماهیت اسطوره و اهمیت آن در دریافت جهانی که انسان در آن زندگی می کند و جهان پس از مرگ و  نیروهایی که بر جهان و رویدادهای آن تأثیر گذار بوده اند در نگرش انسان به هستی خود و فهم او از کائنات و آنچه که بر تاریخ حیات بشر و نیکان او گذشته کمک می کند. هرچند اسطوره نمودی زیباشناختی فرهنگی در ادبیات دارد، ولیکن افزون بر ارزش زیباشناختی ادبی اسطوره که جنبۀ صوری و ثانوی آن است، اسطوره به لحاظ تاریخی و دینی- آئینی هم از ارزش و اعتباری اجتماعی بسیار فراوان برخوردار است.

میرچا الیاده (1907- 1986) اسطوره را داستان و سرگذشتی مینوی و حدیث واقعیت ها و بیانگر اصل و پیدایش جهان و جانوران و گیاهان و انسان و همۀ « وقایع اولین و اصلی» جهان می انگاشت. او می گفت بر اثر رویدادهای اولیه « انسان شد آنچه که امروز هست»، یعنی موجودی « میرا، صاحب جنس، متشکل به هیأت اجتماع، مجبور به کارکردن برای زنده ماندن و زیستن و کارکردن بر حسب بعضی قواعد». ازاین رو الیاده اسطوره ها را آشکار کنندۀ « سرمشق های نمونه وار همۀ آئین ها و فعالیت های معنا دار آدمی» می انگاشت که آدمیزادگان را در همۀ کارها از « تغذیه و زناشویی گرفته تا کار و تربیت و هنر و فرزانگی» راهنمایی می کنند(الیاده،1973). به هرروی یکی از راه های شناخت تاریخ تمدن مردم سرزمین های کهن و پی بردن به انگارۀ ساختمان و نظام اجتماعی جامعۀ آنها و راه یابی به شیوۀ اندیشه و باورهای مردم و مناسک و آئین ها و نهادهای فعال در میان آنها بررسی و تحلیل اساطیر آن مردم است.

در زمینۀ اساطیر ایران شماری از ایران پژوهان خارجی و ایرانی تحقیق کرده و آثاری چند به زبان های خارجی و فارسی منتشر کرده اند. از آثار ارزشمند دانشمندان ایرانی در زمینۀ اساطیر ایران در اینجا به چند نمونه از پژوهش های معتبر اشاره می کنیم. دو کتاب به نام های اساطیر ایران (تهران،1352) و پژوهش در اساطیر ایران(پارۀ نخست، 1362) از مهرداد بهار، کتاب اسطورۀ زندگی زردشت، از ژاله آموزگار و احمد تفضلی(تهران،1372) وتاریخ اساطیر ایران، از ژاله آموزگار (تهران،1376).

در میان آثار برجسته و معروف دانشمندان خارجی می توان به دو کتاب از آرتور کریستن سن دانمارکی اشاره کرد که هر دو به فارسی ترجمه شده اند. یکی آفرینش زیانکار در روایات ایرانی ، ترجمۀ دکتر احمد طباطبایی(1355 ، مؤسسۀ تاریخ و فرهنگ دانشگاه تبریز)؛ دیگری نخستین انسان و نخستین شهریار  در 2 مجلد، ترجمۀ احمد تفضلی و ژاله آموزگار ( جلد اول در1364و جلد دوم در 1368، نشر نو ). از آثار معتبر دیگر نویسندگان خارجی در مقولۀ اساطیر ایران می توان از  اساطیر ایرانی نوشتۀ آلبرت جی. کارنوی[4]، ترجمۀ احمد طباطبایی(1341، فرانکلین، تبریز)، کتاب آئین، اسطوره و جهان شناسی در ایران باستان نوشتۀ ماریان موله  ، ایران شناس فرانسوی، و شناخت اساطیر ایران، نوشتۀ جان هینلز نام برد.

شناخت اساطیرایران [Persian Mythology ] کتابی است به زبان انگلیسی دربارۀ اساطیرِ نخستین اقوام نشیمن گزیده در سرزمین ایران بزرگ و اجتماعات انسانی پیش از و در دورۀ تکوین دین های بزرگ رسمی در ایران باستان، نوشتۀ جان ر. هینلز (1941-)، استاد متخصص در مطالعات عهد جدید و مطالعۀ تطبیقی دین و ادیان ایرانی .

کتاب در قطع بزرگ و با تصاویر سیاه و سفید و رنگی و نقشۀ ایران باستان در142 صفحه و نخستین بار در1973 همزمان در لندن، نیویورک، سیدنی و تورنتو منتشر شد. چاپ نخست کتاب دارای یک مقدمه، 16 بخش، نتیجه گیری، نقشۀ ایران باستان، صورت نشانه های اختصاری، کتاب نامه، سپاسگزاری و نمایه است.

مباحث 16 بخش کتاب با عناوینی به شرح زیر ترتیب و تدوین یافته اند:

بخش نخست « اساطیر ایران باستان» : تصویر عالم؛ خدایان باستانی: وَیو(باد) ؛ تیشتَریَه(تیشتر) و دیو خشکی؛ اناهیتا(ناهید)، آبهای نیرومند بی آلایش؛ وِرِثرَغنَه(بهرام)، پیروزی؛ رَپیثوین(ربِّ گرمای نیمروز)؛ خلاصه.

بخش دوم « خدایان آئین ها»: آتَر ( آتش)؛ هَومَه(هوم)، گیاه و خدا؛ خلاصه.

بخش سوم « قهرمانان ایزدی»: یِمَه(جم)؛ هوشنگ و تخمورُو(تهمورث) ؛ ثریتَه(اَثرَط) ، ثرَیتَونَه (فریدون) ؛ کِرِساسپَه(گرشاسب) ؛ خلاصۀ اساطیر باستانی.

بخش چهارم « شناخت اساطیر زرتشتی»: ستیز میان خدایان و دیوان ؛ نیروهای خیر: آَهُورَ مَزدا ( سرور دانا) ؛ اَمِشَه سپِنتَه ها (امشاسپندان، پسران و دختران خدا) ؛ وهُومَنَه (بهمن، اندیشۀ نیک)؛ اَشَه (اردیبهشت)، راستی ؛ خشَثرَه وَیریَه (شهریور، شهریار مطلوب) ؛ آرمَیتی(اسپندارمد)، سرسپردگی؛ هَوروَتات (خرداد) و اَمِرِتات (مرداد) ، کمال و بیمرگی ؛ سرَوشَه (سروش)، فرمانبرداری؛ یَزَتَه ها (ایزدان)، ایزدان ستودنی؛

بخش پنجم « نیروهای شر»: اَنگرَه مَینیوُ (اهریمن) ؛ اَیشمَه (خشم) ؛ آژی دهاکَ (ضحاک)؛ طبیعت شر؛

بخش های ششم، هفتم و هشتم به ترتیب به بررسی اساطیری زیر عناوین« اسطورۀ آفرینش»، « نخستین پدر و مادر بشر»، و « خدا و انسان» می پردازد.

بخش نهم «  اسطوره های پایان عالم»: زندگی پس از مرگ؛ زندگی آن جهانی؛ بهشت؛ دوزخ.

بخش دهم « داوری جهانی»: دورۀ آهن؛ نخستین منجی؛ دومین منجی؛ سومین و آخرین منجی.

در بخش های یازده، دوازده، سیزده و چهارده به ترتیب به مباحثی با عناوین « زروان گرایی، بدعتی در دین زرتشتی»؛ « شناخت اساطیر آئین مهر»؛ « اسطوره و پیامبر»؛ و « اسطوره و شاه» می پردازد.

بخش پانزدهم: « اسطوره و تاریخ»: اسطوره به مثابه تاریخ؛ بازسازی تاریخ بر پایۀ اسطوره.

بخش شانزدهم: « اسطوره، آئین و نمادپردازی»: مناسک مربوط به تشییع و خاکسپاری؛ آئین های آتش؛ هوم، نثار آئینی؛ فهم اسطوره و آئین.

سرانجام در مبحث« نتیجه گیری: اسطوره و باور» مطالبی دربارۀ مفهوم خدا، جهان و انسان مطرح و مورد بررسی و تفسیر و تعبیر قرار می گیرند.

از متن انگلیسی چاپ دوم کتاب شناخت اساطیر ایران (در1975)، دکتر احمد تفضلی و خانم دکتر ژاله آموزگار ترجمه ای دقیق و روان و ساده به فارسی در پائیز 1368شمسی و در قطع رقعی با شماری تصاویر سفید و سیاه برگزیده از تصاویر کتاب ارائه داده اند.  متن ترجمۀ فارسی شناخت اساطیر ایران افزون بر پیشگفتار، حاوی توضیحات و تکمله هایی است که مترجمان بر اساس دانش و آگاهی های خود در زمینۀ فرهنگ و زبان های ایران و متون دینی قدیم و برخی شخصیت های اسطوره ای در حواشی بعضی صفحات نوشته اند.  این یادداشت ها بر اعتبار و ارزش علمی مطالب کتاب افزوده و آن را برای خواننده قابل استفاده تر کرده است. کتاب دارای دو فهرست، یک فهرست از مشخصات کامل مآخذی که در متن به اختصار به آنها اشاره شده، و فهرستی دیگر حاوی برابر نهاده های فارسی پاره ای اصطلاحات انگلیسی است. در متن فارسی نقشۀ ایران باستان و سرزمین همسایگان آن که در متن انگلیسی آمده، آورده نشده است.

مترجمان در اهمیت اسطوره در پیشگفتار خود بر کتاب نوشته اند « آنجا که تاریخ و باستان شناسی خاموش می مانند اسطوره ها به سخن در می آیند و فرهنگ آدمیان را از دور دست ها به زمان ما می آورند و افکار بلند و منطق گستردۀ مردمانی ناشناخته ولی اندیشمند را در دسترس ما می گذارند». همچنین کتاب شناخت اساطیر ایران را مترجمان مجموعه ای جامع و ساده و در میان کتاب های نوشته شده به قلم خارجیان دربارۀ اساطیر ایران به این لحاظ که مطالب آن مستند بر منابع و اسناد معتبر هند باستان و متون تاریخی دوران اسلامی و آداب و رسوم بازمانده در فرهنگ مردم است، یکتا دانسته اند. در این ترجمه نام های خاص فقط یک بار به صورت قدیم آنها و سپس گونۀ رایج تر نامها در همه جا به کار رفته است(آموزگار و تفضلی،1368:«پیشگفتار مترجمان» بر کتاب).

هینلز (1973) اسطوره را بیان تفکرات انسان دربارۀ مفهوم بنیادی زندگی و سرمشق و دستور عملی برای راه و روش انسان در زندگی می انگارد. برای هینلز اسطوره ها فقط داستان و روایت نمادین محض نیستند، بلکه توجیهی منطقی برای جهان و جامعه هستند. او می گوید اسطوره هایی که در مناسک مذهبی خوانده می شوند عمل و فعالیت نیروهای فرا طبیعی را شرح می دهند و به معتقدان می باورانند که این نیروها آزاد یا دوباره در زندگی فعال می شوند. برای نمونه هینلز به اعتقاد مسیحیان اشاره می کند که باور دارند با به نمایش درآوردن « شام آخرین»  به صورت آئینی در مراسم عشاء ربانی، حضرت مسیح (ع) دوباره حضور می یابد. یا معتقدان دین های دیگر باور دارند که نمایش اسطورۀ آفرینش یا اسطورۀ قربانی انجامین به دست منجی، همان نیروی فعّال نجات دهنده در هنگام آفرینش یا در پایان جهان، دوباره در میان مؤمنان این دین ها حضور می یابد. اگر بخواهیم در تأیید نظر هینلز مثالی از باورمندی های شیعیان ایران بیاوریم می توان از تکرار وقایع کربلا در تظاهرات مذهبی هرسالۀ مردم در ایام عاشورا یاد کرد. در مبحث « اسطوره پردازی بر اساس نمونه های ازلی» در کتاب  تعزیه خوانی: حدیث قدسی مصایب در نمایش آئینی ( بلوکباشی، 1383) نویسنده به ماورای تاریخی دیدن رویدادهای تاریخی- مذهبی وقایع کربلا اشاره می کند و می نویسد: شیعیان ایران وقایع تاریخی کربلا را با روایت های اساطیری می آمیزند و قهرمانان مذهبی – تاریخی خود را با ویژگی ها و رفتارهای پهلوانان نمونۀ ازلی و اساطیری فرهنگ خود جلوه گر می سازند و بدین سان تاریخ را توجیه و تبیین می کنند و به زندگی و مصایب قهرمانان تاریخی دین خود مفاهیم ازلی  می بخشند. سوگواران حسینی با بازنمودن و نمایش و قایع کربلا و تکرار شهادت نمادین امام حسین(ع) در روز عاشورا، بار دیگر واقعۀ تاریخی شهادت امام را زنده می کنند تا در جریان نمایش اسطورۀ شهادت او، حضور دوبارۀ شخصیت امام را احساس کنند. از این رو است که الیاده در مبحثی تحت « تکرار ادواری، حضور ابدی» نمایش و تکرار یک واقعۀ قدسیانه را که در زمان گذشته روی داده، تحقق بخشیدن به حضور دوبارۀ آن واقعه در زمان حال می داند.

در شناخت اساطیر ایران جان هینلز مباحث تاریک و مهمی از تاریخ اسطوره ای ایران و دین ها و آئین های ایرانیان باستان مانند قهرمان- خدایان، اسطوره های دین زرتشتی که بر ثنویت و تقابل نیروهای مینوی و اهریمنی بنیاد نهاده شده اند؛ اسطوره های کیش بدعت گذار زُروانی که نیروهای خیر و شر را در هستی عالی زُروان ( زمان) باهم تلفیق کرده است؛ اسطوره های آئین مهری که سرزمین های پهناوری ازهند تا انگلستان را در دوران کهن دربرمی گرفت؛ پیوند اسطوره با تاریخ یا اسطوره به جای تاریخ؛ باز سازی تاریخ جامعه های بی تاریخ بر بنیاد داده های اسطوره ها؛ ارتباط اساطیر با آئین ها و مناسک آئینی- مذهبی و نماد پردازی در آئین ها؛ و سرانجام در بخش پایانی کتاب، با کنار نهادن پوستۀ بیرونی اسطوره ها و نگرش به هستۀ درونی آنها به شناخت انسان و جهان در اساطیر ایرانی دست می یابد و مفهوم خدا، انسان و جهان در اساطیر را مطرح و بررسی و تحلیل می کند.

در مقدمۀ کتاب که با سه مبحث طرح کلی تاریخ ایران، منابع اسطوره ها و طبیعت اسطوره تنظیم شده است، نویسنده به تأثیرگذاری تنوع اقلیمی ایران در گسترۀ جغرافیایی و پدید آمدن فرهنگ های گوناگون با اسطوره های خاص خود اشاره می کند و می نویسد این فرهنگ ها در غرب از فرهنگ یونان و روم و در شرق از فرهنگ هند و سرزمین های مشرق تأثیرگرفته بودند. نویسنده قصد خود را در نگارش این اثر، ترسیم تصویر کهن عالم و اسطوره های خدایان کهن در ذهن مردم باستان و پرداختن به داستان های نبرد قهرمانان جهان ایزدی با موجودات زیانکار اژده هامنش، و بررسی آموزش های اخلاقی دین زرتشتی و اسطوره های کیش زروانی و مهر پرستی و نقش اسطوره ها در تاریخ و مراسم و آئین های دربارهای شاهان ایران و باورهای شخصی مردم و معتقدان دین ها بیان می کند. به طور کلی کوشش او در این کتاب براین بوده است که تاریخ و اساطیر دورۀ باستان و دورۀ جدید و دین ها و آئین هایِ ازمیان رفته و زنده در ایران را بشناساند.

هینلز در « مبحث اسطوره» در مقدمه با نقل این تعریف آغازین از واژۀ اسطوره « روایتی صرفاً افسانه ای » در فرهنگ انگلیسی آکسفورد، می نویسد این تعریف اسطوره را در ذهن مردم افسانه ای خیالی و غیر واقعی و داستانی راست یا دروغ جلوه داده است. او با آوردن  مثالی می گوید مهم نیست که مطالب حکایت روباه و انگور ازوپ درست است یا نادرست، مهم مفهوم اخلاقی این حکایت است. سپس می گوید در اسطوره ها نیز مهم درست یا نادرست بودن واقعۀ تاریخی آنها نیست، بلکه مهم مفهومی است که معتقدان اسطوره از آن برداشت می کنند. به نظر او اسطوره ها در شکل روایتی شان بازتابندۀ اندیشۀ انسان دربارۀ هستی هستند. این اسطوره ها صورت هایی معمولی از روایاتی هستند که مردمان آنچه از هستی درک می کنند در آنها بیان می کنند.

نویسنده اسطوره ها را هم بیانگر تأملات انسان دربارۀ معنای بنیادین زندگی و هم منشورهایی می داند که مردم معتقد به اسطوره بر طبق آنها زندگی می کنند. بنابراین، در اساطیر می توان  منطق توجیه کنندۀ زندگی را یافت. به نظر او طرح های  پایای و مانایی جامعه، مرجعیت خود را از مفاهیم اسطوره ای می گیرند، حالا این مفاهیم ممکن است حق الهی برای پادشاهی شاهان مانند شاهان انگلستان در دورۀ استوارت باشند، یا طرح سه بخشی بودن جامعه در باور هند و ایرانی. ازاین رو، بنابر منطق اسطوره ای، خداوند ساختار جامعه را در سه لایه از روحانیان، جنگجویان و تولیدکنندگان(کشاورزان) آفرید. درنتیجه، آدمیزادگان جملگی پایگاه خود را در زندگی به خواست خدایان مدیون بودند. پس به باور هینلز اساطیر می توانند همچون راهنماهایی برای مردم باشند و مردمان را به مجموعۀ اخلاقی والا رهنمود کنند و انگاره هایی فراهم کنند تا مردم زندگانی خود را با آنها سر و سامان دهند. به طور کلی اسطوره ها سرچشمه های نیروهای فراطبیعی هستند که منشورهایی را در دسترس می گذارند که الگوهای رفتار اخلاقی و دینی را می نمایند و  باورها را تبیین و تدوین می کنند. در اسطوره شناسی ایرانی نیز جهان بینی اصلی ایرانیان که برداشتی از ماهیت انسان و جامعه و خدا است در اساطیر آنها بازتاب می یابند.


*این مقاله در 13آبان 1391 برای چاپ در فرهنگ آثار جلد 4 ( زیر چاپ) نوشته شد. اینک با تغییرات و اضافاتی چند برای درج در سایت انسان شناسی و فرهنگ فرستاده می شود.

مآخذ: بلوکباشی، علی، « شناخت اساطیر ایران»، در نقد و نظر ،1377؛ همو، « اسطوره، حدیث واقعیت های اولیۀ جهان هستی»، در نقد و نظر، 1377؛ همو، تعزیه خوانی، حدیث قدسی مصایب در نمایش آئینی، تهران،1383؛ هینلز، جان، شناخت اساطیر ایران، ترجمۀ ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران،1368؛ الیاده، میرچا، چشم اندازهای اسطوره، ترجمۀ جلال ستاری، تهران،1362؛ نیز:

Eliade, Mircea, Myth of the Eternal Return (Cosmos and History), Trans. By Willard Trask, New York,1971; Hinnells, John  R., Persian Mythology, London, 1973.

[1] . Arthur Christensen
[2]  . Essai sur la dèmonologie Iranienne, Det. Kgl. Dankske Videnskabernes Selskab, Historiskfilologiske Meddelelser, XXVII,1,1941
[3] . Les types du  premier homme et du premier roi dans l’hkistoire lègendaire des Iraniens, Stockholm-Leiden, 1917-1934.
[4] . Carnoy, Albert J., “Iranian Mythology ” in Mythology of all Races, vol. VI, ed, Louis Gray, U.S.A. 1917.
[5].  Mole, M.,  Culte, mythe et cosmologie dans l’Iran ancien, Paris, 1963.
[6] . John Russel Hinnells

دکتر علی بلوکباشی  مدیر گروه مردم شناسی دائره المعارف بزرگ اسلامی و مشاور ارشد علمی انسان شناسی  فرهنگ است.

پرونده «علی بلوکباشی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/6343

افسانه ها 

WhatsApp chat