0 Items

غازان خان معروف به سلطان محمود غازان خان

غازان خان معروف به سلطان محمود غازان خان

غازان خان معروف به سلطان محمود غازان خان مشهورترین، مقتدرترین، داناترین و مؤثرترین پادشاه ایلخانی است که پس از بایدوخان به فرمانروایی ایران رسید. وی ابتدا بودایی بود که قبل از شرکت در جنگ بایدو، به تشویق امیرنوروز اسلام آورد.

 

 

اسلام آوردن غازان خان
دوران
ایلخانان
تاجگذاری
۶۹۴ ه.ق.، تبریز – شنب غازان
نام کامل
سلطان محمود غازان خان
زادروز
۲۹ ربیع‌الثانی ۶۵۰ ه.ق.
۱۱ نوامبر ۱۲۷۱ م.
زادگاه
مازندران – جزیرهٔ آبسکون
مرگ
جمعه ۱۱ شوال ۷۰۳ ه.ق.
۵ می ۱۳۰۴ م.
محل مرگ
حوالی قزوین
آرامگاه
تبریز – شنب غازان
پیش از
الجایتو
پس از
بایدو
همسران
بلغان خاتون
کوکاچین خاتون
اشیل خاتون

کرامون خاتون
کاخ
عادلیه – شنب غازان
پدر
ارغون
مادر
قولتاق خاتون
فرزندان
اولجو – اولجای قتلغ
دین
اسلام (اوایل بودایی)

 

 

تولد
غازان خان در ۲۹ ربیع‌الثانی سال ۶۵۰ ه. ق در جزیرهٔ آبسکون مازندران چشم به‌جهان گشود. وی را به دایه‌ای به‌نام مغالجین سپردند که همراه قولتاق خاتون از چین آمده بود. چون غازان سه ساله شد پدربزرگش اباقاخان شوق دیدار او را کرد و از ارغون خواست که غازان را پیش او بفرستد. او غازان را با خود به‌سرای اباقا برد و اباقا نیز تربیت غازان را به یکی از همسرانش به‌نام بولوغان خاتون بزرگ سپرد که فرزندی نداشت.

دوران قبل از سلطنت
غازان خان در زمان ایلخانی ارغون خان از طرف پدر مأمور ادارهٔ امور خراسان و ری و قومس گردید.

خصومت و طلب عفو امیر نوروز
امیر نوروز که از طرف ارغون خان به نیابت غازان معین شده بود بعد از خصومتی که با غازان پیدا کرده و امرای خراسان را علیه او شوراند و در جنگی غازان را شکست داد بعد از پیروزی دوبارهٔ غازان و بروز کدورتی بین امیر نوروز و سران مغولی مخالف با غازان و وفات ارغون خان، امیر نوروز صلاح خود را در طلب عفو از غازان دید و در سال ۶۹۳ ه. ق به‌خدمت غازان رسیده و مورد بخشایش شاهزادهٔ جوان قرار گرفت.

قتل گیخاتو
بعد از فوت ارغون گیخاتو برادر وی و عموی غازان سمت ایلخانی یافت و در مدت ایلخانی او غازان کماکان در خراسان فرمانروا بود. ایلخانی گیخاتو نزدیک چهار سال بود و در ششم جمادی‌الاولی سال ۶۹۴ به‌دست امرای بایدو خان به قتل رسید.

درگیری با بایدو
غازان به بایدو اعلان جنگ داد اما بایدو از در صلح درآمد و غازان پذیرفت آن‌ها در ملاقاتی با یکدیگر از در مصالحه در آمدند اما جریان‌هایی باعث شد غازان دوباره بر علیه بایدو با مخالفانش هم‌پیمان گشته قصد جنگ با وی را کند. بایدو که از واقعه باخبر شد فرار را بر قرار ترجیح داد اما امیر نوروز سرعت به‌خرج داده او را در نزدیکی نخجوان گرفت و پیش غازان فرستاد. بایدو در ذی القعدهٔ سال ۶۹۴ به‌قتل رسید.

اسلام آوردن[ویرایش]
غازان خان بر اثر تشویق‌های متوالی امیر نوروز به اسلام تمایل پیدا کرد مخصوصاً چون می‌خواست بر بایدو و امرای مقتدر او ظفر یابد و در این راه یارانی داشته باشد. در شورایی که غازان با حضور امیرنوروز بر پا کرده بود امیر نوروز گفت که منجمین و علما و اهل زهد و ورع چنین پیشگوئی کرده‌اند که در حدود ۶۹۰ سلطانی قیام خواهد کرد که اسلام در کنف حمایت او رونق پیشین خود را از سر خواهد گرفت و رعایای او قرین امن و رفاه خواهند شد و خداوند به پاداش این امرخیر لشکریان او را نصرت و ظفر خواهد بخشید. این بیانات در مزاج غازان مؤثر افتاد و چون سابقاً هم به امیر نوروز در قبول اسلام وعده داده بود مصمم شد که به عهد خود وفا کند و به‌همین نیت در چهارم شعبان سال ۶۹۴ در لار دماوند غسل کرد و جامهٔ نو پوشید و بر دست شیخ صدرالدین ابراهیم که یکی از دختران عطاملک جوینی را در عقد خود داشت اسلام آورد و به پیروی از او قریب صد هزار نفر از مغول اسلام آوردند و غازان از این تاریخ به نام محمود خوانده شد.

دوران سلطنت
سلطان محمود غازان خان در ۱۰ ذی الحجهٔ سال ۶۹۴ ه. ق بااقتدار تمام وارد تبریز شد و صدرالدین احمد خالد زنجانی معروف به خواجه صدرالدین زنجانی که در این ایام قدرتی فوق‌العاده حاصل کرده بود به استقبال او شتافت و در عقب او بسیاری از سادات، علما و ائمهٔ آن شهر به پیشواز غازان از تبریز بیرون رفتند، غازان بعد از ورود به تبریز در قصر عادلیهٔ پدرش در شام (شنب) اقامت گزیده و در آخر سال ۶۹۴ که مصادف با روز نوروز می‌شد در آن شهر به مقام ایلخانی جلوس کرد و وارث تاج و تخت و مملکت هولاکو گردید. اول یرلیغی که به دست غازان در همان روز جلوس صادر شد فرمانی به وجوب قبول مذهب اسلام برای مغول و اجرای آداب دینی و رعایت جانب عدالت و منع امرا واکابر از ظلم به زیردستان بود. در سراسر ممالک ایلخانی به امر غازان بتخانه‌ها و معابد غیر اسلامی را ویران کردند و در تبریز بت‌های کفار و مشرکین را درهم شکستند و قطعات آنها را در کوچه‌ها گرداندند و کلیساها را به مسجد تبدیل کردند.

جنگ‌های خارجی
پادشاهان ایلخانی قبل از غازان با ممالیک مصر و شام خصومت داشتند ولی غازان خان نخست برای آگاه کردن ممالیک مصر از اسلام‌پذیری خود نامه‌ای به سلطان زین‌الدین کتبغا نوشت و طی آن اظهار داشت که اگر ایلخانان پیشین تعرضی به قلمرو ممالیک می‌کردند، علت آن تضاد دینی بوده است و اکنون که این اختلاف از میان رفته است می‌تواند از جانب او خاطرش آسوده باشد. سلطان ممالیک مصر به ظاهر پذیرفت اما اتفاقاتی افتاد که غازان خان را به مقابله با مصر وادار کرد از جملهٔ این اتفاقات پناهنده شدن شورشیان مانند سولامش و امیر طراغای و افراد قبیلهٔ او به مصر و استقبال سلطان مصر از آنان و پناهنده شدن امرای شام به آن مملکت و مخصوصا یورش ممالیک به دیاربکر و ماردین بود که تابع ایلخانان بودند. غازان خان نخست در سال ۶۹۹ ه. ق و سپس در سال‌های ۷۰۰ و ۷۰۳ ه. ق به قلمرو ممالک لشکرکشی کرد در نبرد سال ۶۹۹ موسوم به مجمع‌المروج به پیروزی دست یافت و قادر به فتح شامات و دمشق شد اما در دو یورش بعدی، با شکست مواجه شد.

روابط با ممالک خارجی
غازان با ممالک خارجه یعنی با خاقان چین و سلاطین عیسوی اروپا غالباً مکاتبه داشت و بین ایشان سفرا در رفت و آمد بوده‌اند. در سال ۶۹۹ غازان دو نفر رسول با هدایای گرانبها به دربار تیمور خاقان جانشین قوبیلای قاآن به چین فرستاد. خاقان ایشان را به‌ملاطفت تمام پذیرفت و در جواب این حرکت دوستانهٔ غازان باوجود اینکه ایلخان ایران اسلام آورده و در ترویج آن مذهب می‌کوشید اظهار مهربانی ومصادقت کرد. فتوحات اولیهٔ غازان در شام و فتح مجمع‌المروج دشمنان ممالیک را برآن داشت که با فرستادن سفرا و مراسلات غازان را به حصول این پیشرفت تبریک بگویند. جیمز دوم پادشاه مملکت آراگن از ممالک اسپانیا به‌تاریخ رمضان سال ۷۰۰ مراسله‌ای به غازان نوشت و آن را به معیّت سفیری پیش ایلخان فرستاد و در آن نامه غازان را مقتدرترین و بزرگترین سلاطین مغول و شاهنشاه مشرق خواند.

خصوصیات و مملکت‌داری
سلطان محمود از جمله پادشاهی است که قریب به‌اتفاق مورخان به‌دید مثبت به‌وی می‌نگرند. غازان‌خان در آغاز سلطنت تمام فرمان‌روایان و حاکمان مغول را به دین اسلام دعوت و ترغیب کرد. وی تبعیت از خان مغولستان را رها کرد و سلسله ایلخانی در ایران را به استقلال رساند. غازان، صدرجهان زنجانی را صاحب‌دیوان کرد و منصب امارت را به امیرنوروز بخشید. وزیر غازان خان رشیدالدین فضل‌الله همدانی بود.

اخلاق و اوصاف
سلطان محمود غازان خان پس از قبول مذهب اسلام از مؤمنین و مشوقین جدی آن آیین گردید و در تمام عمر در رعایت مراسم و آداب دین حنیف و اقامهٔ شعایر آن می‌کوشید و سعی می‌کرد که آن قسمت از عساکر خود را هم که هنوز مشرک و بت‌پرست یا بودایی مذهب بودند به آیین اسلام برگرداند و خود غالباً در این باب با ایشان گفتگو و مباحثه می‌نمود.

غازان شخصاً رشید و جنگ‌آزموده بود مخصوصاً قبل از رسیدن به مقام ایلخانی یعنی در دورهٔ حکومت خراسان بواسطهٔ حملات پی در پی مغولان ماوراءالنهر به این مملکت به خوبی به فنون لشکرکشی و مقابله با دشمن آشنا شده و اسرار این کار را آموخته بود. از مرگ هیچ پروا نداشت و همه وقت قشون خود را به حقیر شمردن عمر و نداشتن باک از دشمن تشویق می‌کرد و غالباً مثل چنگیزخان سرداران خود را احضار و تعلیمات مخصوص می‌داد و مانند او به ایشان توصیه می‌نمود که در لشکرکشی‌ها از راه‌ها و راه‌داران و راهنمایان بیش از همه استفاده کنند و قبل از حرکت در تأمین وسایل آذوقه و سیورسات و تحصیل اطلاع از احوال روحیه و تهیات خصم به مدد جاسوس‌ها بکوشند. در رعایت انتظام و انضباط در قشون خود جهد بلیغ داشت و در این راه نیز مقلد چنگیز بود و می‌گفت که قسمت عمدهٔ شکست‌هایی که بر قشون وارد می‌شود نتیجهٔ نداشتن انتظام و افسارگسیختگی افراد است، در حین حمله یا غلبه بر دشمن. غازان علاوه بر زبان مغولی، ترکی و فارسی اطلاع کمی از عربی و السنهٔ چینی، تبتی و لاتین داشت و به دانستن تاریخ وآداب و اخلاق سلاطین مخصوصاً پادشاهان معاصر خود سخت مایل بود و هر وقت به یکی از مردم ممالک خارجی برمی‌خورد در این باب از او تحقیقات کامل می‌کرد ولی بیش از همه به دانستن آبا و اجداد مغولی خود عشق و علاقه داشت و غیر از پولادآقا هیچ‌یک از امرا و شاهزادگان مغول به اندازهٔ او بر احوال و اسامی و وقایع مغول مطلع نبودند و خواجه رشیدالدین یک مقدار از اطلاعات نفیسی را که در جامع‌التواریخ ضبط کرده شخصاً از دهان غازان خان شنیده است. غازان خان گذشته از این مراتب مردی هنرمند بود و به بعضی از صنایع یدی و حرفه‌های مختلف مثل بنایی، نقاشی، آهنگری و اسلحه‌سازی آشنایی داشته و مقداری از عمر خود را هم به هرزه در طلب کیمیا و ستاره‌شناسی و تحصیل نباتات عجیب به عادت مغول صرف کرده است. او با شناخت و ترکیب ۲۴ گیاه دارویی موفق به‌کشف تریاکی شد که به‌نام او تریاک غازانی نام گرفت. وی خیال بنای رصدخانه‌ای در نزدیک تبریز نیز داشته و در شام غازان نمونه‌ای از آن را ساخته بوده است. در عهد او هر وقت فرستاده‌ای از خارجه می‌رسید مستقیماً به خدمت غازان هدایت می‌شد وایلخان به‌جای این‌که یکی از وزرا را مأمور مذاکره با او کند شخصاً از او پذیرایی می‌نمود و با ایشان از تاریخ مملکت و وقایع و سیاست ممالکشان گفتگو می‌کرد تا آن‌جا که همگی از فصاحت و کمال او دچار بهت و اعجاب می‌شدند. اهل ادب و حکمت و فضل را دوست می‌داشت و غالباً با ایشان می‌نشست در محضر آن جماعت سؤالاتی طرح می‌نمود.

از ادیان و مذاهب و ملل و نحل اطلاعات کافی داشت و اکثر اوقات با فرق مذهبی مختلف مباحثه و مناظره می‌کرد. در تشخیص میزان لیاقت و کفایت اشخاص نیز خبیر بود و هر کس را به اندازهٔ فضل و کارآمدگی به مقامی که درخور آن بود می‌گماشت و کمتر به غرض مغرضین و سعایت سخن‌چینان گوش فرامی‌داد و برخلاف در سیاست و تنبیه خطاکاران فوق‌العاده سخت و بیرحم بود در صورتی که از عمال و زیردستان و سران قشونی او ظلم و تعدی و تجاوز می‌دید ایشان را بسختی مجازات می‌کرد زمام نفس خودرا نیز کاملاً در دست داشت و هیچ حرکتی که نمایندهٔ شهوترانی او باشد از او سر نزده بلکه کسانی را که مرتکب بی ناموسی می‌شدند بشدت مورد مؤاخذه قرار می‌داد. دربارهٔ او آورده‌اند: «در زمان او ممکن نبود که هیچ آفریده تعدی و ظلمی تواند کرد و رسوم و قواعد نیکو در پادشاهی بنیاد نهاد»

اصلاحات غازانی
غازان در زمان حکومت خود اصلاحات اقتصادی و اجتماعی وسیعی انجام داد که به‌اصلاحات غازانی معروف گشت. در این اصلاحات میزان معینی برای مالیات سرانهٔ قبچور تعیین گردید. نرخ‏‌های مالیاتی بر لوح‌های فلزی و یا سنگی ثبت و بر در مساجد و یا معابر برای اطلاع عمومی آویخته شد.

برای ایلچیان مقرری تعیین گردید. آنان دیگر حق مزاحمت روستاییان را نداشتند. رسم نزول اجلال و حواله و برات ملغی گردید. هم چنین وصول مالیات از طریق مقاطعه لغو گردید. مالیات راسا به وسیله مامورین حکومتی وصول می‌شد عوارض تمغا ملغی و یا تعدیل شد.

دفتر ثبت املاک برای سراسر کشور تنظیم یافت و از هرگونه تقلب با سقاقان و منشیان جلوگیری نمود. بدین منظور، منشیانی به تمام ولایات فرستاد تا املاک شخصی و املاک موقوفه را تعیین و آن‌ها را در دفاتر قانونی ثبت نمایند برای صدور سند مالکیت، دریافت حداکثر نیم دینار از صاحب سند مجاز بود، و برای عمل خلاف مامورین، حکم مرگ تعیین گردیده بود.
دو سکه ضرب شده در زمان غازان، تبریز: لا اله الا الله-محمد رسول الله-صل علیه و سلم
اسناد مالکیت، با نشان زرین دولت (آلتون تمغا) ممهور می‌شد که حاوی نام مالک و توصیف کامل ملک بود، و سرانجام، غازل خان در تبریز، دستگاهی برای ثبت ملاک سراسر کشور به وجود آورد که طی آن می‌بایستی از نزدیک با دبیرخانه دولت همکاری کند. از جمله اصلاحات غازان خان، ترتیب تاریخ ایلخانی یا تاریخ غازانی است و این کار را او برای تطبیق سنوات قمری با سنوات شمسی انجام داد، چه به واسطه عقب افتادن نوروز و پیدا شدن سیزده سال اختلاف بین سال‌های شمسی و قمری در عهد وی، در ۱۳ رجب ۷۰۱، سال قمری و شمسی را که از عهد معتضد خلیفه عباسی و دیالمه، تطبیق نشده بود، تطبیق داد و روز فوق را ابتدای تاریخ جدیدی قرار داد ولی این تاریخ دوامی نداشت و به زودی از میان رفت. غازان خان پس از تثبیت وضع مالکیت به بهبود کشاورزی پرداخت او فرمان داد تا بذر، آلات کشاورزی، اسب و گاو در اختیار روستاییان قرار گیرد و چنان چه حاکمی در این زمینه کوتاهی می‌نمود، به سختی تنبیه می‌گردید، به دستور او درآمد مالیاتی دام و به خصوص، گاوهای نر به منظور تهیه و نگهداری حیوانات، مصرف می‌شد.

تقسیم زمین‌های متروک میان روستاییان که تعدادشان در این هنگام به دوران پیش از مغول به یک دهم می‌رسید نیز از کارهای پراهمیت بود، چگونگی پرداخت مال الاجارهٔ این زمین‌ها، روستاییان را به پذیرفتن چنین زمین‌هایی تشویق می‌نمود چگونگی پرداخت مال الاجارهٔ این زمین‌ها به شرح زیر بود:

سال نخست، معاف از مالیات، سال دوم، یک سوم از حقوق متداول به دولت پرداخت می‌گردید و میزان مبلغ پرداختی در سال سوم نسبت به خوبی یا بدی زمین طبقه‌بندی می‌شد؛ چنان چه زمین حاصلخیز بود، سه چهارم و در مورد زمین‌های متوسط دو سوم، و برای زمین‌های کم حاصل، نیمی از مقدار متداول، به دولت می‌رسید، پرداخت تمام مالیات متداول، برای سال چهارم پیش بینی شده بود به منظور اجرای صحیح این قانون، دیوان خالصات تاسیس یافت تا با دیوان و ادارهٔ ثبت املاک همکاری نزدیک نماید. با صدور این قوانین، تا حدی امنیت در روستاها برقرار شد. اسکان به سرعت عملی می‌شد. ارزش زمین‌ها و بناهای کشاورزی ظاهرا به ده برابر رسید بار دیگر پرداخت مالیات به صندوق دولت مرتب شد و وضع مالی دولت به طرز بی سابقه‌ای بهبود یافت.

غازان‌خان به گسترش دانش و صنعت بسیاری علاقه‌مند بود و خود او در تاریخ و جغرافیا بسیار مطلع بود. غازان‌خان به زبان‌های مغولی، فارسی، عربی، هندی، چینی، ترکی و عبری آشنایی داشت. غازان‌خان در سن سی و سه سالگی بعد از نه سال فرمان‌روایی در قزوین وفات یافت. پیکرش به تبریز منتقل شد و آن‌جا در شنب غازان به آیین مسلمانی به خاک سپرده شد. غازان خان را به نوعی بوجود آورنده شهر تبریز می‌شناسند زیرا در دوره پس از ساسانی, تبریز به صورت یک ده یا یک واحه بوده است.

 

 

امامزاده یحیی ورامین

امامزاده یحیی ورامین

امامزاده یحیی ورامین

 

آرایه های گچبری بقعه امامزاده یحیی ورامین

بقعه امامزاده یحیی

نویسندگان: بهاره تقوی نژاد
صدیقه میرصالحیان

چکیده

بقعه امامزاده یحیی در محله کهنه گل شهرستان ورامین، یکی از بناهای برجای مانده از دوره ایلخانی است که به واسطه تزیینات گچبری و کاشیکاری های خود، اهمیتی جهانی دارد.

در این بقعه، آرایه های گچبری وسعت زیادی از تزیینات را به خود اختصاص داده است به گونه ای که در بخش های مختلف بنا از جمله: گوشه سازی ها (سه کنج)، دیوار سمت قبله، سقف و کتیبه ثلث تاریخدار درون بقعه، می توان نمونه های منحصر به فردی از این تزیینات را مشاهده کرد. این آرایه ها با تلفیقی از نقوش گیاهی و هندسی بسیار زیبا و متنوع، به صورت برجسته و با تکنیک آژده کاری به همراه رنگ های اُخرایی و سیاه؛ جلوه های بصری بدیعی از گچبری عصر ایلخانی را فراهم آورده است.

در این مقاله قصد داریم با روش تاریخی-توصیفی، با استناد به منابع کتابخانه ای و بر پایه پژوهشی میدانی، به معرفی و بررسی انواع آرایه های گچبری موجود در این بنای تاریخی پرداخته، ارزش های بصری نقوش و طرح ها را مورد مطالعه قراردهیم.
کلید واژه ها: ایلخانان، امامزاده یحیی ورامین ، تزیینات گچبری، نقوش، ترکیب بندی
مقدمه:

به گفته استاد پیرنیا :

به علت فقدان بناهای باقیمانده از آرامگاه های قرون اولیه اسلامی، نوشتن تاریخی درباره آن ها با استدلال کافی همراه نخواهد بود اما روشن است که رشد آئین تشیع، نقطه اوج این تحولات به شمار می آید(پیرنیا، 1387: 60).

شیعیان به جهت حفظ خاطره گذشتگان علی الخصوص ائمه اطهار و امامزادگان و بزرگداشت آنان، به ساخت بقعه و آرامگاه ابراز علاقه نمودند به گونه ای که آرامگاه ها به عنوان سمبل خواسته های سیاسی و مذهبی شیعه شناخته شد(پاستاد یرنیا، 1387: 61).

شکوفایی ساخت بقاع بر مزار امامزادگان را به دوره پیش از سلجوقی(آل بویه) نسبت می دهند اما شاید بتوان ریشه توجه به زیارت و زیارتگاه و استمداد از مدفونین زیارتگاه ها را در دوره ایلخانی جستجو کرد.

اگرچه زیارت مشاهد متبرکه از سوی سلاطین مغول با جنبه های سیاسی و اجتماعی همراه بود ولی، توجه به اصل زیارت اماکن متبرک به هر دلیل که باشد قابل انکار نیست(مصلّی، 1381).

هرکدام از این بقعه ها یک موزه معماری نیز به شمار می رود که از لحاظ فنون ساختمانی در زدن تاق و گنبد، تا الگوهایی که در ساختمان سازی آنها استفاده شده و همچنین همه هنرهایی که در تزئینات آن به کار رفته (مانند: کاشی کاری، گره سازی با آجر یا کاشی، گچبری ، آثار منبت و معرق چوب، انواع ضریح ها و کتیبه هایی با اقلام و خطوط مختلف) شایان توجه است (پیرنیا،1390: 312).

شهر ورامین نیز از جمله شهرهای شیعه نشین از قرن پنجم هجری و حتی قبل از آن به شمار می آید.

مردمان این شهر به جهت نزدیکی به ری، قم و طبرستان و سکونت برخی سادات در آن به تشیع گرویدند و به همت این خاندان های شیعی تعدادی مدرسه، مسجد و هم چنین مقبره هایی برای برخی امامزادگان ساخته شد (جعفریان، 1376).

امامزاده یحیی ورامین از جمله آثار شیعی برجای مانده در این شهر است که ساختار معماری و تزئینات کاشی کاری و گچبری (تاریخ دار) این بقعه، از تکمیل یا احداث آن در دوره ایلخانی حکایت می کند.

این آرایه های گچی مملو از نقش مایه ها و ترکیب بندی هایی است که تقریبا در اکثر بخش های بنا از جمله: محراب، تاقچه، پشت بغل، تاق، دیوار و … به چشم می خورد و نشان از تخیل نامحدود طراحان، حمایت حاکمان و سفارش دهندگان و رونق کارگاه های سازنده آثار دارد که منجر به خلق چنین نمونه های منحصر به فرد و متنوعی شده است.

با توجه به این انواع نقوش و آرایه های گچی این بنا کمتر مورد مطالعه قرار گرفته و تنها به ارائه تصاویر محدودی در برخی منابع بسنده شده است، لذا پرسش اصلی پژوهش این است که: انواع آرایه های گچبری موجود در بنای امامزاده یحیی ورامین کدام است و این نقوش چه ویژگی های بصری دارد؟ بنابراین این مقاله با هدف معرفی و شناخت هر چه بیشتر تزئینات گچی امامزاده یحیی، آنالیز خطی(3) و ارائه تقسیم بندی این آرایه ها از حیث تنوع نقوش و کتیبه های بنا صورت گرفته و در ادامه به همخوانی این تزئینات با مبانی فرهنگ اسلامی اشاره مختصری شده است. پیشینه تحقیق: در منابع مختلفی شامل کتب و مقالات، به تاریخچه و آثار تاریخی ورامین پرداخته شده است که از مهم ترین این منابع می توان از کتاب ” معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان ” اثر دونالد. ن. ویلبر نام برد. امامزاده یحیی که یکی که از آثار مهم شهرستان ورامین در دوره ایلخانی به شمار می رود نیز در این کتاب معرفی و توصیف شده است؛ اما آن چه در خصوص نقوش و تزئینات این بقعه بیشتر مورد اهمیت واقع شده، کاشی های زرین فام(4)، محراب و سنگ قبر کاشیکاری آن بوده و تنها اشاره مختصری به تزئینات گچبری این بنا شده است. آرتور پوپ در کتاب سیری در هنر ایران، بخش معماری اسلامی (ج3) و معماری ایران نیز به کاشیکاری های موجود درگچبری های این بنا اشاره کرده است. مادام دیولافوآ نیز در سفرنامه خود با عنوان ایران، کلده، شوش مشاهدات خود از این بنای تاریخی را بیان می کندکه اطلاعات ارزشمندی را از وضعیت بنا در قرن نوزدهم میلادی در اختیار خواننده قرار می دهد. مقالات متعددی نیز در رابطه با ورامین و آثار تاریخی آن نگاشته شده است که از آن جمله می توان به مقاله ای با عنوان ” امامزاده یحیی ” اثر حسین قره چانلو (1372) اشاره کرد. در این مقاله به اختصار به توصیف کلی معماری بنا، شرح نسب و شجره نامه امامزاده یحیی پرداخته است.

در مقاله دیگری با عنوان ” نگاه اجمالی به پیشینه و آثار باستانی شهرستان ورامین ” نوشته همایون رضوان (1385)، توصیف مختصری درباره آثار گچبری بنا ارائه شده است. اما در سایر مقالات نظیر ” جغرافیای تاریخی ورامین ” علاءالدین آذری (1348) و ” جغرافیای تاریخی و آثار تاریخی ورامین ” حسین قره چانلو (1353)، پس از شرح سابقه تاریخی بنا و ویژگی های معماری آن، به صورت اجمالی از تزئینات دیواری آن یاد شده است که بیشترین سهم توجه را کاشی های زرین فام به خود اختصاص داده اند و در خصوص تزئینات گچبری مطلب خاصی نوشته نشده است.

با مروری بر تحقیقات انجام شده درمی یابیم که هیچ یک از این مطالعات (که عمدتاً به سال های دور نیز تعلق دارند)، در خصوص آرایه های گچبری این بقعه و سهم عمده آن ها در شکل گیری تزئینات بنای مذکور، اطلاعات مفید و جامعی را در اختیار مخاطب قرار نمی دهند، لذا در این پژوهش سعی شده تا در حد امکان نقوش و تزئینات گچبری امامزاده یحیی معرفی، شناسانده و طبقه بندی شود.
روش تحقیق: این پژوهش به روش تاریخی- توصیفی انجام شده است و شیوه گردآوری اطلاعات بر تحقیقات کتابخانه ای (کتب، مقالات و سایت های اینترنتی معتبر) و مطالعات میدانی نگارندگان از بنا (تهیه تصاویر و مستند نگاری از تزئینات گچبری) استوار است. در متن مقاله نیز به معرفی و طبقه بندی انواع آرایه های گچبری و آنالیز خطی نقش مایه ها پرداخته شده تا ویژگی های بصری آن ها آشکار گردد.
1-1- جغرافیای تاریخی ورامین

شهرستان ورامین در 51 درجه و 39 دقیقه طول شرقی و 35 درجه و 19 دقیقه عرض شمالی از خط استوا قرار دارد.(پاپلی یزدی،1367: 574) این شهرستان با مساحت 2431 مترمربع در جنوب شرقی تهران و 35 کیلومتری شرق شهر ری واقع شده است و از شمال به پاکدشت، از جنوب به استان قم، از غرب به ری و از شرق به گرمسار منتهی می شود (رضوان،1376). وجه تسمیه آن به درستی معلوم نیست ولی در برهان قاطع چنین آمده است: « ورام بر وزن سلام چیزهای سهل و سبک کم وزن را گویند و نام شهری است از ملک ری که به ورامین اشتهار دارد»(خلف تبریزی،1341: 1189). لرد کرزن نیز در این باره می گوید، در وندیداد نام دو محل به نام «راجیس» و «دازنا» ذکر شده که شاید همان ری و ورامین باشد. حفاری ها و کشفیات به عمل آمده در این منطقه، حاکی از دوره های پارینه سنگی، نوسنگی و هم چنین هزاره های ششم تا اول قبل از میلاد و دوره ساسانی (اسکارچیا، 1384: 77) است. اما با توجه به محیط اقلیمی این شهرستان به احتمال زیاد در دوره اسلامی نیز هم چنان سکونت و تمدن در این ناحیه ادامه داشته است، لیکن تاکنون آثار قابل توجهی از شش قرن اولیه اسلامی به دست نیامده است(رضوان، 1376). آن چه از فحوای کلام مورخان و جغرافیا نویسان پیش از حکومت مغول می توان درک کرد این است که در زمان حکومت آل بویه ورامین قصبه بزرگی بوده و از نواحی کشاورزی عمده به شمار می آمده است (آذری، 1348). جغرافیدانان اسلامی چون: اصطخری، ابن حوقل، جیحانی و ابن اثیر نیز درباره آبادانی این منطقه مطالبی را ذکر کرده اند و از آن به عنوان یکی از قصبات مهم و پرجمعیت ری نام برده اند(رک. اصطخری، 1368: 171؛ ابن حوقل، 1345: 121و 122؛ جیهانی، 1368: 147؛ ابن اثیر، 1370: 226).

سمعانی در این باره می نویسد:

«ورامین دهی بزرگ شبیه به شهرهاست و از آن جا بسیاری از اهل علم بیرون آمده اند»(سمعانی، 1354: 94).

ورامین تا پیش از حمله مغول بر ایران و خرابی ری؛ اهمیت و شهرت چندانی نداشت و جزیی از ایالت ری محسوب می شد (آذری،1348) اما پس از استیلای مغول بر ایران و نابودی این شهر باستانی توسط آن ها (سال 617 هـ.ق)، منطقه ورامین به سبب داشتن مراتع وسیع و سرسبز مورد توجه اشغالگران قرار گرفت و دیری نپائید که مرکز تومان؛ یعنی مقر تشکیلات اداری و مالی ایالت گردید.

به دستور غازان خان و به منظور ممانعت از تخریب کامل ری، عمارتی چند در ورامین احداث شد اما این مساله هم نتوانست از نابودی این شهر جلوگیری کند، زیرا اهالی آن به دو شهر ورامین و تهران نقل مکان کرده بودند(لسترنج،1373: 233)

در این زمان بناهای با عظمتی در ورامین ساخته شد که قابل مقایسه با عظیم ترین بناهایی است که در پایتخت های حکومت های قبل و بعد ساخته شده اند، از آن جمله می توان به مسجد جامع ورامین، برج علاءالدین(علاء الدوله) و امامزاده یحیی اشاره نمود.(کریمان،1354: 632)

اما با رونق گرفتن شهر تهران در قرن هشتم هجری، بسیاری از مردم شهرهای اطراف از جمله ورامین به تدریج به آن جا کوچ کردند، به طوری که در سال 809 هـ.ق، ورامین تقریباً متروک و غیرمسکونی دیده می-شد.(رجبی، 1371) در حقیقت می توان گفت که اوج شکوفایی شهر ورامین در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده (716-703هـ.ق) و فرزندش سلطان ابوسعید بهادر(736-716هـ.ق) بوده که یادگارهای آن دو خان مسلمان و شیعی مذهب، هنوز در ورامین موجود است(کیانی، 1368: 235). با طلوع دولت صفوی و انقراض تیموریان و ترکمانان، به واسطه توجه سلاطین صفوی به ساخت و ساز بناها، بعضی از روستاها و قصبات ری رو به آبادانی رفت و در نتیجه مردم روستاهای دیگر از جمله ورامین، بدان روی آوردند(قره چانلو،1353). بارتولد، مؤلف کتاب جغرافیای تاریخی ایران می نویسد:«پس از اعتبار یافتن تهران، ظاهراً اهالی ری و ورامین به تدریج به تهران نقل مکان کردند.»(بارتولد،1377: 181) از آن به بعد ورامین رو به ویرانی و خرابی گذارد و دیگر اهمیت سابق خود را به دست نیاورد. تا زمان سلطنت رضاشاه، ورامین به صورت دهکده ای بیش نبود، اما در زمان سلطنت وی، این شهر دوباره یکی از مراکز مهم کشاورزی ایران گردید و تأسیس کارخانه های صنعتی (قندسازی، روغن کشی و پنبه پاک کنی) بر اهمیت آن افزود(خمسه،1387). آثار تاریخی فراوانی در ورامین وجود دارد که گویای پشتوانه تاریخی غنی در این منطقه است. برخی از آثار این شهر عبارتند از: قلعه ایرج:یکی از بی‌نظیرترین قلعه‌های خشتی جهان در نزدیکی ورامین که امروزه از چهار دروازه آن، تنها دروازه اصلی باقی مانده است(قره چانلو، 1353)، کارونسرای دیرگچین: منزلگاه بسیار مهمی بر سر راه های قم به ری، قم به ورامین، قم و ساوه به طرف خراسان و بر عکس ، که محققین قدمت این بنا را به دوره ساسانی نسبت داده اند (ریاضی،1348)،

امامزاده یحیی: بنایی از دوره ایلخانی که شالوده آن را به عصر سلجوقی نیز منسوب کرده اند و با تزئینات کاشیکاری و گچبری نفیس(ویلبر، 1365،201-199)، بقعه شاهزاده حسین: امامزاده ای از دوره ایلخانی (حدود 730 ه.ق)(اسکارچیا، 1384: 77)، شامل بقایا و محراب زیبایی از کاشی معرق لاجوردی و فیروزه ای (مشکوتی، 1345: 203)، برج علاءالدوله:برج مقبره ای در شمال مسجد جامع و در ضلع جنوب شرقی میدان اصلی ورامین (تاریخ 680هـ.ق)(آذری1348)، مسجد جامع ورامین: مسجدی چهار ایوانی که در ایام سلطنت سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) ساختمان آن شروع شد و بر طبق کتیبه سردر، در زمان ابوسعید به سال 722 هـ.ق پایان یافته است(شیبانی و محبعلی، 1365) و امامزاده علی و سکینه بانو: از جمله بناهای دوره صفویه (مصلّی، 1381).
معرفی بنای امامزاده یحیی:

بنای موسوم به امامزاده یحیی یکی از چند اثر تاریخی منسوب به دوره ایلخانی در ورامین است که با شماره 199 در فهرست آثار تاریخی به ثبت رسیده است (کیانی،1387: 85). این بقعه در جنوب شرقی شهر ورامین؛ در محله معروف به کهنه گل واقع شده است و فاصله آن به خط مستقیم تا مسجد جامع بسیار کم (حدود یک کیلومتر) است (تصاویر1 و 2). در گذشته راه وصول به بقعه راه باریکی بود که از میان مزارع گندم و صیفی جات می گذشت ، اما امروزه به علت توسعه شهر ورامین بنای امامزاده در داخل محدوده شهری قرار گرفته است(کیانی،1368: 240)

ابوالفرج اصفهانی راجع به سلسله النسب امامزاده یحیی می نویسد: «یحیی بن علی ابن عبدالرحمن بن قاسم بن حسن بن زید (بن ابی محمد الحسن)، مادرش دختر عبدالله بن ابراهیم بن محمد بن عبدالله بن محمد بن علی بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب است؛ و او را یاران عبدالله بن عزیز حاکم شهر ری، در یکی از قراء ری به قتل رسانیدند»(الاصفهانی،1380: 635) ابواسماعیل ابراهیم بن ناصر بن طباطبائی نیز می نویسد: «از طالبیانی که وارد به ورامین شدند یکی فرزند قاسم بن الحسن بن زید بن الحسن بوده است. نام او یحیی بن علی ابن عبدالرحمن بن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن می باشد.» (کیلو گیلانی ، 1367: 47؛ جعفریان، 1376: 122؛ ابن طباطبا، 1372: 426؛ طباطبایی، 1377: 345).

براساس کتیبه گچبری تاریخ دار موجود در بنا، بانی این بقعه «ابومحمد الحسن بن المرتضی بن الحسین بن محمد بن الحسن بن ابی زید»(جعفریان، 1376؛ رکوعی، 1373: 301) و تاریخ ساخت، محرم سال 707هـ. ق است(تصاویر 3 و4).

سبک معماری مقبره، شباهت زیادی با مسجد جامع ورامین و مقبره علاءالدین دارد. مدخل بنا رو به سمت شمال و دارای حیاط وسیعی است که اکنون به قبرستان تبدیل شده است (کیانی، 1368، 240). پلان هشت ضلعی، وجود تاقچه ها و سه کنج های عمیق گوشه ای، وجود یک سلسله فرورفتگی روی نمای خارجی گنبد و بهره گیری سرشار از گچبری (مانند توپی های گچی ته آجری(6)، آژده کاری ها و نقوش سوزنی برجسته و …) همه از خصوصـیاتی است که بیشتر در ابنیه دوره ایلخانی دیده می شود(ویلبر،1365: 120) اما برخی محققان شالوده آن را به دوره پیش از مغول نیز منسوب کرده اند (رضوان، 1385)دیولافوآ درباره سلجوقی بودن بنا می گوید: «این بنا در قرن دوازدهم میلادی در دوران سلطنت سلجوقیان بر پا شده است. در داخل آن بنا چند ضلعی نوک تیزی است که از حیث شکل مانند گنبد نخجوان(7) است و در دوره غزنویان (583-351ه.ق) ساخته شده و خوب معلوم است که بنای تازه را با این بنای قدیمی هم آهنگ کرده و ساختمان های قدیم و جدید را به هم متصل ساخته اند»(دیولافوا، 1369: 158) (تصویر 3). زاره که خود از بنای امامزاده دیدن کرده از وجود برج هشت گوش در داخل، طاقچه های مسطح، محراب و تزئین شبستان امامزاده با کاشی تاریخ های تاریخ دار (661-660 هـ.ق) سخن می گوید. اما در حال حاضر سردر، تاق ها و برج هشت گوش همه از بین رفته اند(ویلبر،1365: 120)بنای کنونی امامزاده از دو بخش متاخر و متقدم تشکیل شده است، الحاقات جدید شامل دو ایوان شمالی و جنوبی و ده غرفه در اضلاع شرقی و غربی (رضوان، 1376)، دیواره و سردر جدیدی در قسمت جنوبی به منظور نگهداری و جلوگیری از ریزش بنا و احداث هشت دریچه مشبک در گنبد آجری این بقعه که فاقد تزئینات کاشی کاری است(آذری1348). صحن بنای امامزاده به شکل برج و دارای چهار کنج طاق نما(8) است(زنده دل،1376: 109)، به گونه ای که ساختمان از خارج به شکل مربع و از داخل هشت گوش است.

اهمیت تاریخی این بنا مرهون تزئینات زیبای کاشی کاری و گچبری آن است. سیاحانی که سابقاً از امامزاده یحیی بازدید کرده-اند، شرح مبسوطی راجع به کاشی های شفاف و زیبا و کتیبه برجسته آن به خط ثلث و محراب نفیس این بنا در سفرنامه خود نوشته اند و حتی کاشی های آن را بی نظیر و بی همتا ذکر کرده اند(آذری، 1348). زاره(9) اولین محققی است که از این محراب نام می برد (ویلبر، 1365: 120) دیولافوآ نیز در این باره می نویسد: «در هیچ جا کاشی هایی صاف تر و درخشنده تر از کاشی های امامزاده یحیی پیدا نخواهد شد. این کاشی های فلزی رنگ سه دسته اند. دسته اول کمی زرد رنگ است؛ دسته دوم رنگ فلزی برنج مانندی دارد و دسته سوم تیره تر و مانند مس قرمز است. کاشی های ستاره ای و صلیبی که قبر و محراب و دیوارها را تزئین کرده اند، دارای یک نوع اهمیت هنری و صنعتی هستند و به واسطه صفات و خصائص ممتازی که دارند به مراتب بر کاشی های بناهای اسپانیایی و ایتالیایی و حتی نقاشی های روی کاغذ برتری دارند»(فره وشی، 1369: 160- 158). کاشی های امامزاده یحیی به شکل ستاره هشت پر (شمسه ایرانی) و صلیب (چلیپا) هستند و تاریخ 661 ه. ق و گاهی 662 و 663 ه. ق را نشان می دهند، این کاشی ها با نقش مایه های متنوع گیاهی تزئین و توسط علی بن محمد بن ابی طاهر ساخته شده است و اکنون در موزه متروپولیتن و ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می شود(تصویر 8) (بلر و بلوم، 1385: 8-27؛ اسون دیماند، 1383: 190). لوحه کاشی دیگر مربوط به سنگ قبر امامزاده است که تاریخ 705هـ. ق و امضاء یوسف بن علی محمد بن ابی طاهر را داشته است و اکنون در موزه آرمیتاژ است(تصویر 9). محراب کاشیکاری امامزاده نیز توسط علی بن محمد بن ابی طاهر در تاریخ 663هـ. ق ساخته شده است(تصویر 10) (نراقی، 1342). این کاشی های باشکوه تا قرن 19 م/13ه.ق بر محراب و ازاره مقبره به چشم می خورد، اما امروزه تقریبا در 24 مجموعه در سراسر دنیا پراکنده است (بلر و بلوم، 1385: 8-27).

معرفی تزئینات موجود در امامزاده یحیی: علاوه بر توصیفاتی که مورخان و هنر شناسان از تزئینات کاشیکاری و گچبری های این بقعه ارائه کرده اند و بخش عمده ای از این آثار دیگر در این امامزاده قابل رویت نیست، قصد داریم به اختصار به معرفی انواع آرایه های موجود در این بنای تاریخی بپردازیم. درون بقعه برخلاف منظر ساده و بی پیرایه بیرون آن، شامل تزئینات عالی گچبری و کاشیکاری است (قره چانلو، 1372). این تزئینات که بلافاصله پس از ورود به درون امامزاده قابل مشاهده است شامل: گچبری های زیبا و متنوعی در قالب تزئینات گیاهی، هندسی و کتیبه ای است که بخش عمده ای از آن با دو رنگ مشکی و طلایی اجراء شده و تقریبا کل فضای درونی بقعه را زینت داده است، دیگریکاشی های مستطیل شکلی به ابعاد حدود 30 در 55 سانتی متر؛ به رنگ های لاجوردی، مشکی و زرد روشن و با طرحی متشکل از قاب بندی های هندسی و نقوش برجسته اسلیمی که در ازاره(10) بنا قرار دارد(نکونام،1370) (تصاویر 11 الی 14)

آرایه های گچبری امامزاده یحیی: بقعه امامزاده یحیی ورامین نیز از جمله بناهایی است که تزئینات گچبری آن، جلوه های شاخصی از هنر گچبری قرن هشتم هجری و مهارت و بلوغ هنرمندانی که با مهارت و چیره دستی، علاوه بر حفظ و تداوم برخی از طرح ها و تکنیک های اجرایی گذشته، زمینه ساز تحولات و نوآوری های بسیاری نیز بودند را آشکار می سازد. این آرایه های گچی متنوع تقریبا در کل فضای داخلی بقعه دیده می شود، به گونه ای که گچبری های هر یک از چهار سه کنج امامزاده ترکیب بندی و نقوش جداگانه ای داشته و به عقیده پوپ، علاوه بر این که پاره ای از عناصر قدیمی هم چنان متداول است؛ اما بسیاری از نقوش و ترکیب بندی ها جدیدند (پوپ،1387:1536/ Pope, 1934: 32-320). تکنیک گچبری برجسته و تزئینات آژده کاری مفصل و متنوع، هم چنین وجود دو رنگ مشکی و اخرایی (طلایی) در آرایه ها و فنون اجرایی بر ارزش بصری و بداعت نقوش افزوده است. آرایه های گچبری را می توان در بخش های مختلفی از فضای درونی بقعه مشاهده نمود از آن جمله: سه کنج ها(11) با نقوش گیاهی و هندسی به رنگ مشکی و اخرایی (تصاویر 17و15)، قاب گچبری بالای محراب با طرح گیاهی (اسلیمی های بزرگ و حجیم) و تزئینات هندسی درون نقشمایه های آن(تصویر16)، کتیبه گچبری برجسته به خط ثلث در زمینه ای از نقوش گیاهی که از ابتدای ضلع جنوبی و بالای محراب آغاز می گردد و در ارتفاع 5/1 متری بنا ادامه می یابد(تصویر14)، اشکال گچبری مُهری (توپی های گچی) در بالای کتیبه فوق و در دیوارهای جانبی بنا (مصطفوی،1361: 273)(تصویر18)، کتیبه هایی با اسامی مقدس در سقف بقعه، نقوش گیاهی و کتیبه ای پشت بغل های اطراف پنجره های مشبک و سایر لچکی های تعبیه شده در سقف(تصاویر 20 و 19 ).

این تزئینات بسیار مفصل و با دقت و ظرافت زیاد به اجرا درآمده، به نحوی که تقریبا در هیچ یک از بخش های مذکور، ضعف طرح یا تکنیک مشاهده نمی شود. از جمله ویژگی های بصری طرح ها می توان به تقسیم بندی سه کنج ها به قاب های هندسی که به صورت متناوبی با نقوش گیاهی و هندسی و گاه تلفیقی از هر دو نقش پر شده است، نحوه ترکیب بندی نقوش در کادرهای هندسی و رعایت فضای مثبت و منفی(نقش و زمینه)، ایجاد تعادل و توازن در نقوش با وجود عدم قرینه سازی طرح در برخی قسمت ها، تلفیق صحیح و متناسب نقش مایه های گیاهی، نقوش هندسی و کتیبه ها به صورت توامان، ایجاد بافت های مختلف با نقوش هندسی متنوع و استفاده از تکنیک های گچبری مناسب، توجه به عنصر رنگ به شکلی نمادین و تقویت کننده ارزش بصری نقوش، اشاره کرد.

آرایه های گچی به کار رفته در امامزاده یحیی را می توان از حیث تنوع طرح و نقش در گروه های زیر دسته بندی نمود:
نقوش گیاهی

اسلیمی(12): این نقوش در هر یک از سه کنج های این امامزاده با تنوع بسیار و به زیبایی درون کادرهای لوزی، مربع، مستطیل، متوازی الاضلاع، محرابی و … جای گرفته و در اکثر نمونه ها با نقوش هندسی که در قالب تزئینات آژده کاری(13) زینت بخش فضای درونی نقوش بوده و یا به طور مستقل در کادرهای مشخصی (مانند دایره) در حدفاصل نقش مایه های اسلیمی قرار گرفته، خودنمایی می کند(تصویر). اکثر طرح ها به صورت یک دوم زمینه و با تقارن آیینه ای اجرا شده و نسبت فضاهای پر و خالی (طرح و زمینه) به خوبی رعایت گردیده است. گردش ها حرکتی رو به بالا (صعودی)، چرخشی و یا شعاع سان داشته که بر تعالی روح و وحدانیت تاکید دارد(شکل 1 ).

ختایی: این نقش مایه شامل گل و برگ های است که در پس زمینه کتیبه ثلث، بر روی بندهای اسپیرال ترکیب شده و با حرکت مواج و آزادانه خود فضاهای خالی زمینه و بین حروف را به خوبی پر کرده است.

نقوش هندسی

گره ها: گره های موجود در این بنا در انواع ساده و مشکل اجراء شده و شامل گره های تند ده، شش و شمسه، سه پری گردان و … بوده که در سه کنج ها، هلال زیر طاق در قاب هایی به شکل مستطیل، محرابی و قابل رویت است. در برخی نمونه ها گره ها در تلفیق با نقوش گیاهی (گل های چند پر و اسلیمی) دیده می شود که بر تنوع و بداعت گره های مذکور می افزاید (شکل 3) .

نقوش سوزنی و آژده کاری: این تزئینات بر روی سطوح اکثر نقشمایه های گیاهی (اسلیمی و ختایی) به چشم می خورد. طرح های سوزنی شبکه بندی توربافی را پدید آورده و معمولا با عمقی بیشتر از آژده کاری ها فرو رفته هستند. آژده کاری ها گاه نقوش هندسی ساده (تکرار یک نقشمایه) و گاه پیچیده ای (ترکیب دو یا چند نقشمایه) را دربر می گیرد. این تزئین که در گچبری های این بنا به وفور دیده می شود، با عنصر رنگ نیز همراه است که این عامل علاوه بر ایجاد بُعد در گچبری ها، به شکل های مشابه نقشمایه ها نیز ارزش های بصری متفاوتی بخشیده است (شکل 4 ).

توپی های گچی ته آجری: تنوع توپی ها یا نقوش مهری در بقعه امامزاده یحیی محدود به چند نقش هندسی و گیاهی است که عمدتا در سطح دیوارها (بالای کتیبه ثلث) و در زیر سه کنج ها دیده می شود. (شکل 5)

کتیبه ها

ثلث: این کتیبه که از بالای محل محراب امامزاده شروع شده وفضای داخلی بقعه را دور می زند و شامل سه آیه ابتدایی سوره جمعه و بخشی از ابتدای آیه چهارم است، در ادامه نام سازنده و تاریخ ساخت و در انتهای کتیبه حدیثی از رسول اکرم(ص) نقل شده است.
«بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یُسبِّحُ للَّهِ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الأَرْضِ المَْلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الحَْکِیمِ‏(1) هُوَ الَّذِى بَعَث فى الأُمِّیِّینَ رَسولاً مِّنهُمْ یَتْلُوا عَلَیهِمْ ءَایَتِهِ وَ یزَکِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکِتَب وَ الحِْکْمَةَ وَ إِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِى ضلَالٍ مُّبِینٍ‏(2) و َءَاخَرِینَ مِنهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بهِمْ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْکِیمُ‏(3) ذَلِک فَضلُ اللَّهِ»

اسامی مقدس محمد ، علی، حسن و حسین که در سقف امامزاده در چهار کادر دایره ای شکل به صورت جداگانه قرار گرفته؛ در اطراف نقطه مرکزی سقف نیز، این اسامی در 12 دایره جداگانه و مماس بر هم، سه مرتبه به تناوب تکرار شده است. در پشت بغل ها نیز اسامی مقدس در کادر دایره و در تلفیق با نقوش گیاهی دیده می شود.

کتیبه های کوفی که در پشت بغل ها پنجره های مشبک و سایر لچکی ها دیده می شود و شامل عبارات الملک لله و هم چنین کلمه محمد بوده که به شکل یک ستاره شش یا پنج پرطراحی شده است (شکل8).

نمادها: با توجه به این که بقاع امامزادگان از جمله بناهای مذهبی عظیم الشان در اسلام به شمار می روند، لذا تداعی های معنوی و اعتقادی عنصر مهمی در معماری و تزئینات آن بوده و پیوند نزدیک میان دین و معماری تدفینی را آشکار می سازد. هنرمندان با استفاده از سمبل ها و کتیبه های قرآنی و دینی به اثبات حقانیت شیعه در این بقاع متبرک پرداختند و بهشتی را که انسان پرهیزگار در انتظار آن بود را مجسم نمودند. از آن جمله می توان به وجود گنبد(14) به عنوان نمادی از آسمان ها و تداوم بهشت،(15) محراب(16) به عنوان باب المعرفت (باب دانش منتهی به باغ آسمانی) که عمدتا” با عبارات قرآنی و نقوش گیاهی و رنگ آمیزی زیبا و درخشان آراسته می شد و هم چنین نقوش گیاهی (درختان همیشه سبز) و پرندگان بهشتی(طاووس) اشاره کرد. معماری و تزئینات امامزاده یحیی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بر این پیوند مذهبی- هنری و نمادین تاکید می کند. وجود پلان هشت ضلعی و هشت پنجره مشبک در سقف، با توجه به مفهوم نمادین عدد هشت نزد مسلمانان می تواند جلوه ای از بهشت و بیان گر مفهومی آسمانی- بهشتی تلقی شود.کاربرد اسامی مقدس محمد، علی، حسن و حسین در کادر دایره به عنوان کامل ترین شکل هندسی، و هم چنین محل قرار گیری شان در سقف (حول نقطه مرکزی) و دفعات تکرار آن (4 و 12 مرتبه)؛ تکرار نام مقدس محمد در لچکی ها به صورت ستاره پنج و شش پر و عبارت الملک لله؛ به وضوح بیانگر اعتقادات شیعی مسلمانان است. کتیبه قرآنی سوره جمعه که درحقیقت بردو محوراصلى اساسى توجه به توحید و صفات خدا، هدف از بعثت پیامبر اسلام (ص‏) و مساله معاد، ودیگرى برنامه سازنده نماز جمعه و بعضى از خصوصیات این عبادت بزرگ دور می زند (تفسیر نمونه، 1353: 24/ 100-1) نیزبر اصول دین اسلام تاکید می کند. نقشمایه های گیاهی موجود در گچبری ها، با اسلیمی های پیچان و گل و برگ های مواج را شاید ناشی از تشبیهات نظری از کلام خداوند به (شجرة الطیبه) و توصیف بهشت دانست که کاربرد آن ها در سطح وسیع فضایی امن و سرشار از صفا و خرمی را پدید می آورد. وجود الگوهای هندسی با محوریت نقش دایره در ترسیمات خود، در بروز صورتی انتزاعی و خلق ترکیباتی جدید مبتنی بر پوشاندن یکدست سطوح به منظور عدم جلب توجه طرح ها به صورت مستقل و ایجاد فضای خالی نیز «اصل وحدت در کثرت» و «کثرت در وحدت» را یادآور می شود. هم چنین عامل رنگ در گچبری ها و کاربرد رنگ اخرایی(طلایی) معنایی فوق طبیعی یافته و به غلبه نور بر تاریکی اشاره دارد.
نتیجه:

امامزاده یحیی ورامین به عنوان یکی از بقاع متبرکه شیعی، گنجینه منحصر به فردی از تزئینات معماری دوره ایلخانی را علی رغم محدودیت فضای درونی بنا در خود جای داده است. گچبری های نفیس این بقعه، بخش عمده ای از تزئینات موجود را به خود اختصاص داده که هم از لحاظ فنی و هم از حیث طرح و نقش، واجد ارزش های بصری ممتازی است، لذا منبع مطالعاتی بسیار ارزشمندی از آرایه های گچی این عصر به شمار می رود. وجود نقوش گیاهی (اسلیمی و ختایی)، هندسی (گره ها، آژده کاری، توپی گچی) و کتیبه های (ثلث و کوفی ) قرآنی و اسامی مذهبی، از تنوع و غنای نقوش گچبری که با تکنیک های ممتازی به اجرا درآمده حکایت می کند. این نقوش ظریف و پیچیده که غالباً درون قاب های تزئینی (محدوده های هندسی) قرار گرفته اند از طریق تکرار، تقارن و تقابل موفق به تشکیل نظام نقش پردازی واحدی شده اند که علی رغم تنوع بسیار از نظم و انسجام کافی برخوردار است. شکل مجرد و مخیَل نقوش و ترکیب بندی ها و محل قرارگیری شان در بنا، به آن ها جنبه ای روحانی بخشیده که علاوه بر تاکید بر اصل وحدت و شعائر دینی، نشانه ای از کمال، تعالی روح، و به مثابه تصویری از بهشت به شمار می روند. لذا با توجه به ساختار معماری و تزئینات امامزاده یحیی درمی یابم که این بنای تدفینی مقدس نیز در راستای تحقق بخشیدن به آرمان های حیات پس از مرگ(معاد) و حفظ بقای خویش به واسطه تداعی های مذهبی در دوره های تاریخی پس از خود، ارزش های دینی و معنوی را درهم آمیخته و در سایه این اعتقادات به خلق آثاری همراه با ذوق مبتنی بر حس زیبایی شناسی مبادرت شده است.


پی‌نوشت‌ها:

1. دانشجوی دکتری پژوهش هنر و مدرس دانشگاه هنر اصفهانb.taghavinejad@aui.ac.ir
2. دانش آموخته کارشناسی ارشد صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان
3.آنالیز های خطی (آرایه های گچی) موجود در این مقاله توسط نگارندگان صورت گرفته است.
4. کاشی زرین فام: نوعی کاشی از دوران اسلامی که به دلیل درخشندگی و شفافیت لعاب و استفاده از ترکیب لعاب های ارغوانی به این نام شهرت یافته است.(توحیدی، 1382: 274).
5. توپی های گچی(نقوش مُهری) در بندهای عمودی دیوار آجری دیده می شود به نحوی که فواصل عمودی بین آجرها را با گچ پر کرده و موقعی که هنوز خود را نگرفته بود با طرح های مختلف روی آن را زینت می دادند و در بعضی موارد طرح ها را با قالب چوبی روی آن نقش می نمودند. (ویلبر، 1365: 86).
6. Mu”mineKhatun Mausoleum آرامگاه مومنه خاتون در نخجوان، متعلق به سال(7-1186 م./ 582هـ.ق ) بر طبق کتیبه کوفی بنا با تزئینات آجرکاری و کاشی های فیروزه ای (رک:http://archnet.org/library/sites/one-site.jsp?site_id=9403)
7. طاق نما: ایوانی کم عرض که در جلو اطاق سازند، نمای دیوار به صورت طاق که عرض و پهنائی نداشته باشد.
8. Sarre فریدریش زاره (1945- 1865 م.) خاورشناس نامدار آلمانی و متخصص در رشته های: باستان‌شناسی و هنرهای اسلامی و ایرانی، معماری (رک : سایت بنیاد ایران شناسی)
9. ازاره، بخشی از پایین دیوار، که معمولاً برای استحکام بیشتر از سنگ و کاشی است(پیرنیا1386، 350).
10. سه کنج: سه یعنی بیرون آمده، کنج بیرون آمده، شکلی که از تقاطع دو طاق به وجود آید( پیرنیا، 1386: 354).
11. نقشی گردان یا انحنادار ( پیرنیا، 1386: 3500).و اصطلاحی است که به طور عام در مورد نقوش گیاهی در هم بافته یا طوماری به کار می رود؛ و به خصوص یکی از نقش مایه های شاخص در هنر اسلامی است. در قرون وسطی متأخر، این گونه نقش ها را «مغربی»، می نامیدند؛ ولی از سده شانزدهم که اروپاییان به هنر اسلامی توجه کردند، واژه «آرابسکArabesque» به کار رفت (پاکباز، 1385: 27).
12. آژده کاری شامل طرح های ریز هندسی که به اشکال متنوع بر روی نقشمایه های گچبری به عمق نسبتاً کمی کنده کاری شده و علاوه بر ایجاد سایه روشن های لطیف، آن ها را از یکنواختی و سادگی خارج می نمود (رک سجادی، 1374 و پوپ 1387: 3/ 9-1257).
13. (Spiral) مارپیچ، طوماری، فنر پیچ، حلزونی و انواعی تقریباً مشابه از نگاره های تزئینی (مرزبان و معروف، 1377: 318). اسپیرال گردش های منحنی را شامل می شود که نقش مایه های گیاهی بر روی آن قرار گرفته و ترکیبی موزون و بدیع را پدید می آورد.
14. خوانش متن کتیبه توسط نگارندگان: « بسم الله الرحمن الرحیم یسبح لله [ادامه سوره جمعه تا ذلک فضل الله] * سعی بان هذه العماره قربه لله تعالی و شیئا لمرضاته ما فضل الله تعالی علی عنده المذنب الخاطی ابو محمد الحسن بن المرتضی الحسین بن محمد بن الحسن بن ابی زید [مفقود است] تجاور الله عن سبائه بمحمد و برکاته فی محرم سنه سبع و سبعمائه قال النبی علیه الصلوه و السلام من اولی رجلا من نبی عبد المطلب و لمرتقدر ان یکا فیه فی الدنیا کافاه الله تعالی یوم القیامه صدق رسول الله» ( صحت واژه هایی که در زیر آن ها خط کشیده شده، محتمل است).
15. نمادگرایی گنبد به منزله نمادی از معماری جهانی، دیرینه و فراگیر است. در معماری اسلامی بیشتر گنبدها نشانه های مشابهی از تصویرگرایی آسمانی در خود دارند که بر طبق روایات تاریخی و نظر محققان، گنبد به منزله عنصری بهشتی است (دانشوری، 1390: 43-39).
16. محراب نمادی است از رستگاری و رهایی از طریق نماز و پرستش و نمایان گر سمت و سویی معنوی به شمار می رود ( دانشوری، 1390: 38).

– منابع و مآخذ:
– الف) کتاب ها:
– ابن اثیر، الکامل التاریخ، ترجمه محمد حسن روحانی، تهران: اساطیر
-ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر.( 1372). مهاجران آل ابی طالب، ترجمه محمد رضا عطایی، مشهد: آستان قدس
– آموزگار، ژاله .(1386). تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت.
– اسکارچیا، جیان روبرتو .(1348). اماکن هنری ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران: مولی.
– اسون دیماند، موریس .(1383). راهنمای صنایع اسلامی، ترجمه عبدالله فریار، تهران: شرکت علمی و فرهنگی.
– اصطخری، ابواسحاق ابراهیم.(1368). مسالک الممالک، به کوشش ایرج افشار، تهران
– الاصفهانی، ابوالفرج .(1380).مقاتل الطالبین، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
– بارتولد، واسیلی ولادیمیروویچ .(1377). جغرافیای تاریخی ایران، ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.
– برهان، محمدحسین بن خلف .(1341). برهان قاطع، تهران: امیرکبیر.
– بلر، شیلا و بلوم، جاناتان. ام .(1385). هنر و معماری اسلامی، ترجمه اردشیر اشراقی، تهران: سروش.
– پاپلی یزدی، محمد حسین.(1367). فرهنگ آبادی ها و مکان های مذهبی کشور، مشهد: بنیاد پژوهش-های اسلامی آستان قدس رضوی.
– پاکباز، روئین .(1385). دایره المعارف هنر، تهران: فرهنگ معاصر.
– پوپ، آرتور آپم؛ آکرمن، فیلیس.(1387). سیری در هنر ایران ، جلد سوم، ترجمه نجف دریابندی و …[دیگران]، تهران: علمی و فرهنگی.
– __________________.(1387).سیری در هنر ایران ،جلد هشتم، ترجمه نجف دریا بندی و …[دیگران]، تهران: علمی و فرهنگی.
– پوپ، آرتور آپهام .(1386). معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران: نشر اختران.
– پیرنیا، کریم. (1386). سبک شناسی معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
– پیرنیا، کریم .(1390). معماری ایرانی، تهران: سروش دانش.
– توحیدی، فائق .(1382). فن و هنر سفالگری، تهران: سمت.
– تفسیر نمونه.(1353). زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، جلد24، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
– جیحانی، ابوالقاسم بن احمد .(1368).اشکال العالم، تهران: شرکت به نشر.
– حاجی قاسمی، کامبیز .(1389). امامزاده ها و مقابر (گنجنامه)، تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
– دانشوری، عباس.(1390). مقابر برجی سده های میانی ایران(مطالعه نگاره شناختی). ترجمه جوادنیستانی و زهره ذوالفقار کندری، تهران: سمت.
– دیولافوآ، ژان .(1369). ایران، کلده، شوش، ترجمه علی محمد فره وشی، تهران: دانشگاه تهران.
– رکوعی، عزت الله .(1373). سرزمین ما (مروری بر تاریخ و معماری ایران)، تهران: کیوان.
– زنده دل، حسین (1376) استان تهران، تهران: ایرانگردان، چاپ اول.
– شوشتری، نورالله بن شریف الدین .(1249). مجالس المؤمنین، بمبئی: به سعی و اهتمام محمد علی بن محمد اسماعیل شیرازی.
– طباطبائی، ابواسماعیل ابراهیم بن ناصر.(1377). منتقله الطالبیه، به کوشش محمد مهدی خرسان، قم: مکتب الحیدریه.
– کریمان، حسین. (1354). ری باستان، تهران: انجمن آثار ملی.
– کیانی، محمد یوسف .(1368). شهرهای ایران، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
– ____________ .(1381). تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، تهران: سمت.
– ____________ .(1376) .تزئینات وابسته به معماری ایران دوره اسلامی، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
– ____________ .(1387). معماری ایران دوره اسلامی، تهران: سمت.
– کیلو گیلانی، احمد بن محمد .(1367). سراج الانساب، قم: کتابخانه عمومی آیت الله العظمی مرعش نجفی.
– لسترنج، گی .(1373). جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، تهران: علمی و فرهنگی.
– مرزبان، پرویز، و معروف، حبیب .(1377) .فرهنگ مصور هنرهای تجسمی، تهران: سروش.
– مشکوتی، نصرت الله .(1345). فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران: وزارت فرهنگ و هنر.
– مصطفوی، محمد تقی .(1361). آثار تاریخی تهران، تهران: انجمن آثار ملی.
– مکی نژاد، محمد .(1387). تزئینات معماری، تهران: سمت.
– ملازاده، کاظم، و محمدی، مریم .(1379). دایره المعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.
– واتسون، الیور .(1382). زرین فام ایرانی، ترجمه شکوه ذاکری، تهران: سروش.
– ویلبر، دونالد.ن .(1365). معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان، ترجمه عبدالله فریار، تهران: علمی و فرهنگی.
– 40. Pope, Arthur. (1934).The historic significance of stucco decoration in Persian Architecture, The Art Bulletin, XVI, pp. 320-2.
– 41. Dieulafoy, Jane. (1887). La Perse, la Chaldéeet la Susiane, Paris: Hachette
– ب) پایان نامه:
– نکونام، اسدالله .(1370). بررسی تزئینات وابسته به معماری اسلامی در محراب مسجد جامع ورامین، پایان نامه کارشناسی، دانشگاه هنر اصفهان.
– ج) مقالات:
– آذری، علاءالدین .(1348).«جغرافیای تاریخی ورامین»، هنر و مردم، شماره 87-86:67-57.
– جعفریان، رسول .(1376). «تشیع در ورامین»، کیهان اندیشه: 127-116
– خمسه، فرزانه .(1387). «مسجد جامع ورامین و زیبایی های آن»، نقش مایه، شماره 1: 86-73.
– رجبی، سید صفر .(1371). «ورامین یک جامع و چهار مزار»، مشکوه، شماره 35: 185-176.
– رضوان، همایون .(1376). «بقعه یوسف رضا بنایی ناشناخته از دوره ایلخانی»، اثر، شماره 28: 48-40.
– رضوان، همایون .(1385). «نگاهی اجمالی به پیشینه و آثار باستانی شهرستان ورامین»، فصلنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره 177: 193-173.
– ریاضی، محمدرضا .(1348). «کاروانسرای دیرگچین»، اثر، شماره 21: 65-48.
– سجادی، علی .(1374). «هنر گچبری در معماری اسلامی ایران»، اثر، شماره 25: 214-194.
– شیبانی، زرین تاج، و محبعلی، حسن .(1365).«طرح بازسازی سر در مسجد جامع ورامین»، اثر، شماره 14-13-12: 58-47.
– قره چانلو، حسین .(1353). «جغرافیای تاریخی و آثار باستانی ورامین»، بررسی های تاریخی، شماره 54: 54-39.
– قره چانلو، حسین .(1372).«امامزاده یحیی (ورامین)»، وقف میراث جاویدان، شماره 2: 73-70.
– کاظمی، سامره .(1388).«نقش های تزئینی مسجد جامع ورامین»، رشد آموزش هنر، شماره 18: 21-15.
– مصلّی، پروین .(1381). «بررسی و مطالعه معماری بقعه های منسوب به زنان مقدس استان تهران»، اثر، شماره 35: 308-300.
– نراقی، حسن .(1342). «هنرمندان تاریخی کاشان و آثار گرانبهای آنها»، هنر و مردم، شماره 15: 23-17.
د) سایت ها و منابع الکترونیک:
– سایت بنیاد ایران شناسی www.iranology.ir
– سایت دانشنامه تاریخ معماری ایرانشهر www.iranshahrpedia.ir
– سایت موزه آرمیتاژ www.hermitagemuseum.org
– سایت موزه ویکتوریا و آلبرت لندن www.vam.ac.uk
– سایت آرک نت www.archnet.org
– ه) لوح فشرده:
– لغت نامه دهخدا، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

  • امامزاده یحیی

سفالگری ایلخانی و تیموری

سفالگری ایلخانی و تیموری

پرچم ایلخانی

پرچم ایلخانی

پرچم ایلخانی

در اوایل سده هفتم هجری حملات وحشیانه مغولان ، بسیاری از شهرها و مراكز سیاسی و هنری را به ویرانی كشاند و به این ترتیب به جز معدود كارگاههای سفالگری چون كاشان كه فعالیت نسبی داشتند ، بقیه یا منهدم گردیده و یا از فعالیت باز ایستادند ، ولی به تدریج حكمرانان مغول تحت تاثیر فرهنگ ، تمدن و هنر ایران زمین كهنسال قرار گرفتند و با پذیرش دین اسلام به تشویق هنرمندان در رشته های گوناگون هنری پرداختند .

تجدید فعالیت هـنری و معماری در این زمان تقریبا با تاسیس سلسله ایلخانی به وسیله هلاكو آغاز گردید و شهر هایی ، چون مراغه ، تبریز و سلطانیه مركز تجمع هنرمندان شد .

 

در اوایل سده هشتم هجری با شروع صدارت خواجه رشید الدین فضل الله تحول چشمگیری در خلق آثار هنری ، مانند نقاشی و كاشیكاری بوجود آمد .

در اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری مراكز سفالسازی جدیدی در نقاط مختلف شروع به فعالیت نمودند كه از آن میان می توان تخت سلیمان آذربایجان ، كرمان ، ورامین ، ری ، سلطان آباد (اراك فعلی) و گرگان را نام برد .

ظروف سفالین دوره ایلخانی متنوع و در كارگاههای متعددی ساخته و پرداخته شده است ؛از جمله سفالینه كاشان ، كرمان ، جرجان ، سلطان آباد ، تخت سلیمان و سفالینه محلی .

 

سفالینه های یاد شده عموما به شكل ظروف سفالینی به شیوه یكرنگ ، زرین نام ، مینایی ، نقش كنده ، یكرنگ لاجوردی ساخته شده است . و بسیاری از آنان دارای تزئینات بسیار زیبا با نقوش گیاهی ، انسانی ، پرندگان (سیمرغ ، اژدها) و هندسی بوده كه به اشكال كاسه ، بشقاب ، پیاله ، خمره و دیگر ظروف ساخته می شده است .

 

سـفالگری دوره تیموریان
حملات وحشیانه تاتار را بار دیگر در سال 727 هجری تیمور تكرار كرد . این بار نیز همانند گذشته بسیاری از شهر های ایران به ویرانی كشانده شد . تیموریان مركز سیاسی خود را به شرق ایران ، یعنی شهر سمرقند منتقل نمودند .

دوره شاهرخ تیموری عصر شكوفایی هنرها در آغاز قرن نهم هجری است . در دوره شاهرخ و بایسنقر هنرهای گوناگون چون معماری ، نقاشی ، كاشی كاری ، خوشنویسی به حد اعلای ترقی رسید
تیمور نیز مانند ایلخانیان پس از مدتی تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفت و در رونق هنرهای گوناگون اقداماتی به عمل آورد . از این رو هنرمندان معروف را از سراسر ایران از سمرقند فرا خواند . این هنرمندان ایـرانی در شهر های ایران ، چـــون سمرقند ، هرات ، مشهد ، شیراز ، مازندران ، غبیرا ، كرمان هنر های گوناگون را تویعه بخشیدند و به ایجاد بنا های اداری و مذهبی همت گماشتند .

دوره شاهرخ تیموری عصر شكوفایی هنر ها در آغاز قرن نهم هجری است . در دوره شاهرخ و بایسنقر هنرهای گو ناگون چون معماری ، نقاشی ، كاشی كاری ، خوشنویسی به حد اعلای ترقی رسید .

 

مجموعه بناهای شاه زند ، مساجد گوهر شاد و كبود ، مدرسه خرگرد و تزیینات بسیار زیبای آن یادآور شكوه آن دوران است . متاسفانه آگاهی از هنر سفالگری و كارگاههای این دوره به علت عدم كاوشهای باستان شناسی در مراحل اولی است .

بطور كلی سبك و شیوه سفالگری که در این دوره انجام می گرفت ادامه سبک دوره ایلخانی است.

البته در این دوره نیز برخی خلاقیت ها در زمینه سفالگری ایجاد شد، از جمله در عهد تیموری ساخت نوع تازه ای از ظروف سفالین كه به نوع ظروف كوباچه ( شهری است در داغستان قفقاز ) معروف است متداول گردید .

تزیینات این نوع ظروف شامل نقوش ، هندسی ، گل و گیاه بوده كه در زیر لعاب شفاف سفید نقوشی با لعاب آبی و لاجوردی دارد. لازم به یادآوری است که رنگ این سفالها با رنگ سفالین آبی انواع سفالینه مانند دوره سلجوقی و خوارزمشاهی متفاوت است ؛ به عبارتی سفالینه های رنگی این دوره كه زمینه ای سفید دارد و نقوش تزیینی آن آبی است احتمالا تحت تاثیر ظروف معروف آبی و سفید وارداتی كشور چین ساخته و یا تقلید شده است.

 

بخش هنری تبیان
منبع: صنایع دستی ایران/ مرتضی اسکندرنژاد
WhatsApp chat