0 Items

زندگی لوطی ها، داش ها، مشدی ها و بابا شمل های دوره قاجار

کمتر شنیده هایی از زندگی لوطی ها، داش ها، مشدی ها و بابا شمل های دوره ی قاجار!

بی شک یکی از عناصری که در طی تاریخ اجتماعی ایران حضوری گاه پررنگ و گاه کم رنگ داشته اند، افرادی بوده اند که با ادعای، از قوی گرفتن و به ضعیف دادن و انجام مرام هایی خاص، در پی نمایاندن خود به شکل مدعی عموم و حق ضعفا بوده اند و گاه نام خود را عیار و گاه پهلوان و گاه لوطی می گذاشتند.

پهلوانان دوره ی قاجار

پهلوانان دوره ی قاجار

این افراد که هیچ گاه نمی توان آن ها را مثبت و یا منفی یک دست قلمداد کرد در دوره ی قاجار نیز حضور داشتند و با القابی چون لوطی، داشی، مشدی و باباشمل روزگار می گذرانیدند و از طرفی نیز با داشتن آداب و رسومی خاص مرام و مسلکی برای خود به هم زده بودند به نحوی که مهدی فرجی طی مقاله ای اینگونه می نویسد:
در تعریف لغوی، لات یعنی: «مردی بی سر و پا، مردی سخت، رذل» و لوطی یعنی: «منسوب به قوم لوط، لاطی، غلامباره، هرزه کار و قمار باز و شراب خواره…، رند و حریف شوخ و بی باک و شلتاق…، مردی که بز، میمون و خرس رقصاند با نواختن تنبک و خواندن شعرهای زشت…»
تعریفی که در سفرنامه ها و متون تاریخی از لوطی آمده به شرح زیر است: لوطی ها چیزی هستند شبیه بزن بهادرهای امریکای شمالی، مردمی اند که لوط را حامی خود می دانند. شب ها به دزدی می روند، به عرق خوری و قماربازی می پردازند، فتنه و بلوا راه می اندازند، مشخصه ظاهری آن ها اینست که دشنه ای در کمرگاه خود می گذارند و کلاه را یک وری بر روی سر می گذارند.
اورسل، لوطیان را چنین تعریف می کند: لوطی یعنی مردی که هیچ نوع شغل معین و ثابتی ندارد و فقط گهگاهی به چندین شغل کم و بیش مجاز دست می زند. در کلاهبرداری ماهر است و یک باج بگیر حرفه ای است. هر چه به دست می آورد. بی آن که چیزی از آن را پس انداز کند، همه آن را خرج دیگران می کند.

لوطی از مرگ نمی ترسد!
پس از انقلاب مشروطه، در شهرهای ایران، گروهی به نام «لوتی» و «مشهدی» خوانده می شدند. آن ها خودسر و نافرمان بودند. در بین این گروه نیک و بد توأمان وجود داشت. بسیاری از این گروه غیرتمند بوده و ستم و بیداد کدخداها و عوامل حکومت را برنمی تافتند و برای حفظ آزادگی از جان خود هم دریغ نمی کردند. به پشتوانه زور و دلیری که داشتند آزاد و سرکش زندگی می کردند. برخی اوقات به دلیل به قتل رساندن عوامل کدخدا و حکومت، از شهر می گریخته و در بیرون شهر زندگی می کردند. برخی از این گروه، زور خود را در مردم آزاری به کار می بردند. در بین گروه لوتیان، نیک و بد همراه بودند. به این دلیل همه آن ها را نمی توان ستایش نمود و همه آن ها را نمی توان نکوهش کرد. ویژگی نیکی که در میان همه آن ها وجود داشت نترسیدن از مرگ بود. در اعتقادی دیگر لوطیان و داش ها، دسته ای از مردم طبقه پایین تهران بودند که با وجود بیسوادی، به ارزش های اخلاقی و اصول مروت و انسانیت پایبند بودند.دوره قاجار

لوطی گرها
ویلم فلور در توصیف لوطی ها می گوید: ظهور «لوطی گرها» یک پدیده شهری بود. آن ها با محلات معینی از شهر پیوستگی ویژه ای داشتند و در میان آن ها صمیمیت رایج بود. نسبت به گروه، سپس نسبت به محله و شهر خود صمیمیت و تعصب نشان می دادند. لوطی گرها پهلوانان زورخانه ها بودند. آن ها با لات ها به معنی «اوباش» تفاوت دارند. گاه در جامعه و پدیده های اجتماعی تمیز دادن لوطی گرها از اوباش، دشوار می شود.
لوطی گرها در فکر خوش نامی محله خودشان بودند و آن را از تهاجم افراد بیگانه حفظ می کردند و به اطفال یتیم و تهیدست محله خود کمک می کرده و برای ادامه تلاش های خود از ثروتمندان محله طلب پول می کردند. آن ها در زندگی روزمره توجه ویژه ای به ورزش داشتند. لوطی گرها یک باشگاه اجتماعی و ورزشی در حول و حوش زورخانه تشکیل داده بودند و در میان آن ها عقیده فتوت یا جوانمردی پیوند معنوی نیرومندی را پدید اورده بود. دلایل یکی دانستن لوطی گرها با اعضای زورخانه در شباهت این جمعیت در عضویت، آرمان های روحانی و اجتماعی، کارکردها و اصطلاحات می باشد. بخشی از «لوطی گرها» به ویژه پنطی ها به فساد و جنایت گراییدند و به دسته هایی از لات ها و اشرار و جنجال گران تبدیل شدند.
شاید علت این دگرگونی، بطالت و بی کاری پهلوانان زورخانه و شرکت «لوطی گرها» در اقدامات و جریان های سیاسی باشد. اوژن فلاندن در سفرنامه خود «لوطی» را مترادف با شورشی می داند.

پوشش و وسایل جانبی لوطی ها
مستوفی می گوید «هفت وصله از لوازم لوطی گری» است که عبارتند از: «زنجیر بی سوسه یزدی، جام برنجی کرمان، دستمان بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق چوب عناب یا آلو، شال لام الف لا و گیوه نازک که چهار تای اولی حتمی و سه تای آخری در درجه دوم بود». پولاک در سفرنامه خود در مورد پوشش ظاهری لوطیان می گوید: لوطی ها «در کمرگاه خود دشنه چرکسی دارند که سلاح آنان است و کلاهشان را یک وری می گذارند». گوبینو در همین رابطه می گوید: لوطی ها در بازار «در حالی که کلاه را کج گذاشته و دکمه های پیراهن را گشوده و دست را روی قبضه قمه نهاده اند وسط زن و مرد حرکت می نمایند…».

اخلاق و آداب
مستوفی در مورد اخلاق لوطی ها چنین می گوید: «نان خوردن از دسترنج خود، احترام نسبت به بزرگتر، محبت و مهربانی با کوچکتر، دستگیری از ضعیف، کمک به مردمان درمانده و عفیف و پاکدامن، تعصب کشی از افراد جمعیت و اهل کوچه و محله و بالاخره شهر و ولایت و کشور، فداکاری و رکی و بی پروائی و حق گویی و حمایت از حق، بی اعتنایی به ماده، عدم تحمل تعدی و بی حسابی، اخلاق خاصه داشی بود». بزرگترین قسم لوطی «به حضرت عباس و کمربند حُر» بود. در میان امامزاده های اطراف تهران، «امامزاده داود» برای لوطی ها بسیار مورد توجه بود. امامزاده داود به مکه لوطی ها و مشهدی ها معروف شده بود.
مستوفی در مورد تفریحات لوطیان می گوید: «کَرَک بازی، بلبل بازی، سهره بازی، کفتر بازی و در این اواخر قناری بازی از تفریحات این طبقه و تربیت قوچ و خروس جنگی و جنگ انداختن آن ها در سر چهارره ها و میدان های عمومی نیز منحصر به آن ها بود…»
لوطی ها برای خود آدابی داشتند که مکتوب نبود ولی در بین سرکردگان و رهبران و اعضای عادی لوطی ها درونی شده بود و از جمله این که «لوطی نباید در مقابل هر پنطی [کسی که نزد لوطی ها به بی غیرتی و بی کفایتی معرفی شده، صفات لوطی گری در او نباشد] سر تعظیم فرود آورد و حرف کلفت را از هر کسی باشد بیجواب بگذارد و دست خود را برای جیفه دنیا، پیش این و آن دراز کند. لوطی در مقابل رفیق باید از مال و جان دریغ نداشته باشد».

گویشی عجیب!
در مورد گویش لوطی ها باید گفت که آن ها لهجه خاصی داشتند. یحیی خان مشیرالدوله در حین عبور از گذر سرچشمه می بیند که یکی از داش ها به یک چغاله مشهدی می گوید «بیغیرت دُمت کو؟» جواب می دهد «پرید» سر راه از یکی از جا افتاده های مشهدی ها معنی سؤال و جواب را می پرسد و مشهدی می گوید اولی پرسیده است «شال قشنگی که داشتی چکارش کردی؟» دومی جواب داده است «به قمار باختم». لوطی ها در حرف معمولی اصرار زیادی به ترخیم کلمات و انداختن برخی حروف و تبدیل برخی دیگر داشتند. خلاصه طرز حرف زدن افراد جمعیت لوطی ها طوری بود که به محض چند کلمه صحبت، معلوم می شد که یکی از افراد این جمعیت است.

شغل لوطیان
این موارد شغل های لوطی ها بود. طبق کشی، توت فروشی، چغاله فروشی، بادبادک و فرفره سازی، پالوده ریزی، دوغ فروشی و گردو فروشی از شغل های ویژه جوان های این جمعیت محسوب می شدند. با همه این موارد، فرنی فروشی، میوه فروشی و آجیل فروشی از مشاغلی بودند که لوطیان آن ها را برای اشتغال و کسب درآمد ترجیح می دادند.
بروگش در همین مورد در سفرنامه خود می گوید: لوطی ها در زمان آرامش و نظم و ثبات زندگی خود را از طریق باج گیری و قداره کشی می گذرانند و در زمان هرج و مرج و آشفتگی هم به جماعت مخالف می پیوندند و به چاپیدن و غارت اموال مردم می پردازند. لوطی ها شغل و کاری ندارند، روزها یا خوابند و یا در کوچه ها و معابر عمومی به ولگردی مشغولند و شب ها به دزدی و قاچاق می پردازند. نظر اورسل نیز چنین است: لوطی یعنی مردمی که هیچ نوع شغل مشخص و پایداری ندارد فقط گاهگاهی به چند مورد پیشه کم و بیش مجاز مشغول می شود مانند تردستی، سمساری، دلالی، پااندازی، چشم بندی، نقالی. لوطی در کلاهبرداری بسیار ماهر است. حتی گاهی باج بگیر و زورگوی حرفه ای است.

از چغاله مشهدی تا باباشمل
برای عضویت و پذیرش در جمعیت لوطی ها هیچ گونه آئین نامه کتبی و یا تشریفات خاصی وجود نداشته است.
در سلسله مراتب جمعیت لوطیان، از پایین به بالا می توان از «چغاله مشدی»، «مشدی یا لوطی» و بالاتر از آن از «بابا شمل» نام برد. جوان ناآزموده لوطی گرها یا چغاله مشدی برای دستیابی به مقام «داش» مجبور بود انواع آزمایش ها را رد کند.
پس از داش ها یا لوطی ها مرتبه «بابا شملی» بود که این افراد از داش ها و لوطی ها مقامشان بالاتر بود. برای ترقی از داشی به مرتبه بابا شملی می بایستی مراحلی پشت سر گذرانده شود. بابا شمل از میان داش ها و لوطی ها برگزیده می شد. این اقدام به طور غیر رسمی انجام می گرفت. همه جمعیت لوطیان مطیع بابا شمل بودند و برای تعیین جانشین او نیازی به انتخاب نبود. چون قبلاً همه می دانستند که بعد از این باباشمل کدام یک از داش ها یا لوطیان، لایق این مقام می باشد. در حدود سال 1866 تقریباً 15 تن از باباشمل ها در تهران ساکن بودند و با آن ها مانند اعیان و توانگران شهر رفتار می شد.

انواع لوطیان
به دلیل عدم وجود شرحی کلی در منابع در رابطه با «انواع لوطیان» ایران، با توجه به این که اصفهان یکی از بزرگترین شهرهای ایران بوده انواع یادشده از لوطیان این شهر را مبنای تمایز قرار می دهیم.
میرزا حسین تحویلدار، لوطیان اصفهان را چند نوع می داند: نوع اول «لوطی های شیری» که شیر نگاه می دارند و در ولایت می گردانند. نوع دوم «لوطی های تنبک به دوش» که بعضی از آن ها خرس و میمون می رقصانند. نوع سوم «لوطی های حقه باز» که کارهای خارج از عادت می کنند، از قبیل چشم بندی و شعبده بازی. نوع چهارم «لوطی های بندباز و چوبینه پا». نوع پنجم «لوطی های خیمه شب باز» که شب های عیش و عروسی ها، خیمه شب بازی برپا می کنند و صورتی از مقوا ساخته انواع صداها و حرف ها و آوازها از زیر خیمه بروز می دهند. نوع ششم «لوطی های سرخوانچه استاد بقال». همه این لوطی ها از گناه به دور و مواظب نماز جماعت و آداب شریعت بودند نوع دیگر «لوطی های زیردست خونخوار و اشرار شارب الخمر غماز قمارباز و لاطی و زانی و دزد» که اصفهان از این نوع همیشه بسیار داشته است.

فعالیت های اجتماعی لوطی ها و داش ها
یکی از فعالیت های اجتماعی که در انجام آن، لوطی ها و داش ها حضور فعالی داشتند عزاداری و تعزیه داری بود. هزینه تعزیه داری را اعیان و توانگران تأمین می کردند ولی اگر همت و فداکاری بی ریای طبقه داش ها و مشدی های تهران با آن همراه نمی شد، هیچ وقت منظره عمومی این عزاداری ها با شکوه نمی شد. تزئین طاقنماهای تکیه های محلات، همگی به سعی و کوشش این جماعت صورت می گرفت. منظره عمومی عزاداری را این جمعیت سر و سامان می داد و در تزیین و برپایی بساط عزاداری کوشش فراوانی به خرج می دادند. در روضه خوانی یا تعزیه خوانی، داش های محله بدون هیچ طعمه و توقع، فقط از راه تعصب بچه محلگی آنچه در توان داشتند برای شکوه هر چه بیشتر مجلس بچه محله خود بروز می دادند.
پهلوانی لوطی گرها در زورخانه ها و دیگر فعالیت های ورزشی، حفظ محله از تهاجم بیگانه، پایمردی به اطفال یتیم و تهیدست از فعالیت های اجتماعی لوطی گرها محسوب شده است.

جوانمردی
اورسل در ذکر جوانمردی لوطیان، چنین می گویند: اگرچه لوطی ها صفات و رفتارهای ناپسندیده دارند ولی صفات پسندیده نیز دارند و در موقع لزوم آن چنان جوانمردی و از خود گذشتگی نشان می دهند که در کمتر کسی دیده می شود. ما با یاری و راهنمایی یک لوطی توانستیم گوشه و کنار شهر تهران را از نزدیک ببینیم. او ده ها بار می توانست همه ما را به قتل برساند و هر چه داشتیم را بدزدد ولی یک شاهی هم از ما ندزدید.
کسروی در مورد لوطی های تبریز می گوید: در مقابل لوطی های شرور و بدنام و نامرد، کسانی هم بودند که نه تنها آزاری به مردم نمی رساندند بلکه از مردم حفاظت می کردند، دست بیدادگری فراشان حکومت را از آن ها دور می کردند و از زنان پشتیبانی می کردند و مانع کار دزدان و دغلکاران می شدند و این گروه از لوطی ها، نکونام و ارجمند بودند.
ویلم فلور از واژه «لوطی گر» در مقابل «لات ها» و «اشرار» و «اوباش» برای پرهیز از سوءتفاهم از لات ها با عنوان «اوباش» استفاده می کند. به نظر وی لوطی گرها پهلوانانی بودند که در زورخانه ها بودند. اعضاء انجمن لوطی گر، می کوشیدند که بر طبق منش جوانمردی و با لوطی گری زندگی کنند. هر فردی برای دست یافتن به امتیاز عنوان جوانمردی می بایستی به حمایت از ضعیف و به مخالفت با ستم بپردازد، به وعده خود وفا کند و در سخن راستگو باشد. جوانمردی بایستی نسبت به مال دنیا بی اعتقاد باشد و از دوستان خود هیچ چیزی را دریغ نکند. جوانمرد بودن و در از خودگذشتگی به دیگران پیشی گرفتن کار سختی بوده است زیرا در میان لوطی گرها عده جوانمردان اندک بوده است. بخش اعظم اعضای انجمن لوطی گر، شبه جوانمردان آینده بودند یا به زبان ویژه لوطی گرها پنطی بودند.

شرارت
اورسل، در شرارت لوطی ها می گوید: لوطی ها بیشتر مواقع در بازار، پرسه می زنند و از مشتری های دائمی میخانه های پنهانی هستند، دارای زندگی پر ماجرایی اند. و رفته رفته بی قید، جسور و گستاخ می شوند. به خاطر هیچ و پوچ شاید به خاطر یک ورق تقلبی یا به دلیل یک رقابت عشقی، گاهی حتی به دلخوشی دعوا کردن به جان هم می افتند. گاهی هم یک لوطی برای کسب شهرت با قمه یا طبانچه به فراشان حکومت حمله می کند.
بروگش لوطی ها و جاهل های محلات را، از همه طبقات خطرناکتر معرفی می کند و می گوید ان ها دائماً در پی سوء استفاده هستند و به محض وقوع حادثه ای برای اعتراض و بسته شدن مغازه ها و بازارها آن ها دور هم جمع می شوند بعد به راه می افتند و به غارت اموال مردم و حمله به خانه پولداران می پردازند و گاهی نیز معترض زنان و کودکان می شوند. از دیگر اقدامات شرورانه لوطی ها، باج گیری، قداره بندی، دزدی و قاچاق می باشد. پولاک در بیان اقدامات شرورانه لوطی ها چنین می گوید: «… شب ها برای دستبرد و ماجراجویی از خانه بیرون می روند، بر عرق خوری و قماربازی تعلق خاطر دارند و گاه برای تفریح و گاه نیز از سر سودجویی، بی نظمی و بلوا به راه می اندازند…» نادر میرزا نیز در این زمینه می گوید: شرارت را تبریزیان نیک می شمارند. بازرگانان و پیران، الواط و اشرار می پرورند وقتی که این ها خطایی می کنند به سرای و بستان های خود می برند و به آن ها احترام می گذارند و برای اشرار و الواط از خوردنی و پول نقد دریغ نمی کنند. اکنون نیز چند نفری هستند که دزد و بیناموس می باشند. میرزا حسین خان تحویلدار در بیان انواع لوطیان شهر اصفهان، قسمی از آن ها را ذکر می کند که خونخواری، شارب الخمری، قماربازی، زناکاری و دزدی را از اعمال آن ها برمی شمارد و این نوع از لوطیان را عامل خراجی ولایت می داند.
کسروی لوطیان تبریز را به دو بخش «بدنام و بی ارج» و «نیکونام و ارجمند» تقسیم می کند و در شرح لوتیان بدنام و بی ارج می گوید: این ها به مردم آزاری گرایش پیدا کرده بودند، از پولداران پول می خواستند، در کوچه و برزن به بدمستی می پرداختند و دست نامردی به سوی زنان دراز می کردند. این ها بدنام و بی ارج بودند. در ارتباط با تجاوز لوطیان به زنان دو مورد را ذکر می کند. اولی یوسف خواهرزاده حاجی محمود سر دسته شیخیان بود که روزی به سوی زنی از متشرعان دست دراز می کند و دومی عباس نامی از متشرعان که او نیز به زنی دست درازی می کند.

قداره بندها
«محیط مافی» از محله ای یاد می کند که تمام ساکنین آن می بایستی به لوطیان باج بدهند و از ترس آن ها قدرت نفس کشیدن نداشتند و آن ها به نام قداره بند معروف بودند. انصاری در شرارت لوطیان چنین می گوید: هر مرحله ای در دست یک عده اوباش که بیشتر قداره بند بودند، بود. بعضی اوقات این ها مست می کردند و با قمه ای که داشتند در دل مردم رعب و وحشت می انداخت. الواط، شب در کوچه ها عربده می کشیدند و کسی جرأت نداشت از خانه اش بیرون برود. او در ادامه از کاروانسرای مخروبه ای در حوالی دروازه قزوین که در مقابل خانه شان واقع شده و متعلق به ملک التجار بود یاد می کند و می گوید: الواط محله ما در اتاق های مخروبه و دالان های تاریک این کاروانسرا به فسق و فجور و قماربازی می پرداختند.

الواط یزد
حسین قلی خان نظام السلطنه مافی، در خاطرات حکومتش در یزد در دوره ناصرالدین شاه در مورد الواط یزد می گوید: حاجی ابراهیم لاری و حاجی میرزا محمدتقی بیان کردند که یزد از زمان قدیم «الواط شهری» داشته است که یک نفر را به عنوان رئیس برای خود مشخص کردند و باعث آشفتگی و هرج و مرج و بی نظمی کار حکومت می شدند. در این دو سال اخیر، قربان نامی را برای خود رئیس کرده و شب ها می فرستند تا از تجار برای مخارج خود پول بگیرند. «پرکینز در 1843 می نویسد که گاه تخطی های لوطیان آن قدر بی شمار و وحشتناک است که به ندرک هفته ای می گذرد که در طی آن، در شهر یا همسایگی ما مرتکب جنایاتی نشوند». لوطیان در سایر محلات به خصوص محلات دشمن و در بازار و میدان مزاحم مردم می شدند، با زنان برخورد پیدا می کردند و از رهگذران باج می گرفتند. نزاع های محلی که در ماه محرم به وقوع می پیوست به دست لوطیان انجام می گرفت.

لوطی آقا عزیز!
بنا به روایت افضل الملک، «آقا عزیز» از شاهزادگان و سلسله قاجاریه بود. وی برای این که از نظر مالی وضع مطلوبی داشته باشد عزم بر پیوستن به جمعیت لوطیان و سرکردگی شروران محله می کند. لوطیان محله «پامنار» هواخواه آقا عزیز می شوند، این جوان در عالم لوطیگری خود، هیچگاه نامردی نکرده به زور خود، زن و بچه ای را به منزل خود نبرده و با اهل محله همراهی داشته است.
در خانه آقا عزیز قماربازی دایر بود، همه کس به او باج می داد، مرشدان «زورخانه پامنار» هم به او «دستی» تعارف می دادند. این جوان سال ها در تهران معروف بود و لوطیان دیگر محله ها مانند «علی قره پاچناری» و «حسین ببری محله قاجار» و… به رقابت و هم چشمی با او به شرارت می پرداختند. نمونه دیگر از شرارت های لوطیان آزار و اذیت چند زن در تابستان 1316 ه.ق توسط آقا عزیز در امامزاده داود تهران بود که نامبرده سرانجام توسط «نظام الملک» حاکم تهران پس از اعتراض دو تن از واعظان معروف تهران به نام های حاجی میرزا لطف الله صدر الواعظین و اشرف الذاکرین مجازات شد.
مورد دیگری که در آن، می توان اوباشگری و شرارت لوطیان را مشاهده کرد، در جریان مشروطه خواهی در واقعه میدان توپخانه تهران است که محمدعلی شاه و درباریان مستبد برای مخالفت با مشروطه خواهان و مجلس، از مشتی ها بویژه «صنیع حضرت» سر دسته مشتی های چاله میدان و «مقتدر نظام» سردسته مشتی های محله سنگلج کمک می گیرند. این جماعت در میدان توپخانه چادر می زنند و شب ها را به مشروب خواری سپری می کنند و به فحاشی و مخالفت با مشروطه خواهان و مجلس می پردازند.
در مجموع آنچه در ارتباط با جوانمردی و شرارت لوطیان در فقرات ذکر شده مستفاد می شود اینست که صفات و رفتارهای مطلوب و نامطلوب در کنار هم برای لوطیان توصیف شده و یا این که تلاش شده تا بین لوطیان نیک نام و بدنام و لوطی گرها با لات ها به معنی اوباش تفاوت گذاشته شود. در زمینه جوانمردی لوطیان آنچه توصیف شده بیشتر در مقام نظر می باشد و مصداق عینی و واقعی آن کمتر می باشد ولی در مقابل، در ارتباط با شرارت و اوباشگری و انجام رفتارهای ناجوانمردانه و زشت، آنچه ذکر شده است در مقام عمل و با مصداق های عینی و واقعی می باشد. همچنین از نظر کمیت مصداق های عینی و واقعی در ارتباط با شرارت و ناجوانمردی لوطی ها بیشتر است. دوره قاجار

منبع : قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری:

گرداوری : گروه فن و هنر ایران زمین

WhatsApp chat