0 Items
قهوه خانه حسین رمضان یخی در محله دروازه غار 

قهوه خانه حسین رمضان یخی در محله دروازه غار 

قهوه خانه حسین رمضان یخی در محله دروازه غار

قهوه‌خانه «رمضون‌یخی» در میدان شهید هرندی، اول خیابان دروازه غار قرار دارد که متعلق به «حاج تقی اسماعیلی‌پور» یکی از اخوان اسماعیلی‌پور است. . اخوان اسماعیلی‌پور عبارت بودند از آقایان حاج حسین، حاج تقی، آقا ماشاءالله و محمد آقا که همگی معروف بودند به برادران رمضون‌یخی و از میان این برادران حسین رمضون یخی و تقی رمضون یخی از گردن‌ کلفت‌های بنام تهران بودند.

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

عکس قهوه خانه رمضون یخی

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ / ۱۸:۳۵

قهوه‌خانه «رمضون‌یخی» در میدان شهید هرندی، اول خیابان دروازه غار قرار دارد که متعلق به «حاج تقی اسماعیلی‌پور» یکی از اخوان اسماعیلی‌پور است. . اخوان اسماعیلی‌پور عبارت بودند از آقایان حاج حسین، حاج تقی، آقا ماشاءالله و محمد آقا که همگی معروف بودند به برادران رمضون‌یخی و از میان این برادران حسین رمضون یخی و تقی رمضون یخی از گردن‌ کلفت‌های بنام تهران بودند. حسین آقا اما «تیغ‌دار و مشدی و مرد باخدایی» بود . خیلی از مردان قدیم به یاد دارند دعوای حسین آقا و حاج تقی با طیب خان را که در آن با چاقو این دو برادر دل و روده طیب خان را می‌ریزند بیرون. کسانی که شاهد این دعوا بودند همگی می‌گفتند که طیب مرد و در شهر شایع شد که طیب خان را حسین رمضون‌یخی کشت اما از آنجا که عمر طیب خان به دنیا بود او زنده ماند و تا زمانی که این دو برادر و طیب آشتی نکرده بودند هر جا که نزد حسین آقا و حاج تقی صحبت از طیب می‌شد این دو برادر با احترام می‌گفتند طیب خان . از همان ابتدا بساط شاهنامه خوانی و پرده خوانی و در ایام محرم هم تعزیه خوانی برقرار بود . بساط انگشتر فروش ها و پرنده فروش ها و … هم بعداز ظهرها در قهوه خانه به راه بود. لوطی های زیادی به این قهوه خانه رفت و آمد داشتند. اینجا پاتوق طیب خان و دار و دسته اش بود.

عکس : حمید فروتن – ایسنا

حسین رمضان یخی

حسین رمضان یخی

حسين رمضان يخي

حسين رمضان يخي

حسين رمضان يخي

 حسين رمضان يخي
پدر حسين اسماعيل پور ملقب به حسين رمضان يخي، يخ فروش بود؛ يك پيرمرد كوتاه قامت ريش سفيد متدين. حسين و برادرش يك پاي خونين ترين دعواي زندگي طيب بودند.
دعوا ناموسي نبود و از همان درگيري هاي مربوط به باجگيري سرچشمه مي گرفت. حسين رمضان يخي از طيب باج مي خواست. طيب عادت نداشت به كسي باج بدهد و سر همين لجبازي چيزي نمانده بود كه جانش را بگذارد. حسين با قمه شكم طيب را سفره كرد. طيب هم زد دماغ برادر حسين را آويزان كرد. اگر دكتر دربار به داد طيب نرسيده بود، همان روز كار تمام بود. دو طرف طبق آداب و رسوم لاتي از يكديگر شكايت نكردند. پسر رمضان يخي به مدت دو ماه متواري شد. همين مدت طول كشيد تا طيب از بيمارستان مرخص شود. از او مثل يك قهرمان المپيك استقبال كردند. سرتاسر كوچه را چراغاتي كردند و طاق نصرت بستند.
از سر كوچه تا دم خانه طيب قاليچه كاشي انداختند و زير پايش گاو و گوسفند كشتند. مدتي بعد ارباب زين العابدين صاحب ميدان سبزي، آنها را آشتي داد. ارباب زين العابدين چند سال قبل در انگليس فوت كرد.
هفت کچلون

هفت کچلون

هفت کچلون

بچه  محل ها، همدوره ها و رقباي طيب
غلام كچلا، ممد كچلا، صفر كچلا، احمد كچلا، باقر كچلا، محمود كچلا و امير كچلا كه به همه آنها حاجي مي گفتند از رفقا ومتحدان طيب به حساب مي آمدند.
همگي ورزشكار بودند و به يكباره يك زورخانه را قرق مي كردند. هفت كچلون براي خودشان قمارخانه داشتند و صد نفر از همين قمارخانه نان مي خوردند. كچل هاي قصه ما بدون مشورت با طيب آب نمي خوردند و كلا احترام خاصي براي او قائل بودند. اين عكس هم تزئيني است و ربطي به هفت كچلون ندارد!

هفت کچلون یا برادران هفت کچلون، در تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران معاصر و فرهنگ فولکلوریک قرن اخیر، به برادران حاج عباسی اشاره دارد که از جاهلها و لوطیها و به اصطلاح از گنده لاتهای جنوب شهر تهران (محلهٔ باغ فردوس، خیابان مولوی) به شمار می‌آمدند. آنها هشت برادر به اسامی: عباس، محمّد، مهدی قربانی(که در شهرک جهاد یاسوج زندگی میکرد)، صفر، شعبان، احمد، محمود و امیر حاج عباسی بودند، که گرچه هشت نفر بودند و گرچه هیچ‌ یک از آنها کچل نبود، امّا خود نیز خود را به همین نام می‌خواندند و ابایی از اطلاق عنوان هفت کچلون به خود نداشتند.

نام هفت کچلون بدلایل مختلف در بسیاری از وقایع تاریخ معاصر ایران ذکر شده‌است. از دعوای خونین و معروف دو گنده لات و جاهل معروف تهران: طیّب خان (طیب حاج رضایی) و حسین رمضون یخی (حسین اسمعیلی پور) که هفت کچلون در آن به نفع حسین رمضون یخی وارد میدان شدند گرفته تا به هم ریختن راهپیمایی‌ها و گردهم آیی‌های خیابانی حزب توده و جبهه ملی و سایر گروه‌های چپ گرا… به دست لاتها و چاقوکش‌های جنوب شهر تهران؛ و از به هم ریختن کاباره‌ها و کافه‌های تهران که در نمونه‌ای شاخص از آن هفت کچلون به منظور دلبری از مهوش خوانندهٔ معروف موقع اجرای برنامهٔ او در کافه جمشید تهران، با دسته‌هایی دیگر از جاهل‌ها و داش مشدی‌های تهران درگیر شدند و دعوایی بزرگ و خونین و به یاد ماندنی به راه انداختند گرفته تا حضور فعال و چشمگیر در هیئت‌ها و دسته‌های عزاداری جنوب شهر تهران و… همه و همه بهانه‌هایی برای یاد کردن از هفت کچلون در تاریخ سیاسی و اجتماعی دوران معاصر و نقل داستانهای آنها در فرهنگ فولکلور به شمار می‌آید.

حسن فتحي و برادران هفت كچلون در پشت صحنه (خانه بزرگ آقا) لوكيشن: باغ سليمانيه

غلام هفت کچلون و حسین رمضون یخی
غلام هفت کچلون و حسین رمضون یخی
باغ فردوس
باغ فردوس
حسن فتحي و برادران هفت كچلون در پشت صحنه (خانه بزرگ آقا) لوكيشن: باغ سليمانيه
حسن فتحي و برادران هفت كچلون در پشت صحنه (خانه بزرگ آقا) لوكيشن: باغ سليمانيه
(بیشتر…)
WhatsApp chat