سبک های هنری , نقاشی

سبک های هنری , نقاشی

 

نقاشی میدانی

سبک  هنری در نقاشی

نوعی نقاشی که بارنت نیومان در سال 1950 در امریکا اختراع کرد. در این مدل نقاشی تصاویر نه به عنوان ساختاری از عناصر مرتبط  به هم  بلکه  به عنوان  یک کلیت میدانی  مورد  توجه قرار گرفت . نقاشی میدانی  ارتباطاتی  با هنر نظام دار و نقاشی  یکسان نگاری  که  ابداع گر اون جکسون پولاک بود داره. در این نوع  نقاشی اگر تاکید بر درخشش و خلوص رنگ بر بوم تک رنگ باشه  به عنوان  نقاشی میدان رنگ شناخته میشه.

مدل نقاشی رنگ روغن

مدل نقاشی رنگ روغن

نقاشی نظام دار

این اصطلاح را یک منتقد هنری به اسم لارنس الووی زمانی که نمایشگاهی  با نام “نقاشی نظام دار” را  فراهم می کرد اختراع نمود.  او این اصطلاح را برای توصیف نوعی از هنر انتزاعی استفاده کرد که خصوصیت اون به کار بردن از فرم های خیلی ساده و یکسان و عموما به شکل هندسی است که در یک تصویر منفرد یا در مجموعه تصاویر مکرر با آرایش هدفدار و بر اساس اصول  بصری  کاملا آشکار سامان یافته . نقاشی های نواند نمونه ای از سبک نقاشی نظام دار به شمار میره.

نقاشی یکسان نگاری

روشی از نقاشی که در اون سراسر سطح بوم تقریبا به طرز یکسان و یکنواخت رنگ آمیزی میشه و ایده شناخته شده ترکیب بندی یعنی این که تابلو دارای پایین ،  بالا یا مرکز باشه  کنار گذاشته میشه.

واحد یک

اسم انجمنی از هنرمندان انگلیسی بود که در سال 1933 تشکیل شد.  این تیم  تقریبا به صورت خود انگیخته  از بین چند هنرمند آشنا با هم و بدون هیچ شناختی از همدلی متقابل  و نیاز مشترک آشکار شد . اونا هیچ برنامه مشترکی نداشتن و گروه در سال 1935 از هم پاشیده شد. با اینکه عمر این گروه کوتاه بود ولی تاثیر خوبی بر هنر دهه 1930 بریتانیا  گذاشت .

هنر نقاشی

هنر نقاشی

سبک ها و مکتب های هنری

سبک امپرسیونیسم

امپرسیونیسم

امپرسیونیسم:در کتاب‌های مرجع تاریخ هنر مونه و مانه را پدارن سبک امپرسیونیسم دانسته‌اند، سبکی که در نیمه دوم قرن ۱۹، قرن روشنگری و نبوغ، قرن فلسفه و علوم جدید پا به عرصهٔ هنر گذاشت، همان‌طور که در رئالیسم ادبی از نقاشی این سبک در قرن ۱۷ وام گرفته و به نوعی سبکرئالیسم با پایه‌های نظری خود که بر گرفته از فلسفهٔ پوزیتویسم و رنسانس قرن ۱۶ بود. اساساً سبک رئالیسم (به خصوص در رمان) را پایه‌گذاری کرد.

سبک امپرسیونیسم یک شبه زاده نشد و پایه‌های آن را می‌توان در آرای هگل و نیچه و فلسفهٔ نسبی گرایی آنها دید. سبکی که بیش از هر سبک نقاشی از ادبیات مدرن و به خصوص داستان کوتاه و اشعار مدرنیستی وام گرفته و اما چرا و به چه دلیل می‌توان گفت که سبک مدرنیسم در ادبیات خود را وام دار این سبک یا به نوعی این مکتب می‌داند. امپرسیونیسم هنری است شهری نه تنها به خاطر اینکه نقاشی را از دشت به شهر باز می‌گرداند، بلکه جهان رااز دریچهٔ چشم فرد شهرنشین می‌نگرد وبه برداشتهایی از برون القا شده با اعصاب خستهٔ انسان مدرن واکنش نشان می دهدو در واقع نقطه اوج رشدی را تشکیل می‌دهد که در آن عناصر پویا و زندهٔ تجربه مورد توجه قرار می‌گیرند و یکسره جهان بینی ایستای قرون وسطایی را منسوخ می‌سازد ومی‌توان آن را استیلای لحظه بر بقا و تداوم و این احساس که هر پدیده یک منظومهٔ گذرا وتکرار نشدنی دانست که عبور دوباره نمی‌پذیرد، یعنی جهانی که پدیده‌هایش دائماً در جریان و تحولند ودر مقایسه تمامی هنرهای پیش از خود که همه هنرها نتیجه یک ترکیب بودند امپرسیونیسم را می‌توان نتیجهٔ یک تجزیه دانست. برای این منظور ابتدا به تحلیل و بررسی بنیان‌های نظری این سبک می‌پردازیم و به یقین از آثار کلود مونه آغاز می‌کنیم.

WhatsApp us