0 Items
استراسبورگ

استراسبورگ

استراسبورگ

استراسبورگ پایتخت منطقه Grand Est ، سابقاً آلزاس ، در شمال شرقی فرانسه است. این کشور همچنین کرسی رسمی پارلمان اروپا است و در نزدیکی مرز آلمان قرار دارد ، با فرهنگ و معماری که دارای تأثیرات آلمان و فرانسه است. Gothic Cathédrale نوتردام Gothic آن روزانه نمایش هایی از ساعت نجومی و منظره جاروب رودخانه راین از طوفان تا وسط 142 متر را نشان می دهد.

استراسبورگ یک شهر فرانسویه در مرز آلمان که بهترین نمونه از تجربه ی شهری در منطقه آلزاس فرانسه است.

میلان کوندرا

میلان کوندرا

میلان کوندرا

میلان کوندرا (به چکی: Milan Kundera) (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) یک نویسنده فرانسوی چک است که در سال 1975 در فرانسه تبعیدی شد و در سال 1981 به یک شهروند فرانسه قانونی تبدیل شد.   نویسنده اهل چک است که ازسال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خودرا نویسنده‌ای فرانسوی می‌داند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتاب‌فروشی‌ها و چه در دسته‌بندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود . یکی از بهترین آثار کوندرا بار هستی است. قبل از انقلاب مخملی ۱۹۸۹، حکومت کمونیستی کتاب‌های وی را در چک ممنوع کرده بود.او ترجیح می‌دهد به‌دور از هیاهوی شهرت زندگی کند و کمتر با رسانه‌ها گفتگو می‌کند . میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بوده‌ است.

Milan Kundera in 1980

Milan Kundera in 1980
Milan Kundera in 1980

میلان کوندرا

میلان کوندرا در سال 1980

بدنیا آمدن 1 آوریل 1929 (89 ساله)

برنو ، چکسلواکی

(امروز جمهوری چک )

اشتغال     نویسنده

ملیت        کشور چک

شهروندی فرانسه

آلما مادر   دانشگاه چارلز ، پراگ؛ آکادمی هنرهای نمایشی در پراگ

ژانر         رمان  

آثار قابل توجه         شوخی ( ژرت ) (1967)

کتاب خنده و فراموشی (1979)

سبک نورانی غیر قابل تحمل بودن (1984)

جوایز قابل توجه      جایزه اورشلیم

1985 جایزه

ایالت اتریش برای ادبیات اروپا

1987 جشنواره ادبی بین المللی

Vilenica

1992

جوایز هردر

2000

جایزه ادبیات خارجه جمهوری چک

2007

بستگان    Ludvik Kundera (1891-1971)، پدر

Ludvík Kundera (پسر عموی)

منبع : ویکی پدیا Milan Kundera in 1980

ابراز همدردی بزرگان جهان در پی حادثه ساختمان تجاری پلاسکو تهران

در پی حادثه ساختمان پلاسکو؛

ابراز همدردی جهانی با حادثه دیدگان رخداد تلخ فرو ریختگی ساختمان پلاسکو
تهران- ایرنا- در پی حادثه ناگوار فروریختن ساختمان پلاسکو، مقام ها و شخصیت های جهانی با ارسال پیام های جداگانه ای با حادثه دیدگان این رخداد تلخ ابراز همدردی کردند.

به گزارش بامداد جمعه ایرنا، مقامات کشورهای مختلف با انتشار بیانیه ، پیام توئیتری، پیام به مردم و مقامات ارشد کشورمان اعلام کردند که از بروز این حادثه شوکه شدیم.

*روسیه
در همین زمینه وزیر موقعیت های اضطراری فدراسیون روسیه شهادت شماری از ماموران آتش نشانی در واقعه آتش سوزی و ویرانی ساختمان پلاسکو در تهران را به وزیر کشور ایران تسلیت گفت.
در پیام ابراز همدردی «ولادیمیر یوچکوف» با ملت ایران و خانواده قربانیان که در پایگاه وزارت موقعیت های اضطراری روسیه انتشار یافته، آمده است: فداکاری شماری از مامورات آتش نشانی ایران، نشانه ادای دین به وظیفه خود است. ما از بروز این واقعه شوکه شدیم و ضمن ابراز تاسف فراوان، اندوه خود را اعلام می کنیم.

*انگلیس
همچنین «توبیاس الوود» معاون خاورمیانه و آفریقای وزیر خارجه انگلیس و «نیکولاس هاپتون» سفیر لندن در تهران نیز با حادثه دیدگان آتش سوزی و سقوط ساختمان پلاسکو تهران ابراز همدردی کردند.
در همین زمینه «توبیاس الوود» در صفحه توییتر خود نوشت: شنیدن خبر آتش سوزی شدید و سقوط ساختمان (پلاسکو) در تهران، غم انگیز است.
این مقام ارشد وزارت خارجه انگلیس تاکید کرد: با همه حادثه دیدگان ابراز همدردی عمیق می کنم.
همچنین «نیکولاس هاپتون» سفیر لندن در تهران هم در پیام توئیتری با حادثه دیدگان آتش سوزی و سقوط ساختمان پلاسکو تهران ابراز همدردی کرد.
وی نوشت: مرگ غم انگیز تعدادی از شهروندان در حادثه سقوط ساختمان (پلاسکو) در نزدیکی سفارت لندن در تهران، بسیار غم انگیز است.
سفیر انگلیس تاکید کرد: با همه حادثه دیدگان ابراز همدردی می کنم.
گفتنی است آتش نشانی شهر لندن هم روز پنجشنبه با بستگان و دوستان آتش نشانانی که در جریان آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو دچار سانحه شده اند، ابراز همدردی کرد.
آتش نشانی شهر لندن در یادداشتی که در صفحه توئیترش منتشر کرد، عنوان نمود: فکر ما نزد بستگان و دوستان آتش نشان هایی است که در جریان آتش سوزی و فروریختن ساختمانی در تهران جان باخته اند.
*فرانسه
همچنین سفارت فرانسه در تهران هم روز پنجشنبه در توئیتی با ملت ایران و خانواده های قربانیان حادثه ساختمان پلاسکو، ابراز همدردی کرد.

*ترکیه
در پی حادثه ناگوار فروریختن ساختمان پلاسکو، «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه هم پنجشنبه شب با ارسال پیامی به حسن روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران، کشته شدن شماری از شهروندان کشورمان در سانحه ساختمان پلاسکو در تهران را تسلیت گفت.
همچنین «بینالی یلدریم» نخست وزیر و «مولود چاووش اوغلو» وزیر امور خارجه ترکیه نیز پنجشنبه شب با ارسال پیامی به «اسحاق جهانگیری» معاون اول ریاست جمهوری اسلامی ایران و وزیر امور خارجه ایران، درگذشت عده ای از شهروندان کشورمان در حادثه آتش سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو را تسلیت گفتند.
نخست وزیر ترکیه در پیام خود برای درگذشتگان غفران الهی و برای آسیب دیدگان آرزوی بهبودی نموده است.
مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه نیز با ارسال پیامی به «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران، درگذشت عده ای از شهروندان ایران در حادثه آتش سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو را تسلیت گفت.
وزارت امور خارجه ترکیه هم با انتشار بیانیه ای جان باختن شماری از شهروندان در حادثه فرو ریختن ساختمان پلاسکو تهران را به کشور ایران تسلیت گفت.
در اطلاعیه وزارت خارجه ترکیه آمده است: با کمال تاسف از جان باختن شمار زیادی از شهروندان ایرانی در حادثه آتش سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو در نزدیکی سفارت کشورمان در تهران مطلع شدیم.
برای جان باختگان این حادثه طلب رحمت داشته و به دولت و مردم کشور دوست و برادر ایران، به ویژه نزدیکان جانباختگان تسلیت گفته و برای مصدومین آرزوی سلامتی داریم.
همچنین «یوسف بیازیت» رئیس گروه دوستی پارلمان ترکیه با ایران هم در تماس تلفنی با «محمد ابراهیم طاهریان فرد» سفیر جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت حادثه ساختمان پلاسکو در تهران که طی آن شماری از ماموران آتش نشانی کشورمان شهید شدند، ابراز همدردی کرد.
وی در این گفت وگو از کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان ایرانی ابراز تاسف کرد و به خانواده جان باختگان حادثه تسلیت گفت و از درگاه الهی برای آنها طلب آمرزش کرد.

*آمریکا ، کالیفرنیا
در پی این حادثه غم انگیز، «جری گرای» رئیس اداره آتش نشانی شهر «ردینگ» ایالت کالیفرنیا آمریکا هم حادثه آتش سوزی و سقوط ساختمان پلاسکو تهران را غم انگیز توصیف کرد.
گرای در صفحه توییتر خود با انتشار تصویری از آتش نشانان در محل این حادثه، نوشت: روز پنجشنبه شمار زیادی از آتش نشانان و شهروندان تهرانی که برای نجات افراد محبوس در زیر آوار تلاش می کردند، به طرز غم انگیزی جان باختند.
به گزارش ایرنا، ساختمان تجاری پلاسکو در محدوده خیابان جمهوری تهران حدود ساعت 8 صبح روز پنجشنبه 30 دی ماه دچار حریق شد که پس از حدود سه ساعت، 15 طبقه ساختمان بطور کامل تخریب شد و فرو ریخت.
ساختمان پلاسکو در سال 1340 شمسی بنا نهاده شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیم در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت.
شبک**1953** 1917**تنظیم کننده:مرتضی شحنه**انتشار دهنده:سید محمد باقرنوربخش
ابراز همدردي
شخصيت هاي جهاني
ساختمان پلاسكو

ابراز همدردی شخصیت های جهانی با مصدومین و بازماندگان سانحه ساختمان پلاسکو تهران

محلات و ارسی فرانسه خواهر خوانده می‌شوند

محلات و ارسی فرانسه خواهر خوانده می‌شوند

 محلات و ارسی فرانسه خواهر خوانده می‌شوند

محلات و ارسی فرانسه خواهر خوانده می‌شوند

شهر محلات و شهر اُرُسی فرانسه خواهرخوانده می‌شوند.

سید احمد سجادی فرماندار محلات در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقه مرکزی – با اعلام این خبر اظهار کرد: پروفسور جعفری موسس انجمن ادبیات سعدی در فرانسه با توجه به شباهت‌های موجود بین شهر محلات و شهر اُرُسی فرانسه پیشنهاد خواهرخواندگی این دو شهر را مطرح کرد.

وی با اشاره به اینکه پروفسور جعفری در خصوص این موضوع فعالیت بسیاری کرده است، اما به دلیل ارتباطات محدود و تحریم‌ها در گذشته این امکان میسر نشد، گفت: خوشبختانه در شرایط کنونی مقدمات کار آماده شده است و همکاری و خواهرخواندگی در بحث فرهنگی بین دو شهر ایجاد خواهد شد.

سجادی تصریح کرد: با توجه به اینکه شهر ارسی یک شهر دانشگاهی است و از سوی دیگر شهر محلات با پنج دانشگاه نیز دانشگاهی به شمار می‌رود و از ابتدا محور توسعه شهر براساس دانشگاه بوده است، شباهت موجود می‌تواند مراتب خواهرخواندگی دو شهر را میسر و هموار کند.

وی با اشاره به اینکه شهرهای محلات و ارسی از نظر تاریخی و مبلمان شهری نیز شباهت‌های بسیاری به یکدیگر دارند، افزود:

صحبت‌ها و مقدمات کار انجام شده و البته این اتفاق به درخواست شهرداری ارسی انجام گرفته است.

فرماندار محلات اضافه کرد: طبق تصمیمات اخذ شده مقرر شده است که در آذرماه یک تیم فرهنگی با محوریت خانواده‌ها، برنامه‌ای فرهنگی در شهر ارسی ترتیب دهد که در این راستا شهرداری محلات اقدامات لازم را دنبال می‌کند.

وی در خصوص این برنامه فرهنگی گفت: در این برنامه غذاهای ایرانی و جاذبه‌های فرهنگی ایرانی ارائه خواهد شد و از طرفی پروفسور جعفری نیز مباحث ایران‌شناسی را مطرح می‌کند. با توجه به اینکه پروفسور جعفری در فرانسه انجمن ادبیات سعدی را راه‌اندازی کرده است و تلاش‌های بسیاری در عرصه فرهنگی و توسعه و معرفی زبان فارسی داشته است، این برنامه قطعا بازخورد مثبتی به همراه خواهد داشت.

منبع ایسنا گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

حمله کامیون به ازدحام جمعیت در نیس فرانسه با 130 کشته و زخمی

حمله کامیون به ازدحام جمعیت در نیس فرانسه با 130 کشته و زخمی

 

حمله کامیون به ازدحام جمعیت در نیس فرانسه با 130 کشته و زخمی

جشن روز ملی فرانسه رنگ خون گرفت/ 84 کشته و 202 زخمی در حمله کامیون به مردم در نیس/ داعش مسئولیت حمله را برعهده گرفت+فیلم و تصاویر
خبرگزاری میزان- ورود کامیون به محل تجمع حاضرین جشن ملی فرانسه سبب کشته شدن 84 نفر و زخمی و مصدوم شدن بیش از 200 نفر شده است.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان، به نقل از فرانس 24، مردم شهر نیس در حال تماشای آتش بازی روز باستیل یا روز ملی فرانسه بودند که یک کامیون در منطقه ورود ممنوع، به سمت مردم آمد و افراد زیادی زیر چرخ این کامیون کشته و زخمی شدند.

بنا به گفته شاهدان و حاضرین در محل، پس از ورود کامیون به محل حاضرین و زیرگرفتن مردم، بین راننده کامیون و پلیس درگیری مسلحانه رخ داده است.

دادستان پاریس ضمن ارائه آخرین آمار مربوط به قربانیان حادثه تروریستی شب گذشته نیس، از وضع وخیم 52 مجروح این حادثه خبر داد.

وی افزود: دراین حادثه ٢٠٢ نفر زخمي شدند و 10 كودك و نوجوان در ميان کشته‌ها دیده می‌شوند.


به دنبال حمله تروریستی در فرانسه
84 کشته و بیش از 130 زخمی در حمله تروریستی فرانسه+عکس

یک دستگاه کامیون مردم حاضر در تجمع روز ملی فرانسه در شهر نیس را زیر گرفت و بنا بر اعلام پلیس این کشور 84 تن را کشته و 130 دیگر را زخمی کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از رسانه های فرانسوی در مراسمی که به مناسبت روز ملی فرانسه در شهر نیس در حال برگزاری بود یک دستگاه کامیون با سرعت به سمت جمعیت هجوم آورده و دست کم 84 تن از حاضرین را کشته و تعدادی را زخمی کرد که حال 18 تن از زخمی‌ها وخیم گزارش شده است.

خبرگزاری فرانسه این اتفاق را “حمله‌ای آشکار” خوانده و پلیس می‌گوید حمله‌ تروریستی بوده است.

بنا بر اعلام پلیس، لحظاتی پس از اقدام راننده کامیون، بین وی و نیروهای امنیتی درگیری مسلحانه روی داده که در نهایت به کشته شدن مهاجمان انجامید. پلیس از مردم در شهر نیس خواسته است از خانه بیرون نروند.
پلیس فرانسه که ابتدا از کشته شدن 60 نفر سخن گفته بود، پس از دریافت گزارش‌های بیمارستانی، مرگ 84 تن را تایید کرده است.

تعداد دقیق زخمی‌های این حمله مشخص نیست اما روزنامه لوفیگارو به نقل از مقامات دولتی زخمی‌ها را دست‌کم 130 تن اعلام کرده است.
فرانسوا اولاند رئیس‌جمهوری فرانسه برای برگزاری جلسه‌ای اضطراری وارد محل وزارت کشور شده و با مقامات نظامی و امنیتی نشست داشته است.

دولت فرانسه گروگانگیری در نیس را تکذیب کرده و گفته است حمله تنها از سوی یک نفر یعنی راننده کامیون که یک شهروند تونسی-فرانسوی بوده انجام شده است و انگیزه مهاجم هنوز مشخص نیست.

دادستانی فرانسه نیز اعلام کرده راننده کامیون در مسیری به طول 2 کیلومتر مردم را زیرگرفته است و احتمال افزایش تلفات وجود دارد.

پلیس فرانسه اعلام کرده در داخل کامیون مقادیری اسلحه و مهمات از جمله چندین نارنجک دستی وجود داشت که نشان می‌دهد عامل حمله قصد داشته علاوه بر زیر گرفتن مردم به سوی آنها تیراندازی کند که به طور کامل موفق به استفاده از مهمات خود نشده است. شهردار نیس اما می‌گوید مهاجم قبل از زیرگرفتن مردم، به آنها شلیک کرده است.

وزارت کشور فرانسه اعلام کرده به علت تعداد بالای زخمی ها بیمارستان صحرایی در محل حادثه برای امدادرسانی به آسیب‌دیدگان برپا شده است.

 

شاهدان عینی می‌گویند کامیون حمله کننده به مردم از پیاده رو حرکت کرده و پس از طی مسافتی حدود 2 کیلومتر متوقف شده است. آنها می‌گویند راننده پس از توقف پیاده شده و به طرف مردم شلیک کرده است.

گفته می‌شود یک مهاجم دیگر در رستورانی در نزدیکی محل حادثه به ضرب گلوله پلیس کشته شده است. انگیزه عامل این حمله تروریستی تا این لحظه مشخص نشده است.

بی‌بی‌سی در گزارشی از صحنه حمله به نقل از یک شاهد عینی آورده است “دور تا دور جسد کشته‌شدگان و بدن زخمی‌ها روی زمین است و هوا بوی خون می‌دهد.”
کلود مونیک، کارشناس تروریسم، می‌گوید “تقریبا واضح” است که این واقعه، یک حمله تروریستی بوده است.

رسانه های فرانسه گزارش کردند که در میان کشته شدگان افرادی با ملیت فرانسوی، آمریکایی، فلسطینی، بریتانیایی، تونسی و الجزایری شناسایی شده‌اند.

رئیس جمهور فرانسه حالت فوق‌العاده در این کشور را به مدت سه ماه دیگر تمدید کرده و 18 هزار نیروی ذخیره را برای کمک به برقراری امنیت فراخوانده است.

با توجه به امکان تکرار این حمله تروریستی و یا سناریوهای دیگر تروریستی پلیس به مردم سایر شهر ها هم هشدار داده است.

پلیس فرانسه با اعلام شماره تلفنی از مردم فرانسه خواست تا هرگونه مورد مشکوک را به پلیس اطلاع دهند.

همچنین پلیس فرانسه از مردم خواست تا از انتشار فیلم و عکس های این حادثه وحشتناک که “حاوی تصاویر دلخراش و غمبار است” در شبکه های اجتماعی اجتناب کنند.

فرانسوا اولاند در کاخ الیزه در مقابل دوربین های تلویزیونی قرار گرفت و با تایید تروریستی بودن این حادثه اعلام کرد برای مقابله با عاملان چنین حملاتی فرانسه مبارزه با تروریسم را در عراق و سوریه با شدت بیشتری ادامه خواهد داد.

پیر هنری برانده، سخنگوی وزارت کشور فرانسه اعلام کرد که این حمله زمانی صورت گرفت که عده‌ای در حال آتش‌بازی، مشغول جشن گرفتن روز ملی فرانسه موسوم به “باستی” در این کشور بودند.

وی افزود: تحقیقات در حال انجام است که مشخص شود، آیا این عامل به تنهایی طراح حملات بوده یا همدستان وی گریخته‌اند.

تاورینه

تاورینه

تاورینه

ژان باتیست تـاوِرْنیه (۱۰۱۴-۱۱۰۰ق/۱۶۰۵- ۱۶۸۹م)، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوی ( اهل فرانسه )  است که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد. سفرنامهٔ او در شرح وقایع دورهٔ صفویه و وقایع دربار صفوی دارای اهمیت بسیار است.

سفرنامه تاورنيه

اندازه نوشته:
ريز
ميانه
درشت
خلاصه: ذكر خاطرات و سفرنامه كوتاه جان باتيست تاورنيه از يزد و توضيح اندكي از وضع جغرافيايي و همچنين ذكر ميوه ها و منسوجات يزدي.
كلمات كليدي: سفر نامه، تاورنيه، خربزه، بازار، دارايي، زن يزدي، يزد.
كتاب: يزد در سفرنامه ها
گردآوري: اكبر قلمسياه
زير نظر: ايرج افشار
ناشر: موسسه انتشارات يزد
كتاب: سفرنامه تاورنيه
نويسنده: ژان باتيست تاورنيه
سال انتشار: 1902 ميلادي برابر با 1281 هجري شمسي
ترجمه: ابوتراب خواجه نوري
تجديد نظر و تصحيح: دكتر حميد شيراني
ناشر: انتشارات سنايي، تهران، چاپ سوم، سال 1363
ژان باتيست تاورنيه
جان باتيست تاورنيه، سياح فرانسوي، در سال 1605 م. (984 ه.ش.) در پاريس يا بنا به قولي در كپنهاك به دنيا آمد. خانواده او اكثراً جغرافي دان، حكاك، نقشه نگار و نقشه فروش بودند و خانه شان همواره محفل گفتگوي جغرافي دانان درباره مسايل جغرافيايي و سرزمين هاي ديگر بود. همين ها بود كه شوق سفر را از كودكي در او برانگيخت؛ به طوري كه در 22 سالگي بسياري از كشور هاي اروپا چون فرانسه، انگلستان، بلژيك، هلند، لوكزامبورگ، آلمان، سوييس، لهستان، مجارستان و ايتاليا را ديده بود.
در همين سفر ها و در حين خدمت به نايب السلطنه مجارستان، در ديدار با كشيشي كه مدير انجمن هاي ديني مشرق زمين در مجارستان بود، با مشرق آشنا شد و با درخواست او و علاقه خودش راهي سفر مشرق شد. پس از اين سفر، 5 بار ديگر به ايران سفر مي كند و در جمع با محاسبه سه بار سفر بازگشت وي از هند به اروپا، 9 بار به ايران مي آيد و آن را مي بيند. آخرين سفرش در 1668 م. (1047 ه.ش.) با بازگشت به پاريس پايان مي پذيرد. در اين هنگام 63 سال دارد و پس از كسب لقب «نجيب زاده» توسط لويي چهاردهم، در سن 65 سالگي شروع به نگارش و جمع بندي خاطراتش مي كند. 15 سال بعد، در سن 80 سالگي، نمي تواند سكونت را حتي با داشتن ثروت تاب بياورد و دوباره پاي در سفر مشرق مي گذارد و اين بار از مسكو مي خواهد به ايران بيايد كه متاسفانه در زمستان 1689 م. (1069 ه.ش.) به سرماي بيش از حد هوا برخورد مي كند و در راه مسكو در شهر اسمولنسك زندگي را بدرود مي گويد و نمي تواند براي بار ديگر ايران را ببيند.
تاورنيه نوشته هاي خويش را در سه مجلد با عنوان «شش سفر ژان باتيست تاورنيه به تركيه، ايران و هند» منتشر مي كند. همه اين سفرنامه ها پر از اطلاعات گرانبهايي است كه در ديگر كتاب ها نمي توان همانندشان را يافت. علاقه او به همه امور روزمره اي كه اطراف خود ديده، باعث ثبت جزيياتي چون پوشاك زن و مرد، وصف دقيق شهر ها و ساختمان ها، انواع شغل ها و صاحبان آنها، آداب و سنن اقوام و اديان مختلف، محصولات مختلف ايران و … آن زمانه شده است. با اين همه، تاورنيه فاقد تخيل شاعرانه و هنري است و در نگارشش برخي آراي مردم را بدون اظهار نظر شخصي بيان كرده است و گاهي نيز كم توجهي هايي نيز كرده است؛ اما آنچه سفرنامه هاي او را بي نظير كرده است وصف كشور ايران و نوع حكومت آن زمان است. وي در بيان آنچه ديده، دقت داشته؛ مسايل مرتبط با جغرافيا را خوب توضيح داده و اطلاعاتي از اشخاص سرشناس به دست مي دهد.
سفرهاي تاورنيه ميان سال هاي 1632 م. (1011 ه.ش.) الي 1668 م. (1047 ه.ش.) صورت گرفت. سفر اول او در زمان سلطنت شاه صفي نوه شاه عباس بزرگ و سفر هاي ديگرش در زمان شاه عباس دوم و شاه سليمان بود. تاورنيه هنگام اقامت در اصفهان مدام در دربار شاه رفت و آمد داشت و شاه عباس دوم به او محبت مي كرد و او را «آقا طاورنيه» مي ناميد و وي را خلعت مي داد.
سفر اول تاورنيه به ايران در سال 1632 م. (1011 ه.ش.) به پيشنهد كشيش پر ژوزف آغاز شد و در اسلامبول از بقيه جدا شد و به ايران آمد. سفر دوم او در سال 1638 م. (1017 ه.ش.) آغاز شد و از ايالت جنوبي عثماني، يعني ازمير به مرز ايران، سپس به تبريز و در آخر به اصفهان رسيد. سفر سوم او از طريق بين النهرين و آشور و در آخر به اصهان در سال 1643 م. (1022 ه.ش.) صورت گرفت. در سفر چهارم در سال 1651 م. (1030 ه.ش.) از بندر مارسي به اسكندرون و حلب و موصل و نينوا رفت و سرانجام به اصفهان رسيد. سفر پنجم در 1657 م. (1037 ه.ش.) آغاز شد و از طريق مارسي و سپس ليورنو در ايتاليا به ازمير، تبريز و سرانجام اصفهان انجاميد. سفر ششم در 1663 م. (1042 ه.ش.) از پاريس آغاز و از طريق ازمير و ايروان و تبريز به اصفهان ختم شد. سفر آخر وي به ايران نيز همانطور كه گفته شد ناتمام باقي ماند. وي در سفر ها تا مقداري اهل تجارت، خريد و فروش عتيقه جات و جواهرات نيز بود و از پيشگامان تجارت با شرق و هندوستان بود.
در مجموع نظر تاورنيه درباره ايرانيان بسيار مثبت است و معتقد است كه ايرانيان بين همه ملل آسيا باهوش ترين هستند و از فرنگي ها نيز در عقل و كفايت هيچ عقب نمي مانند. در مورد امنيت در ايران مي گويد بر خلاف عثماني كه در همه جا كاروان ها در معرض تجاوز حاكمان و دزدان قرار دارند، در ايران مي توان بدون ترس، سراسر كشور را پيمود و اگر مال كسي را بدزدند، حاكم موظف است كه معادل آن مال را به او پس بدهد. به نظر تاورنيه مهمان نوازي ايرانيان درخور ستايش است؛ آنان دوستدار نظم و انصاف اند و ذوق بسيار براي آموختن دارند. او معتقد است كه: “ايران در آسيا به منزله فرانسه در اروپاست.”
از كرمان به يزد، تقريباً همان قدر است كه از يزد به اصفهان مسافت دارد. يزد در 53 درجه و 10 دقيقه طول و 32 درجه و 45 دقيقه عرض واقع شده است. (1) ۞ يك قريه يا يك شهر بزرگي است، ميان شن زاري كه دو رشته كوه اطرافش را احاطه كرده است.

عكس ماهواره اي از ناحيه يزد؛ شهر يزد در ميان عكس و در ميان شنزار ها مشخص است كه توسط دو رشته كوه شيركوه و خرانق در غرب و شرق محصور شده است.

وقت بيرون آمدن از يزد بايد راهنمايي برداشت، زيرا كه به اندك وزش باد، شن ها از اين طرف به آن طرف رفته، تمام خط راه را مستور مي كند و تغيير شكل به وضع و شكل زمين و صحرا مي دهد و خطر گم كردن راه و پرت شدن در سوراخ هايي كه از آب انبار هاي خراب يا آثار و ابنيه مخروبه ايجاد شده است براي مسافر در پيش است.

سمت راست: پرتره ژان باتيست تاورنيه، سياح فرانسوي، متولد سال 984 ه.ش. كه بين سال هاي 1011 ه.ش. الي 1047 ه.ش. نه بار به ايران آمد و در 1069 ه.ش. در راه ايران درگذشت.
سمت چپ: عكس تاورنيه با خلعتي فاخر كه شاه عباس دوم بر او پوشاند و همين لباس و عكس، تبليغي براي صنعت پارچه بافي ايران در اروپا شد.

دستگاه بافت دارايي يا ايكات در يزد؛ دارايي يكي از پارچه هاي نفيس و سنتي يزد مي باشد با قدمت حداقل 7 قرن و اينگونه بافته مي شود كه قبل از بافت، ابتدا نخ هاي تار يا تار و پود رنگ مي شود و سپس بافته مي شوند كه پس از بافت، چنين نقش هاي زيبايي ايجاد مي شود.
عكس: همايون امير يگانه؛ كتاب: يزد نگين كوير
ميانه شنزار و شهر، مقدار قليلي خاك خوب هست كه ميوه هاي اعلي به عمل مي آورد؛ خصوصاً خربزه از اقسام مختلفه، بعضي مغزش سبز و بعضي زرد است و يك قسم ديگر ديده مي شود كه مغزش مثل سيب سخت است. انگور هاي خوب، به حد افراط و فراواني دارد اما اهالي شراب كم مي اندازند و به جهت اينكه حاكم اجازه نمي دهد، مقداري از انگور ها را خشك و كشمش مي كنند و مقداري را هم شيره مي پزند. انجير هاي خوب زياد دارد كه خيلي درشت مي شود و طعم بسيار خوبي هم دارد. گلاب زياد مي گيرند و يك قسم آب ديگر هم درست مي كنند كه براي رنگ آميزي استعمال مي نمايند. گاهي دست ها و گاهي ناخن را بدان قرمز مي كنند و اين آب را از يك قسم ريشه مي گيرند كه حنا مي نامند.

در اين شهر سه كاروانسرا و چندين بازار هست. بازار ها مسقف هستند؛ مثل يك كوچه سرپوشيده و مثل همه شهر هاي ديگر ايران ميدان ها دارد. اين بازار ها پر از دكاكين تجار و صنعتگران هستند و امتعه اي كه در دكاكين ديده مي شود تقريباً همه جا يكسان است.

چندين قسم پارچه در يزد بافته مي شود؛ قسمتي، از طلا و نقره ممزوج به يكديگر كه زربفت مي نامند. قسم ديگر، از ابريشم خالص كه دارايي مي گويند؛ شبيه است به تافته هاي ساده و حرير هاي ما؛ قسم ديگر، نصف ابريشم و نصف پنبه و قسم ديگر از پنبه خالص. يك قسم شال از پشم هم مي بافند كه از ابريشم لطيف تر است.

چنانچه در فصل پيش ذكر آن شد، اگرچه من در يزد كاري نداشتم اما سه روز در آنجا توقف كردم به جهت اينكه چند نفر از ارامنه، آشنايان مرا در آنجا ديدند و نخواستند بگذارند بروم تا مهمانم ننمايند. من هم چون مكرر از اغلب جا ها تعريف و توصيف صباحت  و جمال و زيبايي زن هاي يزد را شنيده بودم، خيلي ميل داشتم صحت آنها را به چشم، معاينه نمايم و ديدم حقيقتاً از روي عدل و انصاف بود كه آنها را به زن هاي تمام ايران ترجيح و از همه جميله تر تشخيص داده اند. خلاصه هيچ مهماني اي در يزد نمي شود مگر اينكه از آنها حاضر باشند و حقيقتاً زيبا و دلپذيرند. براي مدح جمال آنها همين كافي است كه در ايران ضرب المثل شده و مي گويند: “براي سعادت زندگاني، زن يزدي، نان ايزدخواست  و شراب شيرازي.”


 

زندگی‌نامه تاورینه

ویکی پدیا
ژان باتیست تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، در سال ۱۶۰۵ در پاریس به دنیا آمد. خانواده او که اکثر جغرافی‌دان و حکاک و نقشه‌نگار بودند از تندر آنورس در بلژیک به پاریس آمده و در آنجا مستقر شده بودند. دوران کودکی‌اش در کنار پدر و خانواده دانشمندی گذشت که همه روزه درباره مسائل جغرافیایی با دیگران به گفتگو می‌پرداختند و همین گفتگوها بود که شوق سفر را از کودکی در او برانگیخت، چنان که خود می‌نویسد: (اگر اولین تعلیم دومین تولد باشد من بامیل‌سفر کردن پا به جهان گذاشته‌ام. شهرتی که پدرم در مباحث جغرافیا داشت و گفتگوهایی که بیشتر دانشمندان در حضور من با پدرم می‌کردند و من با علاقه گوش می‌دادم میل سفر را در من بیدار کرد.)

بیست و دو سال بیشتر نداشت که بسیاری از کشورهای اروپا (فرانسه، انگلستان، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، آلمان، سویس، لهستان، مجارستان، ایتالیا) را دیده بود و به قدر رفع نیاز به زبانهای رایج آن کشورها سخن می‌گفت. در همین‌سفرهای اروپا بود که راه سفرهای آینده خود را گشود. پس از مدتی خدمت در نزد نایب السلطنه مجارستان، بافرستاده کاردینال ریشلیو به نام پر ژوزف، که چندی بعد مدیر انجمن‌های دینی مشرق زمین شد، ملاقات کرد و در واقع‌توانست از راهی که این کشیش کاپوسن به کشورهای مشرق باز کرده بود استفاده کند.

تاورنیه می‌نویسد: (من در حال رفتن به راتیسبون بودم که پر ژوزف به من پیشنهاد کرد که همراه نمایندگان او به سفری که نقشه‌اش را کشیده بود به قسطنطنیه وفلسطین بروم.) در قبول این پیشنهاد تردید نمی‌کند و عازم سفر می‌شود. پس از آن نیز پنج بار دیگر به مشرق زمین سفرمی‌کند و جمعاً نه بار کشور ایران را می‌بیند. آخرین سفرش در ۶ دسامبر ۱۶۶۸ با بازگشت به پاریس به پایان می‌رسد.در این هنگام شصت و سه سال دارد. لوئی چهاردهم، شاه فرانسه، لقب نجیب‌زادگی به او اعطا می‌کند و در سال ۱۶۷۰ مالکیت بارون‌نشین اوبون را نیز به آن می‌افزاید. اکنون به سن شصت و پنج، سن بازنشستگی و نگارش خاطراتش رسیده‌است.

پانزده سال بعد، دوباره به سیر و سیاحت رو می‌آورد. فردریک ویلهلم، شاه براندنبورگ، او را به برلن فران خوانده‌است تا سفر به هند و تأسیس یک شرکت تجاری نظیر شرکت انگلیسیان و هلندیان را به او پیشنهاد کند. در این زمان‌تاورنیه هفتادو نه سال دارد. در ۳۰ ژوئن ۱۶۸۴ به برلن می‌رود و فردریک ویلهلم مقام ندیمی مخصوص شاه و نجیب‌زادگی دربار و مشاورت امور دریایی را به او اعطا می‌کند و وعده می‌دهد که او را به عنوان سفیر ویژه خود به دربار(مغول کبیر) (گورکانیان هند) بفرستد. تاورنیه فرانسه را ترک می‌گوید و در براندنبورگ مستقر می‌شود. وعده شاه وتأسیس شرکت آلمانی هند شرقی عملی نمی‌شود، اما تاورنیه نمی‌تواند به سکون و بی حرکتی پیرمردی ثروتمند دل‌خوش کند و بار دیگر تصمیم می‌گیرد که عازم سفر مشرق زمین شود. در این هنگام بیش از هشتاد سال سن دارد. درژانویه ۱۶۸۹، بحبوحه زمستانی سخت، راه مسکو را در پیش می‌گیرد تا از آنجا به ایران برود، اما دیگر هرگز ایران رانمی‌بیند و در فوریه همان سال در شهر اسمولنسک زندگی را بدرود می‌گوید.

تاورنیه در شرح مسافرتهای خود به مشرق زمین چند سفرنامه نوشته‌است. همه این سفرنامه‌ها پر از اطلاعات گرنبهایی است که در کتابهای دیگر مشابه آنها را نمی‌توان یافت. تاورنیه به همه امور روزمره‌ای که در اطراف خود دیده توجه و علاقه نشان داده و به لطف همین اشتغال ذهنی است که ما فی المثل از انواع خوراکها و افشره‌های آن عهد، پوشاک مرد و زن، وصف دقیق شهرها و ساختمانها، انواع شغلها و شیوه زندگی صاحبان مشاغل اطلاع حاصل می‌کنیم. ملاحظات او به واقع گرانبهاست.

با این همه تاورنیه فاقد تخیل شاعرانه و هنری است. زیباترین سروهای جهان را در باغهای شیراز نمی‌بیند و آثار بازمانده تخت جمشید را جز ستونهایی کهنه، بعضی سرپا و بعضی افتاده بر زمین نمی‌داند و اصفهان را که در آن زمان یکی از بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهرهای جهان است به چشم یک روستا می‌نگرد و ارزش بناهای بی نظیر آن را درنمی‌یابد(یا نمی‌خواهد دریابد) و از همه این آثار بی همتا فقط به زیبایی پل سی و سه چشمه (پل الله وردی خان)اذعان می‌کند. اما ارزش سفرنامه‌های او، خاصه آنجا که به ایران مربوط می‌شود، در چیز دیگر است، در وصف کشور و نوع حکومتی است که از قدیمترین ایام تا کمتر از یک سده پیش همچنان یکسان مانده بود. تاورنیه هنگام اقامت دراصفهان مدام در دربار شاه رفت‌وآمد داشت. زیرا دربار بهترین مشتری جواهرات او بود و شاه به او محبت می‌کرد و او را (آقا طاورنیه) می‌نامید و آقا طاورنیه می‌توانست شاهد رفتارهای مستبدانه شاه و درباریان با مردم باشد و در عین حال اطلاعات مفیدی از شیوه حکومتی و نظام اقتصادی کشوری که قسمت اعظم اراضی آن متعلق به شاه بود به دست آورد.

سفرهای تاورنیه میان سالهای ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی صورت گرفت. سفر اول او در زمان سلطنت شاه صفی، نوه شاه‌عباس بزرگ، و سفرهای دیگرش در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان بود. این شش سفر را سه سفر بازگشت از هندتکمیل کرد که یکی از طریق دریا از بندر سورت به هرمز و دوتای دیگر از طریق قندهار بود. بدین گونه، او نه بار به ایران‌آمد.

سفر اول تاورنیه در ۱۶۳۲، به پیشنهاد پر ژوزف آغاز شد و در اسلامبول از همراهان که عازم شامات و بیت‌المقدس بودند جدا شد. سفر دوم در ۱۳ سپتامبر ۱۶۳۸ آغاز شد و از طریق ایالات جنوبی عثمانی، یعنی ازمیر، به مرز ایران وسپس به تبریز و در آخر به اصفهان رسید. سفر سوم از طریق بین النهرین و آشور در ۶ دسامبر ۱۶۴۳ به اصفهان صورت‌گرفت. در سفر چهارم در ۱۸ ژوئن ۱۶۵۱ از بندر مارسی به اسکندرون و حلب و موصل و نینوا رفت و سرانجام به‌اصفهان رسید. سفر پنجم در ۵ فوریه ۱۶۵۷ آغاز شد و از طریق مارسی و سپس لیورنو(در ایتالیا)به ازمیر و تبریز واصفهان انجامید. آخرین سفر یعنی سفر ششم، در ۲۷ نوامبر ۱۶۶۳ از پاریس آغاز و از طریق ازمیر و ایروان و تبریز، در۲۰ اکتبر ۱۶۶۴ به اصفهان ختم شد.

تاورنیه در بیان آنچه دیده و نوشته دقت داشته‌است. مسائل مختلف مربوط به راهها و روستاها و شهرهای متعدد را به‌خوبی و درستی توضیح می‌دهد. در طی سفرهایش با اشخاص سرشناس متعددی روبه رو می‌شود و اطلاعاتی درباره‌آنها به دست می‌دهد که از لحاظ تاریخی بسیار ارزشمند است. از آن جمله‌اند اشخاصی مانند میرزا تقی اعتمادالدوله‌و کارهای نیک و بدش، علی‌مردانخان، حاکم ثروتمند و پرقدرت قندهار که از ترس شاه صفی به دربار هند پناه برد وقندهار را به هندیان تسلیم کرد، میرزا ابراهیم، وزیر مالیه اذربایجان، خواجه نظر، اولین کلانتر ارمنیان و خواجه پطرس، تاجر بزرگ ارمنی و جز اینها.

 

در مجموع، نظر تاورنیه درباره ایرانیان بسیار مثبت است و معتقد است که ایرانیان از همه ملل آسیا باهوش‌ترین و ازفرنگی‌ها در عقل و کفایت هیچ عقب نمی‌مانند. در مورد امنیت در ایران می‌گوید برخلاف عثمانی که در همه جا کاروانها در معرض تجاوز حاکمان و دزدان قرار دارند در ایران می‌توان بدون ترس سراسر کشور را پیمود و اگر مال کسی ‌را بدزدند حاکم موظف است که معادل آن مال را به او پس بدهد. به نظر تاورنیه مهمان نوازی ایرانیان درخور ستایش‌است. ایرانیان دوستدار نظم و انصاف اند و ذوق بسیار برای آموختن دارند. او معتقد است که (ایران در آسیا به منزله‌فرانسه در اروپاست).

توضیحات تاورنیه درباره ادیان غالباً ناپخته و ابتدائی است. درباره اسلام و به خصوص تشیع در سطح امور باقی مانده‌و در مورد زرتشتیان ایران سخنان عوامانه را پذیرفته‌است. در شرح وقایع تاریخی نیز گاهی دچار اشتباه می‌شود. مثلادر بحث از نسب شاهان صفوی، به ملاقات میان امیر تیمور و شیخ حیدر اشاره می‌کند و ما می‌دانیم که چنین ملاقاتی روی نداده‌است. در این مورد و موارد دیگر مترجم لازم دیده‌است که در حاشیه توضیح کافی بدهد و اشتباهات نویسنده را اصلاح کند.

 

 

سفرنامه تاورینه

سفرنامه تاورنیه نخست در ۱۳۳۱ هجری قمری (۱۲۸۹هجری شمسی) باترجمه ابوتراب نوری (نظم الدوله) به‌فارسی منتشر شد. کتاب اغلاط ترجمه و سقطات متعدد و خطاهای چاپی فراوان داشت. چاپ دوم این کتاب، به‌همت کتابفروشی تأیید اصفهان و ویرایش حمید ارباب شیرانی، در سال ۱۳۳۶ شمسی انتشار یافت که سه بخش نخست از پنج بخش آن دارای همان اغلاط و نواقص بود، زیرا در آن زمان متن فرانسه آن سه بخش در دسترس نگارنده نبود، وفقط بخشهای چهارم و پنجم با مبن اصلی تطبیق شده و اغلاط و سقطات برطرف گشته بود و ۳۸۰ صفحه دارد.

تاورنیه جمعاً نه بار به ایران آمد و بخش عمده‌ای از سفرنامه او به روایت دیدارش از اصفهان اختصاص یافته‌است. مترجم در مقدمه‌ای که بر کتاب نوشته، می‌آورد: «تاورنیه در بیان آنچه دیده و نوشته دقت کافی داشته‌است. مسائل مختلف مربوط به راه‌ها و روستاها و شهرهای متعدد را به خوبی و درستی توضیح می‌دهد. در طی سفرهایش با اشخاص سرشناس متعددی روبه رو می‌شود و اطلاعاتی درباره آنها به دست می‌دهد که از لحاظ تاریخی بسیار ارزشمند است.از آن جمله‌اند اشخاصی مانند میرزاتقی اعتمادالدوله، صدراعظم شاه عباس اول و شاه صفی؛ محمدبیگ اعتمادالدوله و کارهای نیک و بدش؛ علی مردان خان حاکم ثروتمند و پرقدرت قندرها که از ترس شاه صفی به دربار هند پناه برد و قندهار را به هندیان تسلیم کرد؛ میرزا ابراهیم، وزیر مالیه آذربایجان؛ خواجه نصیر اولین کلانتر ارمنیان و خواجه پطرس تاجر بزرگ ارمنی و جز اینها کتاب «سفرنامه تاورنیه» در چند بخش نوشته شده‌است: مساحت ایران و تقسیم ایالات آن درباره گل‌ها و میوه‌های ایران و مروارید و فیروزه آن، درباره حیوانات باربر و ماهیان و پرندگان ایران، شیوه ساختمان در ایران، وصف اصفهان پایتخت ممالک پادشاه ایران، جلفا: شهر کوچکی که زاینده رود آن را از اصفهان جدا می‌سازد، مذهب ایرانیان و مراسم عزاداری امام حسین (ع) و عید قربان درباره این زرتشتیان که بازماندگان ایرانیان قدیم آتش پرستند، مذهب ارمنیان و آداب اصلی ایشان، چگونگی پذیرفته شدن نگارنده در ششمین و آخرین سفرش در دربار شاه ایران و آنچه به هنگام توقفش در اصفهان انجام داد، افتخارات و هدایایی که شاه ایران به نگارنده اعطا کرده، دنباله کارهایی که نگارنده در دربار انجام داد، گفتگوی شاه با نگارنده درباره شاهان اروپا وتمایل اعلیحضرت به این که نگارنده یک روز تمام در تفریح و شادخواری‌هایش باشد، نسب‌نامه سلاطین اخیر ایران درباره بعضی اعمال خاص که محاسن و معایب پادشاهان ایران را نشان می‌دهد، وقایع خاصی که در زمان شاه عباس دوم روی داده‌است، بعضی از خصوصیات سلطنت شاه سلیمان که اکنون بر تخت سلطنت است، روش حکومت در ایران و بسیاری مطالب دیگر.

 

منابع :
سفرنامه تاورنیه، ترجمه:حمید ارباب شیرانی، نشر نیلوفر
مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی

 

 

WhatsApp chat