0 Items
پولیش پلی استر رزین غیر اشباع با پوست بره

پولیش پلی استر رزین غیر اشباع با پوست بره

فیلم پلی استر پوست پولیش

کلیپ پولیش با پوست بره روی رزین غیر اشباع پلی استر سفید

 

گروه صنایع چوب و هنر ایران زمین طراح , سازنده دکوراسیون لوکس چوبی

اجرای رنگ و رزین پلی استر

اجرای رنگ uv

ایرانیان پای اینترنت چه می کنند

ایرانیان پای اینترنت چه می کنند؟

امار اینترنت در ایران و جهان


زمان دریافت خبر : سه‌شنبه 18 اسفند 1394 ساعت 8:46

امار اینترنت در ایران زمین

6/8 درصد به تلفن های اینترنتی، 27 درصد به دسترسی به شبکه های اجتماعی، 23 درصد به اینترنت بانک، 41/1 درصد به دریافت عکس، فیلم، ویدئو، موزیک و بازی، 30/2 درصد به دریافت نرم افزار و 8/3 درصد به کاریابی اقدام می کنند.
طبق آمارها نوع فعالیت کاربران اینترنت به گونه های مختلفی تقسیم می شود که در این میان 58/3 درصد کاربران از این فضا بابت دریافت اطلاعات مربوط به کالا و خدمات استفاده کرده و در عین حال 37/5 درصد به ارسال و دریافت ایمیل می پردازند.
به گزارش ایسنا، براساس آمارهای مربوط به وضعیت ارتباطات کشور در سال 1394 جداولی درباره استفاده افراد و خانوارها از ارتباطات و فناوری اطلاعات ارائه شده که براساس این جدول تا پایان دوره مذکور 97/6 درصد خانوارهای کشور دارای دسترسی به تلفن ثابت بوده اند. همچنین 61/5 درصد از جمعیت کشور از تلفن همراه استفاده می کنند و در عین حال 44/73 درصد از خانوارها دارای دسترسی به اینترنت محسوب می شود.

امار اینترنت در ایران زمین
بر اساس این گزارش 6/8 درصد به تلفن های اینترنتی، 27 درصد به دسترسی به شبکه های اجتماعی، 23 درصد به اینترنت بانک، 41/1 درصد به دریافت عکس، فیلم، ویدئو، موزیک و بازی، 30/2 درصد به دریافت نرم افزار و 8/3 درصد به کاریابی اقدام می کنند.

امار اینترنت در ایران زمین
همچنین براساس آمارهای ارائه شده در میان کاربران فناوری اطلاعات کشور 84 درصد افراد از رایانه های رومیزی، 31 درصد از لپ تاپ، 22 درصد از تبلت و 21 درصد و..


 

آمار کاربران اینترنت در ایران و جهان

پایگاه اینترنتی «داده ها و آمار اینترنت» که در آمریکا مستقر است اخیرا لیستی از تعداد کاربران اینترنتی دنیا منتشر کرده است که ایرانیان در لیست فوق در رده سیزدهم تعداد کاربران جهان قرار دارند.

امار اینترنت در ایران زمین

به گزارش دادنا، در این لیست، بیشترین استفاده کنندگان اینترنت در جهان از کشور چین هستند. 420 میلیون چینی (معادل 31 درصد جمعیت) از اینترنت استفاده می کنند و مقام دوم نیز آمریکایی هستند. 74 درصد آمریکایی ها (240 میلیون نفر) از این پدیده جهانی استفاده می کنند.

بیشترین آمار استفاده از اینترنت نیز بعد از چین و آمریکا، کشورهای ژاپن (100 میلیون)، هند (81 میلیون) و برزیل (76 میلیون) هستند.

امار اینترنت در ایران زمین

در آمار سازمان داده ها و آمار اینترنت ذکر شده است که ایران با داشتن 33 میلیون و 200 هزار کاربر که معادل 43 درصد جمعیت 77 میلیونی ایران هستند، مقام سیزدهم تعداد کاربران اینترنتی جهان را به خود اختصاص داده اند و جزو بیست کشوری هستند که کاربران اینترنتی زیادی دارند.

 

همچنین در آمار فوق کشور انگلیس به عنوان کشوری که بیشترین درصد کاربران اینترنت نسبت به جمعیت کل را دارد شناخته شده است. 82.5 درصد جمعیت انگلیس از اینترنت استفاده می کنند در حالیکه تنها 6.9 درصد از جمعیت یک میلیارد و 173 میلیونی کشور هند جزو کاربران اینترنتی محسوب می شوند.

بر اساس آمار، از جمعیت حدودا هفت میلیاردی جهان، حدود دو میلیارد نفر از اینترنت استفاده می کنند و آمار میانگین ضریب نفوذ اینترنت در جهان معادل 28.7 درصد است و از ده سال پیش کاربران پنج برابر شده است.

آمار بالای کاربران اینترنت در ایران در حالی اعلام می شود که بنا به گفته سازمان مخابرات 98 درصد کاربران ایرانی از اینترنت کند سرعت دیال آپ و تنها 734 هزار نفر از اینترنت پر سرعت استفاده می کنند.

منبع خبر: دادنا


آخرين آمار تعداد کاربران اینترنت در ایران

آخرین آمارها از تعداد کاربران اینترنت در ایران نشان می دهد که ۶۰ درصد مردم از اینترنت استفاده می‌کنند؛ ۴۰ درصد کاربران اینترنت در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال قرار دارند و اینترنت موبایل بیشترین پارامتر اتصال به اینترنت در ایران است.
آخرین آمارها از تعداد کاربران اینترنت در ایران نشان می دهد که ۶۰ درصد مردم از اینترنت استفاده می‌کنند؛ ۴۰ درصد کاربران اینترنت در گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال قرار دارند و اینترنت موبایل بیشترین پارامتر اتصال به اینترنت در ایران است.

مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت در آخرین گزارش خود، شمار کاربران اینترنت در ایران را تا پایان ۶ ماهه نخست سال ۹۱ بالغ بر ۴۵ میلیون و ۵ هزار و ۶۴۴ نفر اعلام کرده است که به وسیله پارامترهایی چون اینترنت دایل آپ، اینترنت ADSL ، اینترنت موبایل GPRS ، وایمکس و فیبر به شبکه متصل می شوند.

براساس این آمار ضریب نفوذ اینترنت در کشور ۵۹.۵ درصد است که ۳۶.۴۶ درصد آن را کاربران اینترنت موبایل GPRS تشکیل می دهند؛ به این ترتیب حدود ۲۷ میلیون و ۵۸۱ هزار و ۷۹۹ کاربر با موبایل به اینترنت متصل می شوند.

در همین حال کاربران اینترنت دایل آپ با ۶ میلیون و ۹۳۴ هزار و ۷۶۰ کاربر حدود ۹.۱۷ درصد از کل اتصالات اینترنت را به خود اختصاص داده و شمار مشترکان اینترنت ADSL نیز برمبنای این آمار، ۳ میلیون و ۵۱۵ هزار و ۹۸۰ با ضریب نفوذ ۴.۶۵ درصد است.

در این رده بندی، سهم اینترنت وایمکس از مجموع اتصالات به اینترنت در ایران ۱.۱۵ درصد با ۸۶۷ هزار و ۱۰۵ نفر و سهم اتصال از طریق فیبرنوری به اینترنت ۸.۰۷ درصد با ۶ میلیون و ۱۰۶ هزار نفر کاربر اعلام شده است.

شرح پارامترها
تعداد کاربران
درصد از کل
اتصال دایل آپ
۶ میلیون و ۹۳۴ هزار و ۷۶۰
۹.۱۷ درصد
اتصال ADSL
۳ میلیون و ۵۱۵ هزار و ۹۸۰
۴.۶۵ درصد
اتصال GPRS
۲۷ میلیون و ۵۸۱ هزار و ۷۹۹
۳۶.۴۶ درصد
اتصال WIMAX
۸۶۷ هزار و ۱۰۵
۱.۱۵ درصد
اتصال فیبر
۶ میلیون و ۱۰۶ هزار
۸.۰۷ درصد
جمع کل
۴۵ میلیون و ۵ هزار و ۶۴۴
ضریب نفوذ کل
۵۹.۵ درصد
همچنین براساس آخرین آمار به دست آمده در مرکز متما، ۵ استان تهران، اصفهان، تبریز، یزد و شیراز از حیث ضریب نفوذ اینترنت بیشترین کاربر را به خود اختصاص داده اند و ۴۰ درصد کاربران اینترنت در ایران را نیز گروه سنی ۲۰ تا ۲۹ سال، ۳۰ درصد را گروه سنی ۳۰ تا ۴۴ سال، ۱۵ درصد کاربران را گروه سنی ۴۵ تا ۵۹ سال، ۱۰ درصد کاربران را گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ سال ، ۳ درصد را گروه سنی ۱ تا ۱۰ سال و ۲ درصد را گروه سنی بالای ۶۰ درصد تشکیل می دهند.
گروه سنی
درصد از کل
۰ – ۱۰ سال
۳ درصد
۱۰ – ۱۹ سال
۱۰ درصد
۲۰ – ۲۹ سال
۴۰ درصد
۳۰ – ۴۴ سال
۳۰ درصد
۴۵ – ۵۹ سال
۱۵ درصد
بالای ۶۰ سال
۲ درصد
براساس آمارهایی که پیش از این برای سال ۹۰ اعلام شده بود تا پایان سال ۹۰ شمار کاربران اینترنت ۳۲ میلیون و ۶۹۶ هزار نفر و ضریب نفوذ اینترنت در ایران ۴۳.۲۳ درصد بود که ۱۸.۸ درصد از کاربران با تعداد ۱۴ میلیون و ۲۵۹ هزار نفر را کاربران GPRS به عنوان بیشترین کاربران اینترنت در ایران تشکیل داده بودند.  – http://www.parsine.com

 



اینترنت در ایران

 

اینترنت در ایران عبارت است از کلیهٔ جنبه‌های مرتبط به ایجاد، توسعه و استفاده از شبکه‌های رایانه‌ای تحت مجموعه پروتکل اینترنت در ایران که آن را از اینترنت به معنای عام مشخص و متمایز می‌کند و شامل امور فنی، ساختارهای حقوقی و اداری، دسترسی، خدمات، کاربری و نیز آثار و چالش‌های ناشی از آن می‌شود.

اینترنت در ایران در سطح جامعه اکثراً محدود به وب‌گردی و ارتباطات راه‌دور و در دانشگاه‌ها تحقیقات علمی است و تجارت الکترونیک به علت نبود زیرساخت‌ها و قوانین لازم در سطح محدودی ارائه می‌گردد. با این حال برای کارهای دیگری مثل رزرو اینترنتی هتل‌ها، بلیت‌های چارتری و تورها، خانه معلم برای فرهنگیان، بلیت قطارهای نوروزی، بلیت هواپیماها و کشتی‌ها، ثبت نام اینترنتی، استفاده از ایمیل، الخ نیز از اینترنت استفاده می‌شود.

در سال ۱۹۹۳، ایران به اینترنت متصل شد. از آن زمان، تعداد کاربران اینترنت در ایران روند فزاینده‌ای داشته‌است. اما بر اساس آمار دسامبر ۲۰۱۲ ایران به لحاظ سرعت اینترنت در دسترسی برای کاربران خانگی، در بین ۱۷۸ کشور در جایگاه ۱۶۴ قرار داشت و از بین کشورهای خاورمیانه تنها مصر و سوریهرتبهٔ پایین‌تری داشتند. کاربران اینترنت در ایران هم از فیلترینگ اعمال‌شده توسط نهادهای دولتی و هم از فیلترینگ معکوس اعمال‌شده توسط شرکت‌های وابسته به کشورهایی که ایران را تحریم کرده‌اند، رنج می‌برند. همچنین، تولیدکنندگان محتوا در اینترنت طبق قانون موظفند که اطلاعات شخصی خود و ویژگی‌های فنی وب‌گاه خود را نزد دولت ثبت کنند


سرعت و کیفیت پایین اینترنت

سرعت و کیفیت پایین اینترنت این روزها به یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‏ های روزمره ما تبدیل شده است. همه ما به نوعی به این شبکه ارتباطی وابسته‏ایم و صحبت کردن از الزامات «اینترنت خوب» (چیزی که اخیرا وعده دو سال بعد آن را داده‏اند) قطعا موضوعی تکراری است.

2  دولت احمدی‌نژاد و خاتمی با چالش گسترش اینترنت و تقاضای روزافزون جامعه برای اتصال مطمئن به مهم‌ترین شبکه ارتباطی جهان روبه‏ رو بوده‏ اند، هر 2 دولت استراتژی توسعه پهنای باند را به عنوان کلیدی‏ ترین عامل توسعه در این بخش پیش رو قرار دادند و دولت روحانی نیز در هشت‌ماه نخست کاری خود همین رویه را مد نظر قرار داده است.
فارغ از دولت در بخش خصوصی نیز موضوع پهنای باند موضوعی رقابتی است. چند شرکت بزرگ خدمات‌دهنده اینترنت امروزه روی ارائه سرویس‏های مگابیتی و با سرعت بالاتر از حد متوسط ایران ورود پیدا کرده‏ اند. از سوی دیگر، کاربران نیز موضوع سرعت اینترنت را عامل اصلی رضایتمندی یا نارضایتی از سرویس‏های اینترنتی خود قلمداد می‏کنند.
به بیان ساده، جامعه ایرانی امروزه سرعت بالاتر و پهنای باند بیشتر را راه‏حل اصلی مشکلات اینترنت می‏داند در کنار این هم تصور عمومی همه ما این است که قیمت اینترنت به‌خصوص در مقایسه با نوع خدماتی که به ما ارائه می‏شود بسیار بالاست. اما شاید خوب باشد نگاهی دقیق‏ تر به تصورات و تحلیل‏ های خود بیندازیم آیا اساسا پرسش و درک ما از «اینترنت خوب» درست است؟

 اتوبان سازی راه‌حل ترافیک؟
وزیر ارتباطات اخیرا یادداشتی در شبکه اجتماعی ایرانی مورد علاقه‏ اش نوشته و در آن اشاره کرده وقتی یک روز با همسرش به کوهستان رفته با چند دانشجو روبه رو شده که از او در مورد زمان افزایش پهنای باند پرسیده‏ اند. او در پاسخ، شبکه انتقال داده در کشور را به شبکه آبرسانی تشبیه کرده که برای افزایش سهم آب هر نفر باید منتظر ساخت لوله‏ کشی‏های جدید و افزایش قطر لوله‏ ها بود. صرف‌نظر از این مشابه‏ سازی که احتمالا برای ساده‏ کردن موضوع انجام شده، خوب است تاملی روی اصل موضوع داشته باشیم. مثال ملموسی در این زمینه روبه روی همه ما قرار دارد. طی سال‏های اخیر در تهران بزرگراه‏ها و تونل‏های بسیار زیادی ساخته شده است. چنین حجمی از بزرگراه‏ها، پل‏ها و تونل‏ها قابل مقایسه با ۱۰ تا ۱۵ سال قبل نیست، اما پرسش این است آیا تکمیل شبکه بزرگراهی و توسعه آن کیفیت رانندگی در شهر را تغییر داده است؟

مقررات ناکارآمد و کیفیت سرویس 
موضوع اشتراک‏ یک به هشت از آن موضوعات دستمالی شده و بسیار گفته شده است. بسیاری از کاربران به اشتباه تصور می‏کنند شرکت‌های اینترنتی خطوط آنها را بیش از حد استاندارد به اشتراک می‏گذارند. اما استاندارد اشتراک چقدر است؟ طبق مقرراتی که سازمان تنظیم مقررات برای شرکت‌های اینترنتی قرارداده یک شرکت اینترنتی حق دارد یک خط اینترنتی با هر سرعتی بین حداکثر ۸ نفر به اشتراک بگذارد. این میزان برای برخی سرعت‏ها خنده‌دار است. مثلا تصور کنید شرکت‌های اینترنتی سرعت اینترنت ۱۲۸ کیلوبیت خود را بین ۸ نفر به اشتراک بگذارند به این معنی است که به هر نفر ۱۶ کیلوبیت می‏رسد که سه برابر کمتر از یک خط دایال‏آپ است! قطعا هیچ شرکتی چنین کاری را نمی‏کند چون در آن صورت مشتریانش را از دست خواهد داد در عین اینکه استاندارد سازمان تنظیم مقررات را رعایت کرده است. همین مثال نشان می‏دهد که وضعیت مقررات گذاری ما در حوزه اینترنت تا چه حد اشتباه و از قضا بر خلاف مصالح کاربر است.

کیفیت سرویس ربطی به سرعت ندارد
هر چند تجربه کاربری ما از اینترنت در گرفتن خدمات از شرکت‌های‌خدمات‌دهنده اینترنت ناخوشایند است، اما بسیاری از شرکت‌های اینترنتی امروزه سرعت‏هایی بالاتر از سرعت واقعی خریداری شده به مشتریانشان ارائه می‏دهند. بسیاری از کاربران به اشتباه تصور می‏کنند هرچه میزان تعرفه سرعت بالاتری را بپردازند کیفیت اینترنت بهتری را خریداری کرده‏ اند، اما واقعیت این است که ضروری‏ ترین کاربردهای اینترنتی مانند دیدن صفحات وب (که روز به روز سنگین‏تر هم می‏شوند) یا مثلا تماس تصویری یا دیدن فیلم‏ به صورت آنلاین تا حد معینی نیاز به سرعت بالا دارند. به‌طور ساده یک خط ۱۲۸ یا ۲۵۶ با کیفیت برای دیدن فیلم با کیفیت معمول از یوتیوب یا تماس تصویری کاملا مناسب و کافی است. به‌طور واضح آنچه تجربه استفاده از اینترنت ما را ناخوشایند می‏کند نه پایین بودن سرعت اینترنت بلکه اختلالات و تاخیرها است. یافتن دلایل این اختلالات رضایتمندی کلی از اینترنت ایران را به‌طور چشمگیری افزایش می‏دهد. به واقع همچون شهر که با اتوبان‏ها و بزرگراه‌ها نمی‏تواند مشکلات ترافیکی‏اش را حل کند معضلات اینترنت نیز لزوما با افزایش پهنای باند و سرعت حل و فصل نمی‏شود.
امروزه عوامل متعددی برای کندی اینترنت در ایران وجود دارد که مجموعه آنها نشان‌دهنده عدم مدیریت ترافیکی مناسب اینترنتی است. به واقع افزایش قطر لوله یا ساخت لوله‏ های جدید لزوما به «اینترنت خوب» ختم نمی‏شود و دو سال دیگر هم دانشجویان باز هم در کوهستان همین پرسش را از وزیر ارتباطات خواهند پرسید.

قیمت اینترنت
اینترنت گران است. این را همه می‏دانیم، اما مشکل کجاست؟ نگاهی به ساختاربندی اینترنت ایران نشان می‏دهد که دولت همچنان بزرگ‌ترین معضل در ارزان شدن اینترنت به شمار می‏آید. شرکت ارتباطات زیرساخت امروزه در مقام یک شرکت دولتی که انحصار خرید و توزیع اینترنت در کشور را برعهده دارد عمدتا بحث سودآوری را در اولویت خود قرار داده است.

شرکتی که در جامه یک Big Provider یا National Provider باید منافع ملی و کاربران میلیونی و توسعه کشور را در اولویت قرار دهد امروزه اصطلاحا حق گمرکی بسیار سنگینی را روی واردات پهنای باند به کشور اخذ می‏کند که این هزینه سنگین در نهایت باعث توقف رشد اینترنت، کوچک و محدود ماندن بخش خصوصی و قیمت گران اینترنت در کشور شده است. امروزه یک خط اینترنت ۱۵۵ مگابیتی در مرز ایران قیمتی حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار دارد، اما همین خط در تهران به شرکت‌های اینترنتی حدود 24 میلیون تومان به فروش می‏رسد. شرکت زیرساخت قطعا از نظر دولت شرکت درآمدزای موفق و نمونه‏ ای است اما در عوض خود دولت و تمام کشور بابت عدم توسعه اینترنت در کشور فرصت و هزینه به مراتب بیشتری را نسبت به درآمد این شرکت از دست داده است. آنچه عموما در پاسخ به گرانی اینترنت به مردم گفته می‏شود این است که نگهداری شبکه انتقال هزینه دارد. اما خوب است نگاهی بیندازیم به میزان هزینه شبکه انتقال. بررسی‏های «دنیای اقتصاد» نشان می‏دهد هزینه انتقال دیتا در خارج از کشور برای هر کیلومتر حدود ۵۱۰ تومان است درحالی‌که بر اساس تعرفه‏ های موجود هزینه انتقال دیتا از مرز بازرگان تا تهران به ازای هر کیلومتر ۴۵ هزارتومان است. این به این معنی است که هزینه انتقال دیتا در ایران ۸۸ برابر گران‏تر از خارج است.

سرنخ‏های گرانی اینترنت در ایران
در واقع اگر دنبال سرنخ‏های گرانی اینترنت در ایران هستیم باید بار دیگر به کل مجموعه شبکه انتقال و هزینه‏ ها و تعرفه‏ های آن نگاهی بیندازیم. آنچه دولت طی ماه‏های اخیر به شرکت‌ها تکلیف کرده کاهش اجباری ۲۰‌درصدی قیمت پهنای باند است. امروزه هیچ کدام از کاربران این کاهش قیمت را مشاهده نمی‏کنند دلیل آن هم این تعرفه‏ های اینترنتی دارای یک سقف و کف است. یعنی شرکت‌ها می‏توانند برای کاربرانشان از یک کف تا یک سقفی به قیمت‏ گذاری بپردازند. بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل رقابتی که در بازار عرضه اینترنت کشور وجود دارد تا قبل از این هم تعرفه خود را روی سقف قرار نداده بودند، بنابراین در مجموع با چند درصد کاهش قیمت عملا دستورالعمل دولت را هم اجرا کرده‏اند. واقعیت اما این است که چنین کاهش‏ های اندک و غیر اصولی نه در سبد نهایی کاربر دیده می‏شود و نه باعث افزایش کیفیت سرویس مشتریان می‏شود.  آنچه امروزه همه ما به آن نیاز داریم سرعت و کیفیت و قیمت مناسب اینترنت توأمان است.


 

اعلام آمار تعداد کاربران اینترنت در ایران

آخرین آمارها از تعداد کاربران اینترنت در ایران نشان می دهد که 60 درصد مردم از اینترنت استفاده می‌کنند؛ 40 درصد کاربران اینترنت در گروه سنی 20 تا 29 سال قرار دارند و اینترنت موبایل بیشترین پارامتر اتصال به اینترنت در ایران است.

خبرگزاری مهر:  آخرین آمارها از تعداد کاربران اینترنت در ایران نشان می دهد که 60 درصد مردم از اینترنت استفاده می‌کنند؛ 40 درصد کاربران اینترنت در گروه سنی 20 تا 29 سال قرار دارند و اینترنت موبایل بیشترین پارامتر اتصال به اینترنت در ایران است.

مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت در آخرین گزارش خود، شمار کاربران اینترنت در ایران را تا پایان 6 ماهه نخست سال 91 بالغ بر 45 میلیون و 5 هزار و 644 نفر اعلام کرده است که به وسیله پارامترهایی چون اینترنت دایل آپ، اینترنت ADSL ، اینترنت موبایل GPRS ، وایمکس و فیبر به شبکه متصل می شوند.

براساس این آمار ضریب نفوذ اینترنت در کشور 59.5 درصد است که 36.46 درصد آن را کاربران اینترنت موبایل GPRS تشکیل می دهند؛ به این ترتیب حدود 27 میلیون و 581 هزار و 799 کاربر با موبایل به اینترنت متصل می شوند.

در همین حال کاربران اینترنت دایل آپ با 6 میلیون و 934 هزار و 760 کاربر حدود 9.17 درصد از کل اتصالات اینترنت را به خود اختصاص داده و شمار مشترکان اینترنت ADSL نیز برمبنای این آمار، 3 میلیون و 515 هزار و 980 با ضریب نفوذ 4.65 درصد است.

در این رده بندی، سهم اینترنت وایمکس از مجموع اتصالات به اینترنت در ایران 1.15 درصد با 867 هزار و 105 نفر و سهم اتصال از طریق فیبرنوری به اینترنت 8.07 درصد با 6 میلیون و 106 هزار نفر کاربر اعلام شده است.

شرح پارامترها
تعداد کاربران
درصد از کل
اتصال دایل آپ
6 میلیون و 934 هزار و 760
9.17 درصد
اتصال ADSL
3 میلیون و 515 هزار و 980
4.65 درصد
اتصال GPRS
27 میلیون و 581 هزار و 799
36.46 درصد
اتصال WIMAX
867 هزار و 105
1.15 درصد
اتصال فیبر
6 میلیون و 106 هزار
8.07 درصد
جمع کل
45 میلیون و 5 هزار و 644

ضریب نفوذ کل

59.5 درصد

همچنین براساس آخرین آمار به دست آمده در مرکز متما، 5 استان تهران، اصفهان، تبریز، یزد و شیراز از حیث ضریب نفوذ اینترنت بیشترین کاربر را به خود اختصاص داده اند و 40 درصد کاربران اینترنت در ایران را نیز گروه سنی 20 تا 29 سال، 30 درصد را گروه سنی 30 تا 44 سال، 15 درصد کاربران را گروه سنی 45 تا 59 سال، 10 درصد کاربران را گروه سنی 10 تا 19 سال ، 3 درصد را گروه سنی 1 تا 10 سال و 2 درصد را گروه سنی بالای 60 درصد تشکیل می دهند.

گروه سنی
درصد از کل
0 – 10 سال
3 درصد
10 – 19 سال
10 درصد
20 – 29 سال
40 درصد
30 – 44 سال
30 درصد
45 – 59 سال
15 درصد
بالای 60 سال
2 درصد

براساس آمارهایی که پیش از این برای سال 90 اعلام شده بود تا پایان سال 90 شمار کاربران اینترنت 32 میلیون و 696 هزار نفر و ضریب نفوذ اینترنت در ایران 43.23 درصد بود که 18.8 درصد از کاربران با تعداد 14 میلیون و 259 هزار نفر را کاربران GPRS به عنوان بیشترین کاربران اینترنت در ایران تشکیل داده بودند.

 

منابع : ویکی پدیا

http://itiran.com/

parsine.com

خبرگزاری مهر

گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در سریال کیمیا + تصاویر

گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در سریال کیمیا + تصاویر

گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در سریال کیمیا + تصاویر

 بازیگران

گلوریا هاردی بازیگر سریال کیمیا در نقش رها

عکس و  بیوگرافی کوتاه از گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در سریال کیمیا

گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در سریال کیمیا ملیتی ایرانی، فرانسوی دارد .او مادری ایرانی و پدری فرانسوی دارد و فارسی را خوب متوجه نمی شود. همه اقوام گلوریا هاردی در فرانسه زندگی می کنند.

طبق اخبار منتشر شده وی همسر ساعد سهیلی بازیگر جوان سینما که فرزند سعید سهیلی از کارگردانان سینما است می باشد که دو سال پیش با یکدیگر ازدواج کرده اند.

گلوریا هارد در اولین تجربه بازیگری خود در ایران با بازی در نقش رها (آزاده) در سریال کیمیا نقش آفرینی کرده است و احتمال می رود جز بازیگران پرکار چند سال آینده ایران با توجه به امکان استفاده از این بازیگر در سریال های که در خارج از کشور ظبط میشود استفاده کرد !

گلوریا هاردی

گلوریا هاردی

گلوریا هاردی

بازیگر نقش رها در سریال کیمیا

 تصاویر رها بازیگر کیمیا

گلوریا هاردی بازیگر نقش رها در کنار جواد افشار کارگردان مجموعه کیمیا

گلوریا هاردی و همسرش ساعد سهیلی در کنسرت محسن بگانه

عکس های گلوریا هاردی بازیگر نقش رها

 

منبع:saten.ir

گاف های سریال کیمیا

سریال پرطرفدار کیمیا 

گاف‌های سریال کیمیا
ریزبینی مخاطبان و واکنش آنی و لحظه‌ای به سریالی که مدتی است از شروع پخش آن می‌گذرد، عوامل این مجموعه را با حواشی قابل تاملی روبرو کرده است.

عوامل سریال کیمیا
کارگردان: جواد افشار
تهیه کننده: محمدرضا شفیعی
نویسنده : مسعود بهبهانی نیا

اطلاعاتی در مورد سریال کیمیا
ژانر : اجتماعی

کیفیت : عالی

حجم : 250مگابایت

سال تولید : 1391

مدت : 45 دقیقه

زمان پخش: هر شب ساعت 21:30

تعداد قسمت ها: 110 قسمت

 

این همه سوتی در سریال «کیمیا»

جدا از ماجرای سوتی های موجود در سریال، ریزبینی مخاطبان و واکنش آنی و لحظه ای آنها هم مقوله جالب و قابل بحثی است.
سریال کیمیا و گاف های آن

سریال کیمیا و گاف های آن

هفته نامه همشهری جوان: جدا از ماجرای سوتی های موجود در سریال، ریزبینی مخاطبان و واکنش آنی و لحظه ای آنها هم مقوله جالب و قابل بحثی است. در مدتی که از شروع پخش سریال می گذرد، ایرادهای محتوایی و ساختاری جالبی از سریال گرفته شده که شاید خیلی ها با چندین بار تماشا هم نتوانند به آنها برسند؛ نکته سنجی هایی در حد اینکه زمان قبل از انقلاب، میوه ها را در کیسه نمی فروختند یا چرا پدر کیمیا وسط تابستان نارنگی می خورد و کیمیا در آن سن و سال، ابروهایش را برداشته! خلاصه اینکه به نظر می رسد این نکات، حتی از خود سریال هم جذاب تر باشند.

همراه اول

موقعی که آرم همراه اول را روی در مغازه بازار دیدیم، برق از سرمان پرید. دهه 50، خرمشهر، همراه اول!!! این یکی را هیچ جوره نمی شود لاپوشانی  کرد. کامنت ها نشان می دهد که چشم های زیادی این سوتی را دیده:

• عوامل اصلی سریال با تشکر از زحماتتون، اما سوتی دادن در چنین سریالی با چنین عوامل کارکشته ای واقعا جای تعجب داره. در سکانس خرید مادر کیمیا با زن داییش، اون تبلیغ همراه اول پشت سر بازیگرا چی بود؟ واقعا ندیده بودینش؟

• از شما بعید بود در قسمتی که خانم آزیتا حاجیان با خانم دیگه ای در حال خرید بودن، تبلیغ همراه اول سوتی بود.

• همراه اول با ماشین زمان رفته به دهه 50

صندوق پست روی در

یکی از همین نکته سنجی ها درباره صندوق پست روی در است که بعضی ها واکنش های جالبی نسبت به آن نشان داده اند.

• روی در آبی خونه خانم طاهری یک صندوق پست وجود داره! در حالی که هنوز چند سال بیشتر از نصب این صندوق ها نمی گذرد و سی و اندی سال قبل هیچ اثری از آنها نبود.

• صندوق پست روی در خونه خانوم طاهری دیگه اوج سوتیه

• از این صندوق پست ها مگه بوده اون زمان روی در؟

• صندوق پستی روی در حیاط خانم طاهری… قبل انقلاب روی در خونه ها از اینا بوده؟؟؟

سریال کیمیا و گاف های آن

سریال کیمیا و گاف های آن

خیابان های دهه 50

بعضی ها هم به بازنمایی خیابان ها و جاده ها و حتی ماشین های دهه 50 ایراد گرفته اند و گفته اند که از گاف های اساسی سریال است.

• متاسفانه نتونستن فضای اون سال رو در بیارن. توی سریال طراحی صحنه ای شکل نگرفته و خیابان های خرمشهر رو بازسازی نکردن. برای همین فضای اون سال ها در نیومده.

• لباس ها و خیابون ها شبیه دوران قبل از انقلاب نیست. کلا انگار واسه بچه ها فیلم ساختن.

• ماشین آمریکایی مشکی که امشب توی سریال نشون داد، مال سال 1990 بود این ماشین سال 1357 اصلا نبوده.

• تابلو جاده ها از 50 سال پیش تا الان همین طوری باقی مونده؟

چادر عبایی آستین دار

همان لحظه ای که برای اولین بار خانم طاهری، چادر عبایی را با آن آستین های توردوزی شده سرش کرد، می شد حدس زد که این کار چه واکنش هایی به همراه داشته باشد. خب دیگر این را همه می دانند که چادرهای آستین دار تازه به بازار آمده اند و طبیعتا قبل از انقلاب نبوده اند:

• اون موقع ها چادر عبایی این شکلی نبود. عبا یا همون چادر عربی ها توی جنوب هم آستین دار نبوده.

• اون موقع خانوم ها عبای این مدلی نمی پوشیدن. من خودم خوزستانی ام.

• حداقل تحقیق می کردین که اون موقع ها عبا چه شکلی بوده.

• واقعا کارگردان یادش نیست که چادر آستین دار چند سال پیش اومد تو بازار؟ حداقل تورهای لب آستینش رو برمی داشت.

قطار سریع السیر

بعد از اینکه قرار می شود پدر کیمیا دست اهل و عیال را بگیرد و به سمت تهران حرکت کنند، یک اتفاق هیجان انگیز ما را به وجد آورد. خانواده استوار پارسا به وسیله قطار عازم پایتخت می شوند، قطاری که تصاویر داخلی آن به هیچ وجه شبیه به قطارهای 40 سال پیش نیست!

• آقا به جان خودم من پریروز با همین قطاری که کیمیا و خانواده اش اومدن تهران رفتم اهواز!

• می گم این صنعت حمل و نقل ریلی ما تو این سال ها خیلی پیشرفت نداشته ها. قطارهای امروز شبیه به قطارهای دهه 50 هستن!

• خوش به حال کیمیا اینا. ما دهه 60 با اتوبوس سفر می کردیم، اینا 10 سال قبل از ما با قطار اکسپرس!

تیربرق های مدرن!

یکی از نکاتی که سازندگان کیمیا از همان قسمت های اول سریال درگیر آن بودند تیربرقها، دکل های مخابراتی و تابلوبرق های ساختمان های مختلف بود. البته کیمیاسازان فقط درگیر آن مسائل شدند و خیلی دنبال رفع و رجوع آن نبودند. اتفاقی که از چشم تیزبین مخاطبان این سریال پرهزینه دور نماند:

• من دیپلم شبکه هوایی دارم، این مدل تیربرق هایی که تو سریال نشون می دن حدود 10-15 سال است که در تهران استفاده می شه. قبل از اینها تیربرق های سیمانی سوراخ بوده و پیش از اونها هم تیرهای چوبی. مسلما در دهه 50 از تیرهای چوبی استفاده می شده.

• تیربرق های محله استوار پارسا 40 سال پیش از تیربرق های محل ما تو دهه 90 سالم تر و سرپاتر بود!

سریال کیمیا و گاف های آن

سریال کیمیا و گاف های آن

گریم ها

یکی از پرحاشیه ترین اتفاق ها، گریم های استفاده شده برای زنان این سریال است. خیلی معتقدند که کارگردان حتی یکبار هم گذرش به خرمشهر نیفتاده و رنگ پوست آدم ها را ندیده:

• خودتون تاحالا آبادان و خرمشهر بودید؟ رنگ پوست افراد جنوبی که نشون دادین، اصلا شبیه رنگ پوست آبادانی ها نیست.

• جهت اطلاع کارگردان پوست بیشتر آبادانی ها گندمی است تا سیاه سوخته.

• کی گفته خانم های آبادانی و خرمشهر سیاه پوست هستند آخه؟ دختر دبیرستانی که دوست کیمیاست با کمک گریم پوستش رو تیره کردین که بگین جنوبیه؟

دیگر سوتی ها

جدا از این گاف های آشکار و مهم، بخشی از مخاطبان هم سوتی های جالبی از کار گرفته اند:

• اینم از سوتی توی قسمت پنجم. فرخ روی پشت بامی نشسته که ایزوگام شده. اونم 30-40 سال قبل. مگه می شه؟!

• اون موقع ها خونه ها آیفون داشتن؟ ما امروز یکیشو توی کیمیا دیدیم.

• آخه کدوم جنوبی چادر عروسش مشکیه؟

• ظاهرا اون موقع هاشور ابرو هم مد بوده. به ابروهای کیمیا دقت کنید.

• میوه ها رو هم معمولا تو کیسه پلاستیکی نمی ذاشتن. تو پاکت می ذاشتن.

• اهواز آن سال ها این قدر پیشرفت کرده بود که لوله کشی گاز داشته؟ بچه های همه اتاق جداگانه داشتن و همه به مدرسه می رفتن؟ پس کجا بی سوادی بوده؟

• اگر تابستان بوده و زمان امتحانات در خرداد، پس پرتقال دست پدر خانواده چه کار می کنه؟

سریال کیمیا و گاف های آن

سریال کیمیا و گاف های آن

آیا جلوه های ویژه بصری می توانست کیمیا را نجات دهد. هادی اسلامی که تجربه موفقی در فیلم «چ» دارد، این مساله را بررسی می کند.

حذف گاف با یه کم پول و کمی خلاقیت

سریال مختارنامه، فیلم «چ» و سایر آثار فاخر، بار بخش مهمی از دکورسازی را به دوش جلوه های بصری می اندازند. شاید در کل، دکورها آن اندازه ای که ما در کل کار می بینیم، نباشند، اما نهایتا طوری تنظیم می شوند که شهر همان طور که باید باشد، به نظر برسد. قطعا درباره «کیمیا» هم این امکان وجود داشته که برای بازسازی خرمشهر از چنین تکنیکی استفاده شود. سید هادی اسلامی که در ویژوال افکت هر دو اثر مختارنامه و «چ» دست داشته، درباره چگونگی بازنمایی ها با این روش توضیح می دهد.

یکی از انتقادهایی که از اول پخش سریال «کیمیا» وجود داشته، این است که سریال، بازنمایی درستی از حال و هوای خرمشهر دهه 50 انجام نداده. شما زمان ساخت فیلم «چ» حاتمی کیا شهر پاوه را به شیوه ویژوال افکت بازسازی کردید. قطعا اینجا هم چنین امکانی وجود داشته که با جلوه های بصری خیابان های خرمشهر مطابق الگوی دهه 50 ساخته شود.

درباره بازسازی فضاها باید بگویم که سال هاست این خدمات توسط کسانی که طراح جلوه های بصری هستند، در حال انجام است. مسوولان جلوه های بصری خیلی تلاش کردند که فیلمنامه ها را قبل از اینکه کار شروع شود و در همان پیش تولید بخوانند و مشاوره های اجرایی بدهند تا به جای اینکه عوامل بروند و دکورسازی کنند، با این تکنیک به نتیجه برسند. اینکه این فرهنگ چقدر جا افتاده و چقدر فیلمسازها به سمتش می روند، یک بحث دیگر است.

پس یعنی چنین امکانی برای همه کارها وجود دارد؟

بله، اما مساله دیگر، بحث فرهنگی این کار است. به نظرم خیلی ها به لحاظ تکنیکی با این کار آشنا هستند، اما هنوز ترجیح می دهند که بعضی اتفاقات در صحنه بیفتد؛ یعنی آن چیزی که در تولید اتفاق می افتد، برایشان ملموس تر است. برای همین کمتر می آیند سراغ این قضیه یا آن را جدی نمی گیرند. مساله مهم دیگر این است که هنوز نه در سینما و نه در ارشاد ردیف بودجه نداریم. این مساله هم به دوستان لطمه می زند و هم به فیلم ها.

سریال کیمیا و گاف های آن

سریال کیمیا و گاف های آن

اما با استفاده از دکور و صحنه هم آن طور که باید، موفق نمی شوند.

دوستانی که می خواهند از این تکنیک استفاده کنند باید بدانند چه می خواهند؛ یعنی از اول باید بدانند خیابان جلو خانه شخص چه شکلی است؟ در حالی که هیچ کس نمی داند. می گویند باید برویم سر صحنه ببینیم چه پیش می آید. در این صورت، ما کاری نمی توانیم بکنیم. چون وقتی بدانیم قرار است فقط دو متر جلو خانه برای ما اهمیت داشته باشد، بقیه خیابان را با ویژوال افکت می گیریم، ولی وقتی نمی دانیم کجاست و نمی دانیم چه نمایی قرار است داشته باشد، اصلا امکان پذیر نیست. ما یک پروسه پیش تولید با صحنه و کارگردانی داریم و آنجا همه چیز را مشخص می کنیم.

یعنی بعضی کارگردان ها با این فن آشنایی ندارند؟

نمی توانم بگویم نمی دانند، چون قطعا می دانند. مساله این است که نمی دانند چقدر راحتی می توانند به آن اطمینان کنند و دوم اینکه از ابتدا برنامه ریزی دقیقی روی کار ندارند؛ یعنی نمی دانند هر نما قرار است به چه صورت گرفته شود، بنابراین نمی شود برنامه ریزی کرد.

برای سریال های طولانی هم که خب اصلا نمی شود چنین کاری کرد.

حقیقت این است که چنین کاری بسیار بسیار برایشان به صرفه است، اما متاسفانه خلاقیتی در این زمینه وجود ندارد. هیچ برنامه ریزی قبلی برای این کارها نیست.

بهمن فرمان آرا

بهمن فرمان آرا

بهمن فرمان آرا : عدهای تافته جدابافته اند

کار من همدردی با دولت نیست؛ چیزی که می‎خواهم، بدون دغدغه کار انجام دادن است. در اکران فیلم‎ها پارتی‎بازی نباشد و سیاست وزارت ارشاد درباره کارها شفاف باشد. ما اینجا زندگی می‎کنیم و علیه مملکت کاری نمی‎کنیم.

روزنامه شرق: من هم کور نیستم و مشکلات را میبینم. در ٧٤ سالگی این را میگوید، چندروز بعد از بازگشت از سفری به آلمان که رفت زانویش را عمل کرد و سرپا و سرحال بازگشت. معتقد است جز امیدواری راه دیگری برای ادامه نیست. اول قرار بود گفت وگویی داشته باشیم درباره علل بلاتکلیفی نمایش آخرین ساخته اش. قرار بود بگوید در این دو سال بر او و فیلمش چه گذشته است. قرار بود بگوید تهیه کننده جوان و بی تجربه چگونه حاصل زحمات گروهی از سینماگران ایران را معطل نگه داشته است. اما اینطور نشد. گفت روز قبل از گفت وگو، عباس گنجوی به وقت دیدار او را منصرف کرد از گفتن این حرفها؛ بیا راجع به گذشته حرف نزنیم. بیا از آینده بگوییم.
بهنظر بهمن فرمانآرا، درکل اوضاع تغییر کرده است؟

شکل ظاهری‎اش، بله. آدم‎ها معقول‎تر هستند؛ با شما درست صحبت می‎کنند. فیلم‎نامه‎تان را می‎خوانند اما در عمل گرفتاری اصلی ما پابرجاست؛ یعنی مثلا برای یک فیلم در تهران می‎توانی جایزه بگیری و در ارومیه، برای همان فیلم، تنبیه شوی. در این صورت دولت مرکزی هیچ کنترلی بر این اوضاع ندارد تا حمایت کند. این مسئله همیشه کار ما را مشکل کرده است. پروانه ساخت می‎گیریم، دو، سه میلیارد هزینه ساخت فیلمت می‎شود.

همه کارهای آن را انجام می‎دهی و ناگهان گروهی خارج از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‎گویند فیلم اکران نشود. با این مثال یاد خاطره‎ای از سینما میهن میدان حسن‎آباد می‎افتم؛ هر کسی فیلم را نمی‎پسندید جلو پروژکتور می‎ایستاد تا پخش نشود. حالا آن فیلم ممیزی خاصی هم نداشت و فیلم دیگری پخش می‎کردند. هنوز با این همه علاقه دولت به مسائل فرهنگی، باز هم گروه‎های فشار اجازه نمی‎دهند؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی چهارپنجم زمانش را وقف بازی‎های دفاعی این‎چنینی می‎کند. لبه تیز این شمشیر هم به سوی سینماست.

معمولا گالری‎ها این گرفتاری را ندارند. کتاب هم هنوز این مسئله را دارد. سینما، مثل کتابی که چاپ می‎شود، موجودی زنده است. از تئاتر هم بگوییم، من «مردی برای تمام فصول» را کار کردم، بعد از اجرای آن فقط بروشورهایش ماند. حتی آن ویدئو هم احساس آن نمایش را نمی‎‎رساند. چرا رخشان بنی‎اعتماد نباید فیلمی که می‎خواهد بسازد؟ ایشان زن مهمی برای جامعه هستند. فیلمساز مهمی هستند. برخی چه واهمه‎ای از ما دارند که نمی‎گذارند ما راحت کار کنیم؟

مثال مشخص‎تری بزنم. در همان سال اول ریاست جمهوری، آقای روحانی از اهالی فرهنگ و هنر دعوت کردند و در ردیف اصلی میهمان‎ها، شما و آقای محمود دولت‎آبادی نشسته بودید که بازتاب‎های متفاوت و بسیاری در جامعه داشت. خیلی جالب است که الان دو سال از آن واقعه می‎گذرد اما نه تکلیف کتاب «کلنل» روشن شده است و نه تکلیف فیلم شما. بخواهیم شفاف توضیح دهیم، باید بگوییم شما و آقای دولت‎آبادی به این جمع رفتید و به دعوت رئیس جمهور پاسخ دادید اما پشتیبانی ای اتفاق نیفتاد. آیا دولتمردان نگران نیستند اهالی فرهنگ و سرشناسی مثل شما پس از این از دولت حمایت نکند؟

درست است. من با احتیاط درباره این مسائل صحبت می‎کنم چون می‎بینم مشکلات مدیریتی انگشت‎شمار نیست. ما هم جزئی از آن هستیم. درست است من در سینما هستم، اما از مسائل دوروبرم هم اطلاع دارم؛ بحران آب، تورم و …، درنتیجه وقتی در ابتدای دولت حرف از تدبیر و امید شد، ما امیدش را برای خودمان پررنگ کردیم؛ چون بدون امید از خواب هم نمی‎شود بیدار شد. اما بهعلت اتفاقات هشت سال قبل، چاله‎ای بهوجود آمده که باید پر شود.

کار من همدردی با دولت نیست؛ چیزی که می‎خواهم، بدون دغدغه کار انجامدادن است. در اکران فیلم‎ها پارتی‎بازی نباشد و سیاست وزارت ارشاد درباره کارها شفاف باشد. ما اینجا زندگی می‎کنیم و علیه مملکت کاری نمی‎کنیم. برخی هر مسئله اجتماعی را سیاه‎نمایی قلمداد می‎کنند، درحالی‎که این‎طور نیست! پس تمام کارهای مهرجویی، سیاه‎نمایی است؟ نه. شما داری شمایی از مملکت و زندگی دوروبرمان را نشان می‎دهی. اگر ما نتوانیم اینها را نشان دهیم، چه چیزی نشان دهیم؟ تجربه کردیم و دیدیم فیلم‎های تبلیغات سیاسی بدون استثنا شکست خوردهاند.

به جایی هم می‎رسیم که کارگردانی را کلی تشویق و تأیید کرده‎اید و همین کارگردان، فیلمی به نام «رستأخیر» می‎سازد. مجوزش را چطور گرفت؟ چطور ساخته شد؟ چطور پول گرفت؟ بدون توجه به هیچ‎کدام از اینها؛ ناگهان می‎گویید پرونده «رستاخیز» بسته است، اکرانش ممنوع! بر فرض چون دولت هستید، بتوانید زیانش را هم بدهید.

بله در مواردی اتفاق افتاده است که خسارات سرمایه‎گذار را داده‎اند. از نمایش «به رنگ ارغوان» به دستور وزیر اطلاعات درجشنواره بیست وسوم فجر جلوگیری شد و در همان سال هم به طور غیررسمی اعلام شد زیان تهیه کننده پرداخت میشود. جالب اینکه دولت که تغییر کرد، در جشنواره فجر بیست وهشتم ، به رنگ ارغوان جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و فیلمی که در یک دولت با نظر عالیترین مقام امنیتی کشور توقیف شد، در دولت بعدی در برنامه اکران نوروز یعنی اسفند ٨٨ به نمایش عمومی درآمد.

ولی به واقع پنجسال از زندگی فیلمساز حرام شده است. یا در مورد رستاخیز میگویند ما نمی‎توانیم شمایل معصوم را نشان دهیم! خب، این تصمیم را زمانی که فیلمنامه را میخواندند یا هنگام صدور پروانه نمایش میشد اعلام کرد. البته این فقط در کشور ما رایج نیست. زمانی‎که در آمریکا بودم، شرکتمان فیلمی به نام «آخرین وسوسه مسیح» را ساخت. نمایش آن هرقدر هم درآمدزایی کرد هزینه حفاظت تماشاچیان را داد؛ با پلیس و چککردن‎های اضافه! درنهایت نمایش آن متوقف شد برای اینکه فردی از متعصبان جنوب آمریکا، با این نگرش که نباید مسیح را نشان داد، با کامیون صف گیشه را زیر گرفت و چهار نفر کشته شدند.

سؤال اینجاست چون این متعصب‎ها وجود دارند، آیا باید جلو نمایش فیلم را گرفت؟

خیر، نباید جلو نمایش فیلم گرفته شود. سیاست وزارت ارشاد باید آن‎قدر شفاف باشد که بتواند باقدرت بگوید من مجوز ساخت و پروانه ساخت داده‎ام و پایش می‎ایستم. تا کی می‎خواهیم تاوان این را دهیم که مثلا عده‎ای از دیوار راست بالا می‎روند و ما تا پنج سال بعدتر می‎خواهیم ثابت کنیم که جزء آنها نبودهایم. با تحتنظرگرفتن این مسائل این روزها، باز هم سالن سینما ساخته می‎شود. در سال‎های اخیر هم در مراکز بزرگ تجاری سینماهای متعددی ساخته شده. باید به فیلم‎های خارجی هم اجازه نمایش داد. هرکسی که می‎گوید سینمای ایران بسته می‎شود؛ نه، این‎طور نیست. مگر قبل انقلاب نبود؟ کی سینما تعطیل شد؟ هم موفق‎تر بود و هم موج نو سینمای ایران مربوط به آن زمان است.

الان به جایی رسیدیم که می‎خواهیم به بازار جهانی برویم. حالا چرا فیلم‎های بازار جهانی را در اینجا نمایش ندهیم؟ تا من هم مجبور نشوم برای درستکردن یک افکت خاص هشت، نه ماه صبر کنم. باید قبول کنیم این صنعت را ما از آنها گرفته‎ایم. من موافق ساخت مدرسه عالی سینمایی ایران توسط دولت هستم ولی وقتی استعدادهای درجه یکی وجود دارند یا افراد فراموششدهای که از قبل هم در سینما بوده‎اند و حالا به دلیل کهولت سن جلو دوربین نمی‎روند، خب دوباره از آنها استفاده کنیم. وقتی می‎خواهیم یک فیلم بزرگ بسازیم می‎گویم فلانی نه و فلانی نه، درحالی‎که اینها خوب هستند. ما همیشه در حال درستکردن مسائل مختلف هستیم اما درنهایت همین مسائل انگار وارد قیفی می‎شوند که از طرفی گروه‎ها به آن فشار می‎آورند.

تا پیش از انقلاب نظارت بر سینما بر عهده یک اداره کل بود که بعد از انقلاب تبدیل به معاونت و الان هم سازمان شده، درکنار آن هم یک شورایعالی سینما داریم که همواره درخواست شرکت رئیسجمهور در جلسات آن از سوی ریاست این سازمان در دولت قبلی و کنونی مطرح بوده است . با وجود این همه طول و عرض که قائدتا به دنبال اهمیتبخشی به سینماست، شاهدیم هر گوشه این سازمان که می‎رویم، از این معاونت کلیدی و اداره کل تخصصی تا بنیادهای زیرمجموعه، همه در مشکلات بسیار دستوپا میزنند. با این واقعیات امیدواری شما ازکجا نشئت میگیرد؟

من ٧٤ سال دارم. با توجه به تجربیات شخصی و حرفه‎ایام، که حاصل بیش از ٤٠ سال کار مداوم است، در زندگی دیدگاهی پیدا کردهام که ناامیدی جز منفی‎بافی، افسردگی، و ناراحتی چیزی نمی‎آورد. من هم کور نیستم و مشکلات را می‎‎بینم. در نظر بگیرید شش سال از اکران «خاک آشنا» می‎گذرد اما هنوز پروانه نمایش خانگی ندارد. باید توجه کرد منبع درآمد سینما از کجاست. چرا می‎گوییم مثلا اگر یک میلیون هزینه ساخت فیلمی شده، باید سه میلیون تومان فروش کند تا خرجش را دربیاورد؟ پخش آن، تبلیغات، هزینه سینما و … است که باید تأمین شوند.

نرخ جهانی، ٣٣ درصد از هر دلار آمریکاست اما آمریکایی‎ها ویدئو، پخش خانگی و … هم دارند. درنتیجه بعضی از فیلم‎ها که در سینما پخش موفقی نداشتهاند، با این فروش‎ها به سودشان می‎رسند حتی با سود بیشتری از سینما. تلویزیون هم که فیلم‎های ایرانی را نشان نمی‎‎دهد و معمولا ترجیح می‎دهند عصر جمعه فیلم‎های درجه هشتم را نشان دهند. چرا به تهیه‎کنندهای که فیلماش چند سال پیش اکران شده اجازه پخش در تلویزیون نمیدهند، مگر اینکه نامه محرمانه برایش نوشته باشد؟ مگر ما از هم جدا هستیم؟ من که انتظار تعریف و تمجید از فلان روزنامه ندارم؛ نه آن را می‎خرم، نه توجهی می‎کنم. ولی صداوسیما متعلق به ملت ایران است، بودجه‎اش را از مردم ایران می‎گیرد، متعلق به هنر ایران است. چطور هنری مثل فیلم را از آن حذف می‎کنید؛ فیلم‎هایی که هر کدام در سینمای ایران تولید می‎شود از مجموع تلهفیلمهایی که سیمافیلم یا شبکهها میسازند، بهتر است.‎

درگیری صداوسیما با سینمای ایران ریشهدار است. بعد از چند بار عوضشدن تیم اجرائی و سردبیر و مجری برنامه «٧» -که هرکدام بنا به قاعده، مورد تأیید مدیران بودند – خانم بنی‎اعتماد را همزمان با اکران فیلمش دعوت کردند اما رئیس شبکه گفته است این برنامه از خطی که برای سینما درنظر داشتیم، خارج شده است. پس برنامه «٧» هم نمی‎تواند به همه فیلم‎های مجوزدار و در حال اکران بپردازد.

گرفتاری اصلی ما این است که در مملکتی زندگی می‎کنیم که عده‎ای از ابتدا تافتهجدابافته هستند. صداوسیما خواستار این است که ما آن را گوش دهیم و ببینیم، پس اگر مردم جِم تیوی و منوتو را تماشا می‎کنند، از بی‎کفایتی مدیران داخلی است. همه ترجیح می‎دهند زندگی خودشان را در تلویزیون ببینند، نه سلطان ترکیه را. خب وقتی نیاز مردم از صداوسیما تأمین نشود، معلوم است فیلم‎های آنها پررنگ‎تر می‎شود. حتی اقتصاد ترکیه هم سود می‎کند که دوبله می‎گذارد و چه و چه؛ بنابراین تلویزیون ایران بیننده‎اش را از دست می‎‎‎دهد. اگر رخشان بنی‎اعتماد از خط سینمایی ایران خارج است، پس هرکسی که سرش به تنش می‎ارزد هم خارج است.

کارشناسان اقتصادی می‎گویند سرمایه‎گذارهای خارجی وقتی به ایران بیایند سردرگم می‎شوند. در فرهنگ هم همین است؛ درواقع بعد از هشت سال و اتفاقاتی که در دولت قبل افتاد، جوایزی که پس دادید و نامه‎هایی که نوشتید، بازگشت شما به سینما مانند ورود سرمایه‎گذار خارجی بود؛ انگار فردی را از جای دیگری بیاوری. الان امکان نمایش فیلمتان به هر دلیلی وجود ندارد. باز انگیزه دارید کار تازه شروع کنید؟

بعد از سالیان دراز تصمیم به بازکردن دفتر سینمایی گرفتم که این اتفاق با همراهی عباس گنجوی شکل گرفت تا راحت بتوانیم بنشینیم و صحبت کنیم، بدون آنکه مشکلی پیش بیاید. اسمی هم برای این دفتر درنظر نگرفتیم؛ اسمش شده است دفتر عباس و بهمن. می‎خواستیم بتوانیم بدون دردسرهای معمول کار کنیم. فیلمنامه تازه‎ای به نام «راز چشمه» دارم که درواقع دو داستان مجزا در کنار هم است. دو خواهر هستند که یکی از آنها را دکترها جواب کرده‎اند و دارد می‎میرد. خواهر بزرگ‎تر بنا بر خواست خواهر کوچک‎تر او را از بیمارستان بیرون می‎آورد و به سمت چشمه‎‎ای می‎روند که در زادگاه پدرشان است. دیگری داستان جوانی است که از خارج آمده و به گمانش پدر و مادرش هردو فوت کرده‎اند.

برای او رازی را برملا می‎کنند که مربوط به جدایی پدر و مادرش در سالهای دور است. بعد از طلاق به دلیل اینکه زنان از حقوق بسیاری محروماند، پدر به مادر می‎گوید دیگر پیدایش نشود و به بچه میگوید مادرش مرده است. این آقا هم به سمت آن چشمه به دنبال مادرش به راه می‎افتد. فیلمی جاده‎ای است؛ چون ایران جاهای عجیب و زیبایی دارد که می‎توان آنها را نشان داد. آن چشمه همان امید است! تصمیم گرفتهام نگاه مستقیمی به جهان اطرافم داشته باشم؛ دو داستان متفاوت که در مسیر روایت بههم برخورد می‎کنند.

بنابراین باید امیدوار باشیم این فیلم در دفتر «عباس و بهمن» تهیه می‎شود؟ فیلم قبلی‎تان هنوز امکان نمایش پیدا نکرده است. بهنظر خودتان در نمایشندادن فیلم تا به امروز چه مقدار اعمال تهیه‎کننده فیلم دخیل است و به چه میزان مسائل ممیزی‎ باعث این مشکل است ؟ چون هنوز هم رسما مشخص نیست چرا فیلم شما اکران نمی‎شود.

درست است، مسئله اکراننشدن فیلم به مسائل ممیزی برنمی‎گردد. اصلاحاتی خواستند و انجام دادیم و آنها چیزهایی نیستند که بخواهد جلو پخش فیلم را بگیرد. نگاهشان مثبت است. مشکلات به تهیه‎کننده برمی‎گردد که غیرحرفه‎ای عمل کرده. ارشاد فهرستی برای تصحیح داد. در کانادا در بیمارستان بستری بودم اما به آقای گنجوی گفتم تغییرات را انجام دهد. حتی مقداری از موسیقی را هم تغییر دادیم. خوشبختانه هر بار که فیلم ساخته‎ام، برای فیلم‎هایم سرمایه‎گذار داشته و دارم. حتی پرداخت‎های عوامل در تکتک فیلم‎هایم، چه آنها که به تهیه‎کنندگی خودم بوده چه آنها که فقط کارگردان بودهام، همه بهموقع ‎انجام شده و پرداختها روی روال بوده است. نکته این است که اتفاقا آن عوامل ساده و آدمهای معمولی که در فیلم هستند، بیشتر به پولشان نیاز دارند. معلوم است نمی‎توان پول سوپراستار را نداد اما در کنارش آن عوامل شناختهنشده هم هستند که نیاز بیشتری دارند.

همین اواخر سردبیر یکی از مجلات با من تماس گرفت و گفت آقایی که از شهرستان آمده بوده و در فیلم آخر شما فعالیت داشته، هنوز به دستمزدش نرسیده است. من فقط یکروز با آن آقا کار داشتم و با اینکه وظیفه من نبود، بابت یک روز کارش پولی به حسابش پرداخت کردم. بالاخره این فرد نماینده فیلم فرمان‎آرا در آن شهر است و نباید با این مبالغ نگاه‎های دیگری را به سمت خودمان بکشیم و غیرحرفه‎ای عمل کنیم. آنهایی که تعهدی در قبال عواملشان نشان نمی‎دهند، ما و این صنعت را بدنام می‎کنند. برای همین تصمیم قطعی‎مان را برای راهانداختن این دفتر گرفتیم. اولین کاری هم که دفتر انجام داده، فیلم مستندی درباره سیمین بهبهانی است به نام «ننهدلاور ما». کار میکس و صداگذاری آن هم تمام شده و آماده است؛ روایت خانم بهبهانی از زبان خودش به مدت صد دقیقه.

برنامه‎تان این است جدا از کارگردانی، در تولید و تهیه فیلم هم فعالیت کنید؟

بله. الان مسئله اصلی سینما این است که تهیه‎کنندگان کمی داریم که فیلم‎نامه را بخوانند، بفهمند، حمایت کنند و حتی اگر کارگردان جوانش بخواهد کاری انجام دهد، بگویند بهصلاحش است یا نیست. من تهیه‎کننده فیلم‎های عباس کیارستمی، بیضایی و دیگران بودهام. اسم من پای آن فیلم‎ها می‎‎رفت. کاری به دکوپاژها و… نداشتم اما بعضی از اشتباهات معمول جریان سینمای ایران را نمیگذاشتیم اتفاق بیفتد؛ «کلاغ»، «گزارش»، «ملکوت» و بقیه، تجربه‎هایی هستند که نشان میدهند کار باید حرفه‎ای شروع و تمام و بهموقع عرضه شود؛ نه اینکه چهار سال در تونل زمان بمانیم. اصلا بیاییم پروانه ساخت را برداریم، بالاخره این فیلم باید اکران شود و شما باید نظارت داشته باشید. نه اینکه به علت نداشتن پروانه نمایش کلا جلو پخش فیلمی گرفته شود که تمام مراحل مجوز فیلمنامه و پروانه ساخت را طی کرده است.

زمانی مطرح بود پروانه نشر را هم بردارند؛ بهنحوی که ناشر بعد از ٣٠ سال تجربه ضوابط نشر خودش صلاحیت داشته باشد و بداند چه کتابی باید منتشر شود. اما این تصمیم هم عملی نشد و دوباره کتاب باید در زمان پخش مجوز بگیرد.

بله، مثل سینما. مهری می‎زنید و هیچ ضمانتی نیست بعد آنکه شما پولت را خرج کرده‎ای. من که نمی‎خواهم پول‎هایم را بیهوده خرج کنم، می‎خواهم فیلمی بسازم که مردم ببینند. «خاک آشنا» هم با حذفیات فراوان دچار همین مشکل شد و دیگر در زمان نمایش حرفش بهروز نبود. وقتی در آن فیلم می‎گویم نسل شما نکاشته می‎خواهد درو کند و جواب می‎گیرم ما درو هم نمی‎خواهیم بکنیم، درباره ناامیدی بنیادی‎ای صحبت می‎کنم که درش اعتیاد و… هم است. ٦٥ درصد جامعه ‎ما جوان است، آرزو دارد و می‎خواهد کار کند. وقتی می‎بیند یکی با پنج کلاس سواد میلیاردر شده، با خودش می‎گوید چرا بروم در فلان شرکت کار کنم و حقوقبگیر شوم و درنهایت حداکثر یک میلیون تومان حقوق بگیرم! آن فیلم در آن زمان حرفش این بود که باید دستتان به این خاک برود تا بتوانید این مملکت را بشناسید.

سرعت تحولات در ایران به حدی است که اساسا نمی‎دانیم داریم با کدام جامعه صحبت میکنیم، کسی به طور معمول حرف دلش را نمی‎زند. انباشت این محدودیت در طول زمان در درون افراد یا جامعه تبدیل به حالتی میشود که پیش‎بینیشدنی نیست.

قبول دارم. به این دلیل هم سال‎های اولیه بعد از انقلاب نمی‎توانستی فیلم بسازی. حوادث و اتفاقات خیلی سریع‎تر از گرفتن پروانه فیلم و باقی کارها بود. «سایه‎های بلند باد» را که در ١٣٥٦ ساختم، در آن دوره مجوز نگرفت. بعد از انقلاب، سه روز اکران شد و دوباره عدم نمایش گرفت. واقعا نمی‎شود با سرعت حوادث پیش رفت.

و در این دوره و زمانه که سرعت تحولات بسیار بیشتر از گذشته است، شما مجددا وارد صنعت سینما شدید؟

صنعت سینما در ایران تعریف اشتباهی دارد. تعریف آن پخشکردن تولید است و تنها سینمایی که صنعت دارد، سینمای آمریکاست. مثلا وقتی «جدایی نادر از سیمین» را به آمریکا می‎بری، باید به شرکت سونی بدهی و منتظر صورت‎حسابت باشی. ما که آنجا قدرت پخش نداریم. حتی در همین کشور هم معضل پخش داریم وقتی سر اکران فیلمی که پروانه گرفته مثلا استان کرمان می‎گوید فیلم‎های فلان فرد را پخش نمی‎کنم، چه ربطی به استان دارد؟ ما غیرصنعتی عمل می‎کنیم. قوانین سینمای صنعتی را رعایت نمی‎کنیم.

سال گذشته وقتی مردی برای تمام فصول را در تالار وحدت روی صحنه بردید، خیلی‎ها فکر کردند فضای فعالیت برای فرمان‎آرا باز شد. اما شما ١٠ سال برای آن پروژه زمان گذاشته بودید و همهچیز آماده شکوفایی بود. یا مستندی از آقای یاحقی هم براساس فیلمهای آرشیو شخصی خودش ساختید که پروسهای بود که ایدهاش از چندین سال پیش با شما بود. بنابراین روحیات شما را می‎دانم که وقتی می‎خواهید کاری را انجام دهید مدتها روی آن وقت و انرژی میگذارید، اما این فعالیتها وقتی به منصهظهور میرسد خارج از انتظار مخاطبان است و مورد استقبال قرار میگیرد.

شاید اینطور باشد. ما در این دفتر داریم سه داستان از آقای فصیح را آماده میکنیم که در موقع حیاتشان اجازه دادند ساخته شوند؛ «داستان جاوید»، «زمستان ٦٢» و «باده کهن». هیچ‎کدام در زمان حیاتشان عملی نشد. بعد از فوتشان با اجازه ورثه حقوق تلویزیونی و سینمایی «داستان جاوید» را خریدم که در حال حاضر حق کپیرایتش را دارم. در حال حاضر با گروهی نویسنده،‎ به سرپرستی ماهان حیدری، فعالیت می‎کنیم تا سریال «داستان جاوید» آماده شود. هدفم این است داستانی قوی مثل «داستان جاوید» با دکور تهران قدیم و بازیگران خوب آماده شود.

اسماعیل فصیح رمان‎های پرتیراژ و جذابی می‎نوشتند که خوانندگان زیادی چاپ چندم کارهایش را هنوز می‎خرند. با تجربهای که شما در سینمای بین‎المللی دارید و با برخی محدودیتهای داخلی که در کشور داریم، آیا این سریال می‎تواند در شبکه‎های خارجی پخش شود؟ چهکار کنیم این اتفاق برای فیلم‎ها و مجموعههای استاندارد ایرانی بیفتد؟

خدابیامرز آقای زورلینی که با هم فیلم «صحرای تاتارها» را ساختیم، در اینباره به من گفت باید صمیمانه در درون فیلمت ملی باشی تا بینالمللی شوی . چون فرانسویها، که فیلم خودشان را دارند، چه زمانی جذب فیلم ما می‎شوند؟ وقتی فیلمی متفاوت، از فرهنگی دیگر را می‎‎بینند. اگر «بینوایان» چندین بار ساخته می‎شود، برای قصه اصیلش است. تمام مردم جهان با آن همذات‎پنداری و همدردی می‎کنند. حتی سریال آمریکایی «فراری» براساس همان داستان است. وقتی این اتفاق بیفتد، می‎توان درباره بازار خارجی فکر کرد.

همان‎طور که الان داریم « بازی تاجوتخت» را تماشا می‎کنیم. می‎بینیم در جاهای مختلف دنیا، تلویزیون تولیدات بهتری از سینما میسازد، داستان‎گوی بهتری است و نوآوری دارد. مثل «خانه‎ای از ورق» که کارگردان‎های معروفی آن را ساخته‎اند. گرچه قبل‎تر در سینما، تگ‎گویی با دوربین را داشتیم ولی با این سریال، این نوع شیوه بیانی یک نوآوری در تلویزیون به حساب می‎آید و بر آن تأکید شده تا مخاطب را درگیر شخصیت کند.

یک سال است دارم فکر می‎کنم در این سریال شخصیت جاوید را تا نوجوانی چه کسی بازی کند. تلاش می‎کنم آدم‎های درجه یکی را پیدا کنم تا مخاطب را جذب کند.

گفتوگو را با تحلیل شرایط این روزها شروع کردیم و آن را با خبر تمام ‎کنیم. آیا فیلم «دلم می‎خواد» را قبل از به جریانافتادن پروژههای جدیدتان روی پرده خواهیم دید؟

به جایی رسیدم که دیگر دلم نمی‎خواد! همیشه فکر می‎کنم آدم‎ها می‎آیند و می‎روند و اشتباه می‎کنند. مسئله‎ای نیست، پذیرفتهایم. دولت این قدرت را دارد و من فقط دلم می‎خواهد از این آقا، که پروانه تهیه‎کنندگی دارد، بپرسند این اعمال یعنی چی؛ تا این را نپرسند، نمی‎توانم چیزی بگویم.

WhatsApp chat