0 Items
هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی عجیب از سراسر دنیا

هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی عجیب از سراسر دنیا

هشت ضرب‌ المثل‌ مدیریتی عجیب از سراسر دنیا:

1- جامایکا :
قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.
تفسیر: تا وقتی به کسی نیاز داری، او را تحمل کن و با او مدارا کن.

۲- هاییتی :
اگر میخواهی جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.
تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی آن را به شخص دیگری غیر از خودت مسپار.

۳- لاتین :
یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.
تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می‌کند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندی
۴- آفریقا :
هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.
تفسیر: معادل فارسی اش می شود ، اگر در دیده‌ی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.

۵- روسی :
بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.

6- اسپانیا :
برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم‌ مرغ شکست.
تفسیر: بدون صرف هزینه به نتیجه‌ مطلوب دست نخواهی یافت

۷- روسی :
هر که چاقوی بزرگی در دست دارد، لزوماً آشپز ماهری نیست.
تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.

8 – ژاپنی :
اگر می خواهی جای رئیس ات بشینی پس هلش بده بره بالا
تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن.

تعریف رهبری در کارگاه

تعریف رهبری در کارگاه

رهبری در کارگاه

رهبری مهارتی است در بدست آوردن تولید مطلوب ضمن ایجاد روابط خوب

رهبری در کارگاه

رهبری در کارگاه

پیش بینی مشکلات در روابط انسانی و جلوگیری از بروز آنها

تصمیم گیری و اقدام مناسب در موقع بروز مشکل

مدیران پروژه موفق چه ویژگی‌هایی دارند

مدیران پروژه موفق چه ویژگی‌هایی دارند؟

موفقیت٬رازهای موفقیت٬مدیریت٬
شرکت‌هایی در اجرای پروژه‌های خود موفق هستند که همگام با افزایش سرمایه‌گذاری برای توسعه IT، برای تربیت مدیران‌ پروژهٔ حرفه‌ای و مسئولیت پذیر نیز اقدام کنند. سازمان‌ها باید بدانند سرمایه‌گذاری در این زمینه می‌تواند کلید پیروزی در رقابت و تفاوت آن‌ها با سایرین باشد.

مدیریت‌ پروژه چه مربوط به پروژه‌های IT باشد یا نه، کار دشواری است و نیازمند برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرای دقیق. اما این روند در پروژه‌های IT دشوار‌تر نیز هست زیرا دنیای فناوری اطلاعات دائما درحال تغییر است و به تناسب آن اهدافی که برای پروژه‌های آن تعریف می‌شود نیز به سرعت تغییر می‌کند و مدیران پروژه در این حوزه دائما با شرایط جدید روبه‌رو هستند از طرفی چون با عناصر محسوس سروکار ندارند و سرمایه‌گذاران و تیم اجرایی آن می‌توانند از سراسر جهان باشند اجرای کارآمد و احاطهٔ کامل بر جزئیات پروژه دشوار‌تر است.

 

مراحل مدیریت پروژه‌های IT

۱. آغاز به کار: در این مرحله هدف از پروژه مشخص می‌شود و نظارت بر اینکه آیا امکانات لازم برای رسیدن به آن اهداف در دسترس هست یا نه. آشنایی با محیط کسب‌و‌کار و شناسایی نقص‌ها و کمبود‌ها در نیز در این مرحله انجام می‌گیرد.

۲. طرح‌ریزی: پس از مشخص شدن هدف، برنامه‌ریزی باعث می‌شود جزئیات لازم برای عملی شدن پروژه به گونه‌ای موثر در کنار هم قرار گیرند. نکتهٔ قابل تامل این است که برنامه‌ریزی دقیق ممکن است بخش قابل توجهی از زمان کل پروژه را به خود اختصاص دهد اما لازم است این کار انجام گیرد چون برنامهٔ ضعیف روند پروژه را بیشتر به تعویق می‌اندازد. در این فاز از مدیریت‌ پروژه تمام عناصر شامل بودجه، منابع، جدول زمان-بندی، ریسک‌های احتمالی و فعالیت‌هایی که افراد ملزم به انجام آن هستند مشخص می‌شود.

۳.اجرا: در این مرحله برنامه‌ای که در بخش قبل تدوین شده به اجرا درمی‌آید. موفقیت در این مرحله به میزان توانایی در مدیریت منابع انسانی و برقراری روابط موثر با کارکنان وابسته ‌است.

۴. کنترل و نظارت: یک پروژه هرچقدر خوب برنامه‌ریزی شده ‌باشد بازهم در روند اجرا با نقص‌هایی روبه‌رو می‌شود. به همین دلیل است که نظارت کامل بر روند اجرای پروژه برای یافتن سریع مشکلات حتی اگر اطمینان داشته ‌باشیم همه‌ چیز طبق برنامه پیش می‌رود ضروری است زیرا شناسایی سریع مشکلات منجر به حل سریع آن‌ها می‌شود. از طرفی در این مرحله باید همهٔ جزئیات اجرا به لحاظ زمانی و بودجه به طور مرتب مورد بررسی قرار گیرد.

۵. پایان: پایان یک پروژه باید به لحاظ رسمی و قراردادی مطرح و مورد پذیرش طرف‌ها قرار گیرد.
باید توجه داشت که هر پروژه‌ای با محدودیت منابع مالی، زمان تحویل و اهداف روبه‌رو است و مهم‌ترین وظیفهٔ مدیرپروژه نیز این است در این سه حوزه به‌گونه‌ای موثر تعادل ایجاد کند.
بهترین مدیران پروژه کسانی هستند که همیشه‌ کارهای خود را به موقع، در محدودهٔ بودجه‌ تعیین شده و با کیفیتی فرا‌تر از انتظارات سرمایه‌گذاران تحویل می‌دهند. این مدیران پروژه دریافته‌اند که داشتن مهارت‌های رهبری و توانایی در برقراری ارتباطات موثر برای آنان حتی از برخورداری از ابزارهای پیشرفتهٔ پیگیری پروژه نیز مهم‌تر است. باتجربهترین مدیران پروژه فهمیده‌اند که اگر نتوانند جنبه‌های انسانی را در به اجرا در آوردن پروژه‌ها تقویت کنند، دیگر اهمیتی ندارد که چقدر در متدولوژی و ابزارهایی که به کار می‌گیرند خبره باشند، اگر نتوانند نیازهای مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران یا سهامداران را به‌درستی مدیریت کنند ممکن است پروژه را به سرانجام برسانند اما احتمالا خواسته‌های آنان به‌طور مطلوب برآورده نشده و این موجب نارضایتی آنان می‌شود.
اما چه مهارت‌هایی لازم است که به یک مدیرپروژهٔ درجه یک تبدیل شوید؟
شرکت Intellilink از شرکت‌های موفق در مشاوره و آموزش به مدیران است که با بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های مدیران پروژهٔ موفق در داخل شرکت خود و در میان مشتریانش به شش ویژگی مشترک در میان بر‌ترین مدیران پروژه دست یافته است.

آن‌ها دریافتند مدیران پروژه موفق:
۱. دارای بصیرتی خاص در آینده‌نگری هستند.مدیران ‌پروژهٔ ماهر می‌توانند مشکلاتی را که تحویل به‌موقع پروژه، بودجه و رضایت کاربران را به خطر می‌اندازد پیش‌بینی و برطرف کنند.

توانایی مدیر پروژه در اینکه کارهای تیمش را به نسبت اهمیت آن‌ها اولویت‌بندی کند از حیاتی‌ترین ویژگی‌های یک مدیرپروژهٔ موفق است.

۲. منظم هستند و فکری سازمان‌یافته‌ دارند. این یکی از ویژگی‌های بارز یک مدیرپروژهٔ موفق است و باعث می‌شود بر تمام جزئیات تصویری که از کل روند پروژه دارد تمرکز کند و نیز بتواند به اولویت‌بندی در انجام مسئولیت‌هایش بپردازد. در هر پروژه کارهای بسیار زیادی هست که باید انجام شود و نمی‌توان توقع داشت که یک تیم تمام آن‌ها را به بهترین نحو انجام دهد و همه چیز را تحت کنترل خود داشته ‌باشد. بنابراین توانایی مدیر پروژه در اینکه کارهای تیمش را به نسبت اهمیت آن‌ها اولویت‌بندی کند از حیاتی‌ترین ویژگی‌های یک مدیرپروژهٔ موفق است.

۳. می‌دانند چگونه رهبری کنند. مدیر پروژه باید توانایی تعامل و تاثیرگذاری مناسب بر اعضای تیم و سرمایه‌گذاران پروژه را داشته‌ باشد. تا زمانی که بسیاری از اعضای تیم به ارائهٔ گزارش عملکرد نمی‌پردازند، مدیرپروژه باید بتواند راه‌هایی برای ایجاد انگیزه در کارکنانی که به‌ صورت مستقیم یا غیرمستقیم در موفقیت پروژه نقش دارند بیابد. همچنین در زمان‌هایی که نیاز به تجدیدنظر در بودجه وجدول زمان‌بندی تحویل پروژه است، مدیر پروژه باید بتواند در این باره اطمینان کافی را در میان حامیان مالی و کارکنان خود ایجاد کند.

۴. به‌خوبی ارتباط برقرار می‌کنند. مدیران پروژه موفق به‌گونه‌ای موثر از ایمیل، جلسات و گزارش وضعیت کارکنان خود برای اینکه دیگران را در جریان ایده‌های خود قرار دهند، تصمیمات لازم را بگیرند و مشکلات را برطرف کنند استفاده می‌-کنند. آن‌ها همچنین می‌دانند که باید با هر گروه از کارکنان خود دربارهٔ ابعادی از پروژه که برایشان بیشترین اهمیت‌ را دارد صحبت کنند.

۵. واقع‌بین هستند. گاهی مدیران پروژه خیلی تحلیلی عمل می‌کنند یعنی قبل از هر اقدامی به تحلیل کامل اوضاع می‌-پردازند و این باعث کند شدن روند اجرای پروژه می‌شود. یک مدیر پروژهٔ خوب باید بتواند با امکانات موجود هرچند کامل نباشد، بیشترین کارایی را از تیم خود دریافت کند.
۶. حس همدردی دارند. موفقیت مدیر پروژه به اعضای تیم او وابسته است پس تا نداند چه چیزهایی در کارکنان ایجاد انگیزه می‌کند نمی‌تواند به نحوی مطلوب بر آنان تاثیر بگذارد. مدیران باید نگرانی‌هایی را که افراد تیم در روند انجام پروژه دارند شناسایی و آن‌ها را برطرف سازند.
منبع: CIO   http://www.cio.com/
موضوعات مرتبط: مدیریت پروژه

جیبوتی مقصر است یا سیاست‌های احمدی نژاد؟

جیبوتی مقصر است یا سیاست‌های احمدی نژاد؟

جیبوتی مقصر است یا سیاست‌های احمدی نژاد؟

عکس کشور جیبونی از قاره افریقا

جیبوتی مقصر است یا سیاست‌های احمدی نژاد؟

عکس کشور جیبونی از قاره افریقا

جیبوتی و کومور زمانی که ایران کمک‌های مالی به آنها می‌کرد، دوست ایران بودند و حالا که عربستان ده‌ها برابر ایران به آنها کمک می‌کند تبدیل به دشمن ایران شده‌اند.
عصر ایران؛ مصطفی داننده- این روزها قطع روابط جیبوتی با ایران در پی حمله عده‌ای خودسر به سفارت عربستان در تهران به یک مسئله جدی و البته طنز در کشور تبدیل شده است. هرکسی بر اساس برداشت شخصی خود این ماجرا را تحلیل می‌کند. عده‌ای بر این باور هستند که چرا ما باید در کشوری مانند جیبوتی سرمایه‌گذاری کنیم که بعد این گونه با ما برخورد کند و یا برخی دیگر از اهمیت ژئو‌پولتیک جیبوتی برای ایران سخن به میان می‌آورند.

در این میان اما نمی‌شود از اشتباه استراتژیک ایران در سرمایه‌گذاری در جیبوتی به ویژه در دولت احمدی‌نژاد به این سادگی گذشت. در دولت نهم و دهم به دلیل مخالفت محمود احمدی‌نژاد با استراتژی «درهای باز» دولت اصلاحات، رابطه ایران با کشورهای اروپایی به کم‌ترین حد خود رسید.

رییس جمهور سابق به این دلیل که ایران می‌تواند مدیریت جهان را به دست بگیرد تصمیم به ایجاد یک جبهه علیه غرب گرفت که بتواند بر اساس آن مدیریت جهان را از غرب گرفته و به ایران بسپارد. خاطره حسن روحانی از اولین جلسه خود با احمدی نژاد در مورد آژانس بین المللی انرژی اتمی به خوبی خود بیانگر همین معناست.
رییس جمهور روحانی که در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود در مورد احمدی نژاد می‌گوید :‌« بعد بحث شد که آژانس تحت نفوذ غرب است. پرسیدند چرا آژانس تحت نفوذ آنهاست؟ گفتم برای اینکه هم بیشتر بودجه آژانس را آنها می‌دهند و هم بر اکثر کشورهای عضو، نفوذ دارند. ایشان گفتند هزینه‌های آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم، مثلا چندصد میلیون دلار. گفتند شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را می‌دهیم. گفتم اولا آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود دارد و ثانیا ما هم چنین حق و اختیاری نداریم چون اگر به جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند.»

جیبوتی مقصر است یا سیاست‌های احمدی نژاد؟

عکس کشور جیبونی از قاره افریقا

احمدی نژاد تصمیم گرفت برای مقابله با قدرت غرب در جهان بر روی کشورهای کوچک و فقیر دنیا و البته کشورهای بولیواری آمریکای جنوبی برنامه ریزی کند. جیبوتی، کومور، ونزوئلا و … از این جمله بودند. بر این اساس استراتژی احمدی نژاد در سیاست خارجی بر پایه «‌قطع رابطه با کشورهای بزرگ و دراز کردن دست دوستی به سمت کشورهای کوچک» استوار شد.

بر همین اساس ایران سرمایه گذاری‌ گسترده در این کشورها را در دستور کار قرار داد بدون اینکه به این معنا توجه کند که کشورهای فقیر معمولا بر اساس منافع ملی خود که همان تامین هزینه‌هاست عمل می‌کنند. جیبوتی و کومور زمانی که ایران کمک‌های مالی به آنها می‌کرد، دوست ایران بودند و حالا که عربستان ده‌ها برابر ایران به آنها کمک می‌کند تبدیل به دشمن ایران شده‌اند. نمی‌شود این کشورها را متهم کرد که چرا به ایران خیانت کرده‌اند؟ آنها بر اساس منافع کشورشان عمل کرده‌اند. این ما هستیم که با یک استراتژی اشتباه باعث شدیم تا امروز کومور و جیبوتی علیه ایران قد علم کنند.

اگر ما هم‌زمان در کنار سرمایه‌گذاری در این کشورها، قدرت‌های بزرگ جهان را هم با خود داشتیم، این دولت‌‎ها به خود اجازه نمی‌دادند که علیه ایران بیانیه صادر کنند و یا رابطه خود را با جمهوری اسلامی قطع کنند. آنها می‌دانستند اگر روابط خود را با ایران قطع کنند هم پیمانان ایران در حمایت از جمهوری اسلامی به صحنه می‌آیند و از سیاست‌های ایران دفاع می‌کردند. درست است که طی دوسال گذشته روابط ایران با غرب بهبود پیدا کرده ولی هنوز به حدی نرسیده است که کشورهای اروپایی برای دفاع از حق ایران به صحنه بیایند. جبران اشتباهات استراتژیک دولت‌های نهم و دهم در سیاست خارجی طی 4 سال قابل حل نیست.

ایرانیان بهتر است به جای محکوم‌کردن جیبوتی از احمدی‌نژاد و افرادی که به سفارت عربستان حمله کردند بپرسند که چرا کار را به جایی رساندند که امروز این کشورهای کوچک برای ما شاخ و شانه بکشند و شما احساس کنید که توسط این کشورها تحقیر شده‌اید.

 

WhatsApp chat