0 Items

ادبیات در دوره ی قاجار

ادبیات در دوره ی قاجار

 

هنر دوره قاجاریه به هنر، معماری و تمام آثار هنری دوران سلسله قاجاریه که از حدود تاریخ ۱۱۶۰ هجری خورشیدی (۱۷۸۱ میلادی) تا تاریخ ۱۳۰۴ هجری خورشیدی (۱۹۲۵ میلادی) بر ایران حکومت می‌کردند اشاره می‌کند. رونق کارهای هنری در ایران یکی از آثار مثبت آرامش نسبی بود که در زمان حکومت آغا محمد خان و نوادگانش بر این کشور حاکم بود. با عروج او آشفتگی حاکم بر ایران به سرعت کاهش یافته و فرصت برای شکوفایی دوباره هنر فراهم گردید.

امروزه برخی هنرمندان معاصر ایرانی در چارچوب نوسنت گرایی تحت تأثیر زیبایی شناسی قاجار قرار دارند، از جمله آنها می‌شود به منیر شاهرودی فرمانفرمائیان،  شادی قدیریان،  آیدین آغداشلو، بهمن جلالی،  ، احمد ميرزازاده  ، لادن بروجردی و سیامک فیلی زاده،  اشاره کرد.

دوره‌ی حکومت قاجاریه بر ایران منشأ تحولات گسترده‌ای در جنبه‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی، اقتصادی و … در جامعه‌ی ایران شد. تحولاتی که تأثیرات ـ مثبت یا منفی ـ آن هنوز هم بخوبی در جامعه احساس می شود. و این تأثیر به حدی است که به جرأت می‌توان ادعا کرد که اگر کسی تاریخ قاجاریه را به دقت مطالعه نکرده باشد، هرگز قادر به فهم تحولات کنونی جامعه و ارائه تحلیل جامع و دقیقی از آن نخواهد بود.

جنبش ادبی
یکی از وقایعی که در دوره قاجاریه قابل بحث و بررسی است، جنبش ادبی در این دوره است که به بازگشت ادبی نیز مشهور شده است. با اینکه دوره‌ی بازگشت ادبی در حقیقت از اواخر عهد صفویه آغاز شده ولی دوره ی باروری و اشاعه و گسترش آن در عهد قاجاریه بوده است و در این دوره شعرا و نویسندگان بزرگی ظهور کردند که با اجتناب از سبک و اسلوب نویسندگان دوره‌ی صفوی که ویژگی آن بخصوص پیچیده نویسی و استفاده‌ی زیاد و بی رویه از لغات و ترکیبات و اصطلاحات عربی بود ، روش جدیدی را با بازگشت به روش نویسندگان قدیم ، چون بیهقی و … بنیان گذاشتند. که ادامه‌ی آن به ادبیات مردمی دوره‌ی مشروطه منتهی شد.
عواملی که موجب ایجاد تفکر بازگشت ادبی شده‌اند را محققین رشته‌های مختلف به شیوه‌های متفاوت مورد بررسی و تحلیل قرار داده‌اند، اما باید گفت که شاید مهمترین علت ایجاد ـ و یا بویژه گسترش ـ چنین سبکی در بیان نویسندگان و شعرای آن دوره، نیاز آنان به ایجاد ارتباط گسترده با مردم بوده است. مردمی که توان درک و فهم دقیق مطالب نویسندگان و شعرای دوره‌ی قبل از بازگشت ادبی را نداشته‌اند و این نیاز با تأسیس روزنامه‌های مختلف و نیز نیاز به ایجاد آگاهی در طبقات مختلف مردم در جریان نهضت مشروطیت و قیام‌های قبل از آن بوده است و شاید به همین دلیل است که می‌بینیم شاخص‌ترین چهره‌های این جنبش ادبی ـ بویژه در زمینه‌ی نثر ـ را کسانی تشکیل می‌دهند که در اصلاح افکار عمومی زمان خویش نیز نقش بسزایی داشته‌اند.
الف: علل بازگشت ادبی
اولین مسأله‌ای که در دوره‌ی بازگشت ادبی قابل بررسی است، مسأله‌ی علل و عواملی است که نویسندگان و شعرای این دوره را به اندیشه بازگشت می‌اندازد. البته این علل را محققین معاصر از دیدگاه‌های گوناگون مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند که می‌توان نظرات آنها را در دو گروه بزرگ طبقه بندی کرد. اول دسته‌ای که با نظر موافق به این جریان توجه کرده‌اند و دوم کسانی که با نظر مخالف به این تحول نگریسته‌اند و ما در اینجا ابتدا نظرات هر دو طرف را نقل کرده و سپس به نتیجه گیری خواهیم پرداخت.
« در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه و در عهد خودکامگی‌های نادر، فتوری کاملاً توجیه پذیر دامنگیر ادبیات است. ظرافت کاری‌ها و ریزه کاری‌های هندی فقط در آرامش مرگبار و دوران رژیمی منحط چون دوران سلسله‌ی صفویه که مخارجش صرفاً از راه کشاورزی تأمین می‌شد، می‌توانست رونق بگیرد، نه در بحبوحه‌ی اغتشاشات بزرگ وکوچکی که در سده‌ی 12/18 زخم‌هایی چنان کاری برکشور وارد ساخت. »
« ارتباط ایران با اروپا و آشنا شدن بعضی از افراد باسواد ایرانی با مظاهر تمدن علمی اروپا به توسعه‌ی نهضت ادبی و علمی ایرانی کمک کرد … دوران قاجاریه را هر چند که از لحاظ نهضت ادبی، خاصه شعر و شاعری، می‌توان دوره رنسانس اروپا در قرن چهاردهم و پانردهم میلادی دانست لیکن از لحاظ علمی بسیار فقیر است. »
« سبک پیچیده و سنگین و پر از ابهام نثر نویسی دوره‌های مغول و تیموری که تا عصر صفویه نیز رواج داشته است و بعضی از نویسندگان دوره افشاریه و زندیه نیز از آن پیروی کرده‌اند. در دوره قاجاریه بتدریج به ساده نویسی مبدل گردیده است. »
« گسترش و رواج این شیوه از شاعری { شعر برای مردم عادی } که همراه با عوامل دیگر موجد سبک هندی گردید. بمرور زمان و با سست شدن ارکان سلطنت صفوی و فتنه و آشوب افغان ( 1134 ـ 1148 ه‍. ق. ) و ظهور نادر شاه افشار ( 1148 ـ 1160 ه‍. ق. ) و دوران فترت بعد ازاو تا سلطنت کریم خان زند و تا ظهور و استقرار دولت قاجار (1193ه‍. ق. ) و آشفتگی حاکم بر اوضاع و احوال ایران بعلت ظهور بعضی از شاعران تنک مایه و کم ذوق، سیر قهقرایی در پیش گرفت و شعر فارسی دستخوش زوال و ناخوشایندی گردید و اصطلاحات بسیار زیاد عامیانه، اغراق‌های غیر قابل قبول، معانی متضاد و مبالغه آمیز، تشبیهات و استعارات دور از ذهن، شعر این دوره را از حالت طبیعی خود خارج نمود و زبان ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر را به اعتراض گشود. ناخشنودی سخن سنجان و ادیبان از وضع موجود فکر تازه‌ای را بدنبال آورد و موجب رها کردن سبک هندی و شیوه جدید شعر و شاعری شد. ناقدان شعر معتقد بودند که شیوه شاعران سبک هندی مانند کلیم کاشانی و صائب تبریزی خلاف فصاحت و بدور از بلاغت است لذا بر همه شعرا فرض است که برای حفظ ارزش‌های ادبی به شیوه قدما که توأم با فصاحت و بلاغت بوده است، بازگشت نمایند. »
« این گروه { انجمن خاقان در دوره فتحعلی شاه } برای احیای ادب فارسی که از عهد صفویه راه انحطاط پیموده بود، بر آن شدند که از شیوه قدیم استادان نظم و نثر پیروی کنند. بر اساس این اندیشه دوره بازگشت ادبی آغاز شد. »
ادوارد براون علت بازگشت ادبی را از سویی عدم توجه ممدوحین به شعرای قصیده سرا و از سویی رابطه‌ی جدی شاعر با مردم و یا به تعبیری وقف شعر برای مردم از سوی شعرا می‌داند. نظراتی که نقل شد بیشتر بر این اساس استوار است که نهضت بازگشت ادبی در دوره‌ی قاجار امری محتوم و ناگزیر بوده و نهایتاً امری مطلوب تلقی می‌شود. زیرا زبان پیچیده و همراه با اغراق نویسندگان دوره‌ی صفوی و افشاریه و زندیه به سادگی نزدیک شد و به همین دلیل ارتباط اندیشمندان اعم از شعرا و نویسندگان با مردم تسهیل شد که ثمره ی این ارتباط نزدیک، رشد آگاهی‌های اجتماعی و سیاسی توده‌ی مردم بود که در نهایت به انقلاب مشروطیت منتهی شد.
از سوی دیگر گروهی از محققین علت توجه عده‌ای از شعرا به نهضت بازگشت ادبی را ناتوانی این گروه از سرودن شعر به سبک هندی می‌دانند و نه لزوم ساده نویسی:
« نهضت بازگشت، فقط به سان کودتایی بود برای ساقط کردن سلطنت انحصاری دودمان سبک هندی، که همه از آن به تنگ آمده بودند، و ایجاد ملوک الطوایفی در شعر و ادب، با این تفاوت که هیچ چهره درخشان‌تر از چهره‌های پیش پیدا نکرد سهل است که مشتی آدم‌های دروغین بوجود آورد. »
دکتر خاتمی که در کتاب خود بطور خاص به وضعیت ادبی دوره ی بازگشت ادبی پرداخته است، در تأیید این نظر اخوان می‌نویسد:
« این مجموعه بر آن است که با آوردن شواهدی از شعر دوره اول بازگشت ادبی نشان دهد که بر خلاف نظر شایع، شاعران دوره بازگشت ادبی، بعلت ناتوانی از تتبع سبک هندی به مخالفت با آن پرداخته‌اند و چون نمی‌توانسته‌اند مانند بزرگان سبک هندی، نازک اندیش و خیالپرداز و مضمون آفرین و لفظ تراش و ترکیب ساز باشند. لذا روی به سبک عراقی و خراسانی نهاده و البته که در شیوه قدما هم موفقیتی کسب نکرده‌اند. »
با توجه به مجموع استدلالاتی که از جانب موافقین و مخالفین نهضت بازگشت ادبی از محققین نقل شد. بطور اجمال می‌توانیم بگوییم که ممکن است که نهضت بازگشت به علت ناتوانی عده‌ای از شعرا و نویسندگان از سرودن شعر و نگارش نثر به سبک هندی و روش نویسندگان دوره‌ی صفوی و … ناشی شده باشد و یا نیاز نویسندگان به ارتباط نزدیکتر و مؤثرتر با توده‌ی مردم و یا عدم توجه پادشاهان و درباریان به شعرای مدیحه و قصیده سرا، علل ایجاد نهضت بازگشت ادبی شمرده شوند. اما نتیجه‌ی این نهضت بطور کلی به نفع توده ی مردم ارزیابی می‌شود. زیرا اگر این ارتباط نزدیک و با زبانی بدون پیچیدگی با مردم نبود، آگاهی توده ی مردم نسبت به وضعیت سیاسی، اجتماعی و … جامعه ی خود تا آن حد افزایش نمی‌یافت که در صدد تغییر نظام سیاسی کشور برآیند و از یاد نبریم که نهضت مشروطیت به تعبیری اولین حضور جدی توده‌های مردم برای ایفای نقشی مؤثر در تغییرات سیاسی و اجتماعی کشور بوده است و این همه مرهون افکاری است که به واسطه‌ی همین نهضت بازگشت ادبی با زبانی ساده در اختیار مردم قرار گرفته است.
ب: ویژگی‌های ادبی دوره‌ی بازگشت:
در خلال صفحات قبل درباره‌ی علل بازگشت ادبی مطالبی ذکر شد و در اینجا درمورد علت نامگذاری این جنبش به بازگشت ادبی و شیوه و محدوده ی کار در این دوره و نیز دیگر تحولات ادبی دوره‌ی بازگشت می‌پردازیم.
« رضا قلیخان در مقدمه مجمع الفصحاء تجدید حیات ادبی و بهبودی و سلامت ذوق شعری را از تشویق فتحعلیشاه دانسته است. خودش هم بتخلص خاقان اشعار می‌سرود و عده کثیری از شعرا را در دربار گرد آورد … شعرای اوایل این عهد را میبایستی در فصل سابق می‌گنجاندیم اما آن فصل بیش از حد مفصل شده بود و گنجایش نداشت. نقطه افتراق و اختلاف این گویندگان با شعرایی که بلافاصله پیش از آنها زندگی می‌کرده‌اند اینست که یکباره بتقلید استادان متقدم پرداخته و بسبک عرفی و صائب و شوکت و غیره پشت پا زدند … این نکته از دو راه ثابت می شود. شبلی نعمانی … می‌گوید شعر فارسی از رودکی شروع و بصائب ختم گردید و شعرای متأخر مثل قاآنی و … مقلد اساتید قدیم بوده‌اند خاصه فرخی و منوچهری. رضا قلیخان نیز همین نظر را دارد اما طور دیگری تعبیر می‌نماید. بنا بر رأی او شعر فارسی از چند قرن باینطرف رو به تنزل نهاده و در آخر دوره ماقبل قاجاریه بکلی فاسد و باطل گردیده بود و شعرای اوایل این عهد با عدم متابعت از سبک آنها و بازگشت بطرز گویندگان قدیم کاری پسندیده و لازم کردند و شعرای ذیل را از متقدمین می شمارد که مخصوصاً طرف تقلید واقع گردیدند: خاقانی، عبدالواسع جبلی، فرخی، منوچهری، رودکی، قطران، عنصری،مسعود سعد سلمان، سنایی، جلال الدین رومی، … ، فردوسی، نظامی، سعدی، … ، ناصر خسرو، ادیب صابر، تمام این شعرا قبل از سقوط خلافت عباسیان و هجوم مغول بدرود زندگانی گفته‌اند. »
« رسم گویندگان این عصر از لحاظ ذوق هنر پردازی تقلید از اعاظم متقدمین است بفرق اینکه بجای معانی اشعار و اقوال آنان عبارات متکلف اغراق آمیز گذاشته شد و از آن بدتر در مباحث مربوط بموضوعات جنسی انحراف خلاف فطرت رو داد. »
« شاعرانی که بعلت فراوانی ذکر حال و کارشان از حوصله این مقال خارج است اعتقاد داشتند که بایستی به سبک هندی که به رغم ایشان موجب سستی ارکان شعر و ادب فارسی بوده است پشت کرد و با بازگشتن به شیوه پسندیده قدما و استادان سبک عراقی، روح تازه‌ای به کالبد شعر فارسی دمید، این تفکر تا پایان دوره قاجاریه بشدت و قوت حاکم بود و تا این زمان پیروی از سبک هندی مذموم شمرده می‌شد … موضوعات و مضامین شعرای این دوره که مورد توجه گویندگان دوره بازگشت بوده است بیشتر توصیفات، مدح، وعظ و اندرز، مدایح و مراثی معصومین، داستانهای حماسی، تاریخی و دینی، داستانهای عاشقانه و غزل بوده است. »
« قالب شعر در دوره بازگشت فاقد هر گونه ابتکاری است و اگر از تصنیفهای اواخر دوره قاجار بگذریم، وزن شعر این دوره نیز حکایت از تحول و تازگی ندارد.
قصیده و غزل و مثنوی و قطعه و رباعی و دو بیتی و گهگاه مستزاد و مسمط از معمول‌ترین قالبهایی است که مورد توجه شاعران این دوره قرار گرفته است و از میان این قالبها، قصیده و غزل پرکارترند. قصیده را معمولاً به سبک خراسانی و به تقلید از عنصری و منوچهری و انوری و فرخی و خاقانی سروده‌اند و در غزل بیشتر پیرو سعدی و حافظ بوده‌اند. »
« شاعر درباری ضمن ستایشنامه‌های گزافه‌آمیز، این خداوندان غرق در نعمت و بیخبر از عالم هستی را به اعمالی که نکرده بودند و به صفاتی که نداشتند مدح می‌کردند و مادح و ممدوح، با اینکه ابتذال این گونه سخن را درمی‌یافتند، هر دو خرسند و دلخوش بودند. »

 

کاخ گلستان

کاخ گلستان

کاخ گلستان

Golestan Palace 

عکس هایی از کاخ گلستان
iran tehran

کاخ گلستان مجموعه‌ای از بناهاست که در میدان ارگ تهران واقع است. بناهای این کاخ در زمان‌های مختلف ساخته شده‌اند. نام آن از تالار گلستان واقع در عمارت خروجی گرفته شده‌است. کاخ گلستان در سی و هفتمین اجلاس سالانه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در پنوم پن، پایتخت کامبوج، در فهرست آثار جهانی به ثبت رسید. این اثر شانزدهمین اثر ایرانی است که در فهرست میراث جهانی یونسکو جای می‌گیرد. کاخ گلستان فضایی از ارگ سلطنتی تاریخی بوده است .

کاخ گلستان
میراث جهانی یونسکو
Golestan-takht2.jpg
اطلاعات اثر
کشور ایران
نوع فرهنگی
معیار ثبت i, ii, iii, iv
شمارهٔ ثبت ۱۴۲۲
منطقه آسیا
تاریخچه
تاریخچهٔ ثبت ۲۰۱۳ (طی نشست سی‌وهفتم)
وبگاه http://www.golestanpalace.ir
اطلاعات ثبت ملی
شماره ثبت ملی ۴۱۷
تاریخ ثبت ملی ۱۱ بهمن ۱۳۳۴
دیرینگی دوره زندیه
نام اظهارشده در فهرست میراث جهانی یونسکو
منطقهٔ بر پایهٔ دسته‌بندی یونسکو

تاریخچه
شروع ساخت آن به ارگ تاریخی تهران و زمان شاه طهماسب اول در دوران صفویه در بخش قدیمی شهر تهران بازمی‌گردد، و بخش‌های اصلی آن در درون حصار قدیمی تهران احداث شد. ولی در دورهٔ قاجار گسترش فراوانی یافت و محل سکونت شاهان قاجار بود.

در زمان پهلوی جهت مراسم رسمی و محل اقامت روسای جمهور و مهمانان ویژهٔ خارجی استفاده می‌شد. با این حال قسمت‌هایی از آن در این زمان تخریب گردید.

اتفاق‌های مهمی از تاریخ معاصر ایران در این مجموعه به وقوع پیوسته‌است. منظره‌ای از کاخ گلستان در یک سوی اسکناس‌های پنج هزار ریالی از سال ۱۳۴۸ ش تا سال ۱۳۵۷ چاپ و نشر می‌شد.

ثبت جهانی
در یکشنبه دوم تیرماه ۱۳۹۲ خورشیدی برایر با ۲۳ جون ۲۰۱۳ میلادی و ۱۴ شعبان ۱۴۳۴ قمری و در سی‌وهفتمین اجلاس سالانه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو در کامبوج کاخ گلستان در فهرست میراث جهانی این سازمان به ثبت رسید.

پرونده کاخ گلستان که در سال ۲۰۰۷ م به سازمان یونسکو ارسال شده بود بالاخره توانست در سی و هفتمین اجلاس سالانه رضایت کارشناسان میراث جهانی یونسکو را کسب کرده و در نهایت در فهرست میراث جهانی قرار بگیرد. تا قبل از این، اتفاقاتی از جمله مرتفع بودن ساختمان در کنار کاخ گلستان موجب شده بود تا دوستداران و کارشناسان میراث فرهنگی نگران ثبت آن شوند. با این حال پس از بررسی مسائل، کارشناسان یونسکو این کاخ را به عنوان شانزدهمین اثر تاریخی ایران در جهان ثبت کردند.

بناهای موجود در کاخ
شمس‌العماره
تالار سلام
تالار آینه
ایوان تخت مرمر
تخت مرمر
حوضخانه
کاخ ابیض
خلوت کریمخانی
عمارت بادگیر
تالار عاج
تالار الماس
تالار برلیان
حوضخانه عمارت بادگیر

بناهایی که قبلاً در کاخ گلستان بوده‌است
عمارت اندرونی
خوابگاه ناصری
تالار خاقان مغفور
عمارت خروجی
عمارت صندوق خانه و رخت دارخانه سلطنتی
تکیه دولت

وقایع تاریخی که در کاخ اتفاق افتاده‌اند
تاجگذاری پادشاهان قاجار از جمله احمدشاه بر تخت مرمر
تاجگذاری مظفرالدین شاه قاجار در عمارت بادگیر
گشایش مجلس یکم در ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ ق با حضور شاه در اتاق برلیان عمارت گلستان
نخستین جلوس رضاشاه در ۱۳۰۴ ش بر تخت مرمر
تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ ش در تالار سلام
تاج‌گذاری محمدرضا پهلوی در تالار سلام
نام شاهان ساکن در کاخ
آغامحمدخان قاجار
فتحعلی شاه قاجار
محمدشاه قاجار
ناصرالدین شاه قاجار

مظفرالدین شاه قاجار
محمدعلی شاه قاجار
احمدشاه قاجار


نگاهی اجمالی به کاخ گلستان

کاخ اشرافی گلستان شاهکاری از دوره قاجار و حاصل ادغام موفق هنر کهن فارسی و معماری تاثیر گرفته از غرب است.

کاخ محصور یکی از قدیمی‌ترین گروه‌های ساختمانی در تهران و محل استقرار خاندان قاجار است که در سال 1174 شمسی به قدرت رسیده و تهران را به پایتختی کشور برگزیدند.

این کاخ گرداگرد باغی متشکل از حوض‌ها و باغچه‌ها ساخته شده و شاخصه های نهادین و تزئینات با شکوه آن به قرن نوزدهم بر می‌گردد. کاخ گلستان به یک مرکز و نمونه برجسته از هنر و معماری قجری مبدل شد و تا به امروز به عنوان یک منبع الهام برای هنرمندان و معماران ایرانی باقی مانده است. این کاخ نشان دهنده سبکی جدید، حاصل از ادغام هنر و صنعت کهن فارسی و عناصر معماری و دانش فنی قرن هجدهم میلادی می باشد

شرح مختصر :
کاخ گلستان در قلب و هسته تاریخی شهر تهران واقع شده است. مجموعه کاخ یکی از قدیمی ترین بنا ها در تهراناست که شروع ساخت آن در داخل حصار شهر قدیمی،  به دوران صفویه بر می‌گردد. شاخصه‌های اصلی این کاخ در قرن نوزدهم میلادی و در خلال انتخاب تهران به عنوان محل استقرار و حکمرانی خاندان سلطنتی قاجار، به آن ملحق و اضافه شدند. در حال حاضر، مجموعه کاخ گلستان شامل هشت کاخ اصلی است که بیشتر به عنوان موزه استفاده می‌شوند. در مرکز مجموعه، باغ‌های مشترکی وجود دارد که هریک نامگذاری شده‌اند. کل مجموعه توسط حصاری بیرونی احاطه شده و دروازه هایی برای ورود و خروج تعبیه شده است.
این مجموعه نمونه ای از دستاوردهای معماری و هنری عصر قاجار و نشان دهنده ورود سبک و نقوش اروپایی به هنر فارسی است. این مجموعه هم محل حکمرانی پادشاهان قاجار بود، هم مجموعه‌ای تفریحی و مسکونی و هم مرکزی از آفرینش‌های هنری در قرن نوزدهم. به واسطه این فعالیت‌ها، مجموعه کاخ گلستان به منشا و مرکز هنر و معماری قاجاری تبدیل گشت.
کاخ گلستان و معماری ایرانی
کاخ گلستان نمایانگر سندی بی همتا و با شکوه از زبان معماری و هنر تزئینی دوره قاجار است که در زمان ناصرالدین شاه به اوج خود رسیده است. این مجموعه نشان‌دهنده الهامی هنری از بناهای اروپایی بوده و اولین نمونه از ترکیب سبک اروپایی و فارسی است، که بعدها در اواخر قرن نوزدهم و همچنین قرن بیستم به جزوی از شاخصه‌های هنر و معماری ایرانی تبدیل شد. به این ترتیب، می توان بخش‌هایی از مجموعه کاخ را به عنوان خاستگاه جنبش هنری مدرن ایرانی در نظر گرفت.
مجموعه کاخ گلستان نشان دهنده نمونه ای مهم از ترکیب هنر و معماری فارسی با سبک و نقوش اروپایی و اقتباسی از دانش فنی بناهای اروپایی است ( برای مثال استفاده از چدن برای تحمل بار در بناهای ایرانی ). به این ترتیب می توان کاخ گلستان را مثالی استثنایی از تلفیق شرق و غرب در خلق هنرهای شگفت انگیز، طرح ریزی معماری و دانش فنی ساختمان در نظر گرفت که یک منبع الهام بخش برای هنرمندان و معماران مدرن ایرانی گشته است.
کاخ گلستان ارائه دهنده کامل ترین تصویر از آفرینش های هنری و معماری قاجار و مرکز قدرت و هنر در آن زمان بوده است. از این رو، به عنوان گواهی استثنائی از عصر قاجار شناخته می شود.
کاخ گلستان نمونه ای برجسته از هنر و معماری ایران در دوره مهمی از تاریخ کشور ( در خلال قرن نوزدهم ) است که جامعه در معرض روند نوسازی قرارگرفته بود. تلفیق نقش تاثیر گذار ارزش های هنری و معماری ایران باستان و همچنین تاثیرات معاصر غرب بر هنر و معماری باعث به وجود آمدن سبک جدیدی از هنر و معماری در دوره ی مهمی از گذار شد.

تمامیت
محدوده مجموعه کاخ شامل تمام عناصری است که نشان دهنده ارزش برجسته و جهانی بنا هستند و با وجود اینکه در گذشته میراث معماری قاجاری در کاخ گلستان بسیار غنی تر بوده و بخش قابل توجهی از مجموعه کاخ در زمان حکمرانان بعدی تخریب و یا جایگزین شده است؛ همه عناصر بر جای مانده تا به این روز، در داخل محدوده بنا گنجانده شده اند.
در حال حاضر بنا و دارایی های  آن را هیچگونه خطر شدیدی تهدید نمی‌کند، به ویژه دارایی‌هایی که می‌توانند جنبه‌های بصری درون مجموعه کاخ را با چشم اندازی وسیع تر به معرض نمایش بگذارند. برای اطمینان از این که مجموعه برای آیندگان باقی می‌ماند، باید اهمیت بیشتری به حفاظت از چشم اندازهای بصری درون کاخ و باغ هایگلستان داده شود.
اصالت
شاخصه‌های معماری بنا های عصر قاجار در نقشه کشی و طراحی مجموعه و تزئینات استثنایی نمای داخلی و خارجی آن به شکل اصیلی حفظ شده است. تمام فعالیت‌های حفاظتی با در نظر گرفتن اصالت مصالح، طراحی و طرز کار اولیه انجام شده اند. علاوه بر این، کاربرد و نقش بخشی از مجموعه کاخ به شکل قدیم آن حفظ شده، به ویژه نمایشگاه‌ها و قسمت‌هایی که در زمان قاجار به عنوان موزه استفاده می‌شدند. کاربرد بسیاری از اتاق‌های مسکونی، پذیرایی و اداری تغییر پیدا کرده اما این کاخ هنوز هم به عنوان محلی برای فعالیت‌های سیاسی معاصر استفاده می‌شود. این چیدمان احتمالا مربوط به دوره قاجار بوده که در دوران پهلوی به طور قابل توجهی تغییر کرده و اصالت تنها بخشی از آن حفظ شده است. هرچند این شرایط به خاطر حفظ اصالت در مصالح و طراحی قابل قبول است اما لازم است که تمام منابع باقی مانده از چیدمان تاریخی قاجاریان به دقت مدیریت و حفاظت شوند.
حفاظت و مدیریت مورد نیاز
کاخ گلستان طبق قانون حفاظت از میراث ملی در سال 1334 به عنوان یک اثر ملی ثبت و طبقه بندی شده است. علاوه بر این، مجموعه بر اساس قانون تملک اراضی، املاک و مستغلات و در جهت حفاظت از بناهای تاریخی (1347) در اختیار دولت قرار گرفته و از این رو، هم از جنبه قانونی و هم به لحاظ تملک، تحت حمایت قرار گرفته است. منطقه حائل مجموعه کاخ  بر اساس مقررات قانونی وضع شده از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تحت حفاظت قرار گرفته است.

این مقررات، توسعه بنا و زیر ساخت آن، قطع درختان و ساخت عابر گذر را محدود کرده و اقدامات متنوعی در مورد بهبود نما ها و سازه ها ارائه می‌کنند. اعمال محدودیت ارتفاع در منطقه حائل و همچنین گستره منطقه تاریخی تهران و نظارت دقیق بر آن قابل توجه است. این اقدام در جهت حفظ خطوط دید داخلی مجموعه کاخ گلستان صورت گرفته است.
مدیریت بنا بر اساس راهبردهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و با تاکید بر حفاظت و مرمت مجموعه کاخ هدایت می‌شود. مسئولیت مدیریت مجموعه بر عهده بنیاد کاخ گلستان است که بخشی از سازمان میراث فرهنگی بوده و به عنوان دفتر مدیریت مجموعه، به طور ویژه ای عهده دار مسئولیت بنا می باشد. با وجود ارائه راهبردهای مدیریتی، توسعه و تکمیل برنامه مدیریتی و توجه ویژه به آمادگی در برابر خطرات و شیوه های مقابله با آنها ضروری به نظر می‌رسد.

گردآوری و انتشار : پایگاه تخصصی گردشگری ایران

کاخ گلستان, کاخ گلستان کجاست, آدرس کاخ گلستان, عکس کاخ گلستان

گالری عکس کاخ گلستان

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

Golestan Palace 

نقاشی دوره قاجار

 نقاشی دوره قاجار

 

qajar painting image

در سال (1210 هـ‌ . ق ) آقا محمدخان قاجار تهران را كه حدود 25 هزار نفر جمعيت داشت، به عنوان پايتخت انتخاب كرد و آن را «دار الخلافه» ناميد. از آن پس تهران به مركز فعاليتهاي همه جانبه و گسترده تبديل و در آن ساختمانهاي نو – با معماري و نقوش (سنتي) و تزئينات گچ بري و كاشيكاري بنا شد.
زندگي در بافتي آرام و پرصفا وصميميت، همراه با طبيعت زيبايي كه اطراف آن را احاطه كرده بود، توسعه يافت و آهنگ زندگي جديد- با شيوه‌هاي جديد نواخته شد. در اين تغييرات سريع سنت‌هاي كهن با دگرگوني‌هاي نوين در آميخت. و شكل جديد و توسعه يافته قاجار با ويژگيهاي مدنيت و پشتوانه‌ي غني فرهنگ و تمدن ايراني- اسلامي و نيز با تاثير پذيري از هنر غرب، به ابداع پديده‌هاي نوين در پهنه هنر انجاميد.1
از هنر نقاشي دوره آقا محمد خان قاجار چيزي در دست نيست و در واقع هنر دوره قاجار از بر تخت نشستن فتحعليشاه درسال 1212 هـ . ق / 1797 م آغاز شد و به ترور ناصرالدين شاه در سال 1313 هـ . ق / 1896 م انجاميد. دورنماي سلطنت قاجار به نوعي تحت تاثير حكومت اين دو نفر قرار گرفته است. نه تنها به دليل اينكه هر دوي آنها دوراني طولاني بر تخت نشسته بودند. بلكه از آن رو كه هر دو، هنر پيكره نگاري و چهره نگاري را به عنوان ابزاري در امر مملكت داري به خدمت گرفتند.
با اينكه دوران نسبتاً كوتاه حكومت محمد شاه (1264-1250 هـ . ق / 1834-1848 م ) يكدستي ميان اين دو مقطع را مخدوش كرده است اما در عين حال مي‌توان آن را به عنوان نقطه عطفي دانست كه اختلاف ميان دو نيمه اين سده را نمايان‌تر مي‌سازد.
تفاوت ميان اين دو نيمه از مقايسه دو تك چهره به تصوير درآمده توسط نقاشيهاي هر دوره بهتر درك مي‌شود. تكچهره فتحعليشاه به قلم ميرزا بابا به تاريخ 1213 هـ . ق / 1798 م كه اندكي پس از تاجگذاري به تصوير در آمده (تصوير8) و ديگري نقاشي كمال المك از چهره ناصرالدين شاه ‏
كه تنها چند سال قبل از مرگ شاه در تاريخ 1307 هـ . ق / 1889 م كشيده شده است. (تصوير9)‏

نقاشی دوره قاجار

نقاشی دوره قاجار

نقاشی دوره قاجار 

نقاشی دوره قاجار

نقاشی دوره قاجار

تعلق اين دو اثر به دو دوره مختلف از همان برخورد نخست آشكار مي‌شود. اين دو تصوير اساساً با دو تعبير مختلف «تصوير پردازی شاهانه» و «شيوه هنرمندانه» از هم متمايز هستند. فتحعليشاه در شوكتی شاهانه و كاملاً شرقی و ناصر الدين شاه در هيات رسمی و نظامي اواخر قرن نوزدهم اثر ميرزا بابا به لحاظ تكنيك، اندازه، ابزار و سبك ادامه سنتی است كه در ربع سوم قرن (هجدهم ميلادي) در زمان فرمانروايي خاندان زند در ايران شكوفا گشت، در حالي كه نقاشي كمال الملك به سبكي از نقاشی تعلق دارد كه در ربع سوم قرن نوزدهم از اروپا وارد ايران شد. بدين سان هر يك از تصاوير به عنوان شاخص از دو سر اين طيف نشان دهنده تغييرات عميق به وجود آمده در اين دوره به ويژه در جامعه روشنفكري آن زمان است.
«عمده نقطه نظرهايي كه درباره هنر قاجار ارائه شده است حمل بر انحطاط و زوال هنر سنتی ايران در اين دوره است. پيچيدگي‌هاي شرايط اجتماعي و سياسي از يك سو و نسبت يافتن جريانهاي هنری با اين شرايط از سوي ديگر كار بررسي و تحليل هنر اين دوره را كمي مشكل مي‌نمايد.
در گذشته اگر ارتباطي بين نقاشي واجتماع بود به رابطه اين هنر با دربار خلاصه مي‌شد و افت و خيزها و زوال و غناي نقاشي ارتباط با قوت گرفتن يا ضعيف شدن دربار و نوسانات قدرت حكومت داشت.
اما با روي كار آمدن قاجار دوره‌اي آغاز مي‌شود كه طي آن هنر از بسياري از چارچوبها رها مي‌شود و بود و نبود و بايد و نبايدهاي جديدي مي‌يابد. اين دوره بيش از آنكه ارتباط با روي كار آمدن قاجار داشته باشد، به شرايط خاص زمان خود مرتبط است. شرايطي كه به نوعي حكومت قاجار و دوره‌هاي بعد نيز تحت تاثير آن قرار دارند.2»
به گفته آندره گدار مولف تاريخ هنر ايران، درباره نقاشي ايران (دوره قاجار) گفته است: «در طول قرن نوزدهم شيوه تصوير و شبيه سازي- پرتره ‏‎(portrait)‎‏ همچنين علاقه به مناظر و مظاهر طبيعت در هنر نقاشي ايران به وضوح تمام انتشار حاصل كرد و ابوالحسن غفاري كه در اواسط آن قرن معروف بود از اين نوع، تابلوها و تصاوير فراوان نقش كرده- آثار استادان آن روزگار به صفا و صميميت طرح و قوت قلم موصوف است. (تصاوير  10 و 11 ) ‏

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

 

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

آثار چهره نگاري دوران قاجار در عين اينكه ويژگيهاي تجسمي مختص به خود دارند، داراي بار مفهومي بسيار با اهميتي نيز هستند اگرچه در ميان حكومتهاي پس از اسلام در ايران شاهان قاجار تنها حكمراناني نبودند كه از هنرهاي تجسمي براي مقاصد تبليغاتي سود جستند. اما تاكيد آنان بر تكچهره نگاري، اين خاندان را از سايرين متمايز مي‌سازد، مسلم اين كه اين دلمشغولي منحصر به فرد قاجار در توجه به پيكره نگاري، به عنوان مظهري از سلطنت، رويكرد گسترده‌‌تري به اين هنر را در ابتداي اين قرن (13 ق ) به همراه داشت. در واقع يكي از جنبه‌هاي جالب توجه عصر قاجار، مسير تبديل و تحول هنر و تعاملات سنت و نوآوري است. اين تعامل از همان آغاز در نقاشي تكچهره فتحعليشاه توسط ميرزا بابا نمايان گشت،( تصوير 8 ) به اين صورت كه سبك اثر به سنت نقاشي زنديه تعلق دارد، اما به لحاظ محتوا و حال و هواي كلي، نوعي نوآوري را نشان مي‌دهد. بايد گفت فتحعليشاه با نشان دادن شخصيتي نمايشي از خود و سازماندهي درباري، تشريفاتي و تشكيلاتي منسجم، خود باعث دميده شدن اين روح تازه به اثر شده است. (تصاوير 12 و 13  )
مهمتر از همه اينكه تلاش شاه در به وجود آوردن تصوير به شكوه حماسه‌هاي شاهنامه يا نقش برجسته‌‌هاي به يادگار مانده دوران ساساني، در واقع كوششي بود براي همانند سازي حكومت خود باگذشته شاهنشاهي ايران. در هر حال مضمون هر چه كه بود، همواره براي جلوه گر كردن اهميت و اقتدار همايوني به  كار برده مي‌شد.

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

رابرت كرپورتر ‏‎(Robert ker Porter)‎‏ در ماه مارس 1818 م / 1233 هـ .ق شاه را در مراسم جشن نوروز چنين توصيف مي‌كند.
در خشش جواهرها كه سرتاپاي او را در بر گرفته بودند بي‌گمان چشم را به خود خيره مي‌ساخت. جزئيات لباس او به اين شرح بود: تاجي بلند متشكل از سه رديف از جواهرات برسر داشت كه متناسب با پادشاهي باچنين تاج و تختي بود. برروي تاج انبوهي از الماسهاي درشت ومنظم مرواريد، ياقوت وزمرد با چنان ظرافتي در كنار هم چيده شده بودند كه تلألو نور برسطح آنها تركيبي از زيباترين رنگها را به وجود مي‌آورد.
چند پرسياه همچون پرحواصيل به اين تاج بي‌نظير اضافه شده ودر انتهاي هر يك، مرواريدي گلابي شكل ودرشت آويزان بود. جامه زر بافت وي نيز به همان صورت آذين شده بود. دوريسه مرواريد از روي شانه‌ها عبور كرده بودند كه به نظر مي‌رسيد درشت‌ترين مرواريدهاي جهان باشد لباس مرصع شاه از بالا تا پائين دقيقاً با ظاهر اشرافي وي متناسب بود.
اما نام فتحعلي شاه، بيش از هر چيز مجموعه‌اي وسيع از چهره نگاري‌ها رادر ذهن تداعي مي‌كند كه نه تنها به منظور تزئين كاخ‌هاي متعدد از آنها استفاده مي‌شود، بلكه شاه آنان را براي همتايان اروپايي خويش نيز مي‌فرستاد. در مجموع مي‌توان گفت آفرينش اين آثار دو هدف كلي را مدنظر داشت: يكي جنبة ملي و كاربردي داخلي آثار وديگري جنبه سياسي وروابط بين‌الملل.
از ميان 25 تكچهره از فتحعليشاه كه حدوداً در طول بيست‌سال كشيده شدند، بيش از پانزده اثر براي فرمانروايان هم عصر وي فرستاده شدند. شاه در سال1214 ﻫـ .ق / 1800 م تصويري براي شاهزاده سند( ناحيه‌اي در هند ) فرستاد و سپس اين كار را در طول دوران سلطنتش بارها تكراركرد. از جمله تصاوير ارسالي مي‌توان به نمونه‌هاي فرستاده شده براي ناپلئون ، كمپاني هند شرقي در سال 1221 ﻫـ . ق / 1806 م ، پرنس رجنت در 1227 ﻫـ .ق / 1812 م وبار ديگر كمپاني هندشرقي در 1232 ﻫـ .ق / 1822 م اشاره كرد.
همچنين در سال 1232 ﻫـ .ق / 1817 م . شاه تكچهره‌اي را به ژنرال يرمولوف ‌‌‏‎( Yermolov ) ‎روسي اهدا كرد.
البته در چشم اندازي كلي هر چند در اين تكچهره‌ها وضعيت قرارگيري پيكرها، همچون حالت ايستادن يا نحوه نشستن، با يكديگر متفاوت بودند، اما همه آنان ويژگي مشتركي داشتند و آن تغيير ناپذيري ابدي شاه بود، شاه در تمامي اين آثار كه در طول بيست سال كشيده شده‌اند، در هياتي ثابت و لباسي منحصر به فرد و از همه مهم‌تر بدون هيچ گونه تغييري ناشي از گذشت زمان ظاهر گشت.
البته اين سيماي همواره ثابت تحولات ظريفي را كه اين آثار در طول زمان پشت سرگذاشته‌اند در نظر پنهان مي‌دارد، يكي از آن موارد شيوه مختص هر هنرمند است.
تركيب بندي‌هاي بزرگ با تمام محدوديتشان، در قياس با تكچهره‌ها، كه به راحتي مي‌توانستند حتي نخوت و تكبر پادشاه را القاء كنند، مضامين متنوع‌تري را در برداشتند. در هر حال مضمون هر چه كه بود، همواره براي جلوه گر كردن اهميت و اقتدار همايوني به كار برده مي‌شد. پس از مرگ فتحعليشاه (1250 هـ . ق ) و در زمان محمد شاه قاجار دوباره نوعي نابساماني در نقاشي درباري بروز كرد از سوي ديگر در خارج از حوزه دربار، بازار انواع نقاشي رونق بسيار يافت (اواسط قرن (آقا نجف) در اصفهان توانست تحولي در نقاشي زير لاكي پديد آورد او مهارت بيشتري در طبيعت نگاري خصوصاً در سايه پردازي ملايم چهر‌ها، نشان داد در واقع سبك او پلي بود ميان شيوه‌هاي عهد كريم خان و عهد ناصري)در اين زمان كاربست بوم بزرگ و شيوه نقاشي جديد (رنگ روغن و آبرنگ) كه سطح نقاشي را از سطوح كوچك به سطوح بزرگ و كلي حركت داد، همچنين تاثير احساسات فردي و روابط عناصر در تصوير و آثار نقاشان اين دوره مرحله‌اي از نقاشي را مطرح مي‌سازد كه مي‌توان آن را مرحله گذار دانست. (به سمت تجدد (مدرن) ) نقاشي مرحله گذار را مي‌توان چنين خلاصه كرد
1-استفاده از پرسپكتيو
2- ساده تر شدن نقاشي‌ها و كم شدن جنبه تزئيني در آنها
3- رونق منظره سازي ودور نما سازي
4- طراحي صورتها در حالت نيم رخ و تمام رخ
5- شبيه سازي و رعايت حالات طبيعي و انساني در حركات و صورتها و ساخت و ساز آنها
6- ملايم گشتن رنگها و استفاده از ته رنگ و رنگ آميزي و تطابق با اصل طبيعت

اين دوره يكي از دوره‌هاي شاخص نقاشي ايراني بوده و افرادي چون صنيع‌الملك3 و محمد خان ملك‌الشعرا هويت نقاشي ايراني را به صورت برجسته‌اي حفظ كردند. در عهد ناصر‌الدين شاه ديگر دوران استفاده بي‌دريغ از جواهرات رنگارنگ و ژست‌هاي خشك و رسمي به سر رسيده بود.‏
‏ در عوض شاه همچون همتاي عثماني‌اش، شيوه‌هاي اروپايي را در تجهيزات و پوشش خود برگزيد. و در حالتي غير رسمي و در فضاهاي داخلي و شخصي به تصوير در مي‌آمد.
اين تغييرات محتوايي با تحولي عمده در سبك و تكنيك نقاشي همراه بود. در نقاشي‌هاي زمان فتحعليشاه، برجسته نمايي تنها به چهره اختصاص داشت و ديگر اجزاي پيكره توسط خطوط از يكديگر تفكيك مي‌شدند و بدين شكل حالتي سايه وار پيدا مي‌كردند و بر هيبت آنان افزوده مي‌شد. از اينجا به بعد چهره‌نگاري در راستاي افزودن بر جنبه‌هاي توصيفي، خصلت نمادين خود را از دست داد. و رو به سوي مرحله تجدد (مدرن) نهاد. تصاويري كه در اين دوره كشيده شده، بيشتر از طبيعت و زندگي طبيعي مردمان است، ديگر آن انسان آرماني مطرح نيست و احساسات وعواطف شخص در آثار نقاشي اين دوره بروز مي‌كند، اين مسئله در آثار كمال‌الملك به اوج خود مي‌رسد. در اين آثار صحنه را عناصر طبيعي پر كرده و انسان بخشي از طبيعت است و آنجا كه موضوع انسان است اشخاص عادي در پرده نقاشي ظاهر مي‌شوند، كه گاه در حال معامله‌‌اند و يا در حال فالگيري، گاه خوابيده‌اند و گاه به صورت پرتره ظاهر مي‌شوند. اين نوع نگاه خاص كمال‌الملك است كه معلم خود را طبيعت مي داند. ‏
شبيه سازي و معنا شناسي
چهره‌پردازي اساساً از دو جنبه قابل بررسي است، شبيه سازي و معنا شناسي، شبيه سازي در وحله نخست توصيفي است، اما معنا شناسي مقوله‌اي  تجويزي است. شبيه سازي به ظواهر، آن گونه كه هست مي‌پردازد، اما معنا شناسي به آنچه كه بايد باشد. اگر چه اين دو مقوله منحصراً جدا از هم نيستند، اما اختلاف بنياديني كه با يكديگر دارند،‌ مي‌تواند در بررسي چهره‌نگاري عصر قاجار مفيد باشد.
اگر دو تصوير را كه در ابتداي بحث به آن اشاره شد يعني تصوير ميرزا بابا از فتحعليشاه
‏( تصوير8) و نقاشي كمال‌الملك از ناصر الدين شاه (تصوير9) را در نظر آوريم مشاهده خواهيم كرد كه در تصوير فتحعلي شاه، در درجه اول تاكيد بر جنبه معناشناسي است. پيكره، همراه با ديگر عناصر صحنه، نمادي از عظمت و اقتدار شاه را باز مي‌تاباند. در اين دسته آثار حتي اگر قصدي بر توصيف واقعيتي نيز وجود داشت، مي‌بينيم كه سيماي شاه در مدت سي سال همواره يكسان باقي مانده است. در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه اين تاكيد به سمت جنبه‌هاي شبيه‌سازي، توصيفي و واقع نمايي تغيير جهت مي‌دهد. بسياري از آثاري كه در سالهاي ميان اين دو دوره خلق شده‌اند، از لحاظ هنري نيز در حد وسط اين دو شيوه قرار مي‌گيرند. ‏

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

 اما در هر دو نيمه از قرني كه مد نظر ماست، هنرمندان براي خلق تكچهرهاي اشخاص، به احتمال قوي تنها به يك يا حداكثر چند برداشت از مدل اكتفا مي‌كردند. نقاشان در زمان فتحعلي شاه اغلب به قواعد ديرپاي‌تصويرپردازي متكي بودند. به همين دليل است كه ژست فتحعليشاه در برابر نقاش ژنرال يرملوف، اقدامي بي‌سابقه و منحصر به فرد به حساب مي‌آمد. شيوه طبيعت گرا و آكادميك كمال‌الملك نيز، چنانكه ديديم، بيش از آن كه مطالعه‌اي بر روي مدل زنده باشد، بر استفاده از عكس استوار بود. اين مسئله كه در هر دو دوره منبع ديگري به عنوان واسطه بين مدل و پرتره‌اش وجود داشت، تنها گوياي اين نكته است كه آنچه كه نقاشي‌هاي اين دوران‌ها را به لحاظ تغيير در مفهوم و بينش از هم متمايز مي‌كند، نمي‌تواند چندان به تغيير در تكنيك و طرز عملي برخورد با كارها مربوط باشد. چهره‌نگاري از جنبه معنا شناسي به يك شكلي و همساني گرايش دارد و شبيه‌سازي به تفاوت و تغيير، اين بدان معناست كه نقاشي دوران قاجار در دهه‌هاي نخستين به گونه‌اي است كه چهره‌ها در بيان حالت، يكسان بودند. همان گونه كه چهره فتحعليشاه همواره يك شكل است در حالي كه چهره‌هاي ناصرالدين شاه و مظفر الدين شاه گزارشي صادقانه از تغييرات به وجود آمده در سلطنت را ارائه مي‌دهند، اما چنين گزارشي خود مي‌تواند معنا شناسانه باشد چنان كه اثري چون «مظفر الدين شاه و صدر اعظم عبدالمجيد ميرزا عين الدوله» گزارش بصري است از كسالت حال شاه و شخصيت مضطرب و نگراني صدر اعظم ‏كه نشان از سرنوشت رو به انحطاط سلطنت قاجار دارد.4 (تصوير16)‏

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

تركيب بندي
اساس تركيب بندي اين پرده‌ها استوار بر خطوط عمودي و افقي است كه به وسيله خطوط منحني و مورب با يكديگر مرتبط مي‌شوند. خطوط منحني گاه بخشي از يك دايره، يا دايره كاملي را تشكيل مي‌دهند. مركز اين دواير بيشتر در موارد منطبق بر محل تلاقي خطوط افقي و عمودي شاخص در تركيب بندي و يا بر روي اين خطوط جاي دارد. ولي در بيشتر پرده‌ها خطوط منحني، از قاعده هنري خاصي پيروي نمي‌كنند.
تركيب بندي‌ها به علت استوار بودن بر خطوط عمودي و افقي حالت ايستا و گاه قرينه دارند. با اندك دقتي در تركيب بندي اين پرده‌ها مي‌توان دريافت كه خطوط عمودي و افقي بيشتر مربوط به عناصر شكل دهنده پس زمينه هستند كه گاه ادامه آنها خطوط تشكيل دهنده پيكره را نيز مي‌پوشاند، ولي خطوط مورب و اريب شكل دهنده ساخت پيكره‌ها مي باشند و نقاش با استادي كامل توانسته است ارتباطي تنگاتنگ ميان اين عناصر خطي پديد آورد. همچنين تركيب بندي در اين پرده‌ها از تقسيمات هندسي خاصي پيروي مي‌كند در برخي موارد از ويژگيهاي مستطيل طلايي استفاده‌هاي زيبايي شده است و در هر حال مربع شاخص كه در بر دارنده نكات اصلي تركيب بندي مي‌باشد، در همه اين پرده‌ها قابل تشخيص است.5
تركيب‌بندي در نقاشيهاي دوره قاجار بنا به جايگزيني در بنا به كادرهاي مختلف تقسيم مي‌شد از جمله پرده هايي با كادر مستطيل و پرده‌هايي كه به شكل جناغي در درون طاقچه‌ها جاي مي‌گرفت. اين نوع كادر، خاص اين محلها بوده است و ديگر نقاشي‌ها بنا به زمينه كار، كادرهاي متفاوتي را شامل مي‌شد. در اغلب آثار نقاشي قاجاريه با توجه به تاقچه‌ها در معماري قاجار، ضلع فوقاني داراي كادر قوسي شكل است، كه اين قوس از بريدگي كادر اصلي نقاشي ايجاد مي‌شود كاهش فوقاني پرده در زمان قاجار رايج و معمول بوده، اين كاهش بدين نحو به وجود آمد كه ابتدا مكاني در اتاق يا تالار براي نصب پرده انتخاب مي‌گرديد، سپس اثر خريداري شده موافق مكان از قبل تعيين شده كاهش مي‌يافت. در اين حالت پرده نقاشي به اثري ناقص تبديل مي‌شد كه به ساختار فكري و بصري آن لطمه جدي وارد مي‌كرد و اثر هنري بخشي از علل قوام خود را از دست مي‌داد.6

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

 تصوير 17 : سه زن رامشگر در حال نوازندگي حدود (1261 هـ . ق / 1845 م) ‏

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

هنر سنتی ايران

چهره نگاری در نقاشيی های دوره‌های زند و قاجار (زمان فتحعليشاه)‏
در چهره نگاری دوره‌های زند و اوايل قاجار ابروها كمانی و چشمان كشيده و بعضاً خمارند، اكثر چهره‌ها سه رخ مي‌باشند و اين سه رخ بودن چهره در وضعيت پرسپكتيويي درستي قرار نمي گيرند و خطوط محيطي اين سه رخ بودن چهره را نمايان مي‌كنند. با اينكه چهره در سه رخ  قرار‌ مي‌گيرد اما چشمها نگاهشان رو به رو و به سمت نظاره كننده است با اين حال در وضعيتي درست در چهره جاي گرفته‌اند، اما از پرسپكتيو درستي برخوردار نيستد و مردمك چشمها بدون توجه به چرخش سر به صورت يكساني در هر دو چشم در وضعيتي ثابت قرار مي‌گيرند نسبت دماغ در چهره‌هاي اين دوران تقريباً به درستي قرار گرفته است اما در واقع به صورت نيم رخ نمايش داده شده است، دهان كوچك و متمايل به تمام رخ است، گردن استوانه‌اي است و مثل ستوني در زير سر قرار مي‌گيرد و بعضاً در پشت ريش شخص پنهان مي‌شود. (تصاوير20 و 21 و 22 )

چهره نگاری زند و قاجار

چهره نگاری زند و قاجار

چهره نگاری زند و قاجار

چهره نگاری زند و قاجار

چهره نگاری زند و قاجار

چهره نگاری زند و قاجار


در بيشتر آثار چهره نگاری زند و قاجار (اوايل قاجار) تقريباً گوشها پنهان است و يا قسمتی از يكی ازگوشها ديده مي‌شود، اين در حالی است كه آثاری كه از زنان ميی كشيدند به گوشواره‌ها و تزئينات آويزان از گوشها بيشتر مي‌پرداختند. حجم پردازي چهره‌ها نيز بيشتر از آنكه با نور و سايه نمايانده شود، به وسيله خطاي محيطي، منحني خطي و فرمي مشخص است در بعضي موارد نقاشان از تكنيك پرداز براي حجم نمائي استفاده مي‌كردند. ‏
زنان :
‏     از موارد شاخص چهره‌نگاری از زنان زند و قاجار (اوايل قاجار) مي‌توان به خال كوبي در صورت، خال لب و گردن اشاره نمود كه از عناصر زيبايي آنان بوده و در ادبيات نيز به كرات تكرار شده است. از ديگر موارد مي‌توان به گردي صورت كه به قرص ماه تعبير مي‌شد و خماري چشمان (كه درشت كشيده مي‌شدند)  اشاره نمود. زنان در اين دوره‌ها با حركات خاص نمايشي در حالت چهره و حركات كلي بدن ديده مي‌شوند. (تصوير 23)

نقاشی زنان دوره زندیه  و قاجاریه

نقاشی زنان دوره زندیه و قاجاریه


لباسهايي كه در اين دوران به تن دارند بسيار پيچيده و مرواريد دوزي شده‌اند، بر روي سر چپيه‌اي مزين به يك يا چند جقه قرار دارد كه به ملاحت به يك سو متمايل است، در بعضي از مرواريد يك رشته مرواريد به آن متصل مي‌شود كه از زير چانه مي‌گذرد معمولاً مويشان را نيز با نيم تاج يا سربند مي‌آراستند. (تصاوير 18 و 19)
مردان :
در مواردي بدون ريش و موي تنك به تصوير در مي‌آمدند (دوره زند) اين در حالي است كه در زمان قاجار (فتحعليشاه) بيشتر چهره‌نگاري‌ها با ريش بلند نمايش داده مي‌شود، كه به نظر مي‌آيد كه ريش بلند از موارد آرايش درباري باشد. تاج و كلاه نيز از ديگر وسايل به كار رفته در چهره‌نگاري مردان است. كه بيشتر حالت تزئيني و دو بعدي دارد ژست و فرم چهره مردان نسبت به زنان زند و قاجار (اوايل قاجار) خشك و رسمي‌تر نمايش داده شده است. كه ارائه حالتي نمايشي از اقتدار است.
كودكان :
كودكان به تصوير درآمده در نقاشی های اين دوران از نظر خصوصيات در چهره‌ها تقريباً يكسان به تصوير در آمده‌اند و تنها از نوع لباس و آرايش مو و ابزار نقاشي شده همراه با آنان، مي‌توان جنسيت و تا حدودي زمان آنها را تشخيص داد. (تصاوير24 و 25 )‏

كودكان به تصوير درآمده در نقاشی

كودكان به تصوير درآمده در نقاشی

كودكان به تصوير درآمده در نقاشی

كودكان به تصوير درآمده در نقاشی

بعد از فتحعليشاه كم كم سبك و سياق اروپائي در آثار نقاشان فزوني مي‌گيرد و جنبه‌هاي واقع نمايي در نقاشي همراه با اسلوب سايه روشن و پرسپكتيو شاخص مي‌شود در اين دوره نقاشان به كشيدن چهره هاي از روبرو و نيم رخ متمايل مي‌شوند و نوعي شخصيت پردازي واقع نمايي رخ مي‌نمايد. در اين دوره چهره‌نگاري واقعي و عينيت سازي، جاي بيشتري از مثالي بودن نقاشي را اشغال مي‌كند و اين ازجمله مواردي است كه تحت تاثير نقاشي غربي در نقاشي ايراني اتفاق مي‌افتد. در اين دوره رشته‌هاي اتصال به نقاشي گذشته ايران گسسته نشده است از نظر تكنيك و ابزار كار و نوع پرداخت ردپايي از نقاشي ايراني در آثار اين دوره ديده مي‌شود و حتي در موارد آگاهانه پرسپكتيو نيز كاملاً حذف مي‌شود.
«با آغاز سلطنت ناصر الدين شاه قاجار (1264 هـ . ق ) و تقارن اين عصر با بسط استعماران اروپايي و شكل گيري تغييرات اجتماعي و فرهنگي بنياني، نقاشي قاجاري هم از اين دگرگوني تاثير گرفت و مراجعت نقاشان تحصيل كرده در اروپا- ابوالحسن خان صنيع الملك و مزين الدوله و ديگران- زوال سبك و مكتب نقاشي فتحعليشاه آغاز شد.
نقاشي رسمي و درباري عصر ناصر الدين شاه قاجار هر چند، در ابتدا از شيوه‌هاي فني و اجرايي اساتيد پيشين برخوردار بود، اما از دهه 1280 هجري قمري به بعد، نسل جديدي از هنرمندان ظاهر شدن و اوج گرفتند كه ديگر چندان در بند وفاداري به شيوه گذشتگان خود نبودند. از ميان اينان- شايد مهمترينشان بايد از محمد غفاري (كمال الملك) ياد كرد كه جزء بعضي از موضوع‌ها و تناسب‌هاي رنگي به كار گرفته شده در آثارش اصلاً به سنت استادانش وابسته نماند.»7
كمال الملك با تكيه بر قدرت قلم و در مواردي استفاده از فن عكاسي و عكس آثار بسياري از چهره‌نگاري با رويكردي طبيعت پردازانه به يادگار گذاشت.
«از حدود 1300 هجري قمري تابلوهاي نقاشي فزوني گرفت، نقاشي‌هاي ديواري اعتبار قديمي‌شان را از دست دادند و شيوه‌ نقاشي قاجاري تنها در نقاشي‌هاي لاكي- قلمدان و قاب آئينه و جلد كتاب و پرده‌هاي مذهبي و حماسي ادامه پيدا كرد. كه اين نيز چندان دوام نياورد وعمر يكصد و پنجاه ساله اين هنر، با خاتمه يافتن سلطنت احمد شاه قاجار (1342 هـ .ق ) به پايان رسيد.»8 ‏

‏1- جلالي جعفري، بهنام – نقاشي قاجاريه (نقد زيبايی شناسی ) ‏
‏1- نقاشي و نقاشان دوره قاجار – بهنام زنگي – دكتر محمد كاظم حسنوند- خيال شرقي كتاب اول – تهران فرهنگستان هنر 1384 ‏

‏1‏‎ ‎‏–صنيع الملك (ميرزا ابوالحسن خان غفاري) ميرزا ابوالحسن خان غفاري كاشاني، معروف به «ابوالحسن ثاني» ملقب به «صنيع الملك» فرزند ميرزا محمد غفاري، نگارگر و گرافيست، هنرمند سده سيزدهم هجري، از قرائني كه در دست است، حدود سال 1229 ق در كاشان چشم به جهان گشود و پس از گذراندن دوران كودكي و به انجام رسانيدن آموزشهاي نخستين، حدود پانزده- شانزده سالگي براي آموختن نقاشي نزد «استاد مهر علي اصفهاني» نگارگر و نقاشباشي معروف دربار فتحعليشاه فرستاده شد. در سال 1258 ق كه جواني بيست و نه ساله بود، در زمان شهرياري محمد شاه قاجار (1264-1222) به او اجازه داده شد تابلو رنگ روغني از صورت شاه بكشد و بدين سان در رديف نقاشان دربار در آيد و پس از چندي نيز به سمت «نقاشباشي» دربار محمدشاه منصوب شود. تابلو رنگ روغن محمد شاه كه رقم
‏ «چاكر جان نگار ابوالحسن ثاني غفاري» و تاريخ «1258» دارد كهنترين اثر وي به شمار مي‌آيد و بيشتر از اين تاريخ، اثري از وي ديده نشده است.  (تصوير 26 )‏

سبك هنری و شیوه نقاشی صنیع الملك
از بررسی و دقت در آثار و نمونه كارهاي باقيمانده از صنيع الملك تا حدي چنين پيداست كه وي يك هنرمند طبيعت گرا (ناتوراليست) بوده و همه مظاهر طبيعت را به همان شكل و صورتي كه مي‌ديده، بيان مي كرده است.
او از روي فراست، مشخصات و خصوصيات روحي و ظاهری اشخاصی را كه مدل او قرار مي گرفتند، به خوبي مي‌شناخته و با سادگي عجيبي كه مسلماً قدرت ديد و دست او را مي‌رساند، آنها را مي نمايانده است.

صنيع الملك بيش از همه به انسان علاقه مند بود و هم به همين علت تعداد فراواني تك چهره (پرتره) به يادگار نهاده است. اغلب آنها، با اسلوب نقطه پرداز كار شده است. ديد صنيع الملك ديدي غربي است و بر عكس هنرمندان پيشين ايراني كه ديد ذهني و دروني (سوبركتيو) داشتند، وي ديدي عيني (اوبركتيو) دارد و اين نتيجه تاثير آثار هنرمندان عهد رنسانس اروپا بر هنرمندان سده‌های سيزدهم و چهاردهم ايران است. صنيع الملك در درجه اول يك طراح است، لطف و ظرافت و دقت طرحها و خطوط او آثارش را با نقاشي ديرين ايراني يعني مينياتور، پيوند مي دهد. وي تا آنجا كه مي‌توانسته تناسبت را با اصل طبيعت مطابقت داده و صحت طرح را به همان نسبت رعايت كرده است و مسئله تركيب بندي (كمپوزيسيون) را به اقتضاي محل و موضوع گاه به اسلوب غربي و گاه به شيوه شرقي با جنبه كاملاً ابتكاري و اختصاصي حل كرده است. از آنجا كه همه توجه او معطوف به صورت و قيافه و خصوصيات چهره انسانها بوده چنين به نظر مي رسد كه او گاه قواعد علم مناظر و مرايا (پرسپكتيو) را به جد نمي گرفته است، از اين رو در نظرش اصل صورت بوده و ديگر مسائل را جزء فرعيات مي‌شمرده است.



 ‏
‏1-رابي جولين، چهره‌هاي قاجار، ترجمه مريم خليلي، نشريه هنرهاي تجسمي ، شهريور ماه 1384، شماره 23‏
‏1- خواجه احمد اطواري، عليرضا- مفاهيم و مضامين پرده‌هاي نقاشي قاجار- همان ماخذ
1-جلالي جعفري، بهنام – همان ماخذ- ص 47 و 48
1- آغداشلو، آيدين، مقدمه‌اي بر نقاشي  قاجار، همان ماخذ
2- همان ماخذ

http://artshahrekord.ir/

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

 

یخدان دوره قاجاریه در رفسنجان +عکس

یخدان دوره قاجاریه در رفسنجان +عکس

یخدان دوره قاجاریه در رفسنجان +عکس

یخدان دوره قاجاریه در رفسنجان

یخدان دوره قاجاریه در ‌روستای عباس‌آباد حاجی نگین گردشگری شهرستان رفسنجان میزبان ایرانگردان و جهانگردان است.

خبرگزاری فارس: روستای عباس‌آباد حاجی در چهار کیلومتری مرکز شهر رفسنجان واقع شده و تقریبا متصل به شهر است و این روستا در مسیر جاده رفسنجان داوران قرار دارد.خانه‌ای قدیمی در این روستا وجود دارد که توجه افراد را به خود جلب می‌کند، درب خانه را زدیم و‌ مردی تقریبا 50 ساله درب را به روی ما باز کرد …

فضایی قدیمی به چشم خورد، برج بلندی در باغی بزرگ متصل به این خانه اما با دیواری جدا شده و درب کوچک قرمز رنگ خودنمایی می‌کرد.

یخدان دوره قاجاریه نگین گردشگری رفسنجان/قفلی که 47 سال باز نشده

وارد خانه شدم‌ 2 طبقه بود، طبقه اول نگهبان خانه سکونت داشت و طبقه دوم راه پله‌هایی قدیمی و خطرناکی داشت، درب کوچکی باز هم جلب توجه می‌کرد که روی آن تاریخی نوشته بود 1346.

نگهبان می‌گفت: این درب از همین تاریخی که روی آن نوشته تا‌کنون باز نشده یعنی 47 سال، خانه در حال تخریب بود و بیش از 100 ساله به نظر می‌رسید و گچ‌بری‌های آن در حال ریزش بود و راه پله‌ها هم امنیت نداشت و فریاد می‌زد که نیاز به مرمت دارد.

از این خانه به سمت بیرون رفتم در خیابان اصلی یک اثر تاریخی زیبا به چشم می‌خورد، یخدان‌، مکان تاریخی و زیبای دیگری در این روستا بود که بسیار زیبا بازسازی‌ شده بود و همچون عروسی زیبا در روستا چشم‌نوازی می‌کرد.

یخدان عباس‌آباد همان مکان معروفی است که بازدیدکنندگان زیادی دارد و گردشگران داخلی و خارجی زیادی از این مکان تاریخی بازدید می‌کنند.

یخدان عباس‌آباد میراثی گرانبها از گذشتگان است

عباس فتحی نماینده میراث فرهنگی، صنایع‌‌دستی و گردشگری در رفسنجان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: یخدان عباس‌آباد حاجی در سده 12 هجری قمری بنا شده و مربوط به دوران قاجاریه است.

وی تصریح کرد: این یخدان دارای حصار بلند به ارتفاع 12 متر در خیابان اصلی روستا واقع شده است.

یخدان دوره قاجاریه نگین گردشگری رفسنجان/قفلی که 47 سال باز نشده

فتحی عنوان کرد: یخدان‌ها چاله‌هایی هستند که در گذشته به منظور نگه‌داری یخ از زمستان تا اواخر فصل تابستان مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

وی خاطر‌نشان کرد: ارزش یخدان‌ها نسبت به مدت زمان طولانی در نگه‌داری بوده و به نوعی گنجی برای مردمان زمان خود محسوب می‌شدند.

نماینده میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در رفسنجان گفت: سازه یخدان، چاله یخ به عمق 10 تا 15 متر و دیوار و حصار به ارتفاع 10 تا 12 متر، پلان دایره‌ای و پوششی از خشت، ملات‌، رس و به صورت گنبدی بلند است که نمادی از معماری گذشتگان به شمار می‌رود.

یخدان دوره قاجاریه نگین گردشگری رفسنجان/قفلی که 47 سال باز نشده

دهیار روستای عباس‌آباد حاجی رفسنجان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: روستای عباس‌آباد حاجی در حال حاضر سه هزار و 300 نفر جمعیت دارد و بیش از یک‌هزار خانوار در این روستا زندگی می‌کنند.

حمیدرضا قلی‌زاده تصریح کرد: خانه قدیمی روستا متعلق به مرحوم محمدحسین امینیان از وراث حاج‌آقا‌علی بانی بزرگترین خانه خشتی دنیاست که قدمتی 100 ساله دارد.

وی افزود: این خانه در حال تخریب است اما ورثه امینیان نسبت به مرمت و یا در اختیار میراث فرهنگی قرار دادن قدمی بر نداشتند.

کمبود مدرسه در روستا

دهیار روستای عباس‌آباد حاجی رفسنجان با بیان اینکه بیشتر خانوارهای روستا جوان هستند و هر کدام تعدادی فرزند دبستانی دارند، افزود: این روستا دبستان پسرانه ندارد و ساکنان روستا مجبور هستند فرزندان خود را به مدارس داخل شهر یا روستاهای اطراف بفرستند که این امر سختی‌های خودش را دارد.

11 هزار متر زیر‌سازی و آسفالت معابر

دهیار روستای عباس‌آباد حاجی ادامه داد: وسعت روستا حدود 54 کیلومتر است و با توجه به بودجه کم، آسفالت ضعیفی در معابر وجود دارد.

وی خاطرنشان کرد: هر چه در توان دهیاری باشد برای ساماندهی وضعیت آسفالت استفاده می‌شود که در همین راستا سال‌جاری 11 هزار متر زیرسازی، جدول‌گذاری و آسفالت در حال انجام است و 400 میلیون تومان برآورد هزینه شده است.

قلی‌زاده افزود: از دیگر نیازهای جوانان روستا، سالن ورزشی است که اوقات فراغت خود را به جای بیکار نشستن به سالن‌های ورزشی بروند‌.

وی گفت: زمین چمن روستا حدود 30 سال پیش‌ از سوی خیران ایجاد شده و تنها مکان ورزشی جوانان روستا به شمار می‌رود.

یخدان دوره قاجاریه نگین گردشگری رفسنجان/قفلی که 47 سال باز نشده

دهیار عباس‌آباد حاجی ادامه داد: روستای ما با افتخار به خود می‌بالد که هفت شهید والامقام تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرده و چشمان اهالی روستا منتظر یک نفر جاویدالاثر هستند.

وی یادآور شد: وجود یک زن شهیده در روستا که در کنگره بزرگ حج در جریان برائت از مشرکان به شهادت رسید از دیگر افتخارات روستای عباس‌آباد حاجی رفسنجان است.

قلی‌زاده به پایگاه شهید خدادادی روستا اشاره کرد و گفت: این پایگاه با بیش از 300 نفر عضو فعال در ایجاد امنیت برای روستا تلاش می‌کند.

کلمات کلیدی :

WhatsApp chat