0 Items
شهرام ناظری معروف به شوالیه

شهرام ناظری معروف به شوالیه

شهرام ناظری معروف به شوالیه

شهرام ناظری خواننده، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و موسیقی اصیل ایرانی است. ناظری به «شوالیه» معروف است. ویکی‌پدیا

استاد شهرام ناظری

استاد شهرام ناظری

شهرام ناظری (زادهٔ ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ در کرمانشاه ) خواننده، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز و موسیقی اصیل ایرانی است. ناظری به «شوالیه» معروف است. شهرام ناظری در بیشتر آثار خود از شعرهای مولانا بهره برده‌است و طی ۳۰ سال فعالیتِ هنری، توانسته سبک جدیدی از موسیقی را که آمیخته به ادبیات حماسی و عرفانی ایران است به‌وجود آورَد. ناظری، علاوه بر بهره‌گیری از شعرهای مولوی در زمینهٔ استفاده و استوارسازیشعر معاصر پارسی بر روی موسیقی سنتی ایرانی نیز پیشرو بوده‌است. علاوه بر این‌ها شهرام ناظری از اولین کسانی‌ست که با استفاده ازموسیقی مقامی، اشعار شاهنامهٔ فردوسی را اجرا کرده‌است. وی تاکنون بیش از ۴۰ آلبوم موسیقی منتشر کرده‌است.

شهرام ناظری، شوالیه آواز ایران

در خانواده‌ای کرُد و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. صدای دلنشین را از پدر و مادرش به یادگار دارد ،وی از دوران خردسالی توسط مادرش با شعر و آواز آشنا شد.
نام اصلی: شهرام ناظری

نام مستعار: شوالیه

تولد: ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ – ۱۸ فوریهٔ ۱۹۵۰ ‏(۶۶ سال) – کرمانشاه، ایران

ملیت: ایرانی

سبک‌(ها): موسیقی سنتی ایرانی موسیقی کردی – موسیقی مقام ایرانی

استاد(ها): عبدالله دوامی – نورعلی خان برومند – عبدالعلی وزیری – محمود کریمی – محمدرضا شجریان

ساز(ها): سه‌تار

سال‌های فعالیت: از ۱۳۵۴ تا کنون

سازهای برجسته: سه‌تار

شاگرد(ها): گروه بزرگ هم‌آوازان

علت معروف‌شدن: خواندن تصنیف‌هایی از جمله اندک اندک، آتشی در نیستان، شیدا شدم، جهان خرم از آنم

آلبوم معروف: گل صدبرگ – آتشی در نیستان

از معروف‌ترین تصنیف‌های شهرام ناظری می‌توان به تصنیف‌های «اندک اندک» با شعر مولانا، «آتشی در نیستان» با شعر مجذوب تبریزی، «کاروان شهید» با آهنگ محمدرضا لطفی و «شیدا شدم» با شعر خودش اشاره کرد که غالباً از ساخته‌های خود او هستند. تصنیف «شیدا شدم» یک بار با سازهای غربی در کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان و یک بار با سازهای ملی در آلبوم مولویه اجرا شده‌است. هم‌چنین، آثاری که ناظری به زبان مادری‌اش، زبان کردی نیز اجرا کرده، شهرت بسیار دارند. از معروف‌ترین آثار کردیِ ناظری می‌توان به تصنیف‌های قدیمیِ «شیرین شیرین» و «واران وارانه» اشاره کرد که او بازخوانی کرده‌است. ناظری دارای شهرت جهانی است. در سال ۲۰۰۷، از سوی دولت فرانسه نشان لژیون دونور و در سال ۲۰۱۴ «نشان شوالیه ملی لیاقت» فرانسه به او اهدا شد. نیویورک تایمز به او لقب «بلبل فارسی» داده‌است و کریستین ساینس مانیتوراو را «لوچانو پاواروتیِ ایران» نامید.

(بیشتر…)

بهشت از دست آدم رفت ، خواننده محمد اصفهانی

بهشت از دست آدم رفت ، خواننده محمد اصفهانی

خواننده محمد اصفهانی

بهشت از دست آدم رفت ، خواننده محمد اصفهانی 

 

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد
ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن
یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه
یه وقتایی تمام دین  همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن
بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه
خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن
گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم

 

 

 

 

محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

دکتر محمد اصفهانی

دکتر محمد اصفهانی

عکس دکتر محمد اصفهانی

محمدمهدی واعظی‌اصفهانی معروف به محمد اصفهانی (زادهٔ ۱۴ تیر ۱۳۴۵ در تهران)، پزشک، خواننده و آهنگساز پاپ و سنتی ایرانی است. او از خانواده‌ای اصالتاً اصفهانی در تهران متولد شد. محمد اصفهانی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به سال ۱۳۷۶ فارغ‌التحصیل شد. او را با بهره‌مندی از مکتب محمدرضا شجریان و علی جهاندار موسیقی ایرانی آموخت. اصفهانی ابتدا با اجرای آثاری روی اشعار شعرای معاصر مانندفریدون مشیری و همچنین اجرای تیتراژ سریال، پا به عرصه خوانندگی گذاشت.

او در سال ۱۳۷۳ به عنوان اولین تجربه کاری خود تیتراژ سریال آوای فاخته با ترانه‌سرایی ساعد باقری و کارگردانی بهمن زرین‌پور را به عنوان اولین تیتراژ اجرا کرد که از شبکه ۱ پخش شد. او تا به امروز بیش از ۱۵ تیتراژ سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی را اجرای نموده که از این مجموعه می‌توان به تیتراژ سریال‌های یه تیکه زمین، ارمغان تاریکی، ولایت عشق، زیر هشت، تا ثریا، معصومیت از دست رفته، آخرین دعوت، پهلوانان نمی‌میرند، وفا و فیلم سینمایی بوسیدن روی ماه و اخراجی‌ها اشاره کرد.

اصفهانی تا به امروز ۱۴ آلبوم منتشر کرده‌است. او در آلبوم‌های خود با اساتید بزرگ موسیقی چون همایون خرم، بابک بیات، فریدون شهبازیان کار کرده‌است. در میان آلبوم‌های او، آلبوم النور اولین آلبوم او بود که بدون موسیقی منتشر شد که شامل مجموعه ادعیه، مناجات و تواشیح می‌­باشد که تک­‌خوان آن عباس سلیمی و محمد اصفهانی هستند و با گروه تواشیح اهل­ بیت ضبط شده‌­است و سه آلبوم تنهاترین سردار، ولایت عشق واخراجی‌ها به ترتیب موسیقی متن سریالهای تنهاترین سردار، ولایت عشق و فیلم سینمایی اخراجی‌ها می‌باشد و آلبوم تنها ماندم، آلبوم باسازی‌­شده از هفت اثر خاطره‌­انگیز و ماندگار با آهنگسازی همایون خرم می‌باشد و آلبوم نون و دلقک در مورد چارلی چاپلین می‌باشد که طبق آمار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی پاپ تا به امروز در ایران می‌باشد. آلبوم حسرت نیز به علت پخش هم‌زمان نماهنگ آن در صدا و سیما به فروش بالایی دست یافت.

بی‌واژه نام یکی دیگر از آثار محمد اصفهانی است که در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ برابر با ۲ مه ۲۰۱۱ توسط شرکت نشر موسیقی ایران‌گام انتشار یافت، بی‌واژه در فضایی کاملاً جدید منتشر شد، بی‌واژه با نماهنگی دربارهٔ امام رضا همراه بوده که در این آلبوم منتشر شده‌است. شرکت پخش‌کننده آلبوم اعلام کرده‌است که در ۲ هفته اول انتشار این اثر ۲۰۰٬۰۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفته است.

اصفهانی در سال ۹۳ نیز آلبومی ۵ قطعه‌ای به نام شِکوه با موضوعیت «هشت سال دفاع مقدس» منتشر کرد که آهنگسازهای آن‌ها به عهدهٔ کسانی چون مجید اخشابی، علی‌رضا کهن‌دیری و پدرام کشتکار، و شعر ترانه‌ها از کسانی چون آیت‌الله روح‌الله خمینی، سید حسن حسینی و عبدالجبار کاکایی بود.

محمد اصفهانی به عنوان بهترین خواننده پاپ دهه ۸۰ از سوی مجله ترانه‌ماه، نشریه موسیقی پاپ ایران و به عنوان بهترین خواننده تیتراژ سال ۹۱ از طرف موسیقی ما به خاطر تیتراژ سریال یه تیکه زمین انتخاب شد.

زادروز ۱۴ تیر ۱۳۴۵ (۴۹ سال)
۵ ژوئیه ۱۹۶۶
تهران، ایران
محل زندگی تهران
ملیت ایرانی ایران
تبار ایرانی
تحصیلات دکترای پزشکی
از دانشگاه دانشگاه تهران
پیشه خواننده، آهنگساز، پزشک
سال‌های فعالیت ۱۳۷۳ تا اکنون
سبک پاپ، سنتی
تأثیرگذارندگان
آثار آلبومهای بی‌واژه، برکت، نون و دلقک، تنها ماندم، اخراجی‌ها، ولایت عشق، حسرت، فاصله، هفت سین، ماه غریبستان، گلچین و …
خویشاوندان محمدعلی واعظی (پدر)
مرضیه وحید دستجردی (دخترخاله)
جایزه‌ها بهترین خواننده پاپ دهه ۸۰ از سوی مجله ترانه‌ماه
بهترین خواننده تیتراژ سال ۹۱ از سوی موسیقی ما

 

 

زندگی شخصی
۱۳۴۵ تا ۱۳۷۳: اوایل زندگی تا شروع کار حرفه‌ای
در سحرگاه روز ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۴۵  همزمان با میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق حوالی اذان صبح، محمدمهدی واعظی‌اصفهانی در خیابان ۱۷ شهریور تهران به دنیا آمد. پدر او اهل اصفهان بود و مادر او نیز متولد تهران بود. محمدمهدی تحصیلات ابتدایی را در دبستان علوی به پایان برد و در مسابقات قرآن قبل از انقلاب در رده نوجوانان مقام کسب کرد. به خاطر کسب مقام در مسابقات قرآن قرار شد به کویت اعزام شود که این سفر به خاطر مخالفت مادرش لغو شد. او از اوایل کودکی قرائت قرآن کریم را به سه روایت نزد اساتید وقت آموخته و از شیوه‌های مختلف این فن به ویژه شیوه مصطفی اسماعیل بهره‌مند شده‌است. محمدمهدی به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران راه یافت و در سال ۱۳۷۶ فارغ‌التحصیل گردید.

ورود امام خمینی
۱۲ بهمن ۱۳۵۷، مراسم استقبال از امام خمینی با حضور هزاران نفر از مردم سراسر ایران در بهشت زهرا تهران، در کنار مزار شهدای انقلاب اسلامی برگزار شد. در این مراسم تلاوت آیات قرآن کریم توسط محمد اصفهانی که توسط حمید شاهنگیان برای تلاوت قرآن هنگام ورود امام خمینی به فرودگاه مهرآباد انتخاب شد، گفته‌های زهرا شجاعی رئیس سازمان مشارکت زنان را از ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ اینگونه است:

روزی که قرار بود امام وارد ایران شود، دوازدهم بهمن، کمیته‌ای برای استقبال اولیه از ایشان در فرودگاه شکل گرفت. کمیته، نمایندگانی از قشرها مختلف مردم را برای حضور در سالن فرودگاه انتخاب کرد. از میان دانشجویان نیز ۱۵۰ نفر انتخاب شدند، از هر دانشکده‌ای یک خانم و یک آقا انتخاب می‌شد. من هم به عنوان نماینده خانم دانشکده خودمان برای استقبال انتخاب شدم و مهندس علاقه‌مندان از میان آقایان، دانشجویان و دانش‌آموزان چون از نظر سنی از همه کوچکتر بودند، به بالکن برده شدند، اتفاقاً بالکن مشرف به سالن بود. اول قرآن توسط دکتر محمد اصفهانی‌واعظی که آن موقع ۷٬۸ ساله بود، قرائت شد و بعد پیام دانشجویان اجرا شد. آنگاه سرود خمینی ای امام را دانشجویان و دانش‌آموزان اجرا کردند.

 

 

 

موسیقی سنتی ایران دگر چه می خواهی ( استاد بنان )

موسیقی سنتی ایران دگر چه می خواهی ( استاد بنان )

موسیقی سنتی ایران 

غلامحسین بنان، (زادهٔ اردیبهشت ۱۲۹۰ در قلهک، تهران  – درگذشتهٔ ۸ اسفند ۱۳۶۴ در تهران) خوانندهٔ موسیقی کلاسیک ایرانی است که از سال‌های ۱۳۲۱ تا دههٔ ۱۳۵۰ در زمینهٔ موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.

دوران کودکی
پدرش کریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن‌الدوله (برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش‌سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانوپرداخت و در این راه از راهنمایی‌های مادرش، که پیانو می‌دانست بهره‌ها گرفت. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش ناصر سیف بوده‌اند.

فعالیت حرفه‌ای
از سال ۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده‌ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید. روح‌الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت داوود پیرنیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۳۵۰ اهنگ را اجرا کرد و ویژگی صدای وی زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست. بنان هم به آواز قدیمی و کلاسیک ایرانی و هم به نغمات جدید و مدرن ایرانی تسلط داشت. به عنوان مثال تصنیف «الهه ناز». برخی بنان را بزرگترین اجرا کننده سبک وزیری-خالقی می‌دانند. او همچنین در کنار ادیب خوانساری از اجراکنندگان آثار صبا و محجوبی بود. همچنین به مرکب‌خوانی و تلفیق شعر و موسیقی مسلط بود.
ارکستر رادیو، رهبر:روح‌الله خالقی، خواننده:بنان، با شرکتپرویز یاحقی، علی تجویدی، مرتضی محجوبی
در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد روح الله خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده به جا مانده‌است.

در این برنامه‌ها، اساتید موسیقی سنتی چون روح‌الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی، و… با او همکاری داشته‌اند.

سانحهٔ تصادف
در ۲۷ آذرماه ۱۳۳۶، وقتی بنان با اتومبیل شخصی در جادهٔ کرج مشغول رانندگی بود، با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف کرد و در این سانحه چشم راست خود را از دست داد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرد. ابوالحسن ورزی، دوست نزدیک بنان، شعر زیر را تحت تأثیر این واقعه سرود:
بنان بعد از ازدست‌دادن یک چشم، از عینک آفتابی استفاده می‌کرد.
دیدیم چو بازیگریِ دور زمان را

بازیچه گرفتیم همه کار جهان را
مااز گذر عمر به‌جز درد چه دیدیم

تا دل بسپاریم جهانِ گذران را
باری‌ست گران محنت این عمر به دوشم

تا چند کشم زحمت این بار گران را
از بهر نمایاندن غم‌های نهان بود

روزی که دمیدند به تن پرتو جان را
در خرمن صاحب‌نظران برق بلا شد

آن شعله که افروخت چراغ دگران را
آماج بلا جز دل ارباب هنر نیست

سرخط امان داده قضا بی‌هنران را
می‌خواست که در چشم هنر نور نمانَد

آسیب رسانید اگر چشم بنان را
افسوس که تاریک شد آن دیده که می‌دید

با برق نگاهی همه اسرار نهان را
بنان، برای معالجه به خارج از کشور مسافرت کرد و بعد از برگشت از این سفر تصمیم گرفت در مواضع هنری خود بازنگری کند. او می‌گفت: “من از این پس کوشش می‌کنم آثاری اجرا کنم که واجد وزنی شاد و شعری امیدوار کننده‌است. من جداً از ادامهٔ شیوهٔ قدیم که شباهت به مرثیه خوانی دارد خسته شده‌ام، البته در این زمینه سازندگان آهنگ باید با من یاری و همکاری کنند”

 

ازدواج
ازدواج اول:غلامحسین بنان با خواهر کلنل علینقی وزیری ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر به نام گیتی و یک پسر به نام بیژن است.
ازدواج دوم: بنان بعد از همسر اولش، در نهم بهمن ۱۳۴۴ با خانم پری دخت آور ازدواج کرد.

ترانه‌ها
از ترانه‌های بنان می‌توان به:
آهنگ آذربایجان در دستگاه شور، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا در مایهٔ بوسلیک، الهه ناز در مایهٔ دشتی، بهار دل‌نشین در آواز اصفهان، بوی جوی مولیان در آواز اصفهان، تصنیف توشه عمر دردستگاه همایون، یار رمیده، می‌ناب، خاموش، مراعاشقی شیدا در دستگاه سه گاه، من از روز ازل در دستگاه سه گاه، نوای نی در آواز دشتی و سرود ای ایران در مایهٔ دشتی اشاره کرد.
به تصریح همسرش، بنان بهترین اثر خود را حالا چرا و کاروان می‌دانست و می‌گفت: “کاروان را برای بعد از مرگم خوانده‌ام”. اواخر عمر هم دلبستگی عجیبی به ترانهٔ رویای هستی پیدا کرده بود تا آنجا که با این آهنگ می‌گریست.
بنان و نوه‌اش
آوازها
آواز ماهور با غزل سعدی به مطلع «همه عمر برندارم سر از این خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی» و آواز دیلمان با شعر سعدی به مطلع «چنان در قید مهرت پایبندم/ که گویی آهوی سر در کمندم» و همچنین آواز اصفهان برروی غزل «آمد اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود» از کارهای بنان هستند. دیلمان در گلهای رنگارنگ ۲۱۷ب (کاروان) اجرا شده‌است.

فیلم طوفان زندگی
بنان مدتی را نیز به تعیلم فن بازیگری پرداخت و به تصدیق نزدیکانش دارای استعداد زیادی در این زمینه بود. در سال ۱۳۲۷ همراه چهره‌های معروف آن روزگار در فیلمی به نام طوفان زندگی ساخته علی دریابیگی و اسماعیل کوشان بازی کرد که داستان آن در انجمن موسیقی ملیاتفاق می‌افتد. در این فیلم بنان دو ترانه از ترانه‌های معروفش را بطور زنده اجرا می‌کند.

بنان و دیگران
پرویز خطیبی در خاطره‌ای از بنان می‌گوید: «سال ۱۳۳۸ در یک شب سرد زمستانی به یک مجلس عروسی دعوت شدیم. داماد آقای علی اکبر مشکین سلیمی، برادر مصطفی سلیمی مولف و ناشر مجله گلهای رنگارنگ بود. بسیاری از افراد سرشناس و رجال نامی وقت در آن میهمانی حضور داشتند. یک آواز خان حرفه‌ای، با صدای نه چندان خوش مدتی وقت حضار را گرفت و بالاخره مرد جوانی که در بین میهمانان نشسته بود به اصرار برادر عروس که گویا با او نسبتی داشت همراه با تار شروع به خواندن آوازی کرد و ناگهان مجلس آرام گرفت و نفس‌ها در سینه‌ها حبس شد. صدای مرد جوان به زمزمهٔ ارام جویباری می‌ماند که در قلب کوهستان‌ها آدم را به یک خواب شیرین بهاری دعوت می‌کند. هنگام خواندن چهره اش آرام و نگاهش ثابت و معمولی بود، تحریر و کشش خاصی که در آن صدا وجود داشت، یک چیز دیگر بود. چیزی سوای آنچه که تا به امروز شنیده بودم، پیش خود گفتم کیست صاحب این صدا؟ آیا اقبال السلطان است که من صفحاتش را دارم؟ مجلس که تمام شد، سعی کردم صاحب صدا را پیدا کنم اما معلوم شد که او زودتر از دیگران رفته، نزد مصطفی خان برادر عروس رفتم و نام او را پرسیدم، مصطفی خان او را اینطور معرفی کرد: غلامحسین بنان، پسر بنان الملک، از شاهزاده‌های قاجار است.»

مرگ

سنگ مزار پیشین

سنگ مزار کنونی
غلامحسین بنان در ساعت ۶:۴۵ غروب ۸ اسفندماه ۱۳۶۴، پس از اذان مغرب در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت و بر خلاف وصیتش که مایل بود در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شود، در دهم اسفند، در امام‌زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. او مدت‌ها از بیماری دستگاه گوارش و افسردگی رنج می‌برد.
در پی این رویداد، مرکز سرود و آهنگ‌های انقلابی وزارت ارشاد، هنرستان سرود و آهنگهای انقلابی، دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، بیمارستان ایرانمهر و از هنرمندان، محمدرضا شجریان، کاوه دیلمی، هنگامه اخوان، شهرام ناظری، ابوالحسن ورزی، کامکار، تورج نگهبان، جمشید مشایخی، عماد رام و بسیاری دیگر از هنرمندان و دوستان و یاران وی پیام‌های تسلیتی به طور جداگانه صادر کردند.

از سال ۱۳۶۴ یعنی زمان فوت وی تا سال ۱۳۸۹ سنگ قبر بنان تعویض نگردید، سال ۱۳۸۹ به دلیل پاره‌ای از تغییرات در امام‌زاده طاهر کرج و هم‌سطح‌سازی قبور و تعویض همهٔ سنگ قبرهای نزدیک صحن، سنگ قبر بنان نیز تعویض گردید و به شکل کنونی درآمد.

تخریب خانه
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی در ۲ آبان ۱۳۹۲، خانه استاد بنان تخریب شد.

این خانه تاریخی در نیاوران، بلندی‌های جمال‌آباد، نبش کوچه مینا، پلاک ۱۲ قرار داشت. محمد بهشتی، مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی، تخریب این خانه را به مثابه از دست دادن صاحبان تهران می‌داند. بنان از سال ۱۳۵۴ در این خانه دو طبقه زندگی می‌کرد که ایوانی رو به بلندی‌های دماوند داشت.

آلبوم‌ها
آلبوم‌های مشترک
آثار استاد روح‌الله خالقی، انتشار در ۱۳۸۳، در این مجموعه استادان عبدالوهاب شهیدی و غلامحسین بنان اجرای آواز را برعهده داشتند.
مجموعه شاخه گل
مجموعه شاخه گل توسط ایران صدا منتشر شده است.

شاخه گل ۱ (الهه ناز، می ناب): دربرگیرندهٔ تصنیف الهه ناز، آهنگ سازان: روح‌الله خالقی و اکبر محسنی، اشعار از کریم فکور و حافظ شیرازی
شاخه گل ۲: آهنگ سازان: روح الله خالقی و مرتضی محجوبی، تنظیم جواد معروفی، اشعار از شهریار و رهی معیری
شاخه گل ۳
شاخه گل ۴
شاخه گل ۵ (خلوتگه راز): اجرا در دستگاه‌های همایون و شور، آهنگ ساز: مرتضی محجوبی، اشعار از عطار، پروین ریاضی، حافظ، مشتاق اصفهانی، نظام وفا، فروغی بسطامی و عراقی، نوازندگان: رضا ورزنده:سنتور، پرویز یاحقی:ویولن، مرتضی محجوبی:پیانو و فرهنگ شریف:تار
شاخه گل ۶ (جلوه دلدار): آهنگ ساز: مرتضی محجوبی، اشعار از عطار، صائب تبریزی، نظام وفا، عراقی، حافظ، یغما جندقی و منصوره اتابکی (زهره)، نوازندگان: احمد عبادی:سه تار، علی تجویدی:ویولن، مرتضی محجوبی:پیانو، روح‌الله خالقی:ویولن و حسن کسایی:نی
شاخه گل ۷: آهنگ سازان: عارف قزوینی و مرتضی محجوبی، تنظیم: جواد معروفی، اشعار از عارف قزوینی، عطار، فقیه کرمانی، رهی معیری، مهدی حمیدی شیرازی، ابوالحسن ورزی و شیخ نجم الدین کبری، نوازندگان: مرتضی محجوبی:پیانو و لطف‌الله مجد:تار
شاخه گل ۸: آهنگ ساز: مرتضی محجوبی، تنظیم: جواد معروفی، اشعار از مولانا، احمد ناظرزاده کرمانی، رهی معیری، عطار، شمس تبریزی و عراقی، اجرا در دستگاه دشتی و آواز سه گاه، نوازندگان:جواد معروفی:پیانو، حسنعلی وزیری تبار:قره نی، حسینعلی ملاح:ویولن، علی تجویدی:ویولن، فرهنگ شریف:تار و مرتضی محجوبی:پیانو
شاخه گل ۹ (نغمه همایون، تنها تویی): آهنگ ساز: جواد معروفی، اجرا در دستگاه‌های همایون و دشتی، اشعار از رهی معیری، عراقی، حکیم سنایی، فخرالدین عراقی، ابوالحسن ورزی و منصوره اتابکی (زهره)، نوازندگان: احمد عبادی:سه تار، حسن کسایی:نی، مهدی خالدی:ویولن، رضا ورزنده:سنتور و حسین همدانیان:تنبک
شاخه گل ۱۰ (ای ایران): دربرگیرندهٔ تصنیف‌های معروف ای ایران و تا بهار دلنشین، آهنگ سازان: روح‌الله خالقی، مرتضی محجوبی، نصرالله زرین پنجه، موسی معروفی و اکبر محسنی، اشعار از بیژن ترقی، رهی معیری، کریم فکور، ابوالقاسم حالت، نواب صفا و حسین گل گلاب
شاخه گل ۱۱ (آذربایجان (۱)، ای دل بیا): آهنگ ساز: روح‌الله خالقی، اشعار از رهی معیری، عراقی، فروغی بسطامی، عطار، فغانی شیرازی، ازینور اصفهانی و الهی قمی، نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی و احمد عبادی:ویولن
شاخه گل ۱۲ (آمد اما در نگاهش، عشق و مستی): آهنگ سازی و تنظیم: روح‌الله خالقی، اشعار از نظام وفا، بیژن ترقی، ابوالحسن ورزی، عطار، حافظ و عراقی، نوازندگان: حبیب‌الله بدیعی:ویولن، جلیل شهناز:تار، امیرناصر افتتاح:تنبک و تک نوازی جواد معروفی
شاخه گل ۱۳
شاخه گل ۱۴: آهنگ سازان: مهدی خالدی، مرتضی محجوبی، روح‌الله خالقی و حسین یاحقی، تنظیم کننده: روح‌الله خالقی، اشعار از منصوره اتابکی (زهره)، رهی معیری، عارف قزوینی و نواب صف، نوازندگان: مرتضی محجوبی:پیانو، مهدی خالدی:ویولن، علی تجویدی:ویولن و حسین یاحقی:ویولن، دکلمه: روشنک
شاخه گل ۱۵ (آذربایجان (۲)، مرا عاشقی شیدا): آهنگ سازان: روح‌الله خالقی، علی تجویدی و پرویز یاحقی، اشعار از حافظ، رهی معیری، عارف قزوینی، رعدی آذرخشی و منیره طه، نوازندگان: روح‌الله خالقی:ویولن، مرتضی محجوبی:پیانو و پرویز یاحقی:ویولن، دکلمه: روشنک
شاخه گل ۱۶ (برگ سبز ۲۶ و ۱۰۷): اشعار از عطار، اوحدی مراغه‌ای، سعدی، عراقی، فغانی شیرازی، واله‌ای قمی و سیمین بهبهانی، نوازندگان:حبیب‌الله بدیعی:ویولن، حسن کسایی:نی، جلیل شهناز:تار و احمد عبادی:سه تار، دکلمه: روشنک
شاخه گل ۱۷ (مرغ شباهنگ): آهنگ ساز: موسی معروفی، تنظیم کننده:روح‌الله خالقی، اشعار از رهی معیری
مجموعه ترانه‌های بنان[ویرایش]
مجموعه ترانه های بنان توسط انتشارات ماهور منتشر شده است.

چه شورها: آهنگ ساز: روح‌الله خالقی، اشعار از شهریار، رهی معیری، عارف قزوینی، غلامعلی رعدی آذرخشی، علی موید ثابتی و کریم فکور، اجرای ارکستر گل‌ها و ارکستر شماره یک رادیو
نامه‌های گمشده: آهنگ سازان: علینقی وزیری، محمود تاج بخش، مهدی مفتاح، مهدی خالدی، محمود ذوالفنون و عبدالله جهان پناه، اشعار از حسین گل گلاب، حافظ، سعدی، علی صارمی، عبدالله الفت، شهر آشوب، محمود ثنایی، وحشی بافقی و مولانا، نوازندگان:جواد معروفی:پیانو، ابراهیم سرخوش:تار، محمود تاج بخش:ویولن و عبدالله جهان پناه:ویولن
گل‌ریزان: آهنگ ساز:روح‌الله خالقی، اشعار از بیژن ترقی، رهی معیری، عارف قزوینی، نزاری قهستانی، حافظ و حسین گل گلاب، نوازندگان: ارکستر گل‌ها و ارکستر شماره یک رادیو
قصه شب: آهنگ سازان: حسینعلی وزیری تبار، عبدالله جهان پناه، محمود ذوالفنون و مسعود میثاقیان، تنظیم روح‌الله خالقی، اشعار از رضا ثابتی، حافظ، حمیدی، سعدی، بیژن ترقی و فروغی بسطامی، نوازندگان: ابراهیم سرخوش:تار، جواد معروفی:پیانو، سیروس حدادی:فلوت و محمود تاج بخش:ویولن
باد نوبهاری: آهنگ سازان: جواد معروفی، مهدی مفتاح، علینقی وزیری، منوچهر لشکری و عبدالحسین شهنازی، تنظیم روح‌الله خالقی، اشعار از رهی معیری، یزدان بخش قهرمان، حافظ، حسین گل گلاب، ابوالقاسم حالت و فروغی بسطامی، نوازندگان: جواد معروفی:پیانو، مهدی مفتاح:ویولن و منوچهر لشکری:ویولن
گلشن دل: آهنگ ساز: نصرالله زرین پنجه، اشعار از ابوالقاسم حالت، هدایت الله نیرسینا، ابوسعید ابوالخیر، نظام فاطمی، حافظ، پرویز خطیبی، سعدی و تورج نگهبان، نوازندگان: نصرالله زرین پنجه:تار، جواد معروفی:پیانو، محمود تاج بخش:ویولن، ابراهیم سرخوش:تار، سیروس حدادی:فلوت و علی تجویدی:ویولن
افسون سخن: آهنگ ساز: نصرالله زرین پنجه، اشعار از ایرج تیمورتاش، سعدی، عبدالله الفت، نظام فاطمی، طبیب اصفهانی، پرویز خطیبی و اسماعیل نواب صفا، نوازندگان: محمود تاج بخش:ویولن، عباس زندی:سنتور، علی تجویدی:ویولن، جواد معروفی:پیانو و نصرالله زرین پنجه:تار
گریه شمع: آهنگ ساز: نصرالله زرین پنجه، اشعار از سعدی، اعلامی، شهر آشوب، نظامی فاطمی، عبدالله الفت و همای شیرازی، نوازندگان: محمود تاج بخش:ویولن، منصور صارمی:سنتور، ابراهیم سرخوش:تار، لطف‌الله مجد:تار و نصرالله زرین پنجه:تار
جویبار: آهنگ سازان: نصرالله زرین پنجه و علینقی وزیری، اشعار از اعلامی، فروغی بسطامی، ابوالحسن ورزی، کریم فکور، علی اشتری، حسین شاهزیدی و سعدی، نوازندگان: علی تجویدی:ویولن، جواد معروفی:پیانو، ابراهیم سرخوش:تار، یوسف کاموسی:بربط (عود) و محمود تاج بخش:ویولن
پرتوی عشق: آهنگ ساز: نصرالله زرین پنجه، اشعار از یزدانبخش قهرمان، سعدی، حسین شاهزیدی، حافظ، اسماعیل نواب صفا، حافظ، هدایت الله نیرسینا، عبدالله الفت و فروغی بسطامی، نوازندگان: نصرالله زرین پنجه:تار، ابراهیم سرخوش، محمود تاج بخش:ویولن و علی تجویدی:ویولن
رقص مستانه: آهنگ ساز: نصرالله زرین پنجه، اشعار از حسین شاهزیدی، فروغی بسطامی، ابوالقاسم حالت، بیژن ترقی، رهی معیری، عبدالله الفت و حافظ، نوازندگان: ابراهیم سرخوش:تار و محمود تاج بخش:ویولن
مجموعه آشنایی با شیوه آواز بنان[ویرایش]
هم‌چنین امروزه چند آلبوم تحت عنوان آشنایی با شیوه آواز استاد غلامحسین بنان توسط چهارباغ منتشر شده‌اند که برای هنرجویان آواز می‌توانند الگو باشند. بخشی از آوازهای این مجموعه مربوط به اجراهای خصوصی استاد بنان می‌باشند.
کارنامه هنری[ویرایش]
گلهای جاویدان
گلهای جاویدان بدون شماره در «شور»
گلهای جاویدان بدون شماره در «سه گاه»
گلهای جاویدان بدون شماره در «همایون» با سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان شماره ۹۲ در «بیات ترک و ابو عطا
گلهای جاویدان شماره ۹۳ در «شور» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان شماره ۹۸ در «ابو عطا» با تار لطف اله مجد
گلهای جاویدان شماره ۱۱۸ در «ماهور» با ویولون استاد علی تجویدی و سنتور رضا ورزنده
گلهای جاویدان ۱۱۸ مکرر در «ابو عطا» با ویولون استاد مهدی خالدی
گلهای جاویدان ۱۲۴ در «بیات ترک»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۸ در «شوشتری»
گلهای جاویدان شماره ۱۲۹، گلهای جاویدان ۱۳۰
گلهای جاویدان ۱۳۱ در «سه گاه»، گلهای جاویدان شماره ۱۳۲ در «دشتی»
گلهای جاویدان شماره ۱۳۶
گلهای جاویدان شماره ۱۳۷ در «چهار گاه» با پیانو استاد مرتضی محجوبی و استاد علی تجویدی
گلهای جاویدان شماره ۱۳۸
گلهای جاویدان شماره ۱۳۹ در «سه گاه» با استاد جلیل شهناز
گلهای جاویدان شماره ۱۴۳ در «شور»
گلهای جاویدان شماره ۱۴۵ در «شور» با سنتور رضا ورزنده
گلهای رنگارنگ
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۳ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۰۹ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۲۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۴ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۳۶ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ الف در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۰ ب در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ب مکرر
گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۹ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۱ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۴ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۷۶ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۱۹۰ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۱ در «ابو عطا»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۰۵ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۱۰ در «بو سلیک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۰ ب مکرر در «بوسلیک»
گلهای رنگارنگ ۲۱۱ در «سه گاه»
گلهای رنگارنگ ۲۱۶ ب
گلهای رنگارنگ شماره ۲۲۸ در «افشاری»
گلهای رنگارنگ شماره ۳۳۰در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۲ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۴ در «دشتی و ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۳۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۲ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۵ در «همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۴۹ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۰ در «دشتی»
گلهای رنگارنگ بختیاری (محلی)، شماره ۲۵۱
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۲ در «همایون»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۴ در «اصفهان»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۶ در «شور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۵۷ در «ماهور»
گلهای رنگارنگ شماره ۲۶۵ در «اصفهان»
برگ سبز
برگ سبز شماره ۲۷ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۳۱در «افشاری»
برگ سبز شماره ۴۶ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۶۳ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۸۳ در «سه گاه»
برگ سبز شماره ۱۰۷ در «اصفهان»
برگ سبز شماره ۱۴۵ در «همایون»
و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده‌اند. آثار به جا مانده از این هنر مند را حدود ۳۵۰ اثر تخمین زده‌اند.[۲] که بسیاری از آنها هنوز در دسترس عموم قرار ندارند.

کتاب‌ها و یادبودها[ویرایش]
برنامه‌های موسیقیایی تنظیم‌شده به یاد بنان.
۱. «در سوگ بنان»، با صدای محمدرضا شجریان، برگرفته از مراسم چهلمین روز در گذشت بنان.
۲. «یاد یار مهربان»، با صدای کاوه دیلمی با اشعاری از فریدون مشیری و آهنگسازی فرهاد فخرالدینی.
۳. اجرای کنسرت‌های متعدد به یاد بنان با اجرای محمدرضا لطفی و شهرام آقایی پور و هنرمندان دیگر.
کتاب‌های به زیور طبع آراسته شده درباره بنان.
۱. کتاب «از نور تا نوا، غلامحسین بنان استاد آواز ایران» به کوشش دکتر داریوش صبور و همت همسر بنان (پری دخت بنان).
شامل عکسها، زندگینامه، خاطرات و یادبودهای بنان.
۲. کتاب «رویای هستی» به کوشش شهرام آقایی پور.
شامل مجموعه تصنیفها، نت‌ها، زندگینامه و یادواره‌های غلامحسین بنان.
۳. کتاب «نوای جاودان» به کوشش هومن صدر و همسر بنان (پری دخت بنان).
زیوری ماندگار از عکسها، زندگینامه و خاطرات و یادبودهای بنان.

 

دگر چه می خواهی

ترانه سرا:تیمورتاش
آهنگساز: اکبر محسنی
خواننده:بنان
دستگاه:همایون

مرا ز چشمت افکندی دگر چه می خواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی
ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی


به دلم از سوز عشقت آذرها دارم
ز غمت بر جان زارم اخگر ها دارم
به عشقت ای گل دل بستم دگر چه می خواهی
من از تو پیمان بشکستم دگر چه می خواهی


کنون که از پا افتادم در این سرای غم
بیا بگیر ای مه دستم ، دگر چه میخواهی


در دل شب  ،  اخگر بارم  ،  تا روشن گردد شام تارم
گر بشکستی ،  پیمانت را ،    من از مهرت کی دل بردارم

مرا ز چشمت افکندی دگر چه میخواهی
به دیگران دل می بندی دگر چه می خواهی
ز عشق و یاری ای زیبا سخن مگو با من
تو کز غم من خرسندی دگر چه می خواهی .

غلامحسین بنان

غلامحسین بنان

اثری جاویدان از استاد بنان

موسیقی سنتی

موسیقی سنتی

موسیقی سنتی ایرانی

 

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

 

ردیف در موسیقی سنتی ایرانی

 

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

 

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.

 

گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

 

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی – میرزا عبدالله – آقاحسینقلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقاحسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند بصورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و… هستند.    امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

 

دستگاه در موسیقی سنتی ایران

نوشتار اصلی: دستگاه موسیقی

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

 

دستگاه شور

دستگاه سه‌گاه

دستگاه چهارگاه

دستگاه همایون

دستگاه ماهور

دستگاه نوا

دستگاه راست‌پنج‌گاه

 

آواز در موسیقی ایرانی

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید.

آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

 

آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)

آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)

آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)

آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)

آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)2


 

موسیقی سنتی ایران گالری عکس

تاریخچه موسیقی ایرانی

نوشتار اصلی: تاریخ موسیقی ایران

 

سنگ‌نگارهٔ زنان موسیقی‌دان در طاق بستان که در حال نواختن چنگ هستند.

از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱-۱۹۶۶ میلادی، یافت شده است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و میدانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده است. ما به یاری باستان شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده است. در بخشهای دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آنها نگارگری شده است.

 

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.

 

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» و یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

 

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان “داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

 

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاه‌ها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه ‘خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیر اخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

 

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

 

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

 

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و… مشخص می‌نمودند.

 

قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از “اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت.

واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها در باره خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

 

هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید . در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.

 

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز…)گواه این مدعاست.

 

موضوعات مرتبط : موسیقی سنتی ایرانی ، تاریخ و تمدن ایران ، هنر سنتی ایران ، 

موسیقی سنتی از عبدالحسین مختاباد 

سید عبدالحسین مُختاباد امریی (متولد ۱ فروردین ۱۳۴۵ در امره)، آهنگ ساز و خواننده در سبک سنتی ایرانی، عضو اصلاح‌طلب چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران (دوره کنونی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) و رئیس دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی است.

از معروف‌ترین آثار هنری عبدالحسین مختاباد می‌توان به تمنای وصال و شبانگاهان (بازخوانی ترانه به خاطر تو با صدای حمیرا ) اشاره کرد. مختاباد بنیان‌گذار و خواننده عضو گروه رودکی است.

 

موسیقی سنتی ایران

موسیقی سنتی ایران

موسیقی سنتی ایرانی ( Iranian traditional music )

Karna، یکی از آلات موسیقی ایران باستان بوده است ، قرن 6 قبل از میلاد، موزه تخت جمشید.

Karna، یکی از آلات موسیقی فارسی باستان، قرن 6 قبل از میلاد، موزه تخت جمشید.

Karna، یکی از آلات موسیقی فارسی باستان، قرن 6 قبل از میلاد، موزه تخت جمشید.

Karna، یکی از آلات موسیقی فارسی باستان، قرن 6 قبل از میلاد، موزه تخت جمشید.

Karna، یکی از آلات موسیقی فارسی باستان، قرن 6 قبل از میلاد، موزه تخت جمشید.

Karna, one of the ancient Persian musical instruments, 6th century BC, Persepolis Museum.

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

Iranian music, as evidenced by the archaeological records of Elam, the most ancient culture in southwestern Iran, dates back thousands of years. There is a distinction between the science of Music, or Musicology, which, as a branch of mathematics has always been held in high regards in Persia/Iran; as opposed to music performance (Tarab, Navakhteh, Tasneef, Taraneh or more recently Muzik), which has had an uneasy and often acrimonious relationship with the religious authorities and, in times of religious revival, with the society as a whole.


 

موسیقی باستانی و قدیمی ایران زمین

موسیقی در ایران سابقه‌ای دیرینه دارد و به دوران ایران باستان بازمی‌گردد. ایران خاستگاه موسیقی‌هایی غنی و متنوع است و موسیقی سنتی ایران به عنوان یکی از مؤلفه‌های فرهنگ و هنر ایرانی به‌شمار می‌رود. تقریباً تمامی اقوام ایرانی دارای موسیقی محلی خاص خود هستند

 

موسیقی در ایرانتاریخپیش از اسلام           هخامنشیان • اشکانیان • ساسانیان

پس از اسلام            سلجوقیان • ایلخانان • مروگی • صفویان

معاصر    قاجار • پهلوی • مجاز و غیرمجاز • لس‌آنجلسی • زیرزمینی

موسیقی سنتی ایرانی

آواز • سازها • ردیف • مقام • گوشه • دستگاه • بداهه

دیگر سبک‌ها

پاپ • رپ • راک • سمفونیک • جاز • متال • کرال

نواحی

آذربایجانی • ایلامی • باصری • بختیاری • بخشی‌های خراسان شمالی • بلوچی • بندری • ترکمنی • جنوبی • خراسانی • علوانیه • قزوینی • کردی • کرمانی • گیلکی • لری • مازندرانی • همدانی

دینی

زرتشتی • نوروزخوانی • تعزیه • رمضان • صلوات‌خوانی • مداحی

 

موسیقی قدیم ایران

از قرن چهارم تا نهم هجری قمری، موسیقی ایران وضعیت خوبی داشته است. اغلب دانشمندان و فلاسفه در کتاب‌ها و رسالات خود مبحثی را به موسیقی اختصاص داده‌اند. از آن جمله ابو نصر فارابی، بو علی سینا، صفی الدین ارموی، قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغی را می‌توان نام برد. در کتاب‌های قدیم موسیقی ایران تا قرن نهم هجری از واژه «مقام»، «پرده» و «شدّ» استفاده کرده‌اند. در موسیقی قدیم ایران برای نام گذاری پرده‌ها یا نغمه‌ها از حروف ابجد استفاده می‌شده و همپنین دوازده مقام اصلی وجود داشته است که عبارتند از:

۱-عشاق ۲-نوا ۳-بوسلیک ۴-راست ۵-حسینی ۶-حجاز ۷-راهوی ۸-زنگوله ۹-عراق ۱۰-اصفهان ۱۱-زیرافکند ۱۲-بزرگ

این دوازده مقام از هفده درجه یا مایه یا تنالیته اجرا می‌شدند. علاوه بر مقام‌های گفته شده، ۲۴ شعبه یا گوشه نیز وجود داشته که عبارتند از:

۱-دوگاه ۲-سه‌گاه ۳-چهارگاه ۴-پنج‌گاه ۵-عشیرا ۶-نوروز عرب ۷-ماهور ۸-نوروز خارا ۹-بیاتی ۱۰-حصار ۱۱-نهفت ۱۲-عُزال ۱۳-اوج ۱۴-نیرز (نیریز) ۱۵-مُبَرقع ۱۶-رکب ۱۷-صبا ۱۸-همایون ۱۹-زاول (زابل) ۲۰-اصفهانک ۲۱-بسته‌نگار ۲۲-خوزی ۲۳-نهاوند ۲۴-مُحَیّر

موسیقی ایران در دوران قبل از اسلام در دورۀ ساسانیان آهنگ‌های منسوب به «باربد» شامل «هفت خسروانی»، «سی لحن» و «سیصد و شصت دستان» بوده است که با هفت روز هفته و سی روز ماه و سیصد و شصت روز سال مطابق بوده است. در دربار خسرو پرویز در هر برنامه موسیقی، نظم و ترتیب خاصی برای اجرای آهنگ‌ها وجود داشته است. حکیم نظامی گنجوی در منظومه «خسرو و شیرین» سی لحن باربد را به نظم در آورده است.

در دورۀ بعداز اسلام هم یک برنامه موسیقی «نوبت» نامیده می‌شده که شامل «قول»، «غزل»، «ترانه» و «فروداشت» بوده است. در زمان عبدالقادر مراغی از کلمه «قطعه» استفاده می‌شده که مترادف با کلمه «آهنگ» است

موسیقی ایران در دورۀ قاجار

از زمان قاجار در موسیقی ایران از کلمه «دستگاه» استفاده شده است که مترادف کلمه «مقام» است. در زمان ناصرالدین شاه قاجار، ردیف موسیقی ایران به وسیله موسیقیدانان تدوین شد که مهم‌ترین آن‌ها ردیف میرزا عبدالله نوازندۀ تار و سه تار است.

ردیف کنونی ایران شامل هفت دستگاه اصلی به نام‌های «شور»، «سه‌گاه»، «چهارگاه»، «ماهور»، «همایون»، «نوا»، «راست پنج‌گاه» و پنج آواز به نام‌های «ابوعطا»، «افشاری»، «بیات ترک»، «دشتی» و «بیات اصفهان» است.

ردیف موسیقی فعلی ایران با مقامات قدیم موسیقی ایران حلقه‌های مفقوده بسیاری دارد که باید آنها را پیدا کرد. برای مثال «اصفهان» در موسیقی قدیم ایران از دوازده مقام اصلی بوده و «همایون» یکی از گوشه‌های بیست و چهارگانه بوده است


 

 

 

ردیف در موسیقی سنتی ایرانی

 

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

 

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.

 

گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

 

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی – میرزا عبدالله – آقاحسینقلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقاحسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند بصورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و… هستند.    امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.

 

دستگاه در موسیقی سنتی ایران

نوشتار اصلی: دستگاه موسیقی

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

 

دستگاه شور

دستگاه سه‌گاه

دستگاه چهارگاه

دستگاه همایون

دستگاه ماهور

دستگاه نوا

دستگاه راست‌پنج‌گاه

 

آواز در موسیقی ایرانی

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید.

آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

 

آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)

آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)

آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)

آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)

آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)2

 

 

تاریخچه موسیقی ایرانی

نوشتار اصلی: تاریخ موسیقی ایران

سنگ‌نگارهٔ زنان موسیقی‌دان در طاق بستان که در حال نواختن چنگ هستند.

خنیای باستانی ایرانی

موسیقی سنتی ایرانی

از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱-۱۹۶۶ میلادی، یافت شده است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و میدانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده است. ما به یاری باستان شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده است. در بخشهای دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آنها نگارگری شده است.

 

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.

 

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» و یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

 

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان “داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

 

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاه‌ها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه ‘خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیر اخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

 

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

 

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

 

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و… مشخص می‌نمودند.

 

قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از “اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت.

واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها در باره خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

 

هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد.

 

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز…)گواه این مدعاست.

موسیقی سنتی ایرانی منبع ویکی پدیا و گوگل

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

WhatsApp chat