0 Items

ناصر تقوایی فیلمساز، نویسنده و عکاس

ناصر تقوایی فیلمساز عکاس و نویسنده

ناصر تقوایی فیلمساز، نویسنده و عکاس ایرانی

ناصر تقوایی فیلمساز، نویسنده و عکاس ایرانی

ناصر تقوایی (زاده ۱۳۲۰ در آبادان) فیلم‌ساز، عکّاس و نویسندهٔ ایرانی است. تقوایی با فیلم‌سازان دیگری مانند بهرام بیضایی و امیر نادری از پیشگامان جنبشی در سینمای ایران به‌شمار می‌رود که برخی مورّخان سپس‌تر او را «موج نوی سینمای ایران» نامیدند

زادروز

۲۰ تیر ۱۳۲۰ ‏(۷۷ سال)

آبادان

ملیت

ایران

تحصیلات

دیپلم ریاضی و فیزیک

پیشه

نویسنده، عکاس، کارگردان، فیلمنامه‌نویس

سال‌های فعالیت

(۱۳۴۶-اکنون)

تأثیرگذاران

ارنست همینگوی

شهر خانگی

تهران

همسر

شهرنوش پارسی‌پور (۱۳۴۶–۱۳۵۲)

شهيندخت بهزادي

مرضیه وفامهر (؟ -اکنون)

فرزندان

علي تقوائي

تقوایی قبل از شروع کار در سینما، جذب تلویزیون شد و با ساخت سریال تلویزیونی مورد توجه قرار گرفت. وی کارگردان سریال معروف تلویزیونی دایی جان ناپلئون و همچنین برنده جایزه پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو برای فیلم ناخدا خورشید در سال ۱۹۸۸ می‌باشد.

ناصر تقوایی در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۲۰ در آبادان به دنیا آمد. پدرش، علی، کارمند اداره گمرک بود و به همین رو او ناگزیر بود تا همراه پدر به نواحی مرزی جنوب بندرعباس سفر کند. از همان سال‌های نوجوانی به سینما و ادبیات علاقه‌مند شد.

وی دانش‌آموخته دبیرستان رازی آبادان است. او همچنین پسرخاله سیروس مقدم(کارگردان) می باشد.

در کارنامه فیلمسازی تقوایی ۶ فیلم بلند و یک اپیزود از فیلم بلند (اپیزود «کشتی یونانی» از مجموعه «قصه‌های کیش» – ۱۳۷۷) دیده می‌شود که سه تای آن را قبل از انقلاب و سه تا را پس از انقلاب ساخته‌است. تقوایی یک سریال مشهور هم ساخته که مردم او را بیشتر با این مجموعه می‌شناسند. دایی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد، از سریال‌های ماندگار تلویزیون ایران است. اما پیش از همه اینها تقوایی مستندساز بوده. «تاکسی‌متر» که در سال ۱۳۴۶ برای تلویزیون ساخته شد، نخستین فعالیت او در عرصه فیلمسازی محسوب می‌شود. مستندهایی چون «مشهد قالی»، «فروغ فرخزاد»، «اربعین» و «باد جن» مهم‌ترین مستندهای تقوایی‌اند. او پس از انقلاب نیز مستند «تمرین آخر» (۱۳۸۳) را با موضوع تعزیه ساخت. تقوایی فیلم کوتاه تحسین‌شده «رهایی» (۱۳۵۰) را هم در کارنامه دارد. این فیلم در شانزده جشنواره مهم جهانی جایزه گرفت، از جمله شیر طلای ونیز، بهترین فیلم سانفرانسیسکو و جیفونی … تقوایی در سال ۱۳۴۴، در سال قبل از آنکه خودش پشت دوربین یک فیلم کوتاه مستند بایستد، جزو کارکنان فنی فیلم معروف خشت و آیینه ساخته ابراهیم گلستان بود و زیر و بم فیلمسازی را همان‌جا آموخت.

سبک

ویرایش

ناصر تقوایی از معدود سینماگران ایرانی است که ادبیات را خوب می‌شناسد و به قول خودش عاشق ادبیات است. او یک مجموعه داستان هم منتشر کرده که توقیف شد با نام «تابستان همان سال» که مشتمل بر هشت داستان به هم پیوسته‌است. این مجموعه داستان از جمله آثار شاخص ادبیات معاصر است. مدتی هم سردبیر مجله ادبی هنر و ادبیات جنوب بود. شاید همین نکته باعث شده تقوایی در آثارش، بیشتر از همه سینماگران ایرانی به اقتباس ادبی توجه نشان دهد.

«آرامش در حضور دیگران» (۱۳۴۹) براساس نوشته غلامحسین ساعدی، داستان یک سرهنگ بازنشسته و روابط او با دخترانش را روایت می‌کند که البته توقیف هم شد. در این فیلم شاعران سرشناسی چون محمدعلی سپانلو و منوچهر آتشی در نقش خودشان بازی کردند. این فیلم برندهٔ جایزهٔ شیر نقرهٔ ونیز شد.

«صادق کرده» (۱۳۵۱) نوشته خود تقوایی بود که سعید راد، محمدعلی کشاورز و عزت‌الله انتظامی در آن بازی می‌کردند. این تنها فیلمی است که تقوایی در آن از فلاش‌بک استفاده کرده که اتفاقاً فرم مورد علاقه‌اش هم نیست.

«نفرین» (۱۳۵۲) نوشته تقوایی براساس داستان نه چندان برجسته «باتلاق» نوشته میکا والتاری ساخته شد. بهروز وثوقی، جمشید مشایخی و فخری خوروش در فیلم بازی کردند و فیلم گرچه با اقبال عمومی مواجه نشد اما فیلم مورد علاقه تقوایی و منتقدان است.

«ناخدا خورشید» (۱۳۶۵) که اقتباسی از «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی است به گمان بسیاری برترین اقتباس سینمایی سینمای ایران محسوب می‌شود و بی‌تردید تسلط شگرف تقوایی بر ادبیات و البته اقتباس، کارگردانی استادانه در کنار بازی‌های درخشان از امتیازات فیلم به حساب می‌آید. این فیلم جایزه یوزپلنگ برنز جشنواره مهم لوکارنو را هم گرفت.

«ای ایران» (۱۳۶۸) نوشته تقوایی با درونمایه هویت ملی و با بازی اکبر عبدی، حسین سرشار و غلامحسین نقشینه، موسیقی ناصر چشم‌آذر و فیلمبرداری محمود کلاری در لوکیشن ماسوله ساخته شد. فیلم به دلایلی از بخش مسابقه جشنواره فجر کنار گذاشته شد.

«کاغذ بی‌خط» (۱۳۸۰) نوشته تقوایی و مینو فرشچی آخرین فیلم تقوایی تا به امروز است. گرچه فیلم به گمان برخی، قوت فیلم‌های دیگر تقوایی را ندارد ولی همچنان استادانه و دقیق کارگردانی شده. آنچه تقوایی را به عنوان یک استثنا در سینما مطرح می‌کند تنها کیفیت بالای آثارش نیست، بلکه انبوه کارهای ناتمامی است که در کارنامه دارد. مطمئناً مقصر تمام این «ناتمام‌ها» کمال‌گرایی و تیزبینی اجتماعی تقوایی نیست و در برخی از موارد شرایط و وقایع مختلف حکومتی نیز سهیم بوده‌اند.

منبع : ویکی پدیا 

ابتکار و خلاقیت رامبد جوان

ابتکار و خلاقیت رامبد جوان

من عاشق این ادم هستم ، چفدر یک نفر میتونه احساس و انرژی خرج کند . برنامه خندوانه و اقای رامبد جوان , یک تنه و اماده

گروه فن و هنر ایران زمین افتخار کار برای هنرمند رامبد جوان را دارد .

رامبد جوان

رامبد جوان هنرمند و کارگردان ایرانی

رامبد جوان هنرمند و کارگردان ایرانی

معرفی هنرمندان٬ هنرمند٬ بازیگر٬ کارگردان٬

درگیر یکی از پروزه های اقای حائری مهندس و دیزاینر حرفه بودیم که به ما اعلام کردند برای اندازه گیری کار آقای جوان به لواسان بروید ، در آن لحظه اصلا به ذهنم نرسید که این آقای جوان همان رامبد جوان بازیگر و مجری و کارگردان محبوب است . وقتی وارد کچه پس کوچه های محله شدم از مسیر پیچ و سرپایینی که به پایین میرفتیم و دنبال آدرس میگشتیم , به آقای رزاقی گفتم این ادم یه هنرمنده , گفت چطور گفتم به درودیوار و منظره ها نگاه کن , اینجا محیط و نمای خیلی جالبی داره , بطور کل احساسم عوض شد مثل اینکه داریم وارد یه باغ میشیم . به انتهای کوچه که رسیدم یه خونه چوبی رو دیدم که بسیار استادانه و مهندسی ساخته شده بود . گفتم دیدی , نگاه کن درکل ایران بگردی یه همچین خونه ای پیدا نمیکنی و بعد از چند ساعتی متوجه شدم این آقای جوان همان رامید جوان است و چه انتخابی .

تصمیم گرفتم در وبسایت صفحه برای آقای جوان بسازم . نمیدانستم اطلاعات بیشتر را چگونه پیدا کنم . چی بنویسم که با شخصیت جداب و نگاه حرفه ای این انسان جور دربیاد . به همین خاطر سعی کردم بیشتر درک و نظر شخصی خودم را بیان کنم با چند عکس . امیدوارم مورد توجه شما کاربران عزیز قرار گیرد .

عکس رامبد جوان و جناب خان و جناب فردوسی پور

عکس رامبد جوان و جناب خان و جناب فردوسی پور

صحبتی با هنرمند رامبد جوان : گروه فن و هنر ایران زمین تشکیل شده از هنرمندان و متخصصان ایران زمین , من سعی دارم ( هدفم , ارزوم چیزی که براش دوندگی میکنم ) من در این مسیر سالیان درازی است قدم برمیدارم . رویای من ساخت محصولی لوکس و لاکچری به نام ایران است . از فرهنگ و هنر ایران زمین .  شما هم از هنرمندان این مرز و بوم هستید . ما نیز فن آوران و هنر مندان این سرزمین هستیم . ارزومه یه روز بتونم دوباره ببینم نه اینکه در تاریخ بخوانم . میخواهم ببینم شیشه گران ایرانی , چلنگران , ارسی سازان و گره چین کاران , رنگ سازان و همه هنرمندان این مرز و بوم به کار و فعالیتی هدفمند مشغول هستند و محصولی را به جهان ارائه می دهند که هیچ جای جهان پیدا نمی شود .  متاسفانه چند سالی است میبینیم هنر شیشه گری , گره چینی , و.. در کشور های همجوار در حال ساخت است و هنرمندان ایرانی بیکار تر از همیشه در حال فراموشی ترفند ها و فن و هنر شان هستند . خواهش میکنم شما بداد ما برسید . من به سهم خودم این سایت را با تلاش شبانه روزی برپاکردم . کارگاهی دارم که در آن به آموزش هنر های چوبی , چلنگری و رنگ سازی مشغول هستم ولی این تاثیر کمی دارد . تاثیر کار من زمانی نشان داده می شود که شما هنرمندان از هنرمندان هنرهای دستی حمایت کنید . مگر میشود هنرمند حرف هنرمند را نشنود یا احساس نکند .

رامبد جوان اصالتا تبریزی است ولی بچه تهرانه  , او متولد  1350 است . یک بازیگر، کارگردان و مجری توانای ایرانی است.

 

 

ابتکار جالب «رامبد جوان» برای اولین بار در دنیا

 

(بیشتر…)

علی حاتمی

علی حاتمی

علی حاتمی

Ali Hatami was an Iranian film director, screenwriter, art Director and costume designer.

Ali Hatami was an Iranian film director, screenwriter, art Director and costume designer.

درباره علی حاتمی

درباره علی حاتمی

علی حاتمی (۲۳ مرداد ۱۳۲۳ تهران – ۱۵ آذر ۱۳۷۵ تهران) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده سینما بود.

حاتمی در جایی متولد شد شبیه همان جایی که رضا خوشنویس در هزاردستان به مفتش آدرس می‌دهد؛ خیابان شاهپور، خیابان مختاری، کوچهٔ اردیبهشت. او دانش‌آموخته ازدانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است. علی حاتمی حداقل ۱۵۵ فیلم بلند سینمایی و مجموعهٔ تلویزیونی ساخته‌است.

اولین اثر سینمایی حاتمی در سال ۱۳۴۸ با عنوان حسن کچل ساخته شد و آخرین فیلم نیمه‌تمامش با نام جهان پهلوان تختی که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های سینمایی او بعد از مجموعهٔ هزاردستان بود،  به علت مرگ ناشی از بیماری سرطان نافرجام ماند. پس از مرگش نیز دو فیلم مبتنی بر هزاردستان با تدوین واروژ کریم‌مسیحی (به نام‌های کمیتهٔ مجازات و تهران روزگار نو) ساخته شد.

 

طعنه فردین به همسر علی حاتمی: وقتی کارگردان عاشق بازیگر شود، آن فیلم، دیگر فیلم‌بشو نیست!
مطلب ارسال شده درباره 2 سال گذشته | 5 نظرات
سینماژورنال: زهرا خوشکام همسر علی حاتمی از جمله بازیگران سینمایفارسی بود که بعد از ازدواج با علی حاتمی حضورش محدود شد به ایفای نقش در آثار همسر.

به گزارش سینماژورنال این بازیگر که این روزها و بعد از مدتها دوری از بازیگری با درام عاشقانه “در دنیای تو ساعت چند است؟” ساخته صفی یزدانیان به سینماها آمده است همواره حرفهای جالب و شنیدنی درباره زندگی خود با حاتمی داشته است.

یکی از جالب ترین گفته های وی ماجرایی است که به ازدواج وی با علی حاتمی منجر شد. خوشکام در گفتگو با علیرضا حسن خانی در “فیلم” در کنار صحبت درباره “در دنیای تو…” درباره حضورش در پروژه ای به نام “مترسک” که به عشق میان او و همسر مرحومش منجر شده سخن گفته است.

یک ربع از فیلم گرفته شده بود که حاتمی آمد و گفت قرار است با احمد شیرازی کار کنیم

وی درباره حضور در فیلم ناتمام “مترسک” به کارگردانی علی حاتمی می گوید: من در شمال بودم که از دفتر آقای فردین که تهیه کننده “مترسک” بودند با من تماس گرفتند و گفتند علی حاتمی دنبال چهره ای میگردد که نقش اول “مترسک” را بازی کند و من رفتم و تصمیم همان جا گرفته شد که فیلم را بازی کنم. لوکیشن ما در شمال بود. حدود یک ربع از فیلم را فیلمبرداری کرده بودیم که یک روز آقای حاتمی نیامدند و گفتند قرار است با احمد شیرازی(فیلمبردار) کار کنیم. به من برخورد و من هم آن روز کار نکردم. شب که آقای حاتمی آمدند گفتم: “چرا نبودید؟” که گفتند با تهیه کننده بحث شان شده. خلاصه من هم دلخوریم را گفتم و تا دیروقت کنار دریا مشغول صحبت بودیم.

فردین گفت کارگردان که عاشق بازیگر شود نتیجه اش میشود این!

خوشکام ادامه می دهد: صبح ساعت ۵ از هتل رفتیم برای فیلمبرداری. داشتیم برای کار آماده می شدیم که یادم افتاد کلاه گیسی را که باید در آن صحنه استفاده می کردم در هتل جا گذاشته ام. تا بروند و کلاه گیس را از هتل بیاورند آقای فردین رسیدند و ما را دیدند که بیکاریم. گفتند پس چرا کار نمی کنید؟ قضیه کلاه گیس را گفتیم و همین که این را گفتیم فردین عصبانی شدند و گفتند: بله، وقتی کارگردان عاشق بازیگر فیلم شود و تا ساعت یک نصف شب بروند لب دریا، آن فیلم، همین میشود. بعد هم کار را تعطیل کردند.

وی می افزاید: آن جا بود که فهمیدم این آمدنها و رفتنها و نگاههای علی حاتمی چه معنایی می داده. ما برگشتیم هتل و فیلم به هم خورد. آقای فردین گفتند وقتی کارگردان عاشق بازیگرش شود آن فیلم، دیگر فیلم بشو نیست.

بعد از ازدواج با حاتمی، تمامی قراردادهایم را فسخ کردم و تمام پیش قسطها را پس دادم

زهرا خوشکام که بعد از ازدواج با حاتمی نام خانوادگی خود را همنام همسرش کرد درباره ماجرای خواستگاری علی حاتمی از خودش بیان می دارد: ما با ماشین کامران قدکچیان به سمت تهران رفتیم. علی توی ماشین به من پیشنهاد ازدواج داد و من هم همان جا قبول کردم. خلاصه آمدیم تهران و بعد از یک هفته عروسی برگزار شد.

این بازیگر درباره رفتار سینماییها با وی بعد از ازدواجش بیان می دارد: سینماییها اصلا بایکوتم کردند چون تمامی قراردادهایم را فسخ کردم و کار نکردم و همه پیش قسطهایی که گرفته بودم را پس دادم و کلی فیلم به هم خورد و در مواردی مجبور شدند بازیگر دیگری جایگزین کنند.

خودم خواستم کم کار باشم

زهرا حاتمی درباره کم کردن فعالیتش بعد از ازدواج با علی حاتمی و اینکه آیا حاتمی مخالف بازی او بوده می گوید: من سه ماه پس از ازدواجم باردار شدم و عملا نمی توانستم بازی کنم. علی زرنگتر از این حرفها بود که بخواهد چیزی را به من تحمیل کند. شاید به شکل نامحسوس و غیرمستقیم این کار را می کرد اما این خواسته خودم هم بود و ناراضی نبودم.

تاريخ انتشار: یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴ – ۱۸:۵۸
برچسب‌ها: خواستگار, در, زری خوشکام, زهرا حاتمی, علی حاتمی, مترسک, محمدعلی فردین

داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی

بیوگرافی کامل داریوش مهرجویی + عکس

بیوگرافی کامل داریوش مهرجویی   داریوش مهرجویی در ۱۷ آذر ۱۳۱۸ در تهران در محلهٔ شاپور،در خانواده‌ای از طبقه متوسط متولد شد. وی کارگردان , فیلم نامه نویس و مترجم است , در کودکی تحت تاثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار می‌گیرد. خود در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۵۱ در این باره می‌گوید:  «مادر بزرگم از آن نمازخوان‌های دوآتشه بود؛ و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزده‌سالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزه‌ام یک آن ترک نمی‌شد. […] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزه‌ام به حساب می‌آمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»

 

بیوگرافی کامل داریوش مهرجویی

 

داریوش مهرجویی در ۱۷ آذر ۱۳۱۸ در تهران در محلهٔ شاپور،در خانواده‌ای از طبقه متوسط متولد شد. وی کارگردان , فیلم نامه نویس و مترجم است , در کودکی تحت تاثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار می‌گیرد. خود در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۵۱ در این باره می‌گوید:«مادر بزرگم از آن نمازخوان‌های دوآتشه بود. و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزده‌سالگی، شدم بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزه‌ام یک آن ترک نمی‌شد.اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزه‌ام به حساب می‌آمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجا کدر شد و ایمانم رفت از دست.»در نوجوانی به موسیقی علاقه‌مند می‌شود و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقی، آقای زندی، هم می‌رود اما نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب می‌شناخت به نواخت سنتور پرداخت و بعد به موسیقی کلاسیک غربی آشنا می‌شود و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو می‌پردازد.

در ۱۷ سالگی به سینما علاقه‌مند می‌شود و برای درک بهتر فیلم‌های روز به آموختن زبان انگلیسی می‌پردازد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر می‌شود و سپس بیست ساله بود که برای ادامهٔ تحصیل به کالیفرنیا در آمریکا رفت. نخستن به خواندن سینما رو آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسی‌ال‌ای در لس‌آنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریهٔ پارس ریویو در لس‌آنجلس را به‌عهده گرفت و سال بعد به تهران آمد و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود به نام الماس ۳۳ که فیلمی بسیار پرهزینه بود را ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینهٔ بالای ساخت آن شکستی تجاری محسوب می‌شد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد, اما در ۱۳۴۸ با هم‌کاری غلامحسین ساعدی فیلم‌نامهٔ گاو را از روی یکی از داستان‌های کوتاه عزادارن بیل نوشتهٔ ساعدی نوشت و کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنواره‌های بین‌المللی به ارمغان آورد.

گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفهٔ چند سالهٔ پس از انقلاب ۱۳۵۷ و وقایع بعد از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلم‌سازان مطرح و پرکار ایرانی بوده‌است.وی ابتدا با فریال جواهریان ازدواج کرد که یکی از طراحان صحنه و لباس نامی سینمای ایران به شمار می رفت اما این ازدواج با طلاق پایان گرفت.سپس وی با وحیده محمدی فر که از فیلمنامه نویسان سینماست ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دختری به نام مونا است.محمدی فر در فیلمهای متاخر مهرجویی، نقش بازوی فعال وی را داشته است.

 

فیلم‌شناسی
کارگردان

* – الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
* – گاو (۱۳۴۸)، تهیه‌کننده، نمایش داده شده در جشنواره‌های کن، برلن، مسکو، لندن، لوس‌انجلس و… و پخش شده در اغلب کشورهای آسیایی، اروپایی و آمریکایی.
* – آقای هالو (۱۳۴۹)، نمایش داده شده در جشنواره‌های برلن، مسکو، لندن و…
* – پستچی (۱۳۵۱)، فیلم هفتم از ده فیلم برگزیدهٔ جهان توسط منتقدین انگلیسی سالنامهٔ فیلم بولتن، ۱۹۷۱م.
* – دایره مینا (۱۳۵۷)
* – مدرسه‌ای که می‌رفتیم (۱۳۵۹)
* – اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)، تدوین
* – شیرک (۱۳۶۶)، تهیه‌کننده
* – هامون (۱۳۶۸)، تهیه‌کننده
* – بانو (۱۳۷۰)
* – سارا (۱۳۷۱)، تهیه‌کننده
* – پری (۱۳۷۳)، تهیه‌کننده
* – لیلا (۱۳۷۵)، تهیه‌کننده
* – درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیه‌کننده
* – داستان‌های جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
* – میکس (۱۳۷۸)، تهیه‌کننده، طراح صحنه و لباس
* – بمانی (۱۳۸۰)، تهیه‌کننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
* – مهمان مامان (۱۳۸۲)، تهیه‌کننده
* – سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
* – فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
* – تهران در جستجوی زیبایی (اپیزود اول، طهران، تهران) (۱۳۸۷)
* – آسمان محبوب(۱۳۸۸)

فیلم‌نامه نویس

الماس ۳۳-۱۳۴۶
گاو -۱۳۴۷- با همکاری غلام‌حسین ساعدی-بر اساس مجموعه داستان عزاداران بَیَل نوشته غلامحسین ساعدی
آقای هالو-۱۳۴۸-با همکاری علی نصیریان-بر اساس نمایش‌نامه‌ای به همین نام از علی نصیریان
پستچی-۱۳۴۹
دایره مینا-۱۳۵۲-با همکاری غلام‌حسین ساعدی-بر اساس داستان آشغالدونی از غلامحسین ساعدی
الموت-۱۳۵۴
قنات-۱۳۵۵-با همکاری هوشنگ گلشیری-بر اساس داستان معصوم سوم از هوشنگ گلشیری
مدرسه‌ای که می‌رفتیم-۱۳۵۹-با همکاری فریدون دوستدار
تسخیر شدگان- ۱۳۶۰-بر اساس رمانی به همین نام از فئودور داستایوسکی
سفر به سرزمین آرتور رمبو-۱۳۶۲
اجاره‌نشین‌ها-۱۳۶۵
شیرک-۱۳۶۶-با همکاری کامبوریا پرتوی
هامون-۱۳۶۸
بانو -۱۳۶۹-با همکاری ویریدیانا، لویس بونوئل
کارآگاه یحیی-۱۳۷۰
سارا-۱۳۷۱-بر اساس خانه عروسک هنریک ایبسن
پری-۱۳۷۳-بر اساس فرانی و زویی نوشتهٔ جروم دیوید سالینجر
لیلا- ۱۳۷۵-با همکاری مهناز انصاریان
درخت گلابی-۱۳۷۶-بر اساس داستانی به همین نام از گلی ترقی
میکس-۱۳۷۸
مولوس کورپوس-۱۳۷۸-براساس داستانی از غلامحسین ساعدی
بمانی-۱۳۸۰-با همکاری وحیده محمدی‌فر
مهمان مامان-۱۳۸۲-با همکاری هوشنگ مرادی کرمانی , وحیده محمدی‌فر-بر اساس داستانی به همین نام از هوشنگ مرادی کرمانی
سنتوری-۱۳۸۶-با همکاری وحیده محمدی‌فر

سایر فیلمهای داریوش مهر جویی

* – ایثار(۱۳۵۵)، فیلم مستند کوتاه برای مرکز انتقال خون.
* – الموت(۱۳۵۵)، فیلم بلند مستند داستانی در بارهٔ اسلام، تشیع ئ اسماعیلیان برای تلویزیون ملی ایران. تا کنون نمایش داده نشده‌است.
* – انفاق(۱۳۵۶)، فیلم کوتاه مستند، ۱۰ دقیقه، برای مرکز انتقال خون.
* – بخشش(۱۳۵۶)، فیلم کوتاه مستند، برای مرکز انتقال خون.
* – پیوند کلیه(۱۳۵۷)، فیلم کوتاه مستند، برای وزارت بهداشت و درمان
* – سفر به سرزمین رمبو(۱۳۶۲). فیلم مستند داستانی برای تلویزیون فرانسه. براساس زندگی آرتور رمبو

حضور جهانی
ساخته شدن فیلم «گاو» در آخرین سال‌های دههٔ ۴۰ خورشیدی سینمای ایران را که تا پیش از آن حضور کم‌رنگی در جشن‌واره‌های جهانی داشت به عنوان سینمایی متفکر و قابل اعتنا به منتقدان جهانی معرفی کرد. «سینمای ایران اگر تولد خود را مدیون سپنتا و مردان پیشگامی باشد که پس از وی آمدند، شناسایی جهانی خود را بی‌تردید به داریوش مهرجویی مدیون است.»

جوایز
در این بخش جوایزی که داریوش مهرجویی به عنوان کارگردان یا فیلم‌نامه‌نویس یا تهیه‌کننده برنده شده‌است به تفکیک فیلم‌ها آمده‌است.

گاو
* ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) – جایزهٔ بهترین فیلم‌نامه از دومین جشنوارهٔ سپاس، برای فیلم گاو.
* ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) – جایزه دوم بهترین فیلم در فستیوال بین‌المللی فیلم تهران.
* ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) – جایزهٔ منتقدان بین‌المللی (مجمع بین‌المللی منتقدان فیلم)، سی و دومین دورهٔ جشنوارهٔ ونیز. برای فیلم گاو.
* بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران، در رای‌گیری منتقدان سینمایی ایران سال‌های ۱۳۵۱، ۱۳۶۷، ۱۳۷۸.

آقای هالو
* ۱۳۵۰ – بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه و جایزهٔ اول به عنوان بهترین فیلم، جشنواره‌ٔ سپاس برای فیلم آقای هالو.
* – ۱۹۷۱م. ۱۳۵۰ه.خ. جایزهٔ مخصوص هیئت داوران جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم مسکو. برای فیلم آقای هالو.

پستچی
* ۱۹۷۲ – جایزهٔ کلیسای پروتستان‌ها و پلاک طلایی هیات داوری جشنوارهٔ جهانی فیلم برلین.
* ۱۹۷۵ – جشنوارهٔ جهانی رتردام هلند، بهترین فیلم.
* ۱۹۷۲ – تقدیر شده در جشنوارهٔ جهانی فیلم ونیز.
* ۱۹۷۲ – فیلم هفتم ار ده فیلم برگزیدهٔ جهان توسط منتقدان انگلیسی سالنامهٔ «فیلم بولتن».

دایره مینا
دایرهٔ مینا در جشنواره‌هایی متعددی از قبیل پاریس، برلین، وایدولید (اسپانیا)، سینماتک اونتاریو (کانادا)، موزهٔ هنرهای زیبای بوستون (آمریکا)، جشنواره فیلم بین‌المللی هنگ کنگ (هنگ کنگ)، … به نمایش درآمد و جوایزی را نصیب خود کرد.
* ۱۹۷۷ – جایزهٔ بزرگ «آنتن دو» از جشنوارهٔ جهانی فیلم پاریس.
* ۱۹۷۸ – جایزه ویژهٔ بین‌المللی کاتولیک‌ها، جشنوارهٔ جهانی فیلم برلین.
* ۱۹۷۸ – جایزهٔ منتقدین بین‌المللی از جشنوارهٔ جهانی فیلم برلین.
* ۱۹۸۰ – جایزه بهترین فیلم، جشنواره فیلم پراد فرانسه.

مدرسه‌ای که می‌رفتیم
* ۱۹۸۴ – نمایش در بخش خارج از مسابقه در جشنوارهٍ نانت.

هامون
* ۱۳۶۸ (۱۹۹۰) – سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و فیلم‌نامه جشنواره سینمایی فجر.
* ۱۹۹۱ – جایزهٔ برنز بهترین فیلم در بیست و چهارمین جشنوارهٔ جهانی فیلم هیستون.
* ۱۹۹۱ – جایزهٔ سوم جشنوارهٔ جهانی فیلم توکیو.
* برگزیده شده به عنوان «بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران» در شماره‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ ماهنامهٔ سینمای فیلم، توسط خوانندگان.

بانو
* ۱۹۹۸ – جایزهٔ ویژهٔ «فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های فیلم» و نمایش در بخش «فروم» جشنواره برلین.

سارا
* ۱۹۹۳ – جایزهٔ «صدف طلایی» بهترین فیلم در چهل و یکمین جشنوارهٔ جهانی فیلم سن‌سباستین اسپانیا.
* ۱۹۹۳ – سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه جشنواره سینمایی فجر.
* ۱۹۹۳ – جایزهٔ نقرهٔ بهترین فیلم در جشنوارهٔ فیلم نانت- سه قاره، فرانسه.
* ۱۹۹۴ – جایزهٔ دوم بهترین فیلم منتخب تماشاگران در جشنوارهٔ جهانی فیلم «رن» فرانسه.
* ۱۹۹۴ – برندهٔ جایزه از هجدهمین جشنوارهٔ جهانی فیلم سائوپائولو، برزیل.
* ۱۹۹۵ – برندهٔ جایزه از دوازدهمین جشنوارهٔ جهانی فیلم حراره، زیمباوه.

پری
* ۱۹۹۵ – سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره سینمایی فجر.

لیلا
* ۱۹۹۵ – بهترین کارگردانی در اولین جشن سینمای ایران.
* ۱۹۹۵ – بهترین فیلم‌نامه در اولین جشن سینمای ایران.
* کسب عنوان «موفق‌ترین فیلم ایرانی» با ۲۹ حضور بین‌المللی در سال ۱۳۷۷.

بمانی
* ۲۰۰۳ – جایزهٔ ویژهٔ جشنوراهٔ بروکسل، بلژیک.

مهمان مامان
* ۲۰۰۴ – برندهٔ جایزهٔ بهترین فیلم بیست و دومین جشنواره جهانی فیلم فجر، تهران.

سایر
* – ۱۳۸۵ جایزه یک عمر فعالیت تأثیر گذار فرهنگی، جایزه یلدا، به همت انتشارات کاروان و ماهنامه جشن کتاب
* ۲۰۰۴ – تقدیر برای یک عمر فعالیت هنری در جشنوارهٔ زردآلوی طلایی در ارمنستان.

سانسور و توقیف
داریوش مهرجویی در پشت صحنهٔ فیلم‌برداری دایرهٔ مینا (۱۳۵۳) این فیلم به مدت سه سال توقیف بود.«بیشتر فیلمهای مهرجویی، ناخواسته تیغ دردناک سانسور را پذیرفته‌اند»«او احتمالا تنها فیلمسازی است که هم پیش از انقلاب فیلمهایش توقیف شده، و هم پس از انقلاب.» در جدول زیر فاصله‌ٔ بین ساخته شدن و اجازهٔ پخش گرفتن فیلم‌های مهرجویی آمده‌است. فیلم الموت که در سال ۱۳۵۵ ساخته شد و فیلم بلند مستند سینمایی بود و در مورد اسلام و تشیع و اسماعیلیان بود و برای تلویزیون ملی ایران ساخته شده بود هرگز به نمایش در نیامد و گفته شد فیلم مفقود شده‌است. فیلم سنتوری هم که در ۱۳۸۵ ساخته شده‌است به دستور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم اجازهٔ اکران عمومی نگرفت تا این که در دولت دهم بدون اکران عمومی وارد شبکهٔ خانگی (ویدیویی) شد.

آثار مکتوب
ترجمه
* – بعد زیبایی شناختی و زیباشناختی واقعیت اثر:هربرت مارکوزه
* – جهان هولوگرافیک اثر: مایکل تالبوت، انتشارات هرمس
* – یونگ، خدایان و انسان مدرن اثر آنتونیو مورنو
* – نمایشنامه‌های غرب واقعی و طفل مدفون اثر: سام شپارد
* – آوازه‌خوان طاس و ترس اثر اوژن یونسکو

رمان
* – به خاطر یک فیلم بلند لعنتی اثر: داریوش مهرجویی

سایر
* ۱۳۴۵-۱۳۴۴ سردبیر مجلهٔ پارس‌ریو منتشر شده در لوس آنجلس
* ۱۳۴۴ – بوف کور، رساله‌ای درباره رمان صادق هدایت به زبان انگلیسی
* ۱۳۴۶ – مقالهٔ مفتش بزرگ و روشن‌فکران رذل داستایوسکی

ویکی پدیا

بیوگرافی کامل داریوش مهرجویی

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷) فیلم‌ساز، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر سرشناس ایرانی است. از کارهای وی می‌شود کارگردانی فیلم و نمایش،تدوین فیلم، تهیهٔ فیلم، مقاله‌نویسی، نگارش یکی دو داستان و چند شعر و بیش از چهل فیلمنامه و بیش از سی نمایشنامه و انبوهی پژوهش تاریخی منتشر شده و نشده، استادی در دانشگاه و غیر از دانشگاه و چند سالی نیز کارمندی را برشمرد. بیضایی از فیلم‌سازانِ صاحب‌سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجستهٔ ادبیات نوین فارسی به شمار می‌رود. برخی از نمایشنامه‌های بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبان‌های دیگری درآمده و در آسیا و اروپا و امریکای شمالی چاپ و اجرا شده است. ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب ونمایش‌هایی بر صحنه‌های شهرهای مختلف ایران و گاه غیر از ایران از سال ۱۳۴۱۱ به بعد کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد.

بیضایی در تهران به دنیا آمد. پدرش شاعر بود و در جوانی از آران به تهران کوچیده بود. بیضایی در مدرسه شاگرد زرنگی نبود؛ ولی گروهی از نویسندگان و هنرمندان و ادیبانِ آینده مانند داریوش آشوری و محمدعلی سپانلو و عبدالمجید ارفعی و بهرام بیضایی با یکدیگر هم‌درس بودند. بیضایی نیز نویسندگی را از همین دوران آغاز کرد و نوشته‌های ماندگاری مانند آرش را با الهام از مهدی اخوان ثالث و در واکنش به «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی پدید آورد. او از مدرسه می‌گریخت و در سینه کلوب فیلم تماشا می‌کرد. سپس‌تر از رشته ادبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران کناره گرفت. ولی حاصل پژوهش‌هایش را به صورت کتاب نمایش در ایران چاپ کرد، که یگانه منبع مهمّ تاریخ نمایش ایرانی شد.  همزمان به نمایشنامه‌نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه‌های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می‌کردند. اغلبِ نخستین نمایشنامه‌هایش – مانند پهلوان اکبر می‌میرد – با نمایش گروه هنر ملّی کامیابی یافت؛ هرچند گاه جلال آل احمد به تندی به کارش اعتراض کرد. سال ۱۳۴۴۴ با منیراعظم رامین‌فر ازدواج کرد. بیضایی در اوایل دهه ۱۳۴۰ از اعضای گروه طرفه و از هنگام تشکیل کانون نویسندگان ایران از بنیانگذارنش و به همین خاطر آماج بدگمانی ساواک بود. وی سال ۱۳۵۷ از کانون کناره گرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشگاه تهران و نیز فیلم‌سازی گذرانید. چریکه تارا را در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن ۱۹۸۰ به نمایش درآورد. یک سال پیش‌تر، پس از چندی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد، که در ۱۳۶۰۰، سال اخراج دوباره‌اش این بار از کرسی استادی دانشگاه تهران، فیلم هم شد. پس از نمایش مرگ یزدگرد تا هجده سال امکان کار تئاتری نداشت، هرچند با پیگیری فراوان توانست چند فیلم بسازد. سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد.

از سال ۱۳۷۶۶ دوباره کار تئاتر دست داد و بیضایی به شوق نمایش از اقامت کوتاهش در استراسبورگ دست شست و تا ۱۳۸۶۶ به تفاریق توانست برای چند نمایش و فیلم و کتاب پروانه بگیرد، هرچند گاه نمایشی از صحنه پایین کشیده شد، فیلمی دچار سانسور شد یا کتابی در محاق توقیف ماند. سال ۱۳۸۹ به استادی بخش ایرانشناسی دانشگاه استنفورد به امریکا رفت و سال ۱۳۹۱ پژوهش مفصّلش دربارهٔ هزارافسان را چاپ کرد. این مهاجرت بیضایی دیرانجام‌ترین اقامتش دور از ایران بوده. او در امریکا نیز پُرکار بوده و غیر از تدریس، به نوشتن و نمایش پرداخته. بنیاد سینمای جهان نخستین فیلم بلندش را که رگبار باشد ترمیم کرده و به نمایش درآورده. سال ۲۰۱۷دانشگاه سنت اندروز به بیضایی دکتری افتخاری ادبیات داد.

بیضایی با نویسندگانی چون اکبر رادی و فیلم‌سازانی چون ناصر تقوایی و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشته. در رأی‌گیری از ۵۵ منقّد سینمایی ایرانی به سال ۱۳۸۱ بیضایی با ۴۰ رأی برترین کارگردان تاریخ سینمای ایران شناخته شد.

باشو، غریبه‌ی کوچک، که همراهِ گوزن‌ها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده، و سگ‌کشی، که پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۳۸۰۰ ایران شد، دو تا از برجسته‌ترین فیلم‌های بیضایی است. برخی مورّخان سینما سرآغاز فیلم‌سازیِ فیلم‌سازانی از نسل بیضایی و تقوایی و کیمیایی را سرآغاز فصل جدید سینمای ایران دانسته‌اند که «موج نو» نامیده‌اند؛ و فیلم‌های دههٔ ۱۳۵۰ بیضایی مانند غریبه و مه و کلاغ را در این جریان سینمایی گنجانیده‌اند. در نمایش نیز اغلب او را مهم‌ترین نمایشنامه‌نویس تاریخ ادبیات فارسی گفته‌اند، که با نمایشنامه‌هایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد، و همراهِ نمایشنامه‌نویسانِ دیگری چون ساتم الغ‌زاده و علی نصیریان و غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونهٔ نمایشنامه را در زبان فارسی استوار کرده و به پایه‌ای جدّی‌تر رسانید و سبب شد تا روزگار زرّینِ دهه ۱۳۴۰ در نمایشنامه‌نویسی ایران به حصول پیوست.

بیضایی تنها فیلمنامه‌های خود را به فیلم درآورده و – به استثنای بانو آئویی و با وجود علاقه به نمایش کارهایی از شکسپیر و سه‌آمی موتوکیو و اکبر رادی – همواره نمایشنامه‌های خود را به نمایش درآورده است. او تهیّه‌کننده و تدوینگر و طرّاح و کارگردان بیشتر کارهای نمایشیِ خود بوده. تأثیر بیضایی را بر هنر و اندیشه در ایران بزرگ شمرده‌اند.

(بیشتر…)

محسن مخملباف

محسن مخملباف

محسن مخملباف، (زاده ۸ خرداد ۱۳۳۶ در تهران)، نویسنده و کارگردان ایرانی است.

عکسهای محسن مخملباف کارگردان

عکسهای محسن مخملباف کارگردان

 

عکس کودکی محسن مخملباف

عکس کودکی محسن مخملباف

 

زندگی‌نامه مخملباف

محسن مخملباف در جنوب شهر تهران به دنیا آمد و به دلیل فقر خانوادگی از هشت تا هفده سالگی در سیزده شغل مختلف شاگردی و کارگری کرد تا مخارج خود و مادرش را تامین کند. او از سن پانزده سالگی در گروهی چریکی که خود تشکیل داده بود، به فعالیت سیاسی و مخفی پرداخت. در سن هفده سالگی در جریان عملیات خلع سلاح یک پلیس تیر خورد و دستگیر شد. مجموعاً مخملباف قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بیش از چهار سال به علت فعالیت‌های سیاسی در زندان بوده‌است. او عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. مخملباف بعد از انقلاب با شروع فعالیت حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در این سازمان مشغول به کار شد. اولین فیلم او توبه نصوح نام داشت.

 

زاده ۸ خرداد ۱۳۳۶ (۵۸ سال)
تهران
ملیت ایران ایرانی
زمینه فعالیت نویسنده
کارگردان
زندانی سیاسی
عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
سال‌های فعالیت ۱۳۶۰ تا کنون با نوشتن فيلمنامه «توجيه»
همسر مرضیه مشکینی
فرزندان سمیرا
حنا
میثم

 

فاطمه مشکینی همسر اول محسن مخملباف که مشوق اصلی او در فعالیت های هنری خود بود؛ در حادثه آتش سوزی فوت نمود و هم اکنون وی با همسر فعلی خود مرضیه مشکینی زندگی می کند.

محسن مخملباف در فیلم کلوزاپ نمای نزدیک به کارگردانی عباس کیارستمی نقش خودش را بازی کرد. این فیلم درباره مردی بنام حسین سبزیان بود که خود را بنام مخملباف به خانواده‌ای معرفی کرده بود. در دهه شصت یکی از پرکارترین سینماگران بعد از انقلاب بود. در بین آثار او کمتر می‌توان شباهتی پیدا کرد. تنوع سلیقه و دیدگاه در یک یک فیلمهای او دیده می‌شوند و منتقدان هیچگاه نتوانستند شخصیت سینمایی مخملباف را بشناسند. چون او در فیلم به فیلم دیدگاهش ۱۸۰ درجه تغییر کرده‌است.

مخملباف در حال حاضر به همراه همسرش، مرضیه مشکینی، و فرزندانش سمیرا، حنا و میثم، خارج از ایران زندگی می‌کند.

عکسهای محسن مخملباف کارگردان

عکسهای محسن مخملباف کارگردان

فعالیت‌های سیاسی

محسن مخملباف ۱۳۵۳
مخملباف پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بیش از چهار سال به علت فعالیت‌های سیاسی در زندان بوده‌است. او عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. پس از انقلاب آزاد می‌شود و به فعالیت‌های فرهنگی روی می‌آورد.

 

یکی از منتقدین آثار مخملباف می گوید:

ازنظر من ؛ چنانکه قبلاً نیز در آثار منتشر شده ام به اشاره گفته ام ، نیست انگاری همواره در آثار مخملباف وجود داشته است ، جهان – یا این جهان – از منظر او کریه و زشت ، روابط انسانی ناعادلانه و ظالمانه، سرنوشت انسان به سوی هیچ و پوچ، جامعه پر از مظالم اقتصادی و تبعیض و سیاست گردونه ای همواره به سوی نابودی شرافت انسانی! جهت داشته است و مبارزین قربانیانی که با تصمیم دیگران نابود می شوند.

آدم های آثار مخملباف همه ناقص اند ، زنها بی شوهر یا شوهر مرده اند یا تنها مانده و شوهرانشان به خیانت رفته اند، بچه ها ناقص الخلقه اند (دستفروش ) پزشکان چلاقند ( بای سیکل ران)، آدم ها یا دزدند یا جانی اند و فاسد (دستفروش و عروسی خوبان) رزمنده ها یا موجی اند یا شیمیایی یا معلول (عروسی خوبان )حتی آنها که سالمند هم لکنت زبان دارند

( درهمه فیلم ها) دنیای مخملباف در این فیلم ها دنیایی کریه و سیاه است و هستی ناقص و بی ارزش.!؟

 

 

WhatsApp chat