0 Items

محرمیت و خلوت در معماری ایرانی ( ارسی و گره چوبی )

محرمیت و خلوت در معماری ایرانی

پنجره ارسی شیشه رنگی

پنجره ارسی شیشه رنگی

 ( ارسی و گره چوبی )

مریم حسین یزدی
 ( ارسی و گره چوبی )

( ارسی و گره چوبی )

مقدمه: « بنا داری سه ساحت است: ساحت اول نوعی سرپناه است در جهت حفظ و امنیت انسان در برابر گزندها . ساحت دوم ساختمان است که در آن علاوه بر کارکردهای مورد نیاز، عناصری از زیبابی شناسی و امنیت روانی ظهور می یابد . ساحت سوم معماری است یعنی بنایی که در آن معنا مقدم بر فرم است و به یک عبارت در معماری، معانی و مفاهیم صورت تجسمی می یابند. بنابراین معماری زبان و بیان معانی و مفاهیم است و به همین دلیل در بردارنده هویت و فرهنگ یک ملت و تمدن. »(بلخاری قهی،1390: 13)

مسکن نهادی است که در راستای یک رشته مقاصد پیچیده به وجودآمده و صرفاً یک ساختار نیست. از آنجایی که ساختن یک مسکن پدیده ای فرهنگی است، شکل مسکن و سازمان و نظم فضایی آن، شدیداً متأثر از محیطی فرهنگی است که مسکن به آن تعلق دارد. هدف و نقش مسکن، ایجاد یک واحد اجتماعی فضایی است .خصوصیات ویژه یک فرهنگ یعنی روش مورد قبول آن فرهنگ که براساس آن به انجام امور پرداخته می شود و از آنچه که از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست، پرهیز می شود و همچنین آرمان های ضمنی، باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا این عوامل بر شکل خانه و مجتمع ها تأثیر می گذارد. این توجه یا دقت نظر شامل تفاوتهای بسیار ظریف و وجوه کاملاً مشهود یا کلاً کاربردی آن فرهنگ نیز می شود چیزهایی که در یک فرهنگ، دارای معنا و مفهوم است غالباً آنهایی هستند که فرهنگ فوق با ممنوع کردن صریح یا ضمنی آنها، انجام یا پرداختن به آنها را غیرممکن می­کند. پس مسکن نه تنها پدیده ای است فرهنگی، بلکه فضایی است که عامل فرهنگ در ایجاد و شکل دادن به آن تأثیر دارد. از میان عوامل مختلفی که هریک به طریقی در چگونگی شکل دادن به آن نقش دارد، بعضی از عوامل دارای تأثیر شاخص تری هست؛ به این دلیل گفته می­شود که دو گروه عامل در تعیین شکل مسکن مؤثر است : عوامل تعیین کننده و عوامل تأثیرگذار.(راپاپورت،1929:45)  

معماری و فرهنگ نسبت به یکدیگر متأثر هستند و تا زمانی که معماری بر اساس فرهنگ یک منطقه مطابقت داشته باشد ، قابل قبول است و کارکردهای مفیدی خواهد داشت ؛ از زمانی که معماری در جهت مقابل فرهنگ قرار بگیرد دچار کژکارکرد می شود و قابلیت های خود را تا حدی از دست می دهد.

آنچه که امروزه به وفور دیده می شود، برج ها و آپارتمان هایی اند که با سرعت بالایی در حال افزایش هستند و در طراحی این آپارتمان ها ، معماری مدرن جایگزین معماری سنتی شده است . نمایی بیرونی به شدت اهمیت پیدا کرده است و زیبایی سازی از درون به بیرون منتقل شده است. در حالی که در گذشته، به درون ساختمان توجه بیشتری می شد و تزیینات و زیبایی سازی در درون ساختمان به کار می رفت و نمای بیرونی ساختمان بسیار ساده بود . به عبارت دیگر، در دوران قاجار درونگرایی مورد توجه بود و به تدریج ، برون ساختمان نیز اهمیت پیدا کرد و کم کم از دوران پهلوی به بعد ، برونگرایی به شدت اهمیت یافت و هم اکنون نیز در ساخت و سازها ، جایگاهی بس عظیم دارد.

مبحث خلوت و حریم ، در معماری درونگرای ایرانی بسایر حائز اهمیت است. در این نوشتار نیز تلاش می شود تا از دریچه معماری درونگرای ایرانی ، به مقوله خلوت و حریم در خانه های ایرانی پرداخته شود.

 معماری ایرانی

« معماری در ایران بیش از 600 سال تاریخ پیوسته دارد. این معماری نه تنها فراتر از مرز جغرافیایی ایران امروزی نمودی بارز دارد بلکه از نظر تنوع ، پهنه وسیعی را در بر می گیرد. عناصر طراحی نیز در معماری ایرانی از قدمتی 3 هزار ساله برخوردار است . این عناصر از تالار گوردخمه ها گرفته تا سقف چهارطاقی ها و چهار ایوانی ها همواره در دوران های مختلف حضور داشته و تأثیر گذاری خود را در زندگی امروز نیز حفظ کرده اند. در واقع معماری ایرانی دارای استمراری بوده که هر چندبارها بر اثر کشمکش های داخلی و هجوم های خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی بوده ، با این همه به سبکی دست یافت که با هیچ سبک دیگری اشتباه نمی شود . در ایران معماری آثار تاریخی در عین اینکه دارای مفهوم و هدف دینی و آینی است ، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم ، مصالح موجود ، فرهنگ منطقه ، فرهنگ همسایه ، دین و آیین و باور  و بانی بناست.»(نورآقایی،1386)

در معماری ایرانی دالان، فضای ارتباطی بیرون و درون به شمار می­رود. فضای دالان در معماری خانه­های ایرانی چنان اهمیتی می­یابد که به جرأت می­توان آنرا جوهر اصلی فضاهای خانه­ها، دانست.

در این فضاست که گسستن از بیرون و پیوستن به درون به تدریج حاصل می­شود. زندگی جهانی بیرون، صداها، رنگها، و حرکت در فاصله زمانی که در این فضای میانجی طی می­شود، کم کم محو می­گردد. این فضایی است که واسطه میان بشریت (میدان برون) و روحانیت (شبستان درون)، عالمی است میان جسم و روح و سیری است برای رساندن انسان به نیستی و به هیچ، و جایی که از بند حواس رهایی یابد و ظواهر و زوائد را بشناسد و از خود دور کند، خود را درک کند و به دریای حقیقت بپیوندد و راه رسیدن به فطرت را طی کند.(فیروز بهر، 1388)

« در جامعه سنتی ،آثار معماری ،آثاری مصنوع و منفک از خلقت نبود؛ بلکه جزیی از آن شمرده می شد. از این رو ، معمار نهایت هنر خود را این نمی دانست که اثری متباین با طبیعت بسازد؛ بلکه در این می دانست که اثر او ، هم در عمل آسیبی به طبیعت نرساند و هم در سیمای خود با طبیعت متباین نباشد. در عالم پیش از مدرن، معمار خود را مستحیل در جامعه و معیارهای آن می دید و وظیفه خود را در نهایت ، بهبود بخشیدن آن ضوابط می دانست. نوآوری در آن زمان نیز ممدوح بود؛ اما مفهومی دیگر داشت . نوآوری به معنای در انداختن طرح های تازه در چهارچوب زیباشناسی مقبول و با حفظ اصولی بود که سنت ایجاب می کرد . تجاوز از این حدود را نه نوآوری ممدوح ، بلکه بدعت مذموم می شمردند و خود را موظف به بهره گیری از تجارب هزاران ساله معماران پیش از خود در فراهم آوردن سکونت گاه مطلوب انسان می دانستند. «(قیومی بیدهندی،75-74)

فضای ورودی بناهای درونگرا

« فضاهای ورودی بناهای درونگرا دارای دو نما هستند . نخست نمایی که از بیرون دیده می شود و دوم نمایی که از درون (درون فضای باز داخلی) مشاهده می گردد. »(سلطان زاده، 1372: 166)

«فضای ورودی،یک فضای رابط و اتصال دهنده است ، زیرا بسیاری از بناها به خصوص بناهای قدیمی درون گرای واقع در بافت های پیوسته از لحاظ کالبدی، کارکردی و بصری غالباً تنها از طریق فضای ورودی با معبر یا سایر فضاهای عمومی ، پیوند و ترکیبی فعال می یافته اند ، چون بیشتر این گونه بناها فاقد نماهای بیرونی طراحی شده ای بودند . به این سبب فضای ورودی یک فضای ارتباطی و اتصال دهنده یک بنا با محیط پیرامونش می باشد. »( سلطان زاده، 1372: 172)

« درِ ورودی هر بنا را می توان مهمترین عامل در نظارت بر ارتباط دانست . در عمومی ترین و ساده ترین شکل ، با بسته شدن درِ ورودی ، ارتباط قطع می شود و سپس در هر زمان که مالکان یا استفاده کنندگان از فضا اراده نمایند، این ارتباط را به صورت دلخواه ( در زمان های مختلف و برای افراد گوناگون)می توانند ایجاد کنند . وجود دو نوع وسیله آگاه کننده : کوبه و حلقه، در روی درهای ورودی برای مردان و زنان ، همچنین وجود ورودی های جداگانه برای زنان و مردان در بعضی مسجد ها ، ورودی های جداگانه برای بخش بیرونی و اندرونی در برخی از خانه ها ؛ نمونه هایی از شیوه های مربوط به کنترل ارتباط است. نظارت بر ارتباط با روش های گوناگونی صورت می گرفته است . یکی دیگر از این روش ها ، نحوه طراحی فضای ورودی به گونه ای است که هدف یا هدف های لازم را در چگونگی ایجاد ارتباط بین یک فضا با فضاهای پیرامون آن تأمین نماید. در خانه ها که نمی خواستند یک شخص نامحرم از جلوی فضای ورودی به داخل خانه دید داشته باشد و نیز برای تأمین حداکثر امنیت سعی می کردند مسیر حرکت در داخل فضای ورودی را تا حد امکان طولانی نمایند .»(سلطان زاده، 1372: 173)

«در بسیاری از تالارها یا  اتاق ها به طور معمول در ورودی در دهانه میانی دیوارهای جانبی قرار داده می شد. به این ترتیب فضای داخلی اتاق به دو ناحیه که در مواردی به اصطلاح رایج بخشی از آن را بالای اتاق و بخش دیگر را پایین اتاق می نامیدند ، تقسیم می شد . بالای اتاق محل استقرار بزرگ تر ها بود . به این ترتیب محل ورود به اتاق در میان دو حوزه فوق که فضا را به دو بخش تقسیم می کرد، قرار داشت. در بعضی خانه ها به ویژه خانه های بزرگ طراحی شده ، بین فضای تالار و دو اتاق گوشوار طبقه فوقانی واقع در دو سوی آن از طریق پنجره های ارسی یا سطوح مشبک ارتباط بصری پدید می آمد تا در برخی از مجالس و میهمانی ها ، زنان واقع در اتاق های گوشوار طبقه فوقانی بتوانند مجلس واقع در تالار را تماشا کنند ، بدون آنکه به صورتی روشن دیده شوند . این نوع طراحی برای رعایت موضوع محرمیت و متمایز شدن مجالس بزرگ مردانه از مجالس زنانه صورت می گرفت. در میهمانی های کوچک خویشاوندان نزدیک ، همه در یک فضا مستقر می شدند .  (سلطان زاده: 1374: 187)

محرمیت و امنیت

« برای حفظ محرمیت ساکنان یک فضا ، مسیر فضای ورودی را به صورت پیچ در پیچ و غیر مستقیم طراحی می کردند ، به نحوی که از جلوی درگاه یا هشتی نتوان فضاهای داخلی را مشاهده کرد . این هدف بیشتر در طراحی فضای ورودی خانه های درونگرا در نظر گرفته می شد . البته در برخی موارد برای تأمین امنیت بیشتر برای ساکنان یک فضا نیز مسیر دسترسی را پیچ در پیچ می ساختند . »(سلطان زاده، 1372: 184)

معمار ، به صورت تعمدی ، فضا را به گونه ی طراحی می­کرد تا مسیر رسیدن به درون خانه، طولانی و پیچ در پیچ باشد ، تا ساکنین از دید دیگران در امان باشند و امنیت و آرامش برای ایشان فراهم شود . از یک جهت فضای پیچ در پیچ امکان رؤیت شدن فضای درونی را نمی دهد و از طرف دیگر زمان بیشتری صرف می شود تا افراد به درون خانه وارد شوند و امکان آمادگی بیشتری برای میزبان فراهم می آورد .

« یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است . معماران ایرانی با سامان دهی اندام های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می داد. »(نورآقایی، 1386)

هنوز با وجود اینکه معماری ایرانی از معماری سنتی خود فاصله گرفته است؛ اما خصوصیات خانه های سنتی بیشتر پسندیده می شود .گرچه افراد در خانه های سنتی زندگی نمی­کنند و تلاش می کنند که خود را با معماری مدرن وفق دهند اما در اذهان خود، همچنان یک خانه مطلوب، خانه سنتی است . آرامش ،امنیت ، محرمیت و خلوت از جمله اصولی هستند که در خانه های سنتی رعایت می شود .

شاید بتوان گفت که خانه های امروزی بیشتر از آنکه مکانی باشند برای خلوت ،آسایش ، آرامش و رجوع به خانواده ،بیشتر به خوابگاه تبدیل شده است. افراد در بیشتر ساعات، بیرون از خانه هستند و تمامی فعالیت ها و حتی مهمانی ها و دورهم جمع شدن را به بیرون از خانه ارجاع می دهند و ساعات پایانی روز، به خانه می آیند .

خانه باید برای ساکنین خود ، خلوت و آرامش را به ارمغان بیاورد. اهل خانه باید از دیده شدن و شنیده شدن در امان باشند ؛ امری که در آپارتمان های امروزی به ندرت رخ می دهد. خلوت و محرمیت در معماری امروزی ایرانی جایگاهی کمرنگ دارد .

خلوت

واقعیت شامل مجموعه حقایق و ضد حقایق است، در مقابل هر حقیقتی یک ضد حقیقت وجود دارد که آن نیز به نوبه خود یک حقیقت است. وقتی تنها حقیقت یا چند حقیقت را در نظر می­گیریم فضا نیمی از واقعیت در بر گرفته می­شود که از کمال و خلاقیت بی­خبر است (هرمان هسه)

این حقیقت همان تهی، خلاء و خلوت است. جایی که برای رسیدن به آن باید از هست گذشت و نیست شد و در سادگی و بی­پیرایگی تفکر و تعمق نمود. خلق فضایی مناسب برای خلوت و تفکر همواره یکی از اصول معماری ایرانی است. در عرفان اسلامی «خلوت» و «خلسه» و رسیدن به حقیقت بی انتها و رسیدن به آرامش ابدی تلقی می­شود. (فیروز بهر، 1388)

اساس معماری ایرانی ، خلوت است . در خانه های سنتی ایرانی ، حیاط در مرکزیت قرار دارد و ساختمان ها و اتاق های تفکیک شده در اطراف و دور تا دور حیاط قرار دارد . فضاهای بیرونی و روبه خیابان و کوچه در نهایت سادگی ساخته می شوند و در مقابل، بیشترین تزیینات در فضای دورنی استفاده می شود.

بناها و ساختمان های سنتی، به گونه ای طراحی می شوند که نهایت خلوت و آرامش را برای ساکنین خود ، فراهم می­آورند . فضای حیاط با مرکزیت حوض آب ،به گونه ای است که ساختمان های اطراف را در آغوش گرفته است . تزیینات دیوارها و ستون ها و ایوان ها در کنار باغچه های پر از گل، آرامش را برای افراد فراهم می کند.سکوت ، آرامش و فضای وسیع خانه های سنتی ، این امکان را برای ساکنین خود فراهم می آورند که بتوانند به خلوت برسند ، خود را از دغدغه ها و هیاهوی تمام ناشدنی بیرون از خانه جدا کنند و با خلوت خود به آرامشی عمیق برسند.

نتیجه گیری

معماری با ایدئولوژی مردم ارتباط نزدیک دارد و معمار باید بنا و ساختمان را بر اساس تفکرات، باورها و فرهنگ مردم سرزمین بسازد ؛ اما آنچه که امروزه شاهد آن هستیم این است که در معماری توجهی به ایدئولوژی مردم نمی شود . معماری ، زندگی مردم و فرهنگ با هم در ارتباط هستند و با طراحی معماری ، طراحی زندگی انسان شکل می گیرد . انسان ها در درون بناهایی زندگی می کنند که معماران طرح آن را کشیده اند و همین انسان ها در شهرها زندگی می کنند و شهرها را می سازند و شهرها انسان ها را می سازند و یک رابطه دو سویه و متقابل وجود دارد.

معماری قدیم، آرامش وامنیت را برای ساکنین خود به ارمغان می آورد . افراد از بودن در خانه ، لذت می بردند . در حالی که امروزه ، لذت و خوشگذرانی باید در بیرون از خانه شکل بگیرد، خانه دیگر مکانی نیست که بتواند خلوت و آرامش را برای ساکنین خود فراهم آورد و افراد مهمانی های خود را در رستوران و هتل برگزار می کنند و برای آرامش خود و اینکه بتوانند دقایقی را خلوت کنند ، به پارک های شهر می روند.خانه که قبلا کارکردهای فراوان داشت و فضاهای زیادی در آن طراحی می شد، اکنون هم فضاهای خانه و هم کارکردهای آن به شدت تقلیل یافته است و این امر در روحیه ساکنان بسیار تأثیر گذار است .

 

 

فهرست منابع

بلخاری قهی، حسن(1390) هویت معنایی و معنوی معماری ،« اطلاعات حکمت و معرفت»، تهران

راپاپورت، آموس ( 1929 ) انسان شناسی مسکن، افضلیان، خسرو ( 1388 )حرفه هنرمند،تهران.

سلطان زاده ، حسین(1372)«فضاهای ورودی در معماری سنتی ایران»، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی ،تهران.

سلطان زاده ، حسین (1374)« نایین، شهر هزاره های تاریخی »،دفتر پژوهش های فرهنگی ، تهران.

سلطان زاده، حسین. معماری داخلی خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک ایران، «نشریه معماری و فرهنگ»، شماره 28.

قیومی بیدهندی،مهرداد،آموزش معماری در دوران پیش از مدرن بر مبنای رساله معماریه، «صفه»، شماره 42.

نورآقایی، آرش(1386) معماری ایرانی؛ معماری درون گرا، «نشریه تهران امروز»، تهران.

http://www.cloob.com/timeline/post_1150304_1404779 سامان فیروز بهر ، 1388

قفسه کتاب گره‌ چوبی

قفسه کتاب گره‌ چوبی

قفسه کتاب گره‌ چوبی

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب گره‌ اسلامی / یونس دیزاین

قفسه کتاب دیواری

گره‌های چوبی اسلامی (گره چینی ) به طور جدی توسط هنرمندان غرب و جنوب غرب جهان اسلام یعنی شمال افریقا به دوران معاصر و جریان هنر امروز معرفی شده‌اند و از این رو جهان گره‌های چوبی اسلامی را نتیجه توسعه‌های هنرمندان مراکشی و افریقایی بر هنر اسلامی می‌داند. در حالی که واقع آن است که بیش‌ترین توسعه‌ی مربوط به این الگوها در ایران زمین رخ‌داده است و هنرمندان مسلمان ایرانی پرچم‌دار این فن پیچیده بوده‌اند….. افسوس که در شناساندن میراث‌مان به جهان چقدر کم گداشته‌ایم.

استودیو مراکشی یونس دیزاین با عرضه یک مدول ملهم از گره‌های اسلامی به عنوان یک قفسه کتاب مدولار و قابل ترکیب مثالی‌ست که از تلاش تا همین امروز هنرمندان مراکشی و تاثیر آن‌ها بر شناخت دنیا از هنر اسلامی خبر دارد.

قفسه کتاب دیواری , قفسه کتاب هندسی

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب دیواری ، گره سازی شده با ورق های چوبی

قفسه کتاب دیواری

قفسه کتاب دیواری

[منبع] قفسه کتاب دیواری

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین

راز گره های هندسی اسلامی اعجاز هنر اسلامی

 

اعجاز هنر اسلامی ؛ راز گره‌های هندسی اسلامی

موضوع راز گره های اسلامی ، حدود یک ماه پیش در همایش سازه های سنتی با محوریت گنبد در دانشگاه تربیت مدرس ارائه شده است. گفتار امروز براساس همان مقاله است. نام آن مقاله «گره های چند زمینه براساس پیچیدگی بستر غیر مسطح» بود. این کار براساس یک طرح پژوهشی است که  با تمرکز روی طراحی معماری در حال انجام است.

کسانی که در ایران به دنیا آمده اند و در ایران زندگی کرده اند امکان ندارد که گره ها را در بناهای مختلف ندیده باشند. پس احتمالا همه ی شما گره ها را دیده اید و با آن آشنایی بصری دارید. گره ها، الگوهای هندسی بسیار پیچیده ای هستند که در هم دیگر گره خورده‌اند و یک بستر را می پوشانند. معمولا ما در برخورد اول با گره های هندسی، گیج می‌شویم ولی وقتی دقیق تر می شویم و با دقت به آن ها نگاه می کنیم می بینیم که در گره در پشت خود، منطق هندسی مشخصی دارد. اگر ما در نگاه‌مان به گره ها دقت بیش تری به خرج دهیم، شکل های منظم و منتظمی در آن می یابیم. مثلا در نمونه‌ای که در مسجد جامع اصفهان در اوج تبحر یک روزن به وسیله ی یک گره، که از دل یک قطعه سنگ یک‌پارچه درآمده است یا نمونه‌هایی از گره با استفاده از کاشی معرق و … در همان مسجد به خوبی این عناصر منتظم و هندسی تشخیص داده‌ می‌شوند.

حال با هم چند نمونه از کاربرد گره‌ها را در سنت هنر و معماری اسلامی ببینیم. بر روی در ورودی مسجد جامع یزد می بینید که الگوی پیجیده گره‌ای چوبی کار شده است. در طبقه دوم خانه ی عامری ها در کاشان، از گره چوبی به عنوان یک حفاظ یا نرده به عنوان یکی از اجزای معماری استفاده کرده‌اند. در سقف مسجد جامع اصفهان، تکنیک اجرای کار استفاده از گچ برای ایجاد گره است. این سقف به عنوان سقف کاذب کاربرد دارد و سازه را از داخل می پوشاند. نمونه‌های پارچه‌ای متعددی هست. مثلا پارچه‌ای هست از قرون ابتدایی اسلامی اسپانیا که اکنون در موزه بریتانیا نگه‌داری می‌شود و اثر گره ای روی پارچه طراحی شده است.  در مینیاتورها هم شاهد حضور گره‌ها به عنوان الگوهای هندسی پرکننده سطوح هستیم. به این صورت می‌بینیم که  گره و گره سازی فقط به معماری اختصاص نداشته است و در تمام هنرهای گذشته ما شاهد گره هستیم. در طراحی خطوط و یا مثلا جلدسازی کتب مقدسه.

در طراحی پوشش سطوح مبلمان‌ ها و ظروف و …. در سده‌های ایتدایی و میانی قرون اسلامی گره‌‌ها کاربرد داشته‌اند. کاربرد گره‌ ها در معماری به طور ویژه‌تر نیز بوده است. استفاده از گره در جداره ی داخلی یک گنبد مانند گنبد جامع یزد یا مسجد جامع ساوه و در واقع روی سطوح منحنی که برخلاف کارهای متعارف که با هم دیدیم بسیار پیچیده‌تر است. یا استفاده از آن روی سطوح بیرونی گنبدها مانند گنبد شاه‌ نعمت‌الله ولی در ماهان کرمان. تمام مواردی که با هم دیدیم، نمونه هایی بود که در سنت معماری و سنت هنرهای اسلامی شاهد آن بودیم. باید بگویم که گره و گره‌سازی فقط مخصوص گذشته نیست. درحال حاضر هم کاربرد دارد و با آن کارهای زیادی انجام می-شود.

این تصویر را ببینید. به نظر شما این کار در کجا است؟ حدس بزنید.

گره ، گره چوبی ، رسم گره

استرالیا : گره ، گره چوبی ، رسم گره

این اثر ساختمان مرکزی قبرستان مسلمانان در آمستردام هلند است. کاری بسیار جدید است که در سال ۲۰۱۱ ساخته شده است. الگویی که در این کار استفاده کرده اند، الگوی گره اسلامی است. این الگو از سرزمین های اسلامی گرفته شده است. کیفیت ساخت آن به عنوان یک اثر معاصر و در یک کشور غیراسلامی قابل توجه است. البته ساختمان هم با موضوع اسلام بی ارتباط نیست.این کار بسیار دقیق است. با تکنولوژی ای که امروزه در غرب هست به راحتی می توان این کار را درست کرد و قطعات را در کنار یک دیگر چید و یک الگو را شکل داد.

نمونه های جدید دیگری نیز از کاربرد گره‌های اسلامی در دوران معاصر وجود دارد. مثلا در برجی که توسط معماری فرانسوی در دوحه قطر ساخته شده است، تمامی بدنه ی برج براساس یک نوع الگوی گره، پوشش داده شده است. در این کار چندین لایه می بینیم که در کنار هم قرار گرفته‌اند. چند الگوی ساده ی گره اسلامی است که با مقیاس های متفاوت در جداره ی این بنا اجرا شده است.

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره در استرالیا

ساختمانی دیگر در استرالیا‌ست. یک ایستگاه قطار که در طراحی آن از یک الگوی گره در کل سطح بنا استفاده شده است. اگر این کار را ما در تهران می ساختیم به این متهم می شدیم که قدیمی و واپس‌گرا هستیم و از گره بدون هیچ گونه ابتکار و خلاقیتی در روی سطح بنایی استفاده کرده ایم که هیچ ربطی به هم ندارند. احتمالا هم آن قدر به کار توهین می شد که دیگر جرأت نداشتیم که بگوییم این کار برای ما است. اما می بینید که در غرب به سادگی گره را روی بدنه انداخته است و برای ایجاد پنجره نیز بعضی از قطعات گره را خارج کرده است.

اثر دیگر مثلا یک قبرستان مسلمان ها در اتریش است. دوباره می بینیم که روی یکی از جداره ها گره کار کرده است که این گره به صورت فیلتری نوری عمل می‌کند که به داخل مجموعه می¬رود. امروزه استفاده از گره، کاربرد فراوانی در صنعت و طراحی معماری و هم‌چنین طراحی غیر معماری دارد. مثلا در اثر مشهور مرکز عرب در پاریس به طراحی معمار مشهور فرانسوی ژان نوول با تکنولوژی منحصربه فرد مکانیکی روبه‌رو هستیم که با استفاده از الگوی گره بسیار ساده‌ای که با یک سیستم مکانیکی باز و بسته می‌شود، نور را به داخل فضا می آورد یا از ورود آن ممانعت می کند.

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره

گره ، گره چوبی ، رسم گره

امروزه گره ها فقط بر روی جداره‌های معماری استفاده نمی شوند بلکه در کف سازی ها و به صورت ساده، اجرا می‌شوند می پوشانند. در غرفه‌سازی و یا در اینستالیشن های ساده و پیچیده نیز از گره استفاده می کنند. در طراحی صنعتی هم از گره‌سازی برای پوشش سطوح استفاده می شود. مثلا سطح پنج پایه ای که می بینید با یک گره پوشانده شده است، در مجسمه سازی و طرح های آن ها نیز از گره استفاده می شود. بعضی از قطعات را از هم خالی می کنیم یا به هم می افزاییم. یا این که در کارهای گرافیکی هم گره کاربرد دارد. در طراحی دیجیتال هم وارد شده است و به وسیله ی الگوهای الگوریتمیک سطوحی را می پوشانند و آن ها را کنار هم می گذارند. تمام حرف هایی که در حال حاضر زدم  برای این است که مشخص شود گره ها کاربرد دارند. گره چیزی نیست که فقط برای گذشته باشد و در حال حاضر تمام شده و دیگر اثری از آن باقی نمانده باشد.

در حال حاضر در فضاهای داخلی هم خیلی از گره استفاده می شود. البته بعضی از الگوهای هندسی که خیلی هم نمی توان به خاطر تناسبات‌شان به آن ها گره گفت و  از اجزای هندسی خالی هستند، می بینیم که در فضاسازی شهری کاربرد دارند. در بعضی موارد هم استفاده از گره آن قدر زیاد می شود که کاری بسیار شلوغ و آزاردهنده را به مخاطب ارائه می دهد. تمام بحث های تا به این جا، برای این بود که بگوییم که امروزه گره ها چه کارهایی انجام می دهند و چه طور از آن ها استفاده می کنیم.

منبع : سایت هویت ما

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین ( دکوراسیون سنتی ایرانی )

WhatsApp chat