بازدید رضا خان به همراه تیم کارشناسی ایتالیایی و ایرانی از نحوه مرمت و بازسازی تخت جمشید


بازدید و سرکشی رضا خان به همراه ولیعهد و تیم کارشناسی ایتالیایی و ایرانی از نحوه مرمت و بازسازی تخت جمشید :

گفته می شود پس از آنکه در سال 1301 شمسی رضاشاه در سفر خود به بوشهر برای اولین بار از تخت‌جمشید بازدید کرد از شرایط حفاظتی آن متعجب شد و چندی بعد ارنست هرتسفلد باستان‌شناس شهیر آلمانی را
به منظور تحقیقی و شناسائی محوطه باستانی تخت جمشید مامور کرد با این حال 9 سال زمان برد تا کلنگ حفاری در این منطقه زده شود.

فرارو: گرچه در تاریخ عکاسی ایران لوئیجی پشه را اولین عکاسی می دانند که برای عکاسی به تخت جمشید آمد اما شاه ایران پس از آن تاریخ بارها به عکاسان دربار ماموریت داد تا از بناهای باستانی فارس به ویژه تخت جمشید عکاسی کنند
که آنتوان خان از مهترین آنها بود.

لوئیجی پشه افسر ایتالیایی را اولین عکاسی می دانند که در سال 1274 هجری قمری پا به سرزمین باستانی فارس گذاشت تا از تخت جمشید و پاسارگاد عکس بگیرد. او این عکس های بدیع را را در قالب یک آلبوم به ناصرالدین شاه جوان داد
و باعث شد تا شاه علاقمند به عکاسی به خرج خود عکاسان متعددی را برای تهیه گزارش تصویری از بناهای تاریخی و باستانی ایران روانه فارس کند.

آقا رضا عکاسباشی، آقایوسف، سلطان اویس میرزا، ابولقاسم محمد تقی نوری و البته آنتوان سوریوگین تعدادی از عکاسانی بودند که از سوی دربار برای عکاسی از بناهای باستانی به تخت جمشید فرستاده شدند.
عکس ها این عکاسان همگی پیش از شروع حفاری در تخت جمشید گرفته شده است و تصاویری متفاوت از آنچه امروز علاقمندان تاریخ باستان را به فارس می کشاند به ما نشان می دهد.

گفته می شود پس از آنکه در سال 1301 شمسی رضاشاه در سفر خود به بوشهر برای اولین بار از تخت‌جمشید بازدید کرد از شرایط حفاظتی آن متعجب شد و چندی بعد ارنست هرتسفلد باستان‌شناس شهیر آلمانی را
به منظور تحقیقی و شناسائی محوطه باستانی تخت جمشید مامور کرد با این حال 9 سال زمان برد تا کلنگ حفاری در این منطقه زده شود.

در سال 1309 و پس از آنکه، قانون عتیقات به تصویب مجلس رسید هیأت وزیران اجازه کاوش در تخت جمشید را به مؤسسه دانشگاه شیکاگو داد و بدین ترتیب هرتسفلد در سال 1310 کاوش در تخت جمشید را آغاز کرد.

بر این اساس و از آنجا که آنتوان سوریوگین تا سال 1309 عکاسی می کرده است همگی عکس ها او از تخت جمشید و پاسارگاد متعلق به پیش از شروع حفاری و از این جهت برای باستانشناسان و علاقمندان به تاریخ باستان جالب توجه است.

گردشگاه های اطراف شیراز سوغات شیراز

شرحی مختصر پیرامون هنر معماری و حجاری هخامنشی با تکیه بر آثار موجود در جلگه مرودشت

شرحی مختصر پیرامون هنر معماری و حجاری هخامنشی با تکیه بر آثار موجود در جلگه مرودشت

درآمد

در معماری سنتی ایران در قرون هفت و اوایل قرن ششم ق.م تخته سنگ های بزرگ یا سنگ هایی با تراش زمخت و خشن ، مستقیم روی زمین قرار داده می شد تا کرسی ساختمان را ایجاد کند . در زیر ستون های چوبی سنگ های مسطح قرار داده می شد و زیر ستون های مدور را با ستون های خشتی اندود شده تکمیل می کردند . از چوب برای ستون ، تیر سقف و نعل درگاه استفاده می شد و خشت برای تمامی دیوارها از روی کرسی به بعد ، طاق ها و سقف ها بکار می رفت از آجر بندرت استفاده می شد و در مجموع بنایی ظریف کمتر وجود داشته است . سطوح لعابدار بندرت یافت شده و جز تجارب اتفاقی با اندودهای متفاوت رنگی ، مشخص ترین مورد استفاده از رنگ به آجرهای منقوش ، از نوع بدست آمده در باباجان تپه واقع در استان لرستان ختم می شود . جلوه اصلی این معماری به طرح پرشکوه آن و بیش از همه ابعاد ، بخصوص نماهای بلند ، دیوارهای عظیم خشتی و تالارهایی با ستون های بلند باز می گردد . پنجره های باریک مدادی شکل و شکاف مزغل های سایه روشن دار ، هرکدام به تکمیل برجستگی های جسورانه نمای خارجی در دیوارهای دندانه دار یا پشتیباندار کمک              می نموده است . در حالی که درگاه ها ، تورفتگی دیوارها و پنجره های کور ، عناصر نمایان داخلی محسوب می شد .

 

حجاری در ایران قدیم ( ایلام ) :

حجاری در ایران قدیم بیشتر جنبه مذهبی و یا ضبط ماجراهای تاریخی را داشته واغلب به صورت نقش برجسته باقی مانده است . مهم ترین این آثار که در سال 1924 در منطقه کورانگون واقع در نورآباد فارس یافت شده نقش برجسته ای است مربوط به هزاره دوم ق.م در این نقش برجسته ، رب النوع و الهه ای با پیروان خود دیده می شوند .             رب النوع روی تخت متشکل از چنبره مار جلوس نموده ، دو شاخ از تاج او بیرون زده است و جامی بدست گرفته که گویی آب زندگانی را به سوی پیروانش جاری می کند . در عقب و جلو خدایان افرادی ملبس به جامه های بلند ایستاده اند که از روی نوع پوشش سر جنسیت ایشان نمایان است . در گوشه دیگر تصویر چهل خدمتکار نشان داده شده که دامن هایی تا سر زانو در بردارند و همگی بجز رهبرشان موهای خود را در عقب سر تابیده و بافته اند او نکات قابل توجه در این اثر آن است که اندام اشخاص در تمام موارد نیمرخ حک شده و این شیوه در میان اقوام و ملل مجاور ایران کمتر نظیر داشته است .

ارنست هرتسفلد می نویسد این قسم تصویر و نقاشی استقلال صنعتی ایران را نشان می دهد و حاکی از دوره طویل تکامل صنعت می باشد .

در نقش رستم نیز بقایای یک حجاری که از جهت موضوع و نحوه کار بی شباهت به نقش کورانگون نیست دیده می شود که البته بهرام دوم ساسانی جهت بیادگار نهادن اثری از خود نقوش مزبور را تقریباً نابوده کرده است .

معماری و حجاری دوره مادها :

در زمان مادها نیز ایرانیان به شیوه ساخت بناهای عظیم آشنا شدند . در آن زمان استفاده از ستون های بزرگ معمول شد . یکی از بهترین آثار حجاری مادی بنای مقبره موسوم به داو دختر در نورآباد می باشد . ویژگی مهم این اثر ستون های بزرگ حجاری شده و کنگره هایی است که در بالای آن تراشیده شده است . این قسم ساختمان مستلزم ترقیات زیادی در صنعت معماری می باشد . ستونهای آن به سبک ستون هایی است که اصطلاحاً ایونیک نامیده می شود و آن عبارت است از ستونهایی که هر دو طرف سرستون پیچ دارد و این از مشخصه های هنر یونانی است . اما با توجه به این که قبر مورد نظر در حدود 650 یا 550 ق. م حجاری شده  می توان گفت که صنایع یونان تأثیری در ایران نداشته است .

 

پاسارگاد نقطه آغازین حجاری هخامنشی

پس از آنکه کورش کبیر ایختوویگو ( آستیاگ ) پادشاه ماد را در سال 550 ق . م مغلوب نمود و سیطره قدرت خود را از دریای مدیترانه تا مرز هندوستان گستراند ،‌به آباد کردن و ساخت بناهای عظیم پرداخت . عالیترین بناهای این عصر در شهر پاسارگاد که پایتخت ایران بود تأسیس شد . مدخل و درگاههای این کاخ عظیم در عرض بنا واقع شده و توسط گاوهای عظیم الجثه بالدار محافظت می شده است . در سمت شمال ، بر یک قطعه سنگ آهکی به درازای سه متر انسانی بالدار حجاری شده که شباهت زیادی به تصاویر آشوری دارد و پاره ای محققین آنرا تصویر روحانی کورش بزرگ می دانند . در شمال غرب این کاخ ، تالار پذیرایی واقع است . در قسمت مرکزی تالار اصلی ، دو ردیف ستون به بلندی 13 متر دیده می شود . این ستونها به سر ستونهایی به شکل سراسب ، گاونر و با شیر شاخدار مزین بوده است . در تالار دیگری که دارای 24 متر طول و 22 متر عرض است سی ستون در شش ردیف موجود بوده که متناسب با رنگ کف تالار ، سرستونهای آن نیز تغییر رنگ می داده است . این سرستونها از جنس گچ بوده و به رنگهای قرمز سیر ، آبی آسمانی ، فیروزه ای ، قهوه ای روشن و سبز و زرد مزین بوده است . بی گمان این رنگها متناسب با رنگ پرده ها انتخاب شده و با رنگ سیاه و سفید ستونها وکف اتاقها هماهنگی و جلوه خاصی داشته است .

اما نام پاسارگاد همواره مرادف با نام مقبره کورش است . این بنا در ابتدای مجموعه آثار پاسارگاد واقع شده است . مقبره کورش یک اتاق چهار گوش مستطیل بدون پنجره و دارای یک درب ورودی با سقف سنگی شیروانی شکل است که از سنگ سفید بنا شده و بر روی یک سکوی 6 پله ای قرار دارد . این ساختمان در عین سادگی نمایانگر قدرت و اقتدار سر سلسله هخامنشی است .

پر واضح است که شاهکارهای معماری که بعدها در بنای کاخهای تخت جمشید مورد استفاده واقع شد در اصل اقتباسی تکمیلی از ابنیه پاسارگاد بوده است . پرفسور المستد معتقد است :‌« با اینکه آثار پاسارگاد کم است معهذا تصویری است از تمدن کامل و فرهنگ ملی ایرانیان باستان. »

لازم به ذکر است که در شهرستان های سروستان و فیروزآباد طاق ها و گنبدهایی از بناهای سابق مانده که دیولافوا آنها را متعلق به عهد کورش  می داند و معتقد است که ساختن طاق اختراع ایرانی است نه اقتباس از رومیان .

بعد از پاسارگاد بهترین آثار هخامنشی را در بیستون و تخت جمشید می توان دید ، در این میان شهر شوش را نیز نباید نادیده گرفت . زیرا این شهر که قدمتش به عهد پادشاهی ایلام می رسد تا آخر عصر هخامنشیان مرکز سیاسی امپراتوری پارس محسوب می شد . بنابراین لازم است قبل از توصیف یادمان های بیستون و تخت جمشید نگاهی داشته باشیم بدین شهر کهن .

شوش الگویی برای پرسپولیس :

از همه گوشه های جهان ، طلا به سوی گنجینه شاهی روان بود . دیگر پادشاه هخامنشی زندگانی خشن یک سرباز را ادامه نمی داد و به مسکنی که اندکی بزرگتر از منازل رعایای او بود قانع    نمی شد . او در این زمان به پایتخت ها و قصوری وسیعتر و ظریف تر از نظایر خود که به امر سلاطین مقتدر بابل و آشور ساخته شده بود نیاز داشت . عظمت مقر با شکوه وی به منظور تولید اعجاب همه کسانی بود که از نقاط دور و نزدیک برای تقدیم هدایا و اظهار اطاعت و انقیاد بدانجا می آمدند و معماری آن توأماً مقیاس قدرت ، نیرو و جلال دربار وی بود .

داریوش بزرگ به احتمال زیاد در سال 521 ق.م شوش را که در آن زمان بزرگترین پایتخت جهان و در خور جاه و جلال سلطنت هخامنشی بود به پایتختی خویش برگزید . وی دستور داد گرداگرد شهر را دیواری از خشت کشیدند و در پای دیوار خندقی عریض حفر نمودند که آنرا از آب رود شاهور ـ که به همین منظور منحرف کرده بودند ـ پر می کردند و این خندق شهر را بسان جزیره ای در بر می گرفت . اینجا داریوش نخست آپادانه را به کمک بابلیان برآورد و پس از آن تالار بارعام را که در اصل اقتباسی از معابد مصری بود ساخت .

کتیبه بیستون :

Inscription of Xerxes, Van, Turkey It is a trilingual inscription, written in Old Persian, Babylonian and Elamite (from left to right). See

Inscription of Xerxes, Van, Turkey It is a trilingual inscription, written in Old Persian, Babylonian and Elamite (from left to right). See

عالی ترین کتیبه هخامنشی کتیبه بیستون است که در آن داریوش کبیر شرح وقایع اوایل سلطنت خود و سرکوبی یاغیان را گزارش می دهد . نقش بیستون مرکب است از پیکره داریوش و دوازده تن دیگر که در یک ردیف روی دیواره بلندی در بیستون کرمانشاه کنده شده است . نقش شاه از همه بزرگتر است . در بالای سر اسرا فر کیانی نقش شده است .

داریوش کمر چینی با آستین های گشاد بر تن دارد و ریش بلند و گیسوان او با دقت جمع شده و پیچ خورده است. در زیر پای او گئوماته مغ افتاده و از شاه طلب عفو می کند . در برابر شاه نه اسیر با دستهای از پشت بسته و گردنهای در بند ایستاده اند و پشت سرش کماندار و نیزه دار نقش شده اند . لباس اسرا کوتاه و جزیی تفاوت از نظر لباس و ریخت با هم دارند . گزارش داریوش به سه زبان فرس قدیم ، عیلامی و بابلی نوشته شده است .

نقش بیستون روی هم رفته ساده و خشک است . جالبترین قسمت نقش همان ریزه کاریهایی است که در قسمت موی سر و ریش داریوش اعمال شده . چنانکه قیافه ای گیرا و خوشایند بوی داده است . بنظر می رسد که نقش شاه شبیه خود او بوده و در اندازه طبیعی تصویر شده است .

 

پارسه میراث مشرق زمین

بزرگترین اثر حجاری و معماری هخامنشی را بطور قطع می توان در تخت جمشید با همان پرسپولیس یونانیان دید . نام اصلی این کلکسیون هنر و معماری بر اساس کتیبه خشایار شاه  که بر دیواره دروازه ملل قرار دارد ( پارسه ) می باشد . بعد از انتخاب دامنه کوه مهر بعنوان جایگاه این اثر عظیم ، همان هنرمندان و معمارانی که ساختمان شوش را به پایان رسانده بودند ، فراخوانده شدند تا آپادانه دیگری همانند نمونه شوش ولی پرابهت و شکوهمندتر برآورند .

لازم بذکر است که کلمه آپادانا فقط در برخی متون متفرق میخی که در کاوشهای داخل کاخ داریوش در شوش یافت شده دیده می شود . هرتسفلد لغت پارسی باستان آپادانا را با کلمه فارس جدید ایوان مرتبط

می داند و اشاره می کند که این اصطلاح ، بخش عمومی کاخ سلطنتی را مشخص می کرده است . قسمت عمده این بنای عظیم در زمان داریوش و فرزندش خشایارشا ساخته شده است . این مجموعه بر فراز یک سطحه سنگی ایجاد شده و شامل کاخهای رسمی ، تشریفاتی ، تالارهای عظیم بارعام ، خزانه و حرمسرا ست و از خرابه های آن که اینک برجای مانده عظمت شاهانه اش نمایان است . در ساختمان قصور سنگ ، آجر و چوب را با زیبایی خاصی در کنار هم قرار داده و با رنگها و جواهرات درخشان مزین کرده بودند .

مجموعه پارسه بر خلاف زیگوراتهای بین النهرین که برفراز سکویی آجری ساخته شده بودند ، بر سکویی سنگی به شکل مستطیل با خطوط منکسر و متکی به کوه ایجاد شده . مساحت آن 125000 متر مربع و ارتفاعش از 18 تا 8 متر متغیر می باشد . نکته جالب توجه در ساخت پارسه عدم کاربرد ملاط در بر هم نهادن سنگهاست . در واقع سنگهای بزرگ را با گیره های فلزی موسوم به بست دم چلچله ای با سرب مذاب برهم محکم کرده اند .

این مجموعه مشتمل است بر :

أ‌-         مدخل ورودی که در قسمت غرب قرار دارد و شامل دو رشته پلکان دو طرفه می باشد که از سنگهای بزرگ تراشیده شده است . مشخصه این پلکان ها کوتاهی آنهاست بگونه ای که در آن واحد جمعیت زیادی با نوعی آرامش خاص از آن بالا می رفته اند . البته ذکر این نکته لازم است که با توجه به برخی قرائن احتمال می دهند که ورودی اصلی پارسه در قسمت جنوبی آن و جایی که کتیبه داریوش نصب شده قرار داشته است و این ورودی غربی توسط خشایارشا ساخته شده است .

ب‌-      سردر بزرگ یا دروازه ملل که به امر خشایار ساخته شد و در دو سمت شرقی و غربی توسط گاوهای بالداری حفاظت می شده است . گرچه این نگهبانان برگرفته از هنر آشوری اندولی دارای تفاوتها ی چند با الگوهای آشوری خود می باشند .گاو بالدار آشوری از سنگ یکپارچه تراشیده شده است ولی گاو هخامنشی ترکیبی از قطعات سنگ به هم پیوسته است .بال گاو آشوری راست ولی بال گاو پارسه بصورت نیمدایره است . گاو بالداری که در مدخل  قصر سارگن دوم ایستاده پنج پا دارد ولی محافظان دروازه ملل بر روی چهار پا ایستاده اند . دروازه ملل که کتیبه های موجود در جرز درگاه آن بنایش را به خشایارشا نسبت می دهند ، دارای سه درگاه بوده و سقف آن روی 4 ستون استوار می گشت . امروزه یکی از سالمترین ستونهای پارسه را در این کاخ می توان دید که توسط خانم و آقای تیلیا بازسازی شده است .

ت‌-      تالار بارعام داریوش با آپادانه که در جنوب کاخ دروازه ملل در ارتفاع 3 متری از کف سطحه بنا شده و دارای یک سالن بزرگ ،‌ 3 ایوان ( شمالی ،‌شرقی و غربی ) و اطاقکهای مجاور می باشد . این کاخ نیز بر اساس کتیبه موجود توسط خشایارشا به اتمام رسیده است.

ث‌-      تالار صد ستون که شرق کاخ آپادانا برآمده است . اینجا خشایارشا دستور داد تصویرش را در گوشه های پنجره ها چونان قهرمان مغلوب کننده هیولاها نقش کنند . حجاری با ابعاد بزرگ ، از این هنر که همواره ملهم قوت ، قدرت و تسلط بود ـ منتج می باشد . این تالار عظیم در زمان خشایارشا به اتمام نرسید و فرزندش اردشیر اول دستور داد تا درب جنوب شرقی آن را بسازند .

ج‌-       کاخ سه دری یا تالار شورا ، حرمسرا ، خزانه و بناهای کم اهمیت تری که در قسمت جنوبی مجموعه بنا شده اند .

نقوش برجسته پارسه :

جالبترین نقوش برجسته پارسه حاشیه ای است که روی دیواره پلکان شرقی آپادانا کنده شده است . طول این نقش برجسته ها 93 متر است و دارای سه ردیف نقش می باشند ، در مرکز حاشیه علامت اهورامزدا نقر شده و تصویر یک مرغ خیالی ( عنقا یا سیمرغ ) که یکپای خود را به علامت پرستش و احترام بلند کرده روبروی علامت اهورامزدا قرار دارد . دو نفر از سپاهیان مخصوص شاه به حالت سلام در طرفین قسمتی که خالی مانده است ، ایستاده اند . تمام جاهای خالی را با تصاویری از درختان و بوته ها پوشانده اند . در انتهای حجاری نیز تصویر شیری حک شده که گاوی را مورد حمله قرار داده است .

در قسمت اصلی حاشیه عده ای از سربازان جاویدان ایستاده اند ، نمایندگان ملل و اقوام تابعه هدایای خود را به شاه عرضه می کنند . این افراد را با توجه به لباس و کلاهشان می توان شناخت . در میان این نقوش حیواناتی از قبیل گوسفند ، گاو ، شتر ، اسب ، قاطر و حتی زرافه دیده می شوند .شیر ماده ای نیز جزو هدایاست که

توله هایش را از عقب حمل می کنند . این نقوش زیبا چنان بر دل سنگ کنده شده اند که گویی همه آنها از درختان تا آدمیان با نظمی خاص روانه دست بوسی شاه ایران هستند . در تمام حجاریهای موجود در پارسه انسانها بصورت نیم رخ و در حالی که یک پا را جلوی پای دیگر نهاده اند نموده شده اند . قیافه ها مشابه هم هستند و بنظر می آید که هدف تنها ترسیم پیکر انسانی بوده ، ولی نکته جالب این است که چهره های یکسان همگی دارای نوعی آرامش و سکون خارق العاده اند طوری که بیننده را مجذوب خود می کنند.

از دیگر نقوش موجود پارسه که البته اهمیت آن کمتر از نقش برجسته سلام نوروزی نیست ، دو حجاری روی دیوار سربازخانه سربازان جاویدان است . هر یک از این حجاریها دارای تصاویری بدین شرح می باشند . داریوش روی تخت شاهی نشسته و پشت سرش ولیعهد ( خشایارشا ) ایستاده . پدر و پسر شاخه نیلوفری دو غنچه در دست دارند ( نیلوفر در ایران و مصر علامت مقام سلطنت بوده است . ) در جلو شاه دو بخوردان نهاده اند و شخصی که احتمالاً‌متظلمی است در لباس مادی روبروی او ایستاده در حالی که دست خود را به قصد احترام یا به جهت نرسید نفسش به مشام شاه بر دهان نهاده . پشت سر این فرد دو نفر خادم درباری ایستاده اند . پشت سر خشایارشا نیز چند نفر ایستاده اند . یکی از آنها دستمالی در دست دارد و بعد از او اسلحه درا شاهی با تیر و کمان و خنجری بر کمر دیده می شود . غلاف این خنجر از بهترین آثار منقوش هخامنشی است که تا حال یافت شده . قسمت بالای غلاف دو مرغ خیالی تصویر شده و در طول غلاف نه بز کوهی ردیف هم که سرهای خود را برگردانده اند حک شده و قسمت پایین غلاف به شکل سرقوچ ساخته شده است . این غلاف بزرگترین شاهکار صنعتی هخامشی از لحاظ طرح و نقش و ظرافت است . پشت سر اسلحه دار دو نفر از سربازان جاویدان به حالت سلام ایستاده اند . در تالار بزرگ آپادانه و کاخ صدستون ، ستونهایی عظیم برافراشته بودند که در واقع نوعی زینت بنا بوده است و هدف از ساختشان عظمت بخشیدن به تالار بارعام شاهان بوده است ، وگرنه سقفها نیازی به این همه ستون جهت استحکام نداشته اند . ارتفاع این ستونهای بلند و نازک قریب 18 تا 20 متر بوده و دارای سرستونهایی بشکل نیم تنه دو گاو که تمام سنگینی سقف را بر پشت خود تحمل می کرده اند . این سرستونها صد در صد ابتکاری ایرانی است . در مداخل کاخ داریوش همچنین سرستونهای چوبی بوده که مزین به سر انسانی بوده اند .

تندیس داریوش بزرگ ـ شوش :

شاید بهترین نمونه هنر پیکر تراشی هخامنشی مجسمه تمام نمای داریوش بزرگ است که در نیمه دوم دسامبر 1972 توسط هیئت باستان شناسی فرانسوی در ویرانه های شوش بدست آمد .این مجسمه از یک تکه سنگ یکپارچه تراشیده است که به احتمال زیاد از کانهای مشهور مصری در وادی هامات در نزدیکی دریای سرخ آمده است . پایه سنگی مجسمه 81 سانتیمتر بلندی دارد و ارتفاع کنونی آن 46/2 متر است که با احتساب قسمت بالایی آن که نابود شده نزدیک به 3 متر بلندای آن بوده است . این مجسمه دارای کتیبه هایی به 4 زبان مصری ، پارسی باستان ، ایلامی و اکدی می باشد و درکل سند مهم تازه ای برای مطالعه در باب جامه پارسی است . این مجسمه علی رغم تمام همانندیهایی که از هنر مصری به همراه دارد و با اینکه حالتش با قوانین هنر مصری جور در می آید ، بسیاری از خصایص آن با شکوه ، متانت و سکون پیکرتراشی پارسه جور در می آید .

پل های هخامنشی :

از دیگر آثار معماری و حجاری هخامنشی در مرودشت می توان به پل بند درودزن اشاره کرد . این پل بند که کار پل و سد را با هم انجام می داده بر روی کر ، بر دهانه آبگیر کانال بزرگ داریوش واقع شده است . این ساختمان در سالهای 1965 الی 66 میلادی توسط هیأتی از طرف دانشگاه پهلوی شیراز با مدیریت دکتر مورای ، ب . نیکل مورد حفاری قرار گرفت و در سال 1969 این بنای منحصر بفرد بواسطه واقع شدن در محوطه ساختمان سد جدید برای جلوگیری از انهدام آنرا منتقل کرده و در محل دیگری در همان سمت رودخانه 3 کیلومتر دورتر در مقابل سد جدید برپا کردند .

در محل پل خان یعنی دست تلاقی رودکر با رود پلوار پل میانی بوده که احتمالاً در زمان هخامنشیان در محل وجود داشته و لردکروزن در آخر قرن نوزدهم این پل را که دارای دو چشمه قدیمی بوده دیده است .

همچنین در سال 1340 شمسی طی حفاری هیأتی از باستانشناسان انگلیسی به سرپرستی استروناخ در پاسارگاد آثار یک دیوار سنگی بطول 16 متر و بلندی 5/2 متر در دو سمت رودخانه و بقایای پلی کشف شد . این پل 16 متر طول داشته و مرکب از سه ردیف پایه که هر ردیف آن شامل 5 ستون سنگی به ارتفاع 2 متر بوده بنا شده است. پایه های این ستونها بصورت چهار گوش و قطر ستونهای مدور 85 سانتیمتر بوده است . استروناخ این پل را بدوره هخامنشی نسبت می دهند .

معماری صخره ای :

اگرچه ایرانیان در دوره مادها با معماری صخره ای آشنا بودند اما هخامنشیان این صنعت را متحول ساخته و به کمال رساندند . سخن از آرامگاههای شاهان هخامنشی در نقش رستم و کوه مهر است در این مکانهای مقدس می توان نهایت سخت کوشی ایرانیان را لمس کرد که با چه همتی سینه کوه را شکافته و 350 مترمکعب سنگ را از دل آن بیرون ریخته اند تا جایگاهی در خور فرمانروایان پارسی مهیا سازند . این یادگارهای درخشان که به شکل صلیب با چهارشاخه مساوی ساخته شده اند همگی از یک طرح کلی ( تقلید از آرامگاه داریوش
کبیر ) پیروی می کنند . بر شاخه بالایی شاهنشاه در جامه پارسی بر روی سکویی سه پله ایستاده و در زیر سایه فرکیانی ، آتش شاهی را نیایش می کند و از گوشه تصویر هلالی با گوی بسیار نازک سر بر آورده . سی تن از نمایندگان ملل تابعه تخت شاهی را بر سر دست می برند . در دو سوی داریوش سربازان و بزرگان ایران زمین ایستاده اند . بر دو شاخه میانی کاخی با یک در نقش است که به یقین مظهری از خانه ابدی شاهنشاه می باشد . در گذر از درب ورودی راهرویی قرار گرفته که در دیوار روبرو دارای اتاقکهایی و درون این اتاقکها جایگاه ابدی شاهان و افراد خانواده شان در عمق سنگ کنده شده است .

برجهای هخامنشی :

از معماری هخامنشیان در سرزمین پارس دو بنای برج مانند نیز باقی مانده که یکی از ایندو موسوم به زندان سلیمان واقع در پاسارگاد تا حدود زیادی ویران شده است اما بنای دیگر واقع در محوطه نقش رستم علی رغم برخی نقصها هنوز هم پابرجاست . این برج یک بنای چهارگوش و پله دار است که بر اساس طرح و نقشه برج پاسارگاد ساخته شده است . مصالح بکار رفته در این برج ترکیبی از سنگ آهک سفید مرمرنمای و سنگ خاکستری است ، از سنگ سیاه نیز در طاقچه های مضرس آن استفاده کرده اند . قطعات سنگ بکار گرفته شده بدون ملاط و در برخی جایها با بستهای دم چلچله ای بر هم جفت شده اند . در ذکر عظمت معماری بنا کافی است دانسته شود که در دیوار غربی آن تخته سنگی به بزرگی 40/4 متر کار گذاشته اند . این بنا را می توان مخلوطی از معماری هخامنشی دانست ، کاربرد سنگهای سیاه در زمینه سفید ، از مشخصات معماری پاسارگاد است . بستهای دم چلچله ای بیشتر بدوره داریوش و خشایارشا تعلق دارند . در و درگاه ورودی بنا همانند در و درگاه ورودی آرامگاهها می باشد و طرز چیدن سنگها بدون نظم و بدون ملاط نیز نخستین قسمتهای سکوی پارسه را بیاد می آورد .

پایان سخن :

فرمان بنای کاخ که توسط داریوش اول در شوش و تخت جمشید ( پارسه ) برجای مانده ، همه هنر رسمی هخامنشی را تشریح می کند . این هنر که تابع مقدرات شاهنشاهی بود ، به یک هنر بین المللی بدل شده بود . به واقع اگر پادشاهان همه آنچه را که تمدنهای قدیم شرق باستان ایجاد کرده بودند ،‌به عاریت نمی گرفتند پارسیان نمی توانستند بدان سرعت از مساکن کم اهمیت خود به کاخهای مجلل نزول اجلال نمایند . آیا آنان در این مورد همان کاری را که بسیاری از ملل پیشین انجام داده بوده اند ، تکرار نکردند ؟ بی شک چنین است ، اما اگر چه قوم اورارتو از آشوریها و ایشان از هنر سومری ، اکدی و هیتی عاریت گرفته بودند ، معهذا هیچ ملتی به شکوه و جلالی نظیر هنر هخامنشی نرسیده است .

هنر هخامنشی ظریف و عاری از خشونت هنر همسایگان است ، به ویژه تصویر سربازان و اسبان ایرانی مانند همتایان آشوری بی روح نبوده و خشونت آنها را ندارد . همچنین حجاران هخامنشی بخصوص در نقش حیوانات استاد بودند ، نقش حیوانات در آثار ایندوره ساده و ظریف و دقیق است و از این نظر ایرانیان سرآمد دیگران بوده اند .نیز هنر هخامنشی دارای نوعی صراحت طرح و نقش ، قدرت و استحکام و دوام اثر هنری و تعادل آن است .

مورخ فقید پیرنیا در کتاب تاریخ ایران باستان جلد دوم فصل 5 درباره صنعت معماری و حجاری هخامنشی می نویسد : ( آثار هخامنشی را زاره ، بنیامین معماری و حجاری شرق قدیم نامیده و می توان گفت که این صنعت با اسلوب که دیده می شود یا بهتر گفته باشیم این آخرین کلمه معماری و حجاری شرق قدیم با دولت هخامنشی بوجود آمد و با انقراض آن خاتمه یافت .) آری این هنر که در دوران کورش ، بزرگ و در عصر داریوش در اوج شکوفایی بود رکودی طویل در پی داشت . اگر جریانات عصر خشایارشا و اردشیر اول را کنار بگذاریم هنر مزبور تا پایان عهد هخامنشی لایتغیر ماند و آن زمان که اسکندر مقدونی به پشت مرزهایش نزدیک می شد به غایت خود رسیده بود .

منابع و مآخذ :

 

1.      ایران قدیم ، حسن پیرنیا( مشیرالدوله ) ، انتشارات اساطیر ، تهران 1373 .

2.      ایران از آغاز تا اسلام ، ر.گیرشمن ، ترجمه محمد معین ، انتشارات علمی و فرهنگی – تهران 1375 .

3.      پاسارگاد ، دیوید استروناخ ، ترجمه حمید خطیب شهیدی ، انتشارات سازمان میراث فرهنگی ، تهران 1379 .

4.      پژوهشهای هخامنشی ، جمعی از نویسندگان غربی ، ترجمه ع. شاپور شهبازی ، انتشارات مؤسسه تحقیقات هخامنشی 1354 .

5.      پلهای قدیمی ایران ، محمد علی مخلصی ،‌انتشارات میراث فرهنگی ، تهران 1379 .

6.      تاریخ عمومی هنرهای مصور ، علینقی وزیری ، انتشارات هیرمند ، تهران 1377 .

7.      شرح مصور نقش رستم فارس ، ع. شاپور شهبازی ، انتشارات بنداد تحقیقات هخامنشی ، 1357 .

 

 

تهیه و گردآوری :

جلال محمدی

کارشناس تاریخ فروردین 83
جمعه 9 اسفند‌ماه سال 139220:36ناظم زارعچاپ
مقدمه ای بر استفاده رنگ و نقاشی در ایران باستان
3 نظر

 

 

مقدمه ای بر استفاده رنگ و نقاشی در ایران (قسمت دوم )

رنگ و نقاشی در ایران باستان

تاریخ سکونت ایران بر اساس یافته های باستان شناسی در خرم آباد و لرستان به ۴۰ تا ۵۰ هزار سال قبل برمی گردد. بعضی منابع به نشانه هایی از سکونت در سرزمین ایران اشاره می کنند که مربوط به ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار سال قبل مربوط می شوددر تمدن سیلک نمونه هایی از رنگ آمیزی دیوارها مربوط به هزاره پنجم پیش از میلاد به دست آمده است. ایرانیان پیش از رواج کاشی کاری بناهای خود را با نقاشی و رنگ تزیین می کردند. البته این نقاشی و رنگ معمولاً از گل و بوته، منظره و از این گونه موضوعات تجاوز نمی کرد. نقاشی روی دیوار تا حدود قرن چهارم هجری در کنار رقبای دیگر دوام یافت تا اینکه با ظهور جلا و صیقل و نقوش کاشی رفته رفته جایگاه پیشین خود را از دست داد.
▪ رنگ و نقاشی دوران عیلامیان
عیلامیان گاهی دیواره های داخلی بناها را با ردیفی از تصاویر هیولاها و جانوران خیالی و اسطوره ای پر می کردند. شاید نتوان به این عمل به جرأت نام تزئین داد. چراکه ممکن است این رفتار بیشتر برخاسته از نیازهای آئینی باشد تا حس زیبائی شناسی. اگرچه همچنان می توان از آنها به عنوان اثری هنری یاد کرد.هفت تپه یکی از قدیمی ترین آثار به جا مانده از عیلامیان در ایران کنونی است. آنچه از گزارشات حفاری این منطقه به دست می آید این است که؛ در یکی از زیگورات های هفت تپه (کاخ شماره ۱) بر روی زمین آثار نقاشی روی دیوارها بر روی قطعات آوار دیده شده است. این نقاشی ها بیشتر قسمت بالای دیوار را تزئین می کرده است. قطعات رنگی بدون زمینه گچی گویای این مطلب است که نقاشی ها بر روی سطوح صاف گلی اجرا می شده است. متأسفانه قطعات بزرگی که مضامین تصاویر را روشن کنند به دست نیامده است. احتمالاً علاوه بر نقوش هندسی با اشکال دایره (با اثر پایة پرگار)، مثلث، چهارگوش و مربع، تصاویری از طبیعت هم بر دیوارها نقش می شده است. رنگ های به کار رفته شامل آبی، قرمز، زرد، خاکستری، سیاه و سفید بوده. مسلماً این بناها در دوران آبادانی با وجود نقاشی ها و صحنه های تزئینی جلا و شکوه خاصی داشته.

▪ رنگ و نقاشی دوران مادها

از دوران مادها آثار زیادی برجای نمانده است. استحکامات و شهر هگمتانه یکی از بقایای مهم این دوره است. از شگفتی های این مجموعه که تاریخ نویسان به آن اشاره کرده اند، هفت باروی آن است که هر کدام به رنگی آراسته بودند. به قول هرودت؛ « اولی سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی و پنجمین نارنجی است و تمام اینها را با الوان رنگین کرده بودند و دوتای آخری یکی از نقره و دیگری از طلا مستور شده بود.» به گمان بسیار، باروهای هفتگانه و هفت رنگ هگمتانه به شیوه ای نمادین و مرموز، نشانه ای از آسمان و هفت اختر گردان بوده است.

▪ رنگ و نقاشی دوران هخامنشیان

از هخامنشیان و رنگ اگر بخواهیم بگوئیم، بی شک سخن به آپادانای شهر شوش نیز کشیده خواهد شد. کاخ زمستانی امپراتوری که تصاویر سربازان جاوید با لباس های پرکار و رنگ های متنوع بر آجرهای رنگین و لعاب دار آن شهرت جهانی دارد. کتیبه ای از داریوش باقی مانده که در آن عملیات ساخت این بنا را شرح داده. از جمله به جزئیات تزئین و نقاشی و کارگران ملل مختلف اشاره کرده که در احداث آن سهیم بوده اند. ستون ها نیز به رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شده بودند که ضمناً نقایص سنگ های آهکی به کار رفته را نیز می پوشاندند.تخت جمشید اثر بی بدیل دیگری است که می توان در آن سراغی از رنگ و نقاشی دیواری هخامنشیان را گرفت. از جمله باید به مانده هایی از یک فرش گچی اشاره کرد که به رنگ قرمز در گوشه یکی از اطاق های شمالی کاخ تچر به دست آمده است. همچنین محققین توانسته اند با توجه به بقایای رنگی و عناصر شیمیائی موجود در خلل و فرج سنگی تخت جمشید ـ فارغ از میزان صحت و دقت ـ نقشی رنگین از فَروَهر را بازسازی کنند. کم و بیش در دیگر آثار معماری باقی مانده از زمان هخامنشیان نیز تصاویر نقاشی شده به چشم می خورد. از جمله در شهر هخامنشی دهانه غلامان صحنه ای از شکار به تصویر کشیده و در صحنة کنده کاری شدة دیگر اثری از شمایل یک حیوان که به احتمال زیاد اسب است و روی پلکانی ایستاده، دیدخ می شود.
▪ رنگ و نقاشی دوران پارتیان و سلوکیان (اشکانی)
پلکان جبهة شمالی از آثار باقی مانده بر کوه خواجه در سیستان معروف به کاخ شاهی کوه خواجه، به فضائی باریک و دراز دالان مانند راه می یابد که به دلیل وجود نقاشی های دیواری بر بدنة دیوارهای آن، توسط “هرتسفلد” و محققان بعد از وی به گالری شهرت یافته است. هرتسفلد این آثار را متعلق به قرن اول میلادی و اشکانیان دانسته. این گالری ۴۰متر طول و ۵/۱ تا ۲ متر پهنا دارد. با وجود تخریب و آوار فراوان، رنگ هایی اینجا و آنجا بر سطح طاق موجود و دیوارها به چشم می خورد که حکایت از نقش مایه های دیواری گسترده و وسیع منقوش دارند. متأسفانه رنگ های باقی مانده ما را به کلیت یک اثر نقش پردازی شده نمی رسانند و صرفاً بقایای نقوشی هستند که قبلاً از جای خود برداشته شده اند. به نظر می رسد که در این نقاشی ها از رنگ های زرد، سرخ، سبز، قهوه ای و آبی استفاده شده است. در این نقش ها خدایان، که بخش و قسمتی از پیکر هریک از آنان پشت پیکر خدای دیگر قرار گرفته است، همه به صورت تمام رخ ایستاده اند. احتمالاً این شیوه پوشش یک تصویر بر روی تصویر دیگر به منظور القای عمق بوده است. (تأثیر این تکنیک را در دوره ساسانی در نقش برجسته معروف کرمانشاه که دسته ای از گرازها را در میان نیزار نشان می دهد، می توان دید.) در یکی از دیوارها نقشی از شاه و ملکه و در جایی دیگر رب النوع عشق یونان (اروس) سوار بر اسبی سرخ رنگ دیده می شود. در اینجا چهره ها به حالتی نیم رخ و تمام رخ است. (یکی از تأثیرات نقاشی دوره اشکانی بر سیر هنر، همین رواج تصاویر تمام رخ است.) در اطراف پنجره های تالار، تماشاگران نقش شده اند. اغلب نقاشی های دیواری منتسب به کوه خواجه از این محل به دست آمده و متأسفانه تمام آنها نیز به خارج از ایران منتقل شده است.در شهری در کنار فرات دورا اروپوس نقش هایی از دیوار یک معبد پیدا شده که حاکی از تأثیر نفوذ هنر اشکانی است. در معبدی از این شهر تصاویری نیز از ایزدمهر پیدا شده که او را در حال شکار نشان می دهد.

▪ رنگ و نقاشی دوران ساسانیان

ساسانیان به تبعیت از هخامنشیان توجه خاصی به نقوش برجسته از خود نشان دادند. از طرفی متأثر از امکانات امپراتوری تازه تأسیس خود و هنر اشکانی، شیوه ای منحصر به فرد در هنر را پیش گرفتند. این زمان یکی از دوره های شکوفائی هنر گچبری است. اما همچنان از رنگ و نقاشی نیز برای زینت ابنیه استفاده می شود. نمای کاخ های ساسانی که با سنگ های تیشه ای و یا لاشه سنگ و یا خشت و آجر ساخته می شد، اغلب با اندود گچ سفیدکاری می شد و در داخل دارای تزئینات نقاشی بود. این نقش ها بیشتر شامل طرح های تزئینی انسان، حیوان، شکارگاه، گل و گیاه و نقوش هندسی الوان بودند. به روایت پرفسور پوپ تا سال ۱۳۰۴ هجری شمسی در طاق بستان در کرمانشاه، یکی از یادگارهای دوره ساسانی، آثار رنگ های قرمز، زرد، فیروزه ای، آبی پررنگ، سبز کم رنگ، ارغوانی، بنفش، نارنجی، صورتی و سپید بر این بنا قابل مشاهده بوده است. صحنه هایی از جنگ، شکار و گردش، موضوع نقاشی های دیواری موجود بر سطوح را تشکیل می داده. طرح تزئینات تالار پذیرائی بیشاپور (نزدیک فیروزآباد فارس) نیز شامل گچبری های رنگ آمیزی شده و نقوشی به رنگ های اخرائی، زرد، سیاه و آبی بوده که البته گاهی با موزائیک های رنگین نیز تلفیق می شده. گویا در قصر تیسفون نیز از یک نقاشی دیواری با صحنه ای از تسخیر انطاکیه گزارش شده است. از نکات جالب در مورد نقاشی های دوره ساسانیان تأثیری است که بر نقاشی مانویان به جا گذاشته است.

▪ رنگ و نقاشی در آغاز دوران اسلامی

با پذیرش دین اسلام و حرمت نقوش انسانی و ذی روح در اوایل قرون اسلامی هنرمندان نقاش زبردست ایرانی به نقوش گیاهی و تصاویر هندسی و به عبارتی اسلیمی ها گرایش پیدا کرده و به تدریج در آثار خود موضوعات و مضامین مذهبی را به تصویر کشیدند. در این تصاویر از هنر پارتیان و ساسانیان بهره بردند و همان روش ها را ادامه دادند. همچنین حضور رنگ را در تزئینات گچبری به طور گسترده و متنوع می توان دید. شیوه ای که در معماری ایلخانی به وفور به چشم می خورد. تا اینکه در دوره تیموری به گونه ای بلوغ در نقوش اسلیمی و ختایی و گل و گیاه و جانوران ختم می شود.

نویسنده :
سید صدر سید ابوالقاسم ـ معماری ، رنگ و انسان.

نمای مقبره داریوش هخامنشی بازسازی رنگ ها از ناظم زارع و مهندس مجدالدین رحیمی
جمعه 9 اسفند‌ماه سال 139220:34ناظم زارعچاپ
عوامل موثرتسریع روند فساد تدریجی سنگ های تاریخی بنای تخت جمشید
0 نظر

 

 

عوامل موثرتسریع روند فساد تدریجی سنگ های تاریخی بنای تخت جمشید

تخلخل و نفوذ پذیری را شاید بتوان یکی از مهمترین خواص فیزیکی موثر بر زوال و پوسیدگی سنگ ها دانست. زیرا وجود این مشخصه ها به همراه افزایش امکان دسترسی به بخش های داخلی سنگ ، زمینه تخریب آن را بوسیله هر یک از سه حالت آب (جامد ، مایع ، گاز ) مهیا می نماید.

نکته دیگر اینکه در سنگ های رسوبی که ساخت و کاربرد آنها در بنا یا آثار ، در خلاف جهت لایه بندی سنگ باشد ، بدلیل سهولت نفوذ رطوبت و آب باران ، متحمل آسیب بیشتری نسبت به سنگ هایی دیگر می شوند که هم جهت با لایه بندی شان بکار برده شده اند . وجود لایه بندی ، درز و شکاف و ریز ترک ها ، سنگ را به قطعات کوچکتر تقسیم می کند و سطح تماس آن را با عوامل مخرب بیشتر می گرداند.

آلوده کننده های هوا : آلودگی هوا می تواند اثرات جبران ناپذیری بر روی سنگ و فرسودگی آثار تاریخی و اشیاء موزه ای داشته باشد ، افزایش سرعت فرسایش سطح سنگ در دهه های اخیر حاکی از افزایش زیاد آلودگی هوا می باشد . سنگ هایی چون مرمر ، سنگ آهک و ماسه سنگ که حاوی کلسیت هستند ، بیشترین آسیب را در اثر بارش باران های اسیدی در هوای آلوده متحمل می شوند. ترکیبات طبیعی و مصنوعی موجود در آلودگی هوا که بیشتر ین سهم را در فرسودگی سنگ دارند و به رشد گلسنگ ها به طور فاجعه باری کمک می کنند شامل : دی اکسید کربن ،  اکسید های گوگرد ،  اکسید های نیتروژن ، مواد ذره ای ، ترکیبات آمونیاکی ، اوزون ، اسید فلوئوریدریک و اسید کلریدریک می باشد ، سه ترکیب اول که قابل حل شدن در آب می باشند با سنگ های آهکی واکنش سریع نشان داده و آسیب پذیری سنگ را دو چندان می کنند.

آلودگی هوا به عنوان کاتالیزور یا تسریع کننده در انجام واکنش های شیمیایی مختلف ، باعث فرسودگی سریع و زیاد ماده ، پوسته پوسته شدن و تورق و جدا شدن کریستال ها و ترکیبات سنگ از یکدیگر و نهایتا طولانی و عمیق تر شدن رگه ها ی کوچک سنگ می شوند . ذرات آلاینده موجب کثیفی و ایجاد لکه بر روی سطوح سنگ می شوند و از آنجائیکه ذرات حاوی اکسید های فلزی هستند نقش کاتالیزور را داشته و لایه سخت خشکی تشکیل می دهند ، از طرفی در هوای آلوده روی سطوح سنگ های آهکی به دلیل موقعیت خاص ، که کمتر با آب باران شسته می شوند ، قشر غیر قابل نفوذ سختی از دوده و گرد و خاک تشکیل می شود که دارای مقدار زیادی گچ است ، که این لایه بد نما اولین قدم تخریب و فساد تدریجی سنگ است .

آلودگی هوا به دو صورت خشک و تر ته نشین می شوند : معمولا وقتی آلودگی بصورت فاز گازی به سطح سنگ رسیده و در رطوبتی که از قبل در سنگ وجود دارد حل می شود ، البته دی اکسید گوگرد تا مسافت حدود 30 کیلومتر نسبت به منشا تولید آن ته نشین می شود . این عمل را ته نشین خشک    می نامند و اما ته نشین تر زمانی صورت می گیرد که آلاینده ها در هوا بصورت رطوبت وجود داشته باشند یا با ابرهای باران زا به محل آثار تاریخی برسند و       می توانند بر روی مناطقی که دهها کیلومتر از منشا فاصله دارند تاثیر بگذارند. به هر حال این دو حالت باعث فرسودگی و فساد تدریجی سطوح سنگ های تاریخی می گردند و هر چه تخلخل سطوح بیشتر باشددرصد تخریب بیشتر خواهد بود . مهمترین آلوده کننده های شیمیایی مخرب در سنگ های تاریخی در دو حالت ، طبیعی و مصنوعی وجود دارند، که عبارتند از : 1- دی اکسید کربن : که به صورت طبیعی در جو وجود دارد و تولید مقداری اسید می کند و باعث حلالیت کلسیت سنگ آهک شده و فساد تدریجی را باعث می گردد .2- دی اکسید گوگرد : مهمترین آلوده کننده در تخریب سنگ است که از احتراق مواد گوگرد دار تولید می شود . اسید سولفور رقیق تولید شده با اکسیژن ترکیب شده و اسید سولفوریک تشکیل میدهد این اسید بر روی سطح سنگ (کربنات کلسیم ) رسوب کرده و سطح سنگ به سولفات کلسیم تبدیل می شود . سولفات کلسیم با جذب آب بصورت گچ معدنی متبلور می گردد . مشکل اساسی فرآیند بلورهای گچ است که می توانند تا 50 سال ادامه داشته باشند و در سنگ  نفوذ کرده و  باعث تخریب آن شوند.

متاسفانه آثار تاریخی قدیمی بر اثر شرایط بسیاری دچار تخریب شدید می گردند ، مانند :

1-     اکسید ازت : در جو بصورت فراوانی وجود دارد و بسیار پایدارند.

2-     مواد ذره ای جامد در هوا  : این مواد باعث تشکیل لایه سختی بر سنگ شده و اکسیداسیون را سریعتر می کنند و حاصل صنعت ، کشاورزی و ترافیک شهر ها می باشند.

3-     درجه حرارت بالا و ترک خوردگی : که به وفور در آثار سنگی تاریخی تخت جمشید دیده می شود و راه نفوذ مواد آلاینده را به داخل سنگ راحتتر کرده است .

4-     حمله سولفات ها از طریق هوا : این مواد در هنگام  کار های تولیدی پالایشگاهی تحت عنوان مواد جانبی تولید می شوند.

5-     رطوبت زیاد: متاسفانه بر اثر بی دقتی مسولین همیشه در فصل ریزش باران بیشتر قسمت های تخت جمشید دچار آب گرفتگی می شود و بر اثر این ریزش باران و همچنین خاصیت مویینگی سنگ رطوبت خیلی زود در همه قسمت های سنگ نفوذ کرده و سرعت تخریب سنگ را تسریع می کند.

6-     اسید سولفوریک و باران های اسیدی: واکنش شیمیایی حاصل سولفات کلسیم تولید می کند که به دلیل محلول بودن به راحتی توسط آب شسته می شود و نتیجه عمل انجام شده لایه سفید رنگی است که بر سطح سنگ ایجاد و مقاومت سطح سنگ را کاهش می دهد.

7-     شستشوی بی رویه آثار تاریخی با آب چاه یا شرب : در آثار تاریخی تخت جمشید این کار بارها درپلکان شرقی آپادانا اتفاق افتاده است ، این عمل باعث بوجود آمدن کریستال گچ در سطح سنگ شده و با سیمان های موجود مربوط به مرمت های پیشین واکنش شدیدی نشان    می دهد و خمیر بسیار نرمی تولید می کند. متاسفانه این عمل در زمانی بسیار شدیدتر اتفاق     می افتد که بنا از یک طرف در مجاورت رطوبت و از طرف دیگر در هوای آزاد قرار داشته باشد. بر اثر بی اطلاعی افرادی یا ندانستن چنین شرایطی ، موقعیت لازم برای تخریب اثر را بوجود  می آورند.

8-     تر وخشک شدن در اثر نشست و نفوذ آب : یا شستشوی بنا با آب های شور ، که باعث ریخته شدن هیدروکربورها بر روی سطوح بنا شده و بعد از نفوذ به داخل خلل و فرج سنگ ها روند تخریب اثر و فساد تدریجی آن سریعتر می گردد.

9-     حرکت ماشین آلات در محوطه آثار سنگی تخت جمشید : این عمل به دفعات متعددی صورت گرفته و باعث لرزش آثار داخل بنا و ترک خوردگی های متعددی بصورت نامحسوس شده اند

10-  نشست بخار و گاز ها از دودکش های کارخانه های صنعتی منطقه : این عمل که بعضی مواقع تمام دشت شهرستان مرودشت بخصوص آثار تاریخی تخت جمشید را در بر می گیرد باعث تسریع در روند  تخریب آثار تاریخی میگردد . البته شایان ذکر است که شرایط حفاظت و نگهداری بنا و آثار تاریخی  توسط کارشناسان امر قابل اهمیت فراوان است .

سنگ آهک به دلیل نرمی و راحت تراش خوردن در بیشتر آثار تاریخی استفاده گردیده است که سطحی متخلخل دارد و این ویژگی آن را در برابر عوامل مخرب آسیب پذیرتر می کند .قطعا عوامل یاد شده دارای قدرت تخریب یکسانی نمی باشند و هر کدام از آنها در شرایط مختلف و در جوار عوامل دیگر تاثیرات متفاوتی دارند. پس سرعت هوازدگی سنگ و نوع آن در همه جا یکسان نیست . گاهی دو یا چند عامل مهم با به  هم پیوستگی باعث شدیدتر شدن تخریب اثر می گردند .مثل یخبندان که با حضور نمک ، شدت بیشتری می یابد . مشکل اساسی و بزرگ محوطه تاریخی صفه تخت جمشید نداشتن سطحی هموار جهت دفع ریزش آب باران می باشد بطوری که در کوچکترین بارش شاهد بوجود آمدن حوضچه های متعددی در بیشتر قسمت های بنا هستیم . در تمام طول سال دیواره های داخلی آبروهای تخت جمشید دارای رطوبت خاصی است که این رطوبت از نفوذ آب باران در سطوح مختلف بنا بوجود می آید . سنگ بخاطر دارا بودن حالت مویینگی آب را در خود می کشد و بعد از مدتی بر اثر تغییر عوامل جوی این رطوبت را جهت دفع کردن به لایه سطحی خود هدایت می کند و متاسفانه آب املاح مثل نمک و مواد دیگر را با خود به سطح سنگ می آورد که نشست نمک در سطح سنگ در بیشتر جاهایی که از سیمان برای مرمت استفاده شده بخوبی نمایان است و یا در سطوح دیگری چون بخش جنوبی پلکان شرقی آپادانا و پلکان شمالی کاخ سه دروازه این آثار بخوبی مشهود می باشد . دیواره اصلی غربی صفه تخت جمشید در تمام طول سال نمایانگر رطوبت مذکور می باشد ،بطوری که در بعضی قسمت ها رطوبت بیرون رانده شده در تمام طول سال مشخص می باشد . متاسفانه بیشترین عامل تخریب سنگ های تاریخی را وجود رطوبت در آثار باعث می گردد و اگر نشود راهکاری برای از بین بردن این رطوبت ایجاد نمود لا اقل می توان با بکار بستن مواردی از این رطوبت ویرانگر کاست. این عمل همت مردان بلند اندیشه ای را      می طلبد که با جان و دل در راه حفظ میراث کهن ایران زمین مخلصانه به اهداف دراز مدت جمهوری اسلامی ایران یاری و کمک رسانند. سایر عوامل موثر بر روند فرسایش سنگ ، تغییر و دگرگونی و زوال آن ، ممکن است در اثر برخی حوادث ویرانگر طبیعی ، همچنین روش های نامناسب نگهداری آثار ، مرمت های ناقص یا غیر کارشناسی ، درمان ها و روش های حفاظتی نامناسب و……باشد که هر یک از عوامل یاد شده می تواند بر روی نرخ فرسایش سنگ های تاریخی تخت جمشید و دیگر آثار سنگی کشورمان تاثیر به سزایی داشته باشد . از آنجائیکه عوامل یاد شده هوازدگی، جوی و دیگر موارد، باعث روند شدیدتر شدن فرسودگی سنگ های دوهزار و اندی ساله آثار ی چون تخت جمشید شده اند ، می توان یکی دیگر از عوامل مهم را نیز چنین ارائه نمود : روند رشد بی رویه گلسنگ ها و جلبک ها با گونه های مختلف در پهنه صفه تخت جمشید که در چند سال اخیر این گیاهان بیشترین قسمت های آثار سنگی را در بر گرفته اند. یکی از عوامل رشد این گلسنگ ها آلاینده های جوی و دیگر رطوبت زیاد این بنا می باشد به صورتی که می گویند هر کجا گلسنگی وجود دارد بدان در آن بنا رطوبت بی امان در حال تخریب آثار است . در حدود 5 سال قبل فقط قسمت های انگشت شماری از بخش های مختلف تخت جمشید رشد گلسنگ را مشاهده می نمودیم ، اما هم اکنون در جای جای بنای عظیم تخت جمشید روند رشد بی رویه گلسنگ بخوبی نمایان است . مهم ترین دلیل رشد و نمو این گونه گلسنگ ها در بیشتر بخش های آثار تاریخی تخت جمشید حفاظت غیر اصولی یا بی تفاوتی در امر حفاظت می باشد . متاسفانه روند حفاظت و مرمت اصولی آثار سنگی  تخت جمشید بکلی از بین رفته یا سمت و سوی این امر تغییر یافته است .
جمعه 9 اسفند‌ماه سال 139220:32ناظم زارعچاپ
آشنایی با آثار و ابنیه های تاریخی شهرستان کازرون و شرح عملیات نجات بخشی و مرمت مجسمه شاپور
0 نظر
تاریخچه شهرستان کازرون:

شهرستان کازرون یکی از شهرستان های استان فارس است که در جنوب ایران قرار دارد    و در 51درجه و 39دقیقه و 15 ثانیه طول شرقی و 29درجه و 27 دقیقه عرض شمالی واقع شده است . وسعت این شهرستان حدود 4119 کیلومتر مربع و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا حدود 950 متر می باشد . این شهرستان از طرف مغرب و شمال به شهرستان ممسنی ، از طرف مشرق به شهرستان شیراز ، از طرف جنوب غربی به استان بوشهر  و از طرف جنوب به شهرستان فیروزآباد محدود می گردد . فاصله شهر کازرون تا شیراز 150 کیلومتر ، تا بوشهر 180 کیلومتر و تا پایتخت 1060 کیلومتر می باشد .

شهر بیشاپور :

در فاصله 25 کیلومتری غرب کازرون ،در حاشیه رودخانه شاپور ،در کنار جاده شاهی که در زمان هخامنشیان ، تحت جمشید رابه شوش و در روزگار ساسانی به تیسفون متصل   می کرد و در میان حلقه ای از درختان لیمو و پرتقال و خرما ، شهری باستانی ، بنام بیشاپور از دل خاک سر بر آورده که حکایت گر عظمت و آبادانی و شکوه گذشته ایران است .

این شهر را می توان ،در ردیف بزرگترین شهرهای دوره ساسانی دانست که با زیباترین    و ثروتمندترین شهرهای دنیای متمدن آن روزگار ،مانند انطاکیه و بیزانس ، شهرهای زیبای روم شرقی ، رقابت داشته است و به حق می توان این مجموعه تاریخی را         تخت جمشید عصر ساسانی بشماره آورد . عناوین زیر خلاصه از آثار تاریخی این شهر را بیان می کند .

پیشینه تاریخی بیشاپور :

ابن بلخی ،احداث این شهر را  ابتدا به طهمورث بن و یونجهان ( پادشاه اساطیری ایران) نسبت می دهد و معتقد است که در آن وقت بنام (دین دلا) معروف بوده ، و چون در اثر حمله اسکندر خراب شده شاپور اول ساسانی در 260 میلادی ،به شکرانه شکست دادن دولت روم ،در حوالی انطاکیه و اسیر کردن امپراطور آن کشور ، آن را از نوساخته           و توسعه داده و اغلب عمارات و بناهای آن را بوسیله معماران و مهندسان رومی ساخته      و مانند سایر شهرهایی که بنا کرده ، نام خویش را بر آن نهاده است .

این شهر از قسمت های زیر تشکیل شده است :

1- معبد آناهیتا:

2- تالار تشریفات

3- ایوان موزائیک

4- کاخ والرین

5-  جایگاه نیاز و مناسک

5- بنای آثار سکونت اسلامی در بیشابور

 

تنگ چوگان :

تنک چوگان ، در کنار ویرانه های شهر باستانی بیشابور و بین دو رشته کوه سر بر فلک کشیده قرار گرفته و شاید از آن جهت به ( چوگان ) منسوب شده که پادشاهان ساسانی    و سرداران ایرانی در آن به چوگان ،ورزش مردان ایرانی ،می پرداختند .

در دل تنگ چوگان ،که عرض آن میان چند صد متر تا کمی بیش از یک هزار متر نیست ، علاوه برمجسمه عظیم شاپور اول ، گنجینه ای از نقوش برجسته و حجاری شده ، برسینه کوه قرار دارد که یادگار ستیزها و پیروزی های پادشاهان ساسانی است .

نقش برجسته های تنگ چوگان :

1- اولین نقش ،بزرگ ترین  نقش برجسته عهد ساسانی است که در آن شاپور اول ، صحنه پیروزی خود را بر والرین ،به صورت کاملتری مجسم ساخته است .

2- دومین نقش برجسته ،صفحه پیروزی بهرام دوم (277-293 میلادی ) را بر بادیه نشینان عرب نشان می دهد بهرام دوم سوار براست و پری برتارک و ترکشی بر جانب راست دارد و اعراب ،اسب و شتر برای شهریار خود هدیه آورده اند .

3- سومین نقش طرف چپ رودخانه ،مراسم تاج گذاری بهرام اول (273 – 277 ) است  . این نقش برجسته ،برلوحه ای به درازای قریب 5/9 متر و پهنا یا بلندی ،بیش از 4 متر است که تصویر دو نفر را سوار براسب نشان می دهد . نقش سمت چپ مظهر اهورامزا است . که شعار پادشاهی رابه بهرام اول ، عطا می کند

4- چهارمین نقش تصویر مردی را که خم شده است نشان می دهد و به فاصله چند وجب در زیر نقش برجسته بهرام دوم ،سومین نقش سمت چپ رودخانه قرار گرفته و در مقایسه با سایر نقوش دوره ساسانیان که تاکنون کشف گردیده ، دارای شکل ویژه است چه نقش مذکور ، در صخره تراشیده شده و تقریبا شکل یک مجسمه را دارد .

5-  آخرین نقش برجسته این سوی تنگ چوگان ،بعد از نقش برجسته پیشین و کمی بالاتر از آن حجاری گردیده و آن نیز از نقوش برجسته و بزرگ عهد ساسانی است

در این تقش برجسته ،تصویر شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف ( 310  – 379 میلادی ) را در بالا و وسط نقش حجاری نموده اند که از روبرو نشسته و شمشیرش را بر دست چپ گرفت و دست راست خود را به عصا ی بلند یا گرز شهریاری تکیه داده است ودو ردیف نقوش برجسته ، برهر جانب نقش دیده می شود .

6- ششمین نقش برجسته ، صحنه پیروزی شاپور اول بر والرین توام با دریافت شعار شهریاری را ، از اهورامزدا ،نشان می دهد در این نقش شاه ساسانی و اهورامزدا ،هر دو سوار بر اسب دیده می شوند  در زیر پای اهورامزد ،‌پیکر اهریمن ، و در زیر پای اسب شاپور نیز ، دشمن مغلوب به نشان شکست فرو افتاده اند . بالای سرشاپور ، فرشته ای بال گشوده و فر ایزدی به او می دهد .

تنگ طبیعی – تاریخی چوگان در کنار ویرانه های شهر باستانی بیشاپور،دارای سه روستا است که عبارتند از : روستای تنگ چوگان بالا ، تنگ چوگان پایین ،تنگ چوگان وسطی که رودخانه شاپور در جهت شمال شرقی به جنوب غربی در میان تنگ روان است

مشخصات روستای تنگ چوگان کشکولی :

جمعیت این روستا 60 خانوار زبان آنها فارسی و دارای دین اسلام و مذهب شیعه هستند .کارو پیشه اهالی روستا بیشتر کشاورزی ،دامداری و باغداری است  و محصولاتی همچون گندم و جو ،برنج ،پرتغال و لیمو بدست می آورند . پوشش بوم گیاهی این منطقه گل گاوزبان ،خاکشیر و شاهتره است که کاربرد داروئی دارند .

غار شاپور در دوسوم ارتفاع کوه[کوه شاپور] در ارتفاع 800 متری از زمین با مختصات جغرافیایی 37 51 طول شرقی و 28 29 عرض شمالی قرارگرفته که 1280متر از سطح دریا ارتفاع دارد .این غار یکی از سه غاری است که در قسمت غرب تنگ چوگان قرارگرفته اند .غار شاپور با دهانه ای بزرگتر از دو غار دیگر در وسط است ،غار سمت چپ از غار شاپور به غار مادرشاپور معروف است و غار سمت راست غار مرمر نامیده میشود.

غار و مجسمه شاپور :

در تنگ چوگان ،در چهار کیلومتری شهر بیشاپور به طرف شمال ، دست چپ ،در 800 متری ، برسینه کوه شمالی تنگ ، آن سوی رودخانه ،غار نسبتا بزرگی است که به مناسبت وجود مجسمه شاپور به نام غار شاپور نامیده شده است .این غار در دو سوم ارتفاع کوه قرار گرفته و برای رسیدن به آن تا مسافتی از کمر کوه تسطیح شده ، بطوری که با جیپ می توان رفت و از آن پس تا حدود 300 الی 400 متر باید پیاده روی کرد . و از آن پس تا رسیدن به دهانه غار ،باید از 200 پله سیمانی بالا رفت .

موقعیت جغرافیایی غار شاپور :

در فاصله 25 کیلومتری غرب کازرون، در حاشیه رودخانه شاهپور، در کنار جاده شاهی که در زمان هخامنشیان، تخت جمشید را به شوش و در روزگار ساسانی به تیسفون متصل می کرد، در میان حلقه ای از درختان لیمو و پرتقال و خرما، شهر باستانی بیشاپور قراردارد. این شهر در ردیف بزرگ‌ترین شهرهای دوره ساسانی است .
تنگ طبیعی – تاریخی چوگان در کنار ویرانه های شهر باستانی بیشاپور، دارای سه روستا است که عبارتند از: روستای تنگ چوگان بالا – تنگ چوگان پایین – تنگ چوگان وسطی و رودخانه شاپور در جهت شمال شرقی به جنوب غربی در میان تنگ روان است.
غار شاپور در دو سوم ارتفاع کوه [کوه شاپور] در ارتفاع 800 متری از زمین با مختصات جغرافیایی 37 51 طول شرقی و 28 29 عرض شمالی قرارگرفته و 1280متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این غار یکی از سه غاری است که در قسمت غرب تنگ چوگان قرارگرفته اند. غار شاپور با دهانه ای بزرگتر از دو غار دیگر در وسط است، غار سمت چپ از غار شاپور به غار مادر شاپور معروف است و غار سمت راست غار مرمر نامیده می‌شود.

مشخصات بیرونی غار :

با آنکه کوه شاپور مشرف به روستای تنگ چوگان وسطا است، اما راه استاندارد برای رسیدن به غار از تنگه چوگان علیا (روستای کشکولی ) است. مردم محلی می‌توانند با 30 دقیقه کوهپیمایی به غار برسند، اما برای افراد اماتور حدود 1:30 تا 2ساعت وقت لازم است .راه رسیدن به غار در سال 1329خورشیدی اینگونه توصیف شده است: «رفتن در آن بدون چند نفری ممکن نیست زیرا جایی مخوف و هولناک است. از دامنه کوه به مقدار 3 کیلومتر سربالایی و سنگلاخ که معادل 30 کیلومتر است و بسیاری از جاها پرتگاه (و به قول لرها کمر است.) بالا رفتیم در نزدیکی آن غار صعوبت دیگری پیش آمد چه آنجا باید از قطعه های از کوه که مانند دیوار صاف است به ارتفاع 3 متر بالا رفت و در روی این تخته سنگ باید با چهار دست و پا بالا رفت به طوری سخت که فرد مرگ را جلوی چشم خود می‌بیند چه در زیر پای شخص دره بسیار، سراشیبی عمیقی واقع شده و بدتر از همه اینکه در روی سنگ 3 متری صاف جایی برای درنگ نیست.» البته در حال حاضر این راه با تمهیداتی که طی سال‌های متمادی اندیشیده شده بسیار آسان‌تر گشته است. به علت شیب زیاد و سنگی بودن کوهپایه جنوبی کوه شاپور، پوشش گیاهی این ناحیه، تنها به درختچه‌های پراکنده بادام کوهی محدود می‌شود. در حالی که قسمت‌هایی از کوه شاپور که دارای شیب کمتری در دامنه اند، جنگل های بلوط پراکنده‌ای دیده می‌شود که گویای عمق نسبی خاک می باشند .

دهانه بیرونی غار رو به جنوب و دارای ابعادی به اندازه: ارتفاع دهانه بیرونی غار نزدیک به 20متر و قطر دهانه آن 02/41 متر است. غاری کوچک درست در سمت راست ورودی غار قراردارد محلی ها اسم این غار کوچک را جعبه سفید گذاشته اند .

مشخصات درونی غار :

بعد از ورود به غار مساحتی عریض تر از دهانه وجود دارد و هرچه به طرف عمق پیش رویم از عرض غار کم می‌شود . این غار دارای طول تخمینی 736 متر در روی نقشه پلان می‌باشد که پیکره شاپور اول در فاصله‌ی 84/29 متری از دهانه غار واقع شده است البته شایان ذکر است که دو حوض سنگی در فاصله تقریبی 4/81 متری از دهانه غار در کف غار جهت جمع آوری آب درون غار نقر شده است. تنوع درجه حرارت در قسمت‌های مختلف غار، تنوع رسوبات آهکی، تنوع رطوبت، تغییرات باد، تغییرات سایه روشنها، وجود شعاع‌های کوچک نور در قسمتهایی که با فضای بیرون ارتباط دارند و بسیاری از شاهکارهای شناخته و ناشناخته طبیعت، همگی به پیدایش این مجموعه زیبا و شگفت آور منتهی شده است . این غار از 4 گذرگاه بزرگ، 5 گذرگاه کوچک، 4 مسیر فرعی و 3 تالار تشکیل شده است. پرفسور گیریشمن تالارهای غار را به وسیله دریاچه های کوچک جدا از هم اعلام کرده است، اما در حال حاضر شاید به علت بارندگی کم این دریاچه های کوچک جای خود را به مکان هایی از گل و لای داده اند و به ندرت به این دریاچه ها برخورد می‌کنیم. از سقف این غار در همه طرف آب چکیده و گل فشنگ های (stalactide)* و تماشایی درست کرده که حتی شکل حیوانات را در روی سنگ ها   می توان مجسم کرد . این غار به سبب تاریکی و عمق زیاد و وجود آب و لیز بودن پرتگاهای درون غار و نیز وجود غارهای متعدد جنبی، تاکنون هیچ‌کس موفق نشده همه زوایا و گوشه ها و غارهای درونی آن را کشف کند. اما به موجب اطلاعاتی که ورزشکاران، کوهنوردان و نیز باستان شناسان داده اند، نقشه ای از پلان درونی غار تهیه شده این غار در حدود یک کیلومتر عمق دارد و در یک بخش به صورت دو طبقه ترسیم گشته است .

در فاصله حدود 20 متری دهانه غار مجسمه عظیم شاپور اول ، دومین شهریار ساسانی ،قرار دارد . این مجسمه به دلیل زلزله ای که قرن ها قبل اتفاق افتاده به مدت هزار سال روی زمین قرار داشته اما در سال 1335 به دستور رضا شاه و با کمک سه سپاه پیاده از ارتش این مجسمه سر پا شده است غار شاپور در ادامه جاده ای که به تنگ چوگان وارد می شود و پس از طی نمودن مسافتی نزدیک به 6 کیلومتر در سمت چپ رودخانه و در ارتفاع 1280 متری سطح دریا قرار گرفته که تندیسی از شاپور شهریار پر آوازه ساسانی به ارتفاع 30/6 متر در دهانه آن قرار دارد. در این تندیس شاه با جامه ای ساده، ظریف و لطیف با کمر بندی که به دور کمر بسته و شمشیر حمایل کرده، نشان داده شده است. دست راست تندیس بر کمر و دست چپ بر قبضه شمشیر است. ریش شاه آرایش شده و از حلقه ای گذشته است. موهای وی بلند و تاج کنگره داری بر سر دارد.ساختن این مجسمه  در سال 266 میلادی به پایان رسیده است . سرو بدن مجسمه به حال اصلی باقی و دستها و پاهای آن شکسته است . این مجسمه در قرون سابق در اثر سنگینی زیاد واژگون گردیده متدرجا قسمتهایی از آن شکستگی بیشتر یافت و قطعات بزرگ آن ، از مجسمه جدا شده بود که ارتش  فارس به احداث راه و تهیه مقدمات برپا کردن مجسمه همت می گمارد و در سال 1336 موفق به نصب مجسمه بر روی دو پایه بتون مسلح می گردد و قطعات جدای دست و پای مجسمه را هم در کنار آن می نهد .

نشانه های تاریخی غار :

وجه تسمیه غار شاپور، وجود مجسمه باشکوه و عظیمی از شهریار پر آوازه ساسانی شاپور اول، بر دهانه ورودی غار است. حوضچه های آب: در پشت سر مجسمه در فاصله‌ی تقریبی 4/81 متری از دهانه غار دو حوض وجود دارد که در سنگهای کف غار به شکل مستطیل اولی 05/4 متر طول، 2مترعرض و دومی.68/2 طول، 5/1 متر عرض حفر شده است . هر دو حوض در کنار واقع شده و به وسیله یک آّبراهه به هم متصل شده اند. حوض بزرگتر با دو پله و حوض کوچکتر با یک پله به عمق حوض راه دارد. از این دو حوض به بعد غار تاریک می‌شود و احتیاج به وسایل روشنایی است. در مسافتی دور تر از دو حوض، حوض بزرگی است شبیه به نعل که دور تا دور آن از 20 متر متجاوز است و به طوری در سراشیبی ساخته اند که یک طرف آن 1متر و طرف دیگر 4/1 متر عمق دارد .
وجود این حوضچه ها شاید احتمال استفاده از غار به عنوان یک سکونت‌گاه موقت را مطرح کند .یکی از مهم ترین آثاری که از بررسی غار بدست آمده، آثاری از کوزه های شکسته سفالی است، این سفال‌ها که مشخصات سفالینه‌ها دوره ساسانی اند، یکی از دلایل مهمی است که می‌تواند ساخته های درون غار را به دوره مذکور ربط دهد .

تمهیدات سال 1336 :

مجسمه شاپور، که به وسیله عوامل مختلف تخریبی ویران شده و بر زمین افتاده بوده، در سال 1336خوشیدی به همت سپاه پنجم ارتش فارس برپا می گردد. مهم ترین عوامل تخریب این پیکره زلزله و دخالت آدمی شناسایی شده‌ است. جدای از بر پایی این اثر تاریخی که ناشی از علایق رژیم پهلوی به حفظ یادمان های ایران باستان بود. برپایی آن به صورت مرمتی شتاب زده انجام شده و هیچ‌گونه عملیات حفاظت، استحکام بخشی و مرمت اصولی بر روی این پیکره انجام نشده است. در آن سال برای دستیابی آسان به غار 230 پله از ارتفاعات صعب العبور دامنه پر شیب تا ورودی غار در سنگ‌های کوه کنده شده و سیمان گردیده است. از دهانه غار، پیکره کاملأ مشخص است .چهار ایوان از دهانه به طرف داخل غار مهیا شده ، اختلاف ارتفاع تراس اول با 10 پله به تراس دوم، دوم به سوم با 8 پله و سوم به چهارم دارای 7 پله است. پیکره در تراس چهارم قرار دارد. این تراس که وسیع تر از تراس‌های دیگر است به وسیله 12 پله به عمق غار راه دارد. ایجاد این تراس‌ها برای مشاهده هرچه بهتر این مجسمه در سال 1336 چیده شده است. همچنین با صیقل دادن دو قاب اول در دیواره سمت چپ و راست به ترتیب کتیبه های پهلوی و نقش رجب را حجاری کرده اند. بعد از برپایی مجسمه، چهار سکو دور آن برای قراردادن قطعات جداشده مجسمه در آن سال ساخته شده که در حال حاضر آنها ویران شده اند و فقط جای این سکوها مشخص است. هم اکنون این اجزای جدا شده از پیکره که عبارتند از: قسمتی از پای راست (ران)در سمت راست پیکره، تکه ای که احتمال دارد قسمتی از تاج باشد پشت مجسمه، قسمتی های دیگر مجسمه در پایین ایوان چهارم افتاده است. در همان سال دور پیکره و سکوها را محصور و زنجیر کشیده بودند .

توصیف غار و مجسمه شاپور :

در ادامه جاده ای که به تنگ چوگان وارد می شود و پس از طی نمودن مسافتی نزدیک به 6 کیلومتر در سمت چپ رودخانه غار بزرگی در ارتفاع 1280 متری سطح دریا وجود دارد که تندیسی از شاپور شهریار پر آوازه ساسانی به ارتفاع 30/6 متر در دهانه آن قرار دارد . در این تندیس شاه با جامه ای ساده ، ظریف و لطیف با کمر بندی که به دور کمر بسته و شمشیر حمایل کرده، نشان داده شده است . دست راست تندیس بر کمر و دست چپ بر قبضه شمشیر است. ریش شاه آرایش شده و از حلقه ای گذشته است . موهای وی بلند و تاج کنگره داری بر سر دارد. متاسفانه تندیس شکسته ، صورت و تاج تندیس نیز آسیب دیده است . پشت سر مجسمه، در فاصله تقریبی 80 متری آن برای جمع آوری قطرات آبی که از سقف و بدنه می‌چکد حوض هایی با ابعاد و شکل های مختلف ساخته اند، تنوع درجه حرارات در قسمت های مختلف غار، تنوع رسوبات آهکی، تنوع رطوبت ، تغیرات در سرعت و جهت وزش باد ، تغیرات سایه روشن ها ، وجود شعاع های کوچک نور در قسمت هایی که با فضاهای بیرون ارتباط دارند و بسیاری از شاهکار های شناخته شده و ناشناخته طبیعت ، همگی به پیدایش مجموعه ای زیبا و شگفت آور بنام غار شاپور انجامیده است . این مجموعه علاوه بر اینکه می تواند زمینه مطالعاتی – پژوهشی گسترده ای را در اختیار زمین شناسان ، غار شناسان ، باستان شناسان ، جانورشناسان و …. بگذارد ، مکان مناسبی برای فعالیت های ورزشی کوهنوردی و غار نوردی نیز می باشد.

آیتم های پیشنهادی قبل از شروع عملیات نجات بخشی و مرمت مجسمه شاپور :

1- عملیات اجرایی نجات بخشی و مرمت مجسمه سنگی شاپور واقع در غار شاپور شهرستان کازرون منوط به اجرای عملیات پاره یابی ، آسیب شناسی و مستند نگاری دقیق و تخصصی این اثر با ارزش و بی همتای تاریخی است که می بایست فقط توسط کارشناسان مرمت سنگ که در عملیات اجرایی مرمت آن شرکت خواهند داشت می بایست صورت پذیرد .

2- تمیز کردن و پاک سازی مسیر دسترسی به غار در تمام طول آن مسیر جهت راهپیمایی راحت تر و انتقال سریعتر ادوات مورد نیاز عملیات نجات بخشی و مرمت مجسمه شاپور .

3 – در برنامه قرار دادن مرمت کتیبه های سنگی درون غار شاپور این کتیبه ها که مربوط به دوره پهلوی می باشد و در آن تاریخ مرمت مجسمه و … ذکر گشته است. به دلیل خروج آب های جاری در درون رگه های سنگ بستر کتیبه ها و رطوبت زیاد در آن ها ترک های ایجاد گشته است  و همچنین گرفتار آسیب های بیولوژیکی شده است .

4 – تعمیرات دیواره کناری، کنار پله ها از آنجا که دامنه کوه هر ساله دچار فرسایش شده ودر نتیجه سنگ هایی از بدنه کوه جدا گشته و از کوه ریزش می کند که هر ساله هزینه و نیروی انسانی خود را می طلبد .

5 – ساخت و نصب تابلو های جهت نما در مسیر غار شاپور با توجه به وضعیت مسیر و غیر اصولی بودن تابلوهای فلزی پیشنهاد می گردد . ( در مسیر فوق بوسیله رنگ و کشیدن فلش هایی بر سنگ ها ایجاد شده که منظره نامناسبی را ایجاد کرده است) .

6- طراحی ، ساخت  و اجرای عملیات نصب سطل زباله در محیط داخلی غار شاپور و همچنین مسیر گردشگری غار شاپور.( در حال حاضر حوضچه هایی از سنگ برای جمع آوری زباله ها وآتش زدن آنها در مسیر گردشگری  ایجاد شده که با این مسیر هیچ گونه سنخیتی ندارد ) .

7 – پاکسازی محیط و بدنه غار همچنین زمینه های لازم برای  فرهنگ سازی عمومی جهت جلوگیری از اینگونه آسیب ها .

8- ساخت و نصب تابلوی معرفی غار و مجسمه شاپور .

9- ایجاد روشنایی حفاظتی در غار شاپور و محیط بیرون غار و همچنین مسیر گردشگری موجود .

10- تهیه و چاپ بروشور راهنمای گردشگری غار و مجسمه شاپور .
جمعه 9 اسفند‌ماه سال 139220:26ناظم زارعچاپ
حوضه آبریز دریاچه های فارس (شهرستان مرودشت )
1 نظر

 

 

رود خانه کر- پل و بند های احداثی مسیر آن

«درجلگه مرکزی استان فارس سه آبریز یا دریاچه وجود دارد،که آب حوزه‌های اطراف را به این دریاچه ها می ریزند، این سه دریاچه شامل : 1- دریاچه بختگان 2- دریاچه مهار لو 3- دریاچه پریشان.» می باشد.

دریاچه بختگان :

در 50 کیلومتری شرق شیراز واقع شده وبه نام دریاچه نی ریز هم شهرت دارد . مهم ترین رودی که به این دریاچه می‌ریزد رود کر است که از ارتفاعات شمال غربی استان فارس سرچشمه گرفته و ضمن دریافت شعباتی چند که معروف ترین آنها شعبه پلوار می‌باشد به سوی جنوب جریان می‌یابد.

رود کر:

« این رود از ارتفاعات شمال غربی استان فارس سرچشه گرفته و پر آب‌ترین رود استان فارس می‌باشد که از آب آن در آبیاری زمین های زراعتی استفاده می‌شود . در محل قدیمی ایجاد سد در دوران هخامنشی بر روی این رود ، سد خاکی درودزن با هسته رسی احداث شده که با گنجایش حدود یک میلیارد متر مکعب آب ذخیره قابل توجه‌ای از آب را در استان به وجود آورده و طغیان‌های فصلی رود را نیز تا حدودی مهار می کند .از این ذخیره قابل اطمینان در بخش کشاورزی ، صنایع و هم چنین تامین آب آشامیدنی شهر های شیراز و مرودشت بهره برداری      می شود .

سد درودزن قادر به مهار کامل طغیان های فصلی نیست و مقادیر قابل توجه ای از آب ورودی به دریاچه سد از سر ریز آن خارج می شود . سد دیگری دربخش بالاتر آن و در فاصله 60 کیلومتری تنگ براق اقلید به نام سد ملاصدرا ساخته شده است . تا از سر ریز شدن آب های سد درودزن جلوگیری شود . رود کر دارای شاخه های متعددی می‌باشد و در نزدیکی مرودشت شعبه مهمی به نام پلوار (سیوند) را دریافت می‌نماید و پس از طی 270 کیلومتر به دریاچه بختگان و طشک می ریزد .»

تاریخچه:

معماری آبی در مسیر رود خانه کر دارای پیشینه‌ای کهن و جالب توجه می باشد . آثار باقی مانده از دوهزار و پانصد سال پیش تا کنون (سد داریوش، و برده‌بریده) گواه توجه دیرینه به معماری آبی در مسیر این رودخانه همیشه جوشان است. دست یابی به این سئوال که پل سازی از چه زمانی و توسط چه کسانی آغاز شده مشکل است . ولی بدون شک انسان در هر دوره با هر وسیله ممکن ، مشکلات و موانع طبیعت را از سر راه خود برداشته است. «قطعاٌ از همان هنگام که بشر توانست برای گذر از جویبارها و رودخانه‌های کوچک از ابتدایی ترین راه یعنی استفاده از تنه درختان    سود جوید می‌توان گفت که کار پل سازی آغاز شده است.» آثار باقی مانده در مسیر این رود کهن را می‌توان به صورت زیر بیان نمود .

همان طور که اشاره گردید،رودخانه کر دارای شاخه‌هایی است که همچون شاخه اصلی آن به صورت چهار فصل دارای آب است و از دیرباز تا کنون کانون توجه‌هات مردم بومی و حاکمان بوده است عمده‌ترین آثار باقی مانده در مسیر اصلی این رود کهن را می‌توان به صورت زیر معرفی نمود .

1-               مجموعه آثار تاریخی سد داریوش/ قرن پنجم پیش از میلاد مسیح.

2-               آثار تاریخی برده بریده/ قرن پنجم پیش از میلاد مسیح.

3-               بقایای پل ابرج / اوائل دوره اسلامی.

4-               پل خان /اوائل قرن یازدهم هجری شمسی.

5-               مجموعه تاریخی بند امیر/ دوره آل بویه 365 هجری شمسی.

6-               مجموعه تاریخی بند فیض آباد / دوره آل بویه.

7-               مجموعه تاریخی بند تیلکان/ دوره آل بویه.

8-               مجموعه تاریخی بند موان / دوره آل بویه.

9-               مجموعه تاریخی بند حسن آباد / دوران آل بویه.

مجموعه آثار تاریخی سد داریوش :

در باب معماری آبی ایران در دوران هخامنشی نکته‌های بسیار ارزنده ای وجود دارد که متأسفانه تاکنون توجه خاصی به آن نگردیده است . مجموعه تاریخی سد داریوش که در شمال غربی جلگه مرودشت واقع شده است و علاوه بر ایفای نقش پل ، عملکرد مهار آب و هدایت آن به مسیرهای مورد نظر در آن زمان را نیز انجام می‌داده، امید است امور پژوهشی مختلف در رابطه با نوع       عمل کرد‌، زمان احداث ، علت مکان یابی و بسیاری از نکته‌های تخصصی و نتیجهَ نحوهَ آب رسانی  به محوطه های تخت جمشید این اثر ارزشمند مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد. همانطور که مستحضرید با توجه به حوضه آبگیری دریاچه سد درودزن در سال 1348 ه.ش این سد از محل اصلی خود جابه‌جا گردید ، که مشروح عملیات  اجرائی در گزارشات گروه ایزمئو در آرشیو بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد موجود است .

آثار تاریخی برده بریده :

این اثر تاریخی در مسیر رودخانه کر و نزدیکی کوه گزین (در دامنه این کوه روستایی به نام شهرک وجود دارد و امروزه این کوه را نیز به عنوان کوه شهرک می‌شناسند ، از سه کوه معروف منطقه که در مورد آن می‌گویند :

(پناه دلیران ایران زمین              کل است و ستخر است و شهر گزین)

در فاصله حدود ده کیلومتر بعد از سد داریوش قرار دارد که متأسفانه تا کنون در فهرست آثار ملی ثبت نگردیده است . امید است امور پژوهشی مختلف در رابطه با نوع عمل کرد‌، زمان احداث، علت مکان یابی و بسیاری از نکته‌های تخصصی باستان‌شناسی، مهندسی‌آبیاری، مهندسی‌سازه‌های آبی این اثر ارزشمند نیز مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد.

آثار و بقایای پل تاریخی ابرج(پل نو) :

این پل باشکوه که در نزدیکی‌های کوه استخر (در دامنه این کوه روستای بنی‌یکه ابرج قرار دارد و این کوه را نیز با نام کوه بنی‌یکه می شناسند) واقع شده است . با توجه به ساختار سازه‌ای و بقایای این پل می‌توان تاریخ آن را به دوره اسلامی نسبت داد . در دوطرف این پل تاریخی پل‌های بتونی جدیدی با ساختاری بسیار ناخوشایند احداث گردیده است و بر اساس مدارک در سال 1363 سنگ نوشتهَ این پل موجود بوده که هم اکنون وجود ندارد . این پل در مسیر کوچ عشایر فارس قرار داشته و از رونق خاصی برخوردار بوده است .

پل خان :

این پل که در چهار کیلومتری جاده مرودشت به شیراز در مسیر رودخانه کر «در اوائل قرن 11 ه.ش ، توسط امام قلی خان فرزند الله وردی خان فرمانروای فارس و سردار مشهور شاه عباس احداث گردیده است . این پل از دو دهانه بزرگ و سه دهانه کوچک با طاق جناقی تشکیل شده است . مصالح به کار رفته در ساخت پایه‌های این پل سنگ و ساروج و در بدنه و طاق‌ها آجر و ملات گچ است .» در دهه 1290 ه.ش قسمتی از دهانه های بزرگ این پل مورد تخریب یاغیان قرار گرفت و در دهه 1318 ه.ش توسط نیروهای متفقین جنگ جهانی دوم دوعدد سازه فلزی با پوشش الوارجهت تقویت دهانه های بزرگ پل نصب گردید و تا سال 1335 از آن استفاده می‌نمودند. این بنای ارزشمند تا قبل از ساخت پل فلزی جدیدی که در نزدیکی آن احداث گردیده است مورد استفاده قرار می‌گرفت و در سال 1362 ه.ش دفترفنی تخت جمشید با ایجاد داربستی معلق در اطراف دهانه فروریخته پل نسبت به آسیب شناسی و مستندنگاری به وسیله عکس اسلاید و نقشه و گزارش اقدام و طرح مرمتی آن را به مراجع ذیصلاح ارسال نمود که فقط دراواخر سال 1385و ابتدای سال 1386 دهانه های اول و دوم سمت غربی پل مرمت گردیده است و تا کنون هنوز بودجه‌مناسبی به آن تخصیص نیافته است و با توجه به آسیب‌های وارده، گذر زمان آن را رو به اضمحلال می‌برد .

بند امیر :

بند امیر یکی از کارهای برجسته عضدالدوله دیلمی به شمار می‌رود . ابن بلخی در( 501 ه . ق ) در مورد این سد و بند می‌گوید‌:« نظیر آن درجایی از دنیا وجود ندارد ، برای توصیف آن باید گفت که سرزمین اطراف آن ، پیش از آن بیابان خشک وبی آب بود .عضدالدوله با مشاهده این وضعیت به این نتیجه رسید که اگر سدی در آنجا ساخته شود آب رود کر در آنجا آبادانی به بار خواهد آورد بنابر این وی مهندسان وکارگرانی را گرد آورد و با صرف هزینه ای گزاف، کانال های انحرافی در چپ و راست رودخانه ساخت ، آنگاه کف وبالای رودخانه را با بلوک های سنگی فرش کرد0 پهنای بالای سد به اندازه ای بود که دو سوار، پهلو به پهلو می توانستند از آن بدون برخورد بگذرند .برای گذشتن آب نیز در سد سرریزهایی ایجاد شده بود .» طول اصلی بند در حدود 105 متر است . پهنای تاج 5/7 متر و پهنای آن روی پی تقریباً در حدود 20  متر است . لازم به ذکر است که این مجموعه دارای 25 تا 30 آسیاب بوده و بقایای حدود 25 عدد از آسیاب ها موجود می باشد و تا دهه 1340 ه.ش از این آسیاب ها استفاده می‌شده است .

موقعیت اثر :

مجموعه تاریخی بند امیر در 40 کیلومتری شمال شرقی شیراز و15کیلومتری جنوب شهر مرودشت در ارتفاع 1585 متری آبهای آزاد در′52 °52 طول جنوبی و′47 °29عرض شمالی در مسیر رودخانه کر و کنار قریه بند امیر واقع شده است .

شناسنامه اثر:

«قدمت : 365 هجری شمسی

بانی : عضدالدوله دیلمی

این اثر در تاریخ 9 / 9/ 1349 به شماره 902 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تحت حفاظت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس قرار دارد .»

عناصر سازه‌ای جهت ساخت وساز این سد از مصالح بوم آوری هم چون سنگ و ساروج می‌باشد،که با اجرایی آگاهانه و صحیح ، سازه ای صلب و مقاوم جهت کاربری‌های پیش بینی شده ایجاد نموده است.

آزمایش 1050 ساله‌اش تائید کننده این مطلب می‌باشد. باید توجه داشت که عرض سرریز بند 70/7 متر می باشد و عرض معبر پل 4 متر است که جان پناه در هر طرف پل بین 6/ الی 1 متر ارتفاع 5/ متر ضخامت دارد.

کاربری پل :

عنصر معماری دیگر مجموعه ، پل است .که بر روی این بند احداث گردیده است و از طراحی جالب توجه‌ای برخوردار است. پل احداث شده بر روی بند از 13 طاق جناقی با دهانه‌هایی متغیر بین 30/5 الی 15/4 متر و پا طاقهایی با عرض متغیر بین 95/3 الی 40/3 تشکیل گردیده که ارتفاع دهانه‌های پل بین 70/3 الی 10/4 متغیر است .

پل ایجاد شده بر روی کانال گاوشیر :

این پل از یک طاق جناقی با دهانه 6 متر تشکیل شده است. مصالح به کار رفته در ساخت وساز این طاق از آجر و ملات گچ بوده است. دهانه این پل در سال 1376 توسط دفتر فنی تخت جمشید با استفاده از آجر و ملات ماسه و سیمان مرمت و بازسازی شده است. این کانال که کنترل کننده میزان بالا آمدن آب پشت بند بوده است . آب را تا سطح مورد نظر که بتوان آن را در کانال های فراز بند هدایت کرد و به سرآب ، آسیاب ها رساند کنترل می نمود و میزان مازاد بر مصرف آب رودخانه را به امتداد مسیر اصلی رودخانه هدایت می‌نموده است، تا در بندهای پایین‌تر آن را مورد استفاده قراردهند. در گذشته میزان خروجی آب با قراردادن تنه درختان ، خار و خاشاک و چوب نی در دهانه این کانال کنترل می‌شده . لیکن از اواسط قرن اخیر تاکنون این عمل به وسیله دو دریچه فلزی بزرگ کنترل می‌شود.

 

پل ایجاد شده بر روی مسیر انحرافی آب به آسیاب های جنوب شرقی :

این پل از یک طاق جناقی با دهانه 1متر احداث گردیده است. مصالح به کار رفته در ساخت وساز این طاق از آجر و ساروج می‌باشد.

نهر اتابک :

این مسیرانحرافی در 100متری شمال غربی کانال گاوشیر قرار داشته است که قسمت اعظم آن در زیر خاک و بافت مسکونی مدفون شده است. اما مقدار کمی از آثار آن هنوز در حاشیه شرقی       زه کش غربی روستای بند امیر مشخص می‌باشد. این کانال هم با مصالح سنگ و ساروج احداث شده و وظیفه اصلی آن هدایت و رسانیدن آب به اراضی مزروعی پست یا سفلی ، کربال بوده است.

نهر فنا خسرو :

این مسیر که یکی از مسیرهای اصلی انحراف آب رودخانه بوده است . برای مشروب ساختن اراضی کربال علیا احداث شده بود. در حال حاضر از این کانال اثری جز پست بودن زمین و سنگ چین‌های موجود وجود ندارد. امروزه هم در طرفین بستر شمالی بند دو کانال آبرسانی به سمت اراضی فوق الذکر با اندک مسافتی دور تر از کانال های  قدیمی  احداث شده است که قابل استفاده می‌باشد.

دیواره‌ها و دستک‌ها :

برای نگهداری سطح آب تا اندازه ای که آب به راحتی به کانال های اطراف مسلط شود و جهت جلوگیری از رانش آب و خاک به سمت ساختمان های دهکده ، برای بالاتر بردن سطح آب تا حدی که بتوان آن را به کانال‌های اطراف هدایت نمود و جهت جلوگیری از رانش خاک‌های کنار رودخانه دیوارهای حائلی در فراز و پایین بند احداث گردیده است. مصالح به کار رفته در ساخت این مجموعه دیوارها با سنگ های منظم ریشه دار و ملات ساروج می باشد. در مرکز دیواره‌ها از ملات ماسه و آهک نیز استفاده شده است.

آسیاب های آبی :

می‌دانیم که در گذشته از نیروهای طبیعی همچون باد و آب جهت امور مختلفی بهره می‌گرفته‌اند. یکی از بهره‌گیری‌های جالب توجه‌ای که در این مجموعه مشاهده می‌شود . بهره‌گیری از نیروی آب جهت چرخانیدن چرخ آسیاب ها بوده است .

عناصر اصلی تشکیل دهنده آسیاب های آبی را می‌توان به صورت زیر بیان نمود:

1 – تنوره   2 – سنگ زیرین  3 – سنگ آسیاب یاسنگ گردان   4 – چرخ سنگ آسیاب    5 – محل نگهداری گندم قبل از آسیاب     6 – محل ریختن آرد(کته)

1 – تنوره :مسیری را که آب از آن بر روی پرره های چرخ آسیاب ریخته می شد ، را تنوره آسیاب می نامند، این مسیر در آسیاب های مجموعه تاریخی بندامیر به صورت دایره ای به قطر متوسط    1 متر با سنگ و ساروج طوری طراحی گردیده است که پس از بهره گیری از نیروی آب جهت چرخانیدن سنگ آسیاب آب را به مسیر خل آب هدایت می نماید . (خل آب مسیری بود که    پس آب آسیاب را به رودخانه هدایت می کند.) در بعضی از محل‌ها که ارتفاع تنوره بیشر بود دو یا سه چرخ آسیاب در آن تعبیه می‌کردند که به آسیاب های سه سنگی مشهور بودند.

2 – سنگ  زیرین :مقاوم‌ترین عنصر آسیاب است که دارای سطحی زبر بوده و اندازه آن نسبت به میزان دبی آب ورودی به تنوره آسیاب متغیر بوده است .

3-سنگ آسیاب یا سنگ گردان : سنگی که به محور چرخ آسیاب متصل بوده و بر روی سنگ زیرین آسیاب که سنگی ثابت بوده است می‌چرخیده است . سنگ فوق از سختی و زبری خاصی برخوردار بوده است .

4-چرخ آسیاب : عنصری است که نیروی آب را با برخورد به پرره های خود به سنگ گردان آسیاب وارد می‌کرده است .

بازارچه‌های محلی و ایجاد قطب اقتصادی :

برخی از کارها در گذشته نیاز به مکان خاصی داشته است تا بتوان آن کار و حرفه را راه اندازی نمود. یکی از این کارها که مستلزم داشتن مکان با ویژگی خاص بوده آسیاب‌ها هستند . با توجه به طراحی صورت گرفته در مجموعه تاریخی بند امیر این مکان یکی از بزرگ ترین مجموعه‌های دارای آسیاب آبی منطقه بوده است. لذا با توجه به نیاز مبرم تمامی مردم به آرد، این مجموعه علاوه بر اینکه میزبان عده زیادی از عشایر و کاروان‌ها که از این پل عبور می‌کردند بوده ، عده زیادی از مردم منطقه که جهت آسیاب کردن گندم‌های خود به اینجا می‌آمدند را نیز میزبان بوده است و با توجه به کمبود امکانات در گذشته این مجموعه به عنوان قطب اقتصادی جهت تأمین مایحتاج زندگی مردم منطقه عمل می‌کرده . وجود حرفه‌های مختلف در این جا محرض می باشد، ولی بقایای بنا و آثاری از وجود بازار یا بازارچه با معماری خاص وجود ندارد. لیکن بنا به تحقیقات صورت گرفت و مصاحبه با ریش‌سفیدان محل و بررسی های انجام شده در کتب مختلف متوجه می‌شویم که ، بازارچه های بند امیر به صورت دکه‌هایی ساخته شده از تنه درختان ، نی و حصیر در نزدیکی رودخانه و یا مغازه‌هایی در جوار منزل صاحب برخی حرفه‌ها بوده است . همان‌طور که هنوز هم در برخی از منازل باقی مانده از گذشته الگوهای کهن معماری منطقه ساخته شده‌اند مشاهده می‌گردد . اگر شخصی به شغل نمد مالی مشغول بود ، مغازه ای در جوار منزلش داشت که با توجه به تعامل اجتماعی قوی آن زمان مشتریان منطقه با کاسبان رابطه‌ای گرماگرم داشته‌اند، به نحوی که این رابطه در حد خانوادگی با هم گره می‌خورد . علاوه براین معاملات پایاپای بومیان محل با یکدیگر در این منطقه مرسوم بوده است و این نیز وجود بازار و یا بازارچه را در این چنین منطقه‌ای که تعامل اجتماعی و اقتصادی به این تنگاتنگی بوده را تاحدودی منتفی می‌نماید و در کل مغازه‌ها به صورت مکان‌هایی برای افراد غیر بومی منطقه و یا مشتریان غیر دائمی عمل می‌‌کردند.

مرمت‌ها :

آسیب‌های وارده وگذر زمان در فرسایش مجموعه ، نقش مستقیمی دارد و مرمت و تثبیت بخش‌های مختلف این مجموعه بسیار مهم و دارای فوریت است . تا بتوان از اضمحلال و فروپاشی آن جلوگیری نمود . در راستای مرمت ، حفاظت و احیاء این بنای ارزشمند تاریخی، فرهنگی اقداماتی صورت گرفته است که به آن اشاراتی می‌گردد .

1 ) مرمت و بازسازی بخش هایی از دهانه‌های پل با سنگ و ملات ماسه و سیمان در سال 1354

2 )مرمت و بازسازی دهانه چهارم شرقی پل در سال 1367ه.ش

3 ) مرمت و باز سازی دهانه پل روی کانال گاوشیر در سال 1376ه.ش

علاوه براین می‌توان به تعمیرات غیر همگن و غیر کارشناسانه سازمان آب که به صورت پلاستر و قالب‌گیری بتونی در بعضی دهانه‌های پل نمایان است نیز اشاره نمود.

دفتر فنی تخت جمشید از سال 1365 با ایجاد موانع فلزی از تردد ماشین آلات سنگین بر روی پل جلوگیری به عمل آورد که پس از مکاتبات و هماهنگی لازم با مراجع ذیصلاح با ساخته شدن پل جدید خارج از حریم درجه یک مجموعه خوشبختانه تردد خودروها از سال 1380 از روی پل جدید صورت می‌گیرد .

دخل و تصرف‌ها :

مطابق با مواد 558 لغایت 569 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی “تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده ” هرگونه دخل تصرف و تغییر یا خرابی آثار و ابنیه تاریخی و فرهنگی جرم محسوب و مرتکب مشمول مجازات های قانونی خواهد بود.

دخل و تصرف‌های سازمان آب در مجموعه تاریخی بند امیر :

از اوائل تابستان سال 1382سازمان آب در راستای استفاده مضاعف از این اثر تاریخی بدون در نظر گرفتن قدمت و توان سازه‌ای بنا دخل‌ وتصرفاتی را در مجموعه بند امیر آغازکرده بود که اگر ادامه پیدا می‌کرد لطمات جبران ناپذیری بر این مجموعه ارزشمند وارد می‌گردید ..

نصب دریچه های فلزی بر روی دهانه‌های سرریز بند :

همان طور که اشاره گردید مجموعه تاریخی بند امیر از بدو تأسیس جهت کاربری چندگانه ایجاد شده است . طراحی و محاسبات صورت گرفته در آن زمان جهت سد تا ارتفاع سرریز کنونی جوابگو است و دهانه های پل یکی دیگر از اهداف ایجاد مجموعه بوده که کاربری پل را جوابگو است . در صورتی که این سازمان محترم در صدد این بود که دریچه‌هایی را در دهانه‌های این پل نصب نماید تا بتواند از دهانه‌های پل نیز به عنوان سد بهره‌گیری نماید بدون اینکه به قدمت، کاربری، مقاومت و میزان نیروهای وارده به این بخش توجه اصولی گردد .

بند فیض آباد :

«این بند در امتداد رودخانه کر ساخته شده و طول آن در حدود 222متر است و عرض آن در قسمت بالا بین 5 تا 12 متر می باشد . ارتفاع بند حدود 3 تا 4 متر است . بند از سنگ و ملات ساروج ساخته شده است. تعداد آسیاب‌های اطراف بند 22 عدد بوده که امروز بقایایی از دو عدد آسیاب نمایان است.»3  این بند در دوره‌های مختلف مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است و متأسفانه در سال 1379 ه.ش سازمان آب منطه‌ای استان فارس بدون رعایت قوانین و مقررات و کنوانسیون‌های مرمتی دخل و تصرف‌هایی در مجموعه بند فیض آباد انجام داد و ارتفاع بند را 80/1 متر از بند قدیمی بالاتر آورد و باعث از بین بردن سیمای تاریخی مجموعه گردید .

بند و پل تیلکان :

«طول بند در حدود 162 متر و عرض آن در سمت تاج حدود 5/7 متر و عرض بند در قسمت پی حدود 16 متر و ارتفاع بند در حدود 6 متر می‌باشد . ساختمان بند از سنگ و ملات ساروج و در بعضی قسمت ها با آجر و ملات آهکی می‌باشد ، اطراف بند تعدادی آسیاب بوده که  بقایای 8 عدد از آنها دیده می‌شود.» لازم به ذکر است سازمان آب منطقه ای فارس در این مجموعه تاریخی نیز دخل و تصرفاتی انجام داده است .

بند موان :

«طول بند حدود 66 متر و عرض آن حدود 8متر ، ارتفاع بند حدود 6 متر و ساختمان بند از سنگ و آجر و ملات ساروج است ، بند اولیه خراب شده و روی ریشه اصلی تعمیرات بعدی انجام یافته است.» متأسفانه سازمان آب منطقه ای فارس با احداث بند جدیدی با بتون در مقابل این اثر، آن را در پشت بند جدید و زیردر آب مدفون کرده است .

بند حسن آباد :

«بند اصلی به کلی خراب شده است و بند جدیدی بجای آن ساخته اند.»

بند جهان آباد :

«طول بند در در حدود50 متر و عرض آن در حدود 12 متر و ارتفاع آن 4 تا 6 متر است ، ساختمان بند از قلوه سنگ و ملات ساروج می‌‌باشد.»

منابع :

1 )کتاب درسی جغرافیای استان فارس مقطع اول دبیرستان ـ انتشارات سازمان آموزش و پرورش ـ 1381

2 )مخاصی محمدعلی ـ پل‌های قدیمی ایران ـ انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور ـ 1379.

3 )عنایت الله رضا ، غلامرضا کوروس ، محمدعلی امام شوشتری ، علی اکبر انتظامی ـ آب و فن آبیاری در ایران باستان ـ انتشارات شرکت سهامی ایران چاپ .

4) رستگارفسائی منصور ـ  فارسنامه ابن بلخی ـ انتشارات بنیاد فارس شناسی ـ 1374

6) سازمان آب منطقه ای فارس ، مهندسین مشاور عمران زمین و توسعه منابع آب

فرهنگ شیرازی ها
آثار باستانی و دیدنی شیراز
اماکن مذهبی و زیارتی
گردشگاه های اطراف شیراز
سوغات
شیراز

شیراز مركز استان فارس در جنوب ‌غربی ایران است. شیراز با جمعیت ١.279.140 نفر (برآورد سال 2006م)، پنجمین شهر پر جمعيت ایران است . موقعيت جغرافيايي اين شهر در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا در دامنه‌های رشته‌کوه زاگرس است. امروزه شیراز را قطب الکترونیک ایران میخوانند.

شيراز پر افتخار جلوه گاه با شكوه خداوندي و مركز تلولو انوار الهي فرزندان موسي بن جعفر (ع) است . شيراز شهر راز و نياز، شهر عشق و هنر، مهد انديشه هاي عارفانه و عاشقانه است. شيراز شهر اوليا ديار عاشقان ، درياي علم و هنر و عرفان، سرزمين شهيدان صاحب كمال و عروس ملك ايران است. شيراز شهر فارسيان پاك و مهربان و باصفا است، شيراز قبله گاه مومنان با خداست. شيراز جنّت مكان به القاب شريف و زيبا مزين است.دارالفضل، دارالسلام، دارالملك، دارالعلم و دارالولايه از اين نمونه است.

بر اساس نوشتارهاي الواح گلي كشف شده در تخت جمشيد نام شيراز با واژه هاي “تي رازي ايش” و “شي رازي ايش” ذكر كرده است كه نشان گر قدمت اين شهر با عظمت در دوره هاي پيش از اسلام است ( متن دو خشت شماره 42 و 60 ).
شير در فارسي اوستايي بمعني شهر است و راز در زبان بمعني اسرار ميباشد.بر حسب اصول دستوري چون دو حرف هم جنس كنار هم واقع شوند يكي حذف ميشود، شيرراز ، شيراز ميگردد بمعني شهر راز
.

فرهنگ و آداب و رسوم شيرازي ها :

                                               

خوشا شيراز و وضع بي مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
به شيراز آي و فيض روح قدسي
بجوي از مردم صاحب كمالش

فرهنگ و رسوم كشور عزيز ما ايران ميراث ارزشمندي است كه بايد چون گوهري آن را پاس بداريم. اگر زندگي ماشيني و تمدن مادي ما را از فرهنگ و آداب افتخار آفرينمان دور سازد از ايراني بودنمان نيز تنها نامي خواهيم داشت .پيروزي ما در برابر هجوم بنيان برافكن تمدن غرب و پيشرفت تكنولوژي ، استفاده كردن از آن در عين بستگي عاطفي به معتقدات و رسوم خويش و تعلق خاطر داشتن به آداب و فرهنگ قوم فرهيخته ايراني خواهد بود. به عنوان مثال يك ترانه محلي مظهري است از زيبايي و طرز انديشه مردم يك ناحيه كه گويي عواطف دلهاي پرشور و نشانگر روان لطيف آنان است.

آثار باستاني و ديدني شيراز :

– دروازه قران
– آرامگاه خواجوي كرماني
– گهواره ديد
– چاه مرتاض علي
– ارگ كريمخاني
– آرامگاه حافظ
– آرامگاه سعدي
– نارنجستان قوام
– تخت جمشيد
– پاسارگاد
– نقش رستم

اماكن مذهبي و زيارتي :

يكي از ويژگي هاي مهم شيراز وجود بقعات متبركه است .حرم هاي مطهر فرزندان گرامي حضرت موسي بن جعفر و ديگر امازادگان همچون ستارگاني درخشان فضاي ملكوتي اين شهر را منور نموده اند. آستان مبارك اين اماكن مقدسه روشني بخش قلوب مومنان و تسلي دلهاي حاجتمندان است و علاوه بر مكان هاي زيارتي ، محل آرايه معماري ، شعر و ادب ، نقاشي ، حجاري و كاشي كاري هنرمندان شيرازي مي باشد. اهالي متدين شيراز در نهايت احترام از اين ميراث هاي معنوي و فرهنگي حفظ و نگهداري نموده و در عمران و آبادي زيارت گاه ها كوشش فراوان بخرج مي دهند .در اين مجموعه به اختصار شخصيت والاي بعضي از اين امامزادگان واجبالتعظيم شرح داده مي شود. اميد است زيارت كننده ها و مسافرين عزيز از بركات  قدسي آنان بهره مند گردند.

– آستان مقدس حضرت شاه چراغ (ع)
– آستان مقدس حضرت سيد ميرمحمد
– آستان مقدس حضرت سيدعلاءالدين حسين
– آرامگاه شهيد دستغيب
– آرامگاه علي ابن حمزه
– آرامگاه سيد تاج الدين غريب
– آرامگاه امام زاده ابراهيم
– آرامگاه امام زاده زنجيري
– ساير نقاط زيارتي و امامزادگان شيراز

گردشگاه هاي مهم اطراف شيراز :

پارك ملي بمو

پارك ملي بمو با چشمه سارهاي زيبا در 18 كيلومتري شمال شيراز به مرودشت قرار دارد. از تفريجگاههاي شيراز است. آب زلال چشمه سارها در دامنه اين كوه جاري است.

آبشار كوهمره سرخي

در 50 كيلومتري جاده شيراز به كازرون جاده كوهمره سرخي منشعب مي شود كه منطقه اي با درختان سرسبز و آبشار دل انگيز است.

بهشت گم شده (تنگ بستانك)

منطقه اي زيبا و افسانه اي از طبيعت است كه بسيار زيبا ، خوش آب و هوا و سرسبز است. نام اصلي آن تنگ بستانك ميباشد و به علت جاذبه فرح انگيزش به بهشت گم شده مشهور گرديده است.

آبشار مارگون

آبشار زيبا و فرح انگيز مارگون زينت بخش دره هاي سر سبز و جنگلي در غرب شهرستان سپيدان است. اين ابشار به ارتفاع 70 متر و عرض 100متر در فاصله 45 كيلومتري شهر اردكان و 130 كيلومتري شيراز قرار دارد

درياچه مهارلو ( درياچه نمك )

درياچه مهارلو در 15 كيلومتري جاده شيراز-فسا قرار دارد.

تفريح گاه هاي ديگر عبارتند از :

چشمه جوشك : در 24 كيلومتري شمال غربي شيراز.

چشمه شش پير : در 15 كيلومتري شهرستان سپيدان در درياچه زيباي برم شش پير ماهيگيري هم ممكن است و در فصل بهار بسيار ديدني است.

چله گاه : با درختان سرسبز و چشمه هاي آب در 5 كيلومتري شهر سپيدان به ياسوج قرار دارد و داراي امكانات رفاهي سرويسهاي بهداشتي ، آب لوله كشي و برق مي ّباشد.

تنگ تيزاب : با درختان سرسبز ، چشمه هاي آب و رودخانه زيبا در 30 كيلومتري جاده سپيدان به ياسوج قرار دارد . داراي امكانات رفاهي ، سرويس بهداشتي ، برق ، آب لوله كشي و چادر مي باشد. مكاني مناسب براي گردش گري در فصل تابستان است.

پيست اسكي : در 5 كيلومتري شهر سپيدان پيست اسكي جنوب ايران قرار دارد . تجهيززات مورد نياز از قبيل بالابر و ديگر وسايل مورد نياز در اين پيست فراهم ميباشد.

چشمه پيربناب ( پيربنو ) : در 15 كيلومتري جنوب شيراز.

سد درودزن : در 100 كيلومتري  شمال غربي شيراز.

بند بهمن : بر روي رودخانه قرهآغاج در 60 كيلومتري جنوب شيراز ( بخش كوار ).

سوغات شيراز :

صنايع دستي از قبيل خاتم كاري فارس ، نقره كاري ، سفال سازي ، منبت كاري و قالي بافي از مهمترين سوغاتي هاي شيراز محسوب ميگردد.
عرقيات و شربت هاي طبيعي بهترين سوغاتي هاي شيراز است. عرق شاتره ، نسترن ، بيديمشك ، اترج ، تارونه ، بهار نارنج ، نعنا چهل گياه ، كاسني ، شربت به ليمو و نارنج ، گاوزبان و كيالك از اين نمونه اند كه هركدام داراي خاصيت خود ميباشند.

گلاب ميمند از سوغاتي هاي مهم فارس و شيراز است.
اسطخري در كتاب مسالك و ممالك مينويسد : ( گلاب فارس از جور خيزد و به ديار حجاز و يمن و شام و مصر و مغرب و خراسان ببرند و آب طلع ( عرق طارونه ) آنجا چكانند و هيچ جاي دگر ندانند، زعفران و آب بيد (بيديمشك) بهتر از آن كه به ديگر جاي باشد )

ابوريحان بيروني در كتاب صدينه مينويسد :
گلي را كه از وي گلاب گيرند ، اهل فارس به آن آزاد گل گويند . سرزمين فارس در سراسر دوران غزنويان،به گرفتن گلاب از گل شهرت داشت.اگر چه در گذشته، گلاب يزد ، اصفهان و بصره ، اسم و رسمي داشتند ولي سرزمين فارس مهمترين مركز توليد گلاب و عطر هاي گوناگون بوده است.

ديگر سوغاتي هاي شيراز و استان فارس عبارتند از :

كلوچه و مسقطی شيراز
ليمو ترش جهرم
خرماي جهرم
نان شيرين فسا
حلواي ارده و نان كنجدي
حلواي مسغتي لار
حاج بادام و نان كماج ني ريز
پرتقال داراب
گيوه آباده
رب انار ارسنجان

ملك الشعرا بهار ميگويد :

بود آيا كه دگر بار به شيراز رسم
بار ديگر بمراد دل خود باز رسم
هست راز ازلي در دل شيراز نهان
خرم آنروز كه كس بر سر آن راز رسد
برسر مرقد سعدي كه مقام سعداست
بسته دست ادب و جبهه قدمساز رسم
همت از تريت حافط طلبم وز مددش
مست و مستانه بخلوتگه اعزاز رسم

 نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ساعت 12:45  توسط پویا

جاذبه تاریخی شیراز

جاذبه های تاریخی و مذهبی و طبیعی

شیراز به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز گردشگری و توریستی ایران مطرح بوده و با جاذبه‌های تاریخی فراوان برای گردشگران داخلی و خارجی شناخته شده‌است از جاذبه‌های تاریخی شهر شیراز می‌توان به آتشکدهٔ صمیکان، آرامگاه حافظ، آرامگاه خواجوی کرمانی، آرامگاه سعدی، ارگ کریم‌خان، باغ ارم، باغ تخت، باغ چهل‌تن، باغ دلگشا، باغ عفیف‌آباد، باغ نارنجستان قوام، باغ هفت‌تن، بقعهٔ شیخ یوسف سروستانی، پاسارگاد، تخت جمشید(در ۵۷ کیلومتری شیراز)،خانه صالحی، چاه مرتاض علی، حمام باغ نشاط، عمارت باغ ایلخانی، عمارت باغ نشاط، عمارت دیوانخانه، عمارت کلاه‌فرنگی باغ نظر، مسجد نصیرالملک، قبر مادر نادرشاه، قصر ابونصر، قلعهٔ اژدهاپیکر، قلعهٔ دختر، قلعهٔ کک‌ها، کاخ سروستان، کاخ فیروزآباد، مدرسهٔ آقاباباخان، مدرسهٔ خان، موزهٔ پارس، موزهٔ هفت‌تنان، نقش‌برجستهٔ بهرام، نقش پیروزی و نقش رستم اشاره کرد مزار امام‌زادگان متعددی که در شیراز وجود دارد، در طول سده‌ها ساختار اجتماعی و اقتصادی این شهر را شکل داده‌است. گفته می‌شود که در زمان مأمون خلیفهٔ عباسی، تعدادی از فرزندان و نوادگان موسی بن جعفر -امام هفتم شیعیان- به شیراز پناه آورده بودند. برطبق روایت‌های مختلف، آنان به مرگ طبیعی درگذشتند یا توسط حاکم عباسی کشته شدند. سال‌ها بعد تعدادی از این مزارها شناسایی شدتد و زیارتگاه شیعیان قرار گرفتند. برخی از این امام‌زادگان -همچون علی بن حمزه- در دورهٔ آل بویه شناسایی شدند. ولی برای بعضی دیگر -مانند شاه‌چراغ- حدود چهارصد سال زمان لازم بود تا توسط حکمرانان سَلغُری شیراز شناسایی شوند. شناسایی بیشتر این مزارها بیش از آن‌که براساس شواهد و اسناد تاریخی باشد، بر مبنای سنت‌های اسلامی شناسایی بوده‌است.  جاذبه های طبیعی از جاذبه‌های طبیعی شهر شیراز می‌توان به آبشار مارگون(در ۱۳۰ کیلومتری غرب شیراز)، آبشار کوهمره سرخی، برم‌دلک، پارک قلعه‌بندر، پارک ملی بمو، پیربناب، تفرجگاه میان‌کتل، چشمهٔ جوشک، چشمهٔ خارگان، چشمهٔ ریچی،دریاچهٔ دشت ارژن، دریاچهٔ مهارلو، رکن‌آباد، رودخانهٔ قره‌آغاج، روستای قلات، کوه سبزپوشان، گردشگاه آتشکده، گردشگاه چاه‌مسکی، گردشگاه چشمه سلمانی و گردشگاه هفت‌برم اشاره کرد. چشمه‌های طبیعی موجود در اطراف شیراز هم از جهت آب‌درمانی و هم از جهت جذب گردشگر برای صنعت گردشگری استان فارس از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند و صنعت گردشگری این استان را رونق می‌بخشند. موزه‌ها شهر شیراز تعدادی موزه همانند موزهٔ تاریخ طبیعی و موزهٔ پارس موزه نارنجستان قوام و…. را در خود جای داده‌است.
 نویسنده :خانپویا (م  .  م)

شیراز

شیرازْ ( ‌ آوا پرونده) یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان فارس است. برپایهٔ آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، این شهر جمعیتی بالغ بر ۱٬۲۱۴٬۸۰۸ نفر داشته که این تعداد در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به ۱٬۴۵۵٬۰۷۳ افزایش پیدا کرده‌است. شهر شیراز در بخش مرکزی استان فارس و در ارتفاع ۱۴۸۶ متری از سطح دریا و در منطقهٔ کوهستانی زاگرس واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. این شهر از سمت غرب به کوه دراک، از سمت شمال به کوه‌های بمو، سبزپوشان، چهل‌مقام و باباکوهی (از رشته کوه‌های زاگرس) محدود شده‌است. شهر شیراز برطبق آخرین تقسیمات اداری به ۹ منطقهٔ مستقل شهری تقسیم شده و مساحتی بالغ بر ۱۷۸٫۸۹۱ کیلومتر مربع دارد. نام شیراز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تیرازیس»، «شیرازیس» و «شیراز» به ثبت رسیده‌است. محل اولیهٔ این شهر در محل قلعهٔ ابونصر بوده‌است. شهر شیراز در پیش از اسلام قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوران ساسانی و پیش‌تر بازمی‌گردد. این شهر در دوران بنی‌امیه به محل فعلی منتقل می‌شود و به بهای اضمحلال استخر -پایتخت قدیمی استان فارس- رونق می‌گیرد. شیراز در دوران صفاریان، بوییان و زندیه، پایتخت ایران بوده‌است. کارخانجات الکترونیکی متعددی در شیراز وجود دارد. این شهر از دیرباز به واسطهٔ مرکزیت نسبی‌اش در منطقهٔ زاگرس جنوبی و واقع‌شدن در یک منطقهٔ به نسبت حاصل‌خیز، محلی طبیعی برای مبادلات محلی کالا بین کشاورزان، یکجانشینان و عشایر بوده‌است. همچنین شیراز در مسیر راه‌های تجاری داخل ایران به بنادر جنوب مانند بندر بوشهر قرار گرفته که این نقش با احداث شبکهٔ راه‌آهن به بنادر دیگر ایران کمرنگ‌تر شده‌است. این شهر به سبب جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی فراوان، همواره گردشگران بسیاری را به‌سوی خود فرا می‌خواند.
نویسنده : خانپویا

تنگ چوگان

تنگ چوگان،تنگه‌ای در نزدیکی شهر بیشاپور در کازرون است.رود شاپور از وسط آن می گذرد،نقش برجسته های ساسانی در اطراف آن است.تنگ چوگان محل بازی سنتی چوگان، توسط شاهان ساسانی بوده است و شامل سه روستای تنگ چوگان سفلی ، عليا و وسطی است.

 

نویسنده   خان پویا

بیشاپور

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ساعت 12:33  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

بناهای مذهبی شهر حافظ

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ساعت 12:19  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

تصاویری از آثار باستانی آذربایجان /تبریز

تصاویری از آثار باستانی آذربایجان /تبریز
بنای مسجد شاه تهماسب صفوی معروف به مسجد صاحب الامر در شرق میدان صاحب آباد در قلب شهر تبریز در کنار مهران رود قرار دارد. این بنای تاریخی یک گنبد و دو مناره بلند دارد و در ابتدا مسجد ویژه شاه تهماسب اول صفوی بود که در سال 1045 ه.ق به وسیله سپاهیان سلطان مراد چهارم- امپراطور عثمانی- تخریب شد.
کاتب چلبی در کتاب جهان نما ضمن بحث از تبریز می نویسد «در قسمت شرقی میدان صاحب آباد متصل به جامع سلطان حسن، مسجد مزین دیگری وجود داشت که چون بنایش از شاه تهماسب بود عساکر عثمانی جابه جا خرابش کردند.»
از زمان شاه تهماسب تنها دو طاق مرمری نقش دار در مدخل های دهلیز و اندرون بقعه باقی مانده است. حجاری های زیبایی از نقوش گل و بوته، اسلیمی و ختایی از جمله تزئینات معماری این بنا ست. سنگ نبشته مرمرینی هم در کنار یکی از طاق های آن نصب شده است. در بالای طاق دیگر سوره «الجن» به خط علاء الدین خوشنویس معروف زمان شاه تهماسب صفوی آمده است.
این مسجد پس از عقب نشینی عثمانیان در زمان شاه سلطان حسین صفوی توسط وزیر آذربایجان- میرزا محمد ابراهیم- بازسازی شد.
زلزله سال 1193 ه.ق که شهر تبریز را در هم کوبید و هزاران کشته بر جای نهاد، این بنای عظیم را نیز ویران ساخت.
در سال 1266 ه.ق، میرزا علی اکبر خان، مترجم کنسولگری روس که مرد ثروتمندی بود به آیینه بندی قسمتی از بقعه و دهلیز و تعمیرات آن اقدام کرد و صحن و مدرسه کنونی را احداث و موقوفاتی برای آن ها تعیین نمود، این صحن و مدرسه در بدو تاسیس «مدرسه اکبریه» نام داشت ولی بعدها «صحن صاحب الامر» خوانده شد.
با توجه به قداست این بنا پس از انجام تغییرات لازم این مکان به عنوان موزه قران و کتابت در نظر گرفته شد. در این موزه مجموعه نفیسی از نسخ قران مجید مربوط به ادوار مختلف تاریخ و قطعات زیبایی از آثار خوشنویسان بنام ایران به نمایش گذاشته شده است.علاوه بر این نسخ خطی، انواع قلمدان های مقوایی مذهب دارای نقوش مینیاتوری و روکش لاکی، همچنین انواع پلاک های فلزی منقوش به منقوش به ادعیه و اوراد، ظروف چینی- سفالی- برنجی مزین به آیات قرانی و بسیاری از آثار و تصاویر بزرگان دینی در این موزه به نمایش در آمده اند، در موزه قرآن و کتابت نسخه هایی از قرآن مجید به خط ائمه و خوشنویسان معروف جمع آوری و در معرض تماشای علاقمندان گذاشته شده است از جمله این نفایس می توان به یک صفحه از قران کریم منسوب به دستخط مبارک حضرت امام رضا (ع) اشاره کرد که بر روی تکه ای از پوست نوشته شده است.همچنین آثاری از خوشنویسان بزرگ تبریزی مانند ملا عبدالباقی تبریزی استاد خط ثلث، میرزا محمد شفیع تبریزی، میرزا طاهر خوشنویس از اساتید خط نسخ و آثاری از محمد حسین تبریزی، علیرضا عباسی، علا الدین بیک تبریزی، درویش عبدالمجید و میر عماد حسنی را نیز در این موزه می توان دید. از برجسته ترین آثار دیگر می توان به لباس قسم منقوش به کل آیات قران، کوچکترین قران خطی مطلا، جام شفابخش و کتیبه سنگی میخی اشاره کرد.

بنای تاریخی خانه مشروطه با معماری دوره قاجار در محله قدیمی راسته کوچه و در ضلع غربی مجموعه بازار تبریز واقع شده است. مالک نخستین آن حاج مهدی کوزه کنانی از شیفتگان حریت و آزادی بود. این خانه بعد از به توپ بستن مجلس در سال 1287 ه.ش مرکز تجمع جمعی از برجسته ترین چهره های مشروطه در آذربایجان بوده و در جنگهای 11 ماهه تبریز علیه نیروهای دولتی ستاد فرماندهی و محل تشکیل جلسات مجاهدین مشروطه به شمار میرفت. تصمیم مهم و انقلابی پائین آوردن پرچمهای سفید تسلیم در مقابل قوای محمدعلی شاه قاجار در همین خانه گرفته شده است. بنا با قسمت الحاقی آن در زمینی به مساحت 1300 مترمربع و با دو طبقه اندرونی و بیرونی حاصل ذوق هنرمندانه معمار تبریزی بنام «حاج ولی معمار» است که سالها در روسیه ساکن بود و پس از بازگشت به تبریز در سال 1247 ه.ش آنرا بنا نهاد. ویژگیهای خاص معماری دوره قاجار، تزئینات چشمگیر، به کارگیری نورگیر زیبا و چشم انداز موسوم به کلاه فرنگی با ستونها و سرستونهای گچبری شده، پنجره های ارسی، درهای منبت کاری شده در اتاق اصلی موسوم به «طنبی» و غلام گردش دور راه پله، هرکدام به نوعی ذوق و هنر ایرانی را به نمایش گذاشته و آنرا به یک نمونه منحصربفرد تبدیل کرده است. بنا به لحاظ اهمیت تاریخی در تاریخ سال 1354 ه.ش به شماره 1171 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال 1367 ه.ش توسط سازمان میراث فرهنگی کشور خریداری شده است. اقدامات مرمتی آن نیز پس از تملک به مرحله اجرا درآمده و سعی شده است به الگوهای معماری تاریخی توجه کافی شود. از سال 1375 ه.ش پس از مرمت و تجهیز تالار اصلی و اتاقهای گوشواره با بنمایش گذاشتن اسناد و مدارکی از دوران پرفراز و نشیب انقلاب مشروطه به عنوان موزه آغاز به کار نموده است از مهمترین اموال ارائه شده در آن میتوان از فرش مشروطه، اسلحه کمری ستارخان، لوازم شخصی سران انقلاب و دیگر اسناد و مدارک اهدایی مرتبط با انقلاب نام برد.

معروف ترین بخش بازار تبریز « تیمچه مظفریه » است و از مهمترین و زیبا ترین بخش های بازار تاریخی تبریز است و ارتقای وضعیت فعلی آن از اولویت های کاری این سازمان در حوزه آماده سازی بازار تبریز برای ثبت در فهرست آثار جهانی است.
تیمچه مظفریه که در زمان ولیعهدی مظفرالدین میرزای قاجار به سال یک هزار و سیصد و پنج هجری قمری ساخته شد بانی آن « حاج شیخ محمد جعفر قزوینی » از بازرگانان تبریز بوده است . با توجه به اینکه هر بنای نوبنیادی در تبریز اگر مورد توجه ولیعهد وقت قرار می گرفت بایستی آن را به ولیعهد پیشکش می کردند این بازرگان کاردان نیز بنا را به نام « مظفرالدین میرزا مظفریه » نامید که مورد تحسین ولیعهد قرار گرفت و از تصاحب و تملک آن خودداری کرد.
در حال حاضر « تیمچه مظفریه » یکی از مراکز عمده تجارت و صدور فرش آذربایجان و ایران است از شهرتی جهانی دارد. این تیمچه دو طبقه دارد که هر طبقه آن بیست و شش حجره فرش فروشی را در خود جای داده است .

بقعه‌ سید حمزه‌ در محلة‌ سرخاب‌ تبریز، در محل‌ تقاطع‌ خیابان‌ ثقة الاسلام‌ و بازارچة‌ سید حمزه‌ قرار دارد که‌ در گذشته‌ازشکوه‌ و عظمت‌ زیادی‌ برخوردار بوده‌ است‌. صاحب‌ کتاب‌ «روضات‌ الجنان‌ و جنات‌ الجنان‌» شکوه‌ و زیبایی‌ و بلندی‌ بنا را تعریف‌ کرده‌ و گنبد و عمارت‌ مقبره‌ را «از کمال‌ ارتفاع‌ با آفتاب‌ برابر» ستوده‌ است‌.
سید حمزه‌، که‌ در دربار غازان‌ خان‌ از جایگاه‌ ویژه‌ای‌ برخوردار بوده‌ در سال‌ 714 هـ ق‌ به‌ دست‌ مغولان‌ کشته‌ شد و در بنایی‌ که‌ میرزا ابوطالب‌ – وزیر آذربایجان‌- در همان‌ سال‌ بر آرامگاه‌ وی‌ احداث‌ کرده‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. آنچه‌ امروز از بقعة‌ سیدحمزه‌ باقی‌ مانده‌، صحن‌ نسبتاً وسیعی‌ است‌ که‌ در سمت‌ جنوب‌ آن‌، مقبره‌ قرار گرفته‌ و در سمت‌ شرق‌ و شمال‌ آن‌، حجرات ‌و مدرس‌هایی‌ است‌ که‌ از ده‌ها سال‌ پیش‌ متروک‌ مانده‌ و به‌ امانتگاه‌ اموات‌ تبدیل‌ شده‌ و در تعمیرات‌ سال‌های‌ 1333 – 1334هـ.ش‌ که‌ از محل‌ اوقاف‌ ظهیریه‌ به‌ عمل‌ آمده‌ دوباره‌ به‌ حجره و اقامتگاه‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ تغییر صورت‌ داده‌ است‌. این‌ بقعه‌گنبد بلندی‌ دارد. طاق‌ زیرین‌ گنبد آیینه‌ کاری‌ شده‌ و بر دور آن‌ کتیبه‌هایی‌ که‌ مشتمل‌ بر تاریخ‌ می‌باشد نوشته‌اند. اصل‌ بقعه‌، مقبرة‌ کوچکی‌ است‌ که‌ تقریباً چهار ذرع‌ طول‌ و سه‌ ذرع‌ عرض‌ دارد. حجرة‌ جداگانه‌أی‌ در سمت‌ غربی‌ آن‌ بوده‌ که‌ بین‌ مقبره‌ وآن‌ حجره‌ دیواری‌ فاصله‌ بوده‌ است‌. ضمناً قبر میرزامحمدابراهیم‌ وزیر، در دهلیز سرداب‌ واقع‌ است‌ و اسم‌ آن‌ مرحوم‌ در دوسوی‌ دری‌ که‌ به‌ گنبد داخل‌ می‌شود، نوشته‌ شده‌ است‌. در ترکیب‌ فعلی‌ بنا، نمونه‌هایی‌ از حجاری‌ و کاشیکاری‌ پیشین‌ به‌چشم‌ می‌خورد که‌ از نمونه‌های‌ بسیار جالب‌ حجاری‌ آن‌ طاق مرمرین صحن سردر مدرسه است که از چهار قطعه مرمر بزرگ تشکیل یافته است. پایه‌های‌ طاق‌ از سنگ‌ مرمر ساده‌أی‌ هستند که‌ به‌ جای‌ نمونه‌های‌اصلی‌ گذاشته‌ شده‌اند. در پیشانی‌ این‌ طاق‌ از دو سو به‌ طور متقابل‌ به‌ خط‌ ثلث‌ عالی‌ آیة‌ شریفة «ادخلوها بسلام‌ آمنین‌» و در زیر هریک‌ از آنها در میان‌ ترنج‌ عبارت‌ «یامفتح‌ا‌لابواب‌» به‌ طور برجسته‌ کنده‌ شده‌ است‌. در نوک‌ ترنج‌ها، یک‌ ختایی‌ کوچک‌ و دراطراف‌ آنها اسلیمی‌هایی‌ نقر‌ شده‌ است‌. در کرانه‌های‌ طاق‌ در جانب‌ شرقی‌ و غربی‌ خطوط‌ نستعلیق‌ حک‌ گردیده‌ که‌ با یک‌رشته‌ اسلیمی‌ زیبا تزئین‌ یافته‌ است‌. عرض‌ این‌ طاق‌، 183 و بلندی‌ قسمت‌ اصلی‌ آن‌ 120 سانتی‌ متر است‌. بالای‌ طاق‌ سردر نیز، سنگ‌ نوشتة‌ مرمرینی‌ نصب‌ شده‌ که‌ مربوط‌ به‌ زمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ قاجار است‌ و حکایت‌ از تعمیر این ‌بقعه‌ به‌ سال‌ 1279 هـ.ق‌ دارد.

این پل(پل آجی چای) از قدیمی ترین آثار منطقه می باشد. تبریز از زمانیکه هنوز آبادی کوچکی بیش نبوده است جاده و مسیر ارتباطی تمدن های شرق و غرب از این مسیر میگذشته و این پل نقش مهمی در ارتباط بین تمدنهای دو طرف داشته است.
معماری پل یکدست نیست. این پل به علت طغیان رودخانه و جنگلهای منطقه ای بارها صدمه دیده و مرمت شده است. پل شامل 16 دهنه بطول 105 متر و عرض 5 متر می باشد.
نام این پل را اولین بار درمتون صفویه و در زمان شاه اسماعیل اول در ” سفرنامه ونیزیان ” می بینیم
این پل تا دهه چهل ارتباط بین دو طرف را برقرار میکرده است. بعدها پل دیگری در نزدیکی آن ساخته شده و اکنون ترددهای منطقه ای از روی پل جدید الاحداث می گذرد.
پل شامل چندین دوره معماری سنگی و آجری در فرمهای مختلف میباشد و این بر غنای معماری و زیبایی پل افزوده است.

نخستین تأسیسات آتش‌نشانی ایران برج آتش‌نشانی تبریز است که با تاسیس اولین بلدیه کشور در تبریز اولین آتش نشانی نیز به وجود آمده.
برج آتش نشانی نبش خیابان خاقانی و خیابان بهادری تبریز واقع شده و تاریخ بنای آن مربوط به اواخر دوره ی قاجاریه است . این برج آجری 23 متر ارتفاع دارد و پلان آن در داخل برج،دایره شکل است . یک رشته راه پله ی حلزونی به قسمت فوقانی برج راه می یابد.
این برج کارکردی دیده بانی داشت و شب ها نگهبانی در اتاقک فوقانی آن کشیک می داد. در صورت بروز آتش سوزی در هر نقطه از شهر ، محل آن توسط نگهبان شناسایی می شد و به اطلاع مامورین آتش نشانی می رسید تا برای خاموش کردن آتش به آن سو گسیل شوند .
علاوه بر این،در اتاقک فوقانیبرج ، همواره چراغی روشن بود . هنگام شب کسانی که نیاز به امداد داشتند ازطریق چراغ و برج می توانستند محل آتش نشانی را تشخیص داده و به آن سمت بشتابند.
بدین ترتیب شهر تبریز از دوره قاجاریه دارای دستگاه های اطفای حریق و پمپاژ آب با پمپ های مسی دستی دو طرفه بود . این وسایل،هم اکنون در موزه ی آتش نشانی تبریز نگهداری می شوند . این برج یکی از نمونه های نادر در نوع خود است که تاکنون باقی مانده است.

حمام نوبر تبریز، یکى از باشکوه‌ترین معماری‌هاى ایرانى برجای مانده از اواسط دوران قاجاریه است که با زیربنا و مساحتی حدود 700 مترمربع در محل تقاطع دوخیابان اصلی و معروف شهر تبریز ( امام خمینی و تربیت) قرار گرفته است.

این حمام که با توسعه شهر تبریز و تخریب دروازه قدیمی در مرکز شهر قرار گرفت حدود 140 سال قبل توسط معماری به نام بالاکاظم از اهالی قره آغاج ساخته شده است.

حمام قدیمی نوبر در سال 78 از سوی سازمان میراث فرهنگی با شماره 2512 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در قالب طرح پردیسان با تغییر کاربری با همان الگوی قدیمی و بدون دخل و تصرف در فضاهای معماری به سفره‌خانه و چایخانه سنتی تبدیل شده و ارائه خدمات می‌دهد.

در نقشه شهر تبریز که پیش از سال 1243 هجری قمری تهیه شده، این حمام در نزدیکی دروازه نوبر مشخص شده و در نقشه دارالسلطنه تبریز، متعلق به سال 1297 قمری، این بنا با نام «حمام وزیر» دیده می‌شود.

این حمام زیبا و قدیمی چه در روزگاری که با کاربری حمام مورد استفاده قرار می‌گرفت و چه در سال‌های اخیر به دلیل موقعیت مکانی و رطوبت موجود در محل آسیب‌های فراوانی را متحمل شده بود که میراث فرهنگی به منظور حفظ این اثر تاریخی برجسته، به مرمت و بازسازی آن اهتمام ورزید.

حمام نوبر دو بخشِ اصلی، سربینه و گرمخانه دارد. سربینه حمام فضایی وسیع با قاعده هشت‌ضلعی است که در بخش میانی آن، طاق‌بندی‌شده و بر هشت ستون سنگی قرار گرفته است. همچنین حوضی هشت‌گوش در میانه این بخش قرار دارد و سکوهایی بر گرداگرد آن قرار دارند.

طاق‌ و گنبد بزرگ‌ گرمخانه‌، طاق‌ و گنبد با ستون‌ و سرستون‌های‌ سنگی‌ مقرنس‌‌کاری‌‌شده‌ سربینه‌ و اجرای‌ کاربندی‌ و ترکیب‌ آجر و کاشی‌ و پوشش‌ معقلی‌ مناسب‌ حمام و کتیبه‌های مصور زیبای ورودی را از دیگر جاذبه‌های این حمام تاریخی برشمرد.

از جمله مصالح به کار رفته در ساخت حمام می‌توان به آجر در جرزها و سقف‌ها ملات و گچ و همچنین سنگ‌تراش خورده در ستون‌ها کف‌ها و ازاره‌ها اشاره کرد.

در راستای بهره‌برداری بهینه از تمام فضاهای حمام، فضاهاى سربینه و گرمخانه به سفره خانه، فضاى پشت بام به چایخانه و اجراى مراسم پرده‌خوانى و نقالى اختصاص دارد.

 

یکی از جالب ترین و دیدنی ترین آثار تاریخی تبریز مربوط به دوره صفویه برج اجری بسیار زیبایی است که در کنار مهران رود (لیقوان چایی) در شرق تبریز آز توابع روستای کرکج بنا شده است.
برج خلعت پوشان برج آجری منشورشکل بلندیست که دارای یک قاعده کثیرالاضلاع 16 ضلعی است که قطر قاعده آن 5/9 متر می باشد.برج دارای دو طبقه است ،سقف طبقه اول گنبدی و سقف طبقه دوم ریخته و بعدا با تیرآهن پوشش شده است.
طاقنماهای جهات اصلی شکل طاق جناغی هستند اماجوانب دوازده گانه دیگر بشکل اسپر و دارای طاقنما و تزئیناتی از آجر و کاشی برنگهای سیاه و آبی میباشد.راه پله طبقه همکف به طبقه اول و پشت بام در گوشه شمالشرقی بنا واقع شده است. مالکیت بنا متعلق به دانشگاه تبریز بوده و از نظر تاریخی و معماری بنایی است منحصر بفرد که تا کنون باقیمانده است.
براساس متون و سفرنامه های دوره قاجاریه برج در داخل استخری قرار داشت که با گذشتن از روی پلی ورود به ساختمان میسر می شده است.اکنون کانال اطراف برج پر شده و بصورت پیاده رو فرش شده ای در آمده است.
قبل از احداث اتوبان تبریز – تهران ، این برج تاریخی در سمت چپ جاده تبریز به باسمنج در دره با صفایی قرار دارد. به طوری که از نام این اثر تاریخی استنباط می شود برج مزبور مخصوص اهداء خلعت و انعام و نشان و مقام در دوره قاجاریه و قبل از آن به کسانی بود که در خدمت حکومت وقت بودند به این معنا که ولیعهد مقیم تبریز ابتدا با تشریفاتی به محوطه بسیار فرحناک پوشیده از گل و درخت و استخر و آبشار و رودخانه و چمن وارد می شد و در محوطه برج سه طبقه مدور می نشست و کسانی که قرار بود انعام یا خلعتی از طرف حکومت دریافت کنند در مقابل این برج زیبا به صف می ایستادند آنگاه که انعام و خلعت و کمر و شمشیر جواهر نشان به خدمت گذاران حکومت اهدا می شد و شال و عبای ترمه به دوش آنها انداخته و شمشیر مرصع به کمرشان می بستند این افراد به طور دسته جمعی به طرف شهر حرکت کرده وارد درگاه محل اقامت ولیعهد در عالی قاپو (استانداری امروز) می شدند و به رسم دیرین و ادای احترام ابتدا به زانو در آمده درگاه عالی قاپو را بوسیده منتظر نزول اجلال بزرگان می شدند و در پایان این مراسم از طرف شخص دریافت کننده خلعت و انعام و القاب با افتخار این موهبت بزرگ!! مهمانی با شکوهی ترتیب می دادند.
فاصله برج خلعت پوشان از مرکز تبریز در حئوئ 5 کیلو متر است و محوه این برج و باغ آن برای مطالعات علمی در اختیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز قرار دارد

بازسازی و مرمت مجموعه بازار تبریز، به احتمال قوی همزمان با بنای باروی شهر به همت نجفقلی خان بیگلربیگی از سال 1194 هجری آغاز شد. بافت اصلی بازار تبریز از دو راسته سر پوشیده شمالی– جنوبی– شرقی و غربی تشکیل شده است.
عرض بازارها بین چهار تا پنج متر و بلندی سقف آنها پنج تا شش متر است که در مقایسه با سقف بازارهای نقاط گرمسیری ایران کوتاه تر است.راسته های اصلی توسط راسته های فرعی به هم متصل شده اند و فضاهای بین آنها سراها و کاروانسراها و تیمچه ها بنا شده است. تقاطع راسته ها را در سه راهی ها و چهارراهی ها (چهارسوقها) طاقهای گنبدی پوشانده است. بزرگترین گنبد بازار، گنبد تیمچه امیر و زیباترین قسمت آن تیمچه مظفریه است. مهمترین ورودی بازار تبریز در حال حاضر در انتهای شمالی خیابان فردوسی است. شبکه بازار تبریز بمثابه قلب شهر است و نقش عمده ای در بافت شهر دارد. این بازار که با مساحتی معادل یک کیلومتر مربع در سال 1354 شمسی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است بزرگترین اثر ثبتی کشور و وسیعترین مجموعه مسقف و بهم پیوسته جهان بشمار می رود.

این بقعه(عون بن علی) در زمان ایلخانان مغول بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب بنا شده است. اصل بنا مقبره و مسجد است، شامل 6 گنبد که 9 اتاق در جهات شرقی، غربی و جنوبی با پوشش گنبدی و طاق آهنگ سه طرف آن را فرا گرفته است. در اواخر قاجاریه سالن در شمال گنبد خانه برای پیشگیری از رانش بنا به طرف دره شمالی اضافه شده است. هشتی در طرف جنوب و دارای ایوانی با 5 ستون سنگی و اتاقهای جانبی است که طرفین آنرا میلهای سنگی بشکل مناره زینت میدهد. معماری آن به شیوه ایلخانی است. در قرن نهم آباد بوده و در حمله عثمانیان تخریب گردیده و در زمان شاه عباس صفوی تجدید بنا شده است. بار دیگر در زلزله سال 1193 هجری ویران و اواخر قرن 13 توسط امین لشگر قهرمان میرزا تعمیر شده است. مقبره و مسجد محل زیارت و انجام مراسم مذهبی بوده است. نمای بیرونی ساختمان سنگی با ایوان و ستونهای سنگی مقرنسکاری شده و میلهای سنگی در طرفین بناست. نوع مالکیت بنا اوقافی است. این بنا به عینال ، زینال یا عینالی و یا بقعه عون ابن علی نیز مشهور است بدلیل ادعای جماعت درویشان مبنی بر اینکه این بقعه مزار دو پسر حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است ولی بر اساس تحقیقات بدست آمده دفن شدگان در کوه سرخاب از فرزندان بی واسطه حضرت مولای متقیان، امیرمومنان علی بن ابی طالب سلام اله علیه نبوده و شاید دو تن از پاکمردان و محبان آن حضرت بوده اند که نام عون بن علی و زید بن علی داشته اند.
تعمیر اساسی دیگری نیز از طرف امیرلشگر اسماعیل خان والی آذربایجان و فرمانده قشون شمالغرب در آن بنا به عمل آمده که در سنگ نبشته منصوب به دیوار ایوان بقعه بدان اشاره شده است. در سالهای اخیر تعمیرات اساسی از سوی سازمان میراث فرهنگی که شامل عملیات مربوط به استحکام بنا، عایقکاری پشت بام ها، توسعه ایوان ضلع شمالی جهت استراحت مراجعین و جلوگیری از رانش بنا صورت گرفته است.

بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که در قرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است. قسمتی جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن،فرو ریخته است.
عرض این بنا 30 متر و ارتفاع آن 26 متر است. عرض دیوارها 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاقهایی به هم اتصال یافته است
عمارت بسیار زیبای شهرداری تبریز در سال 1314 در محل گورستان متروک نوبر با نظارت مهندسان آلمانی در زمان شهرداری حاج ارفع الملک جلیلی بنا گردید.

نمای خارجی شهرداری از سنگ تراشیده شده و نقشه ساختمان آن مطابق با ساختمان های کشور آلمان قبل از جنگ جهانی دوم است و کل نقشه به شکل عقاب در حال پرواز را دارد.

ایل گلی (شاهگلی سابق)شاه گلی سابق (استخرشاه) که امروز ایلی گلی نامیده می شود از گردشگاههای زیبا و دلکش تبریز است در 7 کیلومتری جنوب شرقی تبریز بر دامنه تپه ای واقع شده است.

ایل گلی استخری بس بزرگ بسان یک دریاچه که مساحت آن 54675 متر مربع است،در جنوب آن تپه ای است که از پایین به بالا پله بندی کرده و آبشارهایی ساخته اند که نهرآب ها
از آبشار به سوی دریاچه روان است.

در مرکز دریاچه عمارت با شکوه و دو طبقه ای ساخته شده است که محل رستوران و پذیرایی از میهانان داخلی و خارجی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۱ساعت 17:55  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آثار تاریخی تبریز

آثار تاریخی تبریز
مسجد کبود

تبريز با سابقه اي كهن ، داراي آثار و بناهاي تاريخي فراواني بوده كه متأسفانه در اثر مرور زمان ، حملات مكرر بيگانگان ، عدم توجه  حكومتهاي سابق و سوانح طبيعي چون سيل و زلزله به تدريج روبه ويراني رفته اند.

آنچه امروز در تبريز باقي مانده بيشتر به حكومت ايلخانان مغول  صفوي تا قاجاريه منسوبند و بعضاً از شاهكارهاي هنر و معماري بشمار مي آيند. مهمترين اين بناها عبارتند از :

مسجد كبود
مسجد كبود كه به فيروزه اسلام شهرت دارد در خيابان امام خميني واقع شده و از نظر كاشيكاري ، آميزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالي و طرحهاي بديع ، از تنوع و ظرافت خاصي برخوردار است. اين مسجد از آثار جهانشاه قره قويونلو و متعلق به سال 870 هجري است كه بوسيله جهان بيگم همسر جهانشاه بنا شده و توسط دخترش صالحه خاتون مرمت شده است. اين بنا داراي سردربلند با كاشيكاري مزين به كتيبه معرق عالي ، دومناره رواق گنبد دار و شبستان است.

مسجد کبود

ارك يا مسجد عليشاه
بناي ارك عليشاه يكي از ابنيه كهن و عظيم تبريز است كه از زمره شاهكارهاي معماري اسلامي بشمار ميرود. اين بنا در خيابان امام خميني واقع شده و از آثار تاج الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان ابوسعيد ايلخاني است كه در سال 716 عمليات ساختمان آن آغاز شد . در سال 724 بوسيله بازماندگانش به پايان رسيده. از اين بنا در دوره قاجاريه و در انقلاب مشروطيت و درگيري هاي تبريز بعنوان انبار مهمات استفاده ميشده به همين جهت به آن ارگ نيز گفته ميشود.
بناي كنوني با سه ديوار بلند به صورت ايواني به عرض 15/30 متر به چشم ميخورد كه بلندي ديوارهاي سه گانه بنا 26 متر و عرض هر ديوار 40/10 متر ميباشد. در محوطه اين بنا نماز جمعه اقامه ميشود و بنام مصلاي امام خميني ( ره ) ناميده شده است.


مسجد جامع تبریز

بازار تبريز
شهر بزرگ تبريز بنا به مقتضيات جغرافيايي ، وسعت ، قدمت و اهميتي كه دارد داراي يكي از زيباترين و بزرگترين مجموعه بازارهاي ايران ميباشد سبك معماري ، كثرت سراها و تيمچه ها و وجود تعدادي مدرسه و مسجد نيز به اين مجموعه اهميت و امتيازي خاص داده است. از تاريخ ساخت مجموعه بازار تبريز اطلاعي در دست نيست وليكن اكثر مورخين و جهانگردان اسلامي و خارجي كه از قرن چهارم تا عهد قاجار از تبريز ديدن كرده اند ، مدارك ارزنده اي را درباره بازار و وضع بازرگاني تبريز ارائه داده اند. بازار كنوني تبريز مربوط به اواخر حكومت زنديه و عصر قاجار ميباشد. در زمان عباس ميرزا كه تبريز مقر وليعهد حكومت قاجار بود سراها و تيمچه ها ساخته شد. بازار تبريز با طاقها و گنبدهاي بلند آجري كه شامل بازار امير ، بازار كفاشان ، راسته بازار ، بازار يميني دوز ، بازار حلاجان ، بازار سراجان راسته كهنه ، بازار حاج محمد حسين ، بازار مشير ، بازارچه صنفي و بازارچه ميرابوالحسن ميباشد. سراها و تيمچه هاي معروف عبارتند از : سراي حاج رسول ، سراي حاج ميرزا علي نقي ، تيمچه و سراي شيخ كاظم ، تيمچه حاج صفر علي ، تيمچه و دالان ميرزا شفيع ، تيمچه ملك و تيمچه ميرزا رحيم سه تيمچه حاج شيخ …

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۱ساعت 17:50  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

مناطق باستانی استان مرکزی

بازار ساوه

مجموعه بازار ساوه شامل مسجد سرخ (میدان) ، موزه چهار سوق، مسجد چهارده معصوم، آب انبار، تکیه، آرامگاه امامزاده یحیی و امامزاده سید ابو رضا می باشد. این بازار که هم اکنون بوسیله میدان انقلاب به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده، بخش جنوبی آن شامل مسجد میدان، بنای چهار سوق و مجموعه حجره های اطراف مسجد می باشد و بخش شمالی، بازار سرپوشیده ساوه را در بر می گیرد که از یک راسته بازار اصلی با 12 گذر یا راسته فرعی تشکیل شده است. معماری بازار ساوه به شیوه طاق آجری است و در بنای آن چوب، گچ و آهک به کار رفته است. تعدادی از حجره ها دارای انباری و کارگاه تولیدی بوده و انباری و پستو آنها دارای سقفی گنبدی شکل می باشد که با آجر طاق زده شده است. مجموعه تاریخی بازار ساوه در تاریخ 15/9/1378 به شماره 2526 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

 

كاروانسراي عبدالغفار خان

کاروانسرای عبدالغفار خان باغ شیخ

در فاصله حدود 8 کیلومتری ضلع شرقی شهر ساوه و اتوبان ساوه قم در روستای باغ شیخ، کاروانسرای عبدالغفار خان قرار دارد. این کاروانسرا در سال 1200 هجری قمری به صورت مربع شکل در ابعاذ حدود 50×50 متر ساخته شده است. دروازه ورودی کاروانسرا در ضلع شرقی بوده و در دو طرف دروازه 12 رواق ساخته شده است. ایوان ورودی از طریق هشتی بزرگی به داخل حیاط کاروانسرا مرتبط بوده و در بالای آن طبقه دومی ساخته  شده که دارای بادگیر می باشد. دور تا دور حیاط را حجره های متعدد در بر گرفته و اصطبل چارپایان در پشت حجره ها ساخته شده است. در داخل تمامی حجره ها اجاق و بخاری دیواری برای پخت و پز و گرم کردن حجره تعبیه شده است. مصالح بکار رفته در ساخت کاروانسرا، آجر، سنگ و چوب بوده و تزئینات زیبایی با آجر بوجود آورده اند. این مکان در تاریخ 14/7/1354 به شماره 1185 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

قلعه دختر (قيز قلعه) ساوه

قلعه دختر (قیز قلعه) ساوه
شاید یکی از مهمترین آثار شگفت انگیز معماری کشور که در یکی از مناطق مرتفع و صعب العبور ایران در دوره باستان ساخته شده و تا کنون به طور جدی به آن پرداخته و توجه کافی نشده است قیز قلعه ساوه می باشد. عظمت بنا و فلسفه وجودی احداث آن در این منطقه به حدی جالب است که می توان از آن به عنوان یکی از منابع مهم جذب گردشگر بین المللی به استان و همچنین معرفی دستاوردهای معماری ملی و باستانی ایران قدیم اشاره کرد.
قصر، عبادتگاه و دژ دفاعی قلعه دختر ساوه بر روی صخره بلندی مشرف به دشت ساوه بنا شده است که از سه طرف شرق، غرب و جنوب بوسیله صخره های متعدد دیگری احاطه گردیده است. از نمای شمالی که به قلعه نگریسته می شود سه قله صخره ای بلندی مشاهده می شود که قصر و قلعه در نوک قله ای که در وسط قرار گرفته احداث گردیده است. این قلعه از جاده ساوه به همدان و همچنین از تمامی دشت و شهر ساوه قابل رویت می باشد. در دو طرف صخره قیز قلعه دو رودخانه کوچک جاری است رودخانه ضلع شرقی دائمی است ولی رودخانه ای که در ضلع غربی قرار دارد به صورت فصلی می باشد.
نزدیکترین آبادی به قلعه، روستای قیز قلعه است که از منابع آبی این دو رودخانه تغذیه می شود. بعد از قیز قلعه ، روستای سرخده است که در کناره  رودخانه قره چای قرار دارد. قلعه از روی پل سرخنده به راحتی قابل دیده است.
قلعه از دو بخش اصلی دژ دفاعی و قصر تشکیل شده است که در مجموع حدود 3000 متر مربع مساحت دارد.
برای رسیدن به قلعه می توان با وسیله نقلیه سواری تا پای دامنه صخره رفت، و سپس مسافتی حدود 300 متر را بایستی پیاده طی نمائیم تا به دروازه اصلی ورود به قلعه برسیم.
دوازده ورودی در ضلع شرقی ضخره قرار دارد که بعد از عبور از رودخانه کوچک، بقایای دیوار دروازه که از سنگ و ساروج ساخته شده است دیده می شود. با عبور از این دروازه بایستی حدود یکصد متر دامنه شیب دار ضلع جنوب شرقی صخره را برای رسیدن به نوک قله که ساختمان اصلی قصر قرار دارد را طی نمود. شیب دامنه جنوب شرقی حدود 60 درصد است.
تمامی دیوارهای صخره به صورت پرتگاه می باشد و هر نقطه ای که احساس می شده می توان از آن عبور نمود با سنگ و ساروج تا بالای صخره بسته شده است، بطوریکه هیچ راه نفوذی از سه ضلع شمالی، شرقی و غربی به درون قلعه وجود ندارد. ورود به قلعه از طریق چند راه پله سرپوشیده صورت می گیرد که با مهارت ویژه ای استتار شده است.
استتار راه پله ها با ساختن دیواری از لاشه سنگ و ساروج درست در امتداد دیوارهای صخره صورت گرفته است.
پنج راه پله پشتی بنا و دو راه پله در غرب بنا که در کنار پرتگاه در ارتفاع چند متری از سطح رودخانه ساخته شده اند به اتاق های تعبیه شده در دل صخره منتهی می شوند. از
پله های پشت بنا برای ورود و خروج محافظان و نگهبانان استفاده می گردیده و از
پله های غربی برای ورود و خروج مقامات به داخل قلعه و حمل آذوقه استفاده می شده است. در مقابل راه پله های غربی و بر روی صخره مقابل راه باریکی وجود دارد که محل رفت و آمد ساکنان قلعه بوده است. اتاقهای قلعه تودرتو بوده و به یکدیگر ارتباط داشته اند. با توجه به ارتفاع دیوارها و همچنین طاقهای فرو ریخته، احتمال می رود که بنای قصر دارای طبقه دوم و سوم هم بوده است. در سمت دروازه ورودی ، بنای دیگری وجود دارد که احتمالاً برای نمازخانه (عبادتگاه) مورد استفاده قرار می گرفته است. این مکان دارای محرابی به سوی دشت ساوه و در جهت  خلاف قبله می باشد.
در اطراف کاخ اصلی حفره های متعددی برای ذخیره آب ساخته شده است. همچنین لوله های سفالی شکسته ای در این مجموعه یافت شده که نشانگر استفاده از شبکه آبرسانی و فاضلاب می باشد.
بنای قیز قلعه کاملاً بر دشت ساوه مسلط بوده و دارای 4 برج دیده بانی در ضلع شمالی، غربی و شرقی است که از میانه صخره تا بالای آن با سنگ و ساروج کار شده است.
اما از نظر قدمت و کاربرد بنا، بر اساس اسناد و مدارک تاریخی و تحقیقات بعمل آمده در خصوص قلعه های دختر احداث شده در ایران می توان به سوابق معابد آناهیتا و مهر پرستی ایرانیان اشاره نمود. بر اساس این تحقیقات، قلعه دختر ساوه نیایشگاهی برای عبادت و احترام به آب و ناهید در پیش از اسلام و قبل از خشکیدن دریاچه ساوه در دوره ساسانیان بوده است. محراب ساخته شده روبروی دریاچه قدیمی ساوه در قلعه ، این احتمال را تقویت می نماید.
استاد باستانی پاریزی در کتاب خاتون هفت قلعه در خصوص کاربرد قلعه دخترهای ایران چنین آورده است:
ابنیه دختر همه بر بلندی ها و نقاط صعب العبور قرار دارند، اغلب بناها مربوط به قبل از اسلام و خصوصاً عهد ساسانی را دارا می باشند و بیشتر جنبه تقدس و عبادی دارند، قلاع دفاعی معتبری بوده و چرا معابد ناهید اغلب بر فراز کوهها بوده است؟ مگر نه این است که آناهیتا در بلندترین طبقه آسمان آرام دارد و از فلک ستارگان یا از بلندی قله کوه به سوی نشیب بشتابد؟ اصولاً ایرانیان قدیم اغلب معابد خود را بر فراز بلندی ها بنا می نموده اند و در آنجا به نیایش مهر و ناهید می پرداخته اند. تا از آلودگی و همچنین حمله دشمن باشد، باید گفت که معابد ناهید در ازمنه قدیم از غنی ترین و پر کالاترین معابد روی زمین بوده است و وقفیات منقول و غیر منقول آن، آنقدر بوده که مسلماً بایستی در محل و قلعه ای که امن و امان باشد، قرار داده شود.
بنای تاریخی قیز قلعه در تاریخ 9/2/1382 به شماره 8600 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
راههای دسترسی:
جاده ساوه به همدان ، روستای سرخده، عبور از میان روستا و عبور از میان روستا و عبور از پل احداث شده بر روی رودخانه قره چای ، حرکت به سوی روستای قیز قلعه و عبور از میان روستا و طی مسیر حدود 1500 متر که تماماً با وسیله نقلیه سواری قابل انجام است. فاصله قیز قلعه تا ساوه حدود 23 کیلومتر می باشد.

پل تاريخي سرخده

پل تاریخی سرخده

بنای پل در جنوب شهرستان ساوه در کیلومتر 13 جاده یل آباد به قر قلعه قرار دارد . مصالح به کار رفته در آن تماماً آجر بوده با ملات ساورج و بنای آن مربوط به دوره صفوی می باشد . ساختمان پل دارای هشت چشمه با طاق رومی است و ارتفاع از کف تا سطح رودخانه قره چای حدود 8 متر است طول پل حدود 70 متر و عرضی معادل 5/4 الی 5 متر دارد .

 

قلعه آردمين

قلعه آردمین

 این قلعه در روستای آردمین واقع در 56 کیلومتری جاده ساوه – همدان و در سه راهی غرق آباد است . این قلعه شامل بخش های اندرونی ، ایوان ها . تالارهای شاه نشین و ارسی های گره کاری شده و برجهای متعدد است که همگی حکایت از معماری شهری و اشرافی دارد .

نمای بنا از داخل حیاط ، چهار چوب های مستطیل آجری است که یک در میان با استفاده از گچ سفید شده اند . در حال حاضر تعداد اندکی از تزئینات داخلی بنا به خصوص در تالار اندرونی باقی مانده است .

این قلعه و فضای سبز و چشم انداز مفرح روستا از نقاط دیدنی شمالی استان محسوب می شود .

 

تپه ها و محوطه ها
فهرست تپه ها و محوطه های تاریخی شهرستان ساوه

مزلقان (ساسانی)

عبدالله آباد زرند (دوره اسلامی)

شیشه بایر نوبران (ساسانی)

فخری چال (اشکانی – ساسانی)

خسرو نوبران (ساسانی)

بیوک تپه اوجان (ساسانی)

فستق نوبران (ساسانی)

امیر آباد (ساسانی)

سلطان نوبران (ساسانی)

مجید آباد نوبران (پارتها – ساسانی)

قلعه نوبران (پارتی – ساسانی)

نیگ ارضی نوبران (اشکانی- ساسانی)

علیدرزی نوبران (ساسانی)

آجان قرقان (مادها – ساسانی)

گل محمد نوبران (ما قبل تاریخ)

ویژگیهای تاریخی شهرستان تفرش

منطقه تفرش از لحاظ تاریخی با منطقه آشتیان پیوستگی دارد . قدمت شهر تفرش به قبل از اسلام می رسد . درباره وجه تسمیه نام این شهر آمده است که : « تفرش در اصل گبرش بوده است و این توجیه شاید به این سبب است که در سده های قبل و حتی صدر اسلام و یا زرتشتیان در این جلگه و نقاط مجاور آن از جمله فراهان و آشتیان سکونت داشته اند .»

استاد دهگان در مورد تفرش چنین نوشته است  : « تفرش ولایتی است از نواحی اراک که در بدو امر یعنی زمان پارسها جزء اصفهان و بعدها ضمیمه قم و در حین بنای اراک جزء این شهرستان و بعدها مرکز شهرستان گردید . »

آرامگاه پروفسور حسابي

آرامگاه پروفسور حسابی

آرامگاه پروفسور حسابی ، دانشمند نامی کشور که خدمات ارزنده ای را به انجام رسانیده است در شهر تفرش و محله ترخوران واقع گردیده که همواره مورد بازدید افرادی است که به این شهر مسافرت می نمایند .

گنبد بی بی ستین

گنبد بی بی ستین

این گنبد در خیابان بین دو برزن طرخوران و قم واقع و شامل بنای منفرد برجی شکلی است. قاعده بنا از خارج، مربع و به ارتفاع 6 متر با جداری از تخته سنگها و ملاط گچ است. گنبد بنا، هرمی 16 ترکی است که کاشی های آن ریخته است. درون بنا ساده و تنها اثر قابل توجه آن، دری مذهب و دارای تصاویر گل و بوته به تاریخ 1207  ه.ق است به گمان نویسنده «گنجینه آثار قم» بنای اصلی متعلق به قرن ششم هجری است. از هویت شخص مدفون در بنا اطلاعی در دست نیست.

ویژگی های تاریخی شهرستان محلات

محلات در روزگار هخامنشیان ، بخش کوچکی از ایالات ما یا ماه به شمار می رفته است . این منطقه در دوران اشکانیان جزئی از ایالت والی نشین ماد بزرگ محسوب می شده و در زمان سلوکیان این ناحیه مخصوصاً قسمت شمالی آن یعنی دهستان خورهه مورد توجه حکام یونانی بوده است . در دوران نخستین اسلامی این شهرستان جزء منطقه ای به شمار می رفته که به نام « جبال » یا « کهستان » خوانده می شده است .همین منطقه در قرن چهارم هجری و بعد از تغییرات و تصمیمات منطقه ای به نام « رستاق انار » خوانده می شده است . بعدها نیز محدوده دو شهرستان خمین و محلات امروزی را تیمره گفته اند که تیمره علیه ، خیمن امروزی و تیمره سفلی ، محلات کنونی بوده است .

در محدوده کنونی شهرستان محلات نواحی خورهه و نیم ور با آثار به جا مانده نشان از قدمت تاریخی این منطقه دارند . لیکن شهر محلات از سابقه تاریخی مشخص و طولانی برخوردار نیست . چنانکه در مورد وجه تسمیه محلات نیز اختلاف نظر وجود دارد و برخی معتقدند محلات را به لحاظ داشتن چندین محله نا متجانس بدین نام نامیده اند .

آتشكده آتشكوه

آتشکده آتشکوه

بدون شک یکی از مهمترین آثار بجا مانده از دوران باستان در سرزمین کهن ایران، بقایای آتشکده آتشکوه نیم ور و در استان مرکزی است. عظمت این بنا به حدی است که قطعاً جزو برترین آتشکده های زرتشتیان جهان بشمار می رود. چنانکه ابن فقیه همدانی بنای این آتشکده را هم طراز با ایوان کسری، قصر شیرین و معبد آناهیتای کنگاور می داند. مورخان بنای آتشکده را  متعلق به دوره ساسانیان دانسته و معتقدند که بر اساس شواهد و قرائن تا قرن چهارم هجری سالم بوده است.

آندره گدار باستان شناس معروف که درباره آتشکده های ایران تحقیق نموده در کتاب آثار ایران جلد 1 و 2 می نویسد: گفته حمدالله مستوفی قزوینی: نمیسور از اقلیم چهارم است. جمشید پیشدادی ساخت و در آنجا جهت خود قصری عالی کرده بود اطلال و آثار آن هنوز باقی است و گشتاسب درو آتشخانه ساخت از قصر قدیمی اصلی بیشک چیزی برجای نمانده است.

در همین زمینه حکیم محمد تقی خان در کتاب گنج دانش در مورد بنای آتشکده آورده است که: گویند جاسب از بناهای یکی از امرای عسگریه همای دختر بهمن بن اسفندیار مشهور به نیم ور می باشدو این امیر در نراق و دلیجان و دهات پشت گدار حکومت داشته و امیر مذکور آتشکده ای در دو فرسخی نمیم ور در کوه معروف به کوه آتشکوه ساخته و  به وضع چهار صفه بنا شده و هنوز پایه هایش برقرار است و در آن سنگ های عریض و طویل به ککار برده اند که هر قطعه سنگی از آن یک زرع و نیم عرض و سه زرع طول دارد و دوازده گره کلفتی هر پارچه سنگ می شود. در این زمانی که خراب شده ، چهار عدد از آن سنگها روی هم نصب و استوار است و در کنار آتشکده چشمه جاری است که از آن آب، زراعت می نمایند هوای خوب و مرتعی دلکش و مرغوب دارد که الحال متعلق به چند خانوار بختیاری است. بنای آتشکده در دامنه کوه آتشکوه و در کنار رودخانه ای به همین نام ، در مساحتی حدود 600 متر مربع احداث شده است. طول بنا 40/28 متر و عرض آن در بخش شرقی 60/12 و در بخش غربی 25 متر می باشد. مجموع آتشکده از سه بخش تالار اصلی (شرقی)، تالار غربی و راهرو تشکیل شده است که به ذکر مشخصات آن می پردازیم:

تالار اصلی یا شرقی آتشکده:

این بخش که احتمالاً محل آتشدان و نیایش بوده شامل تالاری است مربع شکل که هر ضلع آن از بیرون 60/12 متر ظول دارد. این تالار دارای چهار ستون مستحکم به ابعاد 70/2 × 70/2 متر و به ارتفاع 6 متر تا پای طاق می باشد که از سنگ و سروج ساخته شده است. گنبد و طاق این بنای عظیم بر روی این چهار ستون استوار بوده است. دو سوی ستون ها به طرف داخل تالار به صورت نیم دایره و دو سوی دیگر آنها به صورت مستقیم و دارای زاویه هستند. روی ستون ها سردری های هلالی شکل و گنبدی شکل وجود داشته که بخش عمده آن فرو ریخته است. با توجه به اینکه در پاطاقها آجر پخته بکار رفته، این احتمال وجود دارد که تمام سقف هم از آجر پخته سقف زده شده باشد. ظرافت بکار رفته در استفاده از سنگهای پاستون ها و ستون ها به حدی است که هیچگاه دو بند سنگ بر روی هم قرار نگرفته اند. در سات بنا از آجرهای چهار گوش با نمای سنگ استفاده شده و برای استحکام بیشتر بنا ر داخل دیوارها تیرچه چوبی به کار رفته است.

تالار غربی:

در بخش غربی ساختمان ، تالاری به طول 30/10 در 6/5 متر بنا شده که از طریق راهرویی به تالار اصلی متصل می شود. دیوارهای شمالی و جنوبی این تالار که از سنگ و ساروج ساخته شده حدود 40/1 متر عرض دارد. ورودی اصلی به تالار شرقی به پهنای 60/5 متر در این بخش قرار گرفته است. در دو طرف ورودی اصلی دو ستون به قطر 40/3 و دیگری 40/4 متر با نمای بیرونی به شکل نیم دایره که به صورت برج دیده بانی می باشد ساخته شده است. در اطراف این دو ستون اصلی، دو ستون دیگر درجوانب آنها به طول 20/3 در 20/2 متر وجود دارد. از ضلع غربی که به آتشکده می نگریم ، چهار ستون بزرگ نمایان است که ورودی اصلی و دو ورودی فرعی در اطراف را شامل می شود. به احتمال زیاد این ورودی ها دارای سردر و سقف و طاق آجری بوده که فرو ریخته است. ورودی سمت چپ (شمالی) 60/2 متر و ورودی سمت راست (جنوبی) 20/2 متر عرض دارد.

احتمال می رود که این دو ورودی اطراف، به ساختمان های دیگری در جوانب تالار غربی راه داشته که با گذشت زمان از بین رفته اند. شواهد و بقایای دیوارهای محوطه شمالی تالار نشانگر این مطلب است.

راهرو اصلی:

تالار اصلی مربع شکل که در ضلع شرقی مجموعه ساختمان آتشکده قرار دارد توسط راهرو اصلی به تالار غربی مستطیل شکل ارتباط می یابد. این راهرو 7 متر طول و 80/2 متر عرض دارد و احتمالاً به دلیل بالا بودن سطح تالار اصلی از تالار غربی، از چند پله استفاده می شده است. راهرو علاوه بر اینکه ارتباط دهنده دو تالار بوده به مجموعه های شمالی و جنوبی هم ارتباط داشته است. این راهرو مسقف بوده که تمامی آن به مرور زمان ریخته است.

با توجه به اینکه روستای آتشکده از قدمت زیادی برخوردار نیست این احتمال وجود دارد که در گذشته در اطراف آتشکده، شهر و آبادی هایی وجود داشته که هنوز بقایای آن کشف نشده است. این آتشکده به شماره 311 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

راههای دسترسی:

5 کیلومتری جاده نیم ور به دلیجان، بسوی معدن سنگ آتشکوه ، روستای آتشکوه، ضلع شرقی جاده به فاصله 300 متری بنای آتشکده در دامنه کوه نمایان است. حدفاصل آتشکده تا جاده مزرعه کشاورزی، چشمه آب و و رودخانه کوچکی می باشد.

از دیگر آتشکده های استان می توان به بقایای آتشکده میل میلونه نیم ور، بقایای قلعه تاریخی جمشیدی که هسته اولیه شه نیم ور بوده در ضلع جنوب شرقی این آتشکده به فاصله حدود یکصد متری قرار دارد.

بنای خورهه
خورهه

مجموعه بقایا و آثار  بجا مانده در منطقه تاریخی خورهه محلات از جمله مهمترین آثار تاریخی کشور است که ابهامات زیادی را در خصوص قدمت، معماری، کاربرد و نوع استفاده از بنا را در بین مورخان و باستان شناسان داخلی و خارجی ایجاد نموده است.

مورخان از این مجموعه به نام آتشکده، معبد، کاخ و مرکز برگزاری جشن ها و مراسم ملی و مذهبی، عمارت و منزل ییلاقی و قبرستان یاد نموده اند.

در کاوش های بعمل آمده از این منطقه تاریخی، آثار متعددی از دوره سلوکیان ، اشکانیان، ساسانیان و دوره اسلامی بدست آمده که نشانگر کاربرد آن در دوره های مختلف بوده است.

خورهه در اوستا به معنی محل برآمدن خورشید بوده و کلمه خور هم به معنی خورشید و آفتاب و همچنین عمارت ییلاقی بکار رفته است که در هر صورت تفسیر این بنای را در این منطقه مشخص می نماید.

  خورهه یکی از بخشهای محلات است که در شمال شرقی این شهرستان در بین روستاهای دودهک، ورین و آب گرم، در کنار رودخانه خورهه واقع شده است. ارتفاعات هفتاد قله خورزن، سنگ تراش و طایقان آن را احاطه کرده اند. رودخانه خورهه یکی از کوههای طایقان سرچشمه می گیرد از کنار تپه باستانی خورهه عبور کرده و در روستای دودهک به رودخانه قمرود می پیوندند.

بررسی های انجام شده و همچنین آثار مکشوف در دشت خورهه نشانگر این موضوع است که سابقه سکونت در این منطقه به هزاره دوم ق.م می رسد. البته در خصوص ساختار و نوع معماری بنای خورهه مدارک و اسنادی به صورت مکتوب در کتب تاریخی وجود ندارد ولی مورخان و باستان شناسان داخلی و خارجی مطالب متعدذی را در مورد اصالت بنا و نوع معماری آن نقل نموده اند.

«لویی واند نبرگ در کتاب باستان شناسی ایران باستان به نقل از هر تسفلد آورده است که قابل تذکر است که شیندلر، کمی به سمت جنوب در خورهه که سر راه اراک به کاشان یا قم واقع است معبدی یافت که هنوز دو ستون یویانی کشیده در آن بر پا بود …»

«دکتر ج. کریستی ویلسن در کتاب تاریخ صنایع ایران می نویسد: خرابه های معبد دیگری از زمان سلوکیه در دره خورهه واقع در محلات پیدا شده است. گرچه بنا منهدم شده و از بین رفته ، ولی سنگهای تراشیده به سبک و شیوه ایونیک (Ionic) که نسبت به قطرشان زیاد است و مطابق اصول صنعتی یونان از تناسب خارج می باشد».

اطلاعات ارائه شده توسط مورخان اختلافات زیادی را در مورد اصالت بنا ایجاد نموده که آیا واقعاً مجموعه خورهه توسط سلوکیان و یونانیان برای معبد ساخته شده و یا توسط ایرانیان سفر کرده به غرب و الهام گیری از معماری یونانی به منظوری دیگر بنا شده است. در خصوص پلان معماری خورهه هیچگونه مطلبی در اسناد تاریخی وجود ندارد و تنها آقای مهندس علی حاکمی در سال 1355 توانست نقشه اولیه خورهه را با تحلیل معماری را زیر تهیه کند:

بنای مجموعه تاریخی خورهه در مساحتی حدود 3550 متر احداث گردید که شامل سه بخش ایوان اصلی ، مجموعه بخش شمالی و مجموعه بخش غربی می گردد.

ایوان اصلی دارای 12 ستون در دو ردیف بوده و در چهار طرف دارای دیواره جرز مانندی است. ضلع شرقی با 10 پله به خارج از بنا ارتباط می یافته و همچنین در ضلع غربی دروازه ای برای ورود و خروج تعبیه شده بود. دو ستون سنگی باقیمانده بنا بر روی صفه سنگی این ایوان استوار است.در راهروهای ضلع شرقی و غربی تعدادی پله وجود داشته که احتمالاً به منظور دسترسی به طبقه دوم بوده است.

ارتفاع ستونها 33/7 متر بوده که با توجه به حجم سقف ایوان، حدود 5/9 متر می شده است.

بخش شمالی بنا شامل تعدادی راهرو و اتاقهایی است که در اطراف حیاط مرکزی قرار داشته و با دیوارهای قطوری محصور می شده است. مساحت حیاط حدود 95/7 × 45/8 متر است. از طریق دری که در ضلع شمالی بنا قرار داشته، افراد خصوصی وارد این بخش می شده اند. سایر اتاق ها با راهروهای باریک و بلند به هم متصل بوده اند.

بخش غربی مجموعه شامل چند اتاق با راهرو و پله هایی به یکدیگر ارتباط داشته اند که پلکان ضلع غربی به پشت بام ایوان ستوندار وصل می شده است.

ستون های سنگی: جنس ستونهای خورهه از نوع سنگ تراورتن است که در گروه سنگهای آهکی رسوبی طبقه بندی می شوند. این سنگها که دارای فرو رفتگی های متعدد می باشد از معدنی سنگی که در شمال غرب خورهه و در فاصله 500 متری قرار دارد به این مکان آورده اند. غرب خورهه و در فاصله 500 متری قرار دارد به این مکان آورده اند. بقایای ستون ها و سر ستونها موجود نشان می دهد که این ستون ها فاقد شیار و یا نقش و نگارهای به سبک آثار موجود در تخت جمشید بوده و از پایه ستون به طرف بالا به کل مخروطه ناقص باریک می شده است. قطر پایین ستون ها حدود 75 سانتیمتر و قطر انتهایی آن حدود 45 سانتیمتر می باشد. هر ستون از 6 قطعه که بر روی یکدیگر قرار گرفته اند تشکیل می شده و در مرکز هر قطعه حفره ای مکعب شکل به ابعاد 5/3 × 4 × 5 سانتیمتر برای قرار دادن قطعه ای چوب در داخل آنها جهت نگهداری قطعه روی آن و جلوگیری از لغزش و جابجایی ساخته می شده است.

سر ستون ها سبک و شیوه ایونیک که زائیده هنر یونانیان قدیم است ساخته شده و در هر طرف دارای دو مخروطه ناقص می باشد. در محل اتصال دو سر مخروط ها، علامت ضربدری به صورت برجسته تزئین شده است. سطح بزرگتر مخروط ها که نقش حلزونی دارد دو به دو در پشت یکدیگر قرار دارند. دوتایی این مخروط ها در نمای بیرونی بنا قرار داشته و دوتای دیگر آن به طرف داخل ساختمان می باشد. قطر حلزون ها حدود 30 سانتیمتر و فاصله بین آنها حدود 20 سانتیمتر است. سر ستون ها بخشی از ساقه ستون می باشند که از سنگ ابزار شده و سقفی مسطح شکل بر روی آن قرار داشته است. طبق اسناد موجود تا سال 378 هجری 4 ستون در خورهه پا برجا بوده است که احتمالاً در سالهای بعد 2 ستون آن تخریب شده است. ستون ها دارای پایه ستونی مستحکم مکعب شکل به ابعاد 20 × 84 × 84 سانتیمتر بوده که از سنگ یک تکه ابزار شده اند. تا کنون دو عدد ستون بر اساس کاوش های صورت گرفته در محل پیدا شده است. همچنین باقایای اشیاء سفالی بر اثر حفاریها کشف شده که متعلق به دوره قبل از میلاد، دوره اشکانیان و ساسانیان می باشد در منطقه یافت شده است. عمده این اشیاء سفالی در سال 1355 به دست آمده است.

از دیگر اشیاء مشکوفه می توان به پیه سوز سفالی، کوزه دسته دار، کوزه کروی شکل لوله دار، قطعه سنگهای تزئینی ، اشیاء فلزی، قطعه های شیشه و تعداد 7 اسکلت انسان اشاره نمود. البته اسکلت ها با توجه به نوع دفن آنها که که بر روی شانه راست و به سوی قبله صورت گرفته احتمال زیاد می رود که متعلق به دوره اسلامی بوده باشد. مجموعه تاریخی خورهه با شماره 131 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

راههای دسترسی:

جاده محلات به آبگرم، سپس خورهه با جاده آسفالته حدود 20 کیلومتر. جاده قم به اصفهان ، نرسیده به شهر دلیجان (70 کیلومتری قم) ، روستای دودهک سپس به سوی خورهه با حدود 12 کیلومتر.

پیشینه شهرستان شازند

در محدوده کنونی شهرستان شازند دو نقطه شهری شازند و آستانه قرار دارد . در این بین شهر شازند از سابقه طولانی و مشخص برخوردار نیست . در منابع به این نکته اشاره شده که شهر « شازند در زمان قاجاریه دهی بوده است به نام ادریس آباد که بعد از عبور راه آهن سراسری از این ده و احداث ایستگاه که به علت مجاورت با کوهی که در کمنار آن قرار داشت ( کوه شازند ) نام این ایستگاه را شازند گذاشتند و بعد از تغییر نام مناطقی که در مجاورت ایستگاه بودند ، ادریس آباد ، شازند ، خوانده شد » . و چون در مسیر و ایستگاه راه آهن قرار داشت شهر و سپس مرکز شهرستانی به نام شازند احداث گردید . اما در حدود 6 کیلومتری غرب شازند یکی از قدیمی ترین مناطق مراکز جمعیتی منطقه وجود داشته و این شهر در دوران درگیری امین و مأمون عباسی اعلام بی طرفی کرد و همین امر باعث ویرانی آن گردید و بقایای آن در زمان حمله مغول ویران شد . پس از متلاشی شدن بوئین کرج بنای این شهر به همت شخصی به نام عیسی ابن ادریس و پسرش بودلف قاسم بوده است . این شهر در زمان صفویه مجدداً تعمیر و نوسازی شد و به جهت وجود مقبره سهل ابن علی و امامزاده های متعدد دیگر در زمان صفویه آن را آستانه نامیدند .

حمام حاج ربیع

حمام حاج ربیع

این حمام با قدمتی حدود 400 – 500 سال در شهر آستانه واقع است. از مشخصات قابل توجه حمام: گنبدی بودن سقف، طاقها، ستو نهای سنگی، جا کفشیها، راهروهای پیچ در پیچ، جدا بودن فضای سردابه (بینه) زنان و مردان و همچنین نور گیری از طریق جام خانه های شیشه ای بوده که گرم کردن آن با مواد سوختی چون بته و از طریق تون و گربه روهای تعبیه شده، انجام می گرفته است. حمام فوق در سال 1365 خورشیدی باز سازی شده است.

پل دوآب

پل دوآب

رودخانه های کله، مهاجران، آستانه، تیره و رود بزرگ در محلی به نام دو آب تشکیل رودخانه قره چای (زرین رود) را داده که در زمان صفویه پل آجری قوسی شکل بر روی آن احداث گردید که پل ارتباطی مرکز به جنوب ایران بوده است.
تپه های باستانی

تپه باستانی گل زرد

این تپه واقع در روستای گل زرد و آثار آن مربوط به دوران ساسانی است .

تپه باستانی گل تپه

این تپه واقع در روستای گل تپه و آثار آن مربوطه به دوران مادهاست .

تپه و آثار باستانی سر سختی و پاکل

این تپه و آثار به جا مانده در غرب شهر آستانه قرار دارد و مربوطه به دوران مادها تا ساسانی است .

ویژگیهای تاریخی شهرستان آشتیان

آشتیان از شهرهای بسیار کهن ایران و در گذشته جزء،ماد سفلی یا ماد بزرگ بوده است. آثار  ودژهای مادی در این شهرستان فراوان به چشم می خورد اسامی اماکن آن ریشه اوستائی وپهلوی دارند.این اسامی ،تعدادزیادی قلاع گبری و وجود آتشکده ها در این منطقه –مانند آتشکده فردجان وفراهان- ارتباط واژه آشتیان را با دین زرتشتی قوی می سازد. این منطقه در زمان خلافت عمر توسط((مالک بن عام اشعری)) فتح و مردم آن به دین اسلام در آمدند .در کتب جغرافیائی پس از اسلام این شهر جزء ولایت کوهستان یا جبال ویا عراق عجم آمده است .بنا به تفسیر دهگان این لغت (آشتیان) معروف معبد و قربانگاه است .کلمه آشتیان مرکب از دو جزء (پشت) به معنی پرستش ،قربانی، دعا و سرود مذهبی است و(یان) معرف مکان و جایگاه است.

آشتیان در مختصر البلدان و تاریخ قم ((ابریشتجان))آورده شده است.ابن فقیه صاحب مختصر البلدان رستاق ابرشتجان را با 10ده ،از متعلقات همدان ذکر نمود وصاحب تاریخ قم آن را با شمول 10ده ،از طموجهای قم بر شمرده است.

موزه مردم شناسي آشتيان

موزه مردم شناسی آشتیان

منزل قدیمی میرزا هدایت الله دفتری در محله بازار شهر آشتیان به موزه مردم شناسی این شهر تبدیل شده است.

اشیاء و آثاری که در این موزه نگهداری می شود شامل کتابها و نسخه های خطی، کاسه ها و ظروف سفالی متعلق به دوره اسلامی، ظروف مطبخ و ابزار و آلات کشت و زرع می شود. نوع معماری بنای این منزل خود از زیبایی خاصی برخوردار است. گچبری اتاق ها به طرز زیبایی رنگ آمیزی شده و درها و پنجره ه

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۰ساعت 18:18  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

معرفي روستاي گرکان

معرفي روستاي گرکان

گرکان با مختصات جغرافیایی: 45 درجه و 50 دقیقه طول شرقی و 24 درجه و 22 دقیقه عرض شمالی. ارتفاع آن از سطح دریا تقریباً 2000 متر است…

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۰ساعت 18:0  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با آثار باستانی کهن کشورمان ایران

نویسنده :خان پویا (م  .  م)

آشنایی با آثار باستانی کهن کشورمان ایران

لیوان دسته‌دار تزیین شده با نقوش هندسی، جنس: سفال، ارتفاع: 9.7 سانتی‌متر، قطر: 10.7 سانتی‌متر، قدمت: 1000 تا 600 پیش از میلاد، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

بز کوهی سه هزار ساله از جنس برنز

بز کوهی، جنس: برنز و سنگ، ارتفاع: 26، پهنا: 15.8، قطر: 8.7 سانتی‌متر، قدمت: 1000 تا 800 پیش از میلاد، منطقه‌ی جغرافیایی: شمال غرب ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

ظرف آب دوره‌ی اشکانی به شکل گاو

ظرف آب به شکل گاو، جنس: سفال، اندازه: 23 در 29.2 در 12.3 سانتی‌متر، قدمت: 160 پیش از میلاد تا 226 پس از میلاد (دوره‌ی اشکانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: شمال غرب ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

کاسه‌ی بیضی‌شکل دوره‌ی ساسانی

کاسه ی بیضی شکل، جنس: نقره‌ی زراندود، ارتفاع: 7.3، پهنا: 12.8، طول 27 سانتی‌متر، قدمت: 225 تا 650 میلادی (دوره‌ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

بشقاب نقره‌ی ساسانی با نقش اسب

بشقاب با نقش اسب، جنس: نقره و طلا، قطر: 21.8 سانتی‌متر، قدمت: 700 میلادی (دوره‌ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

ظرف دوره‌ی اشکانی به شکل جانور خیالی

ظرفی به شکل جانور خیالی، جنس: سفال، اندازه: 15.2 در 28.4 در 12.1 سانتی‌متر، قدمت: 250 پیش از میلاد تا 225 پس از میلاد (دوره‌ی اشکانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: شمال ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

ظرف بیضی شکل ساسانی با نقش درخت مو

ظرف بیضی شکل، جنس: طلا و نقره، اندازه: 19.2 در 12.8 سانتی‌متر، ارتفاع: 4.5 سانتی‌متر، قدمت: سده ی هفتم میلادی (دوره ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

کاسه‌ی پایه‌دار ساسانی

کاسه‌ی پایه‌دار، جنس: نقره، ارتفاع: 10.2، قطر: 18 سانتی‌متر، قدمت: 500 تا 600 میلادی (دوره ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

تکوک ساسانی به شکل بز

تکوک به شکل بز، جنس: طلا و نقره، اندازه: 15.5 در 25.4 سانتی‌متر، قدمت: سده‌ی چهارم میلادی (دوره ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران یا افغانستان، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

سردیس اسب از جنس عقیق، دوره‌ی ساسانی

سردیس اسب، جنس: عقیق، اندازه:12 در 6 در 6 سانتی‌متر، قدمت: 225 تا 650 میلادی (دوره‌ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

پیش‌زره‌ی طلایی 2800 ساله‌

بخشی از یک پیش‌زره (بخش پیشین زره که روی سینه قرار می‌گیرد) با نقش موجودات اسطوره‌ای که دارای قدرت جادویی برای محافظت جنگجو تصور می‌شدند، جنس: طلا، اندازه: 9.3 در 18.5 سانتی‌متر، قدمت: 800 تا 500 پیش از میلاد، منطقه‌ی جغرافیایی: شمال غرب ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

بشقاب نقره‌ی ساسانی با نقش پرندگان در میان درخت مو

بشقاب با نقش درخت مو، پرندگان و سگان، جنس: نقره‌ی زراندود، قطر: 12.4 سانتی‌متر، قدمت: سده‌ی ششم و هفتم میلادی (دوره‌ی ساسانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

تندیس سه‌هزارساله‌ی زن از جنس عاج

تندیس زن، جنس: عاج، ارتفاع: 22.5 سانتی‌متر، پهنا: 8.5 سانتی‌متر، قدمت: هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، منطقه‌ی جغرافیایی: جنوب غربی دریای خزر، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

تکوک نقره‌ای اشکانی به شکل شیر

تکوک به شکل شیر، جنس: نقره‌ی زراندود، ارتفاع: 25.8، پهنا: 26.9 سانتی‌متر، قدمت: سده‌ی نخست پیش از میلاد تا سده‌ی نخست پس از میلاد (دوره‌ی اشکانی)، منطقه‌ی جغرافیایی: ایران، محل نگهداری: موزه‌ی اسمیتسونیان

هاون‌های سفالی دو هزار ساله

هاون‌هایی از جنس سفال متعلق به 2300 تا 1900 سال پیش ایران که اکنون در موزه‌ی اسمیتسونیان نگهداری می‌شوند.

اندازه: 10.9 در 12.8 در 12.3 سانتی‌متر

اندازه: 7.6 در 11.1 در 10.4 سانتی‌متر

اندازه: 10.6 در 12.7 در 12.2 سانتی‌متر

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ساعت 23:40  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

محوطه های تاریخی استان قم

نویسنده: خانپویا  (م  .  م)

محوطه های تاریخی استان قم

محوطه های تاریخی استان قم

قره تپه قمرود

در كتاب بررسی های باستان شناسی قمرود نوشته میر عابدین كابلی آمده است : منطقه مورد بررسی قمرود درشمال شرقی شهر قم واقع شده و از دهستان ها ی بخش مركزی شهرستان قم محسوب می شود. مركز آن روستای قمرود است كه در 20 كیلومتری شهر قم واقع وازطریق جاده ی آسفالته با شهر ارتباط می یابد . منطقه شامل دو بخش است كه به وسیله رودخانه قمرود یا اناربار به دو بخش تقسیم شده است . عموماً ساحل راست یا بخش شرقی را قمرود و بخش غربی را البرز می نامند .در شمال منطقه مورد بررسی، رودخانه ساوه جریان دارد كه از غرب وارد دشت قمرود می شود. در شمال شرق روستای ملك آباد ، دو رودخانه قم وساوه به هم متصل شده و رودخانه مسیله را به وجود می آورند. رودخانه قم فصلی است ولی ساوه اندك آبی دارد كه درفصل تابستان حداكثر تا زیر پل اتوبان تهران – قم می رسد.

گروه باستان شناسی قمرود درسال 1367 نخستین گام را برای شناسایی منطقه برداشت . این برنامه در پنج سال در طی فصل پاییز یا بهار صورت گرفت ومنجر به شناسایی 93 اثر فرهنگی شد كه كهن ترین آنها به دوره فرا پارینه سنگی وجدیدترینشان به عصر قاجار تعلق دارد . این آثار درمجموع عبارت اند از تپه ها، محوطه ها، قلعه ها ، كاروانسراها ، پل ها ، بندها و میل ها.

هرچند محوطه ها وآثار شناسایی شده در كل منطقه پراكنده است، ولی به دلیل موقعیت خاص جغراقیایی تمام منطقه درهمه دوره ها به طور یكسان ، مسكون نبوده است . درهمین بررسی ، گروه باستان شناسی توانست وضعیت محیط زیستی این بخش از سرزمین ایران را در طی حدود دوازده  هزار سال روشن سازد. بر این اساس دردوره پارینه سنگی پایانی ، منطقه البرز اگر نگوییم منطقه ای سكونتگاهی ، لااقل می توان ادعا كرد محل تردد مردمان بوده است . این امر به دور از ذهنیت هم نیست ،چون كناره ساوه رود جگن زار، همراه با درختان گز و دیگر درختچه های وحشی است. وجود آب و موقعیت طبیعی ، زیستگاه  مناسبی برا ی آبشخور حیوانات است . امروزه نیز به دلیل وجود حیوانات شكاری ، منطقه شكارگاه  تا اندازه ای تحت حفاظت است .

قمرود در دوران تاریخی مجدداً به وضعیت پیشین بر می گردد . این بارهم منطقه البرز طرف توجه قرار گرفته و جمعیت زیادی در آن مستقر می شود، ولی از اواخر دوره ساسانی نخستین حركت ها برای استقرار دوباره  در سمت شرق آغاز می شود و روی قره تپه استقراری كم رنگ شكل می یابد . در دوره اسلامی این حركت به نحو چشمگیری سرعت می گیرد و در قرون اولیه اسلامی جمعیت بالایی را پذیرا می شود، ولی از آن سو منطقه البرز به مرور خالی از جمعیت و كل آن منطقه شامل فقط دو روستای كوچك شده است .

البته این جمعیت وجنبش دیری نمی پاید، زیرا باز هم رودخانه قم با طغیان شدید هر آنچه را كه هست به ویرانی می كشاند. ولی مسلماً دشت خالی از جمعیت نیست، چون با چند قلعه و محوطه از این زمان ، یعنی دوره صفوی روبه رو هستیم و سرانجام می بینیم كه دردوره قاجاریه ، قمرود مجدداً رو به آبادانی نهاده است و امروزه هم یك قطب كشاورزی با اهمیت تلقی می شود.

اما منطقه البرز از اواخر دوره ساسانی به بعد دیگر آبادانی و ترقی به خود ندید و امروزه نیز فقط حاشیه غربی قمرود و اندكی از حاشیه جنوبی ساوه رود ادامه حیات می دهد و كشاورزی در آن رونق دارد، ضمن این كه دامداری نیز دراین بخش تا اندازه ای درخور توجه است .

محوطه های تاریخی استان قم

تپه صرم

تپه صرم درحدود 15 كیلومتری جنوب شرقی جاده كاشان در بخش كهك حد فاصل میان راه روستای خورآباد وصرم قراردارد. این تپه پشته ای طبیعی از رسوبات شنی به طول 192، عرض 115 و ارتفاع 60/5 متر است كه نزدیك محوطه استقراری شمشیرگاه قرار دارد.با دریافت گزارش های مردمی در سال 1375 مبنی برتخریب بخشی از تپه توسط بولدوزر راه سازی ، توسط میراث فرهنگی استان ، عملیا ت راه سازی متوقف شد. در سال 1376 عملیاتگمانه (چاهی كه برای آزمایش قنات حفر می كنند ) زنی جهت مشخص نمودن وضعیت تپه و تعیین حریم آن آغاز گردید و تپه درسال 1378 در فهرست آثارملی كشور به ثبت رسید.

به علت حفاری های غیر مجاز درسال 1379 و به منظور نجات دادن بخشی از اشیا از خطر سرقت ، طرح حفا ری درسال1380 به تصویب ودر تاریخ 29/11/80 به مدت 26 روز فصل اول كاوش در تپه صرم توسط هیات باستان شناسی به سرپرستی “خسرو پور بخشده ” به انجام رسید.

در این كاوش پنج كارگاه به ابعاد 5×5 متر در مركز و چهار جهت اصلی تپه ایجاد و در ادامه به گورهای زیادی برخورد شد. این گورها دارای ساخت وساز خشتی به صورت توده هایی گاه انبوه است و تدقین در اطراف این توده ها  انجام شده است . در اطراف متوفی تعداد زیاد ی اشیا ی سفالی، مفرغی و گاه آهنی  یافت شد كه در حقیقت براساس اعتقاد این مردمان به دنیای پس از مرگ صورت می گرفت . برای دفن اجساد از لحاظ نوع تدفین یا جهت آن، وضعیت خاصی مشاهد ه نشد.

اشیای به دست آمده در این تپه دارای تنوع خاصی است ؛ ظروف سفالی خاكستری رنگ لوله دار،لاوك ها (ظرف چوبین بزرگ و مدّور دارای لبه ای كوتاه ) ، لیوان ها ، فنجان ها و خمره ها و… اشیای فلزی مفرغی چون سرپیكان ، خنجر ، زیورآلات ، دستبند وحلقه از جمله اشیای ارزشمند این تپه است .

گورستان تاریخی تپه صرم با قدمت 3500 – 3200 سال از مهمترین محوطه های عصر آهن ایران و فرهنگ سفال خاكستری  ایران مركزی است .

ساروج : مخلوطی است از آهك و خاكستر یا ریگ كه در آب به مرور جذب انیدرید كربنیك كنند و آهكش به صورت سنگ آهك كه محكم و پایدار است در می آید و از آن در جهت ساختن بنا استفاده می كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ساعت 22:43  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

جاذبه های طبیعی کویر استان قم

نویسنده:خانپویا  (م  .  م)

جاذبه های طبیعی کویر استان قم

گرچه طبیعت سبز ، کوه های بلند و قلل سفیدپوش ، سواحل نیلگون و… زیبا و تماشایی است ، اما در کویر نیز مناظر شگفت انگیز و دیدنی های بسیار وجود دارد که در هیچ جای دیگر نمی توان یافت. صحراهای پوشیده از نمک ، تپه های طلایی ، شن های روان ، کوه ها و تپه های خاکی و … همه از چشم اندازهای بی نظیر کویری است .

منطقه ی وسیع «دشت کویر» از بزرگ ترین و مهم ترین مناطق اکولوژیکی ایران ، از نظر تنوع گونه های حیوانی و گیاهی در جهان کم نظیر است . بخشی از این منطقه از سال 1343 به عنوان پارک ملی اعلام شد . پارک ملی کویر با بیش از 600 هزار هکتار مساحت ، در جنوب شرقی تهران واقع است و قسمتی از آن در استان قم قرار دارد . این پارک ملی نمونه ای تقریباً بکر از طبیعت است که به دلیل داشتن ذخایر با ارزش گیاهی و جانوری و ویژگی های استثنایی ، از میراث طبیعی و ملی کشور به شمار می آید .

تپه های شن های روان با وزش باد ، همواره در حال تغییر شکل و جابه جایی است. انبوه این شن های روان طلایی همراه با بوته های پراکنده مناظر زیبا و دلفریبی را به وجود می آورد . نسیم صبحگاهی کویر، طلوع خورشید و در هنگام اوج اشعه سرخ فام نور خورشید ، و درعصر که با وزش نسیم ملایم دیگر گرما حس نمی شود و بالاخره آسمان کویر در شب که همه ستارگان با فاصله ای کم در آسمان شفاف گرد هم می آیند، همه و همه از دیدنی ها و مناظر طبیعی ای به شمار می روند که تنها در کویر می توان آنها را دید.

دریاچه نمک

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ساعت 22:35  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

جاذبه های مذهبی و تاریخی قم

جاذبه های مذهبی و تاریخی قم
جاذبه های مذهبی و تاریخی قماستان قم از مناطق جهانگردی زیارتی و مذهبی مهم ایران بوده و یكی از قطب های بزرگ توسعه توریسم مذهبی كشور به شمار می آید. جریان فرهنگ دینی و مذهبی، شهر قم را به یكی از بزرگترین مراكز آموزش علوم دینی و آیین های مذهبی تبدیل كرده كه در دهه های اخیر نقش بسیار ممتازی در فرآیند تحولات دینی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی ایران بر عهده داشته است. تعلیم و تربیت مروجین، عالمان و اندیشمندان علوم دینی و به تبع آن تاثیر فراوان بر نظام فرهنگی كشور از تاثیرهای فرهنگی بسیار مهم این خطه از ایران اسلامی است. در این منطقه مراسم اعیاد و سوگواری های دینی و مذهبی با شكوه فراوانی برگزار می شوند، در استان قم بیش از ۳۱۷ مورد تاریخی و مذهبی به ثبت رسیده كه به لحاظ جهانگردی مذهبی دارای پتانسیل و جایگاه ویژه ای است. دریاچه نمك و دریاچه حوض سلطان نیز به لحاظ طبیعی از اهمیت توریستی و علمی زیادی برخوردار هستند. این استان به دلیل قرار گرفتن در مركز ایران و همسایگی با دشت كویر از جاذبه های توریستی و بیابانگردی كم نظیری نیز برخوردار است.
● مراكز عبادی اسلامی استان قم
از جمله مراكز عبادی اسلامی قم می توان به آستانه مقدس حضرت معصومه(س)، امامزاده شاه احمدقاسم، امامزاده شاهزاده حمزه، امامزاده شاهزاده طاهر، امامزاده ابراهیم، امامزاده صفورا، شش امامزاده، امامزاده سلیمان، امامزاده سكینه خاتون، امامزاده طیب و طاهر، امامزاده شاهزاده زكریا و…را نام برد.
▪ آستانه مقدس حضرت معصومه (س)
تارخ ایجاد فضای معماری بر تربت پاك حضرت فاطمه معصومه (س) به نیمه دوم قرن دوم هجری قمری باز می گردد. به استناد كتاب های معتبر تاریخی این بنا در میانه های قرن پنجم هجری قمری توسط یكی از رجال دوره طغرل اول سلجوقی؛ تجدید بنا شد. با آغاز قرن دهم و شروع فرمان روایی سلسله صفویه، آستانه بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در عصر قاجاریه فتحعلی شاه قاجار؛ به آستانه مقدس توجهی خاص داشت و تزیینات كنونی به همراه رواق ها و بیوتات فعلی اغلب متعلق به آن دوره است.
مرقد شریف حضرت فاطمه معصومه (س) با كاشی های نفیس و زیبای زرفام متعلق به قرن هفتم هجری قمری پوشیده شده است. گرداگرد مرقد منور دیواری به بلندی دو متر و درازا و پهنای ۴‎/۸۰ و۴‎/۴۰ قرار گرفته است كه در سال ۹۵۰ بنا شده و با كاشی های معرق آراسته شده است.اكنون دیوار با ضریح مشبك از جنس نقره پوشیده شده است. محدوده های نزدیك تر به ضریح مطهر را رواق می گویند كه هر یك اسامی خاصی دارند. رواق بالاسرمحوطه ای است بین مسجد بالاسر تا ضریح مطهر كه با آیینه كاری و گچ كاری های بسیار زیبا آراسته شده و محل زیارت مومنان است.
محوطه بین ایوان طلا و ضریح مطهر را رواق دارالحفاظ می گویند كه از سابق در این محل خادمان و قاریان قرآن مراسم ویژه ای داشته اند و هم اكنون نیز خطبه شامگاهی خادمان در آنجا اجرا می شود. رواق آیینه (شهید بهشتی) نیز در بخش زنانه و پایین پای حضرت معصومه (س) واقع است.
مسجد مقدس جمكران، مسجد اعظم قم، مسجد جامع قم، مسجد فیض قم، مسجد صرم، مسجد جامع كهك، مسجد پنجه علی قم، مسجد فاطمیه قم(مسجد خانم) و…از جمله مساجد تاریخی و مذهبی این استان شمار می آیند.
▪ مسجد مقدس جمكران
به مردم بگو به این مكان (مسجد مقدس جمكران) رغبت كنند و آن را عزیز دارند. (از فرمایشات حضرت مهدی علیه السلام به حسن بن مثله جمكرانی)
مسجد جمكران، امروزه یكی از مهمترین مراكز زیارتی شیعیان ایران و جهان است. سه شنبه شب ها و روزهای هفته به خصوص تعطیلات آخر هفته و عیدها و سوگواری های مذهبی این مكان مقدس مملو از زایرانی است كه از راه های دور و نزدیك خود را به این مسجد رسانده اند. درباره چگونگی و تاریخچه ساخت این مسجد؛ حكایت زیر گفته می شود.شیخ حسن بن مثله جمكرانی می گوید: من شب سه شنبه، ۱۷ ماه مبارك رمضان سال ۳۷۳ هجری قمری در خانه خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتی از مردم به درب خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند: برخیز و مولای خود حضرت مهدی علیه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.آنها مرا به محلی كه اكنون مسجد جمكران است آوردند.
چون نیك نگاه كردم تختی دیدم كه فرشی نیكو بر آن تخت گسترده شده و جوانی سی ساله بر آن تخت، تكیه بر بالش كرده و پیرمردی هم نزد او نشسته است. آن پیر؛ حضرت خضر علیه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدی علیه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم (كه در این زمین كشاورزی می كند) بگو: این زمین شریفی است و حق تعالی آن را از زمین های دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن كشاورزی كند.
عرض كردم: یا سیدی و مولای! لازم است كه من دلیل و نشانه ای داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمی كنند، آقا فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هایی برای آن قرار می دهیم وهمچنین نزد سید ابوالحسن (یكی از علمای قم) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند.
▪ ساختمان هشتی
هشتی ساختمانی است كه در مجاورت بقعه خاك فرج واقع شده است. در وسط این ساختمان چاهی و بر فراز آن تپه ای وجود دارد. در مورد این هشتی دو روایت وجود دارد: یكی این كه حجرالاسود را از این مكان به محل فعلی آن برده اند و دیگر این كه چاه را به منظور استخراج آب حفر كرده اند اما در اثر زلزله و نفوذ گازهای زیرزمینی به بیرون این چاه بدون نیاز به مواد سوختی شعله ور شده و به همین دلیل می گویند یكی از سه آتشكده بزرگ زرتشتیان در این محل قرار داشته است.
خانه ملاصدرا، خانه حضرت امام خمینی، خانه زند، خانه حاج قلی خان، ایوان مهدعلیا صفوی، خانه شاكری (حاج عسگرخان)، خانه سید حاجی روحانی و… از دیگر ساختمان های تاریخی این شهر است.
▪ مدرسه فیضیه
مدرسه فیضیه یكی از مشهورترین مدرسه های دینی سرتاسر جهان است كه در شهر قم واقع شده است. این مدرسه از نیمه نخست قرن سیزدهم هجری قمری جایگزین بنای مدرسه آستانه شد كه به اعتبار متون معتبر تاریخی، آن مدرسه ازمیانه قرن ششم هجری قمری وجود داشته و درعصر صفوی تجدید بنا شده بود.
بنای مدرسه چهار ایوانی است و در دو طبقه با ۴۰ حجره پایینی متعلق به عصر قاجار و ۴۰ حجره بالایی متعلق به قرن چهاردهم هجری قمری بنا شده است. قدیمی ترین بخش مدرسه،ایوان جنوبی آن است كه به تاریخ ۹۳۹ هجری قمری با كاشی های زیبای معرق، متعلق به عصر صفوی تزیین شده است وسردر صحن عتیق آستانه مقدس حضرت فاطمه معصومه (س) محسوب
می شود.مدرسه صفویه، مدرسه جهانگیرخان و مدرسه دارالشفاء از دیگر مدارس استان قم است.
پل علیخانی، پل عسگر آباد، پل كاج، پل دلاك، سد كبار و … از جمله پل های و بندهای تاریخی استان قم است.
▪ پل علیخانی
پل علیخانی در داخل شهر قم، درابتدای بازار واقع شده است. اصل این پل از بناهای دوره صفویه است كه در حدود ۱۲۹۲ هجری قمری بازسازی شد و در این بازسازی طاق دهانه های قبلی برداشته شده و در حد فاصل پایه های قدیمی، طاق های مرتفع تری برپا شد و برروی پایه ها نیز دهانه های كوچك تری تعبیه شده است. پل دوره صفوی ظاهرا یازده دهنه داشته و به هنگام بازسازی های دوره گذشته؛ سنگ نوشته ای مربوط به بنای اصلی درآن كشف شده است. بازسازی بعدی پل به منظور تعریض آن در دو طرف گذرگاه در دهه ۲۰ قرن اخیر صورت گرفته است. این پل در حال حاضر ۹۶ متر درازا و با احتساب پیاده روها ۱۰ متر پهنا دارد.
▪ حمام ها و آب انبارهای قدیمی
آب انبار مدرسه دارالشفاء، حمام حاج عسگر خان، حمام روستای قباد بزن از جمله حمام ها و آب انبارهای قدیمی می توان برشمرد.
▪ آب انبار مدرسه دارالشفاء
بنای آب انبار در مجاورت مدرسه دارالشفاء قم واقع شده و به همین نام نیز مشهور است. قدمت ساختمان آن به قرن یازدهم و سال ۱۰۵۵ هجری قمری (زمان شاه عباس دوم) می رسد. این بنا دارای سردری به پهنای ۶ ،عمق ۷۰/۲ و ارتفاع ۸ متر است كه با كاشیكاری، مقرنس و كتیبه های تاریخی تزیین شده است. لچكی های قوس طاق راه پله هابا كاشی های معرق نفیسی آراسته شده اند كه برروی آن اشعاری كتیبه شده است. پوشش سردر، دارای مقرنس گچی و منقش زیبایی است. بالای این سردر، سنگ نوشته ای است كه تاریخ تعمیر و مرمت بنا برروی آن نوشته شده است.
▪ دژها و قلعه ها
قیز قلعه سی جمكران، قلعه تپه طغرود، قلعه گبری جمكران ، قلعه گلی، میل سنگی امامزاده جعفر ، میل امامزاده عبدالله از جمله دژها و قلعه های باستانی است.▪ قیز قلعه سی جمكران
در سمت جنوب باختری جمكران قلعه بزرگی بر روی یكی از مرتفع ترین نقاط مجموعه كوه های این منطقه قرار گرفته كه به قیز قلعه سی شهرت دارد و مابین شهر قم و روستای جمكران قرار گرفته است. خصوصیات بارز قلعه های موجود دررشته كوه های البرز دراین قلعه مشخص است. نوع معماری، مصالح و تكه سفال های سطحی اطراف قلعه نشانگر تاریخ قرن ۷و ۸ است ولی آثاری نیز وجود دارند كه می توانند به دوره های قدیمی تر مربوط شوند. به عنوان نمونه یك بنای گنبدی شكل برروی تپه شمالی وجود دارد كه یادآور معماری قبل از اسلام است.
باتوجه به شرایط و موقعیت خاص قلعه در منطقه؛ می توان تصور كرد كه دوره حیات آن بسیار طولانی بوده است. بدیهی است قلعه یاد شده در دوره تاریخی مورد استفاده بوده و شواهدی از استقرار دوره تاریخی قابل مطالعه است. اغلب دژهای كوهستانی رشته البرز در نقاطی ساخته شده اند كه تسلطی برجلگه هاكه مراكز اصلی شهرنشینی است، نداشته اند و اغلب رشته كوهی حدفاصل میان دژنشینان و شهرنشینان بوده است. در مورد این قلعه نیز می توان تصورنمود كه نزدیك ترین منطقه مسكونی در جلگه های اطراف جمكران كنونی قرار داشته است. داخل باروی اصلی دژ اتاق های متعدد برای دژنشینان و بناهایی برای انبار ساخته شده كه مانند دیگر قلعه های كوهستانی ایران و برخلاف قلعه های جلگه ای شكل هندسی منظمی ندارند. آب بیشتر دژهای كوهستانی از آب باران و برف را به آب انبارها هدایت می كرده است.
▪ قره تپه قم رود
قره تپه قم رود در ۲۳ كیلومتری شمال خاوری استان قم و حدود ۵/۱ كیلومتری جنوب باختری دهستان قم رود و در فاصله۲۰۰ متری جنوب جاده آسفالته قم رود به قم واقع شده است. قره تپه با شكل مدور بر روی پشته ای طبیعی قرار گرفته و در میان مزارع سبز و خرم محصور شده است. براساس شواهد موجود، نخستین استقرار دردشت قم رود به هزاره ششم پیش از میلاد یا هشت هزار سال پیش مربوط است. این زندگی حدود دو هزار سال ادامه یافته و در میانه هزاره چهارم بر اثر سیل مهیبی به زیر آب رفته و اهالی به سمت غرب به سمت البرز مهاجرت كرده اند و تا هزاره هاظاهراً سمت خاور قم رود خالی از سكنه بوده است ولی از اواخر دوره ساسانی دوباره مسكونی شده است.
قره تپه اكنون طی سه مرحله مورد كاوش قرار گرفته و طی این سه مرحله هفت لایه فرهنگی شناسایی شده كه هر دوره با دوره قبل متفاوت است. آثار به دست آمده، شامل بقایای معماری با ارزش و تعدادی ظروف سفالین است كه با آثار سیلك كاشان و چشمه علی دامغان قابل مقایسه است. قدمت آثار به دست آمده در این تپه به ۶۴۰۰ سال پیش می رسد. ابعاد آن ۱۱*۲۷۵*۳۲۰ متر و مصالح آن از خشت، گل، آجر و اندود كاهگل و گچ است.
از دیگر كتیبه هاو تپه های باستانی این شهر می توان به تپه قلعه مبارك آباد، تپه گبری روستای قاضی پایین اشاره كرد.
▪ مقبره شاه صفی
نخستین پادشاهی كه از خاندان صفوی در قم به خاك سپرده شد شاه صفی بود كه در ۱۲ صفر ۱۰۵۲ در كاشان درگذشت و جسد او به قم منتقل شده، در رواق جنوبی حرم مدفون گردید. بر فراز قبر شاه صفی بنایی با شكوه برپا بوده كه تزیینات سقف و بدنه آن تا اوایل قرن حاضر بر پایه های بنا برجای مانده بود كه این تزیینات هم اكنون از میان رفته است. در حال حاضر از مقبره شاه صفی جز صندوق خاتم مدفن كه در درون آستانه نگاهداری می شود هیچ اثری باقی نمانده است. این صندوق اثری بسیار نفیس از هنر خاتم كاری و منبت كاری دوره صفوی است كه برگرداگرد هر یك از چهار بدنه آن آیاتی از سوره «یس» تا پایان آورده شده است.
مقبره شاه عباس دوم، مقبره شاه سبحان و شاه سلطان حسین، مقبره های باغ گنبد سبز و مقبره مهد علیا از دیگر آرامگاه های تاریخی این استان است.
▪ تیمچه بزرگ قم
تیمچه بزرگ قم (بازار) یكی از بناهای تاریخی و زیبای قم به شمار می آید كه در نزدیكی مجموعه آرامگاهی حضرت معصومه (س) واقع شده است. معماری این بنا در دوره قاجاریه و توسط استاد حسن قمی (هنرمند و معمار مشهور آن دوره) صورت گرفته است. بنای تیمچه بزرگ قم از دو طبقه با پوشش طاق و گنبد تشكیل شده است كه طبقه پایینی دارای ۲۰ حجره و طبقه بالایی آن دارای ۱۲ غرفه با ارسی های زیبا است. زوایای بالای حجره هاو پاطاق پوشش چشمه شمالی بنای تیمچه مقرنس گچی دارد. وجه تسمیه این بنا به «بزرگ» به جهت دو تیمچه كوچك تر قم بوده كه در جریان تعریض خیابان از بین رفته اند. غیر از تیمچه بزرگ قم بازار نو و بازار كهنه از دیگر بازارهای خرید این شهر است.
▪ روستای آباد جمكران
روستای آباد جمكران در كنار مسجد مقدس جمكران و در دامنه چند كوه متصل به هم و درشش كیلومتری باختر مركز شهر قم قرار گرفته است. نام جمكران را می توان بی گمان به دورانی بس كهن نسبت داد: «كران» در زبان پهلوی به معنای كنار، سامان، پایان و نیز ساحل دریا است و جم (jam) همان جمشید شاه افسانه ای ایرانیان است. بنابراین می توان نام جمكران را به معنای انتهای سرزمین جمشید یا مرز سرزمین جمشید شمرد. در كتاب تاریخ قم (نوشته شده به سال ۳۷۸ هجری قمری) آمده است:
« اول دیه كه بدین ناحیت بنا نهادند، جمكران است كه جم ملك آن را بنا نهاد» نیز در همین كتاب آمده است كه قم در ابتدا «ممجان» نام داشته كه به معنای خانه بزرگان و اشراف جمكران است. دو كوه پیوسته به هم در شمال مسجد جمكران وجود دارند كه در گفت وگوهای روزمره مردم بومی «دوبرادران» خوانده می شود. به علاوه در سمت شمال خاوری مسجد؛ كوه سبز رنگی وجود دارد كه مردم بومی آن را كوه خضر می نامند. یال بالایی این كوه پستی و بلندی هایی دارد كه مردم محلی آن را قطار شتری می دانند كه با دعای خضر پیامبر مبدل به سنگ شده اند. این كوه خضر از گذشته های دور مورد احترام فراوان بوده و زاهدان، عابدان و صوفیان در آن ریاضت می كشیده اند. در كتاب تاریخ قم، نام كوه مشرف بر جمكران را «ویشویه» ذكر كرده و آورده كه بر فراز آن قلعه ای است كه گفته می شود؛ اسكندر آن را بنا كرده است.
روستای كهك، روستای حمزقان ، محله موسیان، محله آستانه و محله لوندید از دیگر روستاهای آباد این استان است.
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ساعت 22:27  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

کاوش‌های باستان شناختی در محوطه قلی درویش

نویسنده: خشایار خانپویا  (م  .  م)

کاوش‌های باستان شناختی در محوطه قلی درویش
کاوش‌ها و بررسی‌های باستان شناختی که در سه دهه اخیر در مناطق مختلف استان قم انجام شد به وضوح نشان داد که منطقه قم، به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و قرارگیری در مسیر شاهراه های اصلی ارتباطات فرهنگی، بازرگانی شرق باستان، از ادوار پیش از تاریخ تا کنون حلقه ارتباط و تعامل بین مراکز و حوزه های مختلف فرهنگی ایران به شمار می آمده است.

نتایج کاوش‌ها و بررسی‌ها در منطقه قم‌رود، تپه صرم کهک، زار بلاغ، وشنوه، شمشیرگاه،گنبد سبز، دیرگچین، تپه شاد قلی‌خان و محوطه قلی درویش جمکران به روشنی غنای فرهنگی و بعد تاریخی منطقه و شهر قم را نشان می‌دهد.

این کاوش‌ها نشان داد منطقه قم در طول هزاره ششم تا چهارم پیش از میلاد، یکی از مراکز مهم فرهنگی ده نشینی و عصر کالکولتیک حاشیه کویر مرکزی ایران به شمار می‌آمده است. مدارک به دست آمده از لایه نگاری تپه شاد قلی خان واقع در بافت تاریخی شهر قم در محله چهارمردان نشان داد که حیات اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی شهر قم از هزاره چهارم پیش از میلاد تاکنون بطور مستمر جریان داشته اشت.

نتایج بدست آمده از کاوش‌های گورستان عصر آهن تپه صرم و محوطه استقراری شمشیرگاه مبین آن است که منطقه قم ، بویژه در طول عصر آهن یکی از مراکز عمده فرهنگی در حاشیه کویر مرکزی ایران محسوب می شده است.

کاوش های زارع بلاغ هم نشان داد که این منطقه از دوره ماد تا اشکانی و ساسانی، از اهمیت سیاسی ، بازرگانی و مذهبی برخوردار بوده است و در نهایت مدارک و شواهد به دست آمده از کاوش های محوطه قلی درویش واقع در حاشیه جنوبی شهر قم، فرهنگ هفت هزار ساله قم باستانی را تبیین نمود.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۵ساعت 22:25  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با شهر تاریخی ماسوله – گیلان

با سلام دوستان خوبم مطالب آشنایی با آثار تاریخ باستانتوسط بنده حقیر خانپویا و یک دوست عزیز دیگر بوده است

آشنایی با شهر تاریخی ماسوله – گیلان

سفر > ایرانگردی-خانپویا (م  .  م)
ماسوله در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیه‌ای کوهستانی و جنگلی در دامنه‌ای صخره‌ای با وسعت ۱۶ هکتار و ارتفاع ۱۰۵۰ متر از سطح دریای آزاد ساخته شده‌است

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 21:21  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با معبد آناهیتای کنگاور – کرمانشاه

آشنایی با معبد آناهیتای کنگاور – کرمانشاه

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور در مسیر همدان به کرمانشاه قرار دارد. این بنا روی تپه‌ای طبیعی ساخته شده است.

معبد آناهیتا متعلق به آناهیتا، الهه پاکی و محلی برای نیایش آب بوده که یکی از چهار عنصر مقدس و مورد احترام ایرانیان باستان است. آناهیتا ایزد بانوی آب‌های روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 21:13  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با محوطه تاریخی چغازنبیل – خوزستان

آشنایی با محوطه تاریخی چغازنبیل – خوزستان

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
محوطه تاریخی چغازنبیل در استان خوزستان قرار دارد

این محوطه در جنوب‌غربی ایران، در 35 کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش قرار گرفته است.

ساخت این شهر که حدود 1250 سال قبل از میلاد مسیح (ع) در دوران عیلامی‌ها آغاز شد، بعد از حمله آشوری‌ها ناتمام ماند.

هزاران خشت و آجر استفاده نشده‌ای که در این محوطه باقی مانده، گواهی بر این موضوع است. چغازنبیل به سال 1979 در فهرست آثار جهانی یونسکو ثبت شد.

چغازنبیل در اوایل قرن 13 قبل از میلاد توسط پادشاه عیلامی «اونتاش نپیریشا» در نزدیکی رود دز ساخته شد و «دوراونتاش» نامیده شد.

معنای دوراونتاش، قلعه اونتاش است. البته در برخی متون میخی از این شهر با عنوان «ال اونتاش» به معنی شهر اونتاش نام برده شده است.

در مرکز شهر، معبد عظیمی به صورت مطبق بنا شده که امروزه دو طبقه از آن پابرجاست.

این معبد، ذیقورات نام دارد که به دو تن از خدایان بزرگ عیلامی؛ «اینشوشیناک» و «نپیریشا» اهدا شده است.

معبد چغازنبیل بزرگترین اثر معماری بر جای مانده از تمدن عیلامی است که تا کنون شناخته شده است.

به ث.
ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 21:10  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با طاق‌بستان – کرمانشاه

آشنایی با طاق‌بستان – کرمانشاه

سفر > دیدنی‌ها- خانپویا (م  .  م)
طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دوره‌ ساسانی است که در شمال‌غربی شهر کرمانشاه در غرب ایران واقع شده است.

وجود کوه و چشمه در این مکان، آن را به گردشگاهی روح‌فزا تبدیل نموده که از زمان‌های دیرین تا به امروز مورد توجه بوده است. [آشنایی با استان کرمانشاه]

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:59  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با شهر تاریخی سیمره – ایلام

آشنایی با شهر تاریخی سیمره – ایلام

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
شهر تاریخی سیمره از شهرهای تاریخی استان ایلام است و در حاشیه غربی شهر دره‌شهر قرار دارد

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:54  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با محوطه تاریخی پاسارگاد – فارس

آشنایی با محوطه تاریخی پاسارگاد – فارس

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- خانپویا (م  .  م)
محوطه تاریخی پاسارگاد در 70 کیلومتری شمال تخت جمشید، در 3 کیلومتری جاده آسفالته شیراز – آباده در استان فارس قرار دارد

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:52  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

نایی با شهر تاریخی دارابگرد – فارس

آشنایی با شهر تاریخی دارابگرد – فارس

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- مخانپویا (م  .  م)
شهر تاریخی و باستانی دارابگرد که در قدیم به آن دارابجرد نیز می‌گفتند، در 6 کیلومتری جنوب شهر فعلی داراب در کنار جاده جدید داراب- شیراز قرار دارد

این شهر از کهن‌ترین شهرهای ایران و جهان محسوب می‌شود و پیشینه آن به بیش از 2500 سال می‌رسد. دارابگرد نام یکی از 5 شهرستان ایالت پارس در ایران قدیم، به معنی شهر داریوش تنها شهر بنا شده به دست داریوش هخامنشی نبوده، اما شاید نخستین بنای مدور برپا شده به دست او بود که نام خود را بر آن نهاد.

سبک بنای شهر اقتباس از شهرهای قدیم بین‌النهرین باستان است. دیوار اطراف شهر باقی مانده و هنوز برخی از بقایای بناها از جمله کاخ و قلعه حاکم شهر بر فراز قله میانی دیده می‌شود. بنای شهر دارابگرد بر مبنای برخی روایات تاریخی منسوب به داراب پسر بهمن پسر اسفندیار کیانی بوده است.

طرح و نقشه مدور شهر دارابگرد از اصول شهرسازی آسیای غرب اقتباس شده است و برای حفاظت از شهر خندقی پیرامون آن حفر کرده‌اند. محیط دیوار شهر حدود 6 کیلومتر است.

شهر دارابگرد بنا به نوشته مورخان و جغرافیدانان قدیم تا سده ششم هجری قمری بسیار آباد و پررونق بوده، اما بر اثر حملات ویرانگر و نبردهای داخلی دچار آسیب و ویرانی می‌شود و اهالی پس از کوچ از دارابگرد به تنگ رنبه ویبسر به محل فعلی شهر داراب عزیمت می‌کنند.

گنبد نمکی دارابگرد یا دارابجرد در وسط دشت سرسبز و پهناور داراب سر از خاک بر آورده است. این کوه نمکی مرکز شهر باستانی دارابگرد می باشد که دیواری حلقوی آن را در برگرفته است. این مجموعه گردشگری باستان – زمین شناسی کم نظیر یکی از جمله آثار جذاب، دیدنی و تماشایی حوضه زاگرس دراستان فارس است.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:49  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با شهر زیرزمینی سامن – همدان

آشنایی با شهر زیرزمینی سامن – همدان

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
شهر پنهان یا زیرزمینی سامن که احتمالا شهری مخفی در دوره پیش از اشکانی بوده و بعدها نیز از آن به عنوان گورستان استفاده می‌شده، در شهر سامن در 15 کیلومتری ملایر در استان همدان قرار دارد

کاوش‌‏های باستان‏‌شناسی در محوطه‏‌ای زیرزمینی در شهر سامن، منجر به کشف شهری پنهان شد که در یک بستر سنگی و به صورت دست کند ساخته شده است. این شهر زیرزمینی احتمالا به دوره پیش از اشکانی تعلق دارد و از برخی فضاهای آن برای تدفین مردگان استفاده شده است.

حدود 25 اتاق از این شهر زیرزمین کاوش شده و در این اتاق‌ها مقادیر زیادی اسکلت متعلق به دوره اشکانی وجود دارد که دست‌نخورده در جای خود باقی مانده‌اند.

در کنار اسکلت‏‌ها هدایای قبور گذاشته شده است و اسکلت‏‌ها به صورت چمباتمه‏‌ای تدفین شده‌‏اند. احتمال می‌رود تدفین‏‌ها به دوره تاریخی به خصوص دوره اشکانی مربوط است.

براساس مطالعات باستان‌شناسی، شهر پنهان بیش از 3 هکتار وسعت دارد و بخشی از این شهر باستانی به خاطر وجود رطوبت زیاد هنوز مورد کاوش قرار نگرفته است.

احتمالا بخشی از این شهر در زیر خانه مردم قرار گرفته و به همین دلیل تصور می‌شود که در آن بخش‌ها فاضلاب شهری وارد شهر پنهان شده باشد.

این شهر زیرزمینی، هنگامی که مخابرات استان همدان قصد کشیدن فیبرهای نوری از زیر زمین را داشت کشف شد. بر همین اساس طی مجوزی ازسوی پژوهشکده باستان‏شناسی، هیاتی متشکل از انواع کارشناسان شامل باستان‏شناس، انسان‏شناس، کارشناسان مرمت و … کاوش‌‏های خود را در این شهر به انجام رساندند که منجر به کشف فضاهای دست‏کند با حدود 25 اتاق، سالن و راهروهای ارتباطی شد.

شواهد اولیه حاکی از پیدایش این فضاها در دوره پیش از اشکانی بود. بر اساس این یافته‌ها می‏‌توان احتمال داد که نخستین بار این فضاهای معماری به منظور انجام مراسم مذهبی خاصی، احتمالا میترائیسم، مورد استفاده بوده است. این شواهد حاکی از آن است که مراسم مذهبی به صورت پنهانی در زیر زمین انجام می‏‌گرفته است.

بر این اساس احتمال داده می‏‌شود که در دوره اشکانی از این فضاها به عنوان محل تدفین مردگان استفاده شده است و از اتاق‏‌ها به عنوان گوردخمه استفاده کرده‌‏اند.

شهر زیرزمینی سامن در عمق 3 تا 6 متری زمین کشف شد و کانال‌های حفر‌ شده درون آن به مرور در دوره‌های تاریخی کنده شده‌اند و اطراف آن‌ها نیز اتاق‌های متعدد وجود دارند.

این کانال‌ها از نظر ساختار معماری، بسیار جالب هستند و کاربری خاصی داشته‌اند. در این کانال‌ها پس از پاک‌سازی، 60 اسکلت شناسایی شدند که درون 9 اتاق قرار داشتند و با توجه به بررسی‌های انسان‌شناسی شواهدی وجود دارند که تدفین‌هایی به‌صورت تدفین باز انجام شده‌اند.

علاوه بر این شواهد، 6 مورد بقایای انسانی نیز وجود دارند که به‌طور دقیق نشان می‌دهند، این اتاق‌ها در کاربری‌ نهایی به‌صورت محل تدفین استفاده می‌شدند، به‌طوری که استخوان‌ها را جمع می‌کردند و دوباره تدفین‌های جدیدی انجام می‌دادند.

از 60 اسکلت یافت شده، 16 مورد مرد، 26 مورد زن، 14 مورد کودک و یک نوزاد شناسایی شده‌اند و جنسیت 3 مورد از آن‌ها نیز تشخیص داده نشده است.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:46  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با محوطه تاریخی خورهه – مرکزی

آشنایی با محوطه تاریخی خورهه – مرکزی

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- خانپویا (م  .م  )
محوطه تاریخی و باستانی خورهه در مجاورت روستایی به همین نام و در 48 کیلومتری شمال شرق شهرستان محلات، در استان مرکزی قرار دارد

خورهه در اوستا به مفهوم محل برآمدن خورشید است و از سویی کلمه خور در این کتاب به مفهوم منطقه ییلاقی است.

محوطه تاریخی خورهه محلات از آثار تاریخی به جا مانده از دوره اشکانی، اسلامی و سلجوقی است که 3 هزار متر مربع وسعت دارد و از یک بنای اربابی شامل: بخش درونی، اتاق‌های متعدد و محوطه بیرونی تشکیل شده است.

more

جاذبه‌های گردشگری محلات / آتشکده آتشکوه نیمور محلات / پل تاریخی باقرآباد محلات / غار یکه چاه /

از این محوطه تاریخی تنها 2 ستون متشکل از 6 قطعه سنگ با مجموع ارتفاع 8 متر، بقایای فرو ریخته ستون‌ها، بخشی از دیواره‌های سنگی، گورها و آثار به دست آمده در 6 مرحله عملیات کاوش در این منطقه به جا مانده است.

این محوطه باستانی نخستین بار توسط ناصرالدین شاه قاجار مورد کاوش قرار گرفت. تصاویری از این کاوش در آرشیو کاخ گلستان و نیز کتاب تازه منتشر شده کاوش‌های باستان شناسی خورهه موجود است.

خورهه که پیشتر گمان می‌شد بقایای یک معبد یا آتشکده مربوط به دوره سلوکی باشد بر اساس آخرین شواهد بدست آمده یک خانه اربابی است که در حدود قرن اول قبل از میلاد ساخته شده و تا پایان دوره اشکانی به حیات خود ادامه داده است.

ویژگیهای 2 سر ستون بر جای مانده در این محوطه و شباهت آن با سبک معماری یونانیان موجب شده تا باستان شناسان داخلی و خارجی از جمله هرتسفلد آن را یک معبد یا آتشکده دوره سلوکی معرفی کنند.

وجود 2 بخش اندرونی و بیرونی با 2 ورودی کاملا مجزا در این بنای تاریخی از جمله نکات مهم معماری دوره اشکانی است. بخش بیرونی این بنا از آن رئیس خانواده در ملاقات و معاملات با افراد غیر خانواده و بخش اندرونی مختص خانواده بوده است.

محوطه تاریخی و باستانی خورهه

واحــدهای ساختمانی در داخل اندرونی شامل 2 اتاق تو در تو، یک آشپزخانه و انباری از کشفیات هیات کاوش در سال 1379 به شمار می رود.

گفتنی است این بنای اشکانی که در دوره ساسانی بوسیله گروهی از صنعتگران با ایجاد ساخت و سازهایی مورد استفاده قرار گرفته، بعدها با ظهور اسلام در دوره اسلامی بویژه در دوره ایلخانی گورستان بوده است.

این آثار با آثاری چون تخت جمشید از نظر نقش بندی تفاوت داشته و از پایه ستون به طرف بالا به شکل مخروطه ناقص باریک ساخته شده و سطح مخروط ها حلزونی است. بر اسا اسناد موجود تا سال 378 هجری چهار ستون پابرجا بوده است که به مرور تخریب شده اند.

نخستیــن کاوش علمی در این مکان در سال 1335 از سوی شادروان مهندس حاکمی و پس از آن با وقفه ای 20 ساله در سال‌های 1355، 1375 و 1379 مجددا از سوی دکتر رهبر کاوش شده است.

پایه‌های این ستون‌ها به سبک شرقی و بسیار برآمده است .در کاوش و حفاری که در تابستان سال 1955 میلادی در این محل انجام شد، تعدادی سفال متعلق به دوره سلوکیان کشف شده است. حفاری‌ها نشان داد ساختمان خورهه مرکب از 3 بنای مربوط به هم است.

ساختمان اصلی بنای جنوبی با ستون‌ها، اتاق‌ها و صحن حیاط. ساختمان شمالی که از قسمت جنوب به بنای اصلی متصل شده است. این قسمت اتاق‌ها و راهرویی را تشکیل می دهد و دارای اتاق مربع شکل بزرگی است که حیاط پشتی به حساب می‌آید. بنای غربی شامل تعدادی اتاق و یک تالار است.

در سال 1384 نیز باستان شناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مرحله ششم کاوش‌های جنوب شرقی محوطه باستانی خورهه به وسعت 600 متر مربع را انجام دادند.

در این مرحله اسکلت و گورهای متعلق به دوره اسلامی، اشیا سفالی، پیکان و تیغه‌های سنگی متعلق به دوره‌های تاریخی اشکانیان، دیواره‌های سنگی‌، طاق‌های خشتی و تعدای از اتاق‌های مدفون شده بنا شناسایی شد.

همچنین در سال 1389 عملیات اجرایی ساماندهی محوطه تاریخی خورهه به اجرا درآمد. در این مرحله خواناسازی خطوط پلان، شیب‌بندی به منظور هدایت آب‌های سطحی و پیاده‌رو با آجر فرش انجام شده است.

عملیات مرمت 2 ستون باقیمانده محوطه تاریخی خورهه نیز با انجام مهارآسیب‌های شیمیایی و انحراف و زدودن گل‌سنگ‌ها صورت گرفت.

محوطه تاریخی خورهه ۱۵ دی سال ۱۳۱۰ با شماره ۱۳۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:43  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با دیوار تاریخی گرگان – گلستان

آشنایی با دیوار تاریخی گرگان – گلستان

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
دیوار تاریخی گرگان به طول حدود 200 ‪ کیلومتر و گسترده در سراسر شمال استان گلستان از جاذبه‌های تاریخی و گردشگری و میراث کهن این منطقه است

این دیوار از شرق دریای خزر شروع شده و پس‌از عبور از ضلع شمالی گرگانرود و دشت‌های وسیع شهرستان‌های بندرترکمن، آق‌قلا، گنبدکاووس و کلاله به کوه‌های پیشکمر در شرق استان گلستان ختم می‌شود.

دیوار تاریخی گرگان پس از وقفه‌ای حدود 3 کیلومتری از بالای خط الراس ارتفاعات عرب‌داغ به سمت دامنه‌های شیب‌دار دره خوجه‌طوق منتهی به گرگانرود ادامه یافته و پس از عبور از کوه نقدعلی و از ضلع جنوبی گرگانرود به سمت شرق کشیده شده است.

این دیوار پس از عبور از روستاهای چترکروک، سیاقلیق، عزیزآبادپایین، قره‌یسر، صخره‌های گرگز، گرگاندوز، زاوپایین و دره‌ای به همین نام به صخره‌های بیلی کوه در محدوده پارک ملی گلستان می‌رسد.

با توجه به اهمیت و ارزشمندی دیوار و تاسیسات مجاور آن، این اثر فرهنگی در تابستان سال ‪ 1378 با شماره ‪ ۲۳۴۵ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید

در برخی از منابع از دیوار تاریخی گرگان به عنوان دومین و در برخی منابع دیگر به عنوان سومین دیوار دفاعی نام برده شده است.

برخی از مورخین ساخت دیوار تاریخی گرگان را به ساسانیان و برخی دیگر به اشکانیان نسبت می‌دهند، علیرغم وجود اینگونه اختلاف نظر، تاریخ نگاران و پژوهشگران پیشین و معاصر، در تلاش‌های فراوانی که برای ساخت دیوار دفاعی گرگان صورت گرفته است اتفاق نظر دارند، اتفاق نظر محققین بر این تلاش‌ها و نتایج به دست آمده از کاوش‌های زیر آب‌های خلیج گرگان و همچنین حدسیات حاصل شده مبنی بر وجود بنادر و پادگان‌های نظامی ساسانیان در این منطقه، بر اهمیت حفاظت از ایالت تاریخی گرگان در آن زمان دلالت دارد.

در دوره‌های حکومت‌های مختلف، علی الخصوص ساسانیان و اشکانیان ایالت گرگان شاهد حماسه های زیادی بوده است به طوریکه تعدادی از سلاطین بزرگ این دو سلسله سال‌ها در هیرکانیا درگیر جنگ بوده‌اند.

دیوار گرگان از 2 دیوار هاردین و آنتونی بریتانیا طویل‌تر می‌باشد و تنها دیوار سمیز در آلمان از دیوار گرگان طویل‌تر و فاقد موانع عبورناپذیر است.

این درحالی است که دیوار گرگان به حد کافی عریض بوده و دارای گذرگاه و موانع مستحکم‌تری نسبت به سایر دیوارهای مشابه و مانع عظیم خطی برای یک ارتش قدرتمند و بزرگ است.

این دیوار در منابع تاریخی به ‌نام‌های سد اسکندر، سد پیروز، سد انوشیروان، قزل‌آلان و مار سرخ (به دلیل رنگ آجرهای آن) نیز شناخته می‌شود.

پراکندگی قطعات آجرهای خردشده در طول مسیر دیوار و عوارض مصنوعی به جا مانده، بیانگر عرض‪ ۱۰متری دیوار در دشت است که منابع مکتوب تاریخی نیز بر این موضوع تاکید دارند و حفاری باستان‌شناسی دهه‪ ۵۰ توسط محمدیوسف کیانی در نزدیکی روستای قراول تپه گنبدکاووس موید این نکته است

کاوش‌های انجام شده در نواحی کوهستانی واقع در قسمت‌های شرقی دیوار بزرگ گرگان در محدوده شهرستان کلاله نیز مشخص کرده که عرض دیوار در نواحی کوهستانی بیشتر از 2 متر نبوده است.

دیوار گرگان به لحاظ بهره‌گیری از مصالح بوم‌آورد و تولید خشت و پخت در کوره‌های آجرپزی حاشیه دیوار، نسبت به سایر دیوارهای ساخته شده در جهان باستان کم نظیر و می‌توان گفت، مستحکم‌ترین دیوار دفاعی بوده که به دست معماران ایرانی ساخته شده است.

مصالح اولیه آجرهای دیوار گرگان خاک رس حاصل از حفر خندق دیوار با ترکیب کاه خردشده ریز و درشت است که وزن تقریبی هر کدام از آجرها بعد از پخت در کوره‌ها ۲۱ تا 24 کیلوگرم می‌باشد.

رنگ بیشتر آجرها به جهت جنس و ذرات موجود در خاک مورد استفاده، آجری متمایل به نخودی تا قرمز است و به این دلیل در برخی منابع تاریخی به آن دیوار سرخ یا مارسرخ نیز گفته شده است.

عرض خندق در طول مسیر بین‪ ۳۰ متر در نواحی پست و هموار تا 10 متر در نواحی کوهستانی متغیر است و وضعیت توپولوژی زمین از شرق به غرب بیانگر شیب ملایم آن به سمت دریای خزر می‌باشد.

خندق دیوار بیشتر در نواحی شرقی قلمرو دیوار بزرگ گرگان سالم و دست نخورده باقی مانده و در بعضی از قسمت‌ها در داخل آن کشاورزی صورت می‌گیرد.

در نواحی مرکزی و غربی بخش اعظم خندق تسطیح و یا پس از لایروبی به عنوان کانال‌های آبیاری زهکش از آنها استفاده می‌شود.

دیوار دفاعی گرگان طولانی‌ترین اثر معماری ایران باستان (به طول 200 کیلومتر) بعد از دیوار چین (به طول 6000کیلومتر) و سمیز آلمان (به طول 548 کیلومتر) بزرگترین است.

نخستین پژوهش‌های باستان شناسی این دیوار توسط ژاک دمرگان فرانسوی صورت گرفت. بعد از او باستان شناس فرانسوی (آرن) در سال 1312 شمسی، بخشی از دیوار گرگان را به صورت پیمایشی ،شناسایی و معرفی کرد. در سال 1312 شمسی اریک اشمیت آمریکایی با پرواز بر فراز منطقه، خط قرمز رنگی را روی زمین مشاهده کرد که با پیچ و تاب از دریا به سمت کوه‌های پیش‌کمر در شرق استان ادامه یافته است.

او با دیدن این منظره عجیب این پرواز را بار دیگر تکرار کرد و با تهیه عکس‌های هوایی نقش مهمی در شناسایی این دیوار ایفا کرد.

بعد از او محمد یوسف کیانی در سال 1350 شمسی با پرواز مجدد روی دیوار موفق به گرفتن عکس‌های جالب توجهی از دیوار شد و طول دیوار را 175کیلومتر با 32 قطعه وابسته شناسایی کرد.

از سال 1378 دیوار گرگان توسط هیات مشترک باستان شناسی ایرانی و انگلیسی مورد کاوش‌های متعددی قرار گرفته است.

در آن سال با شروع ساخت سد گلستان، بخشی از مسیر دیوار در محدوده کانال آبیاری و زهکشی سد قرار گرفت و بنابر ضرورت حفظ دیوار، آب سد از طریق 2 کانال از زیر دیوار هدایت شد.

بعد از آن در سال 1381 دیوار در 6 فصل کاوش شد، که اطلاعات زیادی از آن به دست آمد. به طوری که هم اکنون باستان شناسان طول دیوار را 200 کیلومتر می‌دانند. از آنجایی که در برخی نوشته ها این دیوار تا مرو ادامه داشته، باستان شناسان احتمال می دهند طول دیوار بیشتر ا ز200 کیلومتر باشد.

در کاوش‌هایی که تاکنون انجام شده 2000 متر مربع از دیوار حفاری شده و در پی آن یک آتشگاه و استراحتگاه سربازان کشف شده است. همچنین 2 قلعه از حدود 38 دژ تخمین زده شده در طول دیوار کاوش شده است.

طبق برآوردها 30000 سرباز می‌توانستند در طول دیوار مستقر شوند. باستان شناسان با نمونه برداری و آزمایش خاکسترها و ذغال‌های برجای مانده در کوره‌های آجرپزی نشان دادند که قدمت دیوار به قرن‌های پنج و ششم میلادی می‌رسد.

دلیل احداث دیوار دفاعی گرگان

با تخمین قدمت دیوار، راحت‌تر می‌توان به دلیل اصلی ساخته شدن آن پی برد. پادشاهان ساسانی که با امپراطوری روم شرقی جنگ‌های مداومی داشتند، از سوی شمال نیز با تهدید قوم هون و دیگر اقوام شمالی رو به رو بودند.

پیروز، پادشاه ساسانی در سال‌های 459 تا 484 میلادی مدتی را در منطقه گرگان گذرانده است، بنابراین احتمالا او یا پادشاه ساسانی دیگری برای محافظت از دشت گرگان در برابر هون‌ها این دیوار را ساخته است، که این دیوار می‌توانست محل رخنه این اقوام را به داخل ایران در فواصل کوهستان‌های قفقاز و خط ساحلی دریای مازندران ببندد.

کاوش زیر آب‌های خلیج گرگان

در زمان احداث دیوا رگرگان، سطح آب دریای مازندران پایین تر از سطح کنونی آن بوده است. بنابراین محتمل است برخی از قسمت‌های این دیوار اکنون زیر آب فرو رفته باشد.

کاوش‌های سال 2007 میلادی زیر آب های خلیج گرگان بخش هایی از دیواری به نام دیوار «تیشه» را آشکار کرد که گمان می رود در نقطه‌ای به دیوار گرگان متصل می شده است.

حدسیاتی نیز در این مورد وجود دارد که بخش های زیر آب دریا قسمتی از پادگانی بزرگ یا حتی بندری ساسانی باشد.

باستان‌شناسان می‌گویند در ساخت این دیوار عظیم ده‌ها میلیون قالب آجر به کار رفته است. آنان شواهدی از تعداد زیادی کوره و کارگاه ساخت آجر در طول دیوار و در فواصل نزدیک به آن یافته اند که نشان دهنده کارگاه صنعتی بسیار بزرگ برای احداث این دیوار است.

تحقیقات روی یکی از دژها یا سربازخانه‌های این دیوار دفاعی نشان می‌دهد که حداقل تا یک قرن پس از ساخته شدن فعال بوده است و نشانه هایی از حضور سربازان در آن دیده می‌شود اما بعد از آن به عللی متروک شده است.

از جمله دلایل متروک شدن این تاسیسات دفاعی می‌تواند نیاز به حضور سربازان بیشتر در نبرد با امپراتوری بیزانس یا مقاومت در برابر حمله اعراب بوده باشد.

اشیای مشکوفه از کاوش‌های دیوار دفاعی گرگان

ضمن کاوش دیوار دفاعی اشیای گوناگونی مانند سفال، شیشه و فلز به دست آمد که در بین این اشیاء سفال از اهمیت بیشتری برخوردار است.

بررسی سفالینه‌های دیوار

سفالینه دیوار را می‌توان به 3 گروه ذیل تقسیم‌بندی کرد: سفال خاکستری دوره اشکانی، سفال قرمز دوره اشکانی، سفال قرمز دوره ساسانی.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:40  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر – خوزستان

آشنایی با مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر – خوزستان

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران-خانپویا (م  .  م)
مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره‌گیری از نیروی آب به‌عنوان محرک آسیاب‌های صنعتی ساخته شد. این مجموعه در مجاورت شهر شوشتر در استان خوزستان قرار دارد

مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر در مسیر «رودخانه گرگر» که خود از شاهکارهای فنی و مهندسی اعصار کهن است، بنا شده است. رود گرگر کاملاً به صورت دستکند می‌باشد و احداث آن را به اردشیر بابکان، شاهنشاه ساسانی نسبت داده‌اند.

 

این مجموعه از بی نظیرترین نمونه‌هایی است که جهت استفاده بهینه از آب در ادوار کهن مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

more  سازه‌های آبی شوشتر جهانی شد

در این مجموعه بزرگ، ساختمان آسیاب‌ها، آبشارها، کانال‌ها و تونل‌های عظیم هدایت آب و سیکا که محلی جهت استراحت و تفریح است قابل توجه و جالب هستند.

در قسمت انتهایی ضلع غربی این مجموعه، سیکا قرار دارد که دسترسی به فضای درون آن از طریق چند پله دستکند میسر است.

درون این فضا یک حوض 8 ضلعی با کانال‌های کوچک به چشم می‌خورد. آب این حوض از طریق یک جوی که از دیواره سیکا خارج می‌شود تأمین و از طریق دو کانال کوچک به درون رودخانه هدایت می‌شود.

این مجموعه جزئی از کانال‌های آبرسانی به آسیاب‌ها بوده که بعدها در دوره قاجار و در زمان حکومت محتشم (از حکام محلی) سدی در این مکان زده شده و در این مکان آب از یک قسمت داخل و وارد یک 8 ضلعی گود شده و سپس از این 8 ضلعی وارد دو کانال و از آنجا وارد رودخانه می‌شود.

در مورد معنای «سیکا» نظرات متفاوتی ارائه شده است. لغت نامه دهخدا سیکا را نوعی مرغابی یا نوعی درخت و قومی از هندوان دارای مهب وشنو که شعبه‌ای از آیین بودائیست معرفی می‌کند.

مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر در مسیر «رودخانه گرگر» که خود از شاهکارهای فنی و مهندسی اعصار کهن است، بنا شده است. رود گرگر کاملاً به صورت دستکند می‌باشد و احداث آن را به اردشیر بابکان، شاهنشاه ساسانی نسبت داده‌اند.

در سفرنامه مادام ژان دیولافوآ باستان‌شناس نامدار فرانسوی از این محوطه به عنوان بزرگ‌ترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی یاد شده است.

این محوطه مجموعه‌ای از سد، تونل‌ها، کانال‌های فرعی و آسیاب‌های آبی است که به صورت یک مجموعه صنعتی- اقتصادی بوده و جزئی از مجموعه بزرگ «سازه‌های آبی شوشتر» می‌باشد که در کتب تاریخی مکرراً به آن اشاره شده است.

اساس کار مجموعه به این صورت است که سد گرگر مسیر رودخانه را مسدود کرده و سطح آب را برای آبگیری 3 تونل حفر شده در تخته سنگ بالا می‌آورد.

تونل‌های سه گانه، آب را به مجموعه هدایت می‌کنند و به کانال‌های متعددی تقسیم می‌شوند که پس از گرداندن چرخ آسیاب‌ها، آب به صورت آبشارهایی به محوطه‌ای حوضچه مانند سرازیر می‌شود.

یکی از ویژگی‌های بسیار بارز مجموعه آسیاب‌ها و آبشارها مجاورت آن با بافت تاریخی شهر شوشتر است. این محوطه علاوه بر استفاده‌های صنعتی، در ایام کم آبی نیز، آب مورد نیاز ساکنین را تأمین می‌نمود.

یک ویژگی بسیار زیبا و منحصر بفرد بصری نیز که در این مجموعه وجود دارد و جلوه‌ای خاص به آن می‌بخشد این است که آب حاصل از پساب آسیاب‌ها به صورت آبشارهای مصنوعی زیبا به محوطه‌ای حوضچه مانند می‌ریزد که منظره‌ای چشم‌نواز و دل‌انگیز را در مقابل دیدگان هر بیننده بوجود می‌آورد.

همچنین در محوطه پشت بند که محل آبگیری 3 تونل معروف «سه کوره»، «دهانه شهر» و «بلیتی» است نیز چشم انداز زیبایی به چشم می‌خورد.

تونل‌های سه گانه در پشت «پل بند گرگر»، وظیفه انتقال حجم معینی از آب را برای به حرکت درآوردن پره‌های آسیاب برعهده داشته‌اند.

مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر با توجه به زمان ساخت از شاهکارهای فنی و مهندسی در جهان است. این شاهکار مهندسی هم در ایران و هم در جهان بی‌نظیر است.

با توجه به اهمیت شهر شوشتر در برهه‌هایی از تاریخ و توجه ویژه به احداث تأسیسات آبی در این منطقه که از فنون مهندسی پیچیده‌ای سود می‌جوید، ما را در نتیجه نهایی مصمم می‌نماید که احداث آسیاب‌ها را متعلق به دوران کهن و حتی هم عصر با ساسانیان بدانیم.

مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر در سال 1377 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 2181 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.

همچنین مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر به عنوان دهمین اثر ایران به کمیته میراث جهانی یونسکومعرفی شد و در نشست سالانه اعضای این کمیته در سال ۲۰۰۹ با احراز معیارهای ۱، ۲ و ۵ با عنوان نظام آبی تاریخی شوشتر در فهرست میراث جهانی یونسکو با شماره ۱۳۱۵ به ثبت جهانی رسید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:38  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با معبد یا مسجد غار – آذربایجان‌شرقی

نویسنده: خانپویا (م  .  م)

آشنایی با معبد یا مسجد غار – آذربایجان‌شرقی

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- همشهری آنلاین – محمد ملاحسینی:
معبد یا مسجد غار در بالادست گورستان قدمگاه در نزدیکی روستای بادامیار از توابع آذرشهر در استان آذربایجان شرقی قرار دارد

ساختمان اصلی این معبد را برخی باستان‌شناسان به دوران ماقبل تاریخ نسبت می‌دهند.

این معبد سپس در ادواری از تاریخ به صورت آتشکده درآمد و احتمالا در قرن نهم یا دهم قمری به مسجدتبدیل شد.

معبد یا مسجد غار به لحاظ شیوه معماری، از جمله بناهای مهم و تاریخی به حساب می‌آید.

قطر قائده گنبد این اثر تاریخی بیش از 15 متر است و 12 متر ارتفاع دارد. همچنین راهرو آن نیز دارای 12 متر طول است.

معبد یا مسجد غار در سال 1347 از سوی وزارت فرهنگ وهنر با شماره 779 در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:36  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با شیرهای سنگی چهارمحال و بختیاری

آشنایی با شیرهای سنگی چهارمحال و بختیاری

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- خانپویا (م  .  م)
یکی از آیین‌های موجود در فرهنگ عشایر بختیاری برپا داشتن شیر سنگی یا برد شیر بر مزار چهره های ماندگار، سرشناس و بزرگ ایل است

اهالی این قوم شیر سنگی را که نشانه شجاعت، دلاوری، ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری است، بر آرامگاه این گروه قرار می‌دهند.

در واقع شیرهای سنگی مجسمه‌هایی هستندکه در گذشته توسط سنگ تراش‌ها تراشیده می‌شدند و آنها را روی قبر افراد شجاع و دلیر ایل بختیاری قرار می‌دادند.

در گویش بختیاری به این مجسمه‌ها برد شیر می‌گویند. منطقه بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است. این مجسمه‌های شیری هنوز در قبرستان‌های قدیمی بختیاری دیده می‌شوند.

شهر هفشجان در گذشته یکی از مراکز مهم شیرتراشی بوده ‌است. شیرهایی که در قبرستان‌های هفشجان باقی مانده‌، از زیباترین و خوش نقش‌ترین شیرهای سنگی محسوب می‌شوند.

شیر سنگی برای قوم بختیاری تنها نماد غیرتمندی و بی باکی و زورمندی نبوده، بلکه این قوم چون شیعه و پیرو علی بن ابی‌طالب بود، از این رو ارزش و مفهوم ولایتمداری و پایبندی به مرام و مسلک آن امام هُمام و آیین سرافراز تشیع را نیز در نظر گرفت و این ارزش‌ها را در قالب تسبیح، که نماد و مظهر پارسایی و نماز و نظر پاکی است، روی پیکره شیر سنگی حک کرد و به آن تجلی بخشید.

در گذر از چهار محال بختیاری تا خوزستان، آنجا که پیچ و خم جاده‌ها مسافران را مهمان روستاها و مسکن مردم ایل بختیاری می‌کند، شیرهای سنگی کوچک و بزرگ با غرور و عظمت بی‌بدیلی که نشان از دلاوری و قهرمانی در میان این مردمان دارد، یکی یکی رخ‌نمایی می‌کنند.

شیرهای سنگی در هیچ کجای ایران به اندازه‌ای که در استان‌های خوزستان و چهارمحال بختیاری خانه گزیده‌اند به چشم نمی‌آیند. اما گویا همین فراوانی و پراکندگی، از بین رفتنشان را امری عادی جلوه داده و در نظر مردم و مسئولان از ارزش و اهمیت آنها کم کرده است.

شیرهای سنگی قابل جابجایی و در معرض تخریب هستند، بسیاری از این شیرها به سرقت رفته و شماری هم شکسته شده و در لابه لای جرزهای دیوار و ساختمان‌ها به کار گرفته می‌شوند.

بختیاری‌ها روی قبر بزرگان و جوانمردانشان تندیس شیر سنگی می‌گذاشتند. شیر در میان بختیاری‌ها نماد شجاعت است. نماد شیر علاوه بر این تندیس‌ها، در قالی و گلیم و گبه‌هایی که بختیاری‌ها می‌بافند نیز دیده می‌شود.

در کتاب نماد در فرهنگ بختیاری نوشته‌ حسین مددی از قول لایارد آمده است: لرها (بختیاری‌ها) عقیده دارند که شیرها به دو نوع مسلمان و کافر تقسیم شده‌اند. نوع اول دارای رنگی گندمگون و زرد روشن و نوع دوم قهوه‌ای رنگ با یال و پشت سیاه. آنان معتقدند که اگر کسی مورد حمله شیر مسلمان واقع شود باید کلاه خود را از سر بردارد و در نهایت ادب و خضوع او را به نام «علی» قسم دهد که وی را ببخشد. شیر با شنیدن این درخواست پی کار خود خواهد رفت. اما اگر شیر کافر باشد، توجه نخواهد کرد… هنوز هم در مراسم سنتی هنگامی‌که شخصی دچار ضعف و سستی شود، او را از زیر تنه‌ شیر سنگی عبور می‌دهند. زیرا بر این باورند که ترسش خواهد ریخت. و یا هنگامی‌که فردی دچار سیاه‌سرفه می‌شود، زیر تنه شیر سنگی گودالی کنده پر از آب می‌کنند و بیمار را وادار می‌کنند که از آن بنوشد تا سلامتی‌اش را بازیابد… .

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:34  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با برج خاموشان – یزد

آشنایی با برج خاموشان – یزد

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
برج خاموشان در 15 کیلومتری شهرستان یزد و در حوالی منطقه صفائیه بر بلندای کوهی به نام دخمه ساخته شده است

برج خاموشان را به نام برج سکوت یا دخمه زرتشتیان نیز شناخته می‌شود. دخمه یا برج خاموشان سردابی است سنگی که در قدیم زرتشتیان مرده‌های خود را در آن قرار می‌دادند.

دخمه در فرهنگستان‌های مختلف معانی مختلفی دارد؛ مثل گورخانه گبران، سردابه‌ مردگان، خانه زیر زمینی برای مردگان، گور و گورستان زرتشتیان. دخمه‌ها معمولا بر فراز بلندی‌های شهر ساخته می‌شده ‌است. زرتشتیان در گذشته مردگان خود را به دخمه می‌بردند و با آیین خاصی در مرکز این دخمه‌ها قرار می‌دادند.

سطح داخلی برج خاموشان به صورت پهنه‌ مسطح و گردی است که تمام آن با تخته سنگ‌های بزرگ پوشیده شده و از سه بخش زنانه، مردانه و بچگانه تشکیل شده است.

برج خاموشان - یزد

نوار دایره‌ انتهای دخمه که به دیوار اطراف دخمه چسبیده، به مردها اختصاص داشته و نوار دایره میانی بعد از قسمت مردها، مخصوص زن‌ها بوده است.

نوار دایره داخلی بعد از زن‌ها هم جایگاه کودکان بوده است. اما در مرکز همه این نوارها، یک چاه بزرگ به نام استودان (استخوان‌دان) قرار دارد.

استخوان‌دان عبارت است از چاهی که در مرکز برج حفر می‌شده تا بعد از پاک شدن اسخوان‌های مردگان از گوشت و پوست و غیره، استخوان‌ها را در آن چاه قرار دهند.

در دامنه ضلع شمالی کوه دخمه نیز چند عمارت خشت و گلی، آجری، سنگی و یا ترکیبی از این‌ها وجود دارد که به دوران صفویه تعلق دارند و از سازه‌های رفاهی این دوران هستند که به نام خیله شهرت دارند.

برج خاموشان در سال 1381 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 6312 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:32  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با کوه خواجه – سیستان و بلوچستان

رهنگ و تاریخ > تاریخ ایران

آشنایی با کوه خواجه – سیستان و بلوچستان

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران-خانپویا (م  .  م)
کوه خواجه که از مهمترین آثار دوره‌های اشکانی، ساسانی- اسلامی به شمار می‌آید، در حدود سی ‪ کیلومتری جنوب غربی زابل و میانه دریاچه هامون قرار دارد

ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:30  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با سلیمان تپه – ایران

آشنایی با سلیمان تپه – ایران

فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران- خانپویا (م  .  م)
سه تپه تاریخی سلیمان تپه، زیرز، مازیر و یا زیر تپه در کشور عراق و در نزدیکی مرز منطقه مهران در استان ایلام قرار دارد

این آثار تاریخی در کشور عراق، اطراف جلگه بین النهرین، در ناحیه‌ای واقع بین آخرین دامنه‌های کوه و نقطه که رودخانه از نظر محو می‌شود (در رود طورسک) واقع هستند.

سه تپه تاریخی سلیمان تپه، زیرز، مازیر و یا زیر تپه نخستین اثر ملی ایران هستند که به پیشنهاد آندره گدار باستان‌شناس مشهور در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدند.

در توضیحات آندره گدار در مورد این آثار تاریخی آمده است: «تپه باستانی مازیر، زیرتپه، سلیمان تپه،‌ زیرز تماما پوشیده از تل‌ها و آثار باقی مانده شهرهای مستحکمی هستند که در زمان قدیم «کوسته ان ها، کاستی‌ها» یا قوم کاسی‌ها یا کاسیت‌ها برای استقامت در مقابل آسوری‌ها و عیلامی‌ها آنها را بنا کردند».

مازیر، زیرتپه، سلیمان تپه،‌ زیرز» نام داشت که این تپه باستانی در سرزمین «ایران زمین» یعنی کشور عراق واقع شده است. عمده‌ترین آنها سلیمان تپه – یا زیر زیرتپه است که به جهت تامین عبور و مرور از آفتاب رو در کنار رودخانه طورسک واقع می‌باشد.

بر طبق عقیده ژاک دمرگان (در کتاب هئیت اعزامی به ایران، جلد دوم مطالعات جغرافیایی ، صفحه ۲۳۸) سلیمان تپه تماما متعلق به عهد ایلامی‌ها است.

این اثر تاریخی بر اساس قانون عتیقیات که در تاریخ 12 آبان ماه 1309 در مجلس شورای ملی به تصویب رسید، با نام سلیمان تپه، زیرز، مازیر و یا زیر تپه که در تاریخ 24 شهریور سال 1310 توسط آندره گدار معرفی شده بود در فهرست آثار ملی ثبت شد.

طبق فصل اول این قانون کلیه آثار اقوامی که تا انتهای دوره زندیه در خاک ایران زندگانی کرده‌اند، عتیقه نامیده می‌شود و در 28 آبان سال 1311 نظام‌نامه اجرایی قانون عتیقیات در 4 فصل به تصویب رسید.

با این وجود هم اکنون این اثر تاریخی که در نزدیکی مرز منطقه مهران در استان ایلام قرار دارد جزو خاک کشور عراق است و به ایران تعلق ندارد.

محل قرار گرفتن این سه تپه تاریخی که در زمان ثبت ملی در خاک ایران بود، اما بر اساس قرار داد 1975 الجزایر میان ایران و عراق و انجام یک سری توافقات مرزی به عراق داده شد و در عوض بخش‌هایی از خاک عراق به ایران واگذار شد.

ثبت سلیمان تپه ، زیرز و مازیر پیش از امضای قرارداد الجزایر انجام گرفته است و به همین دلیل الان این آثار متعلق به کشور ما نیست.

قدمت این سه اثر تاریخی به دور عیلامی برمی‌گردد و سند ثبت ملی آنها به امضای مدیر کل عتیقه‌جات و وزیر وقت معارف رسیده است.

سه تپه تاریخی سلیمان تپه، زیرز، مازیر و یا زیر تپه در سال 1310 به پیشنهاد آندره گدار و توسط وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه با شمار 1 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ساعت 20:28  توسط پویا  |  آرشیو نظرات

آشنایی با کوشک سرهنگ‌آباد – اصفهان

آشنایی با کوشک سرهنگ‌آباد – اصفهان

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- خانپویا (م  .  م)
کوشک یا کاخ و یا شکارگاه سرهنگ‌آباد در روستایی به همین نام از توابع دهستان سفلای زوار، در 76 کیلومتری شرق اردستان از شهرستان‌های استان اصفهان قرار دارد

موقعیت جغرافیائی ویژه روستای سرهنگ آباد، در دامنه کوه‌های دهستان کچو و طراوت و سبزی آن باعث شده است که از دیرباز به عنوان منطقه‌ای ییلاق نشین در شهرستان اردستان مورد توجه قرار گیرد. همین امر باعث شده که در سال‌های قبل این روستا از روستاهای پر جمعیت و حاصلخیز شهرستان اردستان باشد.

کوشک سرهنگ آباد توسط سهام السلطنه عرب عامری در حدود سال 1299 قمری مصادف با دوره ناصرالدین شاه قاجار برای پذیرایی از شاهزاده‌های قاجاری ساخته شده است.

more  تبادل کوشک و شکارگاه قاجاری با هتل

این کاخ که شباهت زیادی به چهل ستون اصفهان و باغ عفیف آباد شیراز دارد، مجموعه کاملی از یک بنای شاهانه است و برای شکارگاه نیز به دلیل کوهستانی بودن منطقه استفاده می‌شده است.

عمارت چهل ستون سرهنگ آباد، زیباترین کاخ تاریخی کویر باقی مانده از دوران قاجار است و هدف از ساخت آن که مشتمل بر یک کوشک و شکارگاه است، بیشتر جنبه تفرجگاهی بوده است.

این کاخ دارای سقف‌های چوبی و تزئینات سنگی شبیه به آنچه در عالی‌قاپو و چهل‌ستون مشاهده می‌شود، است و به‌رغم این که به‌عنوان کوشک و شکارگاه به فرمان سهام‌السلطنه بنا شده، ولی هیچگاه مورد استفاده او قرار نگرفت.

گچبری‌های این کاخ در نوع خود بی‌نظیر است. آیینه‌کاری‌های مجموعه و نقاشی‌های موجود و نقش چوب‌ها از منبت و معرق تا تراش سنگ‌های کاخ به صورت عالی در بنا استفاده شده است. همچنین این کاخ دارای 20ستون سنگی است و 3 ایوان جنوبی، شرقی و غربی این بنای با شکوه با نمای سنگی زیبا به ترتیب مشرف به رودخانه و چمنزار و کوهستان است.

سقف‌ها با استفاده از تیرک‌های چوبی که دارای روکش فلزی هستند پوشانده شده و حجاری‌های بسیار ماندگاری نیز روی سنگ‌های مرمر این مجموعه به یادگار مانده است.

شاه‌نشین مجموعه تاریخی سرهنگ‌آباد در 3 طبقه احداث شده و در ایوان جنوبی آن نیز یک استخر بزرگ با پوشش فلزی احداث شده است. تنها سقف کاخ و شاه‌نشین دارای پوشش فلزی است و دیگر بخش‌های عمارت از خشت ساخته شده که به‌دلیل همین پوشش فلزی نیز مجموعه کاخ نسبت به دیگر بخش‌ها سالم مانده است.

عمارت سرهنگ‌آباد دارای 2 بادگیر قرینه است که یکی از آنها به‌طور کامل تخریب شده و دیگری سالم مانده است. قاعده بادگیر موجود در عمارت تاریخی سرهنگ آباد 2 متر و ارتفاع آن به 10 متر می‌رسد. معماری بادگیرها به گونه‌ای است که در ارتفاع 7 متری، شکل دایره‌ای بادگیر تبدیل به یک 8 ضلعی شده و از همانجا بادگیر به 2طبقه تقسیم می‌شود.

عمارت تاریخی سرهنگ آباد اردستان در مساحتی حدود 600 مترمربع احداث شده و کوشک اصلی آن 3 طبقه و 1500 متر زیربنا دارد. این مجموعه 3 بخش دیگر نیز دارد که در منتهی‌الیه شرقی مجموعه واقع شده و مشتمل بر حمام و سکونتگاه خدمه و اصطبل است. در منتهی‌الیه غربی نیز بادگیرخانه و شاه‌نشین قرار دارد. این مجموعه همچنین دارای جریان آب است که از کنار آن عبور می‌کند.

این کاخ شامل تالار کاخ با ترکیبی از سازه‌های خشتی، آجری و چوبی و تزیینات نقاشی، آیینه‌کاری و نقاشی پشت شیشه و قراول‌خانه، حمام، برج‌های دیده‌بانی، اصطبل، آسیاب است.

در کاخ سرهنگ آباد، برای شرب و چرخش آسیاب و آبیاری درختان، از آب قنات سرهنگ آباد استفاده می شده است که از وسط باغ عبور کرده و به اطراف چهلستون صفا می بخشید و در حوض ها (وسط حیاط خلوت و حوض ایوان عمارت چهلستون) جای می‌گرفته است و محور اصلی شکل دهنده فضاهای باغ بوده است.

گیاهان هم به دو صورت انتزاعی و واقعی زینت بخش این باغ بوده اند بیشتر تزئینات در این باغ الهام گرفته از گیاهان است، آنچه که امروزه از پوشش گیاهی در این باغ باقی مانده است شامل درختان قطور و کهن چنار ـ که عمدتاً در دو طرف محور آب (جوی و استخر) و دو ردیف مشخص قرار دارند ـ چندین سرو … است. باغچه بندی‌هائی که در گذشته عمدتاً نظم پوشش گیاهی را در این مجموعه تعریف می‌کرده‌اند.

معماری این مجموعه تلفیقی از معماری دوره قاجاریه و سبک دوره صفوی است به طور مثال ایوان عمارت اصلی با ستون‌های چوبی شبیه ایوان چهلستون ساخته شده و یا از قوس‌های نیم دایره‌ای شکل و تزئینات رایج در دوره قاجار استفاده شده است و تنوع فضای خاص دوره قاجاریه با قدرت هر چه تمام‌تر جلوه‌گری می‌کند و در نوع خود یکی از نمونه های موفق معماری دوره قاجاریه است.

کاخ سرهنگ آباد در گذشته دارای دو فضای باز اصلی بوده که امروزه بقایائی از آنها باقی مانده که یکی از آنها به فرم حیاط مرکزی بوده است و ورودی اصلی، اتاق‌های اندرونی، حمام مجموعه و اصطبل و یکی از وجوه عمارت چهلستون در اطراف آن قرار داشته اند و در وسط آن یک حوض و دو باغچه قرار داشته است، دومین فضای باز، باغ مجموعه بوده است که در دو طرف آن، عمارت بادگیر و چهلستون قرار داشته اند. در طراحی این مجموعه سعی شده بود که بهترین چشم اندازها به کوه های اطراف و فضاهای سبز وجود داشته باشد.

بناهای این مجموعه به ترتیب موقعیت قرارگیری بر دامنه کوه عبارتند از:

  • ساختمان مشرف بر استخر که آسیاب بوده است و شاه نشینی داشته به نام عمارت بادگیر که از قسمت های دیگر باغ قدیمی تر بوده است که امروز به حالت نیمه مخروبه درآمده و تنها بادگیر آن باقی مانده است.
  • عمارت چهل ستون که ساختمانی ییلاقی و تابستانی است، مهم ترین بنا در این مجموعه است که به سبک چهلستون اصفهان در دو طبقه ساخته شده است و ده ها معمار، سنگ کار بر روی آن کار کرده اند این بنا دارای دو بخش نیمه باز (ایوان با ۱۶ ستون چوبی شبیه ستون های چهلستون) و بسته (اتاق ها، شامل یک تالار بزرگ در وسط است و در هر طرف آن دو اتاق) می باشد در ایوان چهلستون حوض آبی مرمرین وجود داشت که امروزه بقایائی از آن باقی مانده است. سقف آن سراسر نقاشی شده بود و سرستون های ایوان چوبی و مقرنس شکل است و روی آنها آینه کاری و نقاشی شده است زیر سقف دور ایوان کتیبه ای از آیات قرآنی به خطر زرین بر زمینه لاجوردی نوشته شده بود.
  • حیاط خلوت، حوض بزرگی در وسط دو باغچه در طرفین آن قرار داشته است و اتاق های اندرونی در دو ضلع این حیاط واقع شده بودند. امروزه بقایائی از آن باقی مانده است.
  • تشکیلات ورودی شامل سر در ورودی، هشتی، راهرو بوده که سر در ورودی این ساختمان با وجود آسیب دیدگی بسیار، هنوز هم مجلل است. دارای مقرنس های گچ بری شده و یک گلدسته بوده است. کوبه و حلقهٔ در ورودی نوشته داشته ولی زنگ زدگی مانع خواندن مطالب آن است. گل میخ های در ظریف و همه کوبیده کاری شده است. هشتی مجموعه هم بسیار کار شده بوده است.
  • در گذشته حمام بزرگ و خوش طرحی چسبیده به قسمت اندرونی وجود داشته است که سربینه اش دارای نقش و نگار بوده و بدنه آن سراسر کاشی بوده است. حمام مجموعه شامل فضاهائی چون سربینه، گرمخانه، دالان و خزینه و حوض مرمر بوده است.
  • اصطبل برای نگهداری حیوانات.
  • دو برج با کاربری نگهبانی در این مجموعه وجود داشته اند.

برای تزئینات دیوارهای خارجی بنا هم مانند دیوارهای داخلی از گچ بری، آینه کاری، خطاطی، حجاری و مجسمه سازی استفاده شده است. نحوه استفاده از مصالح و ترکیب بندی آنها هم به تزئین بنا کمک بسیار کرده است.

برخی مصالح به کار رفته در این بنا مانند سنگ مرمر شفاف، ستون های رنگی و پایه های چوبی ستون ها با الاغ و قاطر شتر از فرسنگ ها دور به سرهنگ آباد حمل شده اند. ستون های چوبی آن از قصبات شهرستان اردستان، به وسیله شتر به آن جا حمل شده است.

ستون های رنگی و مرمرهای زیبای آن را از معادن اطراف یزد استخراج و بار شتر کرده و به محل باغ آورده اند، هم چنین از مصالح موجود در محل مانند خاک و سنگ استفاده زیادی در ساخت بنا شده است.

کاخ یا کوشک و یا شکارگاه سرهنگ‌آباد در سال 1355 توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره 1278 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

WhatsApp us