ضرب المثل های چوبی

ضرب المثل
ضرب المثل
ضرب المثل
ضرب المثل

1- چوب تو آستین کسی کردن یعنی آبروی کسی را بردن ، کسی را بشدت تنبیه و مجازات نمودن.

2- چوب توی لانه زنبور کرده اند یا چوب تو سوراخ زنبور کردن
یعنی به یک باره جمع کثیری از مردم از محلی خارج شدند

3- چوب دو سر طلاست
یعنی از همه طرف مورد تحقیر و تکفیر واقع شده است. ازاینجا رانده و از آنجا مانده، بی ارزش و اعتبار شدن نزد دو طرف قضیه

4- چوب را که برداری گربه دزده فرار می کنه
یعنی کسی که مرتکب عمل خلافی شده است به محض کوچکترین اشاره ای از طرف دیگران عکس العمل نشان می دهد.

5- چوب لای چرخ کسی می گذارد
یعنی برای جلوگیری از پیشرفت کار کسی برای او ایجاد مزاحمت و اشکال تراشی می کند.

6- چو بکاری می کند
یعنی کسی را خجالت می دهد، کسی را بخاطر عمل نابجایش سرزنش می کند.

 بقیه رو در ادامه مطلب ببینید …

7- چوب کسی را می خوردیعنی یک نفر دیگر خلاف کرده است ولی او مجازات آن را تحمل می کند.

8- چوب زدن بر آب یعنی کار بیهوده انجام دادن

9- زاغ سیاه کسی را چوب زدن این مثل وقتی به کار می رود که کسی، کسی را می پاید و می خواهد ببیند او چه می کند و از چیزهایی پنهان و رازهایی آگاه شود که برایش سودمند است

10- چوب خدا صدا نداره، هر كی بخوره دوا نداره

11- چوب معلم گله، هر كی نخوره خله

12- چوب تر را چنان كه‌خواهی پیچ / نشود خشك جز به آتش راست (‌سعدی)

اطفال اگر در كوچكی تربیت نشوند چون بزرگ شدند دیگر تربیت نپذیرند، همچنان كه نهال و چوب تر را می‌توان به هر سوی گرایش داد ولی شاخه كلفت درخت و چوب خشك را كاری نمی‌توان كرد.

13- چوپان چوبش را انداخت کنایه از اینکه چوپان گله را ول کرد

14- چوب تو کثافت ور کردن کنایه از اینکه مسأله ای را زیادی کش بدهند

(هرچی بیشتر چوب تو کثافت ور کنی گَندش بیشتر می شه )

15- چوبهای کج کنایه از کسانی که کارشکنی می کنند

16- مثل چوب خشک شده بود کنایه از اینکه لاغر و ضعیف شده بود

17- چوب خرس به بُته خورده کنایه از فراوانی میوه

18- حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد

19- گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند (مثل آلمانی)

20- اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد، هر تکه چوبی ، مانع عظیمی بر سر راهت خواهد شد

21- ای نونی مو مهمونم ؛ یو چو یو همبونم (مثل بختیاری)

اگر نمی دانی من مهمانم ؛ این چوب واین هم انبانم یعنی از لوازم وبنه ام بفهم که من مهمان هستم

این ضرب المثل زمانی بکار می رود که از آثار و شواهد چیزی پی به وجود آن برده نشود.

22- خر و گاو را با یک چوب نمی‌رانند یا همه خرها رو به یك چوب نمیرونند !

23- گر نبودی چوب تر، فرمان نبردی گاو و خر یا تا نباشد چوب تر ، فرمان نبرد گاو و خر

24- یك بار جستی ملخک، دو بار جستی ملخک، بار سوم چوب است و فلك

25- وای بباغی كه كلیدش از چوب مو باشه !

26- هم چوب را خورد هم پیاز را، هم پول را داد

این ضرب المثل از آنجا باب شد که شخص خطاكاری بود كه حاكم دستور داد برای جریمه خطایش یا صد ضربه چوب بخورد یا یك من پیاز بخورد یا اینكه صد تومان پول بدهد. مرد گفت : «پیاز را می‌خورم» یك من پیاز برای او آوردند، مقداری از آن را كه خورد دید دیگر نمی‌تواند بخورد گفت : «پیاز نمی‌خورم، چوب بزنید» چند ضربه چوب كه زدند گفت : «نزنید پول می‌دهم» او را نزدند و صد تومان را داد.

27- از یک تراشه چوب تیر سقف درست کردن مترادف فارسی: از كاه، كوه ساختن

28- مثل چوب خشک درآمدن یعنی از تعجب در جا بی حرکت ماندن

29- همه را به یک چوب می راند

یعنی با همه چه خوب و چه بد بطور یکسان برخورد می کند ، فرقی بین آنها نمی گذارد.

30- آدمی را آدمیت لازم است / چوب صندل بو ندارد هیزم است

31- یک دیوانه با چوب خودش فلک میشه

32- فلانی را به چوب بستن یعنی فلک کردن

منبع :Student of Rajaee University Wood Dept

WhatsApp us