افراد بزرگی برای ارکستر ملی زحمت کشیده بودند/ ضرر می کنیم

افراد بزرگی برای ارکستر ملی زحمت کشیده بودند/ ضرر می کنیم

ارکستر ملی

منوچهر صهبایی معتقد است ادغام ارکستر های ملی و سمفونیک تهران کاری غیر حرفه ای است که موجب خدشه دار شدن تاریخ موثر فعالیت این دو مجموعه موسیقایی می شود.

افراد بزرگی برای ارکستر ملی زحمت کشیده بودند ، ضرر می کنیم .

 

منوچهر صهبایی که پیش از حضور علی رهبری در ایران از سوی مدیران دفتر موسیقی وزارت ارشاد به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران معرفی می شد در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به ادغام ارکسترهای ملی و سمفونیک تهران و رسیده به عنوان «ارکستر سمفونیک ملی ایران» توضیح داد: به اعتقاد من مساله ادغام ارکسترها به هیچ عنوان حرفه ای نیست.

 

وی با اشاره به سابقه ناگهانی انتخاب رهبر برای ارکستر سمفونیک تهران در حالی که انتظار می رفت وی این مسئولیت را برعهده بگیرد، بیان کرد: در حالی که مسئولان مربوطه هدایت ارکستر سمفونیک تهران را به من سپردند ناگهان در جلسه مطبوعاتی اعلام کردند که آقای علی رهبری به عنوان مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شده است؛ موضوعی که من تا قبل از برگزاری نشست از آن خبر نداشتم.

ارکستر ملی

این موزیسین ادامه داد: حالا و بعد از اینکه این شرایط غیرحرفه ای را برای من به وجود آوردند، کارها را به سمتی پیش برده اند که ارکسترها در هم ادغام شوند؛ موضوعی که کاملا غلط است و باعث می شود یک سنتی که از ۷۲ سال پیش توسط پرویز محمود پایه گذاری شد به فراموشی سپرده شود. به اعتقاد من ادغام ارکسترها کار بسیار خطایی است ضمن اینکه از بین بردن نام ارکستر ملی هم اشتباه است و این راهی که دوستان می روند مسیر پر اشتباهی است که بعدها متوجه ضرر و زیان آن خواهند شد.

 

صهبایی با تاکید بر اینکه راهی که برای ارکسترها انتخاب شده به بیراهه می رود، عنوان کرد: به نظرم ارکسترها و وزارت ارشاد بازیچه سیاستگذاری های شخصی شده که واقعا در سطح موسیقی این سرزمین نیست و به نظر من بهتر است آقایان مسوول نظارت بیشتری بر فعالیت های این چند ماه ارکسترها داشته باشند. متاسفانه برخی افراد با غلوهایی که می کنند مشغول مطرح کردن خود هستند و ضرر آن به ساختار ارکسترها می خورد. اینها واقعیتی است که من حاضرم درباره آن دلایل بیشتری را بازگو کنم که به طور حتم از سر دلسوزی است و نه چیز دیگر.

 

این هنرمند بیان کرد: این حرف ها را کسی می زند که خوشبختانه هیچ نیازی به پول و دستمزد و جایگاه شغلی این ارکسترها نداشته و ندارد. من هیچ مساله ای با کنار گذاشتن خودم ندارم که عده ای فکر کنند به خاطر اینکه من را کنار گذاشتند این انتقادها را انجام می دهم. کما اینکه من قبل از این ماجراها نامه هایی را به دفتر وزیر ارشاد و دیگر دوستان ارسال کردم و گفتم که راهی که پیش روی ارکسترها قرار گرفته راه درستی نیست.

 

وی در بخش پایانی صحبت های خود درباره ارکستر ملی هم توضیح داد: ارکستر ملی از مجموعه های ارزشمند موسیقی ماست که افراد بسیار بزرگی برای آن زحمت کشیده اند، هنرمندان بزرگی چون استاد صبا تا هنرمند ارزشمندی همچون فرهاد فخرالدینی. حالا حیف نیست که این همه زحمت فراوان به یکباره به دلیل انگیزه های شخصی با تغییر نام از بین برود؛ نامی که برگرفته از یک سنتی است که نمی توان به این راحتی آن را فراموش کرد. برخی افراد که ادعا می کنند من با انگیزه های شخصی در ارکستر سمفونیک تهران حضور داشتم بدانند که من قبل از پذیرش این سمت شرط هایی گذاشته بودم که مهم ترین آن انعقاد قرارداد با نوازندگان بود اما متاسفانه برخی ها مسائلی را به راه انداختند که من را واقعا دل آزرده کرد.

 

منبع : mehrnews.com

منوچهر صهبایی ارکستر زهی ایران را رهبری می‌کند

صهبایی، رهبر ارکستر، موسیقی‌شناس و تکنواز ابوا همراه با روزبه تابنده و ارکستر زهی ایران در بخش جنبی جشنواره به روی صحنه می‌رود.

خبرگزاری فارس: منوچهر صهبایی ارکستر زهی ایران را رهبری می‌کند

به گزارش خبرگزاری فارس، ارکستر زهی ایران  با حضور صهبایی و تابنده ‌شنبه ۲۹ بهمن ساعت ۲۱:۳۰ در سالن رودکی  به صحنه می‌رود.

در اجرای ارکستر زهی ایران، نوازندگان با تجربه و چهره های شناخته شده سازهای زهی کشور در کنار نوازندگان جوان تر این ژانر به رهبری منوچهر صهبایی به اجرای آثار ارکسترال ایرانی خواهند پرداخت.در واقع  این کنسرت به معرفی و اجرای آثار روزبه تابنده اختصاص دارد .

صهبایی دانش‌آموخته هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) است که زیر نظر آنتون کادلتس  سازابوا را آموزش دید و از اساتیدی چون  حسین ناصحی تهرانی و شفیقه صدقی آهنگسازی و  پیانو را آموخت.

منوچهر صهبایی برای معرفی و اجرای قطعات سمفونیک آهنگسازان ایرانی کوشش‌های زیادی کرده و تاکنون به همت وی آثاری از آنها با ارکستر فیلارمونیک تپلیس (چک)، ارکستر سمفونیک سنت گالن (سوئیس)، ارکستر زهی پراگ (چک)، ارکستر فیلارمونیک پلوودیو (بلغارستان)، ارکستر تون کونسلر (فورآرلبرگ اتریش) و… ضبط شده است؛ آثاری از  حسین دهلوی، ثمین باغچه‌بان، حسین ناصحی، محمدتقی مسعودیه، مصطفی کمال پورتراب، حشمت سنجری، مرتضی حنانه، حسین یوسف زمانی، علیرضا مشایخی و…

منوچهر صهبایی دو سال رهبر و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران بود و از سال ۱۳۸۸ در کنسرت‌های با سازماندهی سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی در اروپا، ارکستر سمفونیک تهران را در سلسله برنامه‌هایی در اروپا رهبری کرد؛ کنسرت‌های رایگان با عنوان «صلح». برنامه ارکستر در روتردام با درگیری شدید فیزیکی مخالفان جمهوری اسلامی و کارمندان سفارت ناتمام ماند.

بیست و نهمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر ۲۴ بهمن تا یکم اسفند به دبیری حسن ریاحی برگزار می‌شود.

انتهای پیام

 

منبع : خبرگزاری فارس

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

گفت‌وگوی ویژه با خواننده آلبوم «مدارا» که سال 93 را سال کم اتفاق حوزه موسیقی در کشور می‌داند.

کاراکتر‌دار بودن از جمله شاخصه‌های مهم اوست. صدای خاص و لحن متمایز‌اش او را در سال‌هایی که وارد حوزه رسمی موسیقی در کشور شده، با اهمیت کرده است.

«شهرام شکوهی» با آلبوم «مدارا» همه معادله‌های بازار موسیقی کشور را به هم زد و توانست به پدیده‌ای جدید در این حوزه بدل شود؛ پدیده‌ای که خیلی‌ها اعتقاد دارند به مرور در حال تثبیت سبک و آثارش بین دوستداران موسیقی کشور است و به مرور در حال پوست‌اندازی و ورود به جغرافیای مخاطبان موسیقی نسل جدید کشور.  این خواننده که آلبوم دومش را با نام «کولی عشق» سال قبل به بازار موسیقی کشور فرستاد، در گفت‌وگویی از موسیقی در سال 93 و ارتباط پدر و دختری‌اش حرف زد، ارتباطی که خودش به‌شدت درگیرش است و ناراحت از اینکه چرا به خاطر خواننده بودنش، درست نمی‌تواند وظایف پدری‌اش را انجام دهد.

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

مهم‌ترین اتفاق سال 93 از دیدگاه شهرام شکوهی چه چیزی می‌تواند باشد؟

مهم‌ترین اتفاق موسیقی سال 93 «بی‌اتفاقی» آن بود.

جدی؟ یعنی واقعا خودت هیچ اتفاقی را امسال حس نکردی؟

چندان نه؛ ولی شاید گزینه‌های تو به من کمک کند.

مثلا آلبومی که مدنظرت باشد و بخشی از علاقه تو را جلب کرده باشد و دوستش داشته باشی و احساس خوبی نسبت به آن پیدا کرده باشی.

من فکر می‌کنم توقع همه ما از موسیقی داخل کلا بالا رفته است. مثلا آلبوم‌هایی که می‌آید هیچ کدام آلبوم ضعیفی نیست و این واقعیت است ولی توقع بالا رفته است. هرکدام از آلبوم‌هایی که می‌آید، با بی‌تفاوتی و حتی در بعضی مواقع با کوبیده شدن توسط منتقدان و دوستان روبه‌رو می‌شود. شاید اگر هرکدام از اینها پنج سال پیش به‌صورت تکی بیرون می‌آمد، هرکدام می‌توانست اتفاق بزرگی در موسیقی ما باشد. الان احساس می‌کنم یک اتفاقی افتاده که از هر لحاظ که حساب کنیم نمی‌توانیم بگوییم که هیچ‌کدام از آلبوم‌ها ضعیف هستند و برای اینکه آلبوم‌ها یک «اتفاقی» بشوند، باید یک چیز عجیب و غریب باشند تا بتوان به آنها «اتفاق» گفت.

تو فکر می‌کنی ذائقه و سلیقه مخاطب پیشرفت کرده و رو به بالا شده است یا نه آرتیست‌های ما ضعیف شده‌اند؟ بالاخره یکی از این دو دلیل باید باشد.

آرتیست که ضعیف نمی‌شود. هر کدام از آلبوم‌های بچه‌ها را بخواهی، نسبت به آلبوم‌های قبلی‌شان مقایسه کنی ضعف و قوت 10درصد یا 20 درصد تقریبا در یک مقیاس است چون همه تقریبا تا یک حدود بسیاری راه خودشان را پیدا کرده‌اند و کسی نمی‌آید مثل قدیم به یکباره آلبومی در سبک راک بخواند و آلبوم بعدی را در سبک جاز و بلوز بخواند و در یک مدل دیگر کار کند. الان اکثر بچه‌ها به یک ثباتی رسیده‌اند. من فکر می‌کنم یک بخشی از آن مربوط به مخاطب است که توقعش بالا رفته است و بخشی از آن هم مربوط به این است که متاسفانه کمی بچه‌ها درگیر تکرار شده‌اند که کاملا طبیعی است. درآمدن از پیله شخصیت موسیقایی که هرکدام از بچه‌ها برای خودشان درست کرده‌اند، کمی سخت است و راه خیلی مطمئنی نیست.

می‌خواهم درباره صحبت‌هایی که در سال 93 درمورد شخص خودت شد، صحبت کنی. لطفا بهترین نقد و بهترین دیالوگی که درمورد آثار خودت در جامعه و اطرافیان و موزیسین‌ها شنیدی بگو.

من کلا زیاد در حاشیه نیستم و خداروشکر خیلی درمورد ما صحبت نمی‌کنند ولی چیزی که برایم جالب بوده و در این چند وقت خیلی پیش آمده این است که طیف سنی که فکر می‌کردیم مخاطبان ما 25 سال به بالا باشند ولی چند وقتی است که واقعا شگفت‌زده می‌شوم که هرازگاهی طیف‌های سنی خیلی پایین‌تر طرفدار کارهای من هستند. مثلا دختری که کلاس هفتم بود و شعرم را غلط نوشته بود و با نقاشی فرستاده بود که هم برای خودم و هم برای همسرم خیلی جالب بود. این برای ما از صد نقد مثبت ارزش بیشتری دارد که احساس می‌کنم آن بچه با یک ذره موسیقی که بلد است، خاص‌تر است و ارتباط برقرار می‌کند.

و اینکه دخترت کدام‌یک از آثارت را بیشتر از همه دوست دارد و می‌خواند. آیا کارهای تو را گوش می‌کند و دوست‌شان دارد؟

خب معمولا به اقتضای سنش کارهای شاد را بیشتر دوست دارد. حتی بعضی مواقع در کنسرت‌هایم هم خودش فیلم می‌گیرد و آنقدر بلند می‌خواند که صدای من معمولا محو می‌شود!

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

می‌خواهم درمورد رابطه ات با دخترت بپرسم. بهترین واکنشی که از دخترت درباره کارهای خودت دیده‌ای یا شنیده‌ای را بگو.

(به‌شدت می‌خندد. . . )

ازش کتک خوردی؟!

نه؛ داشتیم از اصفهان می‌آمدیم. من و خانواده‌ام با هم بودیم. داشت موسیقی یکی از خواننده‌های جدید را گوش می‌داد. گفت: «پدر. . . گفتم جانم؛ گفت: صدای خودت خیلی بهتراز اینهاست و اگه پیش من خونده بودی صدات خیلی بهتر بود. می‌گفت چرا فقط مثل هم‌اند قطعات‌شان؟» واقعیتش موقع برگشتن چیزی در ماشین نداشتم چون داخل ماشین موسیقی گوش نمی‌دهم. به‌خاطر اینکه خوابم گرفته بود داخل داشبورد ماشین جز سی‌دی این دوستان چیزی نداشتم. دخترم هفت سالش است و گفت: چرا همه اینها مثل هم است؟ من هم گفتم: باباجان بلاخره همین‌طوری است و همه آثار باید به نوعی مهر و امضای سازنده‌اش را داشته باشد. گفت: «اما اگه تو میخوندی بهتر بود!»

عمده دیالوگ‌ها و بحث‌هایی که بین تو و دخترت رد و بدل می‌شود، درمورد چه موضوعاتی است؟

یک مشکلی که برای همه ما خواننده‌ها هست، این است که خیلی فرصتی نداریم وظایف پدری‌مان را درست انجام بدهیم ولی تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم برایش وقت بگذارم ولی با وجود این تلاش، فکر می‌کنم هنوز کم هست ولی حتی وقت‌هایی که خسته هستم یا فکرم درگیر هست اگه سوالی از من بپرسد یا بخواهد برایش نقاشی کنم، تا جایی که بشود به حرفش گوش می‌دهم و از کار خودم و فکری که ذهنم را مشغول کرده می‌گذرم و صرفا در همان لحظه هستم. خوب دختر عزیز دل پدر است دیگر.

برویم سراغ داستان‌های کاری مختص خودت. آلبوم دوم‌ات هم منتشر شد و بازتاب‌ها و واکنش‌های آن را هم در جامعه شاهد بودیم. حتی من در کنسرت‌هایت هم کاملا داشتم میزان همخوانی‌ها را رصد می‌کردم؛ کارهای تو در هر دو آلبوم تقریبا به یک میزان مورد استقبال قرار گرفته است. البته جز تراک «مدارا» که استثنا است و همچنان با فاصله رتبه اول است. شاید احساسی که خودت به آن داری و در اجراها هم شاهد آن هستیم باعث شده همچنان «هیت تراک» تو باشد. آیا به این فکر کرده‌ای که روزی قطعه‌ای داشته باشی و محبوبیت مدارا را هم رد کند؟

بحث قطعه نیست. یک‌جورهایی اگر بخواهم از بحث موسیقایی نگاه کنم، قطعه بهتر از مدارا هم دارم. «مدارا» یک‌جورهایی شبیه خود من است چون من با این تراک معرفی شدم و من را با این تراک می‌شناسند؛ نمایه‌های سبک و مدلی که در موسیقی آورده‌ام در همین تراک وجود دارد. مثلا تحریرهای طولانی آن؛ مخصوصا موقع اجرا این‌گونه نمی‌خوانم و همان‌طور که دیدی قسمت آخر آن را کاری می‌کنم که شاید خیلی در ایران نباشند که بتوانند این‌گونه بخوانند. البته تعریف از خود نباشد. این چیزها در این آهنگ باعث شده که مخاطب از آن لذت ببرد. من بچه که بودم پدرم کار ایرج و گلپا را دوست داشت و آلبوم‌های آنها را داشت.

من همیشه با وجود سن کم یادم می‌آید یکی از کارهای استاد گلپا بود که من با وجود بچگی تایم می‌گرفتم و حدود 20 ثانیه تحریر پشت هم و چه چه میزدم و واقعا لذت می‌بردم. ما بعضی چیزها را دوست داریم چون خودمان هم می‌توانیم در آن قالب باشیم و بعضی چیزها را دوست داریم چون شاید نتوانیم آن کارها را خودمان انجام دهیم. مثلا یک ابرقهرمان را دوست داریم چون می‌تواند کاری کند که ما دوست داریم ولی نمی‌توانیم انجام دهیم ولی از طرفی یکسری شخصیت‌ها را در فیلم‌ها دوست داریم به‌خاطر اینکه شبیه خودمان هستند؛ با همان نقطه قوت‌ها و ضعف‌های خودمان.

رابطه شهرام شکوهی با دخترش چه جوریه؟

 

با تو موافقم.

من بعضی مواقع احساس می‌کنم درمورد «مدارا» مخصوصا در قسمت آخرش مخاطب من دوست دارد وقتی با من همخوانی می‌کند و نفس کم می‌آورد. لذت می‌برد که خواننده‌ای که دوست دارد تا چقدر می‌تواند نفسش را بکشد و ادامه بدهد و برایش عذاب‌آور نیست ولی واقعیت آن است که از نظر شعر و موسیقایی کارهای هیت‌تر از مدارا هم دارم و فکر می‌کنم تراک «اسیری» و «دل دیوونه» من در برهه‌ای که آمد همه گیرتر از مدارا شد.

من قطعه «هوس» تو را از همه کارهایت بیشتر دوست دارم.

هوس هم دقیقا همین است. من واقعا چند قطعه دارم که نمی‌توانم انتخاب کنم. یک بار یکی از دوستان مشترک‌مان به من زنگ زده بود که یکی از تراک‌هایت را به من بگو که به عنوان قطعات محبوب انتخاب کنم برای یک رای‌گیری در مجله. به او گفتم خودت انتخاب کن و گفت من اگر بخواهم انتخاب کنم «دلم خونه» را انتخاب می‌کنم. من دقیقا مشکلم همین است که با هرکسی که کارهای من را دوست دارد صحبت می‌کنم، هرکدام یک تراک را انتخاب می‌کنند. یکی «دل دیوونه» را دوست دارد، یکی «خیال کن»، «اسیری» و یکی مثل تو «هوس» را دوست دارد. این البته حسن بزرگی هست ولی خودت دیده‌ای که در کنسرت‌های من در هیچ‌کدام از کنسرت‌ها مردم پچ پچ نمی‌کنند و بی توجه نمی‌شوند. یعنی هر بخشی از جمع با هر کدام از آهنگ‌ها خاطره دارد. خب این هم حسن است و من واقعا خدارا شکر می‌کنم که تراک‌ها درصدی کم و زیاد همه آنها با مردم ارتباط برقرار کرده‌اند.

تو خودت «شهرام شکوهی مدارا» را بیشتر دوست داری یا «شهرام شکوهی انگیزه» را؟

مدارا.

  • یعنی آن فضاها بیشتر باب میل‌ات است؟

مسلما. اگر یادت باشد اوایلی که باهم صحبت کردیم، ما مشکل‌مان یک مسئله است؛ مسئله این است که چون مارکت ضعیفی داریم خواننده‌های ما نمی‌توانند سراغ خاص خواندن بروند. من اگر بخواهم صرفا به علایق موسیقایی خودم نگاه کنم، بیزینسم کلا معطل می‌شود ولی در آمریکا هر خواننده‌ای بازار خودش را دارد و همیشه در حیطه تخصصی خودش کار می‌کند. همان‌طور که خواننده و نوازنده کلاسیکش این کار را می‌کند، خواننده جاز و پاپ و راک هم در حوزه خودشان می‌توانند کار کنند. چرا؟ چون از نظر مالی تامین هستند ولی من اگر بخواهم به سلیقه خاص خودم کار کنم ممکن است در کارهایم آهنگ شش و هشت نداشته باشم و اگر آهنگ شش و هشت نداشته باشم ممکن است کنسرت‌هایم افت کند. درواقع ما باید مخاطب جدید جذب کنیم و از 19 اسفند 91 که اولین اجرای رسمی من در تهران بود، طی دوسال در تهران 80هزار قطعه بلیت به فروش رفته است حالا بگذریم از اینکه تقریبا تمام شهرستان‌ها هم رفته ایم حتی بعضی‌ها را چندبار. اگر بخواهم کامل حساب کنم تقریبا 200هزارنفر طرفدار در کنسرت‌های من آمده‌اند.

اگر من بخواهم نصف آنها را راضی کنم که مجددا به کنسرت‌های من بیایند، نمی‌توانم فقط صرفا به سیستم آهنگ مدارا کار کنم. من در همان آلبوم مدارا تکلیف خودم را با موسیقی پاپ معلوم کرده‌ام و مشخص کرده‌ام که می‌خواهم کار کنم و کنسرت بگذارم. بنابراین کار هاوس می‌خوانم که «دلم خونه» را خواندم؛ کار شش و هشت می‌دهم که کار «دلبری از تو» و «می‌میرم می‌میرم» بوده؛ از طرفی کار معنایی هم می‌دهم که آهنگی مثل «گل خار» و «اسیری» بود؛ کار سنگین‌تر هم انجام می‌دهم مثل «مدارا» و «دل دیوونه». درواقع کاری کردیم که دست خود را نبندیم و روزی اگر خواستیم در آلبوم‌مان کار شاد انجام دهیم نگویند که متوجه شدند کار سنگین جواب نمی‌دهد و سبک‌شان را عوض کردند. از اول تکلیف‌مان را معلوم کردیم و از همان ابتدا خودمان را در رودخانه غرق کردیم.

اخبار فرهنگی – مجله زندگی ایده آل/برترین ها

  • سرگرمی –
    برترین ها
    Source: 33New feed
دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید یاس بنام مسافر

 دانلود آهنگ جدید یاس با نام مسافر با کیفیت 128 بصورت ( سبک ) بر روی سایت فن و هنر درج شد .

 

ترانه سرا : یاس ، تنظیم : فربد عرش ، میکس و مستر : سعید انصار

لینک دانلود

دانلود آهنگ جدید یاس بنام مسافر

دانلود آهنگ جدید یاس بنام مسافر با بالاترین کیفیت

متن آهنگ جدید یاس بنام مسافر :

من یاسرم که قاصدم عازمم

واسه حرف تازه تر که لازمن واسه رپ

یه سال و نیمه که دورم از وطن و قافلم

حالا اینا بمونه واسه بعد عازمم باس برم

می بینی دید دارم واسه پیشرفت صلح

من تا شش هفت صبح

بیدارم و دوباره می خوابم با نیش خند تو

من یه مسافرم که تو کشور مجاورم

ولی فقط اینو خدا می دونه بعد ازنجا کجا برم

این داره بم مشت میزنه

فک می کنن داره بهم خوش می گذره

شهر فرنگ و اون ور آب از دور دست بهتر و خوشتیپ تره

حرفام عین عینکه که واضح ببینی

پازل بچینی واسه یه چیزی واقعیتی که یاسر کشید

رقمی تو بانک ندارم به احدی باج ندادم

از احدی باک ندارم تو سرم الکی تاج ندارم

من واسه این نخوندم که حق فیت بیشتر بدن

بذار تا بشین پای نقد فیلم پیشرفت من

تقریبا فهمیدم که با پول و شهرت پز دادن

یعنی فورا فرصت و مفت دادن

زود از قدرت افتادن من نمیگم خوبم ممتازم

ولی اینو بودن ازم وجدانن تو رپ مولوی استادمه

خونم جوهر خودکارمه

دستات و باز کن با من عانن

اینو می دونی که منو تو باهم دنیا توی مشتمونه

من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز من میرم تا فتح رپ

دوبراه همین و بگو تو

دستات و باز کن با من عانن

اینو می دونی که منو تو باهم دنیا توی مشتمونه

من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز من میرم تا فتح رپ

بهم میگی محافظه کارم تو رپ ملاحظه کارم

بگو به کجا رسیدن اونایی که فاز مبارزه دارن

همه پخش پلا یه سری که نعشه خراب

یه که دنبال بچه عروسکا با کفش طلان

میگی من واسه شهرت می خونم

میگی واشه شو رپ می خونم

وقتی که میگی دیگه شوکت می دونم

اونوقته که شوکت می کنم

من رویا بافم ولی تورویام عمیقا چون

هر چی که تو رویام ساختم دقیقا واسم حقیقت شد

فکر من اینه که چقدر فاصله داریم از مرکز مقصد

این همه معدن و مخزن

این همه هستن مغزن

ولی وقتی که دورت دیواره دورت پر دیواره

شدی از این دورت بیزار و میری دنبال مهر ویزا

کم می کنن زن و فرزند

گوله میرن دم مقصد

خونه زندگی و آب می کنن فردا لب مرزن

سرخورده بی عاره

میگی این کلبه بیماره

دردی که عمیقه روی سرطان نمیشه چسب زخم زد

دستات و باز کن با من عانن

اینو می دونی که منو تو باهم دنیا توی مشتمونه

من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز من میرم تا فتح رپ

دوبراه همین و بگو تو

دستات و باز کن با من عانن

اینو می دونی که منو تو باهم دنیا توی مشتمونه

من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز من میرم تا فتح رپ

دو پهلو نمی خوام حرف بزنم

فازش زیادی باب شده

از بس کلمات تند می دون پهلوهاشون آب شده

ضمن این که الکی ادعا نمی کنم

فردا هم اگه بدم و بگن ضد حال نمی خورم

من کلی حرفه تو جیبم

من گوله برف تو شیبم

من روی صحنه خورشیدم

هر روز هفته پوشیدم

تا با قدرت مختار و جوهر خودکار روی صفحه دوشیدم

تا بالاخره دیدم اینو می تونم کلمات و همه توی مغر تو چیدم

تاوقتی که زندگی کار داشت می مونم

مستقیما در راستاش می دوم

من پای کار باش می مونم

زخمام و بانداژ می کنم

حرفام و تک تک یادداشت می کنم

مغزم و درگیر داستان می کنم

خود شب تا صبح با نور لپ تاپ کف دفتر و آسفالت می کنم

دیگه زمان سعود رشد سطح طبقاته

از حله حوله ها هم فاکتور بگیر که فوش بچه صلواته

می بینی قلم می دوزه زمین و زمان پیامش و میده به پیر و جوان و

من و تو می تونیم کنار همدیگه اداره کنیم مسیر جهان و

دستات و باز کن با من عانن

من یه مسافرم ولی بخیر گذشت

فقط خوشحالم که بخیر گذشت

دیگه سفر تموم شد

دانلود آهنگ جدید یاس بنام مسافر

دانلود آهنگ, دانلود آهنگ جدید, دانلود آهنگ جدید ایرانی, دانلود آهنگ رپ, دانلود آهنگ مسافر, دانلود آهنگ مسافر از یاس, دانلود آهنگ مسافر با صدای یاس, دانلود آهنگ گفتاواز, دانلود آهنگ یاس, دانلود آهنگ یاس مسافر, متن آهنگ جدید مسافر یاس ،

 

متن اهنک یاس به نام مسافر

 

من یاسرم یه قاصدم که عازمم

واسه حرف تازه تر که لازمن ، واسه رپ

یه سال و نیمه که دور از وطن و غافل از قافلم

حالا اینا بمونه واسه بعد عازمم باس برم

 

میببنی تیک دارم رو پیشرفت صلح

من تا شیش هفت صبح

بیدارمو دوباره میخوابم با نیش خند و ظهر

من یه مسافرم که تو کشور مجاورم

ولی فقط اینو خدا میدونه که بعد از اینجا کجا برم

این داره بهم مشت میزنه فک میکنن بهم خوش میگذره

شهر فرنگ اونور آب از دور دست بهتر و خوشتیپ تره

حرفام عینه عینکه تا واضح ببینی پازل بچینی

حاضر بشی تو واسه یچیزی واقعیتی که یاسر کشید

رقمی تو باک ندارم

به احدی باج ندادنم

از احدی باک ندارم

رو سرم الکی تاج ندارم

من واسه این نخوندم که حق فیت بیشتر بدن

بذار تا بشینن پای نقد فیلم پیشرفت من

تقریباً فهمیدم که با پول و شهرت پُز دادن

یعنی فوراً فرصتو مفت دادن بعد سود از قدرت افتادن

من نمیگم خوبم ممتازم ولی اینو بدون از من وجداناً

تو رپ مولوی استادمه خونم جوهره خودکارمه

 

دستا رو واکنن با من آنن

اینو میدونی که منو تو با هم

دنیا توی مشتمونه من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز..

من میرم تا فتح رپ

دوباره همینو بگو تو

دستا رو واکنن با من آنن

اینو میدونی که منو تو با هم

دنیا توی مشتمونه من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز..

من میرم تا فتح رپ

 

آه..یاس

 

بهم میگی محافظه کارم تو رپ ملاحظه دارم

هه ، بگو به کجا رسیدن اونایی که فاز مبارزه دارن

همه پخش و پلا

یسری که نعشه خراب

یسری که دنبال بچه عروسکا با کفش طلان

میگی من واسه شهرت میخونم

میگی من واسه شو رپ میکنم

وقتی که میگی دیگه شو کرد میدونم

اونوقته که شوکت میکنم

من رویابافم ولی تو رویا عمیقم چون

هرچی که توی رویام ساختم دقیقاً واسم حقیقت شد

فکر من اینه که چقدر وفاصله داریم از مرکز مقصد

اینهمه معدن و مخزن

اینهمه هستن مغزن

ولی وقتیکه دورت دیواره

دورت پُره بیکاره

شدی از این دوره بیزار و میری دنبال مُهر ویزا

کم می کنن زن و فرزند

گوله میرن دم محضر

خونه زندگی و آب می کنن فردا لب مرزن

سر خورده بی عاره

میگی این گربه بیماره

دردی که عمیقه روی سرطان نمیشه چسب زخم زد

 

دستا رو واکنن با من آنن

اینو میدونی که منو تو با هم

دنیا توی مشتمونه من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز..

من میرم تا فتح رپ

 

دستا رو واکنن با من آنن

اینو میدونی که منو تو با هم

دنیا توی مشتمونه من قدرت کلمه رو باور دارم

میرم بی حد و مرز..

من میرم تا فتح رپ

 

دو پهلو نمیخوام حرف بزنم فازش زیادی باب شده

از بس کلمه ها تند میدوان پهلوهاشون آب شده

ضمن اینکه الکی ادعا نمیکنم و فردا هم اگه بدمو بگن ضد حال نمیخورم

من کلی حرفه تو جیبم

من گوله برف رو شیبم

من روی صحنه خورشیدم

هر روز هفته کوشیدم

تا با قدرت مختار و جوهره خودکار رو صفحه دوشیدم

تا که بالاخره دیدم اینو میتونمو کلمه رو توی مغز تو چیدم

تا وقتی که زندگی کار داشت میمونم

مستقیماً در راستاش میدوام

من پای کارواش میمونم

زخمامو بانداژ میکنم حرفامو تک تک یادداشت میکنم

مغزامو درگیر داستان میکنم

خود شب تا صبح فردا با نور لب تاپ کف دفتر رواسفالت میکنم

دیگه زمان صعود و رشد سقف طبقاته

از هله هوله که فاکتور بگیر که فحش بچه صلواته

قلمه میدوزه زمین و زمان و پیامشو میده به پیر و جوان و منو تو کنار همدیگه میتونیم اداره بکنیم مسیر جهانو

 

دستارو واکن آنن با من..

 

ههه..

…یا..

 

من یه مسافرم

ولی به خیر گذشت

فقط خوشحالم که به خیر گذشت

این سفر تموم شد

 

مرتضی پاشایی

این آلبوم بعد از ماه صفر منتشر می شود

منتظر باشید…

بیشتر بخوانید پیرامون ترک اصلی آلبوم :

یه روز یه دنیا عشق داشتم …

دست خودم نبود سرنوشت خوب داشتم

حالاچی حالا کی جز خودم مونده یه آتیش به حسم به جونم

حرف پشت حرف درد پشت درد این اسمش عشقه این حسه نه که نیست

این حرفه این زندگیه نه که نیست

پس چی بگم چی بشم بشه مثل قدیما نه که نمیشه واسه ما

 

جدیدترین آهنگ های روز را از بخش  تازه ها  دانلود کنید 

 

 

WhatsApp us