0 Items

قطع رابطه با جیبوتی

قطع رابطه با جیبوتی

 

قطع رابطه با جیبوتی

قطع رابطه با جیبوتی

قطع رابطه با جیبوتی چقدر اقتصاد ایران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؟

نرخ بیکاری کشور جیبوتی 60 درصد، جمعیت زیر خط فقر در این کشور، 18.8 درصد و نرخ تورم آن 2.9 درصد است.

به گزارش صدای اقتصاد «به نظر من کشور بزرگ جیبوتی با 800 هزار نفر جمعیت نباید با کل ایران قطع رابطه می کرد، حداکثر باید با قرچک ورامین قطع رابطه می کرد.» طنزهایی از این دست این روزها در فضای مجازی به طور فزاینده ای دست به دست می شود، درست بعد از حمله معترضان ایرانی به اعدام شیخ نمر در عربستان به سفارت این کشور و آتش زدن آن که باعث شد، علاوه بر عربستان، کشور جیبوتی، بحرین و سودان هم روابطشان را با ایران قطع کنند و امارات متحده عربی هم سطح روابط را تا سطح کاردار تنزل دهد.

حتی یاسر جبرائیلی، معاون پژوهش و آموزش خبرگزاری فارس هم در صفحه اینستاگرام خود پیام طنزی به نقل از «حسین شریعتمداری» را منتشر کرد که واکنش مدیر مسئول روزنامه کیهان به قطع رابطه جیبوتی با ایران است. در پیام شریعتمداری آمده‌است: در پی قطع رابطه جیبوتی با ایران، وزارت خارجه کشورمان به دیپلمات‌های جیبوتی 24 ساعت فرصت داد تا کشور خود را روی نقشه پیداکنند.

اما واقعا کشوری به این کوچکی که این روزها مورد تمسخر ایرانی‌ها قرار گرفته است، چقدر می تواند در اقتصاد کشور نقش داشته باشد.

براساس گزارش های جهانی، جمعیت کشور جیبوتی 828,324 نفر است. این کشورها از قومیت های مختلف تشکیل شده است، 60 درصد آن سومالی، 35 درصد آفاری و 5 درصد دیگر هم شامل فرانسوی، عرب، اتیوپی، و ایتالیایی هستند. زبان رسمی این کشور، فرانسه و عربی و همچنین سومالی و آفاری است.

آمار شهرنشینی این کشور  77.3 درصد است. هزینه آموزش و پرورش در این کشور 4.5 درصد از تولیدناخالص داخلی بوده است. تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) در این کشور در سال 2014 برابر با 2.876 میلیارد دلار، رشد اقتصادی در این کشور در سال 2014، 6 درصد و تولیدناخالص داخلی در ازای هر نفر، 3100 دلار بوده است.

طبق گزارش های جهانی، تولیدات کشاورزی و دامپروری کشور جیبوتی شامل میوه، سبزیجات، بز، گوسفند، شتر، پوست حیوانات و محصولات صنعتی هم مربوط به ساخت و ساز، صنایع تبدیلی کشاورزی و حمل و نقل بوده است. نرخ بیکاری این کشور 60 درصد، جمعیت زیر خط فقر در این کشور، 18.8 درصد و نرخ تورم آن 2.9 درصد است.

با تمام این صحبت ها در هشت ماه اول سال 94، ایران 13 میلیون دلار صادرات به این کشور داشته است که با قطع روابط احتمالا صادرات این محصولات دچار مشکل می شود.

*جدول مقایسه آمارهای کلان ایران و جیبوتی

موضوع

ایران

جیبوتی

جمعیت

81,824,270

828,324

آمار شهرنشینی

73.4

77.3

هزینه آموزش و پرورش

3.7 درصد از تولیدناخالص داخلی

4.5 درصد از تولیدناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید)

1.357 تریلیون دلار

2.876 میلیارد دلار

رشد اقتصادی

4.3 درصد

6 درصد

تولیدناخالص داخلی در ازای هر نفر

17400 دلار

3100 دلار

نرخ بیکاری

10.3

60 درصد

جمعیت زیر خطر فقر

18.7

18.8

تورم

15.5 درصد

2.9 درصد

*جدول واردات از جیبوتی به ایران در هشت ماه اول سال 94

ردیف

سال

نام گمرک

نام کشور

شماره تعرفه

توضیحات تعرفه

وزن – کیلو گرم

ارزش – ریال

ارزش – دلار

1

1394

معاونت واردات و ترانزیت تهران

جیبوتی

84839000

چرخهای دندانه دار ،چرخک زنجیر خور وسایر ادوات انتقال نیرو عرضه شده به صورت مجزا،ا جزا ءوقطعات بازوهای ا نتقال نیرو,دسته محور,پوسته یاتاقان, چرخ دنده, وغیره.

580

631,303,497

22,066

مجموع

631,303,497 ریال

22,066 دلار

*جدول صادرات ایران به جیبوتی در 8 ماه اول سال 94

ردیف

سال

نام گمرک

نام کشور

شماره تعرفه

توضیحات تعرفه

وزن – کیلو گرم

ارزش – ریال

ارزش – دلار

1

1394

شهیدرجایی

جیبوتی

27132000

قیرنفت

26,412,836

321,784,043,511

11,017,266

2

1394

شهیدرجایی

جیبوتی

27150090

سایرمخلوطهای قیری برا ساس آسفالت طبیعی,قیر طبیعی ونفتی,قطرا ن معدنی بازفت قطرا ن معدنی

402,600

6,039,664,290

213,378

3

1394

شهیدرجایی

جیبوتی

19021900

سایر خمیرهای غذایی پخته نشده وپر نشده وآماده نشده به نحوی دیگر بغیر از انواع حاوی تخم مرغ

102,980

2,704,942,242

92,682

مجموع کل

مجموع کل

330,528,650,043 ریال

11,323,326 دلار

ردیف

سال

نام گمرک

نام کشور

شماره تعرفه

توضیحات تعرفه

وزن – کیلو گرم

ارزش – ریال

ارزش – دلار

1

1394

کرمانشاه

جیبوتی

27150090

سایرمخلوطهای قیری برا ساس آسفالت طبیعی,قیر طبیعی ونفتی,قطرا ن معدنی بازفت قطرا ن معدنی

2,091,002

35,096,261,130

1,171,705

2

1394

کرمانشاه

جیبوتی

27132000

قیرنفت

1,047,784

16,635,224,274

555,325

مجموع کل

مجموع کل

51,731,485,404 ریال

1,727,030 دلار

شش اشتباه بزرگ در راه اندازى تجارت

شش اشتباه بزرگ در راه اندازى تجارت

 

اولین سال راه اندازى تجارت مسلما پر فراز و نشیب خواهد بود. هر اندازه که با دقت و دانش پیش بروید ، باز هم مرتکب اشتباهاتى خواهید شد. اما اگر ذهن خود را آماده کنید و به تجربیات دیگران توجه کنید ، مى توانید از وقوع بسیارى از این اشتباهات پیشگیرى کنید .
در این فرصت به شش اشتباه بزرگ تازه کاران و راه حل هائى براى گریز از آنها اشاره مى کنیم.

اشتباه اول: راندن یک ماشین تندرو در جاده اى خاکى
همه ما شنیده ایم که براى آغاز هر کار، به محرکى قوى و شور و شوق فراوان، احتیاج است. اما داشتن این حرارت اولیه به تنهایى کارى از پیش نمى برد . شما به یک برنامه احتیاج دارید .  در زمینه تجارتتان ، درخصوص مشتریان و رقباى خود عمیقا تحقیق کنید و یک مدل حقیقى و مفید براى تجارت خود ساخته و روى یک سوال مهم تکیه کنید :
چگونه مى خواهید پول در بیاورید؟
فرض کنید که در صدد باز کردن یک مغازه هستید. محلى را انتخاب مى کنید که باید هزینه اجاره آنرا بپردازید. ممکن است مخارج زیادى نیز براى تهیه دکورمناسب متحمل شوید بدون آنکه به نحوه بازگشت این هزینه ها بیاندیشید . محصولات شما کامل نیستند و به فکر بازاریابى هم نیستید . قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد کرد .
نکته : هیچ روز کارى خود را بدون برنامه طى نکنید .

اشتباه دوم : راه اندازى تجارت فقط براى هیجان
بیشتر اشخاصى که در حال راه اندازى یک تجارت هستند ، افرادى رویایى ، خیال پرداز و ماجراجو هستند که بیشتر به دنبال هیجان مى گردند . این افراد به جاى تفکر و تحمل جزئیات دشوار این کار، به فکر پیش روى هستند و مى خواهند که مسائل و بحرانها را به نوعى پشت سر بگذارند تا دوباره به میدان بازى برگردند و ماجراهاى آن را دنبال کنند . اما خستگى و ملالت از همین مسائل جزئى به تدریج ظاهر زیباى تجارت را به خطر خواهد انداخت ، هدف تجارت کسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعیت فعلى در این حیطه نمى گنجد .
نکته : تجارت را وسیله اى براى هیجان انگیز کردن زندگى قرار ندهید.

اشتباه سوم: غفلت از بازاریابى
تعداد کمى از صاحبان تجارتهایى که تازه تاسیس شده اند براى بازاریابى اهمیت قائل مى شوند و برنامه و بودجه خاصى براى آن اختصاص مى دهند ، زیرا تصور مى کنند که بازاریابى یک خرج غیر ضرورى است و یا به علت شکستهاى مقطعى از تاثیر بازاریابى در فروش مایوس مى شوند . بازاریابى ، فروش فرد را تضمین مى کند . اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندى ادامه دار نیست . نمى توان از مرحله طرح و برنامه مستقیما به مرحله فروش رسید و بازاریابى را فراموش کرد .
این اشتباه از ناآگاهى افراد نسبت به چرخه فروش ناشى مى شود. اولین افرادى که براى راه اندازى تجارت به آنها احتیاج دارید، بازاریابها هستند . بازاریاب ها هستند که مى توانند شما را به دیگران معرفى کنند . پس از آن موقعیت فروش فراهم خواهد شد .
نکته:قبل از ارسال پیام آشنایى، به دنبال معامله نباشید.

اشتباه چهارم: اسارت در تجارت به جاى ریاست به آن
هنگامى که فردى 3 یا 4 وظیفه معین را در 7 روز هفته انجام مى دهد نیازى به بهره گیرى از شیوه هاى مدیریتى احساس نمى شود. در آغاز به کار یک تجارت نیز ، اتفاقات ناگهانى اما قابل پیش بینى بوقوع مى پیوندد که مى توان آنها را توسط تجربیات شخصى یا با استفاده از روش آزمون و خطا حل کرد . اما همین طور که تجارت شما رشد مى کند ، مسائل پیچیده تر خواهند شد و این دو روش دیگر پاسخگوى آن ها نخواهند بود . شما مسئول همه چیز هستید . شما باید اهداف تجارت را تعیین کنید و روش ها را انتخاب کنید ، یا شخصى را براى انجام این وظیفه منصوب کنید . بدون داشتن سیاست معین و شفافى در مورد مشخصات مشاغل ، استخدام ها ، اخراج ها ، تعطیلات ، نحوه جبران کمبودها ، چگونگى ترفیع ها و شرکت و تجارت نوپاى شما در معرض آسیب ها و خطرات جدى قرار خواهد گرفت و نهایتا تجارت شما ضعیف خواهد شد . توجه کنید که کتاب راهنماى قوانین شرکت شما (حتى در حد یک صفحه) باید وجود داشته باشد.
نکته   : اختیارات و وظایف خود را فراموش نکنید.

اشتباه پنجم : پیش بینى ناقص بودجه
تازه کاران تجارت معمولا نیازهاى مالى خود را دست کم مى گیرند . این افراد ، در ابتداى کار هزینه زیادى را صرف خرید لوازم ادارى و محصولاتى مى کنند که ممکن است بسیار تخصصى تر از آن چه باشد که به آن نیاز دارند . هم چنین به این موضوع توجه نمى کنند که اکثر مشتریان به طور اقساط خرید مى کنند و بازگشت پول به کندى انجام مى گیرد . به همین علت مشاوران مدیریت معمولا پیشنهاد مى کنند که پس از محاسبه بودجه مورد نیاز خود براى راه اندازى تجارت ، حداقل 50% به آن اضافه کنید . به این ترتیب براى مدیریت ریسک هاى احتمالى آماده خواهید شد.
نکته: در مورد بودجه واقع بین باشید.

اشتباه ششم: روابط غلط
شروع هر فعالیتى احتیاج به کار فراوان و سیستم پشتیبان دارد . فشار تعهدات زمانى و مسائل مالى باعث بروز مشکلاتى در روابط خواهد شد . باید قدرى از بار خود را سبک کنید و از کمک نزدیکان و دوستان خود در حد امکان استفاده کنید.
نکته : نگذارید که یک اشتباه باعث یک عمر پشیمانى شود.

بسیارى از اشتباهات به این دلیل بروز مى کنند که تازه کاران تصور مى کنند که تمام کارها را باید خود به تنهایى انجام دهند . به جاى این کار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسید و کمبودهاى خود را بپذیرید و بعضى از امور را به دست متخصصین خاص آن بسپارید . هنگامى که به مسائل و شکست هاى اجتناب ناپذیر برخورد مى کنید ،
این ضرب المثل قدیمى را به یاد بیاورید که : هر شکست پلى است براى پیروزى هاى آینده

راه هاى افزایش فروش در شرایط بد اقتصادى

راه هاى افزایش فروش در شرایط بد اقتصادى

« بقا در شرایط بد اقتصادى براى شرکت هاى کوچک و کارآفرین به اندازه کافى سخت و مشکل است.به گزارش ام بى اى نیوز و به نقل از سایت آمازون » :

به نظر مى رسد که اسکات استراپکى و ریچارد واتسون مدیران شرکت مشاوره اى Essential در بوستون فرمول موفقیت در شرایط مختلف اقتصادى را پیدا کرده اند.

این شرکت در خصوص نوآورى هاى موجود در عرصه کالا و خدمات مشاوره مى دهد. فعالیت این کمپانى در راستاى رشد و توسعه ناگهانى تکنولوژى هاى مدرن در سال ۲۰۰۱ شروع شد و کار براى شرکت هایى نظیر iRobot ،P&G، Altec Lansing، EMC و پوما را آغاز کرد.

در آن زمان شرایط بدى بر اقتصاد جهان حاکم بود. این شرکت تصمیم گرفته است تا در سال ۲۰۱۰ به درآمد چهار میلیون دلار دست یابد. این رقم بیشترین سود این کمپانى در این دوره نه ساله مى باشد. روساى شرکت Essential رمز موفقیت خود را برخوردارى از یک نوع احساس مسئولیت در مقابل کارمندان و خانواده هاى آنها مى دانند. در ادامه روش هاى رشد و پیشرفت آنها در طول دوران بحران اقتصادى بررسى شده است:

الف) تمرکز جدى بر روى فروش : به گفته آقاى استراپکى این شرکت تمام فعالیت خود را به تفکر درباره افزایش میزان فروش اختصاص داده است. این شرکت با توجه به عدم برخوردارى از یک نیروى فروش رسمى این مسئولیت را معمولا به تعدادى از افراد بالا رتبه قدیمى واگذار مى کند.

ب) توسعه حوزه کارى : وقتى شرایط خوب است شما مى توانید درباره نوع فعالیت خود سختگیرى کنید اما در شرایط سخت باید حوزه کارى خود را بزرگتر کنید.

ج) فداکارى مشترک : در اوضاع بد اقتصادى روساى این شرکت هر دو از حقوق خود کم مى کنند. از دیگران نیز مى خواهند تا این کار را انجام دهند. این شرکت به عدم اخراج کارمندان خود مشهور است.

د) مشارکت استراتژیک : این شرکت از جهت مشارکت با پنج شرکت کوچک دیگر براى انجام فعالیت هاى تکمیلى با کمپانى هاى بزرگى نظیر Ideo رقابت مى کنند . این همکارى امکان تقبل پروژه هاى بزرگتر که نیاز به تفکر چند وجهى دارند را میسر مى کند. در مجموع ، این مشارکت تخصص در زمینه توسعه تکنولوژى ، طراحى خدمات ، مشاوره مدیریتى و مهندسى برق را افزایش مى دهد. در ادامه کسى که مهم ترین بخش از کار را به عهده مى گیرد، رئیس این شرکت خواهد بود.

برگرفته از وب سایت مجله ابرار اقتصادی شماره 3471
3 راه برای رونق فروش در بازار خراب

وقتی که اوضاع اقتصادی خوب نیست فروشندگان با هوش می فهمنند که باید واکنش مناسب نشان دهند. روزنامه ها، برنامه های خبری و اخبار اینترنتی پر است از خبر هایی که روز های تیره و تاری را دربرابر چشمان شما نمایان می کنند. فروشگاه ها بسته می شوند برخی اعلام ورشکستگی می کنند، قیمت ها افزایش می یابد و خیلی ها بی کار می شوند و داستان های داغ بسیاری در روزنامه خواهید خواند. من آنقدر عمر کرده ام که بدانم همه این اتفاقات مانند گذشته در حال تکرار شدن است.

اما اگر شما صاحب کسب و کاری هستید پرسش این است که در این شرایط چه کاری باید انجام دهید؟ چه تغییراتی باید فورا انجام دهید تا در گذر این رخداد های اقتصادی بتوانید کسب خود را نجات دهید یا حتی وضعیت آنرا بهبود بخشید؟

اگر شما فروشنده ای هستید که محصول شما مایجتاج ضروری و روزمره مردم نیست با تمرکز بر روی سه ناحیه ای که از آن صحبت خواهیم کرد می توانید راحت تر از گردنه های خشن اقتصادی گذر کنید.

بر روی مشتریان خود تمرکر کنید.
اخیرا تحقیقی را مطالعه کردم که می خواست بداند مشتریان در چه شرایطی بهتر خریداری می کنند اما نکته جالب و فرعی  این تحقیقات این بود مردم بیشتر ترجیح می دهند از جایی در نزدیکی خود خرید کنند و تا می توانند کمتر برای پیدا کردن کالاهای مورد نیاز خود از این فروشگاه به آن فروشگاه بروند یا برای رسیدن کالای خود مدت ها در انتظار باشند. به عبارت دیگر ترجیح می دهند محلی و کمتر دکان به دکان خرید کنند!

بدترین کار برای یک کسب و کار این است که روند پیشرفت و بهینه سازی خود را متوقف کند. مردم نیاز دارند تا بفهمند شما هم مانند آنها به این شرایط حساس هستید و به آنها در این شرایط سخت اهمیت می دهید. این کار را می توانید با به کار بستن ابزار هایی که قیمت مصرف کننده را کاهش دهد انجام دهید و به این ترتیب حتی بیش از گذشته نام خود را در میان رقبا مطرح کنید. بزرگترین بانک اطلاعاتی از مشتریان خود را در این شرایط بحرانی تهیه کنید تلفن، ایمیل و هر آدرسی می توانید از آنها بدست آورید با آنها تماس بگیرید مشکل آنها را دریابید و بدنبال راهی برای حل مشکل آنها باشید این مشکل ممکن است فقط قیمت نباشد بلکه گاه با تغییراتی کوچک می توانید مشتریان قبلی خود را بازگردانید تا می توانید با مشتریان خود صحبت کنید و برای آنها وقت بیشتری بگذارید. باید بدانید آنها چه دوست دارند و چه چیزی را دوست ندارند و چه چیزی را بیشتر می خواهند.

بر موجودی انبار خود تمرکز کنید.
خرده فروشان باید از موجودی انبار خود مطلع باشند. برای مدیریت و قرار دادن موجودی انبار در بهینه ترین سطح ممکن باید از موجودی انبار خود مطلع باشید. با آنالیز تک تک قسمت های کسب و کار خود و این که چه کالاهایی خوب فروش می روند چه کالاهایی فروشی ندارند پیدا کردن دلیل آن و راهی برای روبرو شدن با این موقعیت می توانید با چشم باز نسبت به تهیه کالای انبار اقدام نمایید و حتی به این ترتیب شاید بتوانید به مشتری خود کمک کنید راحتتر جنس مناسب را انتخاب نماید.

همانطور که بازار کساد می شود مشتریان هم انتظار دارند کالا ها را با قیمت مناسب تر دریافت کنند. انعطاف پذیری در قیمت گذاری تاثیر مستقیم در ساختار خرید دارد. بیشتر فروشندگان از برچسب قیمت کارخانه برای قیمت گذاری استفاده می کنند. اما اگر خودتان با برچسب فروشگاه خود قیمت هایی رقابتی را روی کالای خود قرار دهید می توانید بازه قیمت گذاری بزرگتری برای خود تعیین نمایید در برابر رقبا سری بلند کنید.

شیر بفروشید! یعنی چه؟! شیر یک کالای اساسی در یک بقالی است. اگر یک بقالی شیر و لبنیات مورد نیاز مشتری خودرا داشته باشد بدون شک مشتریانی که برای خرید شیر به فروشگاه او می آیند چیز های بیشتری هم از او خواهند خرید. در فروشگاه شما چه کالاهایی نقش شیر را بازی می کنند؟ آیا کالای دیگری هم وجود دارد که بتواند نقش شیر را در فروشگاه شما بازی کند؟ اگر این موارد را به اجناس خود اضافه نمایید چقدر در فروش شما تاثیر خواهد داشت؟ من فکر می کنم بیش از آن چیزی که فکر می کنید می توانید به مردم جنس بفروشید. خوب کافیست فکر کنید در کنار این کالای اساسی که مورد نیاز بسیاری از افراد است حال باید چه چیز هایی داشته باشید که احیانا مورد نیاز آنها خواهد بود.

در شرایط بد اقتصادی هدف این است که چیز های بیشتری به افراد بیشتری بفروشید. و این به معنای افزایش UPTاست یعنی گردش مالی شما بیشتر شده است. همانطور که گفته شد مشتریان دوست دارند محلی و یکجا خرید کنند. اگر آنها یک مشتری وفادار باشند، آنگاه شما مسئول هستید تا از آنها قدر دانی کنید چه راهی برای قدر دانی کردن از آنها بهتر از اینکه کمک کنید در پول و زمان خود صرفه جویی کنند و در عین حال کالای با کیفیت هم دریافت کنند.

بر پرسنل خود تمرکز نمایید
چندی پیش سفری کاری به لاس وگاس داشتم به خاطر دارم که به راننده تاکسی گفتم ظاهرا اوضاع کار و کاسبی شرکت شما خوب است. اما در کمال تعجب او گفت که این روز ها وضعیت کار خیلی خراب است اما صاحب شرکت ما در چنین شرایطی که وضعیت کار و کاسبی خوب نیست به هیچ کس اجازه مرخصی رفتن نمی دهد. او گفته بود که وقتی که اوضاع کار خوب نیست می خواهد تمام تاکسی هایش در شهر دیده شوند و اگر مشتری باشد باید مال آنها باشد. آن راننده تاکسی به من گفت که آنها زمانی می توانند به مرخصی بروند که کار و کاسبی خوب باشد.

خوب این حرف ها برای شما چه معنایی دارد؟ پرسنل خود را تا رمانی که واقعا مجبور می شوید کم نکنید. از ساعت کاری آنها نزنید مگر اینکه بایدی در کار باشد. مشتری که ببیند کسی برای پاسخگویی به او وجود ندارد سراغ کس دیگری می رود. آنها اهمیت نمی دهند که شما بخاطر مشکلات بودجه ای و شرایط بد اقتصادی مجبور شده اید از تعداد پرسنل خود کم کنید. اگر از پرسنل خود بدون دلیل کم کنید یعنی خود را تضعیف کرده اید و رقبا را تقویت کرده اید. با داشتن پرسنلی با دانش و سخت کوش که در ساعات اوج شلوغی به سرعت به مشتریان خدمات می دهند شما فروش بالایی خواهید داشت چون پرسنل شما می فهمند که خدمت رسانی به مشتری در اولویت اول است این به معنای امنیت شغلی برای آنها و بقای کسب و کار شماست.

شرایط بد اقتصادی معمولا از وفاداری مشتریان خواهد کاست در این شرایط احتمال از دست دادن مشتریان وفادار بسیار زیاد است. اما سئوال اینجاست که آیا شما می توانید اولین کسب و کاری باشید که تشخیص می دهد در این شرایط اقتصادی در ذهن مردم چه می گذرد؟ و چه چیزی باید به مشتری عرضه نمایید؟ این شرایط اقتصادی بهترین زمان برای تحقیق است تا انحراف مسیر خود را پیدا کنید و آنرا اصلاح کنید، دارایی های خود را ارزیابی کنید و برنامه ای برای بهینه سازی و پیشرفت کسب و کار خود در شرایط بحرانی تهیه نمایید و تلاش کنید همچنان که رقبای شما تلاش می کنند.

نوشته: ان ام. ابراسکی

ترجمه: علی یزدی مقدم
کسب و کار موفق در دوران رکود
مجموعه: برای زندگی بهتر
بیشتر شرکت های موفق در دوران رکود شرکت هایی هستند که نه تنها از هزینه های بازاریابی خود نمی کاهند بلکه با به کار بردن شیوه هایی هوشمندانه در بازاریابی، خود را با رفتار جدید مصرف کنندگان وفق می دهند.

 

● چگونه به تغییر بودجه واکنش نشان دهیم؟

 

معمولا به محض اینکه حرف از کاهش بودجه به میان می آید، کسب و کارها از هزینه های تبلیغاتی و بازاریابی خود می کاهند اما حقیقت این است که چنین کاری در کوتاه مدت نتیجه ای غیر از کاهش فروش ندارد.

 

در واقع شرکت ها پس از کاهش هزینه های بازاریابی اگرچه از هزینه های خود می کاهند اما کاهش فروش و در نتیجه درآمد هم آنقدر هست که اثر کاهش هزینه ها را از بین ببرد و به کاهش سود بینجامد و تازه این همه ماجرا نیست چرا که شما با کاهش هزینه های بازاریابی از سهم خود در بازار نیز خواهید کاست و هنگامی که دوران رکود اقتصاد پشت سر گذاشته شود به سختی خواهید توانست سهم خود از بازار را بازیابید و اگر بخواهید چنین کاری را نیز انجام دهید باید چندین برابر هزینه بازاریابی صرفنظر شده در دوران رکود، هزینه کنید.

 

در واقع واکنش مناسب به دوران رکود این نیست که یک خودکار قرمز در دست بگیرید و روی بسیاری از هزینه ها خط بکشید بلکه باید در این دوران هوشمندانه تر وموثرتر عمل کرد.

 

رفتار مصرف کنندگان چگونه تغییر می کند؟

 

همه ما می دانیم که در دوران رکود، رفتار مصرف کنندگان، که منبع اصلی درآمد کسب و کارها هستند، تغییر می کند. برای مثال برخی خریدها را عقب می اندازند یا به جای برخی کالاها، جانشین های ارزانتری را خریداری می کنند اما نباید فراموشکرد که همه این ها به معنی توقف خرید کردن نیست.

 

آنها در واقع دست از خرج کردن نمی کشند بلکه شیوه خرج کردن خود را تغییر می دهند تا اوضاع مالی خود را سامان ببخشند. مشتری ها به سوی برندهای ارزانتر سوق پیدا می کنند و البته اگر برندهای گرانتر به میزان کافی وفاداری مشتری ها را جلب کرده باشند و در دوران رکود هم آن را حفظ کنند، آنگاه مشتری ها به محض اینکه وضعیت اقتصادی بهتر شد دوباره به عادات سابق خود باز خواهند گشت.

 

همچنین اگر شما بتوانید راه حل های کم هزینه تری را پیش پای آنها بگذارید، دیگر هرگز مشتری های خود را از دست نخواهید داد و رابطه خود با مشتری را حتی در دوران سخت نیز حفظ خواهید کرد و چه بسا آن را بهبود خواهید بخشید. کافی است به آنها نشان دهید که شرایط اقتصادی را درک می کنید و برای آن به دنبال راهکارهایی هستید.

 

در واقع بیشتر شرکت های موفق در دوران رکود شرکت هایی هستند که نه تنها از هزینه های بازاریابی خود نمی کاهند بلکه با به کار بردن شیوه هایی هوشمندانه در بازاریابی، خود را با رفتار جدید مصرف کنندگان وفق می دهند و این وفق یافتگی را با مشتریان در میان می گذارند. اگر شما مشتری های وفادار خود را در روزهای سخت اقتصاد تنها نگذارید، آنها نیز کنار شما باقی خواهند ماند.

 

چگونه می توان در دوران رکود فرصت های جدید بازار را شناخت؟

 

این درست است که در دوران رکود بازار تغییر می کند. نوعی جنگ قیمتی میان کسب و کارها شکل می گیرد، رقابت شدیدتر می شود و نقدینگی موجود در بازار نیز کاهش می یابد. با اینحال همچنان می توان فرصت های مناسبی را در بازار یافت.

 

برای مثال در این دوران بسیاری از رسانه ها حاضر می شوند با مبالغ بسیار کمتری کالاهای شما را تبلیغ کنند، همچنین رقبای شما نیز برای کاهش بودجه از شدت فعالیت های بازاریابی خود می کاهند و این دقیقا همان زمانی است که شما می توانید جایگاه خود را در میان مشتریان تثبیت کنید و سهم بیشتری از بازار به دست آورید.

 

اگر برنامه ای بلند مدت برای حضور در بازار دارید، این روش برای دوران پس از رکود بسیار به کارتان خواهد آمد. جالب است بدانید بسیاری از شرکت های بسیار موفق امروز، بخشی از موفقیت خود را مدیون بازاریابی هوشمندانه خود در دوران رکود هستند که از میان آنها می توان به شرکت اینتل (Intel) و فروشگاه های زنجیره ای والمارت (Walmart) اشاره کرد.

 

یک تحقیق هم که توسط کالج بیزنس اسمیل (Smeal College of Business) انجام شد نشان داد که بسیاری از شرکت ها توانسته اند با اتخاذ شیوه های بازاریابی هوشمندانهف نه تنها در دوران رکود، کسب و کار خود را حفظ کنند، بلکه آن را قوی تر کنند و پس از دوران رکود، به موفقیت های بسیاری دست یابند.

 

برای مثال شرکت وال مارت که طی سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ شعار تبلیغاتی خود را «قیمت های پایین، هر روز» انتخاب کرد این پیام را به مشتری می رساند که نه فقط در فصل حراج بلکه در تمام روزهای سال می تواند با هزینه ای کمتر از فروشگاه های وال مارت خرید کند.

 

مهمترین ویژگی برای به کار گرفتن استراتژی درست در زمان رکود، شناخت مشتری است. باید بدانید که آنها چگونه می اندیشند و چگونه رفتار می کنند. همچنین می باید بدانید که وضعیت اقتصادی فعلی چگونه بر مشتری های شما تاثیر گذاشته است. برای مثال اگر کالایی می فروشید که طبقه مرفه جامعه مشتری شما هستند، واکنش مشتری های شما نسبت به رکود اقتصادی با واکنش طبقات فرودست متفاوت خواهد بود.

 

اگر این تفاوت را درک نکنید، نتیجه لازم را کسب نخواهید کرد. باید ضربه ای را که رکود اقتصادی به مشتری های شما زده است بشناسید و بازاریابی تجاری خود را پیرامون آن ضربه شکل دهید. همچنین در صورت لزوم، فرایندهای تجاری خود را مرور کنید تا راه هایی را برای کاستن از هزینه ها بیابید.

برای تحقق این امر باید انعطاف پذیر بود. در نظر داشته باشید که اگر از بودجه بازاریابی خود بکاهید در این صورت مشتری ها چگونه شما را بیابند؟ همچنین در این شرایط چگونه می توانید به رشد کسب و کار خود امیدوار باشید؟ من نمی دانم که چگونه بدون بازاریابی می توان کسب و کار را توسعه داد، شما می دانید؟

 

عبور از رکود

 

۱ تحقیقات روی مشتری

 

به جای اینکه بودجه خود را صرف تحقیقات بازار کنید، به این احتیاج دارید که بفهمید مشتری ها در دوران رکود چگونه ارزش های خود را بازتعریف می کنند و به رکود پاسخ می دهند. برای مثال کشش قیمتی تغییر می کند، یعنی اگر قبلا افزایش ده درصدی قیمت تاثیر چندانی بر میزان فروش نمی گذاشت اما اکنون ممکن است کمی افزایش قیمت باعث شود تا مشتری ها به سرعت ناپدید شوند.

 

همچنین مشتری ها در دوران رکود زمان بیشتری را صرف می کنند تا کالاهایی را بیابند که از کیفیت و قیمت مناسبی برخوردارند. آنها همچنین بیش از گذشته چانه زنی می کنند. عقب انداختن خرید، توجه بیشتر به حراج ها و کمتر خرید کردن از ویژگی های اصلی رفتار مصرف کنندگان در دوران رکود است.

 

کالاهایی که در گذشته داشتن آنها ضروری جلوه می کرد اکنون به نظر مشتری ها کالاهایی می آیند که می توان بدون آنها نیز سر کرد. کسب و کارهایی که در دوران پیش از رکود توانسته اند اعتماد مشتری ها را جلب کنند، اوضاع بهتری خواهند داشت چرا که جلب اعتماد مصرف کنندگان در دوران رکود اقدامی بسیار مشکل خاست.

 

۲ تمرکز روی ارزش های خانوادگی

 

وقتی دوران سخت اقتصاد فرا می رسد، جایگاه ارزش های خانوادگی برای مصرف کنندگان افزایش می یابد. به همین خاطر در این ایام معمولا آگهی هایی که مفاهیم فردگرایانه دارند جای خود را به آگهی هایی می دهند که صحنه هایی خانوادگی در آنها به چشم می خورد.

 

جالب اینکه معمولا در دوران رکود میزان فروش کارت های تبریک، استفاده از تلفن و همچنین خرید لوازم منزل افزایش می یابد. به همین خاطر باید تلاش کنید تا محصول خود را به نوعی با ارزش های خانوادگی پیوند بزنید و به مصرف کنندگان نشان دهید که شما هم برای کانون خانواده ارزش قائلید.

 

۳ حفظ هزینه های بازاریابی

 

البته مهلک ترین اشتباه در دوران رکود، کاهش قابل توجه هزینه های بازاریابی است اما شیوه هوشمندانه این است در دورانی که بسیاری از رقبا توان پرداخت هزینه های بازاریابی را ندارند یا اینکه تمایلی به آن نشان نمی دهند، شما با بهره گرفتن از بازاریابی، سهم خود در بازار را افزایش دهید.

 

حتی اگر می خواهید هزینه های بازاریابی خود را کاهش دهید باز هم بهتر است این کار را هوشمندانه انجام دهید. برای مثال اگر هر روز یک آگهی ۳۰ ثانیه ای از شما در تلویزیون پخش می شود، به جای اینکه روزهای پخش آگهی را تغییر دهید، بهتر است از زمان آن بکاهید و در عوض باز هم هر روز در تلویزیون دیده شوید. اگر شما از خاطر مشتری پاک شوید، شرکت دیگری جای شما را می گیرد.

 

۴ تجدید نظر در پیش بینی ها

 

دوران رکود فرا رسیده، ممکن است از شنیدن این حقیقت خوشحال نشوید. اما هر چه زودتر آن را بپذیرید، از شانس بیشتری برای عبور از روزهای سخت برخوردار خواهید بود. یکی از نخستین اقدامات پس از پذیرش ورود اقتصاد به رکود این خواهد بود که در پیش بینی های خود تجدید نظر کنید.

 

بیشتر طرح های شما در مورد اینکه طی ماه های آینده چقدر فروش خواهید داشت دیگر کاربرد چندانی نخواهد داشت. قواعد بازار نیز به طور کلی تغییر می کند. در این دوران بهتر است وضعیت بازار در رکودهای سابق را مورد مطالعه قرار دهید تا تصویر بهتری از آنچه پیش رو دارید به دست آورید.

 

۵ حمایت از توزیع کنندگان

 

در دورانی که اطمینان چندانی به بازار وجود ندارد، هیچ کس دوست ندارد که انبارش مملو از کالاهای فروش نرفته باشد. به همین خاطر سعی کنید روابط خود با توزیع کنندگان را توسعه دهید تا آنها انگیزه بیشتری برای فروش محصولات شما داشته باشند.

 

تغییر در قراردادها و در نظر گرفتن امتیازاتی برای توزیع کنندگان می تواند به عبور شما از روزهای سخت یاری رساند. توزیع کنندگان در این دوران با مشکلات پرشماری از جمله مشکل نقدینگی مواجه می شوند. پس تلاش کنید حسن نیت خود را به آنها نشان دهید.

 

۶ شیوه های قیمت گذاری

 

مشتری ها در روزهای سخت، به دنبال بهترین قراردادها و بهترین قیمت ها هستند. پس شما هم باید در شیوه قیمت گذاری خود تجدید نظر کنید. البته برای این کار لازم نیست حتما از بهای قیمت خود بکاهید. شاید این نخستین راه حلی باشد که به ذهن می رسد اما بهترین آنها نیست. بهره گرفتن از شیوه های هوشمندانه تری مانند ارائه تخفیف برای خرید بیشتر به مراتب روش مفیدتری است. این درست است که باید تدبیری به کار ببندید که مشتری تصمیم بگیرد از شما خرید کند اما برای این کار نباید خود را ورشکسته کنید.

 

۷ غفلت از کارکنان

 

در دوران رکود همه به فکر مشتری ها هستند تا مبادا مشتری های قبلی را از دست بدهند اما این نباید باعث غفلت شما از کارکنانتان شود. برای آنها شرح دهید که دوران سخت فرا رسیده است و آنها را در جریان استراتژی های شرکت در این دوران قرار دهید.

 

کارکنان و فروشندگان شما نیز مجبورند در دوران رکود وقت بیشتری را صرف تعامل با مشتری و دیگر امور بکنند به همین خاطر باید انگیزه بیشتری به آنها ببخشید. چنین انگیزه هایی می توانند از طریق پاداش های مالی ایجاد شوند اما ایجاد ارزش هایی در بنگاه نیز می توانند باعث شوند تا کارکنان با علاقه بیشتری برای حفظ آن ارزش ها فعالیت کنند.

منبع:مجله خلاقیت
با این هفت راهکار، فروش خود را به‌طور معجزه‌آسا افزایش دهید!

مریم نعماوی‌زاده، منبع: کتاب موفقیت شغلی/برای افزایش درآمد از طریق فروش، می‌توان هفت اقدام اساسی انجام داد. این هفت اقدام را در ادامه بررسی می‌کنیم.

بر فروش خود بیفزایید

اولین و مهم‌ترین راه برای افزایش درآمد، فروش کردن بیشتر است و البته راهی برای رسیدن به این منظور است که بر مشتریان خود بیفزایید.

اگر صاحب یک رستوران هستید چگونه می‌توانید مشتریان بیشتری را به خود جلب کنید؟ اگر کارتان فروش قطعات یدکی است، چگونه می‌توانید بر فروش خود بیفزایید؟ اگر کارهای چاپی می‌کنید، چگونه می‌توانید مشتریان بیشتری را به موسسۀ خود بکشانید؟ و…

کدام راهکار جدید می‌تواند مشتریان بیشتری را جذب کارتان کند؟ شما چه تجربه‌‌های دارید؟
به مشتریان موجود بیشتر و با تکرار فزون‌تر بفروشید

علاوه بر زیاد کردن شمار مشتریان، می‌توانید به مشتریان فعلی خود فروش بیشتری بکنید. هزینه‌های جلب مشتری می‌تواند بسیار سنگین باشد. وقتی مشتری به‌خصوصی را جلب می‌کنید، دنبال راه‌هایی بگردید که او از شما بیشتر خرید کند. علاوه بر افزایش فروش، این فروش سودمندی بیشتری هم نصیب شما می‌کند.

شخصی یک کارخانه تولید شمع داشت. کارش سودمند بود و فایده داشت، اما سطح فروش او در حد یک میلیون دلار در سال متوقف شده بود و نمی‌توانست از این حد فرا‌تر رود. مشتریان او اغلب کارخانه‌داران بودند و در مراسم و اعیاد خاص بر فروش شمع افزوده می‌شد. این شخص در حالی که ۱۰هزار مشتری داشت، تصمیم گرفت با اجرای برنامه تبلیغاتی کاری کند که مشتریانش به دفعات بیشتری به او مراجعه کنند. او علاوه برتاکید گذاشتن بر برخی از روزهای تعطیل رسمی، روی جنبه‌هایی مانند جشن‌های تولد، ازدواج، سالگرد‌ها و غیره تبلیغ کرد. سال بعد او توانست ۵ درصد بر خریداران خود بیفزاید، اما فروش او به دو برابر افزایش یافت.
شما چگونه می‌توانید کاری کنید که مشتریان‌تان به دفعات بیشتری از شما خرید کنند؟ اینجا تجربه‌ها و دیدگاه‌های خود را بنویسید.
فروش یک کالا یا خدمت دیگر

علاوه بر اضافه کردن به تعداد دفعاتی که یک خریدار از شما خرید می‌کند، می‌توانید به مشتریان خود کالاهای جدید هم بفروشید. افزایش درآمد ناشی از مشتری موجود، روش دیگری برای رسیدن به فروش بیشتر است.

از خود بپرسید: «این مشتری فعلی من چه کالا یا کدام خدمات دیگر را می‌تواند از من خریداری کند؟» مثلا کسی که اتومبیلش را به کارواش می‌برد ممکن است به خرید روکش صندلی و یا خوش‌بوکننده‌ها نیز علاقه‌مند باشد. یا مثلا کسی که کفش می‌خرد، ممکن است بخواهد کیف جدیدی هم خریداری کند و… آیا شما این روش را در کسب‌وکار خود پیاده کرده‌اید؟ چه نتایجی داشته؟ تجربه‌های ارزشمند خود را با همۀ دوستداران مکتب کمال در میان بگذارید.
بر حجم فروش‌ها بیفزایید

راه دیگری برای افزودن به فروش خود از هر مشتری، این است که بر میزان خرید او بیفزایید. اگر تولیدکنندۀ شمع که قبلا به او اشاره کردیم بتواند کاری کند که هر خریدار بر میزان خرید‌هایش بیفزاید، فروش کلی خود را بالا می‌برد.

شما چگونه می‌توانید بر حجم فروش خود به یک مشتری بیفزایید؟ پاسخ‌های خود را اینجا بنویسید.
قیمت کالاها و خدمات خود را افزایش دهید

شاید ساده‌ترین راه کسب درآمد بیشتر، بالابردن قیمت محصولات و خدماتی است که تولید می‌کنید. سوال اینجاست: چگونه می‌توانید مشتریان خود را راضی کنید که به قیمت بالاتری از شما خرید کنند؟

جواب ساده‌ای دارد: باید کاری کنید که مشتری ارزش بیشتری برای کالای شما قائل شود. توجه داشته باشید که رقابت، قیمت‌های شما را دیکته می‌کند. باید کاری کنید که میان کالا‌ها و خدمات تولیدی شما و کالا‌ها و خدمات تولیدی دیگران، تفاوت‌هایی در نزد مشتری ایجاد شود. برای رسیدن به این مهم، می‌توانید بسته‌بندی خود را بهتر کنید و یا بر کنترل کیفی کالاهای خود بیفزایید. و… شما در این زمینه چه تجربه‌هایی دارید؟
بر سودمندی فروش‌های خود بیفزایید

تا اینجا دربارۀ چهار روشی بحث کردیم که می‌توانید بر میزان مداخل فروش خود بیفزایید. اما نکته مهم برای هر تجارت در هر موسسه اقتصادی، جریان نقدینگی آن موسسه است. هر موسسه‌ای باید تلاش کند که بر سود خود بیفزاید. علاوه بر افزایش فروش ناخالص، می‌توایند بر حاشیۀ سود خود هم بیفزایید. برای رسیدن به این منظور، باید بر فروش خالص خود اضافه کنید.

سودمندی هر یک از مشتریان خود را بررسی کنید. ممکن است به این نتیجه برسید که هر مشتری به اندازۀ متفاوتی از بقیه به شما سود می‌رساند. بعضی از مشتریان خواهان خدمات پس از فروش بیشتری هستند. بعضی دیگر با توجه به سابقه‌شان امکان پس دادن محصول خریداری‌شده را دارند. حجم متوسط خرید مشتریان با هم تفاوت می‌کند. به همین شکل، بعضی از مشتریان کالاهای گران‌قیمت‌تری خریداری می‌کنند.

هر یک از این تغییر‌ها روی سوددهی هر فروش تاثیر می‌گذارند. در ضمن، سوددهی هر محصول و کالاهای خود را مشخص سازید. اگر بیش از یک محصول را تحویل بازار می‌دهید، متوجه می‌شوید که بعضی از آنها در مقایسه با دیگران سود بیشتری عاید شما می‌کنند. شاید باتوجه به قیمت‌های جاری، حاشیۀ سود آنها بیشتر است. اگر به کالاهایی که بیشترین سودمندی را برای شما دارند توجه کنید و روی آنها فعال‌تر شوید، بر میزان سود خود می‌فزایید.

آیا از سودمندی هریک از کالا‌ها و مشتریان خود آگاه هستید؟ داشتن این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا بر میزان سود خود بیفزایید و در آمد بیشتری کسب کند. شما چه نظری دارید؟
هزینه‌های فروش را کاهش دهید

برای رسیدن به سلامتی بیشتر در فعالیت‌های اقتصادی، باید کاری کنید که مشتریان خود را با هزینۀ کمتری دست‌وپا کنید. آیا مشتریان خود را می‌شناسید؟ آیا می‌دانید چگونه می‌توانید آنها را با هزینه‌های کمتری جلب خود کنید؟

فرآیند‌های فروش خود را بررسی کنید. آیا مستقیما فروش می‌کنید یا از طریق توزیع کنندگان این کار را انجام می‌دهید؟ اگر کمیسیون می‌پردازید، آیا رقم آن مطلوب است؟ به عبارت دیگر، آیا حق العملی که می‌پردازید به اندازۀ کافی بالا هست که فروشندگان خوبی را جذب شما کند؟ آیا هزینه‌های حق‌العمل شما به اندازه کافی کم هست که بتوانید بر اساس آن عمل کنید؟ آیا روشی برای اندازه گیری هزینه‌های فروش خود دارید؟ اگر ندارید، می‌توانید در این خصوص اقدام لازم را به عمل آورید و هزینه‌های فروش خود را بهینه کنید. شما در این زمینه چه تجربه‌هایی دارید؟ از تجربه‌های خود بنویسید.
سوال‌های کابردی:

۱ـ چه بهبودی در محصولات خود می‌توانید ایجاد کنید تا جذاب‌تر شوند و راحت‌تر فروش بروند؟

۲ـ چگونه می‌توانید به کمک استفاده از راهکارهای بازاریابی، فروش خود را تغییر بدهید و به فروش بیشتری برسید؟

۳ـ چه محصولات و خدمات جدیدی را می‌توانید برای فروش عرضه کنید؟

۴ـ چگونه می‌توانید حجم متوسط هر فروش را افزایش دهید؟

۵ـ چه می‌توانید بکنید که مشتریان شما بپذیرند به قیمت بالاتری کالاهای شما را خریداری کنند؟

۶ـ باتوجه به علم و اطلاعاتی که از این مقاله بدست آوردید، چه اقداماتی را بلافاصله انجام خواهید داد؟

 

رانت چیست ؟

رانت چیست

 

رانت اقتصادی درآمد مازادی است که زمانی حاصل می‌شود که یک منبع (زمین، ماده ی اولیه‌ی خاص و غیره) یا کالا در عرضه ثابت باشد (نمودار عرضه‌ی آن عمودی باشد)، ولی قیمت آن در بازار بیشتر از هزینه های لازم برای آوردن آن منبع یا کالا به بازار به اضافه‌ی سود نرمال تولید کننده باشد. به دلیل محدودیت ماهوی این قبیل کالاها (مانند زمین)، عرضه‌ی آنها به شدت غیر کششی بوده و با افزایش قیمت، امکان افزایش عرضه‌ی آنها در کوتاه مدت و بلند مدت وجود ندارد. در نتیجه، افزایش تقاضا، منجر به افزایش قیمت ها و درآمد دارنده‌ی منابع یا تولید کننده‌ی کالا می‌شود که به آن رانت اقتصادی می‌گویند.

در ادبیات سیاسی، شرایطی که امتیاز یا انحصار خاصی برای تولید کننده‌ی خاصی در نظر گرفته می‌شود، که دیگران نمی‌توانند از آن بهره مند باشند، عرضه‌ی آن محصول محدود خواهد بود و در نتیجه‌ی افزایش تقاضا، قیمت‌ها افزایش یافته و رانت اقتصادی را نصیب آن تولید کننده می‌کند.

در علم اقتصاد رانت درآمدی است که بی‌تلاش به دست می‌آید. رانت خوارها با استفاده از نفوذ سیاسی و اقتصادی شان یا از طریق آشنایانی که صاحب این نفوذ هستند به صورت غیرقانونی به منابع مالی دست پیدا می‌کنند و به کسب ثروت می‌پردازند. 

رانت‌خواری پدیده‌ای است که آسیب‌های فراوان اجتماعی و اقتصادی فراوانی برای کشورها به وجود می‌آورد. بنابرنظر اقتصاددانان، درآمدهایی که خارج از فعالیت‌های مولد اقتصادی و با بهره‌گیری از قدرت و نفوذ سیاسی یا اقتصادی صورت می‌پذیرد همیشه به عنوان آفتی برای نظام اقتصادی هر کشوری حساب شده‌است. مصداق بارز این کلام همان «رانت و رانت‌خواری» می‌باشد .

منبع : ویکی پدیا


 

رانت خواری چیست؟
رانت واژه ای اقتصادی است که بیشتر در حوزه ی سیاست به کار گرفته می شود. برخی از اقتصاددانان رانت را دریافتی حاصل از فعالیت های غیر مولد تعریف کرده اند. این تعریف با مفهوم عامیانه رانت که همان سود یا درآمد بادآورده است نزدیکتر است. از این نظر، رانت درآمدی است که از مواهب طبیعی حاصل می شود چون مزد و سود در نتیجه ی تلاش به دست نمی آید.
به عبارت ساده تر و عام تر، رانت معطوف به واگذاری انحصاری امکانات ، فرصت ها و موقعیت ها به اشخاص حقیقی و حقوقی است. که بر اساس داشتن رابطه ی (فامیلی‌- حزبی‌ – شخصی) صورت می پذیرد .رانت انواع مختلفی دارد که ملموس ترین آن ها رانت اقتصادی است. در بوروکراسی حجیم که سیستم قضایی نامطلوبی بر آن حاکم باشد، عدم بازرسی مستمر و فقدان نظارت همگانی موجب می شود برخی از دست اندرکاران حوزه های کلان و تصمیم گیرنده اقتصادی مزایایی برای نزدیکان (فامیل و یا هم جناح خود) قائل شوند. برای نمونه نزدیکان رؤسای بنیادهای بزرگ از تخفیف های زیاد در معاملات اقتصادی برخوردار می شوند، گاهی رانت اقتصادی با استفاده از آگاهی از تصمیمات آتی وزارت بازرگانی درباره ی صادرات و واردات کالاهای مختلف خبردار می شود و نسبت به خرید و فروش کالاهای مذکور اقلام و سود کلانی به دست می آورد.
رانت اطلاعات و رانت قضایی نیز از انواع دیگر رانت ها محسوب می شوند . در جامعه غیر شفاف افرادی که وابستگی سیاسی و خانوادگی دارند به اخبار درجه اول دسترسی پیدا کرده و طبعا استفاده آن را نیز خواهند برد. رانت اطلاعات معمولا در اختیار مدیران و وابستگان نزدیک آن ها و مشاوران و رؤسای دفتر و … قرار می گیرد. در رانت اطلاعات از فاصله ی زمانی بین اتخاذ یک تصمیم تا اعلام عمومی و اجرای آن سوءاستفاده می شود. از نظر اقتصادی رانت مستلزم مداخله ی مستقیم دولت در رقابت آزاد است . مانند دخالت در اعطای حق امتیازها، جوازها یا موافقت نامه های اصولی، سهمیه بندی وارداتی، عوارض گمرکی ، قوانین و دستورات مربوط به تعیین حداقل دستمزد.
رانت سیاسی مشهورترین انواع رانت هاست . شخصی که به واسطه ی رابطه در مسند پست های عالی سیاسی قرار می گیرد و بدون داشتن شایستگی، به پست مهمی گماشته می شود، نوعی رانت است. زیرا این شخص در صورت  مساوی بودن شرایط و برگزار شدن آزمون های استخدامی قادر نخواهد بود به چنین جایگاهی دست یابد. در نظام هایی که سیستم استخدام مبتنی بر شایسته سالاری و لیاقت است فامیل سالاری جایگاهی ندارد.

 

WhatsApp chat