0 Items

معنی کانسپچوال

هنر مفهومی (به انگلیسی: Conceptual art) گونه‌ای از هنرهای تجسمی است که در آن مفهوم یا ایدهٔ موجود در اثر، بر زیبایی‌شناسی معمول و مواد به‌کار رفته برای خلق آن اولویت دارد. در هنر مفهومی ایدهٔ با مفهوم مهم ترین جنبهٔ کار است.

شیوه‌های هنر مفهومی[ویرایش]
چیدمان (Installation): بداهه‌گرایی با توجه به شرایط حاکم بر محیط
مینی‌مالیسم (Minimalism): خلاصه‌گرایی در فرم با تاکید بر محتوا
هنر اجرایی (Performance Art): بیان محتوا و ارائهٔ یک مفهوم با اجرای مراسم
هنر روایتی (Narrative Art): روایتگری در محیط با نشان دادن تاثیر یک اتفاق
هنر زمینی(Land Art): بیان یک مفهوم از طریق خلق اثر در فضای باز و طبیعت
هنر و زبان (Art And Language): ارائهٔ یک مفهوم با کلمات
هنر ویدیو (Video Art): ارائهٔ یک مفهوم با تصاویر متحرک و صدا
هنر بدن (Body Art): ارائهٔ یک مفهوم با به‌کارگیری اندام بدن انسان
هنر اتفاقی (Happening Art): ایجاد مفهوم به‌وسیلهٔ یک اتفاق در محیط و نتایج آن
هنر فرایندی (Process Art): ارائهٔ یک مفهوم با استفاده از مواد ناپایدار و ثبت آن با استفاده از فن عکاسی
منابع[ویرایش]

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔهنر مفهومی موجود است.

لوسی اسمیت، ادوارد. آخرین جنبش‌های هنری قرن بیستم. ترجمهٔ سمیع آذر، علی رضا. چاپ اول. تهران: نظر، ۱۳۸۰.
وود، پُل. هنر مفهومی. ترجمهٔ فرزین، مدیا. چاپ اول. تهران: نشرهنرایران، ۱۳۸۴. ۹۰

منبع : ویکی پدیا

کانسپچوال آرت چیست
تا چه اندازه فرد می تواند نگرشی متفاوت به دنیای پیرامون خود داشته باشد ؟ آیا هنر وسیله ای برای بیان چنین دیدگاهی است؟
کانسپچوال آرت ( Conceptual Art ) به معنای هنر مفهومی می باشد ، هنری که بیان معنی و مفهومی خاص، مهمترین وجه اثر باشد هدف فقط ارائه اندیشه است، خارج از هر فرم و ساختاری.

هنر مفهومی شکلی از بیان هنری است که می کوشد تا با نیروی ذهن به اثر جنبه هنری داده و آن را از قید و بند فیزیک و ظاهر کار تا حدی آزاد نماید. در این راه ، هنرمند از هر آنچه که دوست دارد و یا مناسب با هدف و بیان فکرش است برای عینیت بخشیدن به تفکر و آرمانش استفاده می کند ، این ابزار ممکن است با هم ناهمخوان باشد مانند شیشه ، خاک ، چوب، پارچه ، میز شکسته، کتاب، بدن انسان، چراغی کهنه و….

 

هنرمند ابزار مادی را بی اهمیت ، از بین رفتنی ، دور از زیبایی شناسی دانسته و تنها برای انتقال مستقیم یک مفهوم یا تصور از آنها سود می جوید. این مفهوم یا تصور معمولا آگاهی به مکان و یا رویداد یا تصور و برداشتی فنی از علم یا فلسفه است ، گاهی نیز هنرمند در پی بیان اعتراضش به واقعه ای است با بیانی متفاوت .

در دایره المعارف هنر آورده شده است :

در این نظریه ( کانسپچوال آرت ) مفهوم ( انگاشت کلی از موارد خاص ) اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه آن. فکر هنرمند مهم است و نه شیئ هنری، هدف رسانیدن مفهوم به مخاطب است وسیله بیان هر چه می تواند، باشد.

 

از آغازگران این گرایش می توان به هنرمندان آمریکایی انگلیسی همچون جوزف کاسوت، لارنس وینر، استنلی براون، داگلاس هیوبلر، بروس نومن و به گروه «هنر و زبان» در انگلیس اشاره کرد.

شایان توجه است که هر اثر هنری باید دارای مفهوم باشد. مفهومی که معنایی را فرای ظاهر و صورت اثر ارائه می نماید. القای معنا در هنر مفهومی ممکن است شخصی باشد، چه برای هنرمند و چه برای مخاطب و چه در عنوان اثر و چه در ارائه آن. در اینجا بیننده با خود اثر در ارتباط است و نیازی به برقراری ارتباط با خالق اثر نیست .

 

مارسل دوشان نقاش فرانسوی گریزان از جنگ (1968-1887) یکی از بنیانگذاران و از مطرح ترین و کارآمدترین هنرمندانی بود که با اشیاء حاضر آماده (ready- madee) کانسپچوال آرت را به عنوان یکی از گرایش ها و جریانهای هنری پست مدرن، مطرح و تثبیت کرد وی در توصیف این هنر می گوید:

واقعیت این است که من تفکرات ضداجتماع داشتم. وقتی یک چرخ دوچرخه را روی یک چهارپایه گذاشتم که چنگک هایش رو به پایین بود، نه هیچ ایده ای حاضر-آماده داشتم و نه چیز دیگری. فقط من باب تفریح بود. این نوع تفریحی بود که در ذهن داشتم.
اصالت فکر و ایده در هنر مفهومی چیزی فرای درک مخاطب نیست ، او با فهم خود ایده (انتزاعی) هنرمند را گرفته ، بازسازی کرده ، در ذهن خویش پرورش داده و در ساختن آن مشارکت می کند.
منبع : یک دوست دات کام
به قلم : مریم کمالی

۱) «کانسپچوال آرت» چيست؟
توضيح:۱) به خاطر ديرکرد يک روزه ی یادداشت ببخشید.
۲) تصميم گرفتم قبل از نقد هنر معاصر ابتدا تعريفی از مکاتب موجود و هنرمندان هر مکتب بين قرن های ۲۰،۱۹،۱۸ بدهم تا برسيم به نقد هنر امروز.
۳) برای این مطلب و مطلب شماره ی بعد از منابعی چون :«دائرة المعرف هنر،فرهنگ اندیشه نو، مفاهیم و رویکرد ها در آخرین جنبش های هنری قرن بیستم» و فصلنامه ی «حرفه: هنرمند» استفاده شده است.

کانسپچوال آرت
اشاره:
متاسفانه امروزه در وادی هنر های تجسمی گاه به علت برداشت های اشتباه از مکاتب و تعاريف هنری شاهد آثاری هستيم نا متناسب. نا متناسب از جهت اسم و رسم.شايد چسباندن مکتب خاص و يا شيوه ای خاص به آثار هنری ديدی بازاری باشد اما آنچه که مهم است همين مرزبندي هاست که ميتواند راهنمای جوانان و عاشقان هنر باشد.
امروزه در ايران هر کس نام واژه ی «کانسپچوال» به گوشش خورده است بدون اينکه بداند چيست ،اين واژه را برای هر اثر سر هم بندی شده و چه بسا بی «مفهوم» به کار می برد و می گويد:«اوه…….چه اثر کانسپت زيبايی…» و الی آخر….
بر آن شدم تا در اولين يادداشت اين سبک ،آثار معروف و پيشرو هايش را معرفی کنم(البته در حدی که از دستم بر بيايد)،شايد از اين پس مردم ـ که به جای خود ـ دانشجويان ما نيز معنای «کانسپتچوال آرت» را بفهمند و هر جايی به کار نبرند!
……………………………………………………………………………………………………………….
“Concept” در زبان انگليسی به معنای «مفهوم» و “Conceptual Art” هنری است مفهومی به اين معنا که مهم ترين وجه اثر هنری معنای آن باشد.
ادوارد لوسی اسميت در کتاب خود ـ مفاهيم و رويکرد ها در آخرين جنبش های هنری قرن بيستم ـ مينويسد:«هنر مفهومی شکلی از بيان هنری است که تلاش دارد تا جنبه ی فيزيکی و ظاهری کار را تا حد ممکن تنزل بخشيده و به جای آن نيروی ذهنی ناشی از اثر هنری را تقويت کند…
هنر مفهومی اساساْ از الگو های فکری سرچشمه می گيرد و در اين راه از هر وسيله ای و موادی که با ذهنيت هنرمند سازگاری دارد مدد می جويد.»
پس بر اين اساس در يافتيم که هنرمند خود را در استفاده از ابزار خاص محدود نمی کندو هر آنچه را که دوست دارد و يا مناسب حالش است وارد اثر مي کند.
در اين باره در «فرهنگ انديشه ی نو» به ويراستاری «ع.پاشايي» مي خوانيم:
«….هنر مفهومی، هنر بصری پيشتازی است ـ خواه انتزاعی و خواه فيگوراتيو ـ که شديداْ بر مضمون يا محتوی تاکيد دارد و شکل يا صورت را عمداْ ناديده می گيرد.اين هنر همه جور مواد نا همخوان مثل:خاک،شيشه،پارچه،آت و آشغال،وسايل معمولی و روزمره مثل چراغ های نئون،نقشه،مقاله،عکس و بدن آدم را در چيدمان های تصادفی خود به کار می گيرد.»
در واقع هدف اين هنر انتقال مستقيم يک مفهوم يا تصور ( معمولاْ آگاهی به مکانی يا رويدادی ، يا تصوری فنی از علم يا فلسفه ) است و هنرمند ابزار مادی اين انتقال را بی اهميت،از ميان رفتنی،عاری از حالت انگيزی و دور از زيبايی شناسی می پندارد.
ابزار برای هنرمند مفهوم گرا بی ارزش است او سعی دارد با هر چيز موجود بتواند مفهوم خود را سريعاْ انتقال دهد و فرياد بزند که:«اين درست است!»
«رويين پاکباز» در« دايرة المعارف هنر » در اين باره مي نويسد:«در اين نظريه(کانسپچوال آرت) مفهوم(انگاشت کلی از موارد خاص) اهميت دارد و نه چگونگی ارائه آن.فکر هنرمند مهم است و نه شئی هنری. هدف رسانيدن مفهوم به مخاطب است وسيله ی بيان هر چه باشد.
از مهمترين پيشرو های اين هنر در آمريکا می توان به «داگلاس هيوبلر»،«جوزف کاستوت»*،«لارنس ويز»،«بروس نومن» و به گروه«هنر و زبان» در انگليس اشاره کرد.
«کانسپچوال آرت »خود به شاخه هايی نظير« ادبيات و کانسپچوال» تقسيم ميشود که در هفته ی آينده در آن مورد خواهم گفت.
>>>هفته ی آينده:«پيشروان هنر کانسپچوال»
* خالق اثر معروف «يک و سه صندلي»

کانسپچوال در معماری , کانسپچوال آرت در معماری , معماری کانسپچوال چیست؟ , کانسپچوال ویکی , هنرمندان هنر مفهومی , کتاب هنر مفهومی , هنر مفهومی در نقاشی , مینیمال آرت

 

 

WhatsApp chat