دکوراسیون سنتی مدرن

سبک مدرن سنتی در دکوراسیون

سنتی نوین:

سبک سنتی نوین عبارتی متناقض به نظر می رسد که در واقعیت ادغام جدید و قدیم برای داشتن یک زندگی با طرح کلاسیک اما جدید که جذابیت های سبک سنتی و هم راحتی و سادگی سبک مدرن به چشم می خورد.

 

سبک سنتی ( دکوراسیون و معماری سنتی )

سبک سنتی 

دکوراسیون سنتی 

دکوراسیون سنتی ایرانی
دکوراسیون سنتی ایرانی

دکوراسیون مرسوم 

سبک سنتی ( دکوراسیون و معماری سنتی )

تخت سنتی مشبک جهت رستوران سنتی
تخت سنتی مشبک جهت رستوران سنتی
دکوراسیون سنتی ایرانی
دکوراسیون سنتی ایرانی

موضوعات و کلمات کلیدی : سنتی٬ سازه های سنتی٬ معماری سنتی٬ هنر سنتی٬ هنرهای سنتی٬ دکوراسیون و معماری سنتی،سبک سنتی 

هنر و معماری سنتی ایران زمین

هنر های سنتی ایران زمین

 

سرقت اثار هنری و یراق الات قدیمی درب های چوبی

کوبه طلایی درب مسجد امام دزدیده شد! آثار عصر پهلوی در اصفهان

 

کوبه طلایی درب مسجد امام دزدیده شد!
کوبه طلایی درب مسجد امام دزدیده شد!

کوبه طلایی درب رویی مسجد تاریخی امام واقع در میدان نقش جهان که دارای قدمتی نزدیک به عصر پهلوی است دزدیده شد. مسجد تاریخی امام که مرمت کاشی های آن مدتی است مورد بی توجهی مسئولان قرار گرفته، اکنون کوبه طلایی درب ورودی خود را از دست داده است. یکی از فعالان در حوزه میراث فرهنگی اصفهان که در این مکان حضور داشت در خصوص سرقت کوبه درب این مسجد تاریخی گفت: این کوبه مربوط به هفتاد الی هشتاد سال قبل است که به احتمال زیاد نزدیک به 10 روز پیش به سرقت رفته است. همچنین یکی از فعالان حوزه میراث فرهنگی استان اصفهان نیز در خصوص قدمت تاریخی این درب که در قسمت ورودی مسجد تاریخی امام واقع شده، اظهار داشت: این در مربوط به عصر پهلوی است. حسین یقینی ادامه داد:

این در برای محافظت از درب اصلی مسجد نصب شده که به نظر می‌رسد در زمان پهلوی اول نصب آن توسط انجمن دوستداران میراث فرهنگی وقت انجام شده است. کوبه سمت چپ این درب تاریخی به رنگ طلایی و دارای نقش و نگارهای زیبا و در خور توجهی است که در بخش فوقانی آن نقشی از شاه عباس اول قلمزنی شده و در بخش‌های دیگر این کوبه گل و بوته‌هایی زیبا وجود دارد و در قسمت رویی این کوبه نام سازنده آن حک شده است. در خصوص زمان سرقت این کوبه طلایی رنگ که دارای نقش و نگارهایی زیبایی است حرف و نقل‌های بسیاری است چنانچه پیرمردی که هر روز برای اقامه نماز به این مسجد می آید در این خصوص گفت: این کوبه نزدیک به 10 تا 20 روز پیش به سرقت رفته است و این نکته جای تعجب است که چگونه این کوبه از مسجدی که در محلی پرتردد واقع شده به سرقت رفته است.

متاسفانه در حال حاضر علاوه بر سازمان میراث فرهنگی دستگاه‌های دیگری چون اداره اوقاف و امور خیریه بر بناهایی چون مساجد و برخی از کاروانسراها نظارت دارد که این مدیریت می‌تواند به نوعی برای حراست هرچه بیشتر از ابنیه تاریخی زیان آور باشد. به عنوان مثال زمانی که در هنگام نماز مغرب و عشاء از کسانی که حراست از مسجد امام را بر عهده دارند در خصوص قدمت این بنا و … سئوال می‌شوند آنها موضوع را به کارشناسان میراث ارجاء می‌دهند و از مسائل میراثی اظهار بی‌اطلاعی می‌ کنند و در واقع نداشتن اطلاعات لازم در خصوص میراث فرهنگی خود از جمله مسائلی است که می‌تواند عاملی زیان‌آور برای حراست از ابنیه تاریخی باشد.

علاوه بر آن نباید آنگونه دور از انصاف نگاه کرد و سازمان میراث فرهنگی را نباید تنها دستگاه برای حراست و نگهداری از ابنیه تاریخی دانست این در حالیست که هم اکنون برخی از دستگاه‌های دیگر به رغم استفاده از این میراث هیچ برنامه ای برای مراقبت از آنها ندارند. در هر صورت انتظار می‌رود تا مدیریت دوگانه‌ای که در مساجد و برخی دیگر از بناهای تاریخی اصفهان واقع شده در سریع‌ترین زمان ممکن رفع شود زیرا وجود این مدیریت دوگانه در نهایت می‌تواند به نوعی زمینه ساز چنین حوادثی باشد و وجود یک سازمان به عنوان حامی و متولی میراث فرهنگی می‌تواند حراست هرچه بیشتر آثار تاریخی را به همراه داشته باشد.

گرداوری فن و هنر ایران زمین نویسنده : بهزاد سلطانی – ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۸٩ منبع: خبرگزاری آینده با کمی تصحیح

:: برچسب‌ها: درب قدیمی, معماری اسلامی, معماری ایران, هنر سنتی ایران زمین

جایگاه معماری در فرهنگ مردم ایران
نوشته شده در شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳
ساعت : ٥:٥٩ ‎ب.ظ
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
 

جایگاه معماری در فرهنگ مردم ایران

Place of Architecture in the Iranian culture

معماری در فرهنگ مردم موضوع گفتگوی برنامه هفت کوچه است که دوشنبه ۵ اسفند پخش می شود.

به گزارش روابط عمومی رادیو فرهنگ، برنامه هفت کوچه برنامه ای از گروه مطالعات فرهنگی است که شنبه ، دوشنبه و پنج شنبه از ساعت 8:30 تا 9:30 پخش می شود.

این برنامه به بررسی موضوعات مرتبط با فرهنگ مردم اختصاص دارد.

یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲

در برنامه دوشنبه که کارشناس آن نصرالله حدادی( پژوهشگر تاریخ )خواهد بود ، درباره معماری در فرهنگ مردم و پیشینه تاریخی و تمدنی معماری در فرهنگ مردم ایران زمین اختصاص دارد.

هفت کوچه دوشنبه ها به تهیه کنندگی هادی موسوی نژاد و با اجرای سکینه ارجمندی تقدیم علاقه مندان می شود.

منبع : سایت

منابع و سایت های فربد حیدری

سایت طراحی استخر

سایت معماری و هنر ایران زمین ( سوناسازان )

سایت هنر و دکور سنتی ایران زمین

:: برچسب‌ها: معماری, فرهنگ, ایران, معماری ایران

ایوان در معماری ایران
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳
ساعت : ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ

نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
 

ایوان

ایوان در معماری ایران

خونه قدیمی , معماری ایران زمین , حووض و شمعدونی و پنجره ارسی
ایوان , پنج دری , حوض معماری ایرانی , پنجره های چوبی قدیمی , درب و ارسی های گره چینی , شمعدانی

ایوان، یکی ازعناصر ویژه معماری ایران که فضایی نیمه باز نیمه بسته می باشد یکی ازتمهیدات عالی این نوع نگرش وهمزیستی با طبیعت است.غیر ازتنظیم منظر درقالب تصویری محاسبه شده،حضور ایوان،روشنایی میانه(سایه روشن ها) رادربرگرفته و حد رابط بین فضای خارجی و داخلی است که در تعدیل و تنظیم کیفیت هوا نیز کاملا موثر است.

منبع : بخشی از مقاله برخی از اصول معماری ایرانی

لینک : فن و هنر ایران زمین

:: برچسب‌ها: ایوان, معماری ایران, معماری, طبیعت

برخی از اصول معماری ایرانی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩

برخی از اصول معماری ایرانی

درون گرایی

درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته است و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است.

ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا ، حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که رپیشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی – فلسفی این سرزمین دارد.

با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست.

درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خوپیش و یافتن طمانینه خاطر و آرامش اصیل در درون ، به نظمی موزون و متعالی رسیده است .به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی ؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است.

امر توجه به مسایل درونی بر اساس فرهنگ ، نوع زندگی ، آداب و رسوم و جهان بینی شکل گرفته است که همراه با مسایل مادی ، جغرافیایی ، اقلیمی معنای نهایی خود را بدست آورده است . معنایی که از فطرت خود انسان نشات گرفته است.

مرکزیت

ویژگی موازی با مساله درون گرایی ، مرکزیت در فضای معماری است . سیر تحول عناصر پراکنده (کثرت ها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری دنیای اسلام به چشم می خورد . حیاط خانه ها ، مساجد ، مدرسه ها و کاروانسرا ها هسته های تشکیل دهنده این تفکر و رساندن عناصر عملکردی یا جزئیات میانه و دور به مرکز جمع کننده تنوع ها و گونه گونی ها می باشند . این فضای درونی مرکزی که گاه می تواند چیزی غیر از حیاط مرکزی باشد تظیم کننده تمام فعالیت ها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنایی در آن رخ می دهد .

انعکاس

در اغلب فضاهای معماری ایران منظره کلی حاصل از شکل گیری عناصر کالبدی ، به وجود آورنده کلیتی بصری است که از اجزای آن در قالب محوربندی های حساب شده و منظم ، چهارچوبی را تشکیل می دهند که در ان شکل و تصویر به کمال می رسد . اجزای ترکیبی در محورهای افقی و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور ددستیابی به مرکزیت دید (تصویر ) خط حرکت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان و نور تنظیم می شود که پیوند معماری ، نور، آسمان و انعکاس را به عنوان نتیجه بصری به دست می دهد .

انسان در گردش محوری خود به طرف جهاتت مختلف این کلیت فضایی منسجم را حس می کند که گویای نظام فکری منظمی است که در آن ، مرکزیت فضا و زمین در مرکزیت (توحید) آشتی دهنده عوامل اتصال زمین و آسمان است .

پیوند معماری با طبیعت

همدلی و احترام به طبیعت ریشه های عمیق فرهنگی دارد و هم زیستی مسالمت آمیز انسان ، معماری و طبیعت در معماری سنتی ایران کاملا مشهود است . اشارات فراوان در کتاب آسمانی درباره گیاه ، نور و اجزای طبیعت و در نهایت تمثیل بهشتی آن موجب شده است که در معماری ایران حضور طبیعت به طور همه جانبه باشد و فضاهای نیمه باز – نیمه بسته در یک روند سلسله مراتبی به نحوی در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند که گویی همیشه انگیزه احترام و حفظ نعمتهای الهی را پاس می دارند که در قلب طبیعت و اجزای عناصر آن تجلی کرده است .

هندسه

مورد بسیار مهم در درک معماری های شرق ، ایران و تمدن های زیر پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامی، نحوه بر خورد با مقوله هندسه در بیان افکار و اندیشه ها ست . بدون شک زمان بیان معماری های جهان در هندسه استوار است و از طریق روابط ان می توان کلیت کالبدی را آشکار کرد .

اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بینی فرهنگی کشور های شرقی است . در هنر و معماری اسلامی هندسه دارای اهمیت و مفهوم ویژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حیات می جوید و تجلی گاه افکار الهی و عقلانی و ادراک جهان هستی است .

در هندسه این سرزمین بحث علم و رشد ریاضی اعداد و ترکیبات پیچیده جبر همراه با حس شهودی بوده است و این دو که تکمیل کننده آثار هنری محسوب می شوند جدایی ناپذیری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن های غنی و در جهان اسلام نشان می دهند .

شفافیت و تداوم

نقطه مقابل مفهوم فضای بسته و تمام شده ، مفهوم شفافیت و تداوم قرار دارد و در چنین فضایی ، مسیر حرکت انسان و یا نگاه او در تداومی پیوسته صورت می گیرد ، به طوری که گشاپیش های فضایی در خطوط افقی و عمودی موجب شفافیت (transparency)در لابلای دیوارها و ستون ها می گردد که دور نما و منظر نهایی در افق لایتناهی و مستهیل مجددا جان و جلوه تازه به خود می گیرد .

در لابلای بدنه بناهای معماری ایران فضا هیچ گاه با قاطعیت مشخص نمی شود و ابهام ترکیبات پیچیده آن به دلیل غنا بخشیدن به منظره ای است که نمی توان آن را در یک قالب محدود و تمامیت یافته تفسیر کرد . این فضا حامل پیام ازپدیده ای است که پدیده دیگری در درون خود دارد و حرکت به سوی ان ، حرکتی به سوی بخش دیگر فضا است با کلیت و جامعیتی گسترده .

راز و ابهام

احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکیل و ترکیب ابنیه ایران مد نظر قرار داشته و سادگی ترکیبات این هندسه پایه ولی غنی موجب پیداپیش ساختمان هایی شده است که پیام آن با درک ویژه حسی قابل دریافت است و توام با کلیتی است که کمال خود را در منظر و تصویری کامل القا می نماید .

تعادل موزون / توازن احساس

در ایران به غیر از مناطق مرطوب و بارانی شمال و غیر از برخی مناطق خاص جنوبی ، با سرزمین نسبتا خشک و گاهی کویری مواجه هستیم که از لحاظ اقلیمی دو تمهید ویژه را مطرح می کند : یکی حفاظت در برابر گرما و حرارت و دیگری به وجود آوردن خنکی ، جریان هوا ، دریافت آب و حفظ آب.

بسیاری از عناصر معماری سنتی شهرهای کویری دلیل وجودی خود را در مقابله با یک اقلیم سخت بدست می آورند ؛ همانند گنبد که زمان و سطح تابش آفتاب بر روی آن موجب می شود که همیشه قسمتی از آن در سایه قرار گیرد و در داخل این گنبد ، حرارت به صورت گردشی از دریچه فوقانی تخلیه و رها شود . نمونه های دیگر شامل دیوارهای ضخیم خشتی یا فضاهایی چون تالار، ایوان ، زیر زمین ، سرداب ، بادگیر و مانند آن نیز در پیوند ارگانیک با طبیعت همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد ؟

ایوان، یکی ازعناصر ویژه معماری ایران که فضایی نیمه باز نیمه بسته می باشد یکی ازتمهیدات عالی این نوع نگرش وهمزیستی با طبیعت است.غیر ازتنظیم منظر درقالب تصویری محاسبه شده،حضور ایوان،روشنایی میانه(سایه روشن ها) رادربرگرفته و حد رابط بین فضای خارجی و داخلی است که در تعدیل و تنظیم کیفیت هوا نیز کاملا موثر است.

جستجوی آبهای زیر زمینی و به وجود آمدن شبکه قنات ها به همین منظور ، تامین آب حیات و پاکیزگی جسم و روح بوده است . با آب، درخت و گیاه رشد می کنند. جلوی بادهای شنی و آلودی های مختلف گرفته می شود و آرامش سایه های طبیعی مهیا می شود .نعمت آب ودرخت و گیاه در منطقه کویری همیشه تمثلی ازبهشت بوده است که جویهای آب آن در چهار سو در حرکت بوده اند . در نتیجه خیلی روشن است که در معماری ایران این بهشت جای و مکان خاصی داشته باشد و به شکلی مرکزی تمام فضاها را بهره مند نماید .

پیرو شناسایی برخی ویژگی ها و عناصر تشکیل دهنده شکل و صورت معماری، در راستای تداوم بخشی به اصول طراحی معماری نکات زیر قابل ملاحظه می باشد .

مفاهیم و اصول معماری در طول تاریخ با فرهنگ یک سرزمین انتقال یافته تسری می یابند.

شکل معماری با تبعیت از ویژگی های محیطی و فلسفی به وجود می آید و عامل زمان ، بعلت ماهیت دگرگون سازی ساختار زندگی انسان ، به عنوان رکن اصلی ، فضاهای جدید را شکل می بخشد .

با توجه به اصل پایداری مفاهیم جوهری مستتر در هر پدیده ، می توان اصول انسانی مذکور را در سیر زمان حفظ نموده و از آن ها به عنوان مفاهیم بنیادی و اساسی به مثابه منبع الهام، استفاده کرد.

در وفاداری به فرهنگ و هنر یک سرزمین ، حفظ و تکرار اشکال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحی و هنر ، نگاه پویا و خلاق از ضرورت های اولیه متقدم به شمار می آید . صورت برگردان معنی گذشته لزوما دیگر در روند زندگی فعال کاربرد ندارد و نیازمند ایجاد صور جدید پیرو مفاهیم پایدار است .

معماری ، انتقال دهنده معنی است و نه شکل .

پرداختن به معماری به اصطلاح علمی ، به معنای این نیست که باید الزاما از فلسفه علم گرا و عقلانی فرهنگ های بیگانه تقلید کرد .

هنر والا با تقلید سر و کار ندارد و اثری که فاقد پویانی ، نوآوری ، احساس حقیقت و خلاقیت زمان خوپیش باشد بدون شک فاقد اعتبار بوده و به هیچ وجه راه گشا نیست .

شکل تثبیت شده ای برای برگردان مفاهیم فرهنگ وجود ندارد و برای اعتلا و پیشبرد هنر و معماری یک سرزمین میتوان با بهره جستن از نو آوری هوشمندانه به این اهداف متعالی نائل آمد.

شکل ، دارای مفاهیم (semiologic) و تمثیلی(symbolic) است و ساختمان ترکیبی عناصر معماری ، نمی تواند خارج از شناخت های فرهنگی به طور انتزاعی و مجرد حرکت نماید .

تجربه هنر و معماری مدرن (بین المللی) که قطع رابطه بین محیط ، تاریخ و سنت بوده ، نشانه بارزی از یک تجربه شکست خورده است که در آن دو عامل محیط و فرهنگ به نام نوآوری نادیده گرفته شده است .

نشانه و نماد را می توان در کلیه پدیده های به وجود آمده و تمدن بشری مشاهده کرد . فلسفه ، ادبیات ، علم ، هنرو… نگاه پویا به عنوان زبان جدیدی معماری قادر به استخراج این علائم است .

معماری دارای دو رکن اصلی فرهنگی و علمی است و هرگاه در سیر زمان یکی از ارکان سست و ضعیف گردد ، نتیجه حاصله ناکافی و ناتمام رشد می نماید . در این رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق ، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر دو زمینه از ضروریات پایه این علم و هنر می باشد .

منبع:

پینوشت: پایان نامه ارشد یاسر فریدیان

منبع :  سایت

:: برچسب‌ها: معماری ایران, معماری, ساختمان, اقلیم

هنر حجاری ایرانیان
نوشته شده در یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳
ساعت : ٧:۳۱ ‎ب.ظ
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
 

نقش حجاری شده مردی از ماد در کاخ آپادانای تخت جمشید

نمونه ای از هنر حجاری ایرانیان از میان هنر صنعتگران ایران باستان

حجاری 

هنر ایران یکی از غنی‌ترین میراث هنری در تاریخ جهان است و دربرگیرنده بسیاری از رشته از جمله معماری، نقاشی، بافندگی، سفالگری، موسیقی، خوشنویسی و فلزکاری می‌باشد.

هنر و صنعت در ایران باستان به شناخت پدیدارهای مادی فرهنگی و شیوهٔ معماری و هنری ایرانیان و انواع دست بافت‌ها و دست ساخت‌های ایران و تحولات آن در ایران باستان اختصاص داده شده‌است.

هنر حجاری ایرانیان

آشنایی با سنگ تراشی سنتی (حجاری)

هنر سنگتراشی که خاستگاه اصلی آن ایران بوده است از قدمت چندین هزار ساله برخوردار است . سنگتراشان از قدیم با تراش سنگهای کوه ، بعضی از ابزار و اشیاء و اسباب خانه و تندیس و وسایل آئینی و زینتی را می ساختند . شهر مشهد از مراکز عمده و مهم سنگتراشی در کشور است که به قولی از هنگام ورود امام رضا (ع) به توس این هنر در مشهد پدید آمده است .

حجاری و خراطی سنگ‌

اولین هنر بشر، تراش سنگ بوده است. قبل از اختراع خط و با شروع غارنشینی، انسان‌ها برای انتقام پیام و رساندن منظور خود شکل‌هایی روی سنگ حک می‌کردند و اینگونه با هم ارتباط برقرار می‌کردند. به مرور با اختراع خط تراش سنگ برای تهیه وسایل مورد احتیاج به کار گرفته شد. اوج هنر سنگ‌تراشی دوره رنسانس بود که در ایتالیا و یونان پیشرفت قابل توجهی داشت تا آنجا که در یونان افرادی مانند میکلانژ و لئوناردو سهم بسزایی در رشد این هنر ایفا کردند. خراطی سنگ با رشد تکنولوژی و ورود دستگاه‌های تراش پیشینه‌ای حدود 50سال را به خود اختصاص داده است.

منابع : ویکی پدیا

سایت جامع پیمانکاران

:: برچسب‌ها: هنر معماری, معماری ایران, هنر, حجاری

معماری ایران به گفته پروفسور نادر اردلان
نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳
نویسنده : { فربد حیدری } Farbod Heidari
 

بخش اخبار روز ساختمان

حقیقت معماری ایران ، نادر اردلان

 زندگینامه :

نادر اردلان متولد تهران ، در هفت  ‏سالگی به اتفاق پدر، مادر و خواهرش به دلیل شغل پدر در امور مالی وزارت اقتصاد، در راستای کمک های اصل 4 ‏به ایران بعد از جنگ جهانی دوم، به واشنگتن رفت.

وی تحصیلات خود را در دانشگاه های هاروارد و انستیتو تکنولوژی کارنگی به اتمام رساند و از ۱۳۴۱ ‏تا ۴۳ ‏در شرکت های بزرگ آمریکایی کار کرد و اولین کار ساختمانی وی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا و همکاری در ساخت برجی در سانفرانسیسکو بود.

به این ترتیب با ساخت ساختمان های پیش ساخته و نحوه ‏فعالیت پروژه های عظیم شنا شد.

در همان زمان از طرف شرکت نفت ایران دعوت به کار شد ، اردلان به همراه خانواده به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۳ به مسجد سلیمان رفت .

بعد از گذشت دو سال با وجود سختی های فراوان درهای جدیدی به روی وی باز شد و توانست طراحی های شرکت نفت را اداره کند و خانه سازی هایی در جزیره خارک انجام دهد .

در آن زمان رومن گرشمن باستان شناس بزرگ فرانسوی در خرابه های معابد آتش زرتشتیان مشغول حفاری بود و روی ساختمان ها و سایت های هخامنشیان و ساسانیان کار می کرد.

نادر اردلان در ترسیم پلان برخی از بافت ها به گرشمن کمک کرد.

کمک های شایان نادر اردلان در طراحی موزه هنرهای معاصر تهران به کامران دیبا را نیز نمی توان از یاد برد.

اردلان هرگز به مطالعه معماری ایران در یک دوره تاریخی خاص اکتفا نکرد. او به سرتاسر این چشم انداز علاقه مند بود و از غارهای خطی شمال ایران تا مارلیک (قرن نهم تا هفتم قبل از میلاد) شروع کرد و به بقایای خارق العاده ای در اصفهان و کاشان دوره ‏اسلامی و بعد از آن به دوره قاجار رسید.

تلاش های بی پایان نادر اردلان برای معرفی معماری ایران قابل تقدیر است.

گفتو گویی با پروفسور نادر اردلان  ، معمار ایرانی :

در ادامه گفت ‌و‌گو با نادر اردلان را بخوانید:

پروفسور اردلان ، وقتی پس از سال ها وارد ایران شدید ، چگونه مشغول کار شدید؟

در آن زمان شخصی به نام “رومن گرشمن” در خوزستان بویژه شوش و چغازنبیل حفاری هایی انجام می داد و موقعیتی پیش آمد تا در این کار با او همکاری کنم.

به این ترتیب با تاریخ ایران بیشتر آشنا شده و فهمیدم که عظمت معماری بیش از این است که ساختمان بسازیم و حق الزحمه دریافت کنیم، بلکه چیزی تاریخی و عمیق است و این آغاز آشنا یی من با ایران است.

پس از آن در دانشگاه تهران مشغول به تدریس شده و با دانشجویان به شهر های مختلف ایران رفتم و نقشه آنها را پیاده کردیم.

به ویژه به دلیل علاقه، بافت شهر اصفهان و بازار اصفهان را پیاده کردم.

تا آن زمان بیشتر مطالعات معماری ایران را غربی ها انجام داده بودند.

دید غربی این است که به هر چیز به عنوان ابژه نگاه می کند. مثلاً مسجد امام را نگاه می کند و فقط برای خودش به عنوان یک تک واحد مجسم می کند، عادت نکرده ‏بودند که ما در ایران فضا می سازیم نه ابژه و نه شکل.

معنی ابژه :

ابژه :  ﴿ object﴾  ابژه   ﴿ در لاتین  objcere : به معنى خود را در برابر چیزى گذاشتن  ﴾  ،   چیز ، موضوع . ׳ ابژه ، در برابر سوبژه یا ذهن ، آن است که درباره اش گفته مى شود، بر خلاف …

سوبژه، فاعل شناسا، نگاه سوبژکتیو، بازخوانی ابژکتیو، این واژه ها برای کسانی که متون فلسفی را جدی نمیخوانند چندان قابل درک نیست, آنهم وقتی در نقدهای ادبی و سینمایی و… استفاده میشود.

پس بازار اصفهان بهترین نمونه از بافت فضای مثبت خطی بود.

ما شروع کردیم بافت آن را ترسیم کردیم و مثل زنجیر بخش های مختلف آن را از جمله میدان نقش جهان، مسجد امام و غیره کنار هم گذاشتیم و متوجه شدیم که این بافت ۶۰۰ سال با هماهنگی ادامه داشته ولی شکل ها از یک دوره به دوره دیگر متفاوت است.

ولی فضا از وحدت فضایی مثبت برخوردار بود.

این مطالعات به جایی رسید که دانشگاه شیکاگو پیشنهاد داد کتابی در مورد تاریخ معماری ایران بنویسم. کتاب     حس وحدت    را در ۱۳۵۱ ‏به پایان رساندم و در ۱۳۵۲ ‏به چاپ رسید.

این کتاب جنبه قابل لمس معماری ایرانی بود.

با این حال برای فهم معماری ایران کافی نیست و فقط کمیت موضوع را نشان می دهد. دلیل استفاده اشکال و رنگ ها مشخص نیست یا اینکه چرا طرز طراحی بنای ما با طراحی چین و روم متفاوت است، پس باید وارد فرهنگ ایران شویم.

خوشبختانه در آن زمان سید حسین نصر فیلسوف و نویسنده در دانشگاه تهران ، کتاب هایی در زمینه اسلام و فرهنگ اسلامی نوشته بود و اقدام به تاسیس آکادمی فلسفه کرد.

در آن زمان درها باز بود و همه دنیا علاقمند بودند فرهنگ ایران را بشناسند. فرهنگ ما عمیق اما بسته است و مردم کمی توانسته اند عمق فلسفه و فرهنگ ما را بشناسند. در آن زمان از ژاپن، آلمان، انگلیس و سایر کشور ها افرادی که به زبان عربی، فارسی و ترکی مسلط بوده و به شناخت فرهنگ ما علاقه داشتند، می توانستند در آکادمی فلسفه ایران این مطالعات را انجام دهند.

کتاب   حس وحدت   دو جنبه دارد:

جنبه معماری

جنبه معنای فضاها و رنگ ها.

خوشبختانه در ایران کسانی که بنا های ما را به طور سنتی می ساختند ، متعلق به یک صنف و نجار، گچ کار یا آجر کار بودند.

متوجه شدم هر کدام از این صنف ها یک استاد دارد و یک شاگرد. رسم این است که استاد این صنف ها هم استاد کار و عمل است و هم جنبه عرفانی دارد. پس کاری که انجام می دهد نظم خاصی دارد.

سئوالی که مطرح است، اینکه چرا در آثار ایرانی گنبد ساده ساخته نمی شد و این همه منبت کاری و شکل دادن برای رسیدن به نور انجام شده است؟

نور و فضا ، المان هایی در زمینه معماری ایران بود که خیلی در من اثر گذاشت و این بیشتر مرا به سمت سهروردی هدایت کرد که حقیقت را به شکل نور می بیند و ملاصدرا که به شکل نور و رنگ می بیند.

معنی رنگ نیز در هفت پیکر نظامی به خوبی توضیح داده ‏شده ‏است.

به این ترتیب هر کدام از جنبه های این موضوع را بررسی کرده و در کتاب گردآوردم.

کتاب ۷ ‏بار به زبان های مختلف از جمله اسپانیولی، فارسی و … ترجمه شده ‏و در بیشتر دانشگاه های معماری بویژه ‏به عنوان کتاب مرجع استفاده ‏می شود. ‏

من به بیشتر کشور های اسلامی سفر می کنم، اول به دلیل جایزه ‏آقا خان که عضو هیات امنای آن بودم و دوم به دلیل مطالعات هاروارد که در حال انجام آن هستیم.

از این رو مطلع هستم که این کتاب در آمریکا، کابل و … تدریس می شود.

اخیرا توجه به فلسفه فرهنگ ایران در مردم زیاد شده ‏است و همیشه جنبه عرفانی در آن وجود دارد. ما از پیشینه غنی شعر برخورداریم و شاعران بزرگی داریم.

اکنون اشعار مولانا در آمریکا یکی از پرفروش ترین آثار شعر به شمار می رود. همیشه سعی من این بود که معمار طراح باشم و برای این کار باید چیزی برای گفتن داشت و آنچه می سازی معنایی بیش از جنبه فیزیکی داشته باشد .

معماری خوب از نظر شما چه تعریفی دارد؟

  ۴ عامل، تشکیل دهنده معماری

من در کشور های مختلفی کار طراحی و اجرا انجام داده ام و به تجربه می دانم که ۴ عامل، تشکیل دهنده معماری خوب است.

یعنی:

۱- ‏انطباق با محیط اقلیمی

۲- ‏ارتباط مستقیم با فرهنگ منطقه بیانگر آن فرهنگ باشد.  فرهنگ به طور مداوم درحال تغییر است و باید آگاه باشیم که عقب نشینی نکنیم.

۳- ‏عملکرد

۴- ‏استفاده از تکنولوژی پیشرفته

شما بیشتر در کشورهای عربی کار کردید مثل کویت، قطر و … . بحث تان به هویت مربوط است. آیا ابتدا با هویت مناطق یاد شده آشنایی پیدا کردید و بعد طراحی و ساخت انجام دادید یا هویت ایرانی خود را در آنجا به کار بردید؟

اولین ساختمان هایی که ساختم در کالیفرنیای آمریکا بود که مختص آن فرهنگ بود و برای این کار به مطالعه فرهنگ آمریکا و بویژه منطقه کالیفرنیا پرداختم و بر اساس آن طراحی کرد‏م. وقتی به ایران آمدم اولین ساختمانی که طراحی کرد‏م، مدرسه مدیریت بود که الان دانشگاه ‏امام صاد‏ق نام دارد و پایه طراحی آن باغ فین است و خوابگاههای د‏انشجویان حیاط د‏ار است.

‏اما سوال پیش می آید که برج های سامان که طراحی آن را هم من انجام داده ام، هیچ ربطی به فرهنگ ایران ندارد. بله این آغاز حرکتی با همکاران بود که چطور می توانیم کارمان را جلو ببریم؟ آیا می خواهیم شیوه معماری غرب را به ایران بیاوریم و پیاده ‏کنیم یا اینکه می خواهیم یاد بگیریم که معماری سنتی ما چیست و چه الگویی می تواند به ما بدهد؟

‏من ۶ سال شریک عبدالعزیز فرمانفرمایان بودم. وی مسوولیت چند کار بزرگ را به عهده من گذاشت از جمله استادیوم ۱۰۰ ‏هزار نفری بازی های آسیایی، مدرسه مدیریت ایران و … . ‏به نظر من یک معمار آنچه را که آموخته است، انجام می دهد. من ۲۰ ‏ سال در آمریکا کارکردم و آنچه آموختم به کار می بردم پس اینجا اولین چیزی که به ذهنم رسید این برج ها بود و آنچه که می توانستم سا ختم.

در این بین مطالعاتی برای شناخت ایران انجام دادم و با افزایش این شناخت آنچه از غرب آورده بودم را کم کم کنار گذاشتم. ‏من ۱۳ ‏سال یعنی از ۱۳۴۳ ‏تا ۱۳۵۶ در ایران کار کردم و زمانی که دوباره برای تدریس به هاروارد و ییل دعوت شدم، به دلیل علاقمندی به فرهنگ وگسترش استفاده از تکنولوژی، دفتر معماری ام را در ایران حفظ کردم. ‏

بعد از انقلاب هم به دلیل اینکه عضو هیات آقاخان بودم – که از مراکش تا اندونزی سفر و مطالعه کرده بودیم- و بعد از آن به دلیل برنده شدن در مناقصه شرکت نفت ابوظبی، در سال ۱۹۹۰ ‏به خلیج فارس آمدم. اصولآ دو فرهنگ بزرگ بر معماری خلیج فارس اثر گذاشته است: یکی فرهنگ عراق و دیگری فرهنگ ایلام که معماری قوی داشتد و شمال خلیج فارس را متاثر کرد.

‏در این منطقه از ۱۹۱۴ به بعد فعالیت اقتصادی شروع شد. معماری اطراف زمین های عربستان صعودی و امارات از نخل بود، به دلیل گرما ساختمان کم بود و خانه ها از نی بود. پس از آن کسب درآمد از مروارید در این منطقه آغاز شد و به حضور معماری برای ساخت بنا های جدید نیاز داشتند. ‏به هر حال معماری عربستان، ایرانی است، مثل معماری “بستکی” در دبی که نمونه خوبی از معماری ایرانی است. من در طراحی به انطباق معماری با محیط بسیار توجه می کنم.

این تأثیرپذیری آگاهانه انجام شده یا ناآگاهانه؟ شما چقدر آگاهانه عمل می کنید؟

سنت چیزی است که یک سری موارد اصلی دائمآ در آن تکرار می شود و به این معنا نیست که جوهری در آن وجود ندارد، زیرا ابتدا کسی آن را به این شکل پیاده کرده و سپس هنرمندی که آن را تکرار می کند و به درستی آن اعتقاد دارد. شاید همه موضوع را ندانند، البته مهم نیست.

یک گچبر الزاماً همه چیز را نمی داند، ولی معمولاً استادش برای او جنبه معنوی دارد. ساختمان های قدیمی ایران تنها یک بنای فیزیکی نیست، بلکه روح دارد، عرفان دارد و نفس دارد. ‏در خلیج فارس به انطباق با محیط اقلیمی توجه نمی شود. برق، نفت و آب ارزان است. کشور های عربی نفت خیزند و از برق استفاده کرده و آلودگی زیادی ایجاد می کنند.

به دلیل وجود نفت زیر خلیج فارس، این آب بسیار آلوده است و روی محیط اثر می گذارد. ‏بویژه در خلیج فارس، گرم شدن ۲ ‏درجه ای هوا، ۲ ‏اثر دارد: یکی روی دریاچه که حجم آب آن افزایش می یابد و می دانیم که اطراف خلیج فارس به جز بخش کوچکی، فقط یک متر بالاتر از سطح آب است. به این ترتیب حدود ۴۰ سال آینده ۲۵ درصد شهر های اطراف خلیج فارس به زیر آب می رود که ما در هاروارد روی آن مطالعه می کنیم.

این مساله خطر بزرگی است که کاری برای آن نمی کنیم و در مورد آن آگاهی کمی وجود دارد و در دانشگاه ها نیز به آن توجه نمی شود. مساله فرهنگی که وجود دارد این است که همه می خواستیم به سبک جدید و پبشرفته کار کنیم، اما تقلید دست چندم از یک کار درست نیست. دلیلش این است که شایستگی خود را نشناخته ایم و خود را دست کم می گیریم. ما تاریخ و فرهنگ غنی داریم که نگاه ‏به حقیقت در آن با سایر کشور ها متفاوت است اما بدون توجه به ناسازگاری ها تقلید می کنیم.

می خواهم خلاصه وضعیت معماری ایران را ترسیم کنم و شما چشم انداز آن را بررسی کنید و بگویید چه باید کرد. آیا واقعا راه نجاتی داریم؟ اتفاقی که برغم ادعا های موجود در مورد احیای معماری ایرانی در حال رخ دادن است این است که حتی ۲ ‏واحد معماری ایرانی در دانشگاه ها تدریس نمی شود.

اخیرا برخی دانشگاه ها در مقطع فوق لیساس درسی با نام معماری ایرانی- اسلامی تدریس می کنند. اما به جز کتابی که خودتان نوشته اید و جنبه فلسفی و تثوری معماری را نشان می دهد، دانشجویان معماری آشنایی چندانی با معماری ایرانی ندارند و به جز کارهای آقای یبرنیا و معماریان کار ارزنده دیگری انجام نشده است.

درکشورهای دیگر پژوهش های زیادی روی معماری خود انجام می دهند اما در ایران کار زیادی در این زمینه انجام نشده است. ‏حدود ۱۵ سال است که موجی تحت عنوان “معماری جهانی” در ببن معماران ایرانی رواج یافته که به دنبال آن آنفدر که معماری معماران بزرگ ‏جهانی در ایران بررسی و تحلیل می شود، در کشور های خودشان انجام نمی شود.

بیشتر معماری ایران دست “بساز بفروش ها” است. اما انقاقی که افتاده اینست که ما فرهنگ خود را کنار گذاشته ایم و معمارانی که ادعای نخبه بودن دارند به کارهای عجیب و تقلید از خارجی ها می پردازند. ‏اتفاق دیگری که طی ۴ ‏سال اخیر رخ داده این است که مسوولان نمای رومی را رواج داده اند که چیزی التقاطی است و تناسبات رایج در معماری جهان را رعایت نکرده است. در حالی که در کشور های حاشیه خلیج فارس به دنبال هویت سازی در معماری هستند.

‏نبود چشم انداز، وجود هرج و مرج در ساخت و ساز، نبود فرهنگ و فضای سبز در شهرهای ما و سلیقه ای عمل کردن معماران، چهره شهرها را نازیبا کرده است. اگر ما هویت خود را از دست دهیم چیزی برای عرضه در عرصه جهان نخواهیم داشت. شاید علت این مسایل این است که فقط اقتصاد اهمیت دارد و پول و بازار حرف اول را می زند. ‏به نظر شما حفظ بافت قدیم چه ارزشی دارد؟ تداوم فرهنگ چه اهمیتی دارد؟ راهکارهای عملی را بیان کنید. ما به عنوان معمار چه کاری می توانیم در این زمینه انجام دهیم؟

من سال گذشته د‏ر مطالعاتم که الان در دانشگاه ‏هاروارد د ‏ر مورد خلیج فارس و ۱۰ شهر آن شروع کرده ایم، پیشنهاد ‏هایی برای تهران دادم. به نظر من موضوع تغییرات آب و هوایی بیشتر از هر چیز دیگر در طراحی ما مهم است زیرا هم با مشکل کمبود انرژی مواجه هستیم و هم کمبود آب که دو عامل اصلی طراحی پایدار است.

پس اگر بخواهیم پاسخ این مساله را بدهیم باید علمی نگاه کنیم و می بینیم که الگوهای فوق العاده ای در ایران وجود دارد که می تواند برای ساخت خانه ها و شهر های ایران راهنمای ما باشد. در ایران ۶ منطقه اقلیمی مختلف از سرد سیر تا کویر داریم که باید کاملاً مطالعه شود و بر اساس آن الگوی ساختمان ‏تهیه کنیم. ‏

موضوع مهم دیگر اینکه بعضی از این محیط های اقلیمی، فرهنگ های مختلف را در خود جای داده است. از ۱۳۵۳ ‏تا ۱۳۵۷ سازمان محیط زیست ایران با دفتر ما قراردادی بست که ایران را با توجه به این ۶ ‏اقلیم مطالعه کرده و با دنیا مقایسه کنیم و بفهمیم که چطور می توانیم بهتر بسازیم.

ما منطقه های اقلیمی را مطالعه کر دیم و نتایج آن در کتابی با نام “پردیسان” چاپ شده است. من فکر می کنم ما به مطالعه ای (پیمایشی) ملی در مورد الگوهای تاریخی شهری و تیپ-شناسی معماری در مناطق آب و ‏هوایی و فرهنگی مختلف نیاز داریم.

دراین مناطق باید محیط و سلامت عمومی را مطالعه کنید چون باهم مرتبط هستند.ضمن اینکه باید مطالعه مردم-شناسی، اقتصادی و اجتماعی هم داشته باشیم و سوم اینکه شکل شهرنشینی و نوع شناسی و فرم شناسی معماری دراین مناطق مطالعه شود.

‏من سه پیشنهاد دارم:

۱- گذشته خود را در این ۶ منطقه به طور همه جانبه بررسی و مطالعه کنیم و باید برنامه کشوری داشته باشیم.

۲- از ۱۳۲۹ تا ۱۳۹۱ را مطالعه کنیم تا ببینیم که در مناطق یاد شده چه کارهایی انجام شده است و محاسن و معایب آن را بشناسیم.

۳- باید آینده را ببینیم که چه تغییراتی پیش خواهد آمد و چگونه باید برای این تغییرات آماده باشیم و بدرستی پیش بینی کنیم. دولت ها باید این روند ها را اداره کرده و دانشگاه ها مبانی علمی لازم برای این مطالعات را فراهم کنند.

لینک منبع خبر :  معمار نیوز

گرداوری سایت پیمانکاران ساختمان 

 

معماری بومی یا سرزمینی

معماری بومی یا سرزمینی

 

معماری بومی یا سرزمینی, می تواند به هر نوع معماری که به یک مکان خاص تعلق داشته باشد, گفته شود. این می تواند معماری ساختمان های ساده روستایی – شهری تا ساختمان های بزرگ و حتی بناهای یادمانی را دربرگیرد و به غلط در اکثریت موارد, معماری بومی را معادل معماری روستایی قلمداد می کنند.

معماری بومی یا سرزمینی

معماری بومی یا سرزمینی

یکی از پیشکسوتان این بحث در دنیا, آموس راپاپورت است. او از معماری بومی تعریفی خاص ارائه می دهد. راپاپورت, معماری بومی را معماری می داند که در برابر معماری رسمی, شناخته شده و یادمانی قرار می گیرد. به عبارت دیگر، معماری ساده تر، مردمی تر و در مجموع ، معماری که جوابگوی نیازهای قشر عام مردم است. او همچنین استدلال می کند که معماری یادمانی می تواند ریشه در معماری بومی داشته باشد.

حدود نیم قرن است که معماری بومی به عنوان بخشی از مباحث نظری و جزئی از تحقیقات تجربی معماری مطرح است. از این موضوع ابتدا تحت نام های گوناگونی همچون معماری ناشناخته, معماری سنتی, معماری مردمی , معماری عامیانه و یا حتی به عنوان معماری بدون معمار نام برده می شد. این معماری با آنکه در طول تاریخ دست خوش پدیده های گوناگون بوده است, توانسته هویت ویژه خود را حفظ کند. از آنجا که بوم گرایی , شناسنامه معتبری از مردم یک سرزمین به شمار می رود, نمایانگر آداب ورسوم , روحیه و احساسات, اندیشه و عقیده, ذوق و سلیقه و هنر آنان است. در شکل گیری معماری بومی, برخی روابط اجتماعی و اقتصادی در محیط طبیعی و نمادهای فرهنگی, ماهرانه انعکاس میابد, به نحوی که هم زمان, سادگی و آرایش در آنها متجلی است.

 

معماری بومی که به دور از تخصص ها تحقق میابد, جوابگویی به نیازهای یک جامعه را در ارتباط با عوامل طبیعی و خواسته های معنوی انسان ها عهده دار است, زیرا با مشارکت آنان, در تدبیر و در اجرا زاده می شود و از زندگی روزمره آنان الهام می گیرد و به دور از خودنمایی و برون آراریی, استقرار میابد. از این رو، معماری بومی، بدون دارا بودن سبک و به دور از فرم و “مدل” خاص، خصیصه بدیهه ساز بودن را حفظ کرده است. به همین لحاظ ، مصنوعات و معماری بومی را در مواجهه با سرزمین های ناشناخته, در پیوندی مرموز, مانوس و قابل فهم درمیابیم.

منبع: امیر بانی مسعود, پست مدرنیته و معماری

پاسخگویی معماری بومی و پایدار در سایه فرهنگ:

هر جامعه دارای اهداف و ایده آلهایی است و فرهنگ آن جامه وظیفه نشان دادن ایده آلهای ذهنی را از طریق فرم خود عینیت بخشد و بنابراین نمودی است برای سنجش فرهنگ،فرهنگ بر طراحی که نمودار سیستم ارزشی حاکم است تأثیر گذارده و آن را شکل می دهد و از طرفی دیگر به طور غیرمستقیم یکی از پایه های اصلی زندگانی روانی انسانهاست طراحی تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم بر جامعه گاه به این سو و گاه به آن سو می رود و درنتیجه سبک معماری نیز همین تغییرات را نشان می دهد بدون شک پاسخ های معماری پایدار برای برآوردن نیازهای ساکنان خود در سایه فرهنگ شکل می گیرد. چون اگرچه نیازهای ذکر شده به صورت فطری بوده و در تمام ساکنین زمین مشترک می باشد ولی شیوه پاسخگویی و بیان معماری بومی درجوامع و فرهنگ های مختلف متفاوت بوده و این پاسخ ها در جوامع و فرهنگ های مختلف می تواند شکل منحصر به فرد به خود بگیرد.

احیاء هویت فرهنگی و بومی:

ایجاد فرهنگ پایدار، نیازمند زنده کردن احساس اجتماعی، ارتباط و آمیزش با دنیای طبیعی است، در معماری پایدار باید به مردم مجال بروز قابلیت های کامل خود را داد تا خودشان را در یابند و در ارتباط با دیگران به درکی عالی از بشریت برسند و به این ترتیب ارتباط خود با گذشته و آینده را بازیابند در این رابطه توجه به شیوه های معماری بومی موجود راهگشا هستند چرا که اغلب آنها جوابگوی اقلیم و فرهنگ منطقه میباشند ضمنا توجه به این مسئله در طراحی در بالا بردن احساس مکان در هر شخصی که در آن واقع شود موثر بوده و نقش دارد

 

معماری بومی:

بنابرتعریفی که پاولالیور ازمعماری بومی دارد، معماری بومی، آنگونه ازمعماری است که ازدرون جوامع رشد میکند وطی زمان خود را با شرایط اجتماعی اقلیمی وفناوری سازگار می سازد و تکامل می یابد وبا ارزشها ، اقتصاد و شیوه های زندگی فرهنگهایی که مولد آنها هستند سازگار می باشند و یا به طور خلاصه معماری بومی ، معماری مردم ومعماری توسط مردم ونه برای مردم است نورمحمدی، 1388 ، 19. دراین تعریف یکی ازشاخصه های اصلی معماری بومی که مشارکت مردم درساخت اینگونه ازمعماری، قابل ملاحظه است وهمچنین توجه به ارزشها و همسازی آن با طبع طبیعت است.

درجایی دیگرراپاپورت نیز اینگونه معماری بومی را تعریف میکند: « این نوع مسکن  بومی تجلی آن ارزشهای در حال تغییر و نیز تصویر خانه و جهانبینی و شیوه زندگی است وحاصل مجموعه ای از موقعیتهاست »  راپاپورت، 1388 ، 26. و یا از دید وی معماری بومی، به جای تسلط بر طبیعت سعی درایجاد تعادل با آن را دارد و این عامل را عامل برتری آن بر معماری های صاحب سبک درزمینه آنچه که به بررسی روابط میان محیط ساخته شده انسان و طبیعت میگردد ،میداند ) همان، 22 ( درمقابل،معماری مدرن که تعیین و تعریف محدوده ی تاریخ آن ،به اندازه ی تعیین وتعریف هر تاریخ نوینی به گونه ای مطلوب وشایسته مشکل است ، نیز در متون مختلف تعاریف متنوعی را از دیدگاههای مختلف تعریف نموده اند که به طور مختصر به آنها اشاره ای خواهیم نمود .

پیترو بلوچی Pietro Belluschi  معمار ایتالیایی معماری بومی را اینگونه تعریف می نماید:”هنر بومی، هنری است که توسط مقدار کمی از افراد متخصص و با برنامه تدوین شده ساخته نشده است بلکه در ادامه فعالیت تمامی مردمان دارای تجربه میراث پیشینه یکسان و در دامنه محدودی از تجربه توسط افراد عادی شکل گرفته است.

رودوفسکی در کتاب خودتحت عنوان معماری بدون معمار ذکر می کند که درسها و نکته هایفراوانی است که می توان از معماری آموخت پیش از آنکه آن را تبدیل به هنر حرفه ای و ویژه افراد متخصص گردانیم. وی معماران و خالقان این آثار را هنرمندان ناشناس این نمایش سازندگان بی سواد معرفی می کند که در زمان و مکان ویژه استعداد قابل تحسینی را در انطباق ساختمان در طبیعت پیرامون از خود نشان داده اندو به جای تلاش در جهت تسخیر کردن و تحت سلطه در آوردن طبیعت، کاری که امروزه اغلب معماران انجام می دهند، تنوع آب و هوایی را پاس داشتند، و توپوگرافی و عوارض زمین را به یاری طلبیدند.

حسن فتحی معماری که آثارش در مصردر هم نوایی معماری با سنت وفرهنگ مردم زبانزد است درکتاب “ساختمان سازی با مردم” بیان می دارد که هر ملتی که معماری خاص خود را بنیان نهاده است. خطوط و فرمهای دلخواه خویش را که به سان زبان، عادات و رسوم محلی اش ویژگی خاص دارد نمایان کرده است.وی همچنین ضمن تاکید بر انطباق ووابستگی فرم به فرهنگ به ویژگی های بستری که فرم درآن جاری می شود اشاره می کند ” تا پیش از فروپاشی مرزهای فرهنگی که در قرن نوزدهم اتفاق افتاد، فرم ها و عناصر ویژه معماری بومی در تمامی جهان دیده می شود ساختمان های هرناحیه، میوه شگفت انگیز وحدت میمون تصور مردم با خواسته های محیط بود.

همان طور که از این تعاریف بر می آید تلاش آدمی در رفع ناهنجاریهای محیط به ابداعات عدیده و دخل و تصرف در محیط زیست انجامید، معماری را نیز می توان متکی به تبلور این فعل و انفعالات بر پایه های معماری بومی و علوم و فرهنگ سرزمین های مختلف دانست پس می توان معماری بومی راهموارکردن طبیعت برای پاسخگویی به نیازهای مکانی دانست که با انتخاب و استفاده از مقررات هر سرزمین پدید آمده است.

 

ویژگی های معماری بومی:

بین معماری « همانطور که هر پدیده دارای ویژگی هایی می باشد ،معماری بومی نیز دارای خصوصیات مهمی است:آدریانو آلپاگونولو بیان می دارد که بومی و نحوه گویش های محلی که وجه تمیز هرگروه و جمعیت انسانی است، خویشاوندی بسیاری وجود دارد قطعا یکی از خصیصه های اصلی معماری بومی تبلور شخصیت فرد تا حد غایت آن است. در اینجا اشاره به گویش های محلی که معرف گروه و جامعه انسانی خاصی می باشند خالی از فایده نیست،”وی همچنین دو خصوصیت دیگر معماری بومی را نداشتن تاریخ تولید و بی نام و نشان بودن آن ذکرمی کند.که خصوصیت نخست ناشناس بودن سازندگان آن )هر چند دانستن نام سازنده ،برای درک ارزش اثر کافی نیست (و خصوصیت دیگر بی نیازی به داشتن تاریخ تولد اثرات که دانستن آن غالباً موجب گمراهی و توهم می شود.

به طور خلاصه می توان موارد زیر را به عنوان راه حلهای مورداستفاده ذکرکرد:

معماری بومی شامل تمامی خانه ها و فضاها و ساختمانهایی است که برای انسانها ساخته می شود.

این ساختمانها که یا توسط مالکان ساخته و یا توسط جامعه احداث می شوند به زمینه های محیطی و منابع در دسترس وابسته اند و از تمام تکنولوژیهای سنتی بهره می برند.

تمامی فرمهای معماری بومی برای رفع نیازهای مشخص، کیفیت های زیستی معین، اقتصاد و روش های زندگی فرهنگهایی که آنها را ایجاد کرده، ساخته شده اند.

می توان این گونه بیان کرد که سازه ه ای بومی در رویارویی صریح ساکنان با وضعیت اقلیمی به وجود می آیند و می توان سادگی این رابطه را به همراه پیام های مستحیل از فرهنگ عمومی دو اصل قرابت و آشنایی با سازه های بومی که تاکنون برای اولین بار دیده می شوند به شمار می آورد. فرهنگ امروزین ما نتیجه برخورد انسان با طبیعت طی وقوع حوادث متعدد در طول تاریخ است. هر حادثه ای در گوشه از فرهنگ روز تاثیر می گذارد که پس نظر در آن، در صور مختلف، صیقل یافته و به صوت زبان، شعر، مثل، طنز، ضرب المثل در ادبیات، و رنگ و خط و نقاشی، اشکال، مجسمه و معماری، اختراعات و علوم و بالاخره ساخت گوشه های فضای زیست و همچنین پیوند و رابطه های این عوامل و پوشش آنها با یکدیگر، عناصر مختلف فرهنگی را تشکیل می دهند به طوری که تفکیک و مرز بندی تاثیرات هر عنصر بر عناصر دیگر ناممکن می نماید. به همین لحاظ بر شمردن ویژگی های اصیل آثار معماری، بدون در نظر گرفتن وضع جغرافیایی تاریخی هر اقلیم و ابعاد و مشخصات فرهنگی علمی ساکنان آن، مشکل به نظر می رسد.به نظر می رسد که رابطه میان محیط زیست ومحیط طبیعی انسان کلید اصلی درک معماری بومی محسوب می شود.در پایان باید این نکته یا این اصل را مورد تأکید قرار داد که معماری سنتی یا معماری بومی می تواند به درجه ای از کمال برسد که کلیه زیبایی های ظاهری و باطنی را درخود جمع آورد: می تواند پا به پای موسیقی، از آهنگ و از ترتیب و رنگ آمیزی در ترسیم و در جایگزین اجزا، در چارچوب شکلی و در حرکت برخوردار باشد. می تواند دلپذیرترین شیوه های تناسب را در تقسیم بندی سطح ها و حجم ها دارا گردد. می تواند نحوه استفاده کردن از نور را در فضاهای داخل چنان اندازه گیری کند و با چنان نظمی رنگهای گوناگون را به دیدارکنندگان از بناعرضه نماید که متعالی ترین احساس هارایاهرشکل دیگرازواکنش را درآنان برانگیزد. معماری بومی که به دور از تخصص ها، تحقق می یابد جوابگویی به نیازهای یک جامعه را در ارتباط با عوامل طبیعی و یا خواسته های معنوی انسان ها عهده دار است، زیرا مشارکت آنان در تدبیر و در اجرا زاده می شود و از زندگی روزمره آنان الهام می گیرد و به دور از خودنمایی و بدون

خاص، خصیصه بدیهه ساز بودن را حفظ » مدل « آرایی استقرار می یابد و از این روی است که معماری بومی، بدون دارابودن سیکل، به دور از فرم و کرده است.

 

تاثیر فرهنگ بر معماری بومی

خوب است بدانیم که فرهنگ دارای ابعاد مادی نیز می باشد و آن همان ساختمانها و بناهای خاطره انگیز یک ملت استکه به عللت ریشه داشتن در باورها و ارزش ها به عنوان فرهنگ شناخته شده ودر حقیقت حلقه ارتباطی فرهنگ و معماری یک جامعه می باشد پس معماری و بناها نیز می توانندبخشی از فرهنگ یک جامعه به حساب بیایند. معماری به عنوان یکی از عمده ترین محورهایی که درعین بر آوردن نیاز انسان به سر پناه و محیط مصنوع ، رابطه ای تنگاتنگ با فرهنگ برقرار میسازد، میباشد. معماری به عنوان یک پدیده اجتماعی از فرهنگ نشأت گرفته و بر آن تاثیر میگذارد و آینهای است از اندیشه‌های انسان در رابطه با فضا، زیبایی شناسی، و فرهنگ. به همین سبب سبک معماری هر دوره انعکاسی از فرهنگ و هنر آن محسوب میشود نقاط عطف در مسیر فرهنگ و خلاقیت از مهمترین عوامل پیدایش و مکاتب متفاوت معماری میباشند. هر تمدن و فرهنگ جدیدی از نقطهای شروع میشود که تمدن و فرهنگ قبلی به بن بست رسیده و یا با بحران مواجه شده باشد، ولی مسیر آن در ادامه و تکامل مسیر قبلی و تاریخی خود می باشد و صرفاً در مقاطعی به بازسازی ساختار خود می پردازد. بنابراین با توجه به تاثیر مستقیم فرهنگ در معماری، طبیعی است که تغییرات فرهنگ باعث دگرگونی در مبانی و مفاهیم موثر در پیدایش معماری میشود و در نتیجه آن، اندیشههای متفاوت معماری به وجود می آید که تعیین کننده شیوههای تعامل بین مفاهیم نظری و فرهنگی به طور عام و مفاهیم نظری و فضای معماری به طور خاص میشود. تحولات قرن حاضر موجب دگرگونی و تغییراتی در بین برخی جلوههای زندگی و فرهنگ جامعه شد. حرکت و روند معماری سنتی بازایستاد و ازطرفی به علت سرعت وقوع تحولات فرصت تطابق با فرهنگ را پیدا نکرد. در حالیکه تحولات در کشورهای اروپایی گام به گام صورت گرفته بود و آنها تا حد زیادی تغییرات را به راحتی جایگزین کردند. حال اگر برای دوباره جان گرفتن فرهنگ و معماری کشورمان عوامل اساسی آن شناخته شوند و جان بگیرند، به حیات خود ادامه خواهند داد. معماری فقط مجموعهای از سبکها و فرمها نیست و حتی کاملاً با شرایط اجتماعی و اقتصادی خود را مشخص نمیکند، بلکه مجموعهای از اینهاست.در حقیقت معماری به میزان استحکام سیمان و آهن، کاری ندارند. معماری در واقع به نیازهای فرهنگی مردم توجه می کند. برای روشن شدن این گفته، توصیفی از خانه سازی در ایران قدیم به دست می دهیم.

محرمیت : در معماری ایرانی و در شکل گیری فضاهای مختلف و بخصوص فضاهای مسکونی، مسائل اعتقادی و خاص ایرانیان تأثیرگذار بوده است.

یکی از این ویژگیها، احترام به زندگی خصوصی و حرمت قائل شدن برای آن است. دیگری عزت نفس ایرانیان است که این نیز به نحوی در خانه های ایرانی قابل مشاهده است. در این نوع خانه، فضای درونی به وسیله دیوار از فضای بیرونی جدا می شود و تنها بخشی از ساختمان که بیرون آمده و باخارج است. هشتیها معمولاً دارای سردری است که در » بیرون آمده « و » بیرون جَسته « نام دارد.هَشتی به معنای » هَشتی « در ارتباط است، قسمت ورودی است که دو سوی آن، دو سکّوی سنگی قرار دارد. این سکّوها برای آن ساخته می شدند که مهمان در فاصله ای که در می زند و صاحب خانه آن را باز می کند، بر سکوها بنشیند و ایستاده منتظر نمانَد.تراشیدن و نصب سکّوهای نسبتا بزرگ، کار آسانی نبود ؛ اما روح مهمان نوازی و احترام گذاری ایرانیها، آنان را به ساختن این سکوها ترغیب می کرد. این، مثالی از تأثیر فرهنگ بر خانه سازی است.

آیفونهای آن زمان نیز دو وسیله فلزی بود که هر کدام به روی لنگه ای از در ورودی نصب می شد ؛ یکی حلقه ای شکل و دیگری همانند چکشی کوچک. مراجعه کننده اگر زن بود، وسیله حلقه ای را به در می کوبید و اگر مرد بود، وسیله چکشی را. از این طریق، اهل خانه متوجه می شدند که چه کسی پشت در است و برای گشودن آن، چه کسی باید برود. آنان برای رعایت کردن حریم روابط زن و مرد، از این شیوه استفاده می بردند. با این کار، علاوه بر اینکه حریم در روابط اجتماعی حفظ می شد، از رفت و آمد بیهوده به در ورودی خانه نیز جلوگیری می شد ؛ چرا که معمولاً مراجعه کننده مرد، قصد دیدار مرد خانه را داشت و مراجعه کننده زن، با بانوی خانه کار داشت، بویژه که خانه های آن زمان، دارای حیاطهای بزرگی بود و گاه به چند

هزار متر مربع می رسید و رفت و آمد را خسته کننده می ساخت.

پس از در ورودی، معمولاً دالانی وجود داشت که در عینِ جزو خانه بودن، از محیط اصلی آن جدا بود. یکی از کارکردهای دالان، این بود که فردِ داخل شونده در مسیر دالان، خود را مهیّای ورود به محیط اصلی می ساخت. اهل خانه نیز در همین فاصله، خود را مهیای پذیرایی و مواجهه با او می نمودند. کارکردی این چنین را راهروها یا هالهای کوچکی که در جلو ساختمانهای در به هال امروزی تعبیه می کنند، برعهده دارند. آن دالانها و یا این ) راهروها به آرامش اهل خانه و حفظ حریم خصوصی شان کمک می کند.

درونگرایی: خصوصیات درونگرایانه ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی فلسفی این سرزمین دارد زیرا همان طور که ذکر شد در فرهنگ معماری ما ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده می شود. درونگرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است، توجه به مسائل درونی بر اساس فرهنگ، نوع زندگی، آداب و رسوم و جهان بینیای شکل گرفته است که همراه با سایر عوامل محیطی و جغرافیایی خود آن بدست آورده است.

مرکزیت: ویژگی موازی با درونگرایی است. سیر تحول عناصر پراکنده )کثرتها( به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری دنیای اسلام به چشم می خورد. فضای مرکزی تنظیم کننده تمام فعالیتها بوده و اصل و مرکز فضا را درقسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنایی در آن رخ میدهد.

انعکاس: در اغلب فضاهای معماری ایران منظره کلی حاصل از شکل گیری عناصر کالبدی، بوجود آورنده کلیتی بصری است که اجزای آن درقالب محوربندهای حساب شده و منظم، چهارچوبی را تشکیل میدهند که در آن موضوع شکل و تصویر به کمال میرسد.

پیوند معماری با طبیعت: در معماری سنتی ایران همزیستی مسالمت آمیزی میان انسان، معماری و طبیعت وجود دارد. اشارات فراوان در قرآن درباره گیاه، نور و اجزاء طبیعت و در نهایت تمثیل بهشتی آن موجب شده تا طبیعت در معماری ایران حضور همه جانبهای داشته باشد و فضاها در کنار هم طی یک سلسله مراتب خاص قرار گیرند، گویی همیشه انگیزه احترام و حفظ نعمتهای الهی را پاس می دارند که در قلب طبیعت و اجزاء عناصر آن تجلی کرده است. فعالیتهای اجتماعی، فرهنگ و احکام دینی همواره در آهنگی موزون با طبیعت حرکت کردهاند و همجواری و همدلی انسان با طبیعت موجب شده که عناصر طبیعت به گونههای مختلف در معماری های اصیل حضور داشته و انسان را از فواید تصفیه کننده آن بهره مند گرداند .

هندسه: زبان بیان معماریهای جهان بر هندسه استوار است و از طریق آن روابط میتوان کلیت را آشکار کرد. در معماری و هنر اسلامی هندسه اهمیت ویژهای دارد و تجلیگاه افکار الهی و عقلائی و ادراک جهان هستی است. در هندسه این سرزمین بحث علم و ریشه ریاضی اعداد و ترکیبات پیچیده، همراه با حس شهودی بوده است و این دو که تکمیل کننده آثار هنری محسوب میشوند جدایی ناپذیری هنر حس و علم عقل را در تمدنهای غنی و در تمدن اسلامی نشان میدهند.

هندسهای که بر پایه این نگرش به وجود آمده است از پیچیدگی و ترکیباتی بهرهمند است که بسیاری از اشکال و اعداد مورداستفاده در آن هنرها و مکتبهای فکری بیانگر مفهوم ویژهای هستند. طراحی هندسی ایران فقط از عملکردهای مادی و بوم شناختی تبعیت نمیکند و اشارات والای دیگری نیز دارد که برای رویت و دریافت این مفاهیم باید موقعیت ذهنی و فرهنگی لازم برای درک آنها رافراهم کنیم.

شفافیت و تداوم: نقطه مقابل فضای بسته و تمام شده تداوم و شفافیت قرار دارد، در چنین فضایی مسیر حرکت انسان و یا نگاه او در تداومی پیوسته  صورت می گیرد ، به طوریکه گشایشهای فضائی در خطوط افقی و عمودی موجب شفافیت ) transparncy ( در لابه لای دیوارها و ستونها میگردد که درونها و منظرنهایی در افقی لایتناهی، مجدداً جان وجلوه تازهای به خود می گیرد. مفهوم سلسله مراتب ) hierarchy ( ومفهوم تداوم) contiontiy )برای تشریع مفهوم اصل معماری ایران تلقی صحیحی محسوب میشود. تداوم به بزرگی و کوچکی فضا ارتباطی ندارد. با استفاده از هندسه کثرت گرا که همانند طبیعت از مجموعهای سطوح و نقاط در هم کشیده تشکیل شده است، ادامه و تداوم فضایی، پیوند خود در ارتباط با مرکز ثقل خود همچنان حفظ می نماید.

رازو ابهام : احساس عظمت معنوی در کمال سادگی وخلوص در تشکیل و ترکیب ابنیه مد نظر قرار داشته و سادگی ترکیبات این هندسه پایه ولی غنی موجب پیدایش ساختمانهایی شده است که پیام آن با درک ویژه حسی قابل دریافت است و توام با کلیتی است که کمال خود را در منظر و تصویری کامل القاء می نماید.

تعادل موزون توازن حساس: در معماری تعادلی موزون بین ساختمان و محیط طبیعی آشکار است . حس و دانش عمیق به وجود آورندگان آثار معماری آن دوران موجب میشد که عناصر کالبدی در مکان و جای خود حضور خویش را مشخص نمایند و کاربرد هر کدام پاسخی باشد به محیط.

چشم دل: برای درک مفاهیم معماری این سرزمین باید دیدگاه خاص فرهنگیای را که این مفاهیم در درون آن بوجود آمدهاند شناخت با این توضیحات، روشن تر شد که ساختمان سازی چگونه از فرهنگ یک مرز و بوم تأثیر می پذیرد، بنابراین، این، تصوری نادرست است که خانه را تنها یک سرپناه بدانیم. یک واحد مسکونی مناسب باید به ساکنین خود، القای آرامش کند، آنها را از طبیعت جدا نکند )بلکه احساس پیوستگی با طبیعت را در آنها ایجاد کند(، از انسان در برابر آلودگی صوتی محافظت کند، احساس استقلال انسان را از او نگیرد و… .

عوامل فرهنگی موثر در شکل گیری فضای معماری :

در معماری مانند سایر هنرها میتوان تاثیر برخی از پدیده ها و جلوههای عمیق فرهنگ ملی و دینی را به شکل الگو و صورتهایی پایدار مشاهده کرد.

برخی از این طرحها و الگوها در معماری ایرانی مثل چهارصفه و چهارباغ که از عوامل و پدیدههای اصلی فرهنگ و تمدن یک قوم یا ملت هستند بسیار طولانی و پایدار هستند. البته پایداری آنها به معنای فقدان پویایی آنها نیست.

بازتاب فرهنگ در صورت فضای معماری:

عوامل متعددی بر آثار هنری و فضاهای معماری تاثیر می گذارند که زیر مجموعه فرهنگ هستند. این تاثیر گاهی روشن و گاهی ظریف و غیر آشکار است. مانند تاثیر نقش صلیب در طراحی کلیساهای تاریخی به صورت آشکار و سلسله مراتب بین انواع فضاها از جمله عناصر فضای ورودی مسجد جامع ایرانی و مفهوم و محتوای فرهنگی آن که در مرحله نخست از دید مشاهده کننده پنهان میماند.

برخی از خصیصههای فرهنگ در صورت فضای معماری یکسان اثر نمیگذارند، برخی به سادگی و برخی به دشواری قابل شناسایی هستند. یکی از جلوههای فرهنگ در هنرها را میتوان به صورت اهمیت یافتن برخی اعداد و اشکال دانست. یکی از علل توجه به اعداد مربوط به درک انسان از نظم جهان در گذشته بوده که آنرا به ملموس ترین شکل یعنی نظم عددی دریافت میکرد. بسیاری از این شکلها و اعداد در فعالیتها و مراسم آئینی، هنرها، مکتبهای فکری و غیره به صورت ویژهای کاربرد یافتند. کاربرد هر عدد یا شکل در هر یک از انواع فعالیتها یا هنرها از یک سو با ویژگیهای بصری و شمارشی آن فعالیت و از سوی دیگر با خصوصیات و مشخصههای آن شکل یا عدد بستگی داشته است. بنابراین شکلها و عددهائی در هنر معماری مورد توجه و استفاده قرار میگرفت که با ویژگیهای ریاضی، هندسی، کمی و ملموس این هنر و همچنین با فرهنگ عمومی این سرزمین سازگار باشد. مانند عدد چهار ، خصوصیات مربع و دایره ، ویژگیهای مشترک دایره ومربع ، مکعب، حجمهای کروی شکل و چهار طاق و …

 

نتیجه گیری:

از مطالبی که مطرح شد در می یابیم که فرهنگ و آداب و رسوم یک مرزو بوم بر روی معماری آن منطقه بسیار تاثیرگذار بوده و با محفوظ داشتن عوامل بنیادی ،فرهنگی و هنری در بنا یک اثر ساختمانی معمولی و بی روح را می توانیم به سوی یک معماری کامل و شاخص سوق دهیم،اثری که آرمانها، تاریخ و فرهنگ، ذوق و اندیشه و هنر یک جامعه در آن نهفته است به موازات این بینش توجه به واقعیتها و ضرورتهای ساختمان و عملکرد نیزموجب نوعی تعالی در بیان معمار گردیده و پیام معماری در این مرحله آشکار خواهد شد. شهرها و نواحی مختلف با الگوها و فرهنگ های متفاوت معماری متنوعی را ایجاد کرده که باعث ایجاد معماری بومی گرا در هر منطقه می شود. تاریخ انتشار : 28 مرداد 1393

آشنایی با هنر لاک تراشی

آشنایی با هنر لاک تراشی
مجموعه: هنرهای دستی و ترسیمی

ظروف چوبی سنتی هنر لاک تراشیظروف چوبی سنتی هنر لاک تراشی

ظروف چوبی سنتی هنر لاک تراشی

کرانه باختری دریای مازندران یا کاسپین، تا پیش از حمله مغول تاپورستان با تبرستان نامیده می شد؛ چنانکه در سکه های به دست آمده سده های دوم و سوم هجری این سرزمین به خط پهلوی تاپورستان ذکر شده است. همراه با حمله مغول در قرن هفتم نام تبرستان از رواج افتاد و کلمه مازندران به معنی بخشی از تبرستان یا توابع آن به کار رفته است.

دریای خزر

دریای خزر دریای تبرستان

کشاورزی، نمدمالی، ماهیگیری، دامداری و حصیربافی، برخی از مشاغل گذشته مناطق جلگه ای مازندران است که همچنان تا حدی رواج دارد.
یکی از این مشاغل تقریباً از یاد رفته، هنر لاک تراشی یا چوتاشی (کچه تاشی) است که در گذشته در مناطق جنگلی و روستایی مورد توجه پیشروان بوده و انواع سازه های آن بر اساس نیاز روزمره رشد یافته و ساخته می شده است (چو تراش از 2 کلمه چو به معنی چوب در زبان محلی مازندران و تراش به معنی تراشیدن تشکیل شده است).

 

 

هنر لاک تراشی یا کچه تراشی به مهارتی بیش از مهارت یک نجار یا چوب تراش معمولی نیاز دارد. هنر لاک تراش با استفاده از شناخت کافی از چوب و طبیعت، خود از دو هنر دست و ذهن خلاق نسبت به داشته های فرهنگی و تاریخی، تلفیقی بی بدیل ایجاد می کرد. این هنر در گذشته هنر کاربردی و تزئینی بوده و در حال حاضر بیشتر ترئینی است.

 

با توجه به رقابتی که اجناس تقلبی چینی به وجود آورده و بازار شمال کشور را نیز همچون سایر بخشهای کشور به دست گرفته اند، لاک تراشی دیگر خریدار و مصرف کننده ندارد و در حال از بین رفتن و فراموشی است. اکنون در شهرستان نور تنها انگشت شمار پیرمردانی هستند که به این پیشه مشغول اند و بیم آن می رود همراه با رفتن خودشان از این دنیا، این حرفه چندهزارساله را نیز با خود ببرند.

هنر لاک تراشی همان ساخت ظروف و احجام چوبی سنتی با استفاده از چوب های جنگلی است که با نقوش اسطوره ای و الهام گرفته از طبیعت اطراف منقوش می کردند. با توجه به قدمت استان مازندران و سایت های کشف شده در این استان، ثابت شده که مازندران سابقه تاریخی 7000 ساله دارد که به دلیل جنگل انبوه و گونه های مختلف درختان جنگلی، طبیعتاً لاک تراشی و استفاده بومیان از چوب قدمت بسیار طولانی دارد.

بومیان گذشته ساکن مناطق جنگلی به دلیل فراوانی درختان و این که بیشتر نیاز خود را از چوب تهیه می کردند که رفته رفته در ساخت لوازم چوبی از تنه و ریشه درختان مهارت یافتند.

جنگلهای مازندران - مناطق جنگلی به دلیل فراوانی درختان

جنگلهای مازندران – مناطق جنگلی به دلیل فراوانی درختان

این هنر یک کار ابتکاری و با ذوق و سلیقه است. با شناختی که از انواع درختان جنگلی دارند، برای ساخت مصنوعات چوبی از ریشه و چوب خاص با استفاده از ابزار معمولی و دستی که بسیار ساده و ابتدایی است استفاده می کردند. طروف چوبی که از ریشه درختان تهیه می شود سبک تر و در مقابل سرما و گرما مقاوم تر است.

بنابراین ترک بر نمی دارد، در اثر ضربه به سادگی نمی شکند و عمر مفید آن گاهی بیش از 100 سال است که البته بستگی به نوع چوب دارد. برای برخی لوازم ضروری منزل، از ریشه متصل به ساقه که با شیب ملایمی در خاک نفوذ کرده است استفاده می کنند. چون این نوع ریشه ها کمتر در معرض برف و باران قرار دارند. چوبی که از تنه درختان استفاده می کنند نباید تر بوده و به اصطلاح شیره چوب از دست رفته و تقریباً خشک شده باشد.

ظروف لاک تراشی را نباید در کنار آتش یا بخاری قرار داد و یا در جایی مرطوب ، باید در جای عادی با دمای مناسب باشد. برخی از ظروف تهیه شده از این راه عبارتند از: لاک جوله، کلز، لاک دانه پاش، قندچوله، تنباکو چوله، قاشق ، ملاقه، کتراچ.

لاک: به ظرف بزرگی گفته می شود که دور آن رو به داخل جمع شده و معمولاً از ان برای خوردن غذا استفاده می کردند.

جوله: این وسیله شبیه پارچ است که در اندازه های متفاوت ساخته می شد. کاربرد اصلی اش برای دوشیدن شیر و نگه داشتن انواع مواد لبنی بود و با نقشه های مارپیچ و زنجیره ای طراحی می شود. نوع بزرگ آن را مندر نام دارد که ظرفیت آن 18 کیلوگرم است.

دانه پاش: به جای سینی برای پاک کردن برنج و حبوبات بکار می رود.

کلز: از این وسیله چوبی به جای ملاقه برای هم زدن شیر و سرد کردن شیر استفاده می شود. در مناطق مختلف نام های گوناگونی دارد. در رامسر گیال، در بخش مرکزی کلز و کیلز و در منطقه گرگان کمچه لز می گویندش.

کچه یا کترا: همان قاشق است و از ساقه یا شاخه شمشاد ساخته می شود که در کنار وسایل امروزی همچنان کاربرد دارد.

گیله لاک: به عنوان پیمانه استفاده می شود و حدود 6 کیلوگرم شالی یا جو و 7/5 کیلوگرم گندم ظرفیت دارد.

عصا: از چوب درخت آزاد یا ازدار به نام محلی ساخته می شود.

قندچوله: برای خرد کردن قند بکار می رود.

تنباکو چوله: به عنوان ظرف تنباکو مورد استفاده قرار می گیرد.

سیرکوب: در اندازه های متفاوت ساخته می شود. در قدیم از این ظرف برای کوبیدن و خرد کردن نیز استفاده می شد.

ابزار کار:
برای شروع چوب را از جنگل تهیه نموده و چند روز در سایه می گذارند تا رطوبت اولیه را از دست بدهد. اما اگر چوب انتخاب شده کاملاً خشک بود، پیش از آغاز کار باید مدتی در داخل آب خیسانده شود.

چوب درختان آزاد (ازدار)، نمدار، شمشاد (شهر)، ملج، انجیلی، توسکا و ممرز برای کار مفید است (باید توجه داشت برای ساختن جوله نباید از چوب ازدار استفاده کرد؛ چون چوبش تر است و زود خشک شده، ترک بر می دارد. اما چوب نمدار و افرا بافت شان طوری است که خشک بشوند هم جمع شده و ترک بر نمی دارد).

ابزار مربوط به برش:
تبر: اولین و مهمترین ابزار کار لاک تراش تبر است که برای قطع و برش چوب و ساختن به فرم دلخواه کاربرد دارد. در شرایطی که استاد لاک تراش ابزار کار کافی نداشته باشد همه مراحل را می تواند با تبر انجام می دهد.

ابزار مربوط به تراش:
تیشه: ابزاری است که با آن برای نازک کردن و گود کردن قسمت هایی از کار استفاده می شود و در دو نوع تیشه راست و تیشه کج استفاده دارد.

متکل: ابزاری است شبیه به تیشه با تیغه بلندتر برای تراشیدن داخل ظروف استفاده می شود.

رخ گیر: ابزاری است دارای تیغه فولادی و برنده که برای تراشیدن و نازک کردن بدنه داخل ظروف مانند جوله و لاک استفاده می شود.

دله گیر: ابزاری است دارای تیغه فلزی منحنی شکل که برای تراشیدن درون ظروف گرد و منحنی و همچنین که ظروفی مثل جوله استفاده می شود.

رنده: ابزاری با بدنه چوبی و تیغه تیز فولادی که برای تراشیدن و نازک ردن وسایلی با سطوح کشیده مانند عصا استفاده می شود.

چوب سا:( چوب ساب ، سوهان ) ابزاری است فلزی با سطح زبر در اشکال مختلف که برای تراشیدن و شکل دادن به محصولات مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.

ابزار مربوط به خراش:
نقش گر: ابزاری است دارای تیغه نازک فولادی با اشکال مارپیچ یا ساده و دسته چوبی که برای ایجاد نقش بر روی ظروفی مانند کلز و جوله استفاده می شود.

خروس: ابزاری است فلزی برای ایجاد نقش بر روی محصولات مختلف که نقشی به شکل دایره و شبیه به چشم خروس دارند.

ابزار کوبشی:
کتنا: ابزاری است چوبی شامل سر و دسته که کاربردی شبیه چکش دارد.

ابزار سوراخ کردن:
درفش یا دروش: ابزاری است برای سوراخ کردن چوب.
چلی: ابزاری چوبی با نوک تیز که برای شکافتن چوب از آن استفاده می شود.

ابزار جانبی:
سنگ: ابزاری است برای تیز کردن تیغه تبر.
نرمه سنگ: سنگی است برای تیز کردن سایر تیغ ها.
منبع: وبسایت http://www.bandpay.ir/ – گرداوری گروه صنایع چوب و هنر ایران زمین