0 Items
فرشید موسوی – معمار خانم ایرانی

فرشید موسوی – معمار خانم ایرانی

پروفسور و معمار ایرانی خانم فرشید موسوی ( فرشیده موسوی )

نوشتن درباره خانم موسوی کاری بس دشوار است ، زیرا بقدری ایشان سوابق درخشان علمی و عملی دارند که میتوان بیش از 100  صفحه نوشت . در کل در این بخش سعی کردیم آن سوابق که باعث احساس افتخار بیشتری می شد را گرداوری کنم . امیدوارم این اسطوره معماری و دانش هرکجا هستند , در مسیرشان پیروز و خوشحال باشند . باشد که ما نیز تلاش و مطالعه را همچون ایشان یاد بگیریم .

متولد 1341 در شهر ساری استاد ایرانی در دانشگاه طراحی هایوارد امریکا . او در دانشگاه های کلمبیا و پرینستون نیز فعالیت دارد .

پروفسور فرشید موسوی بعنوان یکی از 5 زن برتر معماری  در جهان شناخته شد . به نقل از CNN

او در دنیای معماری بسیار سرشناس و در پروژه های بسیاری مشارکت داشته است .

دفتر معماری فرشید موسوی ( fma)

پروفسور فرشید موسوی یک معمار بریتانیایی و ایرانی تبار است  .

معرفی اثار

Farshid_Moussavi

ساختمان بامبو مکان مادرید اسپانیا

جزئیات نمای Edificio Bambú (به معنای واقعی کلمه “بامبو ساختمان”) در مادرید (اسپانیا).

ساختمان بامبو یک ساختمان مسکونی اجتماعی که توسط معمار الجاندرو زهرا پولو ( Alejandro Zaera-Polo )  طراحی شده است . یک ساختمان با 88 خانه که توسط معماران خارجی اداره (FOA)، استودیوی معماری ایجاد شده توسط Zaera با همسرش، معمار بریتانیایی فرشید موسوی، ساخته شده است .

Alejandro Zaera-Polo

برج چرخان

برج چرخان

طراحی برج اقامتی در مونپولیه توسط معمار ایرانی، خانم فرشید موسوی
این برج مسکونی از 11 طبقه و از صفحات چرخان تشکیل شده. ساخت اولین فاز این طرح در شهر مون پلیه فرانسه “Montpellier” در سال 2014 شروع شده است .

استاد موسوی از نگاه ویکی پدیا

موسوی در ایران متولد شد و در سال 1979 به لندن مهاجرت کرد . او در دانشکده معماری دانندی، دانشگاه داندی ، دانشکده معماری بارتلت ، کالج لندن تحصیل کرد و در رشته معماری (MArch II) از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد . دانشگاه مدرک کارشناسی ارشد ، دانشگاه هاروارد.

موسوی برای اولین بار از FOA، فعالیتی که او در سال 1995 تأسیس کرد، به عنوان یکی از بزرگترین کارگردانی شد. قبلا او در کارگاه ساختمان Renzo Piano و دفتر معماری متروپولیتن (OMA) قبل از بازگشت به لندن برای تدریس در انجمن معماری و شروع به کار خود، معماران خارجی اداری (FOA). در FOA، موسوی، طراح یوکوخامای بین المللی فری ترمینال در ژاپن (که در سال 1995 در رقابت های بین المللی طراحی شده بود)، همکاری کرد و بخشی از تیم معماران یونایتد بود که در رقابت های زمین نئولی فینالیست بودند.

او همچنین طیف گسترده ای از پروژه های بین المللی را از جمله مجموعه ی جان لوئیس در لستر، انگلستان و مجموعه خرده فروشی Meydan در استانبول ترکیه به اتمام رسانده است .

در ماه ژوئن 2011، موسوی اعلام کرد که افتتاح فعالیت جدید خود، معماری فرشید موسوی (FMA)، واقع در لندن.

در اکتبر 2012، اولین موزه FMA و نخستین ساختمان در آمریکا، موزه هنر معاصر کلیولند ، برای عموم مردم باز گشایی شد . در آگوست 2012، نصب آن با عنوان “معماری و تاثیر گذاری” در نسخه 13th Biennial Architecture Venice در ایتالیا برجسته شد.

FMA همچنین فروشگاه گل سرسبد ویکتوریا بکهام را طراحی کرده استدر لندن که در سپتامبر 2014 افتتاح شد.

این کار در حال حاضر بر روی تعدادی از پروژه های بین المللی از جمله مجتمع های مسکونی در مونپلیه و ناحیه لا دیفنس پاریس، فرانسه و همچنین برج دفتر در لندن، بریتانیا کار می کند.

این تمرین فینالیست برای موزه و مرکز آموزشی موزه پلی تکنیک و مسابقه دانشگاه ایالتی مسکو لومونسوف و برنده مشترک مسابقه بین المللی برای ستاد جدید کمیته بین المللی المپیک (IOC) در لوزان است.

موسوی در کمیته های مختلف طراحی بعنوار مشاور مشغول بکار شده است، از جمله مشاور شهردار لندن برای طرح مشاوره در لندن و کمیته طراحی بین المللی LDA، مدال طلا و پرزیدنت مدال RIBA، جایزه استرلینگ و بنیاد معماری ونیز .

او عضو هیئت داوران مجلس آقاخان در معماری در سال 2004 بود و عضو کمیته اجرایی جایزه بین سال های 2005 تا 2015 بود.

او یک بازرس خارجی برای کالج سلطنتی هنر در لندن از 2010-2013 بود و برای دانشکده هنر، معماری و طراحی سر John Cass از 2014-2016 و یک مقاله نویس برای Review Architectural.

او در حال حاضر یک نظارت خارجی برای انجمن معماری در لندن است و در دادگاه علمی ایالت است مدرسه معماری لندن . او همچنین از آرشیو گالری Whitechapel و همچنین بنیاد معماری در لندن، نقش او را از سال 2009 حفظ کرده است.

تحقیق

فرشید موسوی در گالری تیت
موسوی با همراهی تمرین حرفه ای خود، تعهدی دیرینه ای را برای تحقیق در عرصه های علمی و حرفه ای معماری برگزار کرده است. از سال 2005، او مدرک کارشناسی ارشد در دانشکده فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است . پیش از این، موسوی در هشت سال (1993-2000) در انجمن معماری لندن تدریس کرد و سپس به عنوان رئیس دانشکده هنرهای زیبا در وین(2005-2005) منصوب شد . او استاد بازدید معماری در موسسه Berlage در روتردام، موسسه معماری Hoger Sint-Lucas در گنت، و در ایالات متحده آمریکا، در UCLA ، دانشگاه کلمبیا و دانشگاه پرینستون است.

تحقیقات موسوی که در اوایل دهه 90 هنگام تدریس در انجمن معماری آغاز شد متمرکز بر ابزارهایی بود که معماران را قادر می ساخت تا اشکال ساخته شده را با هوش طراحی و امکانات خلاقانه مانند دیاگرام، فناوری اطلاعات، فن آوری های ساخت و ساز جدید، پاکت نامه و تسلیت – و چگونه می توان آنها را برای توسعه مفاهیم جایگزین برای معماری استفاده کرد.

کاوش بر روی زمین های مشترک در 13 ساله دوسالانه ونیز تاثیر می گذارد
تحقیقات موسوی از سال 2004 تا کنون عمدتا بر ارتباط بین ساخت و ساز و تجربه یک شکل ساخته شده متمرکز شده است و این که چگونه آژانس معماری به انتخاب بسیاری از فرآیند طراحی کمک می کند تا به شکل ساخته شده منافع منحصر به فردی که افراد تحت تأثیر قرار می گیرند. کار او در زیبایی شناسی تحت تاثیر تعدادی از فیلسوفان، به ویژه اسپینوزا ، ژیل دلوز و فلیکس گواتاری ، و ژاک رنجیر.او پس از کار ژیل دلوز در زمینه تأثیرگذاری، پیشنهاد می کند که شکل های ساخته شده «تأثیرات نقش فعال را در تجارب روزانه افراد و عواطف که آنها در حال توسعه است، بازی می کنند. موسوی استدلال می کند که برای جلب تجربه مردم از روال و باز کردن امکان انواع جدید اقدام، معماران نیاز به ارائه اشکال ساخته شده با تاثیرات جدید دارند.

این همان چیزی نیست که فرم های ساخته شده نشان می دهد، بلکه این که چگونه تجربیات را فراهم می کنند که در غیر این صورت وجود نداشته باشد که تجربه ی زیبایی شناختی آنها را مرتبط می کند و معماری آنها را به عنوان یک تابع یا سازمان در فرهنگ می گذارد.

موسوی سه کتاب را با عنوان “تابع الهام ، تابع فرم و عملکرد سبک” در ارتباط با تدریس او در هاروارد منتشر کرده است که همه آنها مخالفت های باینری سنتی معماری است: شکل و عملکرد، ساختار در مقابل شکل، تزئین در مقابل عملکرد، سبک و عملکرد – پیشنهاد می کند که پتانسیل خلاق معماری دروغ است، و نه در یافتن راه هایی برای ارتباط آنها با یکدیگر.

تابع از Ornament

تابع الهام
در تابع از زیور آلات(2006)، موسوی پیشنهاد می کند که تزئین همیشه یک عملکرد داشته باشد و این عملکرد ساختن تجربه زیبایی شناسی است. در این کتاب او استدلال می کند که تزئین معاصر نمادین نیست و از طریق نمایندگی از چیزی غیر از طریق واقعیت خود عمل نمی کند. او پیشنهاد می کند که به منظور ایجاد اشکال ساخته شده برای کمک به نحوه تکامل فرهنگ، تزئین نباید از طریق مجموعه ای از عناصر سطحی و تزئینی که به یک ساختمان برای نمایندگی یا نمادین روایت های خارجی معرفی می شوند، تصور شود، بلکه باید از طریق عناصر ساخته شود فرم واقعی ساخته شده را تعریف کنید تا واقعیت آن یک مشارکت زیباشناختی جدید و ذاتی را تعریف کند. Ornament همان چیزی است که واقعیت یک فرم را متمایز از دیگری می کند، تمایزی است که نتیجه معماری

به این ترتیب، مجددا تعریف شده است، برای هر ساخت ساخته شده است و می تواند به تنوع عمق بستگی داشته باشد به نحوی که معمار مجموعه خاصی از نگرانی ها و مواد را شکل می دهد. بنابراين مي توان از طريق کل ساختمان ، عمق پاکت خارجی آن يا سطح پاکت خارجی آن، به عنوان يک خوشه ای از تأثير گذار، عناصر را تجربه کرد.

به جای کارکردن از طریق نماد و معنای، این تعریف از تزئینات، عملکرد عکاسی را از طریق یک شکل ساخته شده و به همین ترتیب تجربه زیبایی شناسی واقعی آن قرار می دهد. بر خلاف تعاریف نمادین از زینت، که در یک مفهوم متحدانه جامعه ریشه دارد، تعریف از زیورآلات موسوی استدلال می کند که در یک جامعه چندگانه معاصر – که فاقد تصاویر, تصویری مشترک – ماهیت غیر نمایندگی از تاثیر می گذارد اجازه می دهد تا اشکال ساخته شده توسط هر کس درک شود اما به طور متفاوتی، برای افراد ذهنی متفاوت تخصیص می دهد. این محیط ساخته شده مانند فیلم، موسیقی و هنر را قادر می سازد تا به عنوان یک پارچه اجتماعی مشترک عمل کند.

تابع فرم

تابع فرم
در کارکرد فرم (2009)، موسوی بیشتر به بررسی رابطه بین احداث فرم معماری و تجربه زیبایی شناختی آن از محدودیت های نمایندگی (نمادگرایی)، به سوی تکرار و تمایز برای پرورش خلاقیت درون فرهنگ می پردازد.

پیشنهاد اصلی موسوی این است که با توجه به سرعت در حال تغییر فن آوری، محیط و فرهنگ، تغییرات در معماری معاصر از روند بازسازی و جایگزینی به حالت تغییر مداوم و در حال تغییر منتقل شده است. این سرعت سریع تغییرات ناشی از علل متقاطع چندگانه است که در حوزه های انسانی (اجتماعی، ذهنی، حساسیت) و غیر انسانی (طبیعی، عینی، فنی) ریشه دارد. معماری نمی تواند به نمایش دادن مفاهیم a-priori یا علل خاص منجر شود، بلکه باید از طریق تولید، غنی سازی و بازتولید محیط زیست خود، تکامل یابد.

موسوی رابطه بین عملکرد و شکل را بررسی می کند و پیشنهاد می دهد که – به جای اینکه به عنوان نتیجه حرکت ها در نظر گرفته شود، تاریخ شکل شامل یک موضوع پیوسته است که در آن ایده های تاریخی تکامل یافته و تبدیل شده اند تا اشکال جدیدی تولید کنند. برای نشان دادن این، تابع فرم اشکال ساخته شده را با سیستم های ساختاری متمایز از 500 تا کنون ارائه می دهد و آنها را به هفت گروه تقسیم می کند (شبکه ها و فریم ها، اسلحه ها، دیوارها، ورقه های فروخته شده، پوسته ها، غشاهای کششی، غشاهای پنوماتیک).

برای نشان دادن این، تابع فرم بررسی تجربیات با تکرار و تمایز سیستم های ساختاری را که از قرن 12 میلادی به شمار می آید، مانند کسانی که با غارهای قرن 12، گنبد قرن 15 یا فریمهای قرن بیستم و پنوماتیک و ساختارهای کششی، هر بار تولید یک ساختار جدید ساخته شده است. تابع فرم هر سازه را از انگیزه های اصلی، نویسنده یا زمینه آن جدا می کند و آنها را به عنوان یک مقایسه نسبت به مطالعه علائم ارائه می دهد. به این ترتیب، این ساختارهای فیزیکی تغییرناپذیر می شوند و می توانند بدون تعصب مجددا مجددا تصدیق و تبدیل شوند، برای تولید اشکال جدید ساخته شده با تاثیرات منحصر به فرد که افراد با هنجارها، خواسته ها و عادت های مختلف می توانند همسو باشند.

تابع سبک

تابع سبک
جلد سوم سری تابع موسوی، “تابع سبک” (2015) تحقیقاتی را پیرامون عملکرد سبک امروز مطرح می کند. اگر 1970s توسط Postmodernism و دهه 1980 توسط Deconstruction تعریف شد، چگونه ما معماری 1990s را به حال حاضر مشخص کنیم؟ برخی از اشکال ساخته شده، تاثیرات انحنایی، دیگران از بلورینگی را تحت تاثیر قرار می دهند؛برخی از چندگانگی را ارسال می کنند، وحدت دیگران؛ برخی سلولیت را انتقال می دهند، دیگران باز است؛ بعضی از مواد معدنی را انتقال می دهند، وزن دیگران. آیا این تنوع بسیار زیاد منعکس کننده کمبود هدف مشترک است؟

موسوی استدلال می کند که تنوع معماری معاصر نباید اشتباهی در مورد الگویی که به وسیله نیروهای خارجی انجام می شود اشتباه است و نتیجه رویکرد جدیدی به سبک است که نه نمایندگی بلکه تجربه تجربی زیبایی شناختی است. او سبک مدرن را به عنوان آژانس داده شده به عناصر یک ساختمان از طریق آرایش خاص خود، که خود را به عنوان خوشه ای از تاثیر می گذارد که از ساختمان گسترش می یابد و بر نوع اجتماع مردم با آن شکل خواهد گرفت به عنوان آنها در آنها شرکت کنند فعالیت های روزمره مانند محل اقامت یا کار. موسوی همچنین معماران را پیشنهاد می دهد، با تغییر کنوانسیون های مربوط به یک ساختمان برای فعالیت های خاص،

تابع سبکنشان می دهد که این روش جدید درک سبک، منعکس کننده تنوع در معماری معاصر است. در این کتاب، ساختمانها را از دو دوره زمانی، اوایل قرن بیستم و دوره 1990 تا کنون مقایسه می کند و شباهت هایی را در نحوه سازماندهی آنها در رابطه با فعالیت های (مانند کار، اقامت یا خرید) که میزبان آنها است سازماندهی می کند. شناسایی شباهت ها بین ساختمان های گذشته و اخیر، آشکار می شود، به عنوان یک منبع باز، معماری ایده هایی را ارائه می دهد که می توانند بین معماران به اشتراک گذاشته شوند، نه برای کپی کردن، بلکه برای ایجاد چیزی جدید. این شامل تصویب کنوانسیون هایی که توسط سایر پروژه ها ایجاد شده است، آنها را مورد پرسش قرار می دهد و آنها را تغییر می دهد تا چیزی جدید در روابط بین مردم و فعالیت های روزمره آنها ظاهر شود.

پروژه های انتخاب شده فرشید موسوی 

ویکتوریا بکهام فروشگاه، هنگ کنگ، چین (2016)
ویکتوریا بکهام Flagship Store، لندن، انگلستان (2014)
130 مجتمع اداری خیابان Fenchurch، لندن، انگلستان (2013-)
مجتمع مسکونی لس جاردینز لا لرنده، مونپلیه، فرانسه (2013-)
موزه هنر معاصر، کلیولند ، اوهایو (2012)
مجتمع مسکونی La Dffense، پاریس (2011-)
نصب و راه اندازی زمین مشترک در 13 ساله دوسالانه معماری در ونیز (2012)

معماران خارجی

ترمینال مسافری بین المللی یوکوهاما
ترمینال مسافری بین المللی یوكوهاما Osanbashi ژاپن (1995-2002)
Bluemoon Hotel، Groningen، هلند (1999-2000)
دفتر مرکزی پلیس، لا ویلیجویوزا (2000-3)
پارک ساحلی با سالن نمایش در فضای باز، بارسلونا (2000-4)
دفتر مرکزی برای ناشران Dulnyouk، Paju (2000-5)
تئاتر شهری، Torrevieja (2000-6)
فروشگاه John Lewis و پلهای Cineplex و عابر پیاده، لستر (2000-8)
غرفه بریتانیا در دوسالانه بین المللی معماری، ونیز (2002)
المپیک 2012 و Masterplan بازسازی دره دره لای، لندن (2003)
مرکز انتقال فناوری La Rioja، Logrono (2003-7)
دفتر تریتیک EC3، شهر لندن (2003-)
غرفه اسپانیایی در نمایشگاه بین المللی سال 2005 ، Aichi (2004-5)
مسکن اجتماعی در Carabanchel، مادرید (2004-7)
ویلا در Pedralbes، بارسلونا (2004-8)
مجتمع اداری D-38، بارسلونا (2004-10)
مجتمع خرده فروشی Meydan و Multiplex، استانبول (2005-7)
کالج Ravensbourne در شبه جزیره گرینویچ، لندن (2005-10)
مرکز تجارت جهانی، بوسان (2006-)
KL Central Plot D برج های مسکونی کوالالامپور (2006-)
مجتمع ترکیبی مجزا Sevenstone ، Sheffield (2007-)
ایستست ایستست لندن (2008-)
پسوند متداول مرکز خرده فروشی West Quay II، ساوتهمپتون (2008-)
ایستگاه خیابان نیویورک، بیرمنگام (2008 -)

جوایز انتخاب شده

جزئیات نمایه Edificio Bambú (به معنای واقعی کلمه ” ساختمان بامبو ” Carabanchel Social Housing در مادرید ).
جایزه انریک میرالس برای معماری (2003)
جایزه Kanagawa برای معماری در ژاپن (2003)
جایزه بین المللی RIBA (2004)
جایزه شیر برای توپوگرافی در 9 نمایشگاه بین المللی معماری ونیز (2004)
جایزه چارلز جنکس برای معماری (2005)
جایزه بین المللی RIBA (2005)
جایزه بین المللی RIBA (2006)
جایزه RIBA اروپا (2008)
جایزه تجارت اروپا برای محیط زیست (2008)
جایزه مؤسسه زمین شهری برای تعالی (2008)
جایزه RIBA (2009)
جایزه اعتماد مدنی (2010)
شورای بین المللی مراکز خرید (2010)
جایزه معماری بین المللی (2010)
جایزه RIBA برای Ravensbourne (2011)

کتابها و مقالات 
تابع الهام (2006)
تابع فرم (2009)
عملکرد سبک (2015)
مقالات

“11 زنان شکل دادن اسکایین ما” در “مزه” iD’s ، مارس 2016، انگلستان
مصاحبه در چیزی که سرپرستی می کند ، ژوئیه 2016، انگلستان
“معمار” غیر قابل پیش بینی “در فروشگاه گل سرسبد ویکتوریا بکهام” در WIRED ، سپتامبر 2016، انگلستان
“در استودیو با فرشید موسوی RA” در مجله RA ، شماره 2016 زمستان، انگلستان
“نابغه من: فرشید موسوی” در PORT ، نوامبر 2016، انگلستان
“سبک و مواد: مصاحبه با فرشید موسوی” در مجله معماری ، شماره ژوئن 2014، انگلستان
“برنامه ریزی یک شکل هنری است” در The Architectural Review ، 2013 دسامبر، UK
“خلاق جهش در صحنه مسابقات معماری” در نقد معماری ، ژانویه 2013 شماره، انگلستان
“30 سنت مری اکس” در مجله طراحی هاروارد 2012، شماره 35
“رویکرد باستان شناسی” در دعوای: معماری، چشم انداز و شهر (2012)
ساختمان مدرسه فرهنگ را تولید می کند “در The Architectural Review ، شماره 2012 سپتامبر 2012، انگلستان
“برنامه نویسی: مورد برای لغو مدل های زنانه” در مجله Architectural ، May 2012 issue، UK
“معماری و فعالیت باید به عنوان مشکلی که باید برای حل آن به عنوان رابطه ای نزدیک باشد” در The Architectural Review ، December 2011 issue، UK
“نرم افزار پارامتری جایگزین تفکر پارامتریک نیست” در The Architectural Review ، September 2011 issue، UK

منابع  

سخنرانی تابع سبک در دانشگاه هاروارد، 2015
سخنرانی سبک آژانس در دانشگاه هاروارد، 2012
مدلهای جدید سخنرانی پژوهشی در دانشگاه هاروارد، 2015
Phylogenesis: قایق فو ، Actar، بارسلونا، اسپانیا، 2003
معماران خارجی وزارت امور خارجه، الوقووی، # 115/116، مادرید، اسپانیا، 2003
پروژه یوکوهاما ، Actar، بارسلونا، اسپانیا، 2002
معماران داخلی خارجی، 2G # 16: یک مونتاژ نقاشی روی طراحان بندر بندر یوکوهاما و دیگر پروژه های جالب، (انگلیسی / اسپانیایی) گاستوو گلی، بارسلونا، اسپانیا، 2001
مقاله در موزه هنرهای معاصر FMA در مجله کاغذ دیواری
معماری D’Aujourdhui ویژه شماره فرشید موسوی
مقاله فرشید موسوی در مجله W
موزه هنرهای معاصر FMA در کلیولند در نقد معماری
MOCA در برنامه
MOCA در Can Journal، Cleveland بررسی شده است
MOCA و دیگر موزه های اخیر در وال استریت ژورنال بررسی شده است
مصاحبه با سیرو نجله فرشید موسوی در قطعه
مقاله نیویورک تایمز در مورد نصب FMA در بنیاد معماری ونیز 2012
فهرست فرشید موسوی
فرشید موسوی در دوره سخنرانی IACC 2010/2011
فرشید موسوی سخنرانی در Pavillon de l’Arsenal، 12 نوامبر 2007
فرشید موسوی در گفتگو با نادر تهرانی
تابع فرم (ترکی)
Woodman، Ellis (May 3، 2008)، “معماران خارجی اداره: نه، این یک گوگنهایم نیست – این یک جان لوئیس است”
فرشید موسوی رییس جمهور

پیوندهای خارجی  

 

هوشنگ سیحون

;

هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون (۱ شهریور ۱۲۹۹ تهران – ۵ خرداد ۱۳۹۳ ونکوور کانادا) معمار، طراح، نقاش و مجسمه‌ساز سرشناس و نامدار اهل ایران بود. وی استاد معماری و رئیس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.

آرامگاه بوعلی سینا ۱۳۳۰

1234567

هوشنگ سیحون

متعلق به سومین نسل معماران ایرانی است که تحصیلات خود را در اروپا انجام دادند .
در همان سالهای 2507، هنگامیکه سیحون پس از پایان تحصیل در مدرسه بوزار پاریس به ایران آمده و شروع به کار کرد ” سبک بین المللی ” تا حد زیادی در میان معماران رواج یافته بود . در تهران به خصوص در محله های جدید شمال شهر بیش از پیش الگوهای این سبک بویژه در خانه سازی رعایت می شد .

اما دانشکده هنرهای زیبای تهران از همان ابتدای تاسیس روش آموزش بوزار پاریس را برگزید و سیحون نیز خود فارغ التحصیل همین دانشکده بود .

مدت یک ربع قرن ، آنچه که این معمار و معدود همکاران او در ایران ساختند و آموزش دادند ، سرمشق و نمونه کار نسل های بعدی معماران دانشگاه دیده ، حرفه ای های قدیمی و حتی بساز و بفروشها قرار گرفت . ازبناهای مجلل و تشریفاتی که دارای ارزش نمودگاری هستند تا ساختمانهای ساده کوچک در دورترین نقاط کشور هیچیک از این زبان معماری به دور نماندند.در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم شیوه های معماری سنتی که عبارت بود از تکرار تعداد معدودی نمونه های اصلی معمارانه برای بناهای مختلف ، به خصوص در شهرهای بزرگ به کلی کنار گزارده شده بود .

احداث خیابانهای سراسری و شبکه جدولی شهری بافت شهری سنتی را دچار دگرگونی اساسی کرده و قطعات مالکیت منظم و مستطیل شکل به وجود آورد .با این تغییرات ساختی در شکل شهر به دوران معماری درون گرا با حیاط مرکزی پایان داده شد و معماران به الگوی تک بناهای جدا از یکدیگر روی آوردند .بدین سان فضای تاریخی جای خود را به محیط جدیدی می داد که روحیه مدرنیزم (نوینگرایی ) در آن بیش از پیش دیده می شد .جهت اصلی معماری که در گذشته روی به سمت یک مرکز روحانی داشت جای خود را به معماری داد که به سمت تحول و آینده گرایش داشت .

بخشهای مسکونی شبکه راسیونالیست شهری به وجود آوردند . و کاخهای دولتی و بناهای عمومی که نمودار تحکیم قدرت مرکزی و دولت بود بیشتر در فضاها و میادینی جای گرفتند که از ویژگیهای فضاهای شهری نئوکلاسیک بهره داشت . این دو جنبه معماری که یکی ضرورت ایجاد بناهای ساده و عملی بود و دیگری نیاز به نمایش ارزشها و مظاهر فرهنگی نظام زمانه ، زمینه مناسب خود را در دوگانگی آموزش بوزار در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم یافت .

معرفی کار هوشنگ سیحون فرصتی است مناسب برای آنکه بتوان به جریان پیدایش و تحول معماری نوین در ایران و تاثیر مکاتب مختلف فرهنگی بر این معماری نگریست .

بعد از جنگ جهانی دوم اروپا غرق در مسئله بحران مسکن بود .معماران در این فرصت روی به نظریه های فونکسیونالیستی که در سالهای بین دو جنگ تحول یافته بود آوردند و برای جبران خرابیهای حاصل از جنگ روی به امیدها و آرزوهای مدرنیزم آوردند . شهرها و محله ها به این ترتیب به سرعت ساخته می شد . ایران در آن هنگام آهسته آهسته گام در راه شهرنشینی متعادلی می گذاشت و به تدریج بناهای عمومی یعنی بناهای اداری ، خدمات عمومی گوناگون و بناهای تشریفاتی جای خود را در شهرها باز می کردند . مسکن جدید نیز از جانب گروهی اجتماعی محدود و روشنفکری ساخته می شد که در آن دوران آداب زندگی فرنگی را کم و بیش آموخته و میل بر ان داشت که تحول را از خانه خود آغاز نماید . در اروپا درست به عکس قدرت اقتصادی این گروه اجتماعی بعد از جنگ جهانی دوم رو به ضعف نهاده بود و الگوی ویلای وینی VIENNOISE سالهای بین دو جنگ جای خود را بیش از پیش به الگوی مسکن اجتماعی و یا به اصطلاح آپارتمان سازی می داد . چنانکه می دانیم الگوهای اخیر توانستند در سی سال بعد از جنگ سیمای شهرهای اروپایی و حومه ها را به کلی زیر و رو کنند .

در ایران و بخصوص در تهران نه تنها گروه نوخواسته روشنفکر و متمکن بلکه آن دسته از شهرنشینان سنتی نیز که با افکار جدید تماس حاصل کرده بودند ، متمایل به ترک مرکز مسکونی و تجارتی شهر ( بازار و محله های اطراف آن ) شدند و به تدریج خانه های خود را در شمال شهر در دامنه کوه البرز بنا نهادند . در اختیار داشتن قطعات بزرگ زمین و نبودن یک بافت شهری پیشین برای شکل دادن به این قطعات موجب شد که محله های جدید تهران نه به صورت یک استخوان بندی شهری بلکه پیرو الگوهایی شبیه به حومه شهرهای آمریکا شکل بگیرند .

در واقع باید پذیرفت که پس از بوجود آمدن محورهایی مانند سپه ، فردوسی و شاهرضا ، مکانهای شهری موفقی که قادر باشند مرکزیت و خصوصیات ویژه ای برای تهران تعریف کنند به وجود نیامد . مرکز شهر در محدوده ای که بین دو جنگ ایجاد شده بود باقی ماند و بخشهای مسکونی پراکنده در خارج آن شروع به شکل گرفتن کرد .درجریان این مهاجرت خطی به سمت دامنه البرز معمار تهرانی با مسئله تک خانه رو به رو بود ، تک خانه ای که هیچگونه گفتگوی معمارانه با یک بافت شهری موجود را در برابر خود نداشت .در حالیکه معماران فرنگ دیده نسل اول توانسته بودند تیپولوژی مسکن بسیار قوی شهری بوجود آورند و ” سبک بین المللی ” را با بافت جدولی تهران هماهنگ سازند ، معماری جدید سرچشمه الهام خود را د ر ویلای منفرد از نوع رایج حومه SUBURBIA در آمریکا یافت . اما در بناهای عمومی که ضرورتا ” در نقاط مرکزی شهر باید ساخته می شد معماران از الگوهای فونکسیونالیست پیروی کردند . استفاده از تکنولوژی ساختمانی جدید ، ایجاد فضاهای چند مصرفی و کاربرد زبان معماری راسیونالیست ، تیپولوژی جدید را برای بناهای عمومی به وجود آورد که به تدریج جای بناهای عممی پیش از جنگ راکه دارای روحیه نئوکلاسیک بودند گرفت .

بناهای یادبود سومین گروه ساختمانهای این دوره بود و در حقیقت تنها فرصت کامل برای ابراز یک زبان صرف معمارانه . برای معمارانی که در مدرسه بوزار فرانسه آموزش دیده بودند کمتر این موفقیت پیش می آمد که بتوانند عظمت و ابهت زبان معاری را که در بوزار فرگرفته بودند درساختمانهای خود به کار گیرند . بناهای یادبود این فرصت را برای آنان فراهم آورد . اما باید به خاطر داشت که مونومانتالیزم بوزار با سبک آکادمیک پیش از جنگ که ملهم از جنبشهای معماری آلمانی سالهای اولیه قرن بیستم بود WERKBUND به کلی تفاوت داشت .

بوزار بعد از جنگ نیز به کلی با بوزار قرن نوزدهم که پیرو سبکی تاریخی گرا بود تفاوتهایی پیدا کرده بود . عطف به جوهر تاریخ جای خود را عطف به عناصر شکلی تاریخ گذشته داده بود و در نتیجه عطف به عناصر شکلی متعلق به دورانها و سبکهای متفاوت ، این برداشت آزاد و التقاطی از دورانهای گذشته اصطلاحا ECLECTISME نامیده می شود .از آنجا که دیگر نظم هندسی بیانگر معنی و محتوی نظم معماری دوره معینی نبود و در عوض به مفاهیم مجردی مانند تناسب ، تقارن و غیره تقلیل یافته بود ، لذا معمار نیز امکان یافته بود که فانتزی های هندسی خود را آزادانه به کار اندازد .

از سوی دیگر کتاب معروف لوکوربوزیه VERS UNE ARCHITECTURE تاثیر بسیاری در محافل معماری گذاشته بود و اهمیت تاریخ ، را به عنوان سرچشمه الهام زبان معماری به کلی ضعیف کرده بود . گرچه تاثیر این کتاب هرگز از درگاه بوزار به درون رخنه نکرد لیک در سست کردن پایه های تاریخ گرای بوزار نقش موثری را ایفاء کرد .

بدین ترتیب زبان مونومنتال جدیدی در معماری بنا های یاد بود و آرامگاهها نسج گرفت . ترکیب “( کمپوزیسیون ) غیر مترقبه نقشه به جای تکرار الگوی تثبیت شده تاریخی ، به کار بردن نشا نه های خارجی معماری سنتی ایران و استفاده التقاطی از تکنولوژی های گوناگون ساختمانی خصوصیات اصلی معماری مونومنتال این دوره را تشکیل می دهند .

توجه اصلی معمار معطوف به ابداع شگردی ها و نوآوریها بود .مفهوم ” فضا ” در این معماری چندان جایی نداشت و در عوض ” تاثیرها ” EFFETS اهمیت بسیار یافتند . بدین ترتیب نما اهمیت خارق العاده یافت و مهمترین جنبه نمایشی بنا را به خود اختصاص داد .

می بینیم که در این سبک ، تاریخ روابط ماهوی میان شکل ها و حجم های جای خود ]را[ به تاریخ موتیف ها MOTIFS داده است و معمار تمام کوشش خود را در راه ضبط و ترکیب موتیف های معماری های دوران گذشته به میل و ابتکارشخصی خود به کار برده است .

بدین ترتیب ملاحظه می شود که در دوران خاصی بحرانی که معمار بوزار ناگزیر از تسلیم به نیازهای فوری و حیاطی جامعه و ساده کردن زبان هنری خود است بنای یادبود موضوع استثنایی و جالبی را تشکیل می دهد که معمار بتواند در آن به طریق اولی قوانین بازی خود را به کار اندازد ، قوانینی که در غیر این صورت اعتبار تاریخی خود را از دست داده بودند .

معماری هوشنگ سیحون نیز از بیشتر این خصوصیات برخوردار است . ویلا ها ، بناهای عمومی شهری و بناهای یادبود سه فرصت جداگانه را برای کاربرد سه زبان مختلف برای او به وجود آوردند .

ویژگی کار این معمار را باید در نحوه استفاده از مصالح دید . او نخستین معمار ایرانی بود که آهن و سیمان را به طور عیان در ساختمان به کار برد . وضوح ساخت و شهامت در بیان بی پرده آن که با بانک سپه و اداره پست آغاز شد در خانه ها نیز شکل خاص خود را یافت .کار سیحون از خانه دکتر بابک که از سبک بین المللی بی تاثیر نیست تا منزل خودش در دروس راه مشخصی را طی کرده است .وضوح ساخت ، یافتن حساسیت و سلیقه شخصی نسبت به ترکیب سنگ و آهن را باید در حقیقت موفق ترین بیان او از لحاظ مصالح دانست .

سیحون در تحول بعدی خود و به سبب نگاهی که همواره به معماری ایران داشت ارزشهای دیگری را درکار خود گسترش داد .از آن جمله است استفاده از شکلها و عناصر معماری عامیانه ، استفاده از آجر نه تنها در پوشش بلکه هم چنین به منظورهای نمایشی و تزئینی و توجه به برخی جزئیات . باید معتقد بود که با وجود همه برداشتهای التقاطی و تنوع جویی ها ، کار سیحون همواره از نوع خلوص در کاربرد ماده ، برخوردار بوده است . خانه شمشک حد تکامل او درترکیب سنگ و چوب است . همچنانکه ساخت آجری خالص مجموعه آموزشی فرح نمودار پختگی در رسیدن به یک نوع کمال و حرفه در زبان آجر است .

در نگاه دقیقتربه تصویر برخی آثار او این جنبه ها از نزدیک ملاحظه می شوند .

نسرین فقیه -1356

هوشنگ سیحون

منبع : سایت همکلاسی

از آنجایی که به بزرگان معماری ایران اهمیت بسیاری میدهم نتوانستم از کپی این اثر خودداری کنم . امید وارم ناشر آن راضی باشد . با تشکر از توجه شما فربد


هوشنگ سیحون درمورد نحوه ی برخورد خود با معماری و عوامل موثر در آن چنین می گوید:

  • راهی را که من در معماری پیش گرفته ام به طور خلاصه و به صورت فهرست وار ذکر می کنم. در معماری، قبل از هر چیز علاقه دارم منطق را همیشه در نظر داشته باشم.هیچ گاه هیچ چیز نباید بی منطق در معماری به کار برود، حتی کوچکترین خط و کم ترین نقطه بایستی دلیل و معنی مخصوص به خود داشته باشد و مخصوصاً از فانتزی های بی معنی و بی مغز گریزانم. حقیقت بایستی عریان و بی پرده در معماری خودنمایی کند ولو اگر گاهی اوقات زننده باشد، اطمینان دارم که حقیقت همیشه زیبایی و لطف مخصوص به خود را خواهد داشت.

آنچه می سازم با احتیاجات برنامه و صاحب کار بایستی مطابقت داشته باشد. هیچ چیز زیاد تر یا کمتر از آنچه مورد احتیاج است نبایستی ساخته شود. با تزئینات زیاده از حد موافقت ندارم. زیرا اگر معماری به خودی خود کامل و زیباست احتیاجی به رنگ و روغن و تزئینات ندارد. حجم ها و تناسبات وقتی زیبا نباشند هر قدر هم عوامل تزئینی به بنا اضافه کنیم تأثیری در زیبایی آن نخواهد داشت. سادگی و بی تکلفی را هدف خود می دانم.

یک معمار خوب باید مثل یک شعر عالی ساده، سهل و ممتنع باشد. از شلوغی و درهم و برهمی بی اندازه گریزانم. نقشه ی ساده همیشه زود خوانده می شود و اشخاص را گمراه نمی کند. طرح نقشه ی یک ساختمان مثل حل یک مسئله است. باید همیشه ساده ترین راه حل را در نظر گرفت و از راه های پیچ در پیچ صرف نظر کرد. برای هر یک از مصالح ارزش مخصوص به خودش را قائلم و همیشه سعی کرده ام با به کار بردن به موقع آن ها ارزش واقعی آن ها را به معرض دید بگذارم.

امکانات فنی و ساختمانی کشور خودمان را همیشه در نظر می گیرم و سعی می کنم با عوامل موجود خود را تطبیق دهم. برای معماری ایران اهمیت فوق العاده ای قائلم و در تمام موارد سعی می کنم از این منبع عالی و گران بها به عنوان پایه و اساس استفاده کنم و الهام بگیرم. و هدفم این است که معماری این کشور را به پایه ایی برسانم که همان احترام خاصی را که در دوره های گذشته برای ما قائل بودند باز هم داشته باشند. (سیحون، ۱۳۴۰)
پس از کودتای سوم اسفند ماه سال ۱۲۹۹ خورشیدی، در سال ۱۳۰۱ خورشیدی، گروهی از رجال سیاسی-فرهنگی و علاقه مند به هنر ایران، برای حفظ و نگه داری و تعمیر ساختمان های تاریخی و پاس حرمت یادگارها و مفاخر فرهنگی و هنری ایران، گرد هم آمدند و جمعیتی به نام « انجمن آثار ملّی» را تشکیل دادند. از اقدامات اولیه ی انجمن آثار ملّی، طرح ساخت مقبره ی حکیم ابوالقاسم فردوسی بود. کریم طاهرزاده بهزاد، طرح آرامگاه فردوسی را پیشنهاد کرد و این طرح در سال ۱۳۱۳ خورشیدی افتتاح شد (بحر العلوم، ۱۳۵۵: ۳۳). به علت نا آشنایی سازندگان به فنون آزمایش خاک، محاسبه نکردن دقیق و بی اطلاعی از وضعیت آب های زیر زمینی ناحیه ی طوس، ساختمان از همان نخستین سال ها، شروع به نشست کرد و پس از ۳۰ سال، هوشنگ سیحون با حفظ طرح اولیه و الحاقات جدید، بنایی جدید ساخت.پس از برگزاری جشن هزاره ی فردوسی و آغاز جنگ جهانی دوم، به علت عدم تأمین اعتبار مالی، تا سال ۱۳۲۳ خورشیدی، انجمن آثار ملّی عملاً فعالیتی نداشت و در آذر ماه همین سال، فعالیت خود را از نو آغاز کرد.دو اقدام اولیه انجمن آثار ملّی، در دوره ی دوم فعالیت خود، توجه به ساخت آرامگاه ابوعلی سینا و آرامگاه سعدی ( طرح مشترک محسن فروغی و علی اکبر صادق به سال ۱۳۲۸ خورشیدی) بود.

طرح ساخت آرامگاه ابوعلی سینا، به مناسبت هزارمین سال تولد ابوعلی (۱۳۳۰ خورشیدی)، از اولین کارهای دوره ی دوم فعالیت انجمن آثار ملّی بود. هیئت موسسان انجمن آثار ملّی، در سال ۱۳۲۴ خورشیدی، با پیش فرض برتری تلفیق معماری قدیم و جدید، یک مسابقه معماری بین معماران آن دوره ترتیب داد که با نظر مساعد آندره گدار و محسن فروغی، طرح هوشنگ سیحون به عنوان بهترین طرح مسابقه برگزیده شد. جایزه بهترین طرح، اجرای ساختمان بود. بعد از تصویب نهایی طرح در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، انجمن آثار ملّی، تصمیم به ساخت مقبره ی ابن سینا گرفت. به گزارش انجمن آثار ملّی، سیحون در آن زمان برای تکمیل تحصیلات خود، در پاریس به سر می برد و پس از آگاهی از تصمیم انجمن آثار ملّی در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ خورشیدی، طرح نهایی را که در اصل به عنوان پایان نامه ی خود در پاریس ارائه کرده بود، به انجمن آثار ملّی فرستاد (بحر العلوم، ۱۳۵۵: ۹۲).

در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، قرار داد ساخت مقبره به شرکت پیمانکاری ابتهاج و شرکاء واگذار شد. مهم ترین امتیاز این شرکت، استخدام مهندس پولاک (polak)، اهل کشور چکوسلوواکی، برای محاسبه و نظارت بر اجرای طرح بود (مصطفوی، ۱۳۸۱: ۴۱). ساخت مقبره از خرداد ماه همان سال آغاز شد. محمد تقی مصطفوی، درباره ی ایده طراحی مقبره می نویسد:
اختلاف عمده ی که برج آرامگاه ابو علی سینا با گنبد قابوس دارد دو چیز است: یکی این که به مناسبت موقعیت و محدود بودن فضای آرامگاه ابوعلی و همچنین توجه به میزان مخارجی که پیش بینی می گشت، ابعاد برج آرامگاه ابوعلی، نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفته شده است و در ابتدای امر، چنین تصمیمی نگرفته بودند، لکن محذوراتی، […] انجمن آثار ملّی را وادار نمود که از آقای مهندس سیحون، طراح و ناظر آرامگاه بخواهد تا ابعاد ساختمان را به نصف تقلیل دهد.اختلاف عمده ی دیگر این است که فاصله بین ترک های آرامگاه ابو علی سینا باز و گشاده است، در صورتی که بنای گنبد قابوس از بنیاد تا ]بالا جز[ در ورودی و روزنه ی کوچکی در پایین گنبد، هیچ گونه منفذی به خارج ندارد و به سبک زمان آن دوران، چون دخمه ی تاریک و فاقد روشنایی است و این ابتکار یعنی بازگذاردن فواصل ترک ها در برج آرامگاه ابوعلی، علاوه بر آن که با وضع اقلیمی همدان و بادهای شدید آن سرزمین، بسیار عمل به مورد مستحسن به شمار می رود، اصولاً بنای مذبور را به صورتی بسیار جالب و مطبوع در آورده، آن را بس زیبا تر و پسندیده تر از آنچه تصور می رفت ساخته است. (مصطفوی، ۱۳۵۵: ۱۰)

سیحون در مورد اندیشه های به کار رفته در طراحی مقبره چنین می نویسد:
اولین بنای یادبودی که با طرح اینجانب برپا شد، بنای یادبود و آرامگاه واقع در همدان است که ۵۰ سال پیش ساخته شده است. این بنا، برای مراسم هزاره ی ابوعلی به وجود آمد که توسط « انجمن آثار ملّی ایران»، سرپرستی می شد. تمام عوامل بنا، از اشکال هندسی و نمادین فراوان تشکیل شده اند و هر کدام مفهوم خاص خود را دارند. مربع، پایه و اساس این بنا است.خود آرامگاه در وسط تالاری مربع شکل قرار گرفته است که پله ی مدور و پایه های دوازده گانه ی برج یادبود به دوره دایره ی پله، مزار را احاطه کرده اند.شکل بنا از خارج دارای دو قسمت است، یکی قسمت زیرین که در برگیرنده ی ورودی، مقبره، کتابخانه، تالار اجتماعات و پذیرایی است و دیگر قسمت بالا که برج یادبود بنا است. در میان باغی در اطراف آن، قسمت زیرین بنا، از طرف در ورودی دارای ایوانی است با ده ستون که هر ستون علامت یک قرن است و ده قرن اشاره به هزاره ی ابوعلی است. از طرف دیگر، ابوعلی دانشمندی است بلند پایه با دانش های متعدد، فلسفه، حکمت، پزشکی، موسیقی، کیمیا و غیره که بعضی ها او را متفکر دوازده دانش دانسته اند.ستون بندی و دیوار پُر در قسمت زیرین نمای اصلی، اشاره ای است به معماری یونان قدیم، و برج دوازده ترک در بالا، از طرفی، اشاره به بنای همزمان ابوعلی یعنی گنبد قابوس دارد و از طرف دیگر، دانش های دوازده گانه ی ابوعلی را تداعی می کند، همچنین فلسفه ی ایران را پایه ی فلسفه یونان نشان می دهد. این ایوان ده ستونی و برج بتنی باز، مجموعاً در داخل یک مربع بزرگ با اضلاع ۵/۲۸ متر جا گرفته اند که البته خود مربع دیده نمی شود، ولی ضلع افقی آن کف ایوان و ضلع عمودی از کف زمین تا رأس برج است و نماد انسان ایستاده با دست های گشاده را، که خود ابوعلی است، تداعی می کند.
اگر با دقت به جزئیات این بنا توجه شود، شکل مربع، چه در نقشه و چه در نما، به صور مختلف به کار رفته است. از جمله، قسمت ورودی پنجره های کتابخانه و سالن اجتماعات، هر کدام دارای سه قسمت مربعی شکل هستند که باز هم با شبکه های سنگی مربع به اجزای کوچک تر تقسیم شده اند. تالار آرامگاه، نقشه ی مربع دارد. خود سنگ مزار، در داخل یک مربع مرمری جا گرفته در بالا مصطبه ی برج یادبود، مربعی شکل است. استیل برتری (مکعب چهارگوش) ]کذافی الاصل ![ وسط آن مربع است و اقطارشدر قسمت پوشش، چهار مثلث به وجود آورده اند که رأس آن ها بالاترین نقطه ی «استیل» است. درهای ورودی با جزییات بزرگ و کوچک، مربع ساخته شده اند. به طور کلی، بیش از پانصد مربع با ابعاد و موقعیت های مختلف در این بنا گنجانده شده است که قبلاً به خواص هندسی و نمادین آن اشاره کردیم. (سیحون، ۱۳۷۵؛ بانی مسعود، ۱۳۸۳ الف)

مساحت اراضی محوطه ی مقبره، حدود هفت هزار متر مربع است. طول بنای آرامگاه ۶۴ متر و رو به خیابان ابوعلی است و نمای آن از سنگ خارا پوشیده شده است. سطح حیاط با سه پله ی سراسری به ایوان متصل است. ایوان به طول ۳۰ متر و عرض ۳ متر، در شرق ساختمان قرار دارد. ده ستون به ارتفاع ۴/۱ متر به صورت کمابیش مخروطی (قطر پایین ستون ها ۹۵ سانتی متر و در بالا ۷۵ سانتی متر ) ساخته شده اند. نمای کلی ایوان، یادآور معابد باستانی است و تمثیل عدد ده برای هزاره ی ابن سینا طراحی شده است. ایوان با دری به ارتفاع ۲۴/۳ متر و عرض ۶/۱ متر، به سرسرای آرامگاه متصل می شود.سرسرا به طول ۸/۸ متر و عرض ۳/۶ متر و ارتفاع ۱۹/۴ متر طراحی شده است. در طرف راست و چپ سرسرا، سنگ قبر قدیمی ابو علی سینا و ابوسعید دخدوک، بر روی پایه هایی از سنگ خارا قرار دارند.

محوطه اصلی مقبره، چهارگوش و هر ضلع آن ۵/۱۱ متر و مساحت آن ۵/۱۳۲ متر مربع است. دوازده پایه ی برج آرامگاه، در این محوطه چهارگوش قرار دارند و قبر ابن سینا، در میان پایه های برج محصور است. در دو طرف سرسرا، دو تالار قرار دارد. یکی در جنوب، که تالار سخرانی و اجتماعات است و یکی در شمال، که کتابخانه ی آرامگاه است. طول تالار کتابخانه ۴۵/۹ متر و عرض آن ۷۵/۵ متر است و بر دیوار شرقی آن سه پنجره به طول و عرض ۸۸/۱ متر، طراحی و تعبیه شده است. در سمت غرب تالار کتابخانه، مخزن کتاب به طول ۴۵/۹ متر و عرض جای دارد. قسمت سوم، برجی واقع در زاویه ی شمال شرقی بنای اصلی است که با دو ستون سنگی یکپارچه به ارتفاع ۰۹/۴ متر به این بنا اتصال می یابد. ارتفاع برج ۵/۱۲ متر و طول و عرض پایین آن ۵/۹ *۵/۵ متر و بالای آن به طول و عرض متوسط ۸/۴ متر است.

به گزارش انجمن آثار ملّی در آبان ماه سال ۱۳۳۵ خورشیدی، استاد ابوالحسن صدیقی متعهد می شود، مجسمه ی گچی نادر را آماده کند و برای ساخت مجسمه ی برنزی به ایتالیا بفرستد تا موسسه ایتالیایی برونی (BRUNI) در شهر رم، ساخت مجسمه برنزی را به انجام برساند. در مرداد-ماه همان سال، انجمن آثار ملّی در نامه ایی به سیحون چنین نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن آثار ملّی در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد. از سیحون خواسته شد، طرح و نقشه ی جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند. سیحون و حسین جودت (ناظر انجمن آثار ملّی)، پس از بازدید از مکان، در نامه ایی به انجمن آثار ملّی چنین گزارش دادند:
[…] راجع به مقبره ی خیام، به طوری که ملاحظه فرموده اند، محل آن فعلا چسبیده به بقعه ی امام زاده محمّد محروق می باشد و هرگونه عملی در این محل نمی تواند استقلال و برجستگی به مقبره ی خیام بدهد و لازم است که محل جدیدی در همان محوطه در نظر گرفته شود. با مطالعاتی که در این قسمت به عمل آمد، محل آرامگاه و کروکی لازم متناسب با محل جدید تهیه گردید تا در صورتی که مورد موافقت باشد، نقشه های تکمیلی و به صورت بر آورد هزینه ی آن تقدیم گردد. (بحرالعلوم، ۱۳۵۵: ۲۸۹)

محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در «گوشه ی شمالی باغ»، مورد تایید انجمن آثار ملّی قرار گرفت و در پی آن، طرح پیش نهادی او در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، به دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران فرستاده شد. محسن فروغی، رئیس دانشکده ی هنرهای زیبا، در نامه ایی به انجمن آثار ملّی چنین گزارش داد:

[…] طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون، استاد این دانشکده، برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و «ماکت های» مربوط به آن، مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون درباره ی آن توضیحات کافی داده شد. با توجه به این نکته که در تهیه ی طرح مزبور، از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آماده است، این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک، برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملاً مناسب است. (بحرالعلوم، ۱۳۵۵: ۲۹۱-۲۹۰)
بعد از گزارش فروغی به انجمن آثار ملّی، سیحون در اسفند ماه سال ۱۳۳۷ خورشیدی، متعهد شد نقشه های قطعی و نقشه های اجزای کار را شامل مقبره اصلی، سکوبندی اطراف و آب نماها و بناهای تابعه ی آن و همچنین، نظارت کار را هر چه زودتر برای ساخت مقبره به انجمن آثار ملی تحویل دهد. او مشخصات فنی بنا را چنین توصیف می کند:[…] استخوان بندی بنا فلزی و دارای روکش آلومینیوم خواهد بود و قسمت سقف با نوعی شیشه های ضخیم الوان و متن قسمت بدنه با کاشی پشت و رو تزئین خواهد شد. زیر سازی بنا با بتن و کرسی و پله ها با سنگ گرانیت و بدنه ی دیوار مجاور آب نماها با سنگ تراورتن و سنگ روی قبر از سنگ سیاه مشهد خواهد بود. (بحرالعلوم، ۱۳۵۵: ۲۹۲) شرکت ساختمانی کا.ژ.ت. در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، به انجمن آثار ملّی اطلاع داد، حاضر است مسئولیت ساخت کار را با در نظر گرفتن نظریات سیحون به عهده گیرد و ساختمان آرامگاه خیام را بدون عیب و نقص به اجرا در آورد. سیحون و حسین جودت نیز اعلام کردند: « طرح اولیه ساختمان آرامگاه خیام با استخوان بندی فلزی تهیه گردید و در نظر بود که رو کار آن با آلومینیوم پوشیده شود. پس از مراجعه به اهل فن معلوم شد که رو کش آلومینیوم بر فلز آثار نامطلوبی از لحاظ ترکیبات شیمیایی دارد. از این رو تصمیم گرفته شد که کار را با بتن ظریف اجرا گردد و ارتفاع آرامگاه نیز از ۱۲ متر به ۲۲ متر ترقی داده شود تا عظمت بیشتری پیدا کند».

دیگر آثار هوشنگ سیحون:

بنای یادبود نادر

بنای یادبود نادر

پایه برج مانند مجسمه ها

آرامگاه کمال الملک

هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون

 

هوشنگ سیحون (۱ شهریور ۱۲۹۹ تهران – ۵ خرداد ۱۳۹۳ ونکوور کانادا) معمار، طراح، نقاش و مجسمه‌ساز سرشناس و نامدار اهل ایران بود. وی استاد معماری و رئیس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود.

سیحون، طراح بنای یادبودی آرامگاه بوعلی‌سینا و طراح آرامگاه‌های خیام، نادرشاه افشار، فردوسی و کمال‌الملک بوده‌است

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه بوعلی سینا ۱۳۳۰

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه بوعلی سینا ۱۳۳۰

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه خیام ۱۳۳۸

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه خیام ۱۳۳۸

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه فردوسی ۱۳۴۷

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه فردوسی ۱۳۴۷

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه کلنل پسیان ۱۳۳۷

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه کلنل پسیان ۱۳۳۷

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه کمال‌الملک ۱۳۴۲

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه کمال‌الملک ۱۳۴۲

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه نادرشاه ۱۳۳۷

هوشنگ سیحون معمار آرامگاه نادرشاه ۱۳۳۷

هوشنگ سیحون معمار

هوشنگ سیحون معمار

 

استاد لرزاده

استاد لرزاده

معمار و طراح آرامگاه فردوسی : حسن ابن محمد معمار ملقب به لرزاده

نویسنده: { فربد حیدری } Farbod Heidari – شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

استاد لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده

معمار٬معماران٬معماران ایرانی٬
حسین بن محمد معمار معروف به لرزاده ( ۱۲۸۵ تهران – ۱۳۸۳ تهران ) معمار و هنرمند ایرانی بود . وی طراح و سازنده آرامگاه فردوسی است .

نام اصلی     حسین لرزاده

زادهٔ      ۱۲۸۵

تهران ، ایران

درگذشت     ۲۴ شهریور ۱۳۸۳

تهران ، ایران

ملّیت     ایرانی

حوزه فعالیت     معماری

سبک      معماری ایرانی

آثار      آرامگاه فردوسی، کاخ مرمر، کاخ شهوند، مسجد اعظم (قم)، مسجد سپهسالار، آستانه حرم حسین بن علی

جوایز     مدال فردوسی (۱۳۱۳)،

مدال درجه اول همایون (۱۳۲۹)

کاسه سازی اثر حسین لرزاده

شبستان زمستانی مسجد سپه سالار تهران اثر حسین لرزاده (۱۳۴۲ شمسی)

حسین لرزاده و ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده اقلیت زرتشتی مجلس در کنار آرامگاه فردوسی در حال ساخت، (سال 1312 شمسی)
منبع وبکی پدیا : لینک

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%84%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87

منابع : تبیان

منابع : همشهری آنلاین

منابع : حسین لرزاده

گرداورنده : سایت جامع پیمانکاران
زندگی

لرزاده در سن هفت سالگی به مکتبخانه  میرزا حسن در نزدیکی چهارراه حاج رضا خیابان بلورسازی رفت. پدرش، استاد محمد لرزاده، که از معماران دوره قاجار بود، او را به مدرسه‌ای در کوچه پشت گذر مهدیخان فرستاد که در آنجا هندسه و حساب و رسم فنی و نقاشی را در سطح عالی طی کند.

پس از دوران ابتدایی، چند سالی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر فرستاده شد. از آنجا که این مدرسه، رشته فنی مورد علاقه اش را نداشت، مدرسه را ترک و به شعبه مجسمه سازی مدرسه   کمال الملک   فرستاده شد. پس از یکسال و نیم که قالبگیری و قالبسازی آموخت، به دلیل شبهه حرمت این شغل ، او را نزد مرحوم  سیدمحمد تقی نقاش باشی که کار تابلوسازی می‌کرد، فرستادند.

اما از طرف دیگر، پدرش او را به کارهای فنی و رشته‌های معماری نیز وا می‌داشت و در جلسات شبانه که معماران برای آموختن رموز معماری در خانه ایشان جمع بودند، لرزاده را نیز در کار آنها شرکت می‌داد. استاد جوان نیز با استعداد و قریحه خود، نمونه‌ها را با گچ و مقوا اسکلت   اصطلاحی که قبلا به آن ماکت سازی می‌گفتند   می‌کرد و به طور عملی معماری را فرا می‌گرفت. پس از مرگ پدر در سال ۱۳۰۵، به دعوت استاد «جعفرخان کاشانی» که مشغول ساختن عمارت سنگی تپه علیخان در سعدآباد بود به آنجا رفت و مشغول به کار نقاشی در یکی از اتاق‌های این عمارت شد. نخستین کار مستقل استاد را می‌توان سر در بانک شاهی   بانک تجارت فعلی  واقع در میدان توپخانه تهران دانست.

لرزاده در طول عمر هنری نزدیک به یک قرن خود، مساجد متعددی را طراحی و اجرا کرد که در رأس آن مسجد اعظم   قم  به دعوت مستقیم آیت‌الله بروجردی قرار دارد. همچنین بنابه مأموریتی که آیت‌الله بروجردی به وی محول کرد، مأمور تعمیر و پاره‌ای تغییرات در حرم حسین بن علی در کربلا شد که طی حکمی از طرف آیت‌الله شهرستانی تولیت وقت آن حرم مطهر در عراق به عنوان افتخارآمیز  معمار آستانه مقدسه حضرت اباعبدالله الحسین(ع)   نایل گردید.

حسین لرزاده در روز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۳ در سن ۹۸ سالگی دارفانی را وداع گفت. پیکر وی در مقبره خانوادگی اش که خود ساخته بود به خاک سپرده شد.

شیوه‌ هنری

کاسه سازی اثر حسین لرزاده

شبستان زمستانی مسجد سپهسالار تهران اثر حسین لرزاده   ۱۳۴۲ شمسی

لرزاده در تمام شاخه‌های معماری همچون رسمی سازی، مقرنس، کاسه سازی و گره سازی مهارت داشت.

چنانچه کارهای معماری وی را در یک منظر کلی بررسی کنیم، بزرگترین ویژگی شان سهل و ممتنع بودن آنهاست.

در واقع این بزرگترین و معمول‌ترین شیوه کار اوست که آثارش نگاهی از بالا، تحقیرآمیز و از سر لطف به آدمی نمی‌کند.

آثار لرزاده با مخاطب خودمانی است، بی آن که در این رهگذر باجی به مخاطب دهد و عوام فریبی کند.

این ویژگی، تنها با ارتباط با کلیت آثارش و توجه و تحلیل رخ می‌نمایاند. به طور مثال لرزاده در مسجد گیتی از رنگ بر روی نقوش گره استفاده‌ای به کمال کرده و آن قدر به ظرایف و دقایق نقوش و رنگ آمیزی آن و نیز نورپردازی و ارتباط آنها در حجم و جهت دادن نقوش به سمت قبله پرداخته‌است که شاید بتوان ادعا کرد کار را در این مسجد کوچک به کمال رسانده به طوریکه دیگر از عناصر کلیشه‌ای همچون مناره و گلدسته و حتی گنبد پرهیز کرده‌است، این پرهیز در نگاه اول به چشم نمی‌آید و چنین ویژگی ای در آثار لرزاده منحصر بفرد است. از سویی دیگر در شبستان مسجد سپهسالار که با فاصله‌ای 25 ساله نسبت به مسجد سجاد ساخته شده، اصولا مقوله رنگ نقشی ندارد .

لرزاده این بار سایه روشن و ترام را با همان ویژگی‌ها و در خدمت حجم و پرسپکتیو و نیز در جهت قبله سامان می‌دهد.

استادان و همکاران

از جمله استاد کارانی که از نظر اجرایی با استاد همکاری داشته‌اند، می‌توان به مرحوم حاج محمد معمار کاشانی و حاج محمد شعر باف، حاج حسن خواتین شیرازی و حاج حسین شکل آبادی اشاره کرد.

در مسجد سپهسالار هنرمندان دیگری نیز بوده‌اند که نام آنها در لوحه جنب محراب گچ بری شده، آمده‌است. به عنوان مثال، کاشیکاری سر در جلوخان، کار اسدالله عموحسین و معرق کار حسین برهانی است. قسمت زنانه مسجد لرزاده و سردر، با کمک حاج حسن انگشت باف به انجام رسیده‌است.

در مقبره فردوسی نیز با هنرمندانی چون عمادالکتاب (خطاط کتیبه ها)، عباس و غلامعلی دهشیری و حسین حجار باشی همکاری داشته‌است. از همکاران استاد لرزاده در گنبد کاخ مرمر می‌توان از احمد خاک نگار مقدم و حسین طاهرزاده بهزاد نام برد.

آثار

معماری

حسین لرزاده و ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده اقلیت زرتشتی مجلس در کنار آرامگاه فردوسی در حال ساخت، (سال 1312 شمسی)

مقبره فردوسی که لرزاده هم طراحی و هم ساخت آن را بر عهده داشته. این مقبره نخست توسط آندره گدار پایه ریزی شده و تا پله دوم نیز اجرا گردیده بود. طرحی که وی در نظر گرفته بود هرمی چون اهرام مصر بوده‌ است. این طرح مورد قبول ذکاءالملک فروغی رئیس انجمن آثار ملی قرار نمی‌گیرد و قرار می‌شود که یک معمار ایرانی با طرحی ملی آن را تکمیل کند.

حسین لرزاده مأمور طراحی و ساخت مقبره حکیم فردوسی می‌شود و طی هجده ماه طرح را اجرا و کار را تا جشن هزاره فردوسی به اتمام می‌رساند. از آنجا که فردوسی شاعری شیعه مذهب است، لرزاده در بالای قبر یک چهار کاسه به نشانه ارکان اربعه شیعه اجرا کرده بود که بعدها در تعمیرات بقعه این بخش از کار تخریب میشود. در دهه ۳۰ شمسی هوشنگ سیحون این بنا را استحکام بخشی نمود.

حسین لرزاده تعداد ۸۴۳ مسجد را طرح و بعضا اجرا و یا نظارت کرده‌است که از آن جمله است :

مسجد لرزاده، ‌خیابان لرزاده، خیابان خراسان

مسجد سلمان، خیابان شهباز، خیابان غیاثی

مسجد سجاد، ‌خیابان جمهوری

مسجد اعظم قم،‌ خیابان موزه

مسجد مهدیه، ‌خیابان ری

مسجد امام حسین، ‌خیابان امام حسین

مسجد فخریه، خیابان امیریه

مسجد زعیم، ‌خیابان منیریه

مسجد فرازنده، خیابان شوش

مسجد سپهسالار، ‌خیابان بهارستان

مسجد انبار گندم، خیابان ری

مسجد سنگی، خیابان ری (تخریب شده)

مسجد عمار، خیابان سپاه

سردر دارالفنون.

سر در بانک شاهی (بانک تجارت کنونی) در میدان توپخانه که نخستین کار مستقل لرزاده بوده است. این کار به درخواست <<کهل>> ( مسئول انگلیسی بانک ) جهت طراحی سردری ایرانی برای این بانک صورت گرفت.

بیمارستان واقع در خیابان فلسطین که امروز به نام انقلاب خوانده می شود.

گنبد کاخ مرمر.

کاسه سازی یا   شمسه زیاد : می‌توان کاسه سازی یا شمسه زیاد را امضای استاد لرزاده بر آثارش دانست. در مساجد امام حسین(ع)، انبار گندم، مساجد تخریب شده سنگی، سلمان، عمار، فخریه، سجاد و پیش ورودی گنبدخانه سپهسالار که در آنجا یک نه کاسه مادر و بچه ظریف طراحی و اجرا کرده تا این هنر را به کمال رسانده باشد.

تألیفات

احیای هنرهای از یاد رفته  در دو مجلد که شامل آموزش اصول اربعه معماری سنتی با روشی بسیار سهل و ممتنع است.

نغمه لرزاده  شامل اشعار.

صد امید  مجموعه اشعار استاد در زمان جنگ و انقلاب.

ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده، از انقلاب تا انقلاب

افتخارات

تقدیرنامه ذکاءالملک فروغی نخست وزیر و رئیس انجمن آثار ملی ایران از حسین لرزاده معمار به پاس طراحی و اجرای مقبره فردوسی (جشن هزاره فردوسی، بهمن ۱۳۱۳)

مدال فردوسی در سال ۱۳۱۳ شمسی به مناسبت جشن هزاره فردوسی برای طراحی و ساخت ساختمان مقبره حکیم توس.

مدال و نشان لیاقت علمی از نوع درجه‌ سوم برای لیاقت استاد در معماری در سال ۱۳۱۹ شمسی.

مدال درجه‌ اول همایون در سال ۱۳۲۹ شمسی.

مدال درجه پنجم همایون برای معماری کاخ‌ها در سال ۱۳۳۱.

نشان درجه‌ پنجم تاج برای معماری کاخ‌ها در سال ۱۳۳۸.

نشان درجه‌ چهارم همایون به خاطرکارشناسی و تصدی ساختمان های کاخ ها در سال ۱۳۴۶.

مدال یادبود به خاطر مشاوره‌ عالی ساختمانی در سازمان کل فنی و خدمات اجتماعی.

دریافت درجه کارشناس آستانه مقدس حسینی(کربلا) در رمضان ۱۳۸۴ قمری به سبب تعمیر آستانه حرم حسین بن علی و تجدید بنای ایوان بزرگ.

دریافت نشان خادم برگزیده قرآن کریم از سوی رئیس جمهور در دهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، تهران، آبان ۱۳۸۱ شمسی.

نشان فرهنگستان هنر جهوری اسلامی ایران به عنوان منتخب فرهنگستان در بزرگداشت نام آوران سال ١٣٨١ شمسی.

درباره استاد حسین لرزاده، افتخار معماری ایران

حسین مفید و مهناز رئیس زاده. ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده. مولی. 33.

حسین لرزاده، عضو جاوید فرهنگستان هنر

ویکی پدیا

ادامه گرداوری است از سایت های معتبر ایرانی مانند همشهری، تبیان ، هنر


زندگینامه: حسین لرزاده (1295-1383)

حسین لرزاده در سال 1285 هـ‌.ش در تهران، کوچه قلمستان نزدیک باغ و حمام حاج عبدالصمد چشم به جهان گشود.

پدر ایشان استاد محمد لرزاده از معماران نامی دوره‌ اتابک و همکار حاج حسن صنیع الدیوان، معمار اتابکی بود. از یادگارهای استاد محمد لرزاده، ‌می‌توان از‌ مسجد حاج حسن صنیع الدیوان، سید نصیر الدین، یکی دو ایوان در مدرسه‌ سپهسالار، از گردن به پایین گنبد سر قبر آقا و خط بنایی دور آن و حوضخانه‌ آینه کاری حسینیه امیربهادر یاد کرد. استاد حسین لرزاده از هفت سالگی چندی نزد میرزا حسن به مکتب رفت.

سپس به مدرسه‌ مقابل منزل محتشم‌السلطنه فرستاده شد و استعدادهای هنری ایشان از همان زمان نمایان گشت. در محضر درس پدر نیز از بهترین‌ها بود؛ در حالی که دیگر هنرآموزان از سختی کار در رنج بودند او با وجود سن کم، چند زمینه‌ گره را در کلاس طراحی می‌کرد آن چنان که همگان را به حیرت می‌انداخت.

پس از اتمام دوره‌ ابتدایی به دبیرستان سلطانی واقع در پل امیربهادر و از آنجا به مدرسه‌ کمال الملک برای یادگیری مجسمه سازی رفت. این دوران یک سال و نیم به طول انجامید. سپس به محضر درس سیدمحمد تقی نقاش باشی رفت. در تمام این دوران، علاوه بر مکتب، درخانه نزد پدر نیز مشق معماری می‌کرد.

پس از خلع احمد شاه از سلطنت، کارگاه نقاشی سید محمد تقی نقاش باشی واقع درخیابان ناصریه به دلیل طرح اصلاحی خیابان، از میان رفت و استاد لرزاده با کسب اجازه از استاد خود،‌ کارگاه کوچکی جنب مسجد مجدالدوله،‌ بین چهارراه حسن‌آباد و گذر تقی‌خان به نام «نقاشخانه‌ حسین لرزاده» دایر کرد. پدر استاد در سال 1305 درگذشت. در این زمان استاد لرزاده با دعوت استاد جعفرخان کاشانی که دست اندر کار ساختن عمارت سنگی تپه علی‌خان در سعد آباد بود، به کار نقاشی در یکی از اتاق‌های این عمارت مشغول شد.

پس از آن، طراحی و ساخت سر در ایرانی برای بانک شاهی واقع در توپخانه – بانک تجارت کنونی– را انجام داد. رسمی‌سازی سر در مدرسه دارالفنون و بالکن پیرایش در ابتدای خیابان لاله‌زار و مطبعه‌ یمنی در خیابان فردوسی نیز از کارهای ایشان در این دوران است.

پس از آن عمارت محروقه‌ مجلس شورای ملی را تعمیر کرد. استاد لرزاده در سال 1311 برای ساختن آرامگاه فردوسی به توس رفت و مدتی با مرحوم عماد الکتاب که در آن هنگام ایام کهولت را می‌گذراند و برای خطاطی اشعار و نوشته‌های مقبره‌ حکیم توس به آنجا رفته بود، همدم و محشور شد و شبها در نزد او مشق خط می‌کرد. خود وی از قول مرحوم عمادالکتاب می‌گوید: «حالا چه عیبی دارد در کنار معماری، خوب هم بنویسی».

تاریخ پایان آرامگاه فردوسی مصادف با 30 سالگی استاد بود. وی در ضمن آن اشعاری نیز ذکر کرده است:‌

به شمسی شد اتمام آرامگه

هزار و سه صد از پی‌اش، سیزده

پس از اتمام کار آرامگاه فردوسی،‌ استاد به تهران بازگشت و مشغول به کار کاخ مرمر شد. گنبد این کاخ هم از آثار ایشان است. همچنین بنا به درخواست آیت الله بروجردی،‌ مسجد اعظم قم را طرح ریزی و اجرا کرد.

از دیگر یادگارهای ایشان تعمیر و ساخت قسمت‌هایی از حرم مطهر حضرت سید الشهداء‌ است و بدین مناسبت به سمت معمار افتخاری ابا عبدالله ‌الحسین نایل آمد.

استاد حسین لرزاده بعد از 98 سال زندگی اواخر شهریور ماه 1383 دار فانی را وداع گفت.

استاد لرزاده کار بر روی 842 مسجد را در افتخارات خود دارد که از آن جمله است:‌

– مسجد لرزاده، ‌خیابان لرزاده، خیابان خراسان

– مسجد سلمان، خیابان شهباز، خیابان غیاثی

– مسجد سجاد، ‌خیابان جمهوری

– مسجد اعظم قم،‌ خیابان موزه

– مسجد مهدیه، ‌خیابان ری

– مسجد امام حسین، ‌خیابان امام حسین

– مسجد فخریه، خیابان امیریه

– مسجد زعیم، ‌خیابان منیریه

– مسجد فرازنده، خیابان شوش

– مسجد سپهسالار، ‌خیابان بهارستان

– مسجد انبار گندم، خیابان ری

– مسجد سنگی، خیابان ری

– مسجد عمار، خیابان سپاه و چند مسجد دیگر

(بیشتر…)

مصاحبه ؛ استاد محمد حسین زُمرشیدی ازپیشکسوتان هنر معماری

خداوند زیباست
اشاره: استاد محمد حسین زُمرشیدی ازپیشکسوتان هنر معماری  و از اساتید برجسته معماری سنتی ایران است.


21 کتاب در زمینه عمران، 10 کتاب در زمینه معماری و 25 مقاله  در زمینه های فوق، حاصل کار وی  است.

استاد زُمرشیدی در حال حاضر استاد ممتاز دانشگاه شهید رجائی، عضو فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی واز چهره های ماندگار کشورمان می باشد.

از کُتب موفق ایشان می توان به ” مسجد در معماری ایران ” ،  ” طاق قوس در معماری ایران” ، ” نقش آجر و کاشی در نمای مدارس” ، ” معماری ایرانی و مصالح شناسی سنتی “،  ” رسم فنی و نقشه کشی سنتی ” و پیوند و نگاره  در آجر کاری  اشاره نمود.

گفتگوئی با این استاد برجسته داشته ایم ؛

تبیان : استاد، چگونه به هنر معماری سُنتی روی آوردید؟

رموز معماری سنتی

شغل پدرم بنائی و معماری بود. من نیز پس از گذراندن دوره ابتدایی، خود به خود به شغل وی علاقمند شده و همراه پدرم در بُقعه خواجه ربیع مشهد که یکی از آثار بسیار ارزشمند ایران می باشد، به فراگیری رموز معماری سنتی پرداختم. در آن زمان روزها  کار می کردم و شب ها در مدارس شبانه درس می خواندم. مدتی هم کار بنائی انجام دادم. سپس به تهران آمده و در هنرستان صنعتی تهران (ایران وآلمان سابق) به عنوان استاد کار آموزشی به تدریس عملی رشته ساختمان پرداختم.  مدتی هم هنرجوی شبانه رشته ساختمان بودم که در این رشته فارغ التحصیل شدم. در سال 1350 بود که در بین شرکت کنندگان اخذ بورسیه آلمان نمره ممتاز را کسب نمودم و عازم آلمان شدم و در رشته عمومی ساختمان و تربیت دبیر فنی، فارغ التحصیل شده و سپس به تهران بازگشتم و تاکنون کتب و مقالات بسیاری  در زمینه معماری تألیف نموده ام.
تبیان : اساتید شما در رشته معماری سُنتی چه کسانی بودند؟

اولین استاد من پدرم بود که آن گنبد ” خواجه ربیع ” یادگار جاودانه اوست. همچنین مهدی تشکری اصفهانی، جواد تقوایی، علی ناجی از اساتید با خدا، هنردوست،  ساده و بی آلایش آن زمان بودند که من در محضر آنان شاگردی  کردم.

تبیان : چه خاطراتی از دوران هنرجو بودن خود به یاد دارید؟

یکی از خاطراتی که از زمان هنرجو بودن خود به یاد دارم دارم این است: زمانی که در آلمان بودم روی تخته شاسی 120 در 80 ، نقش های بسیار زیبایی رسم می کردم و چون استادم همیشه از من تعریف و تمجید می کرد، دانشجویان آنجا به من حسودی می نمودند و دائماً با من دعوا می کردند.  گاهی هم  مُشت  نثار من می کردند و نیّت شان هم این بود که مرا وادار کنند که به رَسّامی نقوش ادامه ندهم.  روزی این مطلب را به مدیر اطلاع دادم. او چون بسیار به کارهای من علاقه داشت، آنها را به مدت سه ماه به کارگاه تبعید کرد. سرانجام بعد از یک ماه با وساطت خودم آنها را به کلاس باز گرداند. این، یکی از خاطرات شیرین بنده از دوران هنرجو بودن است.

تبیان : ارتباط  گرافیک با معماری سُنتی چیست؟

در مجموع، گرافیک و معماری تفکیک شده هستند.  گرافیک شامل خط ، نقاشی، هنرهای تجسمی و ترسیمات خاص خویش است و فقط درمورد هندسه نقوش با هم ارتباط دارند.  حال آنکه معماری سُنتی یک رشته جوان و اقیانوسی از ترسیمات و نُقوش مختلف است.
تبیان : استاد، با توجه به قدمت معماری سُنتی، این هنر درچه ادوار تاریخی بیشتر معمول بوده است؟

در صدر اسلام،  بناهای خشتی بسیار زیادی ساخته می شد مانند مسجد فهرج یزد که مربوط به نیمه اول قرن اول هجری  است. دوران سلجوقی، دورانی است که نماها بیشتر آجری می شود و کار گِلی زیاد می شود، کاشی سازی نیز مطرح می شود و گچبری نیز آن زمان به بهترین شکل نمایان می شود.

در حقیقت دوران سلجوقی، زمان گسترش علم و فرهنگ و رابطه بین مسلمانان ایران و علویون مصر است  که معماری سُنتی در آن زمان پیشرفت بسزایی می نماید. متأسفانه بعد از حمله مغول بسیاری از این بناها خراب  شد. در دوران ایلخانی نیز  توسط غازان خان وسلطان محمد خدابنده  و اعقابشان،  کارهای هنری بسیاری در تبریز و زنجانیه انجام شد که می توان به” گنبد سلطانیه” ، “مسجد الجایتو” و “مدرسه حیدریه” اشاره نمود. سپس تیمورلنگ است که بعد از تخریب، هنرمندان را مشتاقانه رشد می دهد تا آن جایی که می بینیم فرزندانش مثل شاهرخ میرزا و بایسنقرمیرزا از بهترین خطاطان ثُـلت نویس و محقق نویس زمان خود می شوند.  سمرقند در دوره تیموری مرکز هنر دنیا می شود که همه هنرمندان در آنجا جمع می شوند و ما می دانیم که بهترین و عالی ترین طاق پوش ها و کاشی کاری ها در زمان تیمور بوده است و مساجدی همچون بی بی خاتون (عیال تیمور)، مسجد کبود، مسجد گوهرشاد و… در آن زمان ساخته می شوند و هنر معماری سُنتی جلوه خاصی به خود می گیرد.

یکی دیگر از دوران هایی که معماری سُنتی رونق فراوانی داشته، دوران صفویه است. همین بس که 999 کاروان سرای سُنتی  و بسیاری ازبناهای سُنتی دیگردر آن زمان ساخته می شود.  در دوران نادری نیز با اینکه ایران درگیر کشمکش های بسیاری بوده، باز کارهایی در این زمینه انجام شده است. در دوره زندیه نیز فعالیت های هنری زیاد بوده است.  در اوایل دوره قاجاربا توقف روبروهستیم، ولی باز دگربار هنر شکوفا می شود و معماری های جالبی مانند کاخ گلستان، کاخ فیروزه، کاخ صاحبقرانیه، باغ ارم شیراز و …. در این زمان بنا می شود.
تبیان : معماری مدرن چه تأثیری برروی معماری سُنتی گذاشته است؟

واقعاً جای  بسی تأسف است که با اینکه معماری سُنتی ما از غنای بسیار بالایی برخوردار است و محاسن و زیبایی آن نیز بر هیچ کس پوشیده نیست، امروزه کمتر به کار می رود. ما امروز شاهد آن هستیم که ساختمان ها با قد و قواره های گوناگون و بدون طرح و معماری  اصولی ساخته می شوند و چهره سُنتی شهرها را از بین می برند. من فکر می کنم چون ساخت بناها بصورت مدرن، هزینه کمتری در بردارد، بسیاری ازمردم به این سو کشیده می شوند. امروز در مواردی نادر همچون مساجد، آن هم به مقدار ناچیزی، بناها بصورت سُنتی ساخته می شود. این مشکل بزرگی برای جامعه امروزی ماست و واقعاً این سئوال مطرح می شود که چرا باید نفوذ معماری مدرن غرب، اینطور فرهنگ  و هنر ما را به خطر بیندازد.

تبیان : وضعیت تدریس این رشته را در هنرستان ها و دانشگاهها چگونه ارزیابی می کنید؟

یکی از مشکلات رشته معماری این است که هزینه چاپ کُتب مربوطه بالاست.  کاغذها گلاسه و چاپ آنها عموماً رنگی است، بنابراین ناشری زیر بار چاپ آن نمی رود. دانشجو نیز به علت هزینه های گزاف این رشته، گاه از ادامه آن منصرف می شود. وضعیت تدریس نیز نسبتاً خوب است و می توان گفت این رشته جایگاه خاصی در مراکز آموزشی دارد.

تبیان : به نظر شما هنر، چه تأثیری در دیندار نمودن مردم به ویژه نسل جوان می تواند داشته باشد؟

وقتی یک گل ُرز، یک پیچک مو، یک نقش ترنج و نقش یک طاووس را در کاشی کاری و یا حتی در یک فرش می بینیم، ناخود آگاه به یاد ذات مقدس الهی می افتیم. معماران و بناهای سُنتی ما وضومی گرفتند و بعد روی داربست می رفتند و کار می کردند و با عشق به خدا به خَلق آثار هنری می پرداختند. این جمله همیشه  در همه ادوار تداعی شده کهخدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، هنرِ هنرمندان ما ارتباط عمیقی با دین مبین اسلام داشته و در نقش های اسلیمی و تذهیب به خوبی می توان آنرا مشاهده کرد. پس با ابزارهنر می توان گام های بلندی در جهت گسترش دین اسلام برداشت و این لازمه همّت بلند هنرمندان این مرز و بوم است.
تبیان : استاد، بنظرشما یک نخبه هنری چگونه باید باشد؟

نخبه هیچگاه  به مادیات فکر نمی کند و همیشه از خود گذشتکی دارد و با عشق، علاقه و ایمان به خلق آثار هنری می پردازد و تجربیات خود را نیز به دیگران می آموزد. هرکسی نمی تواند نخبه شود،  برای نخبه شدن باید از خیلی چیزها گذشت.

تبیان : از برقراری ارتباط مردم به ویژه با جوانان در قالب یک وب سایت، چقدر استقبال می کنید؟

کار نو و جالبی است.  با توجه به اینکه اینترنت یکی از فناوری های نوین جهان امروز است، معرفی مفاخر فرهنگی و هنری دراین قالب ضروری بنظر می رسد. بنده در حد استعداد خویش هرگونه همکاری که در زمینه ارائه اطلاعات و پیشنهاد باشد، مضایقه نخواهم کرد و از این طرح نیز استقبال خواهم نمود.

nokhbegan@tebyan.net

محسن فروغی معمار

محسن فروغی معمار

 

محسن فروغی معمار ایرانی، استاد معماری و رییس سابق دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

 

وی فرزند محمدعلی فروغی (ذکاء الملک) ادیب و سیاست‌مدار ایرانی است. او در سال ۱۳۱۶ از مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس (École des Beaux-Arts) با مدرک درجه یک فارغ التحصیل شد و همان سال به ایران بازگشت. وی در سال ۱۳۱۶ در زمره نخستین معماران معاصر ایرانی به استخدام دولت درآمد. او به همراه آندره گدار، ماکسیم سیرو و رولاند دابرول از بنیان گذاران و استادان دانشکده معماری دانشگاه تهران و پس از آندره گدار، دومین رییس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده‌است که پس از وی مدت ۱۵ سال ریاست دانشکده را برعهده داشت. محسن فروغی به همراه حیدر غیائی در سال ۱۳۴۲ به اتهام زد و بندهای غیرقانونی در طرح ساختمان مجلس سنا، مدتی را در زندان گذراند.[۱] وی پس از مدتی تبرئه شد و خود عضوی از مجلس سنا گردید. در خلال سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷ وی در حدود ۳ ماه و در کابینه‌های جعفر شریف امامی و غلامرضا ازهاری، سمت وزیر فرهنگ و علوم را عهده دار بود. فروغی پس از انقلاب اسلامی و در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ دستگیر شد و مجموعه اشیا و آثار هنری شخصی وی ضبط و به موزه ایران باستان تهران منتقل شد. وی در ششم دیماه ۱۳۶۱ از زندان آزاد شد و ده ماه بعد در گذشت.

 

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به دانشکده حقوق دانشگاه تهران (با همکاری ماکسیم سیرو)، ساختمان وزارت دارایی، آرامگاه سعدی (با همکاری علی صادق)، کاخ نیاوران و همچنین شعب بانک ملی در شهرهای شیراز، اصفهان، تبریز و بازار تهران اشاره کرد. بسیاری از این آثار، از جمله ساختمان‌های دانشگاه تهران و آرامگاه سعدی امروزه جزو میراث فرهنگی کشور شناخته می‌شوند. اگر چه نگاه فروغی به معماری نگاهی مدرن بود اما وی با اصول و عناصر معماری سنتی چون ایوان و کاشیکاری و… به خوبی آشنایی داشت. این شیوه طراحی به خوبی در ساختمان بانک ملی که تضادی بین مصالح نوین و طراحی داخلی و نمای سنتی است، خود نمایی می‌کند.

 

او همچنین منازل و ویلاهای مسکونی متعددی را در تهران طراحی نمود که در آنها به جای شیوه مرسوم و سنتی تقسیم فضاها در پلان بر اساس میزان عمومی و خصوصی بودن آنها، شیوه مدرن طراحی فضاهای کاربردی را پیاده سازی کرد.

محمدقلی مجد، تاریخ نویس ایرانی مقیم امریکا، در کتابش با عنوان «تاراج بزرگ آثار باستانی ایران به دست امریکا» ادعا می‌کند که محسن فروغی و پدرش محمدعلی فروغی در سرقت آثار باستانی ایران نقش بسزائی داشته‌اند. به گفته مجد بسیاری از کشفیات منحصربه فرد دوران پهلوی در تخت‌جمشید با همدستی ذکاءالملک (محمدعلی فروغی)، نخست‌وزیر وقت، و دلالی پسرش، محسن فروغی، از طریق پروفسور پوپ و زنش، دکتر فیلیس آکرمن، به آمریکا انتقال یافته است. بدین وسیله بهترین گنجینه‌های دوره هخامنشی ایران در اختیار موزه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو قرار گرفت و مهم‌ترین میراث باستانی دوره‌های ساسانی و اسلامی در اختیار موزه متروپولیتن. مجد که فروغی را ظاهرا یهودی تبار می‌داند، او را به همکاری با عتیقه داران یهودی و تاراج آثار تاریخی ایران متهم می‌کند و مدعی است که از این راه، محمدعلی فروغی، پسرش محسن، و نیز پروفسور پوپ و همدستانش به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند

 

 

WhatsApp chat