طهران یا تهران بزرگ پایتخت ایران با مردم آریایی

tehran - iran

tehran – iran

طهران یا تهران بزرگ پایتخت ایران با مردم آریایی

پل تقاطع اتوبان مدرس و اتوبان همت – عکس از فربد حیدری

تهران – طهران

لغت نامه دهخدا

 

تهران . [ ت ِ ] (اِخ ) طهران

مرکز استان مرکزی و پایتخت کشور ایران است .

استان تهران یا استان مرکزی که در مهرماه 1326 هَ . ش . تأسیس گردید هم اکنون شامل شهرهای اراک با 351625 تن سکنه و تفرش با 89428 تن سکنه و خمین با 62895 تن سکنه و دماوند با 57763 تن سکنه و ری با 173920 تن سکنه و ساوه با 142540 تن سکنه و شمیران با 200104 تن سکنه و قزوین با 424690 تن سکنه و قم با 179434 تن سکنه و کاشان با 153986 تن سکنه و کرج با 232578 تن سکنه و گرمسار با 35759 تن سکنه و محلات با 42578 تن سکنه و شهر تهران با 2803130تن سکنه می باشد. شهر تهران بر حاشیه ٔ شمالی فلات مرکزی ایران به فاصله ٔ شانزده هزارگزی دریای مازندران بخط مستقیم قرار دارد و مرکز سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اداری و همچنین مرکز خطوط آهن و راههای هوائی و شاهراههای عمده ٔ کشور ایران است . شهر تهران در سالهای اخیر گسترش قابل ملاحظه ای یافته و کویهای بزرگی چون تهران پارس ، تهران نو، نارمک ، یوسف آباد، شهرآراء، جوادیه و جز اینها در اطراف تهران بوجود آمده و به تدریج بدان متصل گردیده و تهران بزرگ را تشکیل داده است . این شهر در 51 درجه و 24 دقیقه ٔ طول خاوری گرنویچ و 35 درجه و 41 دقیقه ٔ عرض شمالی واقع است . ظهر تهران (ساعت 12) با ساعت 11/30 در شهرهای مسکو و بغداد و 10/30 در شهر استانبول و9/30 در شهر برلین و 8/30 در شهرهای لندن و پاریس و 3/30 در شهر نیویورک و 0/30 در شهر سانفرانسیسکو و 14 در بمبئی و 16 در شهر پکن و 17/30 در شهر توکیو برابر است . تهران از حیث عمران و عظمت سیاسی و اقتصادی یکی از شهرهای عمده ٔ آسیای غربی است . گذشته از خیابانهای وسیع و ساختمانهای باشکوه و مؤسسات بزرگ اقتصادی ، تجاری ، موزه ها و کتابخانه ها و مؤسسات علمی و هنری و مراکز عمده ٔ فعالیتهای فرهنگی نیز در آن وجود دارد. از جمله ٔ موزه ها، موزه ٔ قصر گلستان و موزه ٔ ایران باستان و موزه ٔ مردم شناسی را باید نام برد و از جمله ٔ کتابخانه ها، کتابخانه ٔ مجلس شورای ملی و کتابخانه ٔ ملی و کتابخانه ٔ ملک ، شایان ذکر است .

تهران در سال 1393 – 2014 – 2015

 

تهران مرکز دانشگاهها و دانشکده های مختلف است . از آن جمله : دانشگاه صنعتی آریامهر . دانشگاه جنگ ، دانشگاه ملی و دانشگاه تهران که قدیمی ترین و اساسی ترین مرکز علمی ایران و شامل دانشکده های ادبیات و علوم انسانی ، علوم تربیتی ، پزشکی ، علوم ، علوم اداری ، الهیات و معارف اسلامی ، حقوق ، فنی ، هنرهای زیبا، کشاورزی ، دامپزشکی ، بهداشت ، داروسازی ، جنگل داری ، اقتصاد می باشد. و علاوه بر اینها باید از دانشسرای عالی ، مدرسه ٔ عالی سپاه دانش ،دانشکده ٔ هنرهای دراماتیک ، مدرسه ٔ عالی دختران ، مدرسه ٔ عالی پارس ، دانشکده ٔ روزنامه نگاری ، آموزشگاه عالی پرستاری ، آموزشگاه فیزیوتراپی را نام برد. مراکز صنعتی : تهران یکی از مراکز مهم صنعتی ایران است که مهمترین مؤسسات صنعتی آن عبارت است از: پالایشگاه نفت و کارخانه های : پارچه بافی ، قند، بلورسازی ، چرمسازی ، شیمیایی ، کبریت سازی ، سیمان ، لبنیات پاستوریزه ، صابون و گلیسیرین ، دخانیات ، کفش ، دارو و مونتاژ اتومبیل و جز اینها.

راهها: تهران به وسیله ٔ سه رشته راه آهن به استانهای خراسان و مازندران و آذربایجان و یک رشته راه آهن به جنوب غربی ایران متصل می گردد و راههای عمده ٔ اتومبیل رو ایران از شمال و جنوب و شرق غرب به تهران متصل می گردد و فرودگاه مهرآباد یکی از مراکز مهم ارتباط با کشورهای جهان است . رجوع به طهران در همین لغت نامه و فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 و دایرة المعارف فارسی و مجله ٔ ایرانشهر و فرهنگ فارسی معین شود.

 تهران میدان آزادی – تهران قدیم 

میدان آزادی تهران

میدان آزادی تهران

Dehkhoda

معنای واژه تهران 

(ته:گرم +  ران: دامنه)

در مقابل  (شم:سرد  +  ران:دامنه)

ریشه نام تهران

در ریشه یابی نام تهران سخن ها گوناگون است .

1- تهران یعنی دامنه گرم در مقابل شمران یا شمیران به معنی دامنه سرد .

« تِـهْ » به معنی گرم است. مانند تهران . اما « شِم، سِم و زِم » به معنی سرد است . مانند: شِمران ، سِمیرُم و زمستان یا زمین.

این پیشوندها امروزه دیگر کاربرد ندارند بسیاری از پیشوندها و پسوندهای فارسی کهن امروزه فراموش شده اند مانند ( اَ ) در  اَمرداد و اَنوشیروان .

 

حرف (ی) در ( شمیـــران) مانند حرف (ی ) در  دریچه است که (در + چه) به معنای در کوچک است . « درچه » برای آسانی تلفّظ تبدیل به دریچه شده ؛ شمیران نیز چنین است.

 

زِم یا زَم به معنی سرد است . در کردی فیلی (فَهلَوی) هنوز واژه « زُقُم » که ریشه کهن« زم » است به کار می رود . مثال :

 

اِمرو فِــرَه زُقُمــَه . یعنی امروز خیلی سرد است.

 

چون زیر پای آریاییان مهاجر یخ بسته بود به زیر پای خود « زمین » گفتند . زمستان نیز یعنی سردستان .

 

زمهریر که در قرآن آمده و برخی از قرآن پژوهان در شناخت ریشه این کلمه سردرگم شده اند ریشه فارسی کهن دارد نه عربی . « زم+ هریر»  یعنی  « سرما آور» .

 

سمیرم اصفهان نیز خنک تر از دیگرجاهای اصفهان است و می بینیم که با پیشوند «سِم » آغاز شده است .

 

تهران یعنی دامنه گرم در مقابل شمران که دامنه سرد است . در فارسی کهن پیشوندهای « ته ، قَه و جَه » برای جاهای گرم و پیشوندهای « شِم ، سِم ، زِم » برای جاهای سرد بوده است . مانند واژه های زمهریر : سرما آور / زمستان: سردستان / زمین : چون زیر پای آریاییان یخ بسته بود آن را زمین نامیدند.

 

شهر سِمیرم  نیز سرد است . جهرم و قهاوند نیز گرمند.

 

2- برخی دگر تهران را دگرگون شده «تهرام» به معنای جای گرمسیر دانسته‌اند ، در مقابل شمیرام یا شمیران که جای سردسیر است .

 

3- برخی بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب « تَـهِ ران» نامیده شد.

 

4-  برخی تهران را ( تَــهِ ران ) می دانند چون در گذشته به هنگام حمله دزدان و دشمنان ، مردم به انتهای خانه های همچو غارشان ( زیر زمینها ) پناه می بردند  .( جواهر کلام، عبدالعزیز . تاریخ تهران . صفحه 24)

 

5- مهرالزمان نوبان صاحب نظر در ریشه نام شهرها و روستاها می گوید : برخی گفته اند در گذشته دور تیره ای از خاندان طاهری خراسان در اینجا زندگی میکردند . از این رو به این شهر « طاهِران » گفتند .( وجه تسمیه شهرها و روستاهای ایران . صفحه 49 ) طرفداران این نظریه می گویند « طاهران » بعدها به « طِهران » تبدیل شد .

 

6- حسین کریمان در کتاب قصران می نویسد : تهران در اصل گِهران بوده به معنی جای گرم . ( گِه : گرم + ران : جا ) در برابرِ شِمیران که جای سرد است . شِم و سِم به معنی سرد است و شمیران و سِمیرُم به معنی جای سرد است .

 

تبدیل «گ» در « گِهران » به « ت » در گویش مردم قصران و آبادیهای پیرامون طبیعی است . همان گونه که « گِل » را « تیل » یا « تِوِل » تلفّظ می کنند . ( ( قصران . جلد اوّل . صفحه 56 و 57 )

 

تهران پیش از اسلام نیز وجود داشت اما پس از اسلام  نام آن معرَّب شد و از تهران به طهران تبدیل شد. اما جغرافی دانان نامی آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند. هم‌زمان با جنبش مشروطه که تغییرات زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد، کم کم املای تهران رواج یافت و پس از تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تاکید آن بر املای تهران، املای دیگر (طهران) کنار نهاده شد.

 

دانشنامه جهان اسلام در باره نام تهران چنین آورده است :

 

نگارش‌ نام‌ این‌ شهر به‌صورت‌ « طهران‌ » ، از نخستین‌ نوشته‌هایی‌ كه‌ در باره‌ تهران‌ و تهرانی‌ در دست‌ داریم‌ تا همین‌ سالهای‌ اخیر، رایج‌ بود، زیرا جغرافی‌نویسان‌ و سایر مؤلفان‌ كه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ می‌نوشتند اغلب‌ نامهای‌ ایرانی‌ را كه‌ با ت‌ آغاز می‌شد با « ط‌ » ضبط‌ كرده‌ بودند ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ج‌ 8، ص‌ 713).

 

یاقوت‌ حموی‌ (ج‌ 3، ص‌ 564) با اینكه‌ طهران‌ را به‌ كار برده‌، این‌ كلمه‌ را عجمی‌ دانسته‌ و متذكر شده‌ است‌ كه‌ اهالی‌ آنجا، آن‌ را تهران‌ می‌گویند، چون‌ در زبان‌ آنها ط‌ وجود ندارد.

 

در آثار مورخان‌ و جغرافیدانان‌ و لغت‌شناسان‌، تا دوره‌ رضاشاه‌ پهلوی‌ (حك : 1304ـ1320 ش‌)، بیشتر واژه‌ طهران‌ متداول‌ بود. فرهاد میرزا قاجار (معتمدالدوله‌، متوفی‌ 1305) نیز در كتاب‌ جام‌جم‌ (ص‌460) تهران‌ را با ط‌ آورده‌ است‌، اما علی‌قلی‌میرزا اعتضادالسلطنه‌، كه‌ در 1270 وزیر علوم‌ ناصرالدین‌ شاه‌ شد، نگارش‌ واژه‌ تهران‌ را با ت‌ ترجیح‌ داد (اعتمادالسلطنه‌، 1367ـ 1368 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 824 ـ 825).

 

در متن‌ قانون‌ اساسی‌ مشروطه‌ (14 ذیقعده‌ 1324) و متمم‌ آن‌ (29 شعبان‌ 1325) طهران‌ به‌ كار رفته‌ است‌. جمال‌زاده‌ (ص‌ 8 ـ10) هم‌ در 1339 طهران‌ نوشته‌ و با اینكه‌ در دوره‌ رضاشاه‌ املای‌ تهران‌ رسمیت‌ یافت‌، تا مدتها برخی‌ نویسندگان‌ طهران‌ می‌نوشتند، مثلاً در لغت‌نامه‌ دهخدا اطلاعات‌ در باره‌ تهران‌ ذیل‌ « طهران‌ » آمده‌ است‌.

 

با اینكه‌ تلاشهای‌ زبان‌شناسی چندی‌ در باره‌ ریشه‌ واژه‌ تهران‌ صورت‌ گرفته‌، ریشه‌ و معنای‌ آن‌ چندان‌ روشن‌ نیست‌. كسروی‌ (1335 ش‌، ص‌ 16ـ 18؛ همو، 1378 ش‌، ص‌212ـ 213، 215، 219) تهران‌ را به‌ معنای‌ «جایگاه‌ و سرزمین‌ گرم‌« و مركّب‌ از دو جزء ته‌ (گرم‌) و ران‌ (جا) دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «گرمگاه‌« معنا كرده‌ است‌. وی‌ (1335 ش‌، ص‌ 9ـ 15؛ همو، 1378ش‌، ص‌205، 212ـ216) شمیران‌ را نیز به‌ معنای‌ « جایگاه‌ و سرزمین‌ سرد» ، مركّب‌ از دو جزء شمی‌ (سرد) و ران‌ (جا)، دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «سردگاه‌« معنا كرده‌ است‌؛ به‌ نوشته‌ او شمیران‌ تابستانگاه‌ تهرانیان‌ است‌، اما شهریار عدل‌ (ص‌ 14ـ 15) نظر كسروی‌ را در باره‌ بخش‌ اول‌ این‌ نام ها نپذیرفته‌ است‌.

 

تا حمله‌ مغول‌ (سده‌ هفتم‌)، هنوز تهران‌ به‌ صورت‌ قریه‌ بود و برپایه‌ اسناد تاریخی‌، دیه‌های‌ دولاب‌ و تجریش‌ و ونك‌ از تهران‌ مشهورتر بودند… آقامحمدخان‌قاجار تهران‌ را به‌ عنوان‌ پایتخت‌ انتخاب‌ كرد و در 11 جمادی‌الاولی‌ 1200، در تهران‌ جلوس‌ كرد .

 

 

 

در این میان خودِ نامهای (گَهرَمون) و (زَمیرون) نیز دچار دگرگونی لفظی شدند و هریک از آنها بصورت زیر تغییر کردند:

گَهرَمون = گَهرون = تِهرون = (تِهران).

زَمیرون = سَمیرون = (شَمیران).

گَهرَمون = گَمرون = (گامِرون) ◄ (بندرعباس).

زَمیرون = سَمیلون = (شَمیل).

گَهرَمون = گَهرون = تَهروم = (تارُم).

زَمیرون = سَمیلون = (شَمیل).

گَهرَمون = گَهرون = گَهرُم = (جَهرُم).

__زَمیرون = سَمیرون = (سَمیرُمَّ).

بنا بر این، نامهای شهرهای (تهران، گامرون، تارُم و جَهرُم… ) از یک ریشه و به یک معنی هستند؛

و در کنار این شهرها، نامهای (شمیران، شمیل و سَمیرم… ) نیز از یک ریشه و به یک معنی هستند.

 

در ضمن (زمین) فارسی که امروزه ما آنرا در معنی (ارض) بکار میبریم، در اصل مرکب از دو کلمه (زه + مین) است بمعنی (زایش + ارض) یعنی (ارض زایش) یعنی (ارضی که گیاهان از آن زائیده میشوند / ارضی که ما بر آن زاده و زندگی میکنیم). پس (مین) به تنهایی بمعنی (ارض) است و (زمین) یک واژه بسیط نیست. همینطور در زبانهای اروپائی، بجز (Earth) بقیه نامهای زمین همگی یا کنایه و یا صفت هستند و صراحت تام ندارند. (مین) واژه ای آریایی و با (Mine) فرانسوی بمعنی (مین / کان / معدن / نقب زیرزمینی) از یک خانواده است. پس زمین نه به معنای یخ بسته و نه به معادل ارض و Earth است.

نظرات

هنگامیکه دو آّب دان (یعنی آبادی) نزدیک بهم برپا می‌شد، لازم بود که آنها بگونه‌ای از یکدگر باز شناخته شوند، پس ویژگی هریک را به نام (آّبدان) می‌افزودند. مثلاً اگر یک (آّبدان) بالاتر از دیگری می‌بود، آنها را (آّبدان بالا) و (آّبدان پائین) می‌نامیدند. اگر هوای یک آّب‌دان (به نسبت) گرمتر از آّبدان دیگر بود، آن دو را (گرَم آبدان) و (سَرد آبدان) می‌نامیدند.

اما در فارسی پیش از باستان کلمه (گرم) بصورت (گَهرَم) و کلمه (سَرد) بصورت (زَمی zami) بکار برده می‌شد؛ چنانکه هنوز هم به فصل سرما (زَمستان) گفته می‌شود. بنا بر این به آبادیهای (نسبتا) گرم (گَهرَمون) و به آبادیهای (نسبتا) سرد (زَمیرون) اطلاق می‌شد.

در بدو امر، این نوع نامگذاری در ایران بسیار متداول بود بطوریکه تقریباً در همه جای این سرزمین آبادیهائی بنام (گَهرَمون) و (زَمیرون) وجود داشت اما تدریجاً آبادیها نامهای مشخّص‌تری بخود گرفتند. با این وجود، تعدادی از آن آبادیها با همان نامهای ابتدائی خود باقی ماندند و در طول تاریخ رشد کردند و تبدیل به شهر و شهرستان شدند.

 

بمنظور یافتن ریشه نام (تهران) بایستی به زمانی برگردیم که اجداد ما (آریائیها) زیستگاه خود را در شمال خاوری روسیه امروزی (یعنی باختر سیبری) ترک کردند و گروهی بسوی اروپا (که شامل اروپائی‏ها و آمریکائیها امروزی هستند) و گروهی بسوی ایران و هند (که شامل ایرانیها و هندیها و افغانیهای امروزی هستند) روی آوردند.

به احتمال قریب به یقین، علت این کوچ، سرد شدن ناگهانی منطقه معتدل و جنگلی و دارای حیات وحش سیبری بوده است. پیدا شدن اجساد سالم و یخ زده حیواناتی از قبیل (ماموت‌ها) در میان یخ‌های سیبری (آن هم پس از حدود 20,000 سال) نشانه این است که در آن تاریخ، بعلت حادثه‌ای، محور گردش زمین بطور ناگهانی تغییر کرده و منطقه معتدله سیبری مبدل به سرزمین یخ زده و غیر قابل سکونت شده و آریائی‌های ساکن آن منطقه نیز به همین دلیل مجبور به کوچ کردن بسوی مناطق گرمتر شده‌اند.

آریائی‌هایی که به ایران امروزی آمدند، مانند سایر هم نژادان خود، کوچ نشین بودند و بگونه ایلات و عشایر، از طریق دامداری روزگار می‌گذرانیدند و سکونت و یکجا ماندن در آئین ایشان نبود.

پس از قرنها، اندک اندک برخی از آنها دست از کوچ نشینی برداشتند و در کنار رودها و چشمه‌ها ساکن شدند و به کشاورزی و دامداری پرداختند. از آنجائیکه وجود (آب)، عامل سکونت و گردآمدن آنان بود، نخستین نامی که بر چنین آبادی‌ها نهاده شد (آّب دان) بود.

 

با مطالعاتی که در روزگار جوانی داشتم تهران را به دو منطقه ی سردسیر (زمران ) در شمال شهر و گرمسیر ( تفران ) در جنوب

شهر خواندم “زم ” به معنی سرما چون زمهریر و زمستان و…که زمران به مرور زمان به سمران و شمران و شمیران و شمیرانات و در حال حاضر شمرون تغییر یافته است واما جنوب شهر به دلیل گرمتر بودن نسبت به شمال شهر تفران خوانده می شد ” تف ” حرارت زمین به اضافه ی پسوند مکانی ” ران ” که بعدا به تبران وتهران وتهرون تغییر یافت . اندک بضاعتی ناقص

 

تهر در لغت اوستایی به معنی پناه دادن است لذا تهران به معنی جای پناهگاهی است. منظور بیشتر پناهگاههای زیر زمینی کهن آن باید باشد که به داشتن آنها معروف بوده است .

میدان توپخانه - میدان امام خمینی

میدان توپخانه – میدان امام خمینی

Tehera    میدان آزادی تهران

Tehera میدان آزادی تهران

Teheran  کاخ کلستان تهران

کاخ کلستان تهران

map tehran iran

map tehran iran

 

 

منابع : http://adel-ashkboos.mihanblog.com/

منبع : واژه نامه دهخدا

 

WhatsApp us