موجودات افسانه ای ( هیولا ، دیو , پری )

۳۰ موجود افسانه‌ای انسان‌نما‌ی معروف و ترسناک

بعضی از موجودات افسانه‌ای، ریشه در سنن ملّی دارند و بعضی دیگر، احتمالاً در گذشته‌های دور، وجود داشته‌اند. به هر صورت، هر فرهنگی دارای تعداد زیادی از این موجودات است که بیشترشان هم انسان‌نما هستند. به بیان دقیق‌تر، هزاران موجود انسان‌نمای افسانه‌ای وجود دارد که شاید واقعی هستند و یا شاید، همان‌طور که برخی اعتقاد دارند، در جایی از کره‌ی زمین پنهان‌اند. ولی ما اینجا تنها داستان معروف‌ترین آن‌ها را که از فرهنگ‌های مختلف جمع‌آوری شده‌اند، بازگو می‌کنیم.

۱) یأجوج و مأجوج (Gog and Magog)

یأجوج و مأجوج (Gog and Magog)
یأجوج و مأجوج (Gog and Magog)

از یأجوج و مأجوج، در قرآن، سِفر پیدایش، کتاب حزقیال و مکاشفه‌ی یوحنا، سخن رفته است. آن‌ها به عنوان موجودات ماوراءالطبیعه، شیاطین یا اقوامی توصیف می‌شوند که در کره‌ی زمین به صورت پنهانی زندگی می‌کنند. یأجوج و مأجوج در اساطیر و فولکلور به دفعات مطرح شده‌اند و وجودشان از سوی بسیاری از ادیان از جمله اسلام، مسحیت و یهودیت، مورد تأیید قرار گرفته است. طبق باور گسترده‌ای که هم در مسیحیت و هم در اسلام وجود دارد، «وی که دو شاخ دارد» (فرمانروایی بزرگ و درستکار) و دو عصر را صاحب است (بر دو عصر تأثیر دارد)، جهان را در سه جهت درنوردید تا این که قومی را یافت زیر ستم یأجوج و مأجوج. یأجوج و مأجوج «ذاتی پلید و نابودگر» داشتند و «باعث فساد گسترده‌ای در زمین بودند». قوم ستمدیده، در ازای محافظت شدن، پیشنهادِ دادنِ خراج کردند. فرمانروا قبول کرد که به آنان کمک کند، اما پیشنهاد خراج را نپذیرفت. وی دیوار بزرگی ساخت که اقوام متخاصم قادر نبودند از آن عبور کنند. این اقوام تا روز قیامت، آنجا خواهند ماند و خلاصی آنان نشانه‌ی پایان جهان خواهد بود. «جنگ یأجوج و مأجوج» پیش از بازگشت مسیح اتفاق خواهد افتاد.

۲) ساتیر (Satyr)

ساتیرها در اصل، در تمدن یونانی، به عنوان همراهان پان (خدای آب، مزرعه، جنگل، جانوران و شبانان که در افسانه‌های یونان به شکل بز است) شناخته می‌شوند.

images (2)

این موجودات با ربّ‌‌النوع مزارع در افسانه‌های روم، ترکیب یافته، شکلی نیمه انسان و نیمه بز به خود گرفتند (نیمه‌ی بالاییِ بدن به شکل یک مرد و نیمه‌ی پایینی به شکل بز). گفته می‌شود ساتیرها موجوداتی دغلباز، اما ترسو هستند. خرابکار و خطرناک، و در عین حال، خجالتی و بزدل‌اند. در زمان های قدیم، آن‌ها معمولاً روی سرشان دو شاخ داشتند اما نسل‌ جدیدشان به جای شاخ، برآمدگی دارد.

۳) آباریمون (Abarimon)

آباریمون، نام یک نژاد افسانه‌ای است که پاهایشان برعکس است، اما علی‌رغم این مسئله، می‌توانند با سرعت بالایی بدوند.

آباریمون (Abarimon)
آباریمون (Abarimon)
آباریمون (Abarimon)
آباریمون (Abarimon)

آباریمون‌ها در کنار جانورانِ جنگلی زندگی می‌کردند و از آن‌جایی که بسیار وحشی بودند، کسی نتوانسته بود آن‌ها را بگیرد. آنان در درّه‌ی عظیم کوه ایمانس (رشته‌کوه‌های هیمالیای امروزی در پاکستان) می‌زیستند. هوای آن منطقه، دارای خاصیت به خصوصی بود، به این معنا که اگر کسی در آن هوا تنفس می‌کرد، قادر به تنفس هوای منطقه‌ی دیگری نبود و ساکنان درّه، هرگز نمی‌توانستند آنجا را زنده ترک کنند.

۴) نفیلیم (Nephilim)
عکس انسانهایی غول پیکر به نام نفیلیم (Nephilim)

جالب و دیدنی

نفیلیم‌ها موجوداتی هستند که وجودشان در انجیل عبری مورد تأیید قرار گرفته است و به طور اخص، در سِفر آفرینش و سِفر اعداد، به آن‌ها اشاره شده است.

در سایر متون وابسته به انجیل و بعضی نوشته‌های غیرمشهور یهودی نیز از نفیلیم‌ها یاد شده است. آنان را براندازنده می خوانند، زیرا قلب انسان با دیدنشان از حرکت بازمی‌ایستد. برخی می‌گویند آن‌ها بسیار غول‌پیکر بوده‌اند و وقتی به زمین می‌افتادند، زمین می‌لرزید و باعث می‌شد دیگران هم به زمین بیفتند.

شاید نفیلیم‌ها دارای اهمیت تاریخی نباشند، اما این موجودات ذهنی باستانی، دارای معانی سؤال‌برانگیزی هستند. عدّه‌ای آنان را حاصل آمیزشِ دوگانه‌ی فرشتگانِ گناهکار و زنانِ انسان می‌دانند. در انجیل عبری، همچنین اشاره شده که ریفیت‌ها و نفیلیم‌ها، نژادهای باستانی غول‌پیکری بوده‌اند در عصر آهن، که گمان می‌رود مرده‌اند، حال آن‌که آنان در جایی از این کره‌ی خاکی، پنهان شده‌اند.

نفیلیم(به عبری: נפלים) در لغت به معنی “کسانی که باعث می‌شوند دیگران فرو افتند” است. نفیلیم در کتاب مقدس به موجودات غول پیکری گفته می‌شود که از پیوند فرزندان خدا(الوهیم) با آدمیان به وجود آمدند، در پیدایش ۶ آیات ۱ تا ۴ چنین آمده است:

و واقع شد که چون آدمیان شروع کردندبه زیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند،

پسران خدا دختران آدمیان را دیدند که نیکومنظرند، و از هر کدام که خواستند، زنان برای خویشتن می‌گرفتند. وخداوند گفت: «روح من در انسان دائم داوری نخواهد کرد، زیرا که او نیز بشر است. لیکن ایام وی صد و بیست سال خواهد بود.»

و در آن ایام مردان تنومند(نفیلیم) در زمین بودند. و بعد از هنگامی که پسران خدا به دختران آدمیان درآمدند و آنهابرای ایشان اولاد زاییدند، ایشان جبارانی بودندکه در زمان سلف، مردان نامور شدند.

نمودار مقایسه قد نفیلیم با انسان
نفیلیم (Nephilim)
عکس انسانهایی غول پیکر به نام نفیلیم (Nephilim)

چنین گفته می‌شود که طوفان نوح همه آنها را جز دسته کمی از میان برد وپس از آن یوشع بن نون در جنگ با آنها، همه را از میان بر می‌دارد. در جنگ داود و جالوت، جالوت یکی از نفیلیم است. اندازه تخت خواب یکی از آنها در تثنیه ۳: ۱۱، نه ذراع در چهار ذراع(یعنی حدود ۱.۸x۴ متر) ذکر شده است.

۵) پری دریایی (Mermaid)

A dried skate, or Jenny Haniver. Mashhad Museum, Iran
پری دریایی موزه مشهد ایران

پری دریایی موزه مشهد ایران

پری دریایی، یک موجود افسانه‌ایِ ساکن آب‌هاست که بالاتنه و سری به شکل زن و دمی از جنس ماهی دارد. بحث پریان دریایی از حداقل ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح مطرح بوده است. گفته می‌شود منشأ پری دریایی، ملکه‌ی بزرگ، آتارگارتیس، بوده که عاشق یک چوپان زمینی می‌شود و بی آن که بخواهد او را به قتل می‌رساند. آتارگاتیس که شرمسار شده بود، به درون یک دریاچه می‌پرد تا به ماهی تبدیل شود، آما آب‌ها نمی‌توانند زیبایی الهه‌وارش را نهفته کنند. به این ترتیب، او به شکل یک پری دریایی درآمد، با بالاتنه‌ای به شکل انسان و پایین‌تنه‌ای به شکل ماهی. با این اوصاف، در فولکلور بریتانیا، پریان دریایی، نشانه‌ی بدشانسی به حساب می‌آیند. به این نحو که هم مصیبت را پیش‌بینی می‌کنند و هم خود، باعث وقوع آن می‌شوند. به احتمال زیاد مردم آن‌ها را با گاوهای دریایی (حیواناتی آبزی) یا با کسانی که از بیماری مادرزادی سیرنوملیا (Sirenomelia ،معروف به سندروم پری دریایی؛ پاهای کودکی که با این سندروم به دنیا می‌آید، به هم چسبیده است) رنج می‌برند، اشتباه گرفته‌اند.

پری دریایی در فرهنگ عامه، یک موجود افسانه‌ای آبزی است که سر و تنه‌ای به شکل یک زن زیبا و دمی شبیه به ماهی دارد. پری دریایی، در بسیاری از افسانه‌ها اینطور تصویر شده است که در کنار ساحل دریا می‌ایستد و با یک دست در حال شانه‌کردن موهای بلندش و در دست دیگرش آینه‌ای را نگاه داشته‌است. در قصه‌های بسیاری، پریان دریا، غالباً به پیشگویی اتفاقات آینده می‌پردازند، گاهی از روی اجبار، نیروهای فراطبیعی خود را به انسان‌ها می‌بخشند و گاهی عاشق انسانها شده، یا با فریفتن انسان‌های فانی که دل در گرو عشق آنها بسته‌اند، آنها را به قعر دریا می‌برند. تشابهاتی بین افسانه‌های پری دریایی و افسانه‌های سیرن (حوری دریایی اسطوره‌های یونان) وجود دارد.
یک موجود دریایی عجیب موسوم به پری دریایی(این موجود خشک شده و در موزۀ مشهد نگهداری می‌شود.)
گرچه پریان دریا، در افسانه‌ها گاهی اوقات مهربان و خوش‌نام‌اند، اما به طور معمول پلید تصویر شده‌اند، هدایایشان بدیمنی می‌آورد، اگر آزرده‌خاطر شوند، موجب به‌پاشدن طوفان و سایر بلایا می‌شوند، به‌طوری که دیدن یکی از آنها در دریا، نشانه غرق شدن کشتی بوده‌است. برخی چون لورلایرود راین  ، با خواندن آوازهای زیبا موجب جلب ماهیگیران و دریانوردان به دریا و غرق شدن آنها شده و بعضی مثل پری دریایی حکاکی شده در سکوی کلیسای «زنور» در «کورنوال» انگلستان،  مردان جوان را می‌فریبند تا برای زیستن با آنان به اعماق دریا روند.

هانس کریستین اندرسن، در داستان محبوب پری دریایی کوچولو که در سال ۱۸۳۶ آنرا به رشته تحریر درآورد، درباره پریان دریایی اینگونه نقل می‌کند که آنها فراموش می‌کنند که انسانها نمی‌توانند در زیر آبها نفس بکشند، حال آنکه به عقیده برخی دیگر، آنها از روی کینه و دشمنی، انسانها را غرق می‌کنند.

پری دریایی در افسانه‌های بسیاری از فرهنگ‌های جهان، از تمدن آشوریان تا بابل و یونان باستان وجود دارد. در بعضی افسانه‌های اروپایی آمده پری دریایی توانایی برآورده کردن آرزوهای انسان‌ها را دارد، و در ژاپن معروف است که خوردن گوشت پری دریایی سبب جوان ماندن و زندگی جاوید می‌شود.

برخی زمینه خلق افسانه‌های پری دریایی را پستانداران آبزی چون گاوهای دریایی و دوگانگ‌ها می‌دانند که در کنار ساحل دریا به نحوی مثل انسان‌ها به شیردادن به بچه‌هایشان می‌پردازند.

در ایران نیز داستان پری دریایی وجود دارد به خصوص در جنوب ایران، در مجاورت خلیج فارس. چنان‌که در داستان‌های منیرو روانی‌پور با نام آبی‌ها وقرمزها دیده می‌شوند .

در متن‌های کهنِ داستانی فارسی از آدمی‌وشانی که در دریا زندگی می‌کنند نام برده شده‌است. ایشان را مردمِ آبی خوانده‌اند . این مردمان آبی به‌عادت از آدمیان گریزانند. لیک بر اثر مجاورت با آدمیان انس می‌گیرند، خاصه آدمیانی که به جزیره‌های متروک افتاده‌اند،  . مردمان آبی سخن آدمیان نمی‌دانند لیک به زبان اشاره ارتباط بر قرار توانند کرد. با آدمیان جفت‌گیری توانند کرد و صاحب فرزند توانند شد.

حمدالله مستوفی در بخش جانورشناسی نزهةالقلوب که با استناد به عجایب‌المخلوقات نوشته شده‌است از «آدمی آبی» نام می‌برد. او آدمیان آبی را از همه حیث چون آدمیان برّی خوانده‌است جز آنکه به جثه کوچک‌ترند و دم می‌دارند. شباهت به انسان[های بری] به قدری در نظر نویسنده زیاد بوده‌است که «جهت لفظ انسانیت» ترتیب الفبایی را در آوردن نام ایشان رعایت نکرده‌است و آدمی آبی را در صدر فهرست جانوران بحری آورده‌است. بر خلاف باورهای اروپایی که در بالا گفته آمده‌است، دریانوردان ایرانی، دیده‌شدن مردمان آبی را خوش‌یمن دانستندی. چنان که مستوفی هم نوشته‌است: «ظهورشان در بحر، دریاورزان را خرّمی افزاید و آن را سبب آرام دریا دانند»


بانشی (Banshee)

۶) بانشی (Banshee) بانشی، در افسانه‌های ایرلندی، شبح زنی است که اغلب به عنوان نشانه‌ی مرگ و پیام‌آور جهان دیگر شناخته می‌شود. داستانِ «بین سیدهی» (Bean-Sidhi) با یک پری آغاز شد که به خاطر مرگ شخصیت‌های برجسته، شیون و زاری می‌کرد. در داستان‌هایی که بعدها شکل گرفت، ظاهر شدن بانشی به معنای نزدیک شدنِ مرگ بود. طبق افسانه‌ها، بانشی می‌تواند در شکل‌های مختلفی ظاهر شود. او اغلب  به شکل عجوزه ای بدمنظر و ترسناک دیده می‌شود، اما ممکن است به حالت زنی با زیبایی محسورکننده نیز دربیاید و در حال شستن لباس یا زره خون‌آلود کسی که قرار است بمیرد، مشاهده شود. اگرچه بانشی معمولاً دیده نمی‌شود، اما صدای ناله و شیونش اغلب در اطراف جنگل‌ها و در شبی که قرار است کسی بمیرد، شنیده می‌شود.

۷)  آباتوا (Abatwa)

مورچهسوار (1)
آباتوا، به انسان‌های بسیار کوچکی اطلاق می‌شود که می‌توانند زیر چمن مخفی شوند و مورچه‌سواری کنند.
مورچهسوار (2)
آباتوا، به انسان‌های بسیار کوچکی اطلاق می‌شود که می‌توانند زیر چمن مخفی شوند و مورچه‌سواری کنند.
افسانه‌های زولو

در افسانه‌های زولو (آفریقا)، آباتوا، به انسان‌های بسیار کوچکی اطلاق می‌شود که می‌توانند زیر چمن مخفی شوند و مورچه‌سواری کنند.

گفته می‌شود آنان کوچ‌کننده‌هایی هستند که همواره برای تفریح، به شکار می‌پردازند. طبق افسانه‌ها، اگر کسی به یک آباتوا بربخورد، معمولا چنین سؤالی از او پرسیده می‌شود: «اولش از کجا منو دیدی؟» فرد باید پاسخ دهد که آباتوا را از یک کوه یا جای دوری دیده است. گفته می‌شود آباتواها، نسبت به اندازه‌ی خود، بسیار حساس هستند و اگر کسی پاسخ دهد که در همان لحظه آن‌ها را دیده است، سعی خواهند کرد با تیرهای سمّی، او را بکشند. اگر فردی به طور اتفاقی پایش را روی یک آباتوا بگذارد، مجازاتش مرگ است. آباتواها به دلیل خلق و خوی خجالتی‌شان، فقط می‌توانند دیده شدن توسط بچه‌های کمتر از ۴ سال، جادوگران و زنان حامله را تحمّل کنند. اگر زنی حامله، در هفتمین ماه بارداری خود، یک آباتوای مرد ببیند، پسر خواهد زایید.

اِلف (Elf)

۸) اِلف (Elf) اِلف، موجودی است برآمده از افسانه‌ های ژرمن. اِلف‌ها اساساً به عنوان گونه‌ای از موجودات خداگونه یا شبه‌خداگونه، شناخته می‌شدند که دارای قدرت‌های جادویی بودند، قدرت‌هایی که ممکن بود برای انسان هم مفید باشد و هم مضر. در اساطیرِ قبل از مسیحیت، آنان به دو دسته‌ی اِلف‌های نورانی و اِلف‌های تاریک تقسیم می‌شدند. طبق توصیفاتی که بعدها در افسانه‌های اسکاندیناویایی ارائه و ماندگار شده، انسان‌ها ممکن بود بعد از مرگ به مقام اِلف برسند. بر اساس این عقاید، تولید نسل میان اِلف‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر بود. کلماتی که در یونانی معنی «حوری» می‌دهند، توسط ادیبان آنگلوساکسون با عنوان «اِلف» و مشتقات آن، ترجمه شده‌اند.

دیو یک‌چشم (Cyclops)

۹) دیو یک‌چشم (Cyclops) در افسانه‌های رومی و یونانی، دیو یک‌چشم یکی از انواع نژاد کهن دیوهاست است و تنها یک چشم در وسط پیشانی دارد. به احتمال فراوان، مردم، یک ناهنجاری مادرزادی به نام یک چشمی (Cyclopia) را که در اثر آن، نوزاد انسان، تنها با یک چشم در میان صورتش متولد می‌شود، با این گونه اشتباه گرفته‌اند.

اورک (Orc)

۱۰) اورک (Orc) اورک، واژه‌ایست که به نژادهای مختلفی از موجودات انسان‌نما‌ی خشن و ستیزه‌گر در فضاهای فانتزی، اطلاق می‌شود. اورک ها معمولاً به شکل موجودات انسان‌گونه‌ی بدشکلی مجسم می‌شوند که حیوان‌صفت، جنگ‌طلب و دگرآزار هستند. آنان در اندازه‌های مختلفی دیده می‌شوند، زشت و چرکین‌اند و گوشت آدمی، غذای محبوبشان است. اورک‌ها، دندان‌های نیش بلندی دارند، پاهایشان کمانی است و بازوانشان دراز. پوست بعضی از آن‌ها به تیرگی می‌زند که انگار سوخته است. «تالکین» نویسنده‌ی ارباب حلقه‌ها، آنان را این‌گونه توصیف می‌کند: «قوزی و عریض است، دماغی پت و پهن دارد، پوستش زرد و بیمارگونه است، دهانش گشاد است و چشمانش کج و کوله….گونه‌ی پست و نفرت‌آوری از نژادهای منفور مغول (برای اروپایی‌ها)». گفته می‌شود اورک‌ها موجوداتی تیره‌روز، حیله‌گر و شرورند. تقریباً در تمام آثار حماسی، منشأ آنان، جنین‌های پلیدی بوده‌اند که تنها به اراده‌ی شریرانه‌ی شیطان، جان گرفته‌اند.

کاپر (Kapre)

۱۱) کاپر (Kapre) کاپر، یکی از موجودات افسانه‌ای فیلیپین است که می‌توان گفت دیوی درختی است با با ویژگی‌های فراوانِ بشری. کاپر، مردی ریشو و بلند قد می‌باشد با موهای پرپشتِ قهوه‌ای. گفته می‌شود کاپرها، معمولاً در حال کشیدن پیپ تنباکو هستند، که بوی آن توجه انسان‌ها را جلب می کند. کلمه‌ی کاپر، از واژه‌ی عربی «کافر» می‌آید. کاپرها ممکن است با انسان‌ها ارتباط برقرار کنند و پیشنهاد دوستی بدهند. اگر کاپر با یک انسان، دوست شود و به خصوص احساس عاشقانه‌ای هم در میان باشد، تا پایان عمر، در راستای علاقه‌ی عاشقانه‌ی خود، رفتار خواهد کرد. می‌گویند گاهی کاپرها دست به سر مردم می‌گذارند و باعث می‌شوند مسافران سرگردان شده، راه خود را در کوه‌ها یا جنگل‌ها، گم کنند.

لپرکان (Leperchaun)

۱۲) لپرکان (Leperchaun) لپرکان‌ها به «تواتا ده دانان‌» (Tuatha Dé Danann)، فرزندان الهه‌ی دنو، در اساطیر ایرلندی مربوط می‌شوند و خواستگاهشان، خدایان پیش از مسیحیت در ایرلند می‌باشد. وقتی داستان‌های به جای مانده نوشته می‌شدند، ایرلند به مسحیت گرویده بود و تواتا‌ده‌ها به عنوان شاهان، ملکه‌ها و قهرمانان گذشته‌ی دور معرفی می‌شدند. با این حال، شواهد بسیاری مبنی بر حالت خداگونه‌ی آنان موجود است. بر اساس توصیفات معروف، لپرکان‌ها، همقد یک بچه‌ی کوچک هستند. آنان موجوداتی منزوی‌اند، عمدتاً به دوختن و تعمیر کفش می‌پردازند و از شوخی‌های عملی، خوششان می‌آید. «ویلیام باتلر ییتس» می‌گوید ثروت عظیم این موجودات افسانه‌ای، «از گنجینه‌هایی است که در زمان‌های دور هنگام جنگ دفن شده بودند»، گنجینه‌هایی که توسط لپرکان‌ها کشف و ضبط شده‌اند. «مک‌آنالی»، لپرکان‌ها را پسر یک «روح پلید» و یک «پری فاسد» می‌داند که «نه کاملاً خوب هستند و نه کاملاً شرور».

غول (Ogre)

۱۳) غول (Ogre) کلمه‌ی Ogre به معنای غول، به احتمال فراوان از Oegrus در افسانه‌های یونانی گرفته شده که پسر خدای خونریز یونانی‌هاست. شاید Oegrus بعضی انسان‌ها را با طلسم خود، به غول تبدیل می‌کرده است. غول، هیولای بزرگی است انسان‌نما، بی‌رحم، شیطان‌صفت و ترسناک. غول‌ها در فولکلور و داستان‌های شاه پریان، موجوداتی هستند که انسان‌ها را می‌خورند. آنان در بسیاری از آثار ادبی کلاسیک نیز، حضور دارند. در هنرهای بصری، غول‌ها به شکل موجوداتی با سر بزرگ، مو و ریش فراوان، بدن قوی و اشتهای سیری ناپذیر، تجسم یافته‌اند. واژه‌ی غول در مفاهیم استعاری به افراد منفوری اطلاق می‌شود که قربانیان خویش را استثمار کرده، با آنان رفتاری وحشیانه پیش می‌گیرند یا نابودشان می‌کنند. طبق افسانه‌ی فرانسوی، غول‌ها ساکن امپراطوری «لوگرز»(Logres) هستند {انگلستان.}

ژیووزونا (Dziwozona)

۱۴) ژیووزونا (Dziwozona) ژیووزوناها یا ماموناها، در افسانه‌های اسلاو، عفریته‌های بدسگال و خطرناکی هستند ساکن مرداب‌ها. می‌گویند قابله‌ها، کلفت‌های پیر، مادرانی که ازدواج نکرده‌اند، زنان حامله‌ای که پیش از به دنیا آمدن بچه می‌میرند و کودکان سر راهی، ممکن است بعد از مرگ، به یکی از این عفریته‌ها تبدیل شوند. گاهی اوقات ژیووزوناها مردان جوان را به زور همراه خویش می‌برند تا آن‌ها را شوهر خود کنند.

مونو گراند (Mono Grande)

۱۵) مونو گراند (Mono Grande) مونو گراندها، آمخوارانی دورگه هستند که نیمی انسان‌اند و نیمی میمون‌هایی پرمو، و در آمریکای جنوبی رؤیت شده‌اند. گفته می‌شود آن‌ها نسبت به انسان‌ها رفتاری تهاجمی دارند و به محض دیدن یک انسان، به وی حمله می‌کنند، اما ممکن است زنان را برای جفت‌گیری، با خود ببرند. با این حال وجود مونو گراندها از لحاظ علمی به اثبات نرسیده است.

خون‌آشام‌ها (Vampires)

۱۶) خون‌آشام‌ها (Vampires) خون‌آشام‌ها، موجوداتی خیالی هستند که با تغذیه از جوهر حیات زندگان (اغلب به شکل خون)، زنده می‌مانند. خون‌آشام‌ها در بسیاری از فرهنگ‌ها وجود دارند و قدمتشان به اندازه‌ی قدمت خود انسان است. آنان موجودات سردی هستند که اگر در معرض نور خورشید قرار گیرند، نابود می‌شوند. حفره‌های کنار قبرها به عنوان نشانه‌هایی از وجود خون‌آشام‌ها قلمداد شده‌اند. جز خفاش خون آشام، هیچ گونه شواهد علمی مبنی بر واقعی بودن این موجودات، در دست نیست.

تِلِم (Tellem)
Tellem
Tellem

۱۷) تِلِم (Tellem) تلم‌ها قومی بودند که در پرتگاه باندیاگارا در مالی زندگی می‌کردند. عده‌ای از اهالی مالی اعتقاد دارند تلم‌ها دارای قدرت پرواز بوده‌اند. گفته می‌شود آن‌ها خانه‌های خود را در پایین پرتگاه‌ها می‌ساخته‌اند. برخی از این ساختمان‌ها هنوز در منطقه باقی هستند.

یِتی (Yeti)
عکس از روسیه یِتی (Yeti)
عکس از روسیه یِتی (Yeti)

۱۸) یِتی (Yeti) یتی یا موجود برفی انسان‌نمای بدمنظر، در حوالی پهنه‌ی هیمالیا، واقع در پاکستان و نپال، مسکن دارد. جامعه‌ی علمی، یتی را تنها یک افسانه می‌داند، اما این موجود رمزآلود همچنان معروفیت خود را در منطقه حفظ کرده است. یتی موجودی دوپا و قدبلند است که بدنش با موهای بلند سفید پوشیده شده و لباس به تن ندارد. گفته می‌شود رنگ موهای یتی در برابر نور آفتاب به رنگ قرمز آجری درمی‌آید.

تیاناک (Tiyanak)

تیاناک (Tiyanak)
تیاناک (Tiyanak)

۱۹) تیاناک (Tiyanak) تیاناک طبق افسانه‌های فیلیپینی، به شکل یک کودک ظاهر می‌شود. او اغلب به شکل یک نوزاد تازه ‌متولدشده درمی‌آید و در مکان‌هایی مانند جنگل‌ها گریه سر می‌دهد تا توجه مسافران از همه‌جا بی‌خبر را به خود جلب کند. وقتی قربانی، بچه را برمی‌دارد، تیاناک به شکل واقعی خود درمی‌آید و به او حمله می‌کند. تیاناک، علاوه بر زخمی کردن قربانیانش، علاقه دارد مسافران را گمراه کند و کودکان را بدزدد. عدّه‌ای می‌گویند تیاناک، روح کودکی است که مادرش پیش از تولد او مرده است. این نوزاد در خاک متولد شده و به همین دلیل به این شکل درآمده است.

گرگ‌نما (Werewolf)

گرگ‌نما (Werewolf)
گرگ‌نما (Werewolf)

۲۰) گرگ‌نما (Werewolf) گرگ‌نما، انسانی اساطیری است که می‌تواند به شکل یک گرگ، یا جانوری نیمه‌گرگ و نیمه‌انسان درآید. این تغییر حالت ممکن است به اراده‌ی خود شخص صورت گیرد یا این‌که یک گرگ‌نما‌ی دیگر فردی را گاز بگیرد یا چنگ بزند. طلسم شدن نیز از دلایل تبدیل شدن به این موجود، محسوب می‌شود. این تغییر شکل، معمولاً با قرص کامل ماه در ارتباط است. گفته می‌شود گرگ‌نماها قدرت و حواس فرا انسانی و فراحیوانی دارند.

فوموریان (Fomorian)

فوموریان (Fomorian)
فوموریان (Fomorian)

۲۱) فوموریان (Fomorian) در اساطیر ایرلندی، فوموریان نژادی نیمه‌خداگونه است که در زمان‌های باستان در ایرلند بوده است. زمانی اعتقاد بر این بود که آنان همچون تیتان‌های یونانی (Greek Titans)، برتر و بالاتر از خدایان هستند. می‌گویند آن‌ها نماینده‌ی خدایان هرج و مرج و سرشت وحشی هستند، بر خلاف «تواتا ده دانان» که نماینده‌ی خدایان تمدّن انسانی محسوب می‌شوند. بر طبق برخی افسانه‌ها، فوموریان‌ها بدنی به شکل انسان و سری به شکل یک بز دارند. حال آن‌که بر اساس بعضی افسانه‌های دیگر، آنان تنها دارای یک چشم، یک بازو و یک پا هستند. البته برخی از فوموریان‌ها از جمله اِلاثا (Elatha) بسیار زیبا بوده‌اند.

بِلِمیِس (Blemmyes)

بِلِمیِس (Blemmyes)
بِلِمیِس (Blemmyes)

۲۲) بِلِمیِس (Blemmyes) بلمیس‌ها، طبق افسانه، اقوامی بودند از نژاد هیولاهای بی‌سر (acephalous) که چشم‌ها و دهانشان روی سینه‌شان بود. مؤلفین باستان، از کلمه‌ی آدمخوار (Anthropophagi) برای توصیف بلمیس‌ها استفاده ‌می‌کردند، زیرا این هیولاها میل شدیدی به خوردن انسان داشتند.

تیکبالانگ (Tikbalang)
تیکبالانگ (Tikbalang)
تیکبالانگ (Tikbalang)

۲۳) تیکبالانگ (Tikbalang) تیکبالانگ طبق افسانه‌های فیلیپینی، در کوه‌ها و جنگل‌های فیلیپین، به صورت پنهانی زندگی می‌کند. این موجودِ انسان‌نما، قدبلند و استخوانی است و دست و پایش به طرز نامناسبی بلند است، به حدّی که وقتی چمباتمه می‌زند، زانوهایش بالاتر از سرش قرار می‌گیرند. سر و پاهای تیکبالانگ به شکل حیوان است (معمولاً اسب). به اعتقاد برخی‌ها، تیکبالانگ، مسافران را می‌ترساند و آنان را آن‌چنان گمراه می‌کند که هرجا بروند و به هر طرف بپیچند، در مسیری غلط قرار می‌گیرند. ظاهراً این فریبِ او، با برعکس کردن پیراهن، خنثی می‌شود.

اِنکانتادو (Encantado)

۲۴) اِنکانتادو (Encantado) انکانتادو از افسانه‌های برزیلی نشأت گرفته است. قلمرو آنان اِنکانت (Encante) نام دارد و در زیر آب‌هاست. انکانتادوها به شکل نوعی دلفین یا مار آبیِ ساکن آب‌های شیرین هستند که قادرند فرم انسانی پیدا کنند. آنان استعداد فراوانی در موسیقی دارند، افسون‌گرند و به میهمانی‌ها علاقه نشان می‌دهند. تغییر شکل این موجودات به انسان نادر است و معمولاً شبانه اتفاق می‌افتند. انکانتادو در فرم انسانی، برای پوشاندن پیشانی برآمده‌اش، کلاه به سر می‌گذارد و هنگام تغییر شکل، ناپدید نمی‌شود. او اغلب، قابلیت‌های جادویی خاصی را، همچون قدرت هدایت طوفان‌ها و جن‌زده کردن انسان‌ها، از خود بروز می‌دهد. انکانتادوها از روش‌های مختلفِ کنترل ذهن استفاده می‌کنند و می‌توانند باعث بروز بیماری، جنون و حتی مرگ شوند. گفته می‌شود این موجودات، انسان‌ها را می‌دزدند. بسیاری از روستاییان به همین دلیل، شب‌ها کنار رودخانه‌ی آمازون نمی‌روند. عدّه‌ی زیادی از اهالی آمریکای جنوبی به انکانتادوها اعتقاد دارند و ادعا می‌کنند این گونه را دیده و با آنان ارتباط برقرار کرده‌اند.

۲۵) آسوانگ (Aswang) آسوانگ که ریشه در فولکلور فیلیپین دارد، موجودی است ذاتاً شیطان‌صفت و خون‌آشام‌گونه. این موجود افسانه‌ای، موضوع بسیاری از افسانه‌ها و داستان‌ها با جزئیات متفاوت است. طبق نوشته‌های مهاجرنشینان اسپانیایی، آسوانگ حتی در قرن ۱۶ میلادی، جزو وحشت‌آفرین‌ترین موجودات افسانه‌ای بوده است. آسوانگ‌ها، ترکیبی از خون‌آشام و ساحره هستند و تقریباً همیشه مؤنث‌اند. گاه واژه‌ی آسوانگ به تمام انواع ساحره‌ها، مانانانگال‌ها (manananggal)، تغییرشکل‌یابندگان، گرگ نما‌ها و هیولاها اطلاق می‌شود. داستان‌ها و توصیفات مربوط به آسوانگ‌ها از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر و از فردی به فرد دیگر، متفاوت است و نمی‌توان یک سری ویژگی‌های خاص را به آنان نسبت داد. با این حال، آسوانگ‌ می‌تواند با مانانانگال هم‌معنی باشد. مانانانگال‌ها چند ویژگی خاص خود را دارند. آنان هیولاهای بالداری هستند که اگر دور باشند، بال‌هایشان را با صدای بلند و اگر نزدیک باشند، بال‌هایشان را به آرامی به هم می‌زنند.

۲۶) باساجان (Basajaun) در اساطیر باسک، باساجاناک‌ها، اشباحی هستند ساکن غارها و جنگل‌ها، که از گلّه‌های احشام مواظبت می‌کنند و به انسان‌ها، مهارت‌هایی همچون کشاورزی و آهنگری می‌آموزند. باساجان‌ها همچنین در اساطیر آراگونی در درّه‌های تنا (Tena)، آنسو ((Ansó و بروتو (Broto) زندگی می‌کنند. تصاویر باساجاناک در کلیسای جامع بورگوس (Burgos Cathedral) و صومعه‌ی سانتا ماریا لا رئال (monastery of Santa María la Real) در ناجرا (Nájera) حکاکی شده است (قرن ۱۵ میلادی).

۲۷) راکشاسا (Rakshasa) راکشاسا در افسانه‌های هندو و بودایی، شبحی است اهریمنی یا گناهکار، که از پای خدای آفرینش هندوها به وجود آمده است. راکشاساها گونه‌ی پرجمعیتی از انسان‌نماهای فوق طبیعی هستند که گرایشات شیطانی دارند. آنان که جنگجویان قدَری هستند، وقتی سلاح‌های متداول، مؤثر نمی‌افتد، به جادو و خدعه متوسل می‌شوند. این اشباح، می‌توانند شکل ظاهری خود را تغییر دهند و معلوم نیست شکل واقعی و طبیعیشان دقیقاً چگونه است. راکشاساها به نبش قبر، تسخیر روح انسان و کارهایی از این قبیل، شهرت دارند. ناخن‌های دستان آنان زهرآلود است و غذایشان، گوشت انسان و غذای مانده می‌باشد.

۲۸) وندیگو (Wendigo) وندیگو در افسانه‌های مردم آلگونکویی (Algonquian people) ریشه دارد. وندیگوها اشباحی آدم‌خوار و بدنهادند که می‌توانند روح انسان‌ها را تسخیر کنند. همچنین بعضی انسان‌ها ممکن است به این ارواح پلید تبدیل شوند، به خصوص کسانی که از خوردن گوشت همنوع خویش لذّت می‌برند. وندیگوها، تجسم شکم‌بارگی، حرص و آز و افراط هستند. آنان با کشتن یک نفر و خوردن او سیر نمی‌شوند و همیشه به دنبال قربانیان دیگری هستند. طبق بعضی داستان‌ها، انسان‌هایی که بیش از اندازه اسیر حرص و آز می‌شوند، ممکن است به وندیگو بدل شوند. به این ترتیب، از افسانه‌ی وندیگو، به عنوان شیوه‌ای برای تشویق به تعاون و تعادل استفاده می‌شود.

۲۹) بختک (Incubus) بختک، روح پلیدی است به شکل یک مرد، که بر روی کسانی که خوابیده‌اند، علی‌الخصوص زنان، می‌افتد. گفته می‌شود بختک می‌خواهد از این زنان بچه‌دار شود تا افسانه‌اش ادامه پیدا کند. طبق داستان‌ها، بختک ممکن است باعث از بین رفتن سلامتی و حتی مرگ شود. قربانیان بختک، کابوس‌هایی می‌بینند که آن‌ها را از خواب می‌پراند، یا این که در خواب، دچار فلج می‌شوند. شاید بختک دلیلی برای بارداری‌های غیرقابل توضیح باشد.

۳۰) ساسکواچ (Sasquatch) ساسکواچ که بیشتر به بزرگ‌پا یا پاگنده (Bigfoot) معروف است، انسان‌نمایی است بزرگ و پرمو، که روی دو پا می‌ایستد. جامعه‌ی علمی، پاگنده را ترکیبی از فولکلور، فریب و تشخیص غلط می‌داند تا یک موجود واقعی. بنا به ادعای شاهدان، بزرگ‌پا، چشمانی بزرگ دارد، استخوان بالای چشمانش برآمده و پیشانی بزرگش، پایین افتاده است. بالای سر او گرد و دارای تیغه‌ی استخوانی برآمده می‌باشد، مثل برآمدگی روی سر گوریل نر. گفته می‌شود بزرگ‌پاها بوی تند بدی دارند، همه‌چیز خوارند و بیشتر، شب‌ها بیرون می‌آیند.

WhatsApp us