33281231 - 33281232 - 33281484 آدرس :تهران بازار چوب ایران شهرک صنعتی خاوران bestart2000@gmail.com
0 مورد
انتخاب صفحه

چوب خط

آیا میدانید :

اطلاعات عمومی درباره چوب خط

چوب‌خط

 

 

چوب‌خط روشی ساده و بسیار قدیمی برای شمارش بوده است که در آن از تناظر یک‌به‌یک استفاده می‌شود. به عنوان مثال در شمارش تعداد گوسفندان برای هر گوسفند یک انگشت تا می‌شود. سابقه کاربرد چوب‌خط به گذشته‌های پیش از تاریخ می‌رسد و باستان‌شناسان نمونه‌ها و شواهد بسیاری از آن یافته‌اند.در واقع بهترین راه شمارش در قدیم بوده است.

در یکی از ساده‌ترین حالت‌ها، چوب‌خط تکه‌ای چوب یا استخوان بوده که روی آن به شمار بارهائی که رویدادی مانند طلوع خورشید یا زدن شکار رخ می‌داد حک می‌شد. در این حالت چوب‌خط کاربرد یادآوری داشت. گاه گره زدن ریسمان یا نگهداری دانه‌های سنگ یا حبوبات نیز برای این منظور بکار می‌رفت.تسبیح یادگاری از این نوع ابزار یادآوری است که از روزگار کهن تا امروز باقی‌مانده است.

 

 

چوب خط. [ خ َ ] (اِ مرکب ) قطعه چوبی که بر آن هر دفعه که از کسی چیزی به نسیه خرند خطی یا بریدگی پدید آرند، تا گاه محاسبه آن خطوط و بریدگیها بر دفعات خرید دلیل باشد. قطعه چوبی که چون از بقال و صراف چیزی بوعده بگیرند برای حفظ اعداد خطها بر آن چوب کشند تا وقت ادا موافق آن بدهند همانند :
شاخ گل را خارها باشد بجای چوب خط
آب را گل بسته چون خورده ست از پس میدهد.
وحید (از آنندراج ).
نهال خشک هم دارد ثمر در باغ درویشی
کلید مخزن رزق فقیران چوب خط باشد.
وحید (از آنندراج ).
و از این عالم است بر چیزی خط کشیدن که افاده معنی حفظ اعداد کند :
کلید مخزن رزق فقیران چوب خط باشد.
وحید (از آنندراج ).
می کشم در حساب وعده ٔ او
خط ز مژگان همیشه بر دیوار.
آقاشاپور (از آنندراج ).
تکه چوبی است که بر آن بی سوادان برای علامت با چاقو خط میزنند و عموماً نانواها و قصابها بخریداران که به نسیه جنس خرند چوب خط میدهند تا هر وقت چیزی میخرند فروشنده بر آن خطی میزند و آخر ماه آن خطها را حساب میکنند. (از فرهنگ نظام ). قطعه چوبی متداول مابین بایع و مشتری که بالای آن را پهن کرده تاریخ میگذارند و هرگاه مشتری چیزی از بایع می خرد با کارد یا گزلک خطی بر آن چوب میکند تا نشانه باشد مبلغ و یا مقداری را که در میانه ٔ خود قرار داده اند. (ناظم الاطباء). || برای طلب خیرات یا قرض چوبی نزد مسئول ٌ عنه بفرستند و او خطی بر آن کشد و این نشان وعده باشد. (آنندراج ). || چوب باریکی که نوآموزان بدست گیرند و با آن بر سطور کتاب خط برند تا انگشتشان با خطوطکتاب تماس پیدا نکند. گاهی آن را از کاغذ و مقوا کنند و بهمین نام نامند. || چوب گدائی . رجوع به ترکیب چوب گدائی شود.

 

 

چوب خط در فرهنگ عامه
در اصطلاح وقتی می‌گویند چوب خط کسی پر شده یعنی دیگر فرصتی برای انجام آن کار خاص وجود ندارد و یا شخص دیگر حق چیزی را ندارد. یا مدت ان چیز تمام شده و راه حل دیگری ندارد …..

تاریخچه
اولین مورد موجود چوب‌خط ساخته شده به وسیله پلینیوس (۲۳-۷۹ بعد از میلاد) از بهترین چوب‌ها برای خیاط‌ها ساخته شد و مارکوپولو در سفرنامه خود درباره استفاده این ابزار در چین مطالبی را نوشته‌است.

منابع

هاوارد دبلیو ایوز. آشنایی با تاریخ ریاضیات. ترجمهٔ محمدقاسم وحیدی اصل. چاپ هشتم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹. ۷. شابک ‎دوره ISBN ۹۶۴-۰۱-۸۰۴۳-۲.

 

چوب خط
۹۵ درصد مبلمان تولیدی قم به خارج استان صادر می‌شود

۹۵ درصد مبلمان تولیدی قم به خارج استان صادر می‌شود

رئیس اتحادیه درودگران قم

مبلمان 

سه‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴

۹۵ درصد مبلمان تولیدی قم به خارج استان صادر می‌شود

سه‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۴
استانها > قم
قم – رئیس اتحادیه درودگران قم از صادرات ۹۵ رصدی مبلمان تولید شده در قم به خارج از این استان خبر داد.به گزارش خبرنگار مهر، مجتبی صفایی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به وضعیت رکود در بازار مبلمان گفت:‌ قم دومین قطب صنعت مبلمان در ایران است که نزدیک به ۹۵ درصد از تولیدات این استان به شهرهای مختلف صادر می‌شود.

وی تهران، مشهد، اردبیل، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی را از جمله مراکز عمده صادرات مبل قم عنوان کرد و ادامه داد:

قم در تولید مبلمان با نقش منبت و تمام چوب حرف اول را در کشور می‌زند.

مبلمان

رئیس اتحادیه درودگران قم، تولید مبلمان با نقش منبت را از جمله تولیدات سنتی قم عنوان کرد و گفت: نقش منبت در تولیدات مبلمان استان قم چشمگیر است و تولید مبل تمام منبت نیز از دیگر تولیدات عمده و مخصوص این استان است.

واردات چوب ضروری است

وی با بیان اینکه در قم مبلمان با قیمت یک تا صد میلیون تومان تولید می‌شود، ادامه داد: بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از چوبی که در مبلمان سازی قم استفاده می‌شود وارداتی و عمده آن نیز از گرجستان است.

صفایی ابراز داشت: کیفیت چوب ایران در سطح بسیار بالایی است اما در هرحال باید از جنگل‌ها به‌عنوان منابع ملی محافظت شود و تا جایی که می‌توان باید برنامه‌ای را تدوین کرد تا چوب مورد استفاده از خارج کشور تأمین شود.

وی درباره جنس مبلمان تولید شده در قم عنوان کرد: عمده جنس از چوب‌های جنگلی باکیفیت بالا و برخی از تولیدات نیز که در سطح کیفی پائین تری قرار دارند از چوب‌های باغی و متفرقه تولید می‌شوند.

مبلمان

مبلمان
معرفی کتاب : همگامی ادبیات و نقاشی قاجار

معرفی کتاب : همگامی ادبیات و نقاشی قاجار

ادبیات و هنر قاجار 

معرفی کتاب

هنر قاجار

هنر قاجار

همگامی ادبیات و نقاشی قاجار
نویسنده: جواد علی محمدی اردکانی
ناشر: یساولی
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
خلاصه: کتاب حاضر تلاش می‌کند همگامی ادبیات و نقاشی دوره قاجار را به تصویر بکشد.

دوران پرفراز و نشیب قاجاریه و خاصه دوره نخست آن، یعنی سال‌های 1210 تا 1264 ق در تاریخ ایران، پیش از آن که با دستاوردهای فرهنگی و هنری شناخته شود و مورد ارزیابی درست قرار گیرد، با نگرشی سیاست‌زده و آن با تأکید بر کوتاهی‌ها و کج‌اندیشی‌های سیاست‌مداران و صد البته بی تدبیر در اداره امور سیاسی کشور شناخته شده است. پس دور از انتظار نیست که این نگرش همه شئون تاریخ قاجاریه را در بر گیرد و در ذهن ایرانیان، حکومت قاجاریه به مثابه دورانی تاریک جلوه نماید و حاکمان این عصر نیز در نظر، دلقکانی شیک‌پوش جلوه کنند که به جای مطرب‌خانه‌ها، دست روزگار آنان را در کاخ‌ها جا داده است. چنین رویکردی را می‌توان در متون تاریخی و حتی آثار نمایشی و سینمایی خلق شده در ارتباط با این عصر به وضوح دید. این رفتار طبیعتاً بر نقدهای نگارش یافته پیرامون هنر این دوره تأثیر گذار بوده و سطحی‌نگری، کج اندیشی و تناقض گویی، تنها بخشی از تبعات آن است که متأسفانه دامن گیر تاریخ‌نگاری هنر و نقاشی این عصر شده، به گونه‌ای که هنر نقاشی این دوره، جایگاه و اعتباری در مراکز آموزشی هنر و دانشکده‌ها هنری نیافته است. در حالی که نقاشی نیمه نخست قاجار با حفظ ارتباط تنگاتنگ خود با ادبیات و فرهنگ ایرانی که نهضت بازگشت ادبی، زمینه‌های بازخوانی آن را فراهم آورده بود، توانست در خلق شیوه‌ای جدید و کاملا ایرانی، دستاوردهای تاریخ نقاشی ایرانی را با بیانی نو به تصویر کشد و جریانی در روند تکوین هنر نقاشی ایرانی به شمار آید.

 

کتاب حاضر تلاش می‌کند همگامی ادبیات و نقاشی دوره قاجار را به تصویر بکشد.

فهرست مطالب کتاب به ترتیب زیر است:

فصل اول: بررسی زمینه‌های شکل‌گیری نقاشی نیمه نخست قاجار

فصل دوم: شکل‌گیری و بسترهای رشد نقاشی نیمه نخست قاجار

فصل سوم: بررسی روند شکل‌گیری  گسترش ادبیات نهضت بازگشت

فصل چهارم: تأثیر ادبیات در بازنمایی صور خیال در نقاشی نیمه نخست قاجار

فصل پنجم: تحلیل بازنمایی صور خیال در ادبیات و نقاشی نیمه نخست قاجار

فصل ششم: واقع انگاری در نقاشی ایران


 

با سخنرانی سیدمحمد بهشتی

«همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» رونمایی می‌شود

ادبیات و هنر قاجار

ادبیات و هنر قاجار

کتاب «همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» با سخنرانی سیدمحمد بهشتی فردا، چهارشنبه، در خانه هنرمندان ایران رونمایی می‌شود.
سید محمد بهشتی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، نشست رونمایی و نقد کتاب «همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» نوشته جواد علی محمدی اردکانی با حضور سعید اسدی، سید محمد بهشتی و فرهاد نظری در تالار امیرخانی خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

این کتاب 6 فصل دارد که به ترتیب عبارتند از؛ «بررسی زمینه‌های شکل‌گیری نقاشی نیمه نخست قاجار»، «شکل‌گیری و بسترهای رشد نقاشی نیمه نخست قاجار»، «بررسی روند شکل‌گیری گسترش ادبیات نهضت بازگشت»، «تأثیر ادبیات در بازنمایی صور خیال در نقاشی نیمه نخست قاجار»، «تحلیل بازنمایی صور خیال در ادبیات و نقاشی نیمه نخست قاجار» و «واقع انگاری در نقاشی ایران».

«همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» نوشته جواد علی‌محمدی اردکانی، در 288 صفحه و بهای 48 هزار تومان از سوی انتشارات یساولی روانه کتابفروشی‌ها شده است.

 


رونمایی و نقد کتاب «همگامی ادبیات و نقاشی قاجار»
رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» در خانه هنرمندان برگزار می‎شود.
به گزارش «فرهنگ امروز» به نقل از خانه هنرمندان ایران؛ رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همگامی ادبیات و نقاشی قاجار» به قلم جوادعلی محمدی‎اردکانی، چهارشنبه ۲۵ دی ماه ساعت 16 در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌‎شود.

ادبیات و هنر قاجار

ادبیات و هنر قاجار

منتقدین: دکتر سعید اسدی، مهندس سید محمد بهشتی و دکتر فرهاد نظری

خانه­‎ی هنرمندان ایران- سالن استاد امیرخانی

ماه آذر و جشن آذرگان

ماه آذر و جشن آذرگان

آذر ماه 

به فرخندگی فرارسیدن جشن آذرگان

جشن آذرگان ، ماه آذر

جشن آذرگان ، ماه آذر

انگیزه برگزاری جشن آذرگان
فرخندگی هم نامی روز و ماه به نام ایزد آذر و بزرگداشت جایگاه آن دراندیشه ایرانیان.

جایگاه آذر در فرهنگ ایران
آذر در اوستا « آتَر/ آتَرش» و در پهلوی « آتُر / آتَخش » و در فارسی امروز « آذر / آتش »است. آذر، ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزداست برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آورده اند.

آتش در فرهنگ ایرانی 

در فرهنگ ایران، آتش یکی از پدیده‌های طبیعی ستودنی است چون گرمای زندگی را در کالبد دیگر پدیده‌های هستی جاری می سازد و با نور خود که نشانی از آذر اهورایی است جان و دل یاران اهورامزدا را روشنایی می بخشد پس « سوی پرستش » اهورا مزداست و آتش پرستاران در آتشکده از آن پرستاری می کنند. جشن آذرگان از جشن‌های ویژه آتش در فرهنگ ایران است که در ستایش آذر اهورایی برگزار می شود.

 

ایزد آذر در متن‌های کهن
در بسیاری از متون کهن از آذر اهورایی یاد شده و جایگاه او ستوده شده است. برای نمونه در « یسنا، هات 62 » از آذر اهورایی با صفاتی چون « برازنده ستایش و نیایش » ، « گشایش بخش » و « پناه بخش » یاد شده است و از او شادکامی، زندگی دراز، آسایش همگانی، کامروایی و روشنایی خواستار شده اند. همچنین در « آتش نیایش » در ستایش آذر اهورایی آمده است: « درود بر تو ای آتش! ای برترین آفریده سزاوار ستایش اهورا مزدا … به تو ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! خشنودی و ستایش آفریدگار و آفریدگانش برساد ! افروخته باش در این خانه ! پیوسته افروخته باش در این خانه! فروزان باش در این خانه ! تا دیر زمان افزاینده باش در این خانه! به من ارزانی ده ای آتش! ای پرتو اهورامزدا ! آسایش آسان! پناه آسان ! آسایش فراوان! فرزانگی، افزونی، شیوایی زبان و هوشیاری روان و پس از آن خرد بزرگ و نیک و بی زیان و پس از آن دلیری مردانه، استواری، هوشیاری و بیداری، فرزندان برومند و کاردان، کشورداری و انجمن آرا، بالنده، نیک کردار، آزادی بخش و جوانمرد، که خانه مرا و ده مرا و شهر مرا و کشور مرا آباد سازند و انجمن برادری کشورها و همبستگی جهانی را فروغ بخشند… »

آیین‌های جشن آذرگان
در « فرهنگ جهانگیری » ، « برهان قاطع » ، « مروج الذهب مسعودی» و « المدخل فی صناعة احکام النجوم » از « کیا کوشیار ابن لبان شهری جیلی » این جشن را با نام « آذرخش » نوشته اند.
ابوریحان بیرونی در « آثارالباقیه » دربارهٔ جشن آذرگان نوشته است: « روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام ” آذرجشن” می گویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتش‌ها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکده‌ها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند ».

نیاکانمان آذرگان را روزی خجسته می دانستند و در خانه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و خواندن نیایش‌ها و گستردن سفره آیینی با خوراکی‌های گوناگون در آتشکده‌ها که آذین بندی شده بودند، جشن می گرفتند. به هنگام جشن، بر آتش چوب‌های خوش سوز و خوش بو می نهادند و آنگاه به مناسبت آغاز سرما، از آتش فروزان در آتشگاه، هر کس اخگری به خانه برده و آن آتش تا پایان زمستان در خانه‌ها فروزان بود و نمی گذاشتند خاموش شود و آن را نیک فرجام و فرخنده می دانستند. یکی از نیایش هایی که در آذر روز هرماه و از جمله در آذر روز از آذرماه خوانده می‌شود « آتش نیایش » نام دارد که پنجمین نیایش از پنج نیایش « خرده اوستا » است. مسعود سعد سلمان، شاعر پارسی گوی، در قطعه هایی که برای نام ماه‌های ایرانی سروده، دربارهٔ « آذر ماه » می گوید:

ای ماه، رسید ماه آذر / برخیز و بده می چو آذر آذر بفروز و خانه خوش کن / ز آذر صنما به ماه آذر

او همچنین دربارهٔ « روز آذر » گفته است:

ای خرامنده سرو تابان ماه / روز آذر می چو آذر خواه شادمان کن مرا به می که جهان / شادمان شد به فر دولت شاه

آیین‌های جشن آذرگان در ایران امروز
جشن آذرگان این روزها در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، تهران و… از طرف زرتشتیان و با شرکت این گروه از اقلیت‌های مذهبی در مراکز دینی خودشان برگزار می‌شود. خواندن بخش‌هایی از اوستاتوسط موبد، بخش همیشگی این آیین به شمار می‌رود.

 

گل میژه جشن آذرگان

 

در کتاب پهلوی « بندهش » آنجا که « دربارهٔ چگونگی گیاهان » سخن به میان می آید، از میان گل‌ها « آذریون» گل ویژه آذر معرفی شده و آمده است: « … این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است؛ و باشد که گوید:… آذریون آذر را … ». در متون فارسی گل آذریون را با نام‌های دیگری همچون « آذرگون »، « گل آتشی » یا « گل آتشین » نیز نامیده اند چنان که امیر معزی، صائب و واعظ قزوینی در اشعار خود آن را گلی با رنگ سرخ آتشین تصویر کرده اند و گفته اند که گرچه سرخ است اما گل سرخ نیست و خوش بو هم نیست. اما در برخی دیگر از منابع آن را گلی زرد دانسته اند. پس چنان که پیداست در زمان‌های گوناگون نام « آذرگون » را بر گل‌های مشابه نهاده اند. در همین مورد در لغت نامه دهخدا زیر واژه‌های آذریون و آذرگون آمده است: « گلی باشد زرد که در میان زغب و پرزی با ریشه‌های سیاه دارد و خوش بوی نیست و ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانه بپراکنند ( از قاموس ). چنان که در آذرگون گفته شد آذریون معرب آذرگون است و اقوال فرهنگ نویسان مانند شعرا در معنی آن نهایت مختلف و مضطرب است، و آن را خیری و نوعی بابونه و سطردیقون و اقحوان و زبیده و کخله و گاوچشم و همیشه بهار و نوعی از شقایق و گل آفتاب پرست و امثال آن گفته اند. صاحب تحفه گوید: نباتی است میان شجر و گیاه بقدر ذرعی برگش بی زواید و نرم بقدر برگ جرجیر و با اندک زغبیت و گل‌های او بزرگ و پهن و مدور و زرد و رخشنده و در وسط او برگ‌های ریزه ٔسیاه مایل به سرخی و به غایت خوش منظر و همیشه رو به آفتاب دارد و به حرکت او دور می کند… و تشویش اقوال مؤلف اختیارات بر ارباب بصر پوشیده نخواهد بود – انتهی . و از این تعریف روشن می‌شود که آذریون همان گل است که اکنون آفتاب گردان نامند : و آذریون از حسد رخسار آتش رنگ او رخ بزرآب فروشست و به سان غمگینان از اوراق گلناری چهره زعفرانی بنمود. ( تاج المآثر …)از امثله فوق و نیز از مندرجات فرهنگ‌ها و لغت‌های طبی چنین مستفاد می‌شود که آذرگون را قدما به درستی نمی شناخته اند و یا این کلمه در امکنه و ازمنه مختلف معانی مختلف می داده است . از معانیی که برای این کلمه آورده اند همیشه بهار، خجسته، قسمی از شقایق که اطرافش خیلی سرخ و وسطش نقطه سیاه دارد، لاله، شقر، لاله ٔ دختری، آردم، گل آفتاب پرست، گاوچشم، خیری، کحله و زبیده است و گفته اند نوعی از گل است که بعضی به سرخی زند و برخی به زردی … ». و اما لامعی گرگانی ( از شاعران دوران ملکشاه سلجوقی ) نیز در ابیاتی آذرگون را با گلبرگ هایی زرد با میانه سیاه تصویر کرده است:

دو چشم خویش برافکن به چشم آذرگون / در این زمان و بر آماق او گمار آماق

به چشم بر مژهٔ زرد اگر نکو نبود / نکو بود سیه اندر میان چشم احداق

به این ترتیب اگرچه در برخی از فرهنگ‌های گیاه‌شناسی گاه « آذرگون » را به عنوانی صفتی برای گل هایی همچون شقایق، لاله، سیکلامن و همیشه بهار که به سرخی می گرایند، نیز به کار برده اند اما از آنچه در متون کهن فارسی دربارهٔ گل آذرگون یا آذریون برجای مانده چنین می توان نتیجه گرفت که این گلی است گرد و بزرگ با گلبرگ‌های زرد که گاهی نیز به سرخی می زند و با توجه به شواهد موجود به نظر آذرگون یا آذریون مورد اشاره در متون کهن ایرانی گونه ای از آفتابگردان یا همان « Sunflower » با نام علمی ( Helianthus annuus ) است که در اندازه‌های گوناگون و با رنگ‌های زرد یا سرخ یا ترکیبی از زرد و سرخ در طبیعت وجود دارد.

 

 

در نُهمین روز از آذرماه در گاهشمار زرتشتی که نام روز و ماه یکی می‌شود یعنی روز آذر در ماه آذر، جشن « آذرگان » برگزار می شود که در گاهشمار خورشیدی برابر است با سوم آذر ماه خورشیدی.

۱ آذر آذر جشن
۵ آذر روز بسیج مستضعفان
۷ آذر روز نیروی دریایی
۹ آذر آذر روز، جشن آذرگان
۱۰ آذر روز مجلس
۱۱ آذر اربعین حسینی [ ٢٠ صفر ]
۱۲ آذر تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
۱۲ آذر روز جهانی معلولان [ 3 December ]
۱۳ آذر روز بیمه
۱۵ آذر روز حسابدار
۱۶ آذر روز دانشجو
۱۹ آذر رحلت رسول اکرم؛شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام [ ٢٨ صفر ]
۲۱ آذر شهادت امام رضا علیه السلام [ ٣٠ صفر ]
۲۲ آذر هجرت پیامبر اکرم از مکه به مدینه [ ١ ربيع الاول ]
۲۵ آذر روز پژوهش
۲۶ آذر روز حمل و نقل
۲۹ آذر شهادت امام حسن عسکری علیه السلام [ ٨ ربيع الاول ]
۳۰ آذر جشن شب یلدا


جشن آذرگان

آذر روز از آذرماه برابر با 9 آذر در گاهشماری ایرانی
«نماز به تو ای آتش، ای بزرگ ترین آفریده ی اهورامزدا و سزاوار ستایش»
یسنا 62، بند 9

روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ِویژه ی همه ی آتش هاست و از احترام ویژه ای نسبت به سایر آخشیج ها (عناصر) برخوردار می باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.

در صفحه ۲۵۶ ترجمه ی آثارالباقيه از ابوريحان بیرونی درباره ی این جشن آمده است :
«… روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند …»

در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته اند.

در جشن های آتش مردم روی بام خانه ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می گیرند.
نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می نهاده اند. در این روز آتشکده ها  را آراسته  و آذین بندی می کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه ای برای جشن برگزار می کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره ی امور و دشواری ها به نتیجه ی مطلوب می انجامد.

آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه ای به شکلی آن را ستوده اند.

دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این باره دارد و نشان می دهد که چگونه همه ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می ستایند و از متمدن ترین کشورها در اروپا تا وحشی ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.

در نزد هندوان نیز، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی ها، «اَتره ون»(Athravan) می باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می شود است.

همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می شد خاموش گردد.

 

 

 


 

8 آذر 

29 نوامبر؛ روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین

در 29 نوامبر سال 1947 سازمان ملل قطعنامه ناعادلانه تقسیم فلسطین را تصویب کرد

 

8 آذر (29 نوامبر)، روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین
روز 29 نوامبر هر سال یادآور وقایعی تلخی مانند صدور قطعنامه تقسیم فلسطین است. این روز همچنین روز اعلام همبستگی با ملت فلسطین و انتخاب فلسطین به عنوان کشورعضو ناظر شورای امنیت سازمان ملل نیز به شمار می‌آید.

 

جهان همه ساله در 29 نوامبر در گرامیداشت منزلت مردم فلسطین و به مناسبت روز جهانی همبستگی با ملت فلسطین مراسمی را برپا می دارد. بیش از 60 سال از اشغال فلسطین گذشته است، اما گویی رنج و آلام مردم فلسطین تمامی ندارد و ادامه این ظلم و بی عدالتی همچنان چشم بشریت را تر می سازد.

 

در 29 نوامبر سال 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ناعادلانه تقسیم فلسطین را تصویب و به آن رسمیت داد. بر اساس قطعنامه 181تقسیم، فلسطین به دو پاره تقسیم شد و مجمع عمومی بخشی از آن را برای تشکیل کشور و دولت یهود و بخش دیگر را برای کشور و دولت فلسطین در نظر گرفت. هرچند قطعنامه ناعادلانه تقسیم بانادیده گرفتن فلسطینی بودن فلسطین و پیشینه این سرزمین با قدمت، نیمی از فلسطین را به مردم فلسطین ونیمی دیگر را برای صهیونیستها درنظر گرفت، اما در ماه می سال 1948 صهیونیستها حتی اختصاص نیمی از سرزمین فلسطین را نیز به ساکنان اصلی آن تحمل نکردند و با اشغال فلسطین، مانع از تشکیل کشور مستقل فلسطینی تا امروز شده اند.

 

در این راستا نیز هر چند مجمع عمومی در سال 1977 طی قطعنامه ای، روز 29 نوامبر را روز همبستگی با مردم فلسطین اعلام کرد، اما تاریخ همچنان به قضاوت درخصوص ظلم و ستمی نشسته است که سنگ بنای آن در مجمع عمومی و در قطعنامه تقسیم فلسطین گذاشته شد. اکنون پس از 60 سال، مردم فلسطین از ابتدایی ترین حقوقشان نیز محرومند. دهها هزار فلسطینی هنوز در کمپ های غزه و کرانه باختری زندگی می کنند.

 

سازمان ملل سال 1977 طی قطعنامه ای، 29 نوامبر را روز همبستگی با مردم فلسطین اعلام کرد

 

میلیونها آواره فلسطینی هنوز پس از 6 دهه درکمپهای سوریه، لبنان و اردن، روزگار خود را سپری می کنند. احداث شهرکهای صهیونیست نشین در بیت المقدس و کرانه باختری همچنان باروندی پرشتاب خانه های مردم فلسطین را مصادره می کند تا با بی خانمان کردن ساکنان کرانه باختری و قدس شرقی، فلسطینی ها را به کوچ اجباری وادارد. غزه نیز که به صحنه کارزار اشغالگران دربرابر مردم بی دفاع آن مبدل شده ،اکنون بیش از دو سال است در محاصره نظامیان اسرائیلی قرار دارد و اکنون مردم آن در تاریکی با فقر و بیماری و گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند.

 

پس از60 سال از اشغال فلسطین، غزه سندی گویا از جنایاتی است که بر مردم فلسطین رفته است و اکنون نیز پس از 6 دهه سازمان ملل که خود در رنج مردم فلسطین دست داشته است با سکوت و یا بی عملی خود تنها نظاره گر فاجعه انسانی درنوار غزه است.

منبع : cgie.org.ir – مجموعه: مناسبتها در ایران و جهان


 

 

نهم آذرماه، جشن آذرگان

 9 آذر 

جشن آذرگان
روز نهم هر ماه «آذر» یا «اَتر»(Atar) نام دارد؛ آذر ایزد ویژه­ ی همه­ ی آتش­هاست و از احترام ویژه­ای نسبت به سایر آخشیج­ها (عناصر) برخوردار می­باشد و «جشن آذرگان» جشنی دیگر از جشن­های آتش است در گرامیداشت این آخشیج و ایزد منسوب به آن.
ابوريحان بیرونی در صفحه ۲۵۶ ترجمه­ی آثارالباقيه درباره­ی این جشن می­آورد :
« … روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می­گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می­باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته­ای که به همه­ی آتش­ها موکل است ناميده شده، زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده­ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند … »
در «فرهنگ جهانگیری»، «برهان قاطع»، «مروج الذهب مسعودی» و «المدخل فی صناعة احکام النجوم» از کیا کوشیار ابن لبان با شهری جیلی، این جشن را «آذرخش» نوشته ­اند.
در جشن­های آتش مردم روی بام­ خانه­ ها آتش افروخته و آن روز را با شادی و شادمانی و پایکوبی و نیایش و فرآوری خوراک­های ویژه و «آفرینگان خوانی» جشن می­گیرند. نزد ایرانیان، جشن آذرگان از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده و همچون نوروز و مهرگان بر آن ارج می­نهاده­ اند.
در این روز آتشکده­ ها را آراسته و آذین بندی می­کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه­ای برای جشن برگزار می­کردند. نظافت و پاکیزگی، از جمله ستردن موی و چیدن ناخن در این روز نیک بود و معتقد بودند در این روز مشاوره و رایزنی درباره­ی امور و دشواری­ها به نتیجه­ی مطلوب می­انجامد.
آتش به طور عموم از روزگاران بسیار کهن تا به امروز مورد توجه همه­ی اقوام روی زمین بوده و هر قوم و طایفه­ای به شکلی آن را ستوده­اند.
دانشمند آلمانی «شفتلویتز»(Sheftelwitz) در کتاب خود «آیین قدیم ایران و یهودیت» نوشتار بسیار مفیدی در این­باره دارد و نشان می­دهد که چگونه همه­ی ملل جهان از هر نژاد آتش را می­ستایند و از متمدن­ترین کشورها در اروپا تا وحشی­ترین قبایل آفریقایی در ستودن این عنصر درخشان با یکدیگر شریک هستند.
در نزد هندوان، «آگنی»(Agni) اسم آتش و نام پروردگار آن است و در «ریگ ودا»ی هندوان و اوستای ایرانیان اسم پیشوای دینی هر دو دسته از آریایی­ها، «اَتره­ون»(Athravan) می­باشد که به مانک آذربان و آن کسی که از برای پاسبانی آتش گماشته می­شود است.
همچنان در «وستالیس»(Westalis) در رم قدیم دختری پاکدامن و دانا از خاندانی شریف به نگهبانی و زنده نگه داشتن آتش مقدس در معبد «وستا»(Westa) موظف بوده است و در مدت خدمتش که 30 سال بوده، می­بایست با کمال پاکی و پرهیزگاری و تقدس به سر برد و نگذارد آتش مقدسی که پشتیبان دولت رم تصور می­شد خاموش گردد.

منبع:irandeserts.com – مجموعه: مناسبتها در ایران و جهان

گرداوری گروه فن و هنر ایران زمین


 

منابع
اوستا ( کهن‌ترین سرودهای ایرانیان) ،  گزارش و پژوهش دکتر جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، 1375 خورشیدی.
بندهش، فرنبغ دادگی، گزارش و برگردان دکتر مهرداد بهار، انتشارات توس، تهران، 1385 خورشیدی.
فرهنگ اساطیر ایرانی بر پایه متون پهلوی، خسرو قلی زاده، نشر کتاب پارسه، تهران ، 1387 خورشیدی.
گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم رضی، انتشارات بهجت، تهران، 1380 خورشیدی.
فرهنگ رستنی‌های ایران، دکتر هادی کریمی، انتشارات پرچم، تهران ، 1381 خورشیدی.
گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی، دکتر بهرام گرامی، انتشارات سخن، تهران، 1386 خورشیدی.
لغت نامه، علی اکبر دهخدا، ج اول، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1372 خورشیدی.

اس ام اس 16 آذر روز دانشجو, اس ام اس تبریک روز دانشجو 16 آذر, اس ام اس تبریک روز دانشجو آذر 94, اس ام اس روز 16 آذر, اس ام اس روز آذر 94, اس ام اس روز دانشجو آذر 94

ادبیات در دوره ی قاجار

ادبیات در دوره ی قاجار

 

هنر دوره قاجاریه به هنر، معماری و تمام آثار هنری دوران سلسله قاجاریه که از حدود تاریخ ۱۱۶۰ هجری خورشیدی (۱۷۸۱ میلادی) تا تاریخ ۱۳۰۴ هجری خورشیدی (۱۹۲۵ میلادی) بر ایران حکومت می‌کردند اشاره می‌کند. رونق کارهای هنری در ایران یکی از آثار مثبت آرامش نسبی بود که در زمان حکومت آغا محمد خان و نوادگانش بر این کشور حاکم بود. با عروج او آشفتگی حاکم بر ایران به سرعت کاهش یافته و فرصت برای شکوفایی دوباره هنر فراهم گردید.

امروزه برخی هنرمندان معاصر ایرانی در چارچوب نوسنت گرایی تحت تأثیر زیبایی شناسی قاجار قرار دارند، از جمله آنها می‌شود به منیر شاهرودی فرمانفرمائیان،  شادی قدیریان،  آیدین آغداشلو، بهمن جلالی،  ، احمد ميرزازاده  ، لادن بروجردی و سیامک فیلی زاده،  اشاره کرد.

دوره‌ی حکومت قاجاریه بر ایران منشأ تحولات گسترده‌ای در جنبه‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی، اقتصادی و … در جامعه‌ی ایران شد. تحولاتی که تأثیرات ـ مثبت یا منفی ـ آن هنوز هم بخوبی در جامعه احساس می شود. و این تأثیر به حدی است که به جرأت می‌توان ادعا کرد که اگر کسی تاریخ قاجاریه را به دقت مطالعه نکرده باشد، هرگز قادر به فهم تحولات کنونی جامعه و ارائه تحلیل جامع و دقیقی از آن نخواهد بود.

جنبش ادبی
یکی از وقایعی که در دوره قاجاریه قابل بحث و بررسی است، جنبش ادبی در این دوره است که به بازگشت ادبی نیز مشهور شده است. با اینکه دوره‌ی بازگشت ادبی در حقیقت از اواخر عهد صفویه آغاز شده ولی دوره ی باروری و اشاعه و گسترش آن در عهد قاجاریه بوده است و در این دوره شعرا و نویسندگان بزرگی ظهور کردند که با اجتناب از سبک و اسلوب نویسندگان دوره‌ی صفوی که ویژگی آن بخصوص پیچیده نویسی و استفاده‌ی زیاد و بی رویه از لغات و ترکیبات و اصطلاحات عربی بود ، روش جدیدی را با بازگشت به روش نویسندگان قدیم ، چون بیهقی و … بنیان گذاشتند. که ادامه‌ی آن به ادبیات مردمی دوره‌ی مشروطه منتهی شد.
عواملی که موجب ایجاد تفکر بازگشت ادبی شده‌اند را محققین رشته‌های مختلف به شیوه‌های متفاوت مورد بررسی و تحلیل قرار داده‌اند، اما باید گفت که شاید مهمترین علت ایجاد ـ و یا بویژه گسترش ـ چنین سبکی در بیان نویسندگان و شعرای آن دوره، نیاز آنان به ایجاد ارتباط گسترده با مردم بوده است. مردمی که توان درک و فهم دقیق مطالب نویسندگان و شعرای دوره‌ی قبل از بازگشت ادبی را نداشته‌اند و این نیاز با تأسیس روزنامه‌های مختلف و نیز نیاز به ایجاد آگاهی در طبقات مختلف مردم در جریان نهضت مشروطیت و قیام‌های قبل از آن بوده است و شاید به همین دلیل است که می‌بینیم شاخص‌ترین چهره‌های این جنبش ادبی ـ بویژه در زمینه‌ی نثر ـ را کسانی تشکیل می‌دهند که در اصلاح افکار عمومی زمان خویش نیز نقش بسزایی داشته‌اند.
الف: علل بازگشت ادبی
اولین مسأله‌ای که در دوره‌ی بازگشت ادبی قابل بررسی است، مسأله‌ی علل و عواملی است که نویسندگان و شعرای این دوره را به اندیشه بازگشت می‌اندازد. البته این علل را محققین معاصر از دیدگاه‌های گوناگون مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند که می‌توان نظرات آنها را در دو گروه بزرگ طبقه بندی کرد. اول دسته‌ای که با نظر موافق به این جریان توجه کرده‌اند و دوم کسانی که با نظر مخالف به این تحول نگریسته‌اند و ما در اینجا ابتدا نظرات هر دو طرف را نقل کرده و سپس به نتیجه گیری خواهیم پرداخت.
« در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه و در عهد خودکامگی‌های نادر، فتوری کاملاً توجیه پذیر دامنگیر ادبیات است. ظرافت کاری‌ها و ریزه کاری‌های هندی فقط در آرامش مرگبار و دوران رژیمی منحط چون دوران سلسله‌ی صفویه که مخارجش صرفاً از راه کشاورزی تأمین می‌شد، می‌توانست رونق بگیرد، نه در بحبوحه‌ی اغتشاشات بزرگ وکوچکی که در سده‌ی 12/18 زخم‌هایی چنان کاری برکشور وارد ساخت. »
« ارتباط ایران با اروپا و آشنا شدن بعضی از افراد باسواد ایرانی با مظاهر تمدن علمی اروپا به توسعه‌ی نهضت ادبی و علمی ایرانی کمک کرد … دوران قاجاریه را هر چند که از لحاظ نهضت ادبی، خاصه شعر و شاعری، می‌توان دوره رنسانس اروپا در قرن چهاردهم و پانردهم میلادی دانست لیکن از لحاظ علمی بسیار فقیر است. »
« سبک پیچیده و سنگین و پر از ابهام نثر نویسی دوره‌های مغول و تیموری که تا عصر صفویه نیز رواج داشته است و بعضی از نویسندگان دوره افشاریه و زندیه نیز از آن پیروی کرده‌اند. در دوره قاجاریه بتدریج به ساده نویسی مبدل گردیده است. »
« گسترش و رواج این شیوه از شاعری { شعر برای مردم عادی } که همراه با عوامل دیگر موجد سبک هندی گردید. بمرور زمان و با سست شدن ارکان سلطنت صفوی و فتنه و آشوب افغان ( 1134 ـ 1148 ه‍. ق. ) و ظهور نادر شاه افشار ( 1148 ـ 1160 ه‍. ق. ) و دوران فترت بعد ازاو تا سلطنت کریم خان زند و تا ظهور و استقرار دولت قاجار (1193ه‍. ق. ) و آشفتگی حاکم بر اوضاع و احوال ایران بعلت ظهور بعضی از شاعران تنک مایه و کم ذوق، سیر قهقرایی در پیش گرفت و شعر فارسی دستخوش زوال و ناخوشایندی گردید و اصطلاحات بسیار زیاد عامیانه، اغراق‌های غیر قابل قبول، معانی متضاد و مبالغه آمیز، تشبیهات و استعارات دور از ذهن، شعر این دوره را از حالت طبیعی خود خارج نمود و زبان ناقدان سخن و صاحبان ذوق و هنر را به اعتراض گشود. ناخشنودی سخن سنجان و ادیبان از وضع موجود فکر تازه‌ای را بدنبال آورد و موجب رها کردن سبک هندی و شیوه جدید شعر و شاعری شد. ناقدان شعر معتقد بودند که شیوه شاعران سبک هندی مانند کلیم کاشانی و صائب تبریزی خلاف فصاحت و بدور از بلاغت است لذا بر همه شعرا فرض است که برای حفظ ارزش‌های ادبی به شیوه قدما که توأم با فصاحت و بلاغت بوده است، بازگشت نمایند. »
« این گروه { انجمن خاقان در دوره فتحعلی شاه } برای احیای ادب فارسی که از عهد صفویه راه انحطاط پیموده بود، بر آن شدند که از شیوه قدیم استادان نظم و نثر پیروی کنند. بر اساس این اندیشه دوره بازگشت ادبی آغاز شد. »
ادوارد براون علت بازگشت ادبی را از سویی عدم توجه ممدوحین به شعرای قصیده سرا و از سویی رابطه‌ی جدی شاعر با مردم و یا به تعبیری وقف شعر برای مردم از سوی شعرا می‌داند. نظراتی که نقل شد بیشتر بر این اساس استوار است که نهضت بازگشت ادبی در دوره‌ی قاجار امری محتوم و ناگزیر بوده و نهایتاً امری مطلوب تلقی می‌شود. زیرا زبان پیچیده و همراه با اغراق نویسندگان دوره‌ی صفوی و افشاریه و زندیه به سادگی نزدیک شد و به همین دلیل ارتباط اندیشمندان اعم از شعرا و نویسندگان با مردم تسهیل شد که ثمره ی این ارتباط نزدیک، رشد آگاهی‌های اجتماعی و سیاسی توده‌ی مردم بود که در نهایت به انقلاب مشروطیت منتهی شد.
از سوی دیگر گروهی از محققین علت توجه عده‌ای از شعرا به نهضت بازگشت ادبی را ناتوانی این گروه از سرودن شعر به سبک هندی می‌دانند و نه لزوم ساده نویسی:
« نهضت بازگشت، فقط به سان کودتایی بود برای ساقط کردن سلطنت انحصاری دودمان سبک هندی، که همه از آن به تنگ آمده بودند، و ایجاد ملوک الطوایفی در شعر و ادب، با این تفاوت که هیچ چهره درخشان‌تر از چهره‌های پیش پیدا نکرد سهل است که مشتی آدم‌های دروغین بوجود آورد. »
دکتر خاتمی که در کتاب خود بطور خاص به وضعیت ادبی دوره ی بازگشت ادبی پرداخته است، در تأیید این نظر اخوان می‌نویسد:
« این مجموعه بر آن است که با آوردن شواهدی از شعر دوره اول بازگشت ادبی نشان دهد که بر خلاف نظر شایع، شاعران دوره بازگشت ادبی، بعلت ناتوانی از تتبع سبک هندی به مخالفت با آن پرداخته‌اند و چون نمی‌توانسته‌اند مانند بزرگان سبک هندی، نازک اندیش و خیالپرداز و مضمون آفرین و لفظ تراش و ترکیب ساز باشند. لذا روی به سبک عراقی و خراسانی نهاده و البته که در شیوه قدما هم موفقیتی کسب نکرده‌اند. »
با توجه به مجموع استدلالاتی که از جانب موافقین و مخالفین نهضت بازگشت ادبی از محققین نقل شد. بطور اجمال می‌توانیم بگوییم که ممکن است که نهضت بازگشت به علت ناتوانی عده‌ای از شعرا و نویسندگان از سرودن شعر و نگارش نثر به سبک هندی و روش نویسندگان دوره‌ی صفوی و … ناشی شده باشد و یا نیاز نویسندگان به ارتباط نزدیکتر و مؤثرتر با توده‌ی مردم و یا عدم توجه پادشاهان و درباریان به شعرای مدیحه و قصیده سرا، علل ایجاد نهضت بازگشت ادبی شمرده شوند. اما نتیجه‌ی این نهضت بطور کلی به نفع توده ی مردم ارزیابی می‌شود. زیرا اگر این ارتباط نزدیک و با زبانی بدون پیچیدگی با مردم نبود، آگاهی توده ی مردم نسبت به وضعیت سیاسی، اجتماعی و … جامعه ی خود تا آن حد افزایش نمی‌یافت که در صدد تغییر نظام سیاسی کشور برآیند و از یاد نبریم که نهضت مشروطیت به تعبیری اولین حضور جدی توده‌های مردم برای ایفای نقشی مؤثر در تغییرات سیاسی و اجتماعی کشور بوده است و این همه مرهون افکاری است که به واسطه‌ی همین نهضت بازگشت ادبی با زبانی ساده در اختیار مردم قرار گرفته است.
ب: ویژگی‌های ادبی دوره‌ی بازگشت:
در خلال صفحات قبل درباره‌ی علل بازگشت ادبی مطالبی ذکر شد و در اینجا درمورد علت نامگذاری این جنبش به بازگشت ادبی و شیوه و محدوده ی کار در این دوره و نیز دیگر تحولات ادبی دوره‌ی بازگشت می‌پردازیم.
« رضا قلیخان در مقدمه مجمع الفصحاء تجدید حیات ادبی و بهبودی و سلامت ذوق شعری را از تشویق فتحعلیشاه دانسته است. خودش هم بتخلص خاقان اشعار می‌سرود و عده کثیری از شعرا را در دربار گرد آورد … شعرای اوایل این عهد را میبایستی در فصل سابق می‌گنجاندیم اما آن فصل بیش از حد مفصل شده بود و گنجایش نداشت. نقطه افتراق و اختلاف این گویندگان با شعرایی که بلافاصله پیش از آنها زندگی می‌کرده‌اند اینست که یکباره بتقلید استادان متقدم پرداخته و بسبک عرفی و صائب و شوکت و غیره پشت پا زدند … این نکته از دو راه ثابت می شود. شبلی نعمانی … می‌گوید شعر فارسی از رودکی شروع و بصائب ختم گردید و شعرای متأخر مثل قاآنی و … مقلد اساتید قدیم بوده‌اند خاصه فرخی و منوچهری. رضا قلیخان نیز همین نظر را دارد اما طور دیگری تعبیر می‌نماید. بنا بر رأی او شعر فارسی از چند قرن باینطرف رو به تنزل نهاده و در آخر دوره ماقبل قاجاریه بکلی فاسد و باطل گردیده بود و شعرای اوایل این عهد با عدم متابعت از سبک آنها و بازگشت بطرز گویندگان قدیم کاری پسندیده و لازم کردند و شعرای ذیل را از متقدمین می شمارد که مخصوصاً طرف تقلید واقع گردیدند: خاقانی، عبدالواسع جبلی، فرخی، منوچهری، رودکی، قطران، عنصری،مسعود سعد سلمان، سنایی، جلال الدین رومی، … ، فردوسی، نظامی، سعدی، … ، ناصر خسرو، ادیب صابر، تمام این شعرا قبل از سقوط خلافت عباسیان و هجوم مغول بدرود زندگانی گفته‌اند. »
« رسم گویندگان این عصر از لحاظ ذوق هنر پردازی تقلید از اعاظم متقدمین است بفرق اینکه بجای معانی اشعار و اقوال آنان عبارات متکلف اغراق آمیز گذاشته شد و از آن بدتر در مباحث مربوط بموضوعات جنسی انحراف خلاف فطرت رو داد. »
« شاعرانی که بعلت فراوانی ذکر حال و کارشان از حوصله این مقال خارج است اعتقاد داشتند که بایستی به سبک هندی که به رغم ایشان موجب سستی ارکان شعر و ادب فارسی بوده است پشت کرد و با بازگشتن به شیوه پسندیده قدما و استادان سبک عراقی، روح تازه‌ای به کالبد شعر فارسی دمید، این تفکر تا پایان دوره قاجاریه بشدت و قوت حاکم بود و تا این زمان پیروی از سبک هندی مذموم شمرده می‌شد … موضوعات و مضامین شعرای این دوره که مورد توجه گویندگان دوره بازگشت بوده است بیشتر توصیفات، مدح، وعظ و اندرز، مدایح و مراثی معصومین، داستانهای حماسی، تاریخی و دینی، داستانهای عاشقانه و غزل بوده است. »
« قالب شعر در دوره بازگشت فاقد هر گونه ابتکاری است و اگر از تصنیفهای اواخر دوره قاجار بگذریم، وزن شعر این دوره نیز حکایت از تحول و تازگی ندارد.
قصیده و غزل و مثنوی و قطعه و رباعی و دو بیتی و گهگاه مستزاد و مسمط از معمول‌ترین قالبهایی است که مورد توجه شاعران این دوره قرار گرفته است و از میان این قالبها، قصیده و غزل پرکارترند. قصیده را معمولاً به سبک خراسانی و به تقلید از عنصری و منوچهری و انوری و فرخی و خاقانی سروده‌اند و در غزل بیشتر پیرو سعدی و حافظ بوده‌اند. »
« شاعر درباری ضمن ستایشنامه‌های گزافه‌آمیز، این خداوندان غرق در نعمت و بیخبر از عالم هستی را به اعمالی که نکرده بودند و به صفاتی که نداشتند مدح می‌کردند و مادح و ممدوح، با اینکه ابتذال این گونه سخن را درمی‌یافتند، هر دو خرسند و دلخوش بودند. »

 

گروه فن و هنر ایران زمین تاسیس 1340 تهران محله قلهک است . ما تولید کننده دکوراسیون لوکس منزل بصورت سفارشی ساز هستیم . رد کردن