0 Items

از زمین پلاستیکی هیچ گیاهی سبز نمی‌شه. انتخاب شما به جای پلاستیک چیه؟

از زمین پلاستیکی هیچ گیاهی سبز نمی شه. 

حفاظت از محیط زیست٬ حفظ محیط زیست٬ محیط زیست٬
انتخاب شما به جای پلاستیک چیه؟

محیط زیست را حفظ کنیم . استفاده از نایلون و پلاستیک ها , محیط زیست را به خطر می اندازد

محیط زیست را حفظ کنیم . استفاده از نایلون و پلاستیک ها , محیط زیست را به خطر می اندازد

در هر ثانیه، همزمان با هر نفسی که می کشیم ۱۶۰ هزار کیسه پلاستیکی مصرف می شه، هر کدوم فقط برای ۱۲ دقیقه! 
از هر ۲۰۰ کیسه فقط یکی بازیافت میشه و باقی‌شان به طور متوسط به اندازه عمر ۱۳ انسان در طبیعت باقی می مونن. 

کره زمین فقط خانه ما نیست، خانه خاطرات ما هم هست. 
خاطراتمان را با پلاستیک دفن نکنیم. 
از همین امروز زندگی #بدون_پلاستیک رو شروع کنیم. 

پلاستیک تنها انتخاب ما نیست، می تونیم از همین 
امروز زندگی بدون پلاستیک رو شروع کنیم…

کره زمین فقط خونه ما نیست، خونه خاطرات ما 
هم هست. خاطراتمان رو با پلاستیک دفن نکنیم.

آیا چوب رز وود ممنوع است ؟ چوب بوبینگا چطور

آیا چوب رز وود ممنوع است ؟ چوب بوبینگا چطور

حفاظت از گونه های در خطر درختان

چوب رزوود٬ رزوود٬ فروش چوب رزوود٬ چوب بوبینگا

Bubinga

اگر نگاهی به آپدیت های CITES به روز شده  (به روز شده و موثر در 2 ژانویه 2017)، یک لیست جدید را نشان می دهد که نشان می دهد “Dalbergia spp.” و همچنین سه گونه Guibourtia که بیشتر به عنوان Bubinga شناخته می شوند ، همه ذکر شده در زیر ضمیمه دوم.

مهم است که توجه داشته باشیم که این گونه “Dalbergia spp.” – هرچند شاید در ظاهر نامتعارف گیاه شناسی لاتین تا حدودی بی ضرر باشد، جنبهی قدرتمندی را شامل می شود که در واقع “rosewoods” درست در معنای مناسب کلمه است (فکر می کنم چنین ستاره هایی مانند رزوه برزیل ، رزو شرقی شرقی و یا هندوراس رزوود ، فقط برای نام چند). این جنس همچنین شامل تعدادی از چوب های دیگر ستاره ای است که بسیار شبیه (و البته نزدیک به آن) به گل رز است، اما دارای نام واقعی گل رز نیستند. این شامل جنگل هایی مثلCocobolo ، Tulipwood ، Kingwood و African Blackwood می باشد ، فقط برای نام چند نفر.

آنچه در جهان در اینجا اتفاق می افتد؟
ابتدا، برخی از توضیحات لازم است.

منظور از “ممنوع” چیست؟ این بدان معنا نیست که به سادگی چوب صخره ای خود را به طور غیر قانونی یا کار با چوب کریستال یا حتی فروش چوب کریستی یا چیزهایی که از چوب کریسمس ساخته اید، غیرقانونی است. اگر شما یک کارمند چوب کاری هستید و شما بعضی از بوبنگا یا چوب طوسی دارید، باید به خوبی (یا حداقل، آنچه که در ابتدای سال 2017 انجام شد، هیچ تاثیری بر وضعیت فوری شما ندارد). به غیر از اینکه انجام می دهید برخی از چیزهای جدی (به عنوان مثال  گیتار گیبسون )، شما احتمالا نیازی به نگرانی در مورد هر نوع محقق خاصی که در اطراف خود در حال ضربه زدن به درب هستید و از دیدن قفسه سینه خود ناراضی است نگرانید.

پس چه می کند این تحول جدید چیست؟

این همه با یک سازمان به نام CITES آغاز می شود که کنوانسیون تجارت بین المللی گونه های در معرض خطر است. کلمه کلیدی در اینجا تجارت بین المللی است . این پیشرفت جدید تنها برای چوب هایی که ازمرزهای بین المللی عبور می کنند، تاثیر می گذارد . اگر چوب خود را در فروشگاه خود داشته باشید، خنک است و چیزی برای نگرانی در مورد آن وجود ندارد. اما پیش از این شما این پیشرفت را به عنوان هیچ چیز از یادداشت ننوشتید، باید توجه داشته باشید که بیشتر چوب های عجیب و غریب که سازندگان چوب استفاده می کنند از کشورهای دیگر می آیند و باید با عبور از مرزهای بین المللی مواجه شوند. پس چگونه می توان به شما رسید؟ کجا می خواهید چوب را ادامه دهید؟ این جایی است که همه چیز جالب است

آغازگر سریع در CITES

به طور خلاصه، CITES چیزهایی را که ممکن است به عنوان لیستی از گونه های در معرض خطر به حساب می آید که تجارت به گونه ای تنظیم یا محدود شده است. در حالی که ممکن است گروه های دیگر سازمان های نظارت بر محیط زیست یا سازمان هایی که یک درخت / چوب را به عنوان تهدید به انقراض گزارش می کنند (مانند IUCN ) باشد، گزارش یا مشاهداتشان بیشتر یا کمتر است: مشاهدات. آنها به هیچ وجه قانونی نیستند. CITES متفاوت است هنگامی که CITES قطعنامه را تصویب می کند، آن بیشتر یا کمتر قانون بین المللی می شود (حداقل در یک معنای کلمه). بنابراین، چوبداران و دیگران در صنایع چوب، باید توجه خاصی به آنچه که با CITES در حال انجام است، داشته باشند و دانش کاری را در مورد تاثیراتشان داشته باشند.

فهرست CITES به سه دسته مختلف تقسیم می شود که آنها به عنوان ضمیمه ها نامیده می شوند.

دالبریا نگری گیتار
عکس توسط موسی گونش / CC BY
ضمیمه I مقوله محدود کننده ای است و شامل گونه هایی است که در نظر گرفته اند که از بین می روند تهدید می شوند. احتمالا بهترین مثال چوب این است که بریج رزوود (Dalbergia nigra) است که شامل محصولات ساخته شده از چوب ساخته شده است. (ممکن است شما از داستان های ترسناک افرادی که گیتار های خود را در هنگام مصاحبه با آنها مصادره یا ضبط کرده اند، شنیده باشید.)
سطح بعدی آپاندیس دوم است و اساسا به عنوان پوشش گونه های آسیب پذیر که در معرض خطر هستند و نیاز به حفاظت دارند، توصیف می شود تا جلوگیری از گسترش آنها به وضعیت آپاندیس I در آینده باشد.
ضمیمه III حداقل محدود کننده است و معمولا فقط برای یک کشور منبع مشخص برای کمک به اجرای محدودیت تجارت در یک محیط بین المللی اضافه می شود.
CITES شامل نمایندگان تقریبا در مورد هر کشوری در سراسر جهان است و هر کشوری / نماینده به عنوان “حزب” نامیده می شود. هر سه سال یکبار، همه طرف ها با هم در همان “کنوانسیون احزاب” “یا یک CoP برای کوتاه. در طی این مدت، طرفین به طور بالقوه لیست های فعلی را ارزیابی می کنند (اگر یک گونه در حال بهبود است و دیگر نیازی به حمایت قانونی ندارد)، و نیز تعدادی از پیشنهادهای جدید را برای گونه هایی که می تواند به طور بالقوه به لیست اضافه شود و به حمایت بین المللی .

این سقوط در ژوهانسبورگ چه اتفاقی افتاد

از سپتامبر تا اکتبر 5، سال 2016، کنفرانس احزاب هفدهم (17 کنفرانس خبری) در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی برگزار شد و تصمیمات این نشست، در میان جوامع چوب خیزران کاملا متلاشی شده است. در میان چیزهای دیگر، سه نوع چوب اصلی وجود داشت که تحت حفاظت (محدودیت) تحت ضمیمه دوم CITES قرار گرفتند. آنها، به ترتیب صعودی به ترتیب ذکر شده اند:

Kosso (Pterocarpus erinaceus ) این چوب سخت معمولا در آمریکای شمالی دیده نمی شود، اما گونه ی Pterocarpus مربوط به Padauk است که بیشتر دیده می شود. در ظاهر، آن شباهت خیلی نزدیکی نسبت به مورینگ Hardwood مرتبط است . گاهی اوقات به عنوان چوب طوفان آفریقایی نامیده می شود، هر چند از نظر فنی، چوب چوب واقعی (که دقیقا به تنها گونه هایی از جنس Dalbergia) در نظر گرفته نمی شود.

Bubinga (Guibourtia demeusei، G. pellegriniana، و G. tessmannii) چوبهای بسیار دوست داشتنی چوب، شاید در بین محبوب ترین واردات آفریقایی در کنار گونه هایی مانند Zebrawood وMahogany آفریقایی . Bubinga علاوه بر شباهت نزدیک به گل رز واقعی، با طیف گسترده ای از الگوهای دانه شکل یافته دیده می شود و در قالب های متنوعی از جمله گیتار تا غرفه های پلاستیکی غول پیکر فروخته می شود.

گل رز و گونه های واقعی (Dalbergia spp.) در حالی که Bubinga به خوبی می تواند به عنوان هر یک به عنوان محبوب به عنوان هر چوب کاج در نظر گرفته، بخشی از وزن این فهرست در عرض آن است . این شاملتمام گل رز واقعی، در سراسر جهان، و همچنین تعدادی از دیگر چوب های معتبر موجود در جنس Dalbergia، مانند Cocobolo ، Tulipwood ، Kingwood ،  African Blackwood و  غیره

در آخرین نکته ممکن است به نظر می رسد کنجکاو برای محافظت از تمام جنبه ها، به ویژه از آنجا که تعدادی از گونه های Dalbergia وجود دارد که حتی Redlist IUCN طبقه بندی شده به عنوان “حداقل نگرانی” – Dalbergia arbutifolia ، D. assamica، D.Calycina و D. کانا، فقط برای شروع نامگذاری چند. اگر این مورد است، چرا تمام جنس را به افزونه ها اضافه می کنیم؟ چرا چنین اندازه گیری شدید؟

یک کلمه همه را توضیح می دهد
در معرض خطر بیش از حد ساده کردن مشکل، آن را به یک کلمه واژگون می کند تا همه آن را توضیح دهند: چین.

من نمی گویم که بسیاری از کشورهای جهان در ایالات متحده وجود دارد که ممکن است بیش از سهم مناسبی از گل رز ها استفاده کنند. اما در این مورد، آنچه که ممکن است جنبه “شدید” شامل تمام جنبه های Dalbergia را در ضمیمه II CITES در نظر بگیرد، این است که عمدتا به این دلیل است که در چین اتفاق می افتد.

چینی “hongmu” مبلمان

در حالی که من ادعا نمی کنم حتی به درک کامل از فرهنگ و سنت های چین نزدیک باشم، فکر می کنم اطلاعات کافی برای حداقل یک ایده کلی از آنچه اتفاق می افتد، ارائه کنم. داستان طولانی کوتاه، مردم چینی در مورد چوب کریستال بسیار مورد توجه قرار گرفته و از مبلمان چوب کریسمس لذت می برند. این بخشی از فرهنگ و سنت آنهاست و چوب نامیده می شود hongmu – که من اعتقاد دارم به معنای واقعی کلمه به عنوان “چوب قرمز”، اما احتمالا دقیق تر به عنوان “چوب کاج” نامیده می شود.

این “hongmu” به شدت مورد توجه قرار گرفته است، چین حتی دارای یک سند استاندارد است که به آنچه که گونه ها به صورت رسمی به عنوان hongmu شناخته می شود (شماره نشر GB / T 18107-2000) اشاره دارد. بر اساس این سند، هونگون به 8 دسته مختلف تقسیم می شود و در حال حاضر شامل 33 گونه می باشد. (لیست به احتمال زیاد به گونه ای است که گونه های جدید hongmu مورد بررسی قرار گرفته و به روز می شود.)
گونه Hongmu

Zitan (Pterocarpus santalinus)

با نگاهی به لیست فوق، برجسته ترین چوب ها در دسته های A و C (Zitan و Huanghuali) یافت می شوند. این جنگلها بومی مناطق یا نزدیک چین هستند. با این حال، بسیاری از جنگل ها در رده های ثانویه در آفریقا و آمریکای مرکزی یافت می شوند، که نشان می دهد که به عنوان منابع محلی hongmu منبع به طور فزاینده ای کم است، اثرات موج دار در این جنگل های سطح دوم دیده می شود.

با اشاره به پیشنهاد واقعی CITES که مسئول فهرستی از جنس Dalbergia بود، این سند به این شرح بود:

جنگلزدایی غیرقانونی یک مشکل شایع در آمریکای مرکزی است. به عنوان مثال، در سال 2003 تخمین زده شد که تا 85 درصد کل محصول در جنگل های وسیعی در هندوراس غیرقانونی بود. اطلاعات کمی در مورد حجم تجارت بین المللی وجود دارد، اگرچه چوب کک بوولو از منابع متعدد اینترنتی در دسترس است (Jenkins et al.، 2012). گزارش های گسترده ای از تجارت غیرقانونی در گلدان ها گزارش شده است که باعث افزایش نگرانی هایی در سال های اخیر شده است (Jenkins et al.، 2012). تصرف چوب غیرقانونی در گواتمالا نشان می دهد که یک حلقه قاچاق سازمان یافته وجود دارد که قادر به صادرات مقادیر زیادی است. تقاضا برای D. retusa از منطقه Darien از پاناما به عنوان “خارج از کنترل” با “صدها نفر از مهاجران غارت” گونه (Jenkins و همکاران، 2012) توصیف شده است.

در طول دوره 2011-2014، 38 بار و وسایل نقلیه با مجموع 906244 متر مکعب از تخته چوب Dalbergia (عمدتا تنه، چکان و جداول) از D. stevensonii، D. retusa و Dalbergia spp. (گزارش شده به عنوان rosul) منشاء غیر قانونی در گواتمالا مصادره شد (تقریبا دو برابر درختان CITES به عنوان صادر شده قانونی برای مدت مشابه گزارش شده است). به استثناء دو محموله که به هندوراس و السالوادور منتقل شده بود، تمام سایر محموله ها به آسیا منتقل شدند.
چیزی بزرگ اتفاق می افتد
بنابراین مشکل اینجاست: مبلمان چوب کلاسیک در حال حاضر کاملا خشمگین است. (شاید همواره در چین محبوب شده باشد، اما در حال حاضر، تعداد بسیار بیشتری از مردم وجود دارد که واقعا می توانند از این نوع مبلمان استفاده کنند.)

صندلی Huanghuali (Dalbergia odorifera)

بنابراین با بیش از 1.3 میلیارد نفر در چین و درصد رو به رشد ساکنان طبقه متوسط ​​که علاقه مند به مبلمان چوب کریستال هستند، این یک تقاضای بی سابقه است. ممکن است روند و حوادثی با درصد بالایی از مردم کشور مورد علاقه نوع خاصی از چوب و یا سبک نجاری، زمانی که شما انجام ریاضی بر  تعداد زیادی از افرادی که علاقه به چوب قرمز چوب وجود دارد، این نوع افزایش تقاضا است ، به نظر من، بدون رقیب.

پس چه اتفاقی می افتد وقتی تقاضا راه می رود، راه می رود؟ برای یک چیز، قیمت چوب برای پیروی از آن، به ویژه به دلیل کاهش مصرف انرژی، به وجود می آید. و با افزایش قیمت ها، مردم به دنبال روش های مختلفی برای به دست آوردن چوب کاج به چین خواهند بود. با این سطح از پول در حال تغییر به دست، با این سطح تقاضا، چیزهای بد باید اتفاق می افتد، به ویژه در میان کشورهای فقیر در کشورهای ثروتمند که برخی از این rosewoods به طور طبیعی یافت می شود.

پیشنهاد CITES این بود که بگویم:

تجارت Hongmu نیز به خشونت در کشورهای منبع و ترانزیت وابسته است. در غرب آفریقا، گونه Hongmu به علت ارتباط بین تجارت غیر قانونی Hongmu و قیام گروه های شورشی، به عنوان “blood valves” شناخته می شود؛ برای مثال، در Casamance سنگال، در ساحل عاج و در شمال نیجریه، در سرزمین های تحت کنترل گروه Boco Haram گروه افراطی مسلمان. در تایلند، بیش از 150 جنگنده ریزگردها، پلیس، سربازان و دروغ های غیرقانونی در طی جنگ های رزمی در سالهای اخیر در سالهای اخیر کشته شده اند (EIA، 2016).
این کاملا غم انگیز است که همه چیز باید به چنین نقطه ای برسد که مردم بیش از سیاهههای چوبی از بین می روند. امیدوارم بتوانید ببینید که چرا CITES و جامعه بین المللی به طور کلی نیاز به انجام کاری دارند. آیا این موضوع درست بود یا نه، آیا تاثیر قابل اندازه گیری بر روی این موضوع وجود دارد یا خیر. اما مطمئنا می توانید متوجه شوید که چرا برخی از اقدامات انجام شده است.

knockoffs چینی – در حال حاضر از جمله “چوب کریسمس”
پس چرا جنبۀ کل Dalbergia را محدود می کنی، حتی زمانی که تعداد گونه هایی وجود دارد که (طبق IUCN) به طور واضح در معرض خطر قرار گرفته یا حتی در معرض خطر استثمار هستند؟ من اعتقاد دارم که پاسخ دوگانه است.

اول، با توجه به قیمت عالی کالاهای اولیه چوب طلایی در چین، تقاضای کالاها و جایگزین ها را دنبال می کنند. این امر به ویژه به این دلیل است که منابع این چوب های اصلی از بین می روند و به دنبال شکار برای گونه های دوم و سوم هستند.

اما این یک خیابان دو طرفه است. علاوه بر یافتن گونه های جایگزین جدید و تلاش برای انتقال آنها به عنوان چیز واقعی، آن نیز گریزی می شود که در آن بازرگان می تواند به طور غلط شناسایی (گونه های قانونی حفاظت شده) گونه های باالتر به عنوان گونه های کوچک (حفاظت نشده) در حال حاضر در محل پیشنهاد CITES بیان می کند:

گونه ها تغییر می کنند، به گونه ای که گونه های تجاری منقرض شده اند، یک روش معمول است. به عنوان مثال، با انقراض تجاری D. odorifera در چین و Pterocarpus santalinus در هند، تجارت D. cochinchinensis به سرعت رشد کرد و به عنوان یکی از محبوب ترین گونه های Hongmo در جهان (EIA، 2016) تبدیل شد. با توجه به اینکه D. cochinchinensis بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته است، گونه های اصلی که در حال حاضر به تجارت Hongmu در آسیای جنوب شرقی آسیب می رسانند عبارتند از: D. Oleveri، D. bariensis، Pterocarpus macrocarpus و P. Pedatus (EIA، 2016). در سال 2014، حدود 229،796 متر مکعب از سیاهههای مربوط به D. oliveri در سطح بین المللی مورد فروش قرار گرفتند (EIA، 2016). گونه های بیشتری از Dalbergia وارد تجارت در سراسر جهان به عنوان سهام از زمانی که گونه های فراوان از بین می رود.

قاچاقچیان از هر گونه نقض قانونی برای قاچاق چوب غیرقانونی استفاده می کنند. قاچاقچیان بارها و بارها از شکاف فعلی موجود در فهرست CITES استفاده کرده اند و Dalbergia retusa را به عنوان Dalbergia bariensis غیرقابل کنترل و مشابه به نظر می رساند که نقض قوانین و مقررات ملی CITES (2016) است. در گواتمالا، اسناد همراه با گلوله های رز، معمولا صادرات به عنوان مواد بازیافتی (مانند کارتن، آشغال یا فلز قراضه) یا سایر گونه های چوب مانند Cupressus، Dialial و Miroxylum را ضبط می کنند. در مکزیک، سیاهههای مربوط به D. granadillo با گونه های دیگر در ظروف کشتی مخلوط می شوند تا حمل و نقل از مقامات مخفی شود زیرا مجوز ورود این گونه حفاظت شده وجود ندارد (PROCESO، 2014).
جایی که Bubinga به بازی می آید
یک یادداشت جانبی این است که چند نوع چوب دیگر نیز در ضمیمه دوم CITES همراه با گل رز:  Kosso و Bubinga ذکر شده است . هر دو محدودیت تقریبا به طور کامل نتیجه وضعیت در چین می شود. CITES پیشنهاد برخورد با Bubinga (فقط بعد از این پیشنهاد Dalbergia ذکر شده) بود به این می گویند:

جنگل های مختلف گونه Bubinga، که ویژگی های زیبایی شناختی آن نزدیک به گونه های چوب طلایی آسیایی است که بیشتر در سنت Hongmu مورد توجه قرار می گیرند، به تدریج به عنوان اولین گزینه انتخاب شده برای این بخش رو به رشد تبدیل شده است. در طول پنج سال گذشته، گسترش این “تقاضای هنگمو” برای عرضه بازارهای چینی منجر به علاقه بی سابقه ای به Bubinga در کشورهای تولید کننده اصلی آن، به ویژه در گابن و کامرون بوده است.
پس چه خطایی در Bubinga بود که به شدت محدود شد؟ نگران نباشید، این خیلی شبیه چوب کریستال بود.کوشو با همین سرنوشت، کاسو سرنوشت مشابهی را تجربه کرده است. گرچه این گونه اغلب در آمریکای شمالی دیده نمی شود، پیشنهاد CITES اظهار داشت: “اطلاعات موجود نشان می دهد که Pterocarpus erinaceus در سال 2015 بیشترین گونه های معروف” Hongmu “در سطح بین المللی است.”

چوب دشوار برای شناسایی
علاوه بر ماده استفاده از دودکش ها و جایگزین ها، مسئله بسیار عملی از شناسایی چوب قابل اعتماد نیز وجود دارد. اگر مقاله من را در حقیقت پشت شناسایی چوب بخوانید ، می دانید که قابل اعتماد شناسایی یک نمونه چوب به سطح گونه ها، کار ساده ای نیست، و در حقیقت، تضعیف DNA نیست، گاهی اوقات غیر ممکن است. این لزوما گسل آناتومیست چوب یا آداب و رسوم نیست که وظیفه شناسایی چوب است که در چوب خود ذاتی است. در حقیقت، ویژگی های منحصر به فرد و منحصر به فرد موجود در گونه چوب به تنهایی برای تمایز آن از گونه های مرتبط دیگر وجود ندارد. جنس Dalbergia، اگر چه پر از بسیاری از گونه های بسیار منحصر به فرد و افسانه است، هنوز هم هیچ استثنایی از این عیان ناپذیر است.

CITES پیشنهاددیدگاه های زیر در مورد گونه های Dalbergia را بیان می کند: “تمایز بین شناسایی و شناسایی گونه های فردی برای غیر حرفه ای و گاهی اوقات حتی برای متخصصان بسیار دشوار است و باعث می شود که مسئولان اجرایی و آداب و رسوم با نظارت و شناسایی CITES درخت Dalbergia و محموله های محصول. “توجه داشته باشید که کسانی که در این موضوع نوشتار و وزن می کنند، بعضی از متخصصان شناخته شده در جهان هستند که به آناتومی چوب می پردازند و حتی در میان این جامعه، شناسایی مناسب را به عنوان” بسیار دشوار . . . گاهی اوقات حتی برای کارشناسان “! ما در مورد جوش / شیمیایی در مورد یک نمونه چوب مشغول صحبت کردن، گرفتن قطعه نازک برشی از چوب، و بررسی ساختار چوب زیر یک میکروسکوپ.

به طور خلاصه، بسیار دشوار است به برخی از گونه های Dalbergia جداگانه، و بنابراین آن را معقول است که به سادگی پوشش پتو از تمام جنس. در غیر این صورت، راه حلی که بیش از حد بسیاری از آنها باقی خواهد ماند، باز می شود و گونه های مرتبط با آن به صورت غلط نامطلوب برای جلوگیری از پرچم در مرز قرار داده می شوند.

پیامدهای بزرگ در چاپ خوب
بنابراین برای خلاصه کردن: تمام جنس Dalbergia در ضمیمه II ذکر شده است، همراه با سه گونه Bubinga، و همچنین گونه Pterocarpus (P. erinaceus) که اغلب در شمال امریکا دیده نمی شود.

بقیه داستان در حاشیه نویسی است. اگر شما از ضمیمههای واقعی CITES استفاده کنید ، ممکن است تعداد کمی در کنار بسیاری از گونه های چوب ذکر شده مشاهده کنید. اینها همان چیزی است که CITES annotations می کند و می تواند به خوبی چاپ شود.

به طور پیش فرض اگر حاشیه نویسی در کنار لیست گونه وجود نداشته باشد، به طور کامل محدود می شود و همچنین تمام قطعات یا مشتقات درخت که شامل محصولات ساخته شده از چوب می باشد. بهترین مثال برزیل رز چوب است: فهرست آن به عنوان “Dalbergia nigra” در ضمیمه I حاوی حاشیه نگارشی نیست، بنابراین، همراه با اشیاء ساخته شده از چوب، از سفر / حمل و نقل بین المللی محدود است.

با سه نوع چوب برای 2017 اضافه شده است، کوزو هیچ حاشیه نویسی ندارد. این بدان معنی است که هیچ چاپ خوب، بد است (یا خوب، بسته به نظر شما در مورد کل ماده). بنابراین علاوه بر چوب چوب خام، حتی اگر محصولی از کوسو را در هر شکل یا فرم ایجاد کردید، نمی توانید از نظر قانونی مرزهای ملی را متصل کنید.

با این حال، جنگل های باقی مانده (گونه های Bubinga و Dalbergia) با شماره جدید 15 توضیح داده می شوند.

حاشیه نویسی # 15

تمام قطعات و مشتقات شامل موارد زیر می شود:

a) برگ، گل، گرده، میوه ها و دانه ها؛
ب) صادرات غیر تجاری حداکثر وزن کل 10 کیلوگرم. به ازای هر ارسال؛
ج) قطعات و مشتقات Dalbergia cochinchinensis، که توسط Annotation # 4 پوشش داده شده اند.
د) قطعات و مشتقات Dalbergia spp. منشاء و صادر شده از مکزیک، که توسط علامت گذاری شده # 6 پوشش داده شده است.
بنابراین آنچه که در حاشیه نویسه بالا ذکر شده است می تواند به عنوان معافیت (نقاط ضعف) به محدودیت های جدید در نظر گرفته شود. به طور پیش فرض، همه چیز از جدول خارج می شود، مگر اینکه معافیت ها اضافه شوند. نامه (الف) از میوه ها، دانه ها و دیگر محصولات از درخت سخن می گوید و برای کارگران چوب هم علاقه ای ندارد. نامه (ب) جایی است که همه چیز جالب است این موارد موارد غیر تجاری را که کمتر از 10 کیلوگرم برای هر حمل ونقل است، معاف می کند. (برای کسانی که در ایالات متحده هستند، 10 کیلوگرم به حدود 22 پوند کار می کنند.)

من اعتقاد دارم که این بند با ابزارهای موسیقی در ذهن افزوده شده است، اگر چه می توان آن را به دیگر اشیاء ساخته شده از گل رز ها اعمال کرد. اساسا، تا زمانی که مورد برای فروش نیست و فقط برای استفاده شخصی است، شما می توانید با آن در سطح بین المللی سفر کنید. بنابراین، به گیتارهای ساخته شده با چوب کریستال و دیگر اقلام با وزن کمتر از 22 پوند فکر کنید. خبر خوب این است که اگر شما یک آیتم ساخته شده از چوب کریستال داشته باشید، باید بتوانید بدون آن موضوع سفر کنید. اما خبر بد این است که اگر شما هر نوع چوب کریستال (یا به عنوان چوب، و یا به عنوان یک محصول نهایی) فروش می دهید، دیگر نمی توانید (به صورت قانونی) آن را از کشور خود حمل کنید.

در این مرحله لازم است تاکید شود که معافیت ها در حاشیه نویسی شماره 15 به ضمیمه I ذکر شده Dalbergia nigra (معروف به گل رز برزیل)، که هنوز هم به شدت کنترل می شود، اعمال نمی شود. این فقط برای گونه های تازه وارد شده در سال 2017 است که به آپاندیس II اضافه شده است.

نامه (الف) حاشیه نویسی شماره 15 در رابطه با زعفران سایام (Dalbergia cochinchinensis) است و اساسا حاشیه نویسی به جای # 4 به جای # 15 برای این گونه تغییر می کند. با نگاه کردن به حاشیه نویسی شماره 4، خیلی کم سخاوتمندانه است و تنها دانه و سایر محصولات درخت را معاف می کند، به نظر می رسد که سایام رزوود برای واژگانی غیر تجاری، کمتر از 10 کیلوگرم واجد شرایط نیست و تقریبا به اندازه محدود توسکا برزیل.

در نهایت، نامه (د) می گوید که گیاهان گل سرخ از مکزیک به طور خاص به جای شماره 15 جدید حاوی حاشیه نویسی شماره 6 قرار دارند که فقط “چوبها، چوب، ورق روکش و تخته سه لا” را محدود می کند. از مکزیک هنوز محدودیت دارد، اشیای ساخته شده از چوب کریستی (حتی برای فروش تجاری) برای حمل و نقل مناسب است، در صورتی که کشور منبع برای حمل و نقل مکزیک است.

سوالات همیشه ابتدا چک کنید
هر زمان دو کشور مختلف با فرهنگ و زبان های مختلف در تعامل هستند، سوء تفاهم و سوء تفاهم همیشه امکان پذیر است. این قطعا با حمل و نقل بین المللی از چوب و یا محصولات نیز صادق است. در حالی که من تلاش کرده بودم دقیق ترین و قابل اطمینان ترین اطلاعات مربوط به آخرین تغییرات در ضمیمه های CITES را ارائه کنم، هرگز نباید تنها بر اساس هر گونه حمل و نقل بین المللی مهم متکی باشند.

بهترین توصیه من همیشه به تماس مستقیم با سازمان های دولتی مربوطه و اطمینان از درک درستی از قوانین و مقررات است. CITES یک پایگاه داده بسیار گسترده ای از اسامی و اطلاعات تماس است که می توانید از آن برای برقراری ارتباط با مقامات مربوطه برای وضعیت خود استفاده کنید.
راه دیگری برای لذت بردن از گل رز …
با تمام محدودیت های جدید در گل رز، و کاهش منابع گیاهی گل رز در سراسر جهان، سخت شدن و سخت تر شدن روی چوب می شود. یک روز در آینده نه چندان دور تصور کنید که تقریبا تمام گونه های چوب کاج در موزه ها و مجموعه های گیتار قدیمی به جای فروشگاه های چوب دیده می شود. اما این بدان معنا نیست که شما نمی توانید لذت بردن از زیبایی چوب – این یکی از دلایل اصلی است که من ایجاد پوسترهای جهانی پوست، ادای احترام به جنس Dalbergia . این می تواند بافت و بوی واقعی گل رز درست را جایگزین کند، اما حداقل به زیبایی تصویری چوب چاپ شده در اندازه واقعی / 1: 1 واقعی نزدیک می شود.

منبع :

https://www.wood-database.com/wood-articles/rosewoods-bubinga-really-banned-cites/

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست

این لوگو برای اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و رده های مدیریت حفاظت شده در IUCN است.

این لوگو برای اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و رده های مدیریت حفاظت شده در IUCN است.

اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست که بیشتر با نام اختصاری «آی‌یوسی‌ان» (IUCN) شناخته می‌شود، سازمانی بین‌المللی با هدف حفاظت از منابع طبیعی در سراسر کره زمین است. این شامل جمع‌آوری داده‌ها و تجزیه و تحلیل، بررسی، پروژه‌های درست، حمایت، لابی و آموزش و پرورش است. مأموریت آی‌یوسی‌ان تأثیرگذاری، تشویق، و کمک به جوامع سراسر جهان برای حفظ طبیعت و حصول اطمینان به این که هر گونه استفاده از منابع طبیعی و محیط زیست یک بهره‌گیری عادلانه و پایدار است.

این سازمان در ۱۹۴۸ بنا نهاده شد و مقر آن در شهر ژنو در کشور سوئیس است. ۸۳ کشور، ۱۰۸ دولتی، ۷۶۶ مؤسسه غیردولتی، ۸۱ سازمان بین‌المللی و در حدود ۱۰٬۰۰۰ کارشناس و دانشمند با این سازمان همکاری دارند.

سازمان بین‌المللی حفاظت محیط زیست

 

گونه
سازمان بین‌المللی
بنیادگذاری
اکتبر ۱۹۴۸، فونتنبلو، فرانسه
مکان
رو موروانی ۲۸، ۱۱۹۶ گلان، سوئیس
تمرکز

دفتر آی‌یوسی‌ان در ژنو

دفتر آی‌یوسی‌ان در ژنو

حفاظت تنوع طبیعت و محیط زیست،تنوع زیستی در سطح جهانی

ماموریت

“نفوذ، تشویق و کمک به جوامع سراسر جهانی برای حفظ یکپارچگی و تنوع طبیعت و حصول اطمینان به این که هر گونه استفاده از منابع طبیعی و محیط زیست به صورت عادلانه و پایدار است.”:
درآمد
CHF ۱۱۴ میلیون
US$ ۱۱۶ میلیون (۲۰۱۳)
داوطلبان
۱۱٬۰۰۰
کارکنان
بیش از ۱٬۰۰۰ (در سطح جهانی)
عضوها
۱۲۱۸
وبگاه
www.iucn.org

اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت ( IUCN ؛ رسما اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی   ) یک است سازمان بین المللی کار در زمینه حفاظت از طبیعت و استفاده پایدار از منابع طبیعی . این در جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، تحقیق، پروژه های زمینه ای، حمایت و آموزش و پرورش درگیر است.ماموریت سازمان بین المللی مهاجرت به “نفوذ، تشویق و کمک به جوامع در سراسر جهان برای حفظ طبیعت و اطمینان از هر گونه استفاده از منابع طبیعی است که از نظر زیست محیطی و پایدار”.

طی دهه های گذشته، IUCN تمرکز خود را بیش از محیط زیست حفاظت کرده است و در حال حاضر مسائل مربوط به توسعه پایدار در پروژه های خود را شامل می شود. بر خلاف بسیاری از دیگر سازمان های بین المللی بین المللی، IUCN خود هدف خود را برای بسیج مردم برای حمایت از حفاظت از طبیعت نیست. این تلاش می کند تا با اعطای اطلاعات و مشاوره، و از طریق ایجاد مشارکت ها، اقدامات دولت ها، کسب و کار و دیگر سهامداران را تحت تاثیر قرار دهد. سازمان برای شناختن و انتشار فهرست قرمز IUCN گونه های خطرناک که به بررسی وضعیت حفاظت گونه های موجود در سرتاسر جهان می پردازند ، بیشتر به عموم مردم شناخته شده است .

IUCN عضویت بیش از 1400 سازمان دولتی و غیر دولتی دارد. حدود 16000 دانشمند و کارشناس به طور داوطلبانه در کار کمیسیون های IUCN شرکت می کنند. این کار تقریبا 1000 کارمند تمام وقت در بیش از 50 کشور کار می کند. دفتر مرکزی آن در Gland، سوئیس است .

IUCN دارای ناظر و مشورتی در سازمان ملل متحد است و در اجرای چندین کنوانسیون بین المللی حفاظت از طبیعت و تنوع زیستی نقش دارد . این در ایجادصندوق جهانی برای طبیعت و مرکز نظارت جهانی حفاظت شد . در گذشته، IUCN برای قرار دادن منافع طبيعی نسبت به بومیان مورد انتقاد قرار گرفته است. در سال های اخیر، روابط نزدیک تر خود با بخش کسب و کار باعث اختلاف نظر شده است.

IUCN در سال 1948 تأسیس شد. قبلا اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (1956-1948) و اتحادیه جهانی حفاظت (1990-2008) نامیده شد.

منبع : ویکی پدیا 

حفاظت از محیط زیست

سایتس

از گونه های پایدار در دکوراسیون چوبی استفاده کنیم

از گونه های پایدار در دکوراسیون چوبی استفاده کنیم

حواسمان به محیط زیست باشد .

شاید اگر 50 سال پیش اینهمه تقاضا برای پوست پلنگ نبود الان گونه های پلنگ ایرانی در حال انقراض نبودند .  چوب هم همینطور است .

جنگلداری پایدار

Brenco Exotic Woods 100٪ با قانون Lacey کنگره آمریکا مطابقت دارد. همه محصولات کفپوش ما پایدار هستند، از تامین کنندگان که دارای مهد کودک هستند، از هر نوع درخت در جنگل های محلی خریداری می شود.

ما در سرتاسر آفریقا سفر کردیم تا چوب کارخانه های خاصی را برای کار با آن پیدا کنیم؛ تنها شركت های محلی كه از جنگل های پایدار استفاده می كنند و احتیاج به نظارت محلی بر مدیریت جنگل های تجدید پذیر دارند مورد استفاده قرار می گیرند.

بعضی از چوب های ما کاشته شده رشد کرده و هر چیزی که در امتیازات جنگلی کاهش یافته است، انتخاب شده برای ترویج دوباره رشد است. درختان هرگز برداشت نمیشوند در صورتی که آنها کاشتند و برای هر درخت که برداشت می شود، یک کاشته می شود.

Lati، White Wenge، Yaya از انواع چوب افریقایی که درون چوب با بیرون چوب متفاوت است . Heartwood

Lati، White Wenge، Yaya
از انواع چوب افریقایی که درون چوب با بیرون چوب متفاوت است . Heartwood

نوروز باستانی ( عید نوروز )

نوروز باستانی

 

تبریک پیشاپیش عید نوروز٬ دکوراسیون عید٬ عید نوروز٬ عید نوروز چیست٬ عید نوروز در ایران٬ عید 1396

پیش از آنکه درباره جشن نوروز باستانی و آداب و رسوم مربوط به آن گفتگو کنیم, از ذکر نکته ای ناچاریم, و آن اینست که باید خودمان را در زمانی بگذاریم که مردم آن روزگار, اعتقاداتی درباره تأثیر ستارگان داشتند و نجوم با زندگانی آنان پیوسته بوده است, و اگر حساب دقیق در دست نداشتند, امور دینی و اجتماعی آنها به هم می خورده است و حتی کارهای روزانه شان را از پوشیدن جامه تا نوشیدن دارو بی مشورت منجم انجام نمی دادند

پیش از آنکه درباره جشن نوروز باستانی و آداب و رسوم مربوط به آن گفتگو کنیم، از ذکر نکته‌ای ناچاریم، و آن اینست که باید خودمان را در زمانی بگذاریم که مردم آن روزگار، اعتقاداتی درباره تأثیر ستارگان داشتند و نجوم با زندگانی آنان پیوسته بوده است، و اگر حساب دقیق در دست نداشتند، امور دینی و اجتماعی آنها به هم می‌خورده است و حتی کارهای روزانه‌شان را از پوشیدن جامه تا نوشیدن دارو بی‌مشورت منجم انجام نمی‌دادند. این اعتقادات طوری بوده که هیچ‌یک از دین‌ها هم نتوانستند مردم را از این خیالات و اوهام باز دارند در نتیجه این اعتقادات، نیاز بسیاری به ستاره شناسی و اختر شماری و علوم ریاضی برایشان پیدا شده بود.

برای علم و احکام نجوم و دانستن ساعتهای نیک و بد، نیازمندی بسیاری به اصطلاحات نجومی، نامگذاریهای روزها، چندین گونه نام ماه شمسی و قمری، دوره های طولانی و کوتاه نجومی شمسی و قمری بوده است و تمام این اصطلاحات در زبان فارسی وجود دارد که نظیر آنها را در زبانهای دیگر نمی‌توانیم پیداکنیم.

بیشتر زبانها برای ماهها «نام» ندارد و «شماره» دارند، برخی برای دوازده ماه، نام ده ماه بیشتر ندارند. اگر نام برای ماههای قمری دارند برای ماههای شمسی نام ندارند و ….

ماههایی که در تقویم‌های ایرانی، به نام رومی است، هنوز هم در قسمتی از کلیساهای اروپا با آن ماهها حساب می‌کنند. از اوایل میلاد تاکنون، چهار ماه، از سپتامبر تا دسامبر «شماره» دارد و پیش از میلاد هم دو ماه آن، که ماه پنجم و ششم باشد، «شماره» بوده یعنی روی‌هم رفته شش ماه رومی «نام» نداشته و «شماره » داشته است.

از نام ماههای رومی چنین درمی‌یابیم که نخستین آنها، مارس، و آخرین ماه سال نوری فوریه بوده است، در حالی که اکنون آغاز سالشان اول ژانویه و ماه دسامبر که به معنای «دهم» است «دوازدهم» به حساب آمده است.

از زمان پاپ گرگوار، در اواخر قرن شانزدهم است که این تقویم کنونی در بیشتر کشورهای اروپا معمول شده، ولی حتی تا دو قرن پیش تقریباً روز اول سال در انگلستان بیست و پنجم مارس بوده است.

برای دقت در حسابهای نجومی، منجمین ایرانی دوره‌های بسیاری داشتند و این دوره‌ها سه دوره است که در اینجا تذکر آن را لازم می‌دانیم:

۱) دوره ۱۵۰۸ سالی نجومی:

چون تمام حسابهای دقیق نجومی با واحد «روز» حساب می شود یک سال سیصدو شصت و پنج روزی بی کسر قرارداد کرده بودند، و در ۱۵۰۸ سال سیصدو شصت و پنج روزی این دوره تمام می‌شده و از نو شروع می‌گردیده است. این دوره و سالها و ماههای آن بنام «فرسی» یعنی غیر ثابت و گردان مشهورست. اصطلاح «فرسی» در نجوم به معنای «فارسی» یا آنچه مربوط به «فارس» باشد نیست.

چون سالهای فرسی ۵ ساعت ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه کوتاهتر از سال خورشیدی حقیقی است، مبدأ دوره فرسی در تمام فصول سال سیر می کند و در مدت ۱۵۰۸ سال فرسی، مجموع کسرها مساوی ۳۶۵ روز می شود. لهذا ۱۵۰۸ سال فرسی تقریباً مساوی ۱۵۰۷ سال خورشیدی کامل است. بدین معنی در آغاز هر دوره ۱۵۰۷ سال خورشیدی حقیقی، اول فروردین فرسی بر اول فروردین خورشیدی منطبق می شود (سال ۱۰۰۳ میلادی یکی از سالهایی است که روز اول فروردین فرسی بر اول فروردین خورشیدی منطبق بوده است). اهمیت این دوره برای رسیدگی به حسابهای دقیق نجومی بی‌اندازه است.

۲) دوره نجومی ۲۸۲۰ سالی:

در ۲۸۲۰ سال، زمان تحویل به همان ساعت و دقیقه و ثانیه‌ای برمی‌گردد که بوده است، یعنی اگر در سالی از سالها، در نقطه‌ای از نقطه های جهان ساعت تحویل ظهر باشد، یعنی از ۲۸۲۰ سال خورشیدی، ساعت تحویل در آن نقطه، همان ظهر خواهد بود.

۳) دوره ۱۹۳۲ سالی :

که در هر چهار سال یک روز کبیسه میکنند. این دوره شمسی و قمری است و بر اساس روزهای هفته و دوره دوازده سالی حیوانی (موش… خوک) و ماههای قمری نهاده شده است. در این دوره، برای آسان کردن حسابها، طول سال را ۳۶۵ روز و ۶ ساعت گرفته‌اند ـ چون به اندازه یازده دقیقه تقریباً ‌از سال خورشیدی حقیقی، این میزان درازتر است، در هر ۱۲۸ سال و ۷۳ روز، تقریباً یک روز، اول سال خورشیدی حقیقی زودتر از سال ربعی قراردادی واقع می‌گردد.

این دوره ۱۹۳۲ سالی از چند نوبه دوازده سالی و هشتاد و چهار سالی شمسی قمری درست شده است. اهمیت این دوره در حسابهای نجومی و تعیین تاریخها بی اندازه است زیرا که اگر مبدأ‌ این حساب، در یک نقطه نجومی دقیق با نصف‌النهار ثابت گذاشته شود می‌توان تاریخ تقویم‌هایی را که تاریخ سالش پاک شده است با کمال دقت پیدا کرد.

چند تقویم ایرانی در چین پیدا شده که از هشت قرن پیش از تاریخ میلادیست و در آنها روز اول نوروز خورشیدی و روز اول «نوسرد» که اول سال ربعی است و ماههای قمری با روزهای هفته و نام حیوانات دوازده‌گانه دیده می‌شود.

نخستین نوروز خورشیدی که از آن اطلاع دقیق داریم و حسابهای نجومی بر آن گذاشته شده، در سال چهل و سوم زردشت واقع گردیده است. در آن سال، ساعت تحویل مرکز آفتاب به حمل حقیقی (به افق نیم روز) ظهر سه شنبه نهم خرداد ماه فرسی و اول ماه قمری، و آغاز سال رسمی، صبح چهارشنبه دهم خرداد ماه فرسی بوده است. با داشتن این دو معلوم، یعنی یکی «روز سه شنبه» و دیگری که «نهم خرداد ماه فرسی» است، به این نتیجه خواهیم رسید که آن سال ۲۳۴۶ سال خورشیدی پیش از تاریخ هجری، و ۱۷۲۵ سال پیش از تاریخ میلادی معمولی بوده است.

چنان که در تواریخ آمده چون جم آمد و دین را تازه کرد، آن روز را «نوروز» خواندند. فردوسی گوید:

به نوروز نو شاه گیتی فروز

بر آن تخت بنشست در مزد روز

جهان انجم شد بر تخت وی

فرو مانده از فرّه بخت وی

بجمشید بر گوهر افشاندند

مر آن روز را روز‌نو خواندند

چنین روز فرخ از آن روزگار

بماند از چنین خسروی یادگار

به طوری که کتابهای نجومی تذکر داده‌اند جشن نوروز خیلی کهن‌تر از این بوده و درست ۴۸۰۷ سال خورشیدی پیش از رصد زردشت، روز سه شنبه اول فروردین فرسی، هنگام بامداد، مرکز آفتاب به نقطه اعتدال بهاری می‌رسیده است، یعنی در این سال، اول فروردین خورشیدی با اول فروردین فرسی منطبق بوده است.

باید تذکر داده شود که در زمان قدیم، ایرانیان دو نوروز می‌گرفتند. یکی نوروز ثابت خورشیدی که روز آغاز بهار باشد و دیگر نوروز فرسی، یعنی نوروزی که در تمام فصول سال سیر می‌کند. بیشتر زردشتیان دیندار، نمازهایش روزانه را هم با روزهای ثابت فصلی و هم با روزهای سیار فرسی می‌خوانده‌اند و می‌خوانند.

اکنون پیش از آنکه درباره آئین و آذین نوروزی مختصر بحثی کنیم از ذکر این مطالب ناگزیریم:

۱) چهارشنبه سوری :

می‌دانیم که پیش از نوروز، مردم برای چهارشنبه آخر سال مراسمی اجرا می‌کنند که بستگی کامل با نوروز دارد و بدان خیلی دلبستگی دارند. در بالا گفتیم که روز سه شنبه نهم خرداد ماه فرسی ، هنگام ظهر، تحویل مرکز آفتاب به نقطه اعتدال بهاری شده است. بنابراین نیمی از روز سه شنبه به حساب سال گذشته است و از ظهر به بعد به حساب سال آینده بشمار می‌آید. از اینرو شب چهارشنبه‌ای که آخر سال بوده و فردایش نوروز رسمی می‌شده ، جشن و سور بر پا می‌کرده‌اند، و این رسم یاد بودی از آن روزگارست .

۲) هفت شین:

یکی از مراسم نوروزی «هفت شین» بوده است :

جشن نوروز از زمان کیان

می نهادند مردم ایران

شهد و شیر و شراب و شکر ناب

شمع و شمشاد و شایع اندر خوان

در روایتهای مربوط به نوروز نوشته اند که خوردن عسل در نوروز برای تندرستی سودمندست و همچنین گفته اند که شکر و شراب هم در زمان جمشید و در نوروز پیدا شده است.

امروزه بجای هفت شین «هفت سین»بکار می‌برند، در صورتی که در عمل، از نظر مواد چندان تغییری در اصل داده نشده است.

۳) سیزده بدر:

در نخستین سال رصد زردشت، بعد از ظهر روز یکشنبه که روز سیزدهم ماه فروردین ثابت بهاری بوده با روز سیزدهم ماه قمری منطبق می‌شده و بدین رو در نزد منجمان، روز نحسی بشمار می‌آمده است، زیرا که ستاره شناسان قدیم، روز «استقبال»را که آفتاب و ماه روبروی هم واقع شوند نحس می‌دانستند و می‌گفتند که باید از کار دست کشید و از این جهت آن را سیزده بدر (یعنی سیزدهمین روزی که باید از خانه بدر شوند و به بیرون شهر بگذرانند)می‌خواندند. در کشورهای اروپائی و شمال آفریقا همین روز را در ماه اول بهار، با حساب ماه‌های قمری که موضعش ثابت نیست می‌گیرند و از یاد نبرده‌اند (جشن پاک paque یعنی گذر یا به در).

اکنون می پردازیم به آذینهای و آئین نوروزی . آگاهی ما از این جشن فرخنده و آذین‌هایش بیشتر از روزگار ساسانیان است، و رسم چنان بوده که بامداد نوروز ،شاه گرانبهاترین جامه‌های خود را غرق گوهرهای رنگارنگ بوده می‌پوشید و تاج مخصوص خود را بر سر می‌گذاشت.

از در مشکوی شاهی تا میان بارگاه که گذرگاه پادشاه بود سبزه‌ی تازه‌ی بریده می‌پاچیدند.

سران کشور و لشگر در دو سوی راه گذار شاهنشاه از در مشکوی تا کنار تخت بر حسب جاه خود صف می‌کشیدند . در این گذرگاه ارمغان های گوناگونی که از گوشه و کنار این کشور پهناور که مرزهای آنرا سیحون و سند و فرات آبیاری می‌کرد، آورده بودند و به ترتیب مناسبی چیده و منظم شده بود.

همین که شاه از مشکوی بیرون میآید همگی فریاد «شاد باش»بلند می کردند.

شاه از میانه دو صف و در زیر سایه‌ی چتر و روی سبزه‌ها با همراهان خود می‌گذشت و به ارمغانها نظر می‌انداخت و پیش می‌آمد تا بدرگاه میرسید.

پرده‌داران، پرده ابریشمی را که با حلقه‌های زرین به ستونهای مرمر آویخته شده بود بلند می‌کردند و شاه و اردبارگاه می‌شد و به سوی تخت زرین گوهر نشانی که روی پایه‌های مرمرهای رنگارنگ نصب شده بود می‌خرامید و از پله‌های آن بالا می‌رفت.

همین که شاه بر کرسی تخت زرین می نشست و آرام میگرفت کمان دار شاهی پیش می آمد، نماز می برد آفرین می‌گفت و یک کمان و پنج تیر را یک یک می‌بوسید و به دست شاه می‌داد.

در این هنگام بازدار شاهی، باز سفیدی را به نام شاه در ایوان کاخ به فال نیک پرواز می‌داد و بار دیگر فریاد «شاد بادش» بلند می‌کردند.

پس از این، کنیزکی ماه روی و افشان موی که جامه‌های زربفتش غرق گوهر رنگارنگ گرانبها بود پیش می‌آمد، نماز می‌برد، آفرین میخواند و سینی زرینی در دست داشت که در آن شکر و شیر و خرما و پنیر و نارگیل بود و آن را در برابر شاه می‌گرفت .

شاه کمی شکر در دهان می‌گذاشت و اندکی شیر مینوشید و از نارگیل و پنیر می‌چشید و برای شگون کمی از آنها را به دست خود به چند تن از بزرگان و آزادگان و آنانی که در آن سال مورد توجه خاصی شده بودند می‌داد.

سپس کنیزکی زیبا و دلربا، خندان و خرامان پیش می آمد، نماز می‌برد و آفرین می‌خواند و سینی سیمینی در دست داشت.

در آن سینی که کوزه ای زرین که در گردنش دانه های زمرد و زبرجد را به رشته زر کشیده بودند گذاشته شده بود.

کنیزک از آن کوزه، آب در جام زرین می ریخت و شاه برمی‌داشت و کمی می‌نوشید و دوباره آن را در سینی می‌گذاشت و دو انگشت خود را در آب فرو می‌برد و بیرون می‌آورد و بر روی کنیزکان می پاشید و لبخند میزد.

این دو کنیزک پس پس می‌رفتند و در دو سوی پایگاه تخت می‌ایستادند و همچنان سینی در دست داشتند و در این هنگام موبد موبدان که در یک دست جام می و در دست دیگر دسته خوید سبز پیش می‌آمد، در برابر تخت زرین نماز می برد و می‌گفت:

«شاها ، شهریارا، تاجدارا جشن فروردین به ماه فروردین است. یزدان پاک را آفرین خوان و ستایش کن که از راه دین کیان تو را دانایی و بینایی بکار، و فرّ فرمانروایی و جهان‌داری در گیتی بخشید.

رسم نیاگان را با همت والا و منش نیکو و دادگستری، هماره و همیشه به پای، و دانایان و هنرمندان را گرامی دار و بنواز، و بزرگان دین و کشور را بپرور، و مایه بد‌منشی و بدکاری را برانداز، تا کشور آرامش و آبادانی و افزودنی و فراخی یابد و فرّت بپاید و نامت به جاویدان بماند.

امید که بر این تخت زرین شادان و خوشخوی و سر سبز باشی، دیروانوشه زئی، و بسی چون این سالت به خوشنودی بیاید و به خرمی بگذرد.

اسبت به میدان، کامکار و پیروز، و تیغت بر دشمن تابان و کاری، بازت به شکار خجسته و گیرا، و زرت در گنجینه فراوان و در دیده پست، کاخ و سرایت آبادان، و کارت چون این تیر، راست، و تنت بسان این خوید سبز و خرم باد».

پس از این سخنان، موبد موبدان جام می را به نام «جم» مشهور بود به دست راست و خوید سبز را به دست چپ شاه می‌داد.

شاه برای شگون جام می را می‌نوشید و در آن نگاه می کرد و به موبد موبدان میداد و اندکی سر به زیر می‌انداخت و بر آئین زمان خود ستایش یزدان را می کرد و سر بر میداشت و می گفت: در راه بهبود کار کشور از همه یاری می‌خواهم.

در این هنگام، خاموشی سراسر بارگاه فرو می گرفت. ناگاه کودکی خوبرو و زبان آور، جست و چالاک بر در بارگاه پدیدار می شد و در دو دست خود سینی سیمینی داشت و فریاد می زد شاها، شهریارا، جوانبختا، مرا بار ده، بار ده.

شاه می پرسید: کیستی، از کجایی، با که بودی، همراه که آمدی، چه آوردی، کجا می‌روی.

شاها، شهریارا، تاجدارا، خجسته‌ام، از کشور پیروزی آمده‌ام تا سال نیک پی گذشته بودم، همراه مژده نیک‌بختی آمده‌ام سالی نو و پر شادی با خود دارم، به خرمی میگذارم . به شادی بپایان میآیم.

شاه فرمان می‌داد. اکنون در آی، درآی.

کودک خندان و خرامان با سینی سیمینی که در دو دست داشت به سوی تخت می رفت، آفرین می گفت و نماز می‌برد.

دور سینی دوازده قرص کوچک از آرد گندم و جو و برنج و عدس و نخود و لوبیا و ماش و باقلا و کنجد و ارزن و گاورس ، و پهلوی هر قرص طبقچه‌ایی با هفت دانه از ین حبوب چیده و در میان سینی چهار شاخه زیتون و انار و به، و هفت طبق درهم و دینار با سکه «افزون» و چند دسته گیاه اسفند نورسته سبز گذاشته شده بود.

کودک سینی را در برابر شاه نگاه می داشت و شاه روی همه دست می مالید و بعد سکه‌ها را به رسم دستلاف به کسانیکه در بارگاه بودند می‌داد.

در این هنگام ساز و نواز رامشگران آغاز می‌کردند.

نخست سرود ستایش شاه را می سرودند و می نواختند و از این پس سرود نوروزی، سرود دلاوران، سرود آفرین و سرود خسروانی به ترتیب نواخته می‌شد.

اینها سرودهایی بودند که در روز نوروز در پیشگاه شاهنشاه می نواختند ولی مردم در این روز بیشتر آوازهای باربد را می‌نواختند و به آن نواها خود را شاد و طربناک می‌گردانیدند.

باری در روز نوروز در پیشگاه شاهان، کنیزکان وریدکان، چندان سبزه و گل و گیاه، سیم و زر بر سر کسانی که برای شاد باش گویی به بارگاه پادشاهان آمده بودند می ریختند که گفته‌اند همه غرق گل و گیاه و سیم و زر می‌گشتند.

جشن نوروزی تا شش روز در سراسر کشور ادامه داشته است و روز ششم را که روز خرداد نام داشت نوروز بزرگ، و روز امید می‌نامیدند.

موبدان ایران را عقیده این بود که در روز نوروز بزرگ، خداوند ستاره مشتری را آفرید، و زردشت به درگاه هر مزد راز و نیاز کرد و کیخسرو به آسمان بر شد و روزی مردم و جنبندگان روی زمین در این روز سال قسمت می شود.

گرد آورده: علی‌قلی اعتماد مقدم

(بیشتر…)

کندوان کجاست؟

کندوان کجاست؟

کندوان کجاست؟

روستای كندوان

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

کندوان در 50 كيلومتري جنوب غربي تبريز؛ يكي از روستاهاي دهستان سهند مي باشد كه در 18 كيلومتري جنوب اسكو، در دامنه سرسبز سلطان داغي واقع شده است. اين روستا طبق سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، 137 خانوار و 750 نفر جمعيت دارد كه به كار كشاورزي و دامداري و صنايع دستي اشتغال دارند. آنچه به كندوان هويت باستاني داده وجود 117 خانوار و منزل مسكوني در درون توده هاي مخروطي و هرمي شكل صخره اي است. روستاييان كندوان داخل اين توده ها براي خود خانه مسكوني، آغل، انبار و كارگاه ايجاد كرده اند.
معماري صخره اي، حاكي از صحنه هاي مبارزه و جدال انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره هاي طبيعی است. در معماري معمولي، به وسيله مصالح ساختماني گچ، آهك و خشت، هيئت اصلي بنا را به وجود می آورند، در صورتي كه در معماري صخره‏اي فضاي مورد نظر در درون توده سنگ هويدا مي گردد و سنگ، مانند كالبدي، قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد مي كند.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوه هاي سهند؛ منظره ه‏اي در يكي از خوش آب و هواترين نقاط ايران ايجاد شده كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد. ده ها كران چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي شكل و دوك مانند؛ يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانه ‏هاي آتشفشان سهند و ديگر كوه هاي آتشفشاني اطراف، طي هزاران سال، مواد مذاب بيرون مي‏ جهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوسته‏اي از سنگ ایجاد گرديده است. توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران طي هزاران سال متمادي تغییر شكل داده و به فرم كران در آمده است. به تدريج قسمت هاي كمتر سخت كران ها ريخته و قسمت هاي سخت‏تر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كران هاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده، در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كران ها بلندتر و سالم‏تر باقي مانده است.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

در كندوان؛ شكل خارق العاده و چشمگير و خاص طبيعت است كه انسان را به سوي خود كشيد. به خصوص انساني را كه سرگردان گشته و براي دفاع از زندگي خود در جستجوي پناهگاه امني است. در اين مورد احتمالا حمله مغولان سبب شد كه مردم روستاهاي اطراف و بخصوص “حيله ور” از موقعيت طبيعي كران ها استفاده نموده به تدريج درون كران ها را خالي كرده و در آنها مستقر شوند. بدين ترتيب هم خود را از نظر مقابله با بيگانگان در امان ديدند هم سكونت در كران ها را در تابستان و زمستان برای مقابله با سرما و گرما كاملاً مطبوع يافتند.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

آنچنان که آنوبانینی مشاهده کرد؛ روستاي كندوان داراي مسجد، حمام، مدرسه و آسيا مي باشد که كران مسجد يكي از بزرگترين كران هاي روستا را تشكيل داده است. به دلیل  شكل مخروطي خاص، اغلب كران هاي داراي طبقات مختلف، از داخل با يكديگر ارتباط ندارند. كران ها عموما داراي دو طبقه بوده و در بعضي موارد سه و حتي چهار طبقه نيز در آنها ايجاد كرده اند.

ارتباط طبقات بالايي كرانها با خارج، از طريق پلكان های بسيار زيبايي از بدنه خود كران تامين گشته است. طبقه هم كف، اكثرا اصطبل بوده و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده می شود. در بعضي موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نيز استفاده كرده اند. آبريزها اكثرا در كنار معابر و در خارج از كران ها و محيط مسكوني قرار داشته و هر چند خانواده به طور مشترك داراي يك آبريز هستند. آبريزها اكثرا داراي چند محل نشيمن و انباره مي‏باشد كه بستگي به شيب زمين دارد. به خاطر قطر و ضخامت زياد كران ها، ايجاد نورگير در طبقات پايين كار بسيار مشكلي است، بدين مناسبت نورگيرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شكل شطرنجي و در آنها قطعات كوچك شيشه تعبيه شده است.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

آثار معماري صخره اي در اغلب نقاط جهان به چشم مي خورد که در اکثر آنها اکنون دیگر سکنه ای زندگی نمی کند؛  ولي معماري صخره اي از نوع كندوان فقط در يك منطقه ديگر در روي زمين ايجاد شده و آن در دره زيباي گورمه تركيه است. البته وسعت منطقه معماي صخره اي در دره گورمه در حدود 15 الي 20 برابر كندوان آذربايجان شرقی است.

 روستای کندوان به‌ سبب شکل خانه‌های موجود در آن که همچون کندوی عسل در دل کوه کنده شده‌اند، جاذبه گردشگری فراوانی دارد و از شگفت‌انگیز‌ترین روستای ایران است.

کندوان از معدود روستاهای سنگی جهان است که در استان آذربایجان شرقی، در بخش مرکزی شهرستان اسکو قرار دارد. معماری بومی روستای کندوان معماری صخره‌ای است، این روستا به سبب ویژگی معماری صخره‌ای و بافت مخصوص آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. کندوان یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است که این موجب جذابیت بی‌نظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی آن یک استثناء در دنیا به حساب می‌آید.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

آنچه به کندوان هویت باستانی و تاریخی می‌بخشد  در حقیقت وجود ۱۱۷ خانواده و منزل مسکونی درون توده‌های مخروطی و هرمی شکل صخره‌هاست. می‌توان گفت وجه تسمیه کندوان به خاطر خانه‌های کندویی شکلی است که در دل این صخره‌های مخروطی قرار گرفته‌اند.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

معماری صخره‌ای، حاکی از صحنه‌های جنگ و جدال انسان با طبیعت و در خدمت گرفتن صخره‌های طبیعی است. در شیوه معماری معمولی، از مصالح ساختمانی گچ، آهک و خشت، هیئت اصلی بنا را به وجود می‌آورند، در صورتی که در معماری صخره‏ای فضای مورد نظر در درون توده سنگ هویدا می‌گردد و سنگ، مانند کالبدی، قشری مستحکم در اطراف این فضا ایجاد می‌کند.

زمان سفر برای بازدید از  کندوان چه فصلی از سال است؟

زمان مناسب برای برای دیدن این روستا از انتهای اسفندماه تا ابتدای آبان‌ماه است. اما این موضوع بدین معنا نیست که زیبایی این روستا در بقیه سال کاهش می‌یابد بلکه به علت شرایط جوی راحتی بازدید از منطقه کم می‌شود.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

از چه مسیری به دیدن این روستا برویم؟

جهت عزیمت به روستای کندوان، از شهر تبریز به سمت اسکو حرکت کنید. از شهر اسکو به سمت جنوب ادامه مسیر  دهید تا با گذشتن از شهر اسفنجان و روستای کهنمو به این روستا برسید. فاصله تبریز تا اسکو حدود 30 کیلومتر و اسکو تا کندوان حدود 18 کیلومتر است.

http://hipersia.com

كندوان، روستاي صخره‌هاي پايدار
حداقل مي‌دانيم كه اين مردمان از 6000 سال پيش اين‌گونه زيسته‌اند. در بستري از آب و رويش، در زمستان‌هايي سرد، با بهاري پرشكوفه و در هوايي پر از اكسيژن ناب و در ميان صخره‌هايي كه شايد نمي‌توان قدمتي براي آن نام نهاد و در طول تاريخ اين صخره‌هاي سخت در برابر استواري و صبوري اين مردم نرم گشته‌اند و كوه سينه گشوده و مامن اين مردمان شده است.

خانه‌هايي با درهايي گشوده به وسعت مهرباني با قدمتي به بعد زمان، نه آهني و نه آجري. هر چه هست عطيه طبيعت است در ميان كوه‌هاي سربه فلك كشيده و استواري صخره‌ها بر دامن سهند، رودخانه، كوهستان و رنگين‌كمان.

از تبريز به اسكو

همه ما بيش از هر چيز تبريز را با نام شمس مي‌شناسيم، هر چند اين شمس سرانجام در تاريخ گم شد و بسياري برآنند كه نام او را حال با هر هدفي اعم از بازرگاني و تجارت يا عشق به او دوباره زنده كنند، اما در هر صورت تبريز است و شمس، اما تبريز اين هست و البته برتر از اين است، «تب‌ريز» شهري منحصر به فرد كه مجموعه‌اي از منحصر به فردها را در اطراف و اكناف خويش جمع كرده است.

براي سفر به كندوان، از تبريز آرام آرام بايد به سمت اسكو در دامنه سهند حركت كرد؛ اسكو نيز علي‌رغم اين‌كه شهري كوچك است ولي شهري است كه از بسياري جهات زبانزد خاص و عام است، مثلا اين‌كه اسكو شهر بركت است با نان‌هاي دلپذير سنتي كه هر جا باشيم مشتاقيم سفره‌مان با اين نان‌هاي لذيذ طعم و رنگ بگيرد.

اسكو در جنوب شرقي تبريز واقع شده است، اگر با قطار، هواپيما يا وسيله شخصي خودتان به تبريز سفر كرده‌ايد، براي بازديد از كندوان بايد به سمت اسكو حركت كنيد. پيش از سفر به سمت اسكو و كندوان، تبريز خود ديدني‌هايي دارد: خانه مشروطيت، بازار تبريز، مسجد كبود و البته مزار شهريار كه روحش شاد باد:

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

بي‌وفا حالا كه من افتاده‌ام از پا چرا

و باز هم شهريار كه چه نيك سروده است:

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

كه به ما سوا فكندي همه سايه هما را

و…

آري تبريز خود ديدني‌هايي دارد كه هر يك در نوع خود يگانه زمان خويش بوده‌اند و هم‌اكنون نيز همچون گوهري بر تارك ادب، فرهنگ و هنر تبريز، اين شهر عاشقان مي‌درخشند و در اين مجال بيش از اين فرصت پرداختن به آن نيست.

براي رسيدن به كندوان از اسكو بايد عبور كرد، آرام آرام در دل كوه بايد پيچيد، مسيري كوهستاني، كوه سرسبز سلطان داغي را بايد 18كيلومتر طي كرد تا به روستايي منحصر به فرد رسيد.

كندوان در مسير تاريخ

روستاي صخره‌اي كندوان از نوادر دوران است. بسياري بر اين باورند كه تاريخ شكل‌گيري اين روستا به بيش از 6000 سال پيش بازمي‌گردد و همين امر به جهت باستاني بر اهميت اين روستا افزوده است. گذري در اطراف روستا نيز بيانگر همين قدمت است و حتي در برخي قسمت‌ها مشخص است كه مردم در دوره‌هاي زماني مختلف محل زندگي خود را تغيير داده‌اند و به سمت ديگري از كوه حركت كرده‌اند.هنگامي كه به كندوان قدم مي‌گذاري، مينياتوري از طبيعت و تاريخ در كنار يكديگرند. آبگرم‌هاي معدني كه ساليان سال است از دل زمين مي‌جوشند و به بركت آب فراوان و بارندگي‌هاي منطقه آذربايجان، دوام و بقا داشته‌اند.

در سفربه كندوان، فرصتي دست داد تا كمي با مردم بومي و بويژه زنان آن سخن بگويم. زبا نشان غالب تركي است، به اندازه‌اي كه بتوانم با مخاطب ارتباط برقرار كنم، به تركي مسلطم. زنان ترك، آداب و رسوم خاص خود را دارند كه البته همين امر يكي از ويژگي‌هاي منحصر به‌فرد آذربايجان محسوب مي‌شود.

هنوز سنت، حرف اول را مي‌زند، زنان در پس پرده‌اي از حجب و حيا سخن مي‌گويند، آرام و متين؛ حتي‌المقدور با نامحرم سخن نمي‌گويند، هنگامي هم كه مجبور به سخن گفتن هستند، روسري‌هاي رنگي و خوش‌نقش‌شان به عنوان حايل مسير گفت‌وگو برايشان نقش ايفا مي‌كند.

اعظم 24ساله، فوق ديپلم دارد، تحصيلات دانشگاهي را در اسكو گذرانده، هنوز لهجه شيرين تركي در پس آرام صدايش نهفته است. او به روستاي صخره‌اي خود افتخار مي‌كند و مي‌گويد: كندوان روستايي قديمي است، من از اين‌كه به اين روستا تعلق دارم خوشحالم، وقتي كه تابستان مي‌شود و مسافران به اين روستا مي‌آيند گويي كه روستا جان دوباره مي‌گيرد. در خانه‌هاي ما به روي گردشگران باز است، ما دوست داريم كه آنها با فرهنگ ما آشنا شوند.

وي همچنين معتقد است وجود گردشگر، اقتصاد زندگي آنها را نيز تحت تاثير قرار داده است و در همين ارتباط مي‌گويد: وقتي گردشگر مي‌آيد ما مي‌توانيم صنايع دستي خود را بفروشيم و همچنين محصولات باغي و خشكبارمان نيز بهتر به فروش مي‌رسد.

كندوان يگانه در دنيا

به طوركلي، 3 روستاي صخره‌اي در دنيا شناسايي شده است، روستاي كاپادوكيه در تركيه و داكوتا در آمريكا و كندوان كه البته در بين اين روستاها، هم‌اكنون تنها روستاي كندوان در ايران، داراي جمعيت مسكوني است و 2 روستاي مشابه خالي از سكنه است.

شكل خانه‌هاي كندوان استوانه‌اي شكل است كه در درون صخره‌ها تراشيده شده است و برخي نيز شكل كلي روستا را به كندوي عسل تشبيه كرده‌اند.

سوغات كندوان

هنگامي كه از عسل سخن مي‌گوييم ناخودآگاه موضوع سوغات در ذهن‌مان نقش مي‌بندد. يكي از مهم‌ترين سوغات‌هاي كندوان همين عسل است، حتي در مسير نيز وقتي به سمت روستاي كندوان حركت مي‌كنيد، مي‌توانيد كندوهاي عسل را مشاهده كنيد.

خشكبار نيز سوغات سنتي آذربايجان است و به بركت آب و هواي مناسب در سراسر منطقه آذربايجان مشاهده مي‌شود. اگر فصل تابستان باشد مطمئن باشيد با انواع ميوه‌هاي تازه مانند زردآلو، آلبالو و… به استقبال شما مي‌آيند و اگر هم فصل پاييز، زمستان يا بهار باشد و درختان بي‌بار باشند، آنگاه انواع قيصي، آلو، گردو و گاهي اوقات بادام و فندق در سراسر اين منطقه يافت مي‌شود.

انواع بافته‌ها نيز كه بيشتر دسترنج زنان اين سرزمين است در كندوان نيز يافت مي‌شود و در جاي جاي روستا عرضه مي‌شود.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

هر چند كه آب كندوان را نمي‌توان جايي ارمغان برد، اما چشمه‌هاي آب طبيعي كندوان نيز از جمله منابع خاص اين منطقه است و براي مداواي بسياري از بيماري‌هاي كليوي آب آن مفيد است.

هتل صخره‌اي كندوان

باتوجه به ويژگي‌هاي روستاي كندوان، هم‌اكنون اين روستا به عنوان يك هدف گردشگري استان آذربايجان شرقي تعريف شده است و به همين سبب سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين سال‌ها تلاش كرده است تا امكانات به نسبت مناسبي را براي گردشگري اين روستا اختصاص دهد.

روستای کندوان؛ خانه هایی در دل کوه

هتل صخره ای کندوان

هتل صخره‌اي كندوان از جمله اماكني است كه به منظور گسترش گردشگري در اين منطقه تاسيس شده است. اين هتل علاوه بر اين‌كه مكاني اقامتي محسوب مي‌شود، خود برآيندي از جذابيت‌هاي روستاي كندوان محسوب مي‌شود، چرا كه با اقامت در اين هتل مسافران تجربه زندگي در دل صخره‌هاي سهند را پيدا مي‌كنند.

خداحافظ كندوان

هنگامي كه دل به سفر مي‌سپاريم، تجربه‌هاي متعددي را مي‌توانيم در دفتر زندگي خود ثبت كنيم. يك زمان ابيانه است و كوچه‌هاي بدون بن‌بست، يك زمان كوير مصر مي‌شود و شب و سكوت ، يك زمان مي‌شود جنگل‌هاي انبوه گيلان و ساحل گيسوم و يك روز نيز نوبت به كندوان مي‌رسد؛ تركيبي از صخره و كوه و رودخانه‌اي كه در پايين دست روستا در حال گذار است و تو مي‌تواني از فراز صخره‌ها آن را به نظاره بنشيني و كندوان با پله‌هاي دست ساخت طبيعتش آنقدر زيبايي در دل نهان دارد كه مي‌توان چند روز متمادي به آن دل سپرد. آشنايي با فرهنگ صخره‌نشينان كندوان نيز جالب توجه است.

فرهنگ آذربايجان و زبان تركي در سايه‌سار نسيم مي‌تواند تجربه يك سفر متفاوت را رقم بزند، فقط كافي است كه در برنامه‌هاي سفر خود برنامه سفر به تبريز، اسكو و كندوان را بگنجانيم و البته در اين منطقه آنقدر جذابيت و ديدني وجود دارد كه چند روز متمادي مثلا يك تعطيلات نوروزي يا تابستاني را بتوان به سفر به اين منطقه اختصاص داد.

http://www.garnafa.blogfa.com

WhatsApp chat